تنها اتفاق مهمی که یک روز قبل از حمله خرداد ماه اسرائیل رخ داد و تا الان خبری ازش نیست خروج کارمندان غیر ضروری سفارت آمریکا در بغداد بوده.
💥@bardegi57
💥@bardegi57
👍20❤2
ماریا ام. استنرگارد، وزیر خارجه سوئد، با اشاره به «بسیار نامطمئن» بودن وضعیت ایران و منطقه، بر توصیه وزارت خارجه این کشور برای خودداری از سفر به ایران تاکید کرد و از شهروندان سوئدی خواست هرچه سریعتر ایران را ترک کنند.
⚡️@bardegi57
⚡️@bardegi57
🔥13
🌍 مرگ در دی ؛ جشن در اسفند !
🌑 جعفر بخشی بی نیاز
نویسنده و روزنامه نگار
🌐 چند هفته از آن دی ماهِ خونین میگذرد. دی ماهی که طبق برآورد منابع مختلف هزاران نفر از شهروندان این سرزمین در اعتراضات جان خود را از دست دادند. این اعداد فقط یک آمار نیست که بی شک یک فاجعهی انسانی ست که رخ داده. گسترهای از جوانی ؛ شور ؛ و آرزو که در خیابانها خاموش شد. از میان آنان بسیاری نه سلاح داشتند و نه قدرت. تنها صدایی بود که آن هم با گلوله خاموش شد. اکنون اما تنها همان صدای بازماندگان است که در خفا و در سکوت در حسرت عدالت میلرزد. اما چیزی ورای این فاجعه جامعهی ما را تکان میدهد. چیزی که ما به آن بی تفاوتی می گوییم ! در همین روزهایی که مادران و پدران هنوز پیگیر نام و نشانی از فرزندانشان هستند و بسیاری از جنازه ها به خاک سپرده نشده اند ؛ در فروشگاهها صف های سفارش کیک و شیرینی عید شکل گرفته است. درحالی که تابوتها هنوز در خاک کشور آرام نگرفتهاند ؛ سایت های گردشگری از پروازهای نوروزی لحظه آخری خبر میدهند.
🌐 گویی بخشی از جامعه در ماتم فرو رفته و بخش دیگر در یک بی حسی عمیق به استقبال شادی رفته است. این دوگانگی در ایران بسیار عجیب است و البته ترسناک. نشانهای از گسست در خاطرهی جمعی ما. جامعهای که یاد نمیگیرد سوگواری کند و غم های دیگران را از خود بداند ؛ حتما که نمیتواند بهبودی بیابد. ما قرنها در سایهی این خاک زیستهایم ؛ با هم بوده ایم. کنار هم مانده ایم. دردی اگر بوده عمومی بوده. و هر بار هم با هم از زخم گذشته ایم. حال اما چه شده که از رنجِ هم می گریزیم و نگاهمان را از سوگِ هم می دزدیم. نتیجه این شده که مردم به جزیرههایی دور از هم تبدیل شده اند. هر یک در مدار کوچک خود میچرخند بی آنکه کنار هم باشند و درد را به شراکت بین هم تقسیم کنند. پرسش اصلی این است: چرا ما پشت هم نایستاده ایم؟ چرا وقتی خیابان را خون گرفت به یک باره صداها خاموش شد؟
🌐 آیا خستگی جمعی ست. ترس یا چیزی عمیقتر حتی. یعنی مرگ وجدان جمعی به وقوع پیوسته است ؟ ما از پدیدهای حرف می زنیم به نام بی حسی اخلاقی. حالتی که در آن جامعه پس از تکرار فجایع دیگر توان واکنش انسانی ندارد. این بی حسی آغاز فرو پاشیِ اخلاقی ست. لحظهای که شادی حتی اگر واقعی هم باشد ؛ بوی خون و جنایت میدهد. اگر غم مشترک نداریم ؛ دیگر چه چیزی ما را گرد هم نگاه میدارد؟ اگر مرگ بیش از هزاران نفر از خوبترین و بهترین جوان های این مملکت نتواند ما را به هم نزدیک کند آیا هنوز میتوانیم از مفهوم ملت سخن بگوییم؟ نزدیکی به نوروز در تقویم نباید به معنای شادباشِ فراموشی باشد. نوروز زمانی معنا خواهد داشت که بتوانیم با وجدان آسوده به سال نو سلام کنیم. بهاری که روی زمستانی از خون و سکوت بنا شود که عید نیست ؛ عزاست !
