✡سفر غیرمنتظره و دستهجمعی روسای اروپایی به اوکراین
🔻در بحبوحه تشدید درگیریها در جنگ اوکراین، روسای فرانسه، آلمان، انگلیس و لهستان در سفری از پیش اعلام نشده، وارد کییف شدند.
⚡️@bardegi57
🔻در بحبوحه تشدید درگیریها در جنگ اوکراین، روسای فرانسه، آلمان، انگلیس و لهستان در سفری از پیش اعلام نشده، وارد کییف شدند.
⚡️@bardegi57
🤔9🥴3👍2
🔥🔥🔥. مقام امنیتی کاخ سفید: ویتکاف فقط برای گرفتن پاسخ «بله» یا «خیر» به مذاکره میرود
🔴. بر اساس گزارشها، یک مقام امنیتی کاخ سفید به CNN اعلام کرده است که هیچ تیمی همراه با استیو ویتکاف به مذاکرات نمیرود و مأموریت او صرفاً دریافت پاسخ «بله» یا «خیر» است.
🔴. این مقام تأکید کرده که ویتکاف مسئول مذاکره مستقیم نیست، بلکه تنها برای دریافت تصمیم نهایی طرف مقابل اعزام شده است.
⚡️@bardegi57
🔴. بر اساس گزارشها، یک مقام امنیتی کاخ سفید به CNN اعلام کرده است که هیچ تیمی همراه با استیو ویتکاف به مذاکرات نمیرود و مأموریت او صرفاً دریافت پاسخ «بله» یا «خیر» است.
🔴. این مقام تأکید کرده که ویتکاف مسئول مذاکره مستقیم نیست، بلکه تنها برای دریافت تصمیم نهایی طرف مقابل اعزام شده است.
⚡️@bardegi57
👍33
🔺روزنامه کیهان: مذاکرات را تا عذر خواهی ترامپ متوقف کنید. آخی! چقدر وطن پرستید شما ولدزناهای وطن فروش!
⚡️@bardegi57
⚡️@bardegi57
🤣35🔥1
وقتی بجای اعتراض کردن، بدبختی را بپذیریم باید هزینه های گزاف مالی و جانی بدهیم.
[بیشترین جستجوی کاربرا در رابطهی مستقیم با قطعی برقه]
⚡️@bardegi57
[بیشترین جستجوی کاربرا در رابطهی مستقیم با قطعی برقه]
⚡️@bardegi57
👍12😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی نانوایان اراک مقابل استانداری مرکزی
شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
جمعی از نانوایان شهرستان اراک در اعتراض به شرایط معیشتی دشوار، افزایش افسارگسیخته هزینههای تولید، و قطع مکرر برق، مقابل ساختمان استانداری مرکزی تجمع کردند.
نانینو، بزرگترین دشمن نانواییهاست
نانوایان با سر دادن شعارهایی خواستار رسیدگی فوری به وضعیت نابسامان صنفی خود شدند. به گفته آنان، وعدههای مسئولان درباره پرداخت یارانهها، حمایت از مشاغل خرد، و اصلاح قیمت انرژی تنها در حد حرف باقی مانده و هیچ اقدام عملی تاکنون صورت نگرفته است.
یکی از نانوایان معترض گفت:
«با این شرایط کاری، دیگر ادامه فعالیت ممکن نیست. هزینه گاز، برق، بیمه و مالیات سر به فلک کشیده و کسی پاسخگو نیست. وعدههای دادهشده فقط حرف بود و هیچ اقدامی برای پرداخت یارانه یا حل دیگر مشکلات نشده است.»
با وجود گستردگی این اعتراض، تاکنون هیچ مقام رسمی از استانداری مرکزی یا اداره صنعت، معدن و تجارت استان به این تجمع واکنشی نشان ندادهاند.
نانوایان هشدار دادند که اگر بیتوجهی به مطالباتشان ادامه یابد، این اعتراضها به دیگر شهرهای استان نیز کشیده خواهد شد.
