🔴استان گیلان – شفت
صبح امروز (۷:۰۰
۹ فروردین ۱۴۰۵):
در یکی از مناطق شهرستان شفت، یک منزل ویلایی که گفته میشود سردار سپاه داخلش بوده هدف حمله قرار گرفته است.
⚡️@bardegi57
صبح امروز (۷:۰۰
۹ فروردین ۱۴۰۵):
در یکی از مناطق شهرستان شفت، یک منزل ویلایی که گفته میشود سردار سپاه داخلش بوده هدف حمله قرار گرفته است.
⚡️@bardegi57
🥰3🎉1
اگر در مورد پیت هگست وزیر جنگ آمریکا کنجکاوید بخونید:
در یک روز داغ تابستانی سال ۲۰۰۵، در شهر سامرا عراق، جایی که شورشیان و بمبگذاران انتحاری هر لحظه جان سربازان آمریکایی را تهدید میکردند، پیتر (پیت) هگست، افسر جوان پیادهنظام گارد ملی ارتش آمریکا، تازه فرماندهی یک پلاتون را بر عهده گرفته بود.او که تازه از دانشگاه پرینستون فارغالتحصیل شده بود و زندگی راحتی در والاستریت پیش رو داشت، به جای آن داوطلبانه به جنگ رفت. دلیلش؟ خواندن خبری درباره یک بمبگذار انتحاری که ۱۸ کودک عراقی را در یک بازار کشته بود. پیت بعدها گفت: «آن لحظه، چهره شر مطلق را دیدم. نمیتوانستم بنشینم و تماشا کنم که آن ایدئولوژی پیروز شود.»در سامرا، مأموریت پلاتون او دفاع از یک منطقه پرخطر و اجرای عملیات تهاجمی بود. روزها گشتزنی در خیابانهای پر از کمین، شبها ایستادگی در پستهای رزمی، و همیشه خطر انفجار IED (بمب کنار جادهای) یا تیراندازی ناگهانی. پیت نه تنها فرماندهی میکرد، بلکه خودش در خط مقدم بود. او و سربازانش چندین عملیات مداوم نهروزه را پشت سر گذاشتند: گشتزنی، جستجوی خانهبهخانه، و ایجاد پایگاههای کوچک در قلب مناطق تحت کنترل شورشیان.یکی از لحظات سخت، وقتی بود که پلاتون او با آتش سنگین مواجه شد. پیت آرامش خود را حفظ کرد، موقعیتها را هماهنگ کرد و سربازانش را هدایت کرد تا بدون تلفات سنگین عقبنشینی کنند یا پاسخ دهند. برای همین شجاعت و رهبری مؤثر، ارتش آمریکا به او مدال ستاره برنز (Bronze Star) داد — یکی از دو مدالی که در طول خدمت دریافت کرد.اما جنگ فقط گلوله و بمب نبود. پیت بعدها در کتابهایش نوشت که بازگشت به زندگی غیرنظامی بعد از عراق، مثل پرتاب شدن از جهنم به یک دنیای بیمعنا بود. او در آپارتمانی در منهتن نشسته بود، با دوستان قدیمیاش تماس تلفنی داشت، اما احساس تنهایی عمیق میکرد. بسیاری از سربازان برمیگردند و افسرده میشوند چون «معنایی که در میدان جنگ، در برادری و هدف مشترک پیدا کردهاند، در جامعه مدرن پیدا نمیکنند.» پیت هم مدتی با الکل دست و پنجه نرم کرد تا بتواند آنچه دیده و تجربه کرده بود را پردازش کند.او اما تسلیم نشد. تجربهاش در گوانتانامو (نگهبانی از تروریستها)، عراق (رهبری در combat) و افغانستان (آموزش نیروهای محلی و بیرون کشیدن اجساد از خودروهای سوخته) او را به یکی از صدایهای بلند برای سربازان آمریکایی تبدیل کرد. پیت کتابهایی مثل The War on Warriors نوشت تا بگوید ارتش باید دوباره بر «فرهنگ جنگجو» تمرکز کند: شجاعت، برادری، و آمادگی واقعی برای نبرد، نه چیزهای حاشیهای.امروز، به عنوان وزیر دفاع (یا Secretary of War) آمریکا، او همان سربازی است که از میدان جنگ به پنتاگون آمده. او میگوید این شغل «مهمترین مأموریت (deployment) زندگیاش» است — مأموریتی برای احیای روحیه جنگجوی ارتش و احترام به فداکاری کسانی که در عراق، افغانستان و جاهای دیگر جانشان را گذاشتند.داستان پیت هگست، داستان جوانی است که زندگی راحت را رها کرد تا در برابر شر بایستد، سختی جنگ را چشید، با زخمهای روحیاش روبهرو شد، و حالا از همان تجربه برای خدمت به کشورش استفاده میکند. داستانی از فداکاری، تحول درونی و تعهد به چیزی بزرگتر از خود — چیزی که بسیاری از کهنهسربازان واقعی آن را درک میکنند.