⚡️@bardegi57
🌑 جعفر بخشی بی نیاز
نویسنده و روزنامه نگار
🌐 چند هفته از آن دی ماهِ خونین میگذرد. دی ماهی که طبق برآورد منابع مختلف هزاران نفر از شهروندان این سرزمین در اعتراضات جان خود را از دست دادند. این اعداد فقط یک آمار نیست که بی شک یک فاجعهی انسانی ست که رخ داده. گسترهای از جوانی ؛ شور ؛ و آرزو که در خیابانها خاموش شد. از میان آنان بسیاری نه سلاح داشتند و نه قدرت. تنها صدایی بود که آن هم با گلوله خاموش شد. اکنون اما تنها همان صدای بازماندگان است که در خفا و در سکوت در حسرت عدالت میلرزد. اما چیزی ورای این فاجعه جامعهی ما را تکان میدهد. چیزی که ما به آن بی تفاوتی می گوییم ! در همین روزهایی که مادران و پدران هنوز پیگیر نام و نشانی از فرزندانشان هستند و بسیاری از جنازه ها به خاک سپرده نشده اند ؛ در فروشگاهها صف های سفارش کیک و شیرینی عید شکل گرفته است. درحالی که تابوتها هنوز در خاک کشور آرام نگرفتهاند ؛ سایت های گردشگری از پروازهای نوروزی لحظه آخری خبر میدهند.
🌐 گویی بخشی از جامعه در ماتم فرو رفته و بخش دیگر در یک بی حسی عمیق به استقبال شادی رفته است. این دوگانگی در ایران بسیار عجیب است و البته ترسناک. نشانهای از گسست در خاطرهی جمعی ما. جامعهای که یاد نمیگیرد سوگواری کند و غم های دیگران را از خود بداند ؛ حتما که نمیتواند بهبودی بیابد. ما قرنها در سایهی این خاک زیستهایم ؛ با هم بوده ایم. کنار هم مانده ایم. دردی اگر بوده عمومی بوده. و هر بار هم با هم از زخم گذشته ایم. حال اما چه شده که از رنجِ هم می گریزیم و نگاهمان را از سوگِ هم می دزدیم. نتیجه این شده که مردم به جزیرههایی دور از هم تبدیل شده اند. هر یک در مدار کوچک خود میچرخند بی آنکه کنار هم باشند و درد را به شراکت بین هم تقسیم کنند. پرسش اصلی این است: چرا ما پشت هم نایستاده ایم؟ چرا وقتی خیابان را خون گرفت به یک باره صداها خاموش شد؟
🌐 آیا خستگی جمعی ست. ترس یا چیزی عمیقتر حتی. یعنی مرگ وجدان جمعی به وقوع پیوسته است ؟ ما از پدیدهای حرف می زنیم به نام بی حسی اخلاقی. حالتی که در آن جامعه پس از تکرار فجایع دیگر توان واکنش انسانی ندارد. این بی حسی آغاز فرو پاشیِ اخلاقی ست. لحظهای که شادی حتی اگر واقعی هم باشد ؛ بوی خون و جنایت میدهد. اگر غم مشترک نداریم ؛ دیگر چه چیزی ما را گرد هم نگاه میدارد؟ اگر مرگ بیش از هزاران نفر از خوبترین و بهترین جوان های این مملکت نتواند ما را به هم نزدیک کند آیا هنوز میتوانیم از مفهوم ملت سخن بگوییم؟ نزدیکی به نوروز در تقویم نباید به معنای شادباشِ فراموشی باشد. نوروز زمانی معنا خواهد داشت که بتوانیم با وجدان آسوده به سال نو سلام کنیم. بهاری که روی زمستانی از خون و سکوت بنا شود که عید نیست ؛ عزاست !