⚡️@bardegi57
شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
جمعی از نانوایان شهرستان اراک در اعتراض به شرایط معیشتی دشوار، افزایش افسارگسیخته هزینههای تولید، و قطع مکرر برق، مقابل ساختمان استانداری مرکزی تجمع کردند.
نانینو، بزرگترین دشمن نانواییهاست
نانوایان با سر دادن شعارهایی خواستار رسیدگی فوری به وضعیت نابسامان صنفی خود شدند. به گفته آنان، وعدههای مسئولان درباره پرداخت یارانهها، حمایت از مشاغل خرد، و اصلاح قیمت انرژی تنها در حد حرف باقی مانده و هیچ اقدام عملی تاکنون صورت نگرفته است.
یکی از نانوایان معترض گفت:
«با این شرایط کاری، دیگر ادامه فعالیت ممکن نیست. هزینه گاز، برق، بیمه و مالیات سر به فلک کشیده و کسی پاسخگو نیست. وعدههای دادهشده فقط حرف بود و هیچ اقدامی برای پرداخت یارانه یا حل دیگر مشکلات نشده است.»
با وجود گستردگی این اعتراض، تاکنون هیچ مقام رسمی از استانداری مرکزی یا اداره صنعت، معدن و تجارت استان به این تجمع واکنشی نشان ندادهاند.
نانوایان هشدار دادند که اگر بیتوجهی به مطالباتشان ادامه یابد، این اعتراضها به دیگر شهرهای استان نیز کشیده خواهد شد.
⚡️@bardegi57
👍12🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض شدید نانواها: خمیرها به در اداره برق کوبیده شد!»
نانواهای قلعهگنج استان کرمان، در اعتراض شدید به قطعیهای مکرر و بیبرنامۀ برق، خمیرهای خرابشده خود را به در ورودی اداره برق کوبیدند.»
⚡️@bardegi57
نانواهای قلعهگنج استان کرمان، در اعتراض شدید به قطعیهای مکرر و بیبرنامۀ برق، خمیرهای خرابشده خود را به در ورودی اداره برق کوبیدند.»
⚡️@bardegi57
👍10❤1🔥1
⚫️برزان محمدی خاموش شد؛ اما نامش در قلب آزادی ماندگار است
برزان محمدی سقوط نکرد، انداخته شد؛ نه فقط از ساختمان، که از دنیایی که جای صدای عدالت نبود. فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، پس از سالها فشار، تهدید و حبس، در حادثهای مشکوک در گنبدکاووس جان باخت. اما برزان نرفت، فقط از قفس خاکی رها شد. زادگاهش گوشخانی در سروآباد کردستان، امروز میزبان وداع با مردی بود که آزادی را فریاد کشید🌷
⚡️@bardegi57
برزان محمدی سقوط نکرد، انداخته شد؛ نه فقط از ساختمان، که از دنیایی که جای صدای عدالت نبود. فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، پس از سالها فشار، تهدید و حبس، در حادثهای مشکوک در گنبدکاووس جان باخت. اما برزان نرفت، فقط از قفس خاکی رها شد. زادگاهش گوشخانی در سروآباد کردستان، امروز میزبان وداع با مردی بود که آزادی را فریاد کشید🌷
⚡️@bardegi57
❤15💔11👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 روزی، خشم ما از سرکوب شما پیشی خواهد گرفت. روزی که مرز بین ما و شما با رگبار مسلسل مشخص خواهد شد.