⚡️@bardegi57
در یک روز داغ تابستانی سال ۲۰۰۵، در شهر سامرا عراق، جایی که شورشیان و بمبگذاران انتحاری هر لحظه جان سربازان آمریکایی را تهدید میکردند، پیتر (پیت) هگست، افسر جوان پیادهنظام گارد ملی ارتش آمریکا، تازه فرماندهی یک پلاتون را بر عهده گرفته بود.او که تازه از دانشگاه پرینستون فارغالتحصیل شده بود و زندگی راحتی در والاستریت پیش رو داشت، به جای آن داوطلبانه به جنگ رفت. دلیلش؟ خواندن خبری درباره یک بمبگذار انتحاری که ۱۸ کودک عراقی را در یک بازار کشته بود. پیت بعدها گفت: «آن لحظه، چهره شر مطلق را دیدم. نمیتوانستم بنشینم و تماشا کنم که آن ایدئولوژی پیروز شود.»در سامرا، مأموریت پلاتون او دفاع از یک منطقه پرخطر و اجرای عملیات تهاجمی بود. روزها گشتزنی در خیابانهای پر از کمین، شبها ایستادگی در پستهای رزمی، و همیشه خطر انفجار IED (بمب کنار جادهای) یا تیراندازی ناگهانی. پیت نه تنها فرماندهی میکرد، بلکه خودش در خط مقدم بود. او و سربازانش چندین عملیات مداوم نهروزه را پشت سر گذاشتند: گشتزنی، جستجوی خانهبهخانه، و ایجاد پایگاههای کوچک در قلب مناطق تحت کنترل شورشیان.یکی از لحظات سخت، وقتی بود که پلاتون او با آتش سنگین مواجه شد. پیت آرامش خود را حفظ کرد، موقعیتها را هماهنگ کرد و سربازانش را هدایت کرد تا بدون تلفات سنگین عقبنشینی کنند یا پاسخ دهند. برای همین شجاعت و رهبری مؤثر، ارتش آمریکا به او مدال ستاره برنز (Bronze Star) داد — یکی از دو مدالی که در طول خدمت دریافت کرد.اما جنگ فقط گلوله و بمب نبود. پیت بعدها در کتابهایش نوشت که بازگشت به زندگی غیرنظامی بعد از عراق، مثل پرتاب شدن از جهنم به یک دنیای بیمعنا بود. او در آپارتمانی در منهتن نشسته بود، با دوستان قدیمیاش تماس تلفنی داشت، اما احساس تنهایی عمیق میکرد. بسیاری از سربازان برمیگردند و افسرده میشوند چون «معنایی که در میدان جنگ، در برادری و هدف مشترک پیدا کردهاند، در جامعه مدرن پیدا نمیکنند.» پیت هم مدتی با الکل دست و پنجه نرم کرد تا بتواند آنچه دیده و تجربه کرده بود را پردازش کند.او اما تسلیم نشد. تجربهاش در گوانتانامو (نگهبانی از تروریستها)، عراق (رهبری در combat) و افغانستان (آموزش نیروهای محلی و بیرون کشیدن اجساد از خودروهای سوخته) او را به یکی از صدایهای بلند برای سربازان آمریکایی تبدیل کرد. پیت کتابهایی مثل The War on Warriors نوشت تا بگوید ارتش باید دوباره بر «فرهنگ جنگجو» تمرکز کند: شجاعت، برادری، و آمادگی واقعی برای نبرد، نه چیزهای حاشیهای.امروز، به عنوان وزیر دفاع (یا Secretary of War) آمریکا، او همان سربازی است که از میدان جنگ به پنتاگون آمده. او میگوید این شغل «مهمترین مأموریت (deployment) زندگیاش» است — مأموریتی برای احیای روحیه جنگجوی ارتش و احترام به فداکاری کسانی که در عراق، افغانستان و جاهای دیگر جانشان را گذاشتند.داستان پیت هگست، داستان جوانی است که زندگی راحت را رها کرد تا در برابر شر بایستد، سختی جنگ را چشید، با زخمهای روحیاش روبهرو شد، و حالا از همان تجربه برای خدمت به کشورش استفاده میکند. داستانی از فداکاری، تحول درونی و تعهد به چیزی بزرگتر از خود — چیزی که بسیاری از کهنهسربازان واقعی آن را درک میکنند.