⚡️@bardegi57
👍22❤3👎1👏1
به سوی تمدن بزرگ_موریس .pdf
5.1 MB
به سوی تمدن بزرگ
نوشته : محمدرضا شاه پهلوی
به سوی تمدن بزرگ عنوانی است که محمدرضا شاه پهلوی در نوروز سال ۱۳۵۵ از آن برای اشاره به پیشرفتهای جاری و برنامههای آینده ایران استفاده کرد و برنامهها و آرمانهای خود را برای ایران و مردم ایران در کتاب به سوی تمدن بزرگ تصویر کرد. این مقاله با استفاده از این کتاب که در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی به چاپ رسید نوشته شدهاست. در گفتمان تمدن بزرگ، شاه علاوه بر توصیف پیشرفتهای کشور در طول ۱۵ سال پس از انقلاب سفید، به بیان چشمانداز خود برای تبدیل ایران از یک کشور عقبمانده به یک کشور پیشرفته پرداخت که با اجرای برنامه عمرانی ششم درهای تمدن بزرگ برای ایرانیان گشوده خواهد شد.
💥@bardegi57
نوشته : محمدرضا شاه پهلوی
به سوی تمدن بزرگ عنوانی است که محمدرضا شاه پهلوی در نوروز سال ۱۳۵۵ از آن برای اشاره به پیشرفتهای جاری و برنامههای آینده ایران استفاده کرد و برنامهها و آرمانهای خود را برای ایران و مردم ایران در کتاب به سوی تمدن بزرگ تصویر کرد. این مقاله با استفاده از این کتاب که در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی به چاپ رسید نوشته شدهاست. در گفتمان تمدن بزرگ، شاه علاوه بر توصیف پیشرفتهای کشور در طول ۱۵ سال پس از انقلاب سفید، به بیان چشمانداز خود برای تبدیل ایران از یک کشور عقبمانده به یک کشور پیشرفته پرداخت که با اجرای برنامه عمرانی ششم درهای تمدن بزرگ برای ایرانیان گشوده خواهد شد.
💥@bardegi57
❤33😭5🤣2💩1
چند قرن بردگی
Video message
دلاور مرد ایرانی شاه خراسان
که با دادن جان شیرین مسبب شد وآغاز گرراهی که ایرانیان از امروز تا هزارههای بعد رهرو خواهند بود.
💥@bardegi57
که با دادن جان شیرین مسبب شد وآغاز گرراهی که ایرانیان از امروز تا هزارههای بعد رهرو خواهند بود.
💥@bardegi57
❤63😘4🏆1
با وقاحت تمام در مشهد/ تبلیغ رسمی سایتهای همسریابی (صیغه)در معابر عمومی!
#IRGCterrorists
💥@bardegi57
#IRGCterrorists
💥@bardegi57
🤮50💩5🤣5🖕4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این مردم به راستی باعث غرور و الهامبخشند. قتلعام کردند اما نتوانستند اراده، آزادگی و شجاعت این مردم را دفن کنند.
حالا هرگوشه ایران کاوهای پرچم دادخواهی برافراشته است.
پدر رها بهلولیپور در مراسم چهلم دخترش در فیروزآباد فارس، از حاضران خواست برای شادی روح دخترش کل بزنند.
او در سخنرانی خود رها را همان ماهی کوچولوی داستان صمد بهرنگی دانست و گفت: «مهم آن است که مرگ یا زندگی من چه تاثیری در زندگی دیگران خواهد داشت؛ زندگی و آسمانیشدن رها، مصداق واقعی زندگی تاثیرگذار بود. رها همان ماهی کوچولوی صمد بهرنگی است که از حوضچه و جویبار کوچک فیروزآباد، مسیر سخت و سنگلاخی را طی کرد و به دریای بیکران تهران و دانشگاه تهران پیوست».
رها بهلولیپور دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران بود. او ۱۸ دی در جریان اعتراضات در میدان فاطمی تهران گلوله خورد و ۱۹ دی جان باخت. پیکرش در شهر زادگاهش، فیروزآباد، به خاک سپرده شد.
⚡️@bardegi57
حالا هرگوشه ایران کاوهای پرچم دادخواهی برافراشته است.
پدر رها بهلولیپور در مراسم چهلم دخترش در فیروزآباد فارس، از حاضران خواست برای شادی روح دخترش کل بزنند.