✍🏻 هر روز که میگذرد، خشم مردم در لایهلایه کوچهها و سکوتها انباشته میشود؛ مثل آتشی که زیر خاکستر میسوزد و راه خودش را به بیرون پیدا میکند. جامعه، مثل ساعتی معیوب، به لحظهای نزدیک میشود که عقربهاش نه هشدار میدهد و نه عقب میکشد؛ فقط منفجر میشود. مردم دیگر صبر نمیخواهند؛ آنها حقشان را در لرزش گلولهها خواهند گرفت، نه در وعدههای پوسیده. آن روز، تاریخ با صدای رگبار مسلسل نوشته خواهد شد
⚡️@bardegi57
✍🏻 هر روز که میگذرد، خشم مردم در لایهلایه کوچهها و سکوتها انباشته میشود؛ مثل آتشی که زیر خاکستر میسوزد و راه خودش را به بیرون پیدا میکند. جامعه، مثل ساعتی معیوب، به لحظهای نزدیک میشود که عقربهاش نه هشدار میدهد و نه عقب میکشد؛ فقط منفجر میشود. مردم دیگر صبر نمیخواهند؛ آنها حقشان را در لرزش گلولهها خواهند گرفت، نه در وعدههای پوسیده. آن روز، تاریخ با صدای رگبار مسلسل نوشته خواهد شد
⚡️@bardegi57
👍24🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی پرسنل فوریتهای پزشکی گیلان نسبت به بیعدالتی در پرداختها و بیتوجهی به مشکلات معیشتی و شغلی پرسنل اورژانس
در حالی که اعتراضات پرسنل اورژانس بهصورت سراسری در حال شکلگیری است،
پرسنلی که در دوران سخت کرونا و در مواجهه با ضرب و جرحهای مکرر، با حداقل حقوق به خدمت ادامه دادند، دیگر سکوت نخواهند کرد.
⚡️@bardegi57
در حالی که اعتراضات پرسنل اورژانس بهصورت سراسری در حال شکلگیری است،
پرسنلی که در دوران سخت کرونا و در مواجهه با ضرب و جرحهای مکرر، با حداقل حقوق به خدمت ادامه دادند، دیگر سکوت نخواهند کرد.
⚡️@bardegi57
👍6
⭕️ تاکید ویتکاف بر «خط قرمز» آمریکا: ایران باید با غنیسازی خداحافظی کند
📌 نماینده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه میگوید تهران میتواند فعالیتهای هستهای غیرنظامی را گسترش دهد، اما «باید از شر همه سانتریفیوژها خلاص شود»
♦️ استیو ویتکاف، نماینده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه، تاکید کرد که تاسیسات غنیسازی اورانیوم ایران «باید برچیده شوند» تا واشینگتن به خواستهاش برسد.
ویتکاف در مصاحبهای با خبرگزاری راستگرای آمریکایی بریتبارت (Breitbart) گفت: «آنها [جمهوری اسلامی ایران] نمیتوانند سانتریفیوژ داشته باشند. ضمن اینکه باید کل سوختی را که تهیه کردهاند رقیق کنند و آن را به مکانی دوردست بفرستند.»
نماینده ترامپ افزود: «برنامه غنیسازی در ایران خط قرمز ما است. من معتقدم که آنها چارهای جز پذیرش موضع دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، درباره برچیدن تاسیسات غنیسازی ندارند. بدیهی است که آنها میتوانند نه بگویند و رئیسجمهور ترامپ را آزمایش کنند، اما فکر میکنم این کار عاقلانهای نیست.»
این اظهارات پس از آن مطرح شد که ویتکاف ماه گذشته اعلام کرد ایالات متحده فقط به دنبال محدود کردن غنیسازی اورانیوم ایران است، اما آن را به طور کامل متوقف نمیکند. این موضع، برخلاف خواسته بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و بسیاری از مخالفان برنامه هستهای ایران بود. ویتکاف پس از آن اظهارات بلافاصله عقبنشینی کرد و گفت که هرگونه توافق هستهای با ایران مبتنی بر «توقف و حذف کامل برنامه غنیسازی هستهای و تسلیحاتی آن کشور است.»
⚡️@bardegi57
📌 نماینده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه میگوید تهران میتواند فعالیتهای هستهای غیرنظامی را گسترش دهد، اما «باید از شر همه سانتریفیوژها خلاص شود»
♦️ استیو ویتکاف، نماینده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه، تاکید کرد که تاسیسات غنیسازی اورانیوم ایران «باید برچیده شوند» تا واشینگتن به خواستهاش برسد.