⚡️@bardegi57
❤5👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معصومیت نگاهت،صدات،پاکی قلبت از تک تکجمله هات حس میشه💔😭😭😭😭
توما روحلال کن که نشستیموفقط غم از دست رفتنتونو اشکمیریزیم و کاری ازمون ساخته نیست💔😭
⚡️@bardegi57
توما روحلال کن که نشستیموفقط غم از دست رفتنتونو اشکمیریزیم و کاری ازمون ساخته نیست💔😭
⚡️@bardegi57
🕊2
با ادامه حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران، شرکت صنایع الکترونیک شیراز (صاشیراز) وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی، یکشنبه نهم فروردین مجددا هدف حمله هوایی قرار گرفت.
از آغاز عملیات نظامی علیه ایران تا کنون شرکت صنایع الکترونیک شیراز بارها بمباران شده است.
⚡️@bardegi57
از آغاز عملیات نظامی علیه ایران تا کنون شرکت صنایع الکترونیک شیراز بارها بمباران شده است.
⚡️@bardegi57
🥰3
شرکت هواپیمایی «گلف ایر» بحرین از تمدید پروازهای خود از فرودگاه دمام تا پایان آوریل خبر داد.
⚡️@bardegi57
⚡️@bardegi57
پیام #ارسالی
🎈وضعیت داخل ایران
فرسایشی و پیچیده شده.
جنگ طولانی شده و مردم
خستهاند.
با قطع اینترنت،
کسبوکارهای آنلاین
عملاً از بین رفته و خیلیها
به کارهای یدی روی آوردهاند.
بدهیها بالا رفته و چشمانداز
روشنی از آینده دیده نمیشود.
👈در دید و بازدیدهای عید،
بهجای احوالپرسی از آخرین
انفجارها میپرسند.
تورم شدید و قیمت اجناس
روز به روز گران تر میشود،
اختلال کارتهای بانکی
و ناتوانی در بازپرداخت قرضها،
زندگی روزمره را مختل کرده است.
👈خریدهای قسطی
حالا به بدهیهای سنگین
تبدیل شدهاند.
مهاجرت داخلی بلاتکلیف
مانده بسیاریکه از شهرهای بزرگ
به شهرستان پناه آوردهاند
نه میتوانند برگردند و نه
تکلیف شغلشان روشن است.
صدای جنگندهها خواب شبانه
را از مردم گرفته و قطعیهای
مکرر آب و برق، بدون زمانبندی،
فشار را بیشتر کرده است.
کسبوکارهای کوچک در رکودند
و زندگی در حالت تعلیق قرار دارد.
👈در حوزه درمان،
کمبود دارو و فشار بر
بیماران خاص جدیتر شده است.
بیمارستانها شلوغتر اما امکانات
و نیرو محدودتر شدهاند و کادر
درمان خسته و فرسودهاند.
همزمان، بازار کار بیثبات است
تعدیل نیرو افزایش یافته،
بسیاری از کسبوکارها تعطیل
یا نیمهفعالاند، حقوقها عقب
افتاده و ارزششان با تورم کاهش
یافته.
حتی شاغلان هم
امنیت شغلی ندارند.
👈فشار روانی بیسابقه است،
اضطراب، بیخوابی و حس ناامنی
دائمی فراگیر شده.
نبود اطلاعات شفاف،
شایعات را تشدید کرده
و با قطعی اینترنت، مردم
به اپهای داخلی و ناامن
پناه بردهاند.
از وضعیت بازداشتیها
هم خبر دقیقی نیست
و خانوادهها در نگرانیاند.
در سطح شهر، فضا سنگین
است صفهای طولانی، سکوت
و احتیاط در گفتگوها بیشتر
شده، هرچند عدهای هنوز تلاش
میکنند حداقلی از زندگی عادی
را حفظ کنند.