او در سخنرانی خود رها را همان ماهی کوچولوی داستان صمد بهرنگی دانست و گفت: «مهم آن است که مرگ یا زندگی من چه تاثیری در زندگی دیگران خواهد داشت؛ زندگی و آسمانیشدن رها، مصداق واقعی زندگی تاثیرگذار بود. رها همان ماهی کوچولوی صمد بهرنگی است که از حوضچه و جویبار کوچک فیروزآباد، مسیر سخت و سنگلاخی را طی کرد و به دریای بیکران تهران و دانشگاه تهران پیوست».
رها بهلولیپور دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران بود. او ۱۸ دی در جریان اعتراضات در میدان فاطمی تهران گلوله خورد و ۱۹ دی جان باخت. پیکرش در شهر زادگاهش، فیروزآباد، به خاک سپرده شد.
⚡️@bardegi57
💔45😢2🔥1
هم سفید پوشیدن، هم علامت پیروزی نشون میدن؟ این حجم از روحیه باورنکردنیه.
خانواده مهران، شما محشرید...
⚡️@bardegi57
خانواده مهران، شما محشرید...
⚡️@bardegi57
❤49🫡10
🔹استرالیا مجددا از شهروندان خود خواست خاورمیانه را سریعا ترک کنند.
🔹دولت استرالیا در هشدار جدید اسمارتتراولر اعلام کرد وضعیت امنیتی خاورمیانه و ایران «غیرقابل پیشبینی» است و خطر درگیری نظامی میتواند سفرهای منطقهای و جهانی را مختل کند
⚡️@bardegi57
🔹دولت استرالیا در هشدار جدید اسمارتتراولر اعلام کرد وضعیت امنیتی خاورمیانه و ایران «غیرقابل پیشبینی» است و خطر درگیری نظامی میتواند سفرهای منطقهای و جهانی را مختل کند
⚡️@bardegi57
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥21❤11🕊3😢2❤🔥1
بخشی از وصیت نامه جان باخته راه آزادی ایران 🕊 #آراد_قاسمی :
«دوست دارم تو کردان دفن شم، یه درخت گیلاس بزرگ هم سر مزارم بکارید.
آخوندی هم سر قبرم نمیخوام.»
جاویدنام #آراد_قاسمی ۱۹ ساله
در کرج، با اصابت دو گلوله به گردن، توسط مزدوران جمهوریاسلامی به قتل رسید.
⚡️@bardegi57
«دوست دارم تو کردان دفن شم، یه درخت گیلاس بزرگ هم سر مزارم بکارید.
آخوندی هم سر قبرم نمیخوام.»
جاویدنام #آراد_قاسمی ۱۹ ساله
در کرج، با اصابت دو گلوله به گردن، توسط مزدوران جمهوریاسلامی به قتل رسید.
⚡️@bardegi57
❤31💔23😭5🫡4🏆1
🔺به گزارش رسانه های عبری: واسطههای عمانی در مذاکرات ژنو پاکتی از طرف آمریکایی که مربوط به برنامه موشکی ایران بود را تحویل طرف ایرانی دادند و وزیر امور خارجه ایران «عراقچی» از باز کردن آن خودداری کرد و آن را تحویل نگرفت!
⚡️@bardegi57
⚡️@bardegi57
👍15😁7❤1
⚠️تصاویر خونین از زخمیها در یک پارکینگ
"به قصد کشت دارند میزنند، با تیر جنگی، ما یا شهید میشیم یا #ایران رو پس میگیریم! جاوید شاه"
تصاویر دریافتی با شرح '#اصفهان، پنجشنبه ۱۸ دی'
⚡️@bardegi57
"به قصد کشت دارند میزنند، با تیر جنگی، ما یا شهید میشیم یا #ایران رو پس میگیریم! جاوید شاه"
تصاویر دریافتی با شرح '#اصفهان، پنجشنبه ۱۸ دی'
⚡️@bardegi57
❤17😭15
🔺به گزارش رسانه های عبری: واسطههای عمانی در مذاکرات ژنو پاکتی از طرف آمریکایی که مربوط به برنامه موشکی ایران بود را تحویل طرف ایرانی دادند و وزیر امور خارجه ایران «عراقچی» از باز کردن آن خودداری کرد و آن را تحویل نگرفت!
