This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ششم دی ماه، پانزدهمین سالگرد عاشورای ۸۸ است. یکی از جانباختگان آن روز امیرارشد تاجمیر است
#امیر_ارشد_تاجمیر
#عاشورای۸۸
⚡️@bardegi57
#امیر_ارشد_تاجمیر
#عاشورای۸۸
⚡️@bardegi57
❤27😭5❤🔥3👍2
ششم دی ماه، پانزدهمین سالگرد عاشورای ۸۸ است. یکی از جانباختگان آن روز امیرارشد تاجمیر است.
#امیرارشد_تاجمیر متولد ۱۳۶۳ ، فرزند کوچکِ #شهین_مهینفر، گوینده و مجری با سابقهٔ رادیو و تلویزیون ایران بود و همچنین امیر ارشد به عنوان صدابردار در رادیو مشغول به کار بود.
ظهر روز ۶ دی ۱۳۸۸ مصادف با عاشورا، با وجود گذشت چند ماه از انتخابات دهم ریاست جمهوری، معترضان به نتایج انتخابات مجدداً به خیابان آمدند. امیرارشد نیز در بین معترضان، در میدان ولیعصر تهران بود. به گفتهٔ مادرش، در میانهٔ درگیریها امیر ارشد صدای فریاد چند زن را میشنود که زیر دست و پای مأموران باتوم به دستگیر افتادهاند و فریاد میکشند. یکی از مأموران زن جوانی را روی کف سیمانی خیابان میکشاند و دیگری با باتوم به جانش افتاده است.شهین مهینفر از قول دخترانی که امیر ارشد به کمکشان رفته، ماجرا را بدین صورت شرح داده است: مردم هو میکردند وقتی اینها کتک میخوردند. امیر ارشد فریاد زد آخه هوی شما چه دردی را از اینها دوا میکند. اینها خواهر و مادر ما هستند، نجاتشون بدهیم. امیر ارشد وقتی آنها را نجات داد مردم گفتند تا تو را نگرفتند فرارکن. امیر ارشد به دنبال راه فرار شروع به دویدن کرد. خودروی نیروی انتظامی با سرعت شروع حرکت کرده و او را زیر میگیرد. مردم قصد کمک به او و چند تن دیگر ازجمله شهرام فرجزاده را دارند که راننده خودرو دنده عقب گرفت و این بار با سرعت بیشتری، به همراه یک خودروی دیگر از روی آنان رد میشود.امیرارشد پس از انتقال به بیمارستان مظلومانه درگذشت و جانش را فدای آزادی وطن کرد.
پیکر امیر ارشد تاجمیر روز ۱۲ دی ۱۳۸۸ پس از یک هفته به خانوادهاش تحویل داده شد و در قطعهٔ ۳۰۲، ردیف ۱۶۶، شماره ۷ بهشت زهرای تهران با حضور مامورین امنیتی به خاک سپرده شد.
چند هفته چهلمین زادروزش بود. این ویدیو را مادرش به مناسبت تولد چهل سالگیاش منتشر کرده بود.
خانم مهینفر در شب یلدا هم متن زیر را منتشر کرده بود:
«مرد من،
سالهاست فریاد میکشم
دستهایم را بگیر و عصایم شو
نمیگیری
سالهاست به شانه هایت محتاجم برای تکیه
کمرم را شکستهاند،
نمیخواهم خم شود
تو مرا استوار میخواستی
چشمهایم، نگران به دنبال چشمهای توست
از گریههای مدام، دیگر نمیبیند، دیدگانم شو
آغوشت تنها پناهگاه امن دلخوشیهایم
برای رسیدن به گرمای عشق است از سرمای بیکسی،
رهایم کن
دلم میخواهد با تو به کوهستان بروم و فریاد بکشم،
دوستت دارم، پژواک صدایم را بشنو و باورم کن به خوابم بیا، دلتنگیام دیدار میخواهد
و شبهای یلدائی هر روزم نور»
#امیر_ارشد_تاجمیر
#عاشورای۸۸
⚡️@bardegi57
#امیرارشد_تاجمیر متولد ۱۳۶۳ ، فرزند کوچکِ #شهین_مهینفر، گوینده و مجری با سابقهٔ رادیو و تلویزیون ایران بود و همچنین امیر ارشد به عنوان صدابردار در رادیو مشغول به کار بود.
ظهر روز ۶ دی ۱۳۸۸ مصادف با عاشورا، با وجود گذشت چند ماه از انتخابات دهم ریاست جمهوری، معترضان به نتایج انتخابات مجدداً به خیابان آمدند. امیرارشد نیز در بین معترضان، در میدان ولیعصر تهران بود. به گفتهٔ مادرش، در میانهٔ درگیریها امیر ارشد صدای فریاد چند زن را میشنود که زیر دست و پای مأموران باتوم به دستگیر افتادهاند و فریاد میکشند. یکی از مأموران زن جوانی را روی کف سیمانی خیابان میکشاند و دیگری با باتوم به جانش افتاده است.شهین مهینفر از قول دخترانی که امیر ارشد به کمکشان رفته، ماجرا را بدین صورت شرح داده است: مردم هو میکردند وقتی اینها کتک میخوردند. امیر ارشد فریاد زد آخه هوی شما چه دردی را از اینها دوا میکند. اینها خواهر و مادر ما هستند، نجاتشون بدهیم. امیر ارشد وقتی آنها را نجات داد مردم گفتند تا تو را نگرفتند فرارکن. امیر ارشد به دنبال راه فرار شروع به دویدن کرد. خودروی نیروی انتظامی با سرعت شروع حرکت کرده و او را زیر میگیرد. مردم قصد کمک به او و چند تن دیگر ازجمله شهرام فرجزاده را دارند که راننده خودرو دنده عقب گرفت و این بار با سرعت بیشتری، به همراه یک خودروی دیگر از روی آنان رد میشود.امیرارشد پس از انتقال به بیمارستان مظلومانه درگذشت و جانش را فدای آزادی وطن کرد.
پیکر امیر ارشد تاجمیر روز ۱۲ دی ۱۳۸۸ پس از یک هفته به خانوادهاش تحویل داده شد و در قطعهٔ ۳۰۲، ردیف ۱۶۶، شماره ۷ بهشت زهرای تهران با حضور مامورین امنیتی به خاک سپرده شد.
چند هفته چهلمین زادروزش بود. این ویدیو را مادرش به مناسبت تولد چهل سالگیاش منتشر کرده بود.
خانم مهینفر در شب یلدا هم متن زیر را منتشر کرده بود:
«مرد من،
سالهاست فریاد میکشم
دستهایم را بگیر و عصایم شو
نمیگیری
سالهاست به شانه هایت محتاجم برای تکیه
کمرم را شکستهاند،
نمیخواهم خم شود
تو مرا استوار میخواستی
چشمهایم، نگران به دنبال چشمهای توست
از گریههای مدام، دیگر نمیبیند، دیدگانم شو
آغوشت تنها پناهگاه امن دلخوشیهایم
برای رسیدن به گرمای عشق است از سرمای بیکسی،
رهایم کن
دلم میخواهد با تو به کوهستان بروم و فریاد بکشم،
دوستت دارم، پژواک صدایم را بشنو و باورم کن به خوابم بیا، دلتنگیام دیدار میخواهد
و شبهای یلدائی هر روزم نور»
#امیر_ارشد_تاجمیر
#عاشورای۸۸
⚡️@bardegi57
👍14❤4🔥2😭1