ویتکاف در مصاحبهای با خبرگزاری راستگرای آمریکایی بریتبارت (Breitbart) گفت: «آنها [جمهوری اسلامی ایران] نمیتوانند سانتریفیوژ داشته باشند. ضمن اینکه باید کل سوختی را که تهیه کردهاند رقیق کنند و آن را به مکانی دوردست بفرستند.»
نماینده ترامپ افزود: «برنامه غنیسازی در ایران خط قرمز ما است. من معتقدم که آنها چارهای جز پذیرش موضع دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، درباره برچیدن تاسیسات غنیسازی ندارند. بدیهی است که آنها میتوانند نه بگویند و رئیسجمهور ترامپ را آزمایش کنند، اما فکر میکنم این کار عاقلانهای نیست.»
این اظهارات پس از آن مطرح شد که ویتکاف ماه گذشته اعلام کرد ایالات متحده فقط به دنبال محدود کردن غنیسازی اورانیوم ایران است، اما آن را به طور کامل متوقف نمیکند. این موضع، برخلاف خواسته بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و بسیاری از مخالفان برنامه هستهای ایران بود. ویتکاف پس از آن اظهارات بلافاصله عقبنشینی کرد و گفت که هرگونه توافق هستهای با ایران مبتنی بر «توقف و حذف کامل برنامه غنیسازی هستهای و تسلیحاتی آن کشور است.»
⚡️@bardegi57
👍12
رییس پیشین کمیسیون امنیت ملی:
🔹اگر مواضع دیروز ویتکاف،دستور کار قطعی آمریکا برای دور چهارم میز_عمان باشد،دیدار پنجم او و عراقچی به قیامت خواهد افتاد.
⚡️@bardegi57
🔹اگر مواضع دیروز ویتکاف،دستور کار قطعی آمریکا برای دور چهارم میز_عمان باشد،دیدار پنجم او و عراقچی به قیامت خواهد افتاد.
⚡️@bardegi57
🍌7👍2
🔻خَرِ مسجد...
🦓🦓🦓🦓🦓🦓
جانبازی می گفت :
مدتی پیش در محل گلزار شهدای شهر قم کنار قبر همسنگرها با جمعی از دوستان، قدم میزدیم، خاطرات جنگ را تعریف میکردیم و برای هر یک از رفقای شهید خود فاتحهای قرائت میکردیم.
و بنا به یک عادت ناپسند ، درباره افرادی و یا به عبارت دیگر "اشراری" که دستی در سیاست دارند نیز سخن میراندیم.
بله از سیاستمدارها هم میگفتیم!.
من از خوردنها و بردنها و اختلاسهایشان سخنانی گفتم و در جواب من، دوستی حاضر جواب تمثیلی آورد که نشان از دقت و نکتهسنجی او بود.
من سؤال کرده بودم؛
برای ما که نه زیر خاکیم، تا از ما رفع تکلیف شده باشد و نه بر منبریم که صدای ما شنیده شود، تکلیف چیست؟؟!!
دوست من، با لبخند شیرینِ همیشگیاش گفت؛ ما خرِ مسجد هستیم!!
پرسیدم؛ خر مسجد دیگر چه صیغهای است؟!
دوست همرزم من به نقل از مرحوم پدرش ادامه داد:
در گذشته وقتی قرار میشد صیغهی مسجد بر زمین وقفی خوانده شود و کار ساخت مسجد را آغاز کنند، مجتهد یا ملای ده در حالیکه بر خر سوار بود، وارد زمین مسجد میشد.
از همان ابتدای ساخت مسجد خر دارای نقش بود و در ادامه با حمل مصالح ساختمانی نیز در ساخت مسجد مشارکت میکرد.