💥@bardegi57
💥@bardegi57
🔥18❤2
خلاصه گزارش آکسیوس:
.
#هولوکاست_ایرانی
💥@bardegi57
برخلاف سالهای قبل، ترامپ الان حس میکنه ایران در ضعیفترین موقعیتشه و همین موضوع باعث شده به تصمیمهای خیلی جسورانهتر نزدیک بشه.
روزهای آینده سرنوشتسازه؛ یا یک توافق تاریخی و بسیار سختگیرانه شکل میگیره، یا منطقه وارد بزرگترین درگیری نظامی چند دهه اخیر میشه
.
#هولوکاست_ایرانی
💥@bardegi57
👍14🥱2
در روانشناسی معاصر، بهویژه در پژوهشهای مرتبط با سوگ جمعی و بحرانهای طولانیمدت، یک نکته بارها تکرار شده:
انجام دادن کارهای روزمره، لذتهای کوچک، یا فعالیتهای شخصی نه عادیسازی رنجه، نه بیتفاوتی، نه فراموشی مطالبهی جمعی.
نباید مطالبهگری پیوسته و جنگ علیه فراموشی، جاش رو به احساس گناه و عذاب وجدان و فرسودگی بده!
روانشناس برجستهی حوزهی تروما، آقای جورج بونانو، طی مطالعات گستردهای ثابت کرده که بسیاری از انسانها در دل بحرانهای جمعی، با حفظ بخشهایی از زندگی عادی، نهتنها دچار فروپاشی اخلاقی نمیشن، بلکه توان کنشگری مؤثرتر پیدا میکنن.
او اسم این الگو رو «تابآوری سالم» گذاشته؛ این انکار درد و واقعیت نیست، بلکه تنظیم هوشمندانهی مواجهه با اونه.
از منظر روانپزشکی هم، باقی موندن طولانیمدت در حالت هشدار و فرسودگی عصبی، سیستم تصمیمگیری، امید، و پیگیری مطالبه رو تضعیف میکند.
به تعبیر جودیث هرمان، در
کتاب Trauma and Recovery، بدون بازسازی حداقلی از حس ایمنی، معنا و پیوستگی شخصی، هیچ کنش جمعی پایداری شکل نمیتونه شکل بگیره.
انجمن روانشناسی آمریکا هم در راهنماهای مربوط به بحرانهای اجتماعی تأکید میکنه که:
«خودمراقبتی، فعالیتهای لذتبخش، و حفظ ریتم زندگی روزمره، پیششرط سلامت روان در کنشهای بلندمدت اجتماعیه؛ نه مانع اون!»
واقعیت اینه که ما برای رسیدن به مطالبهی اصلیمون در این دوی ماراتن و نه سرعت، به بدن و روانی نیاز داریم که از پا نیفتاده باشه.
تابآوری، از دل کارهای «بهظاهر کوچیک» ساخته میشه و منافاتی با کنشگری نداره:
خواب، غذا، حرکت، ارتباط، نوشتن، موسیقی، کار، فیلم و سریال، خلاقیت، و چیزهایی که هنوز به ما یادآوری میکنن که «زندهایم».
پس اگر در دل سوگ جمعی، هنوز کار میکنی، مینویسی، میخندی، یا به چیزی علاقه نشون میدی؛ این خیانت و فراموشی و یا حتی خلاف سوگ نیست. این سرمایهگذاری روی موندن، دیدن، و ادامه دادنِ آگاهانه است.
و هیچ کنش جمعیِ مؤثری، بدون انسانهایی که تاب آوردهن، دووم نمیآره.
این چیزیه که اتفاقا بخاطر جاویدنامهامون و ادامهی راهشون بهش احتیاج داریم نه غم فلجکننده!
💥@bardegi57
انجام دادن کارهای روزمره، لذتهای کوچک، یا فعالیتهای شخصی نه عادیسازی رنجه، نه بیتفاوتی، نه فراموشی مطالبهی جمعی.
نباید مطالبهگری پیوسته و جنگ علیه فراموشی، جاش رو به احساس گناه و عذاب وجدان و فرسودگی بده!
روانشناس برجستهی حوزهی تروما، آقای جورج بونانو، طی مطالعات گستردهای ثابت کرده که بسیاری از انسانها در دل بحرانهای جمعی، با حفظ بخشهایی از زندگی عادی، نهتنها دچار فروپاشی اخلاقی نمیشن، بلکه توان کنشگری مؤثرتر پیدا میکنن.
او اسم این الگو رو «تابآوری سالم» گذاشته؛ این انکار درد و واقعیت نیست، بلکه تنظیم هوشمندانهی مواجهه با اونه.
از منظر روانپزشکی هم، باقی موندن طولانیمدت در حالت هشدار و فرسودگی عصبی، سیستم تصمیمگیری، امید، و پیگیری مطالبه رو تضعیف میکند.
به تعبیر جودیث هرمان، در
کتاب Trauma and Recovery، بدون بازسازی حداقلی از حس ایمنی، معنا و پیوستگی شخصی، هیچ کنش جمعی پایداری شکل نمیتونه شکل بگیره.
انجمن روانشناسی آمریکا هم در راهنماهای مربوط به بحرانهای اجتماعی تأکید میکنه که:
«خودمراقبتی، فعالیتهای لذتبخش، و حفظ ریتم زندگی روزمره، پیششرط سلامت روان در کنشهای بلندمدت اجتماعیه؛ نه مانع اون!»
واقعیت اینه که ما برای رسیدن به مطالبهی اصلیمون در این دوی ماراتن و نه سرعت، به بدن و روانی نیاز داریم که از پا نیفتاده باشه.
تابآوری، از دل کارهای «بهظاهر کوچیک» ساخته میشه و منافاتی با کنشگری نداره:
خواب، غذا، حرکت، ارتباط، نوشتن، موسیقی، کار، فیلم و سریال، خلاقیت، و چیزهایی که هنوز به ما یادآوری میکنن که «زندهایم».
پس اگر در دل سوگ جمعی، هنوز کار میکنی، مینویسی، میخندی، یا به چیزی علاقه نشون میدی؛ این خیانت و فراموشی و یا حتی خلاف سوگ نیست. این سرمایهگذاری روی موندن، دیدن، و ادامه دادنِ آگاهانه است.
و هیچ کنش جمعیِ مؤثری، بدون انسانهایی که تاب آوردهن، دووم نمیآره.
این چیزیه که اتفاقا بخاطر جاویدنامهامون و ادامهی راهشون بهش احتیاج داریم نه غم فلجکننده!
💥@bardegi57
👍12❤1
در روانشناسی معاصر، بهویژه در پژوهشهای مرتبط با سوگ جمعی و بحرانهای طولانیمدت، یک نکته بارها تکرار شده:
انجام دادن کارهای روزمره، لذتهای کوچک، یا فعالیتهای شخصی نه عادیسازی رنجه، نه بیتفاوتی، نه فراموشی مطالبهی جمعی.
نباید مطالبهگری پیوسته و جنگ علیه فراموشی، جاش رو به احساس گناه و عذاب وجدان و فرسودگی بده!
روانشناس برجستهی حوزهی تروما، آقای جورج بونانو، طی مطالعات گستردهای ثابت کرده که بسیاری از انسانها در دل بحرانهای جمعی، با حفظ بخشهایی از زندگی عادی، نهتنها دچار فروپاشی اخلاقی نمیشن، بلکه توان کنشگری مؤثرتر پیدا میکنن.
او اسم این الگو رو «تابآوری سالم» گذاشته؛ این انکار درد و واقعیت نیست، بلکه تنظیم هوشمندانهی مواجهه با اونه.
از منظر روانپزشکی هم، باقی موندن طولانیمدت در حالت هشدار و فرسودگی عصبی، سیستم تصمیمگیری، امید، و پیگیری مطالبه رو تضعیف میکند.
به تعبیر جودیث هرمان، در
کتاب Trauma and Recovery، بدون بازسازی حداقلی از حس ایمنی، معنا و پیوستگی شخصی، هیچ کنش جمعی پایداری شکل نمیتونه شکل بگیره.
انجمن روانشناسی آمریکا هم در راهنماهای مربوط به بحرانهای اجتماعی تأکید میکنه که:
«خودمراقبتی، فعالیتهای لذتبخش، و حفظ ریتم زندگی روزمره، پیششرط سلامت روان در کنشهای بلندمدت اجتماعیه؛ نه مانع اون!»