تمام کارها و بارهای اصلی و مهم در ساخت مسجد، از حمل سنگ گرفته تا خاک و آجر و... همه توسط الاغها انجام میشد.
الاغهایی که این سعادت نصیب آنها میشد و توفیق، رفیق راهشان شده و باربر مصالح مسجد میشدند، دارای احترام خاصی نزد مردم بودند!.
مردم شهر با دیدن کاروان الاغها اشک شوق بر چشمهایشان مینشست!.
از آنجا که ساخت مسجد واجب کفائی بود، کسانیکه کنار خیابان ایستاده و کاروان خرها را نظاره میکردند، شوق میکردند و از آنها رفع تکلیف میشد!.
آنقدر شور و شوق داشتند که حتی پیرزنهای شهر که توانایی مالی چندانی نداشته تا به ساخت مسجد کمک جانی و مالی بکنند، در مسیر راه با تمام توان به حمایت خرهای زیر بار مصالح آمده، با جوی پوستکنده از آنها پذیرائی میکردند!!.
خلاصه خرها خیلی مهم بودند ، موضوعِ گفتگوی هر جمع و محفلی شده بودند. از مهندس و معمار گرفته تا بنّا و کارگر!!
بدون خر کارها لنگ میشد. همه جا خرها به حساب میآمدند.
وقتی الاغها واردِ مسجد میشدند؛ بناها و معمارها به استقبالشان میرفتند، کارگرها بعد از هر دفعه که بار را تخلیه میکردند دستی به سر و صورت الاغها کشیده، تیمارشان می کردند و برای ادامه کار، آمادهشان میکردند.
الاغها روزگار خوبی را پشت سر میگذاشتند.
هم احترام داشتند و هم خوراک، حال و هوا چه از جهت مادی و چه از جهت معنوی خوب بود!!.
همه چیز عالی و کار ساخت مسجد کمکم رو به پایان بود.
الاغها خسته اما راضی بودند!!.
در آخر ، فرشهای مسجد نیز بر روی کول خرهایی بود که وارد مسجد میشدند....
وقتی مسجد فرش شد، و خرها در دالان مسجد به تماشا ایستاده بودند، ملا فریاد بر آورد:
خرها را از مسجد بیرون کنید، مسجد که جای خر نیست!!.... مسجد که جای خر نیست!!!......
کسانیکه جای مُهر بر پیشانی داشتند به سمت خرها یورش بردند، تا از مسیر دالان به سمت درب خروجی، خرها را هدایت کنند.
یکی از الاغها گردن چرخاند تا ببیند در مسجد چه میگذرد که مورد اصابت لنگهکفش زاهدی قرار گرفت!!.....
دیگر از آن لحظه به بعد هیچکس از زخمهای تنِ الاغها که نپرسید، هیچ، بلکه زخمی هم بر دلشان نهادند.
خرها واقعاً کاری و توقعی نداشتند، فقط دنبال آشنایان قدیم خود میگشتند!! ملا، معمار، بنا و کارگرهایی که همیشه زخمهایشان را تیمار میکردند!.
گویا کسی را نمیشناختند، پیدایشان نمیکردند و کسی هم آنها را نمیشناخت!!..
پس خرهای مسجد با چشمانی گریان، دلهایی شکسته و بدنهایی زخمی دالان مسجد را پشت سر گذاشتند و در دل، با خود گفتند که؛ جواب خدا را چه باید بگوییم با این سایهبانی که برای این از خدا بیخبران ساختهایم؟؟!!
و اون جانباز در آخر ادامه داد که؛
بله پدرم همیشه منو به خر مسجد تشبیه می کرد و بارها منو سرزنش می کرد و می گفت؛ یادته چقدر بهت گفتم به این ملاها اعتماد نکن، و دنباله روی این جماعت حقه باز انگلیسی نرو ؟؟!!!
خدا رحمت کنه پدرمو که چقدر تجربه داشت و این جماعت حقه باز و بیشرف را چه خوب شناخته بود.
پدرجان!
ایکاش زنده بودی تا دستهاتو می بوسیدم و ازت عذرخواهی می کردم از اینکه چرا حرفاتو گوش نکردم و ایکاش اینقدر خام این قوم نشده بودم.....
برادران جانباز و هم رزمهای با صفا و ساده لوح عزیزم؛
وقتی به رفتنم به جبهه های جنگ فکر می کنم و کلاهی که سرمون گذاشتن، تمام بدنم را خشم می گیره، چون احساس می کنم تا حالا اینقدر خر نشده بودم!!.
⚡️@bardegi57
🦓🦓🦓🦓🦓🦓
جانبازی می گفت :
مدتی پیش در محل گلزار شهدای شهر قم کنار قبر همسنگرها با جمعی از دوستان، قدم میزدیم، خاطرات جنگ را تعریف میکردیم و برای هر یک از رفقای شهید خود فاتحهای قرائت میکردیم.
و بنا به یک عادت ناپسند ، درباره افرادی و یا به عبارت دیگر "اشراری" که دستی در سیاست دارند نیز سخن میراندیم.
بله از سیاستمدارها هم میگفتیم!.
من از خوردنها و بردنها و اختلاسهایشان سخنانی گفتم و در جواب من، دوستی حاضر جواب تمثیلی آورد که نشان از دقت و نکتهسنجی او بود.
من سؤال کرده بودم؛
برای ما که نه زیر خاکیم، تا از ما رفع تکلیف شده باشد و نه بر منبریم که صدای ما شنیده شود، تکلیف چیست؟؟!!
دوست من، با لبخند شیرینِ همیشگیاش گفت؛ ما خرِ مسجد هستیم!!
پرسیدم؛ خر مسجد دیگر چه صیغهای است؟!
دوست همرزم من به نقل از مرحوم پدرش ادامه داد:
در گذشته وقتی قرار میشد صیغهی مسجد بر زمین وقفی خوانده شود و کار ساخت مسجد را آغاز کنند، مجتهد یا ملای ده در حالیکه بر خر سوار بود، وارد زمین مسجد میشد.
از همان ابتدای ساخت مسجد خر دارای نقش بود و در ادامه با حمل مصالح ساختمانی نیز در ساخت مسجد مشارکت میکرد.
تمام کارها و بارهای اصلی و مهم در ساخت مسجد، از حمل سنگ گرفته تا خاک و آجر و... همه توسط الاغها انجام میشد.
الاغهایی که این سعادت نصیب آنها میشد و توفیق، رفیق راهشان شده و باربر مصالح مسجد میشدند، دارای احترام خاصی نزد مردم بودند!.
مردم شهر با دیدن کاروان الاغها اشک شوق بر چشمهایشان مینشست!.
از آنجا که ساخت مسجد واجب کفائی بود، کسانیکه کنار خیابان ایستاده و کاروان خرها را نظاره میکردند، شوق میکردند و از آنها رفع تکلیف میشد!.
آنقدر شور و شوق داشتند که حتی پیرزنهای شهر که توانایی مالی چندانی نداشته تا به ساخت مسجد کمک جانی و مالی بکنند، در مسیر راه با تمام توان به حمایت خرهای زیر بار مصالح آمده، با جوی پوستکنده از آنها پذیرائی میکردند!!.
خلاصه خرها خیلی مهم بودند ، موضوعِ گفتگوی هر جمع و محفلی شده بودند. از مهندس و معمار گرفته تا بنّا و کارگر!!
بدون خر کارها لنگ میشد. همه جا خرها به حساب میآمدند.
وقتی الاغها واردِ مسجد میشدند؛ بناها و معمارها به استقبالشان میرفتند، کارگرها بعد از هر دفعه که بار را تخلیه میکردند دستی به سر و صورت الاغها کشیده، تیمارشان می کردند و برای ادامه کار، آمادهشان میکردند.
الاغها روزگار خوبی را پشت سر میگذاشتند.