واقعیت اینه که ما برای رسیدن به مطالبهی اصلیمون در این دوی ماراتن و نه سرعت، به بدن و روانی نیاز داریم که از پا نیفتاده باشه.
تابآوری، از دل کارهای «بهظاهر کوچیک» ساخته میشه و منافاتی با کنشگری نداره:
خواب، غذا، حرکت، ارتباط، نوشتن، موسیقی، کار، فیلم و سریال، خلاقیت، و چیزهایی که هنوز به ما یادآوری میکنن که «زندهایم».
پس اگر در دل سوگ جمعی، هنوز کار میکنی، مینویسی، میخندی، یا به چیزی علاقه نشون میدی؛ این خیانت و فراموشی و یا حتی خلاف سوگ نیست. این سرمایهگذاری روی موندن، دیدن، و ادامه دادنِ آگاهانه است.
و هیچ کنش جمعیِ مؤثری، بدون انسانهایی که تاب آوردهن، دووم نمیآره.
این چیزیه که اتفاقا بخاطر جاویدنامهامون و ادامهی راهشون بهش احتیاج داریم نه غم فلجکننده!
⚡️@bardegi57
انجام دادن کارهای روزمره، لذتهای کوچک، یا فعالیتهای شخصی نه عادیسازی رنجه، نه بیتفاوتی، نه فراموشی مطالبهی جمعی.
نباید مطالبهگری پیوسته و جنگ علیه فراموشی، جاش رو به احساس گناه و عذاب وجدان و فرسودگی بده!
روانشناس برجستهی حوزهی تروما، آقای جورج بونانو، طی مطالعات گستردهای ثابت کرده که بسیاری از انسانها در دل بحرانهای جمعی، با حفظ بخشهایی از زندگی عادی، نهتنها دچار فروپاشی اخلاقی نمیشن، بلکه توان کنشگری مؤثرتر پیدا میکنن.
او اسم این الگو رو «تابآوری سالم» گذاشته؛ این انکار درد و واقعیت نیست، بلکه تنظیم هوشمندانهی مواجهه با اونه.
از منظر روانپزشکی هم، باقی موندن طولانیمدت در حالت هشدار و فرسودگی عصبی، سیستم تصمیمگیری، امید، و پیگیری مطالبه رو تضعیف میکند.
به تعبیر جودیث هرمان، در
کتاب Trauma and Recovery، بدون بازسازی حداقلی از حس ایمنی، معنا و پیوستگی شخصی، هیچ کنش جمعی پایداری شکل نمیتونه شکل بگیره.
انجمن روانشناسی آمریکا هم در راهنماهای مربوط به بحرانهای اجتماعی تأکید میکنه که:
«خودمراقبتی، فعالیتهای لذتبخش، و حفظ ریتم زندگی روزمره، پیششرط سلامت روان در کنشهای بلندمدت اجتماعیه؛ نه مانع اون!»
واقعیت اینه که ما برای رسیدن به مطالبهی اصلیمون در این دوی ماراتن و نه سرعت، به بدن و روانی نیاز داریم که از پا نیفتاده باشه.
تابآوری، از دل کارهای «بهظاهر کوچیک» ساخته میشه و منافاتی با کنشگری نداره:
خواب، غذا، حرکت، ارتباط، نوشتن، موسیقی، کار، فیلم و سریال، خلاقیت، و چیزهایی که هنوز به ما یادآوری میکنن که «زندهایم».
پس اگر در دل سوگ جمعی، هنوز کار میکنی، مینویسی، میخندی، یا به چیزی علاقه نشون میدی؛ این خیانت و فراموشی و یا حتی خلاف سوگ نیست. این سرمایهگذاری روی موندن، دیدن، و ادامه دادنِ آگاهانه است.
و هیچ کنش جمعیِ مؤثری، بدون انسانهایی که تاب آوردهن، دووم نمیآره.
این چیزیه که اتفاقا بخاطر جاویدنامهامون و ادامهی راهشون بهش احتیاج داریم نه غم فلجکننده!
⚡️@bardegi57
👍5❤2