هم احترام داشتند و هم خوراک، حال و هوا چه از جهت مادی و چه از جهت معنوی خوب بود!!.
همه چیز عالی و کار ساخت مسجد کمکم رو به پایان بود.
الاغها خسته اما راضی بودند!!.
در آخر ، فرشهای مسجد نیز بر روی کول خرهایی بود که وارد مسجد میشدند....
وقتی مسجد فرش شد، و خرها در دالان مسجد به تماشا ایستاده بودند، ملا فریاد بر آورد:
خرها را از مسجد بیرون کنید، مسجد که جای خر نیست!!.... مسجد که جای خر نیست!!!......
کسانیکه جای مُهر بر پیشانی داشتند به سمت خرها یورش بردند، تا از مسیر دالان به سمت درب خروجی، خرها را هدایت کنند.
یکی از الاغها گردن چرخاند تا ببیند در مسجد چه میگذرد که مورد اصابت لنگهکفش زاهدی قرار گرفت!!.....
دیگر از آن لحظه به بعد هیچکس از زخمهای تنِ الاغها که نپرسید، هیچ، بلکه زخمی هم بر دلشان نهادند.
خرها واقعاً کاری و توقعی نداشتند، فقط دنبال آشنایان قدیم خود میگشتند!! ملا، معمار، بنا و کارگرهایی که همیشه زخمهایشان را تیمار میکردند!.
گویا کسی را نمیشناختند، پیدایشان نمیکردند و کسی هم آنها را نمیشناخت!!..
پس خرهای مسجد با چشمانی گریان، دلهایی شکسته و بدنهایی زخمی دالان مسجد را پشت سر گذاشتند و در دل، با خود گفتند که؛ جواب خدا را چه باید بگوییم با این سایهبانی که برای این از خدا بیخبران ساختهایم؟؟!!
و اون جانباز در آخر ادامه داد که؛
بله پدرم همیشه منو به خر مسجد تشبیه می کرد و بارها منو سرزنش می کرد و می گفت؛ یادته چقدر بهت گفتم به این ملاها اعتماد نکن، و دنباله روی این جماعت حقه باز انگلیسی نرو ؟؟!!!
خدا رحمت کنه پدرمو که چقدر تجربه داشت و این جماعت حقه باز و بیشرف را چه خوب شناخته بود.
پدرجان!
ایکاش زنده بودی تا دستهاتو می بوسیدم و ازت عذرخواهی می کردم از اینکه چرا حرفاتو گوش نکردم و ایکاش اینقدر خام این قوم نشده بودم.....
برادران جانباز و هم رزمهای با صفا و ساده لوح عزیزم؛
وقتی به رفتنم به جبهه های جنگ فکر می کنم و کلاهی که سرمون گذاشتن، تمام بدنم را خشم می گیره، چون احساس می کنم تا حالا اینقدر خر نشده بودم!!.
⚡️@bardegi57
👍13💯5😱2
● عجیب ولی واقعی | دسته گل فرهنگستان حداد عادل‼️
● دیروز یک ارابه بیماربر با فانوس فغانکش، بیماری را به وسیله تَن کِش روان به بخش ما آورد که جوالدوز رگ گشایش هم، خراب شده بود، مجبور شدیم با صاعقه افکن دل، بیمار را احیا کنیم، البته به دلیل نداشتن هوا دان، از هوادانچه استفاده کردیم و بدین ترتیب بیمار نجات پیدا کرد‼️😳😳😳😳
● فرهنگستان زبان پارسی در اقدامی نو معادل فارسی اصطلاحات پزشکی مستعمله در بخش اورژانس را به شرح زیر ارائه داد:
. آنژیوکت: جَوالدوز رگ گُشا
. برانکارد: تَن کشِ روان
. ترالی: توشه دوا و تریاق
. بند فیکس: لگام چسبان
. دی سی شوک :صاعقه افکن دل
. اِی ایی دی: صاعقه افکن خودمختار
. ساکشن: همکِشنده برقی
. آمبولانس: اَرّابه بیماربری
. آژیر: فانوس فغان کش
. لارنگسکوپ: تیشه تنبوشه باز کن
. گلوکومتر: قندآزما
. کپسول اکسیژن سانترال: هوادان
. کپسول اکسیژن پرتابل: هوادانچه
پی نوشت : خداوند ما را از دست داد دهنده آهن فروش ( معادل فارسی کلمه حداد عادل !! ) که کاشانه ( آپارتمان) ما را ویران کرد رهایی بخشد !!
⚡️@bardegi57
● دیروز یک ارابه بیماربر با فانوس فغانکش، بیماری را به وسیله تَن کِش روان به بخش ما آورد که جوالدوز رگ گشایش هم، خراب شده بود، مجبور شدیم با صاعقه افکن دل، بیمار را احیا کنیم، البته به دلیل نداشتن هوا دان، از هوادانچه استفاده کردیم و بدین ترتیب بیمار نجات پیدا کرد‼️😳😳😳😳
● فرهنگستان زبان پارسی در اقدامی نو معادل فارسی اصطلاحات پزشکی مستعمله در بخش اورژانس را به شرح زیر ارائه داد:
. آنژیوکت: جَوالدوز رگ گُشا
. برانکارد: تَن کشِ روان
. ترالی: توشه دوا و تریاق
. بند فیکس: لگام چسبان
. دی سی شوک :صاعقه افکن دل
. اِی ایی دی: صاعقه افکن خودمختار
. ساکشن: همکِشنده برقی
. آمبولانس: اَرّابه بیماربری
. آژیر: فانوس فغان کش
. لارنگسکوپ: تیشه تنبوشه باز کن
. گلوکومتر: قندآزما
. کپسول اکسیژن سانترال: هوادان
. کپسول اکسیژن پرتابل: هوادانچه
پی نوشت : خداوند ما را از دست داد دهنده آهن فروش ( معادل فارسی کلمه حداد عادل !! ) که کاشانه ( آپارتمان) ما را ویران کرد رهایی بخشد !!
⚡️@bardegi57
👍10❤1
تلنگر
در داروخانه ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ با زبان ساده ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ .
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ؟
ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ ....
ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ، ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ ....
ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ، ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ .. ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ،ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺵ ﯾﺦ ﺯﺩ ...
چه ﺣﻘﯿﺮ ﻭ ﻛﻮﭼﮏ ﺍﺳــﺖ ﺁﻥ کسی ﻛــﻪ به ﺧﻮﺩ مغرﻭﺭ ﺍﺳﺖ !
چرا که ﻧﻤﯽ ﺩﺍند بعد ﺍﺯ بازﯼ ﺷﻄﺮنج ، شاه ﻭ ﺳـﺮباز ، همه ﺩﺭ ﯾﮏ جعبه قرار ﻣﯽ گیرند.
جايگاه شاه و گدا ،
دارا و ندار ، قبراست...
انسانیت هست كه به یادگار می ماند...
⚡️@bardegi57
در داروخانه ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ با زبان ساده ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ .
ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ؟
ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ ....
ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ، ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ ....
ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ، ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ .. ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ،ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺵ ﯾﺦ ﺯﺩ ...
چه ﺣﻘﯿﺮ ﻭ ﻛﻮﭼﮏ ﺍﺳــﺖ ﺁﻥ کسی ﻛــﻪ به ﺧﻮﺩ مغرﻭﺭ ﺍﺳﺖ !
چرا که ﻧﻤﯽ ﺩﺍند بعد ﺍﺯ بازﯼ ﺷﻄﺮنج ، شاه ﻭ ﺳـﺮباز ، همه ﺩﺭ ﯾﮏ جعبه قرار ﻣﯽ گیرند.
جايگاه شاه و گدا ،
دارا و ندار ، قبراست...
انسانیت هست كه به یادگار می ماند...
⚡️@bardegi57
👍17💔6