🎈در این شرایط،
بحث «حرف زدن یا نزدن»
از شرایط بیمعناست.
کسانی که داخل کشورند
با خودِ جنگ زندگی میکنند
و نه با روایت آن.
پنهانکردن واقعیت چیزی را
حل نمیکند اگر کمکی باشد،
در دیدن و گفتن دقیق آن
چیزی است که میگذرد.
با وجود همه فشارها و نزدیک
شدن به نقطههای بحرانی،
مردم هنوز ایستادهاند خسته،
اما امیدوار به پایان این وضعیت.
⚡️@bardegi57
🎈وضعیت داخل ایران
فرسایشی و پیچیده شده.
جنگ طولانی شده و مردم
خستهاند.
با قطع اینترنت،
کسبوکارهای آنلاین
عملاً از بین رفته و خیلیها
به کارهای یدی روی آوردهاند.
بدهیها بالا رفته و چشمانداز
روشنی از آینده دیده نمیشود.
👈در دید و بازدیدهای عید،
بهجای احوالپرسی از آخرین
انفجارها میپرسند.
تورم شدید و قیمت اجناس
روز به روز گران تر میشود،
اختلال کارتهای بانکی
و ناتوانی در بازپرداخت قرضها،
زندگی روزمره را مختل کرده است.
👈خریدهای قسطی
حالا به بدهیهای سنگین
تبدیل شدهاند.
مهاجرت داخلی بلاتکلیف
مانده بسیاریکه از شهرهای بزرگ
به شهرستان پناه آوردهاند
نه میتوانند برگردند و نه
تکلیف شغلشان روشن است.
صدای جنگندهها خواب شبانه
را از مردم گرفته و قطعیهای
مکرر آب و برق، بدون زمانبندی،
فشار را بیشتر کرده است.
کسبوکارهای کوچک در رکودند
و زندگی در حالت تعلیق قرار دارد.
👈در حوزه درمان،
کمبود دارو و فشار بر
بیماران خاص جدیتر شده است.
بیمارستانها شلوغتر اما امکانات
و نیرو محدودتر شدهاند و کادر
درمان خسته و فرسودهاند.
همزمان، بازار کار بیثبات است
تعدیل نیرو افزایش یافته،
بسیاری از کسبوکارها تعطیل
یا نیمهفعالاند، حقوقها عقب
افتاده و ارزششان با تورم کاهش
یافته.
حتی شاغلان هم
امنیت شغلی ندارند.
👈فشار روانی بیسابقه است،
اضطراب، بیخوابی و حس ناامنی
دائمی فراگیر شده.
نبود اطلاعات شفاف،
شایعات را تشدید کرده
و با قطعی اینترنت، مردم
به اپهای داخلی و ناامن
پناه بردهاند.
از وضعیت بازداشتیها
هم خبر دقیقی نیست
و خانوادهها در نگرانیاند.
در سطح شهر، فضا سنگین
است صفهای طولانی، سکوت
و احتیاط در گفتگوها بیشتر
شده، هرچند عدهای هنوز تلاش
میکنند حداقلی از زندگی عادی
را حفظ کنند.
🎈در این شرایط،
بحث «حرف زدن یا نزدن»
از شرایط بیمعناست.
کسانی که داخل کشورند
با خودِ جنگ زندگی میکنند
و نه با روایت آن.
پنهانکردن واقعیت چیزی را
حل نمیکند اگر کمکی باشد،
در دیدن و گفتن دقیق آن
چیزی است که میگذرد.
با وجود همه فشارها و نزدیک
شدن به نقطههای بحرانی،
مردم هنوز ایستادهاند خسته،
اما امیدوار به پایان این وضعیت.
⚡️@bardegi57
❤3
🛑هر جنگی به هر شکل و به هر دلیلی تلفات غیرنظامی داره و ما از این مسئله اصلا خوشحال نیستیم؛ اما این وسط صدا و سیما هم داره به شدت از کمبود بازیگر و سیاهی لشکر رنج میبره!!
✨️@bardegi57
✨️@bardegi57
👍6🤣3
🎈برای حامیان رژیم اسلامی:
الان میخواهیم پشت کشور
بایستیم، بفرمایید با این نیروهای
حشدالشعبی که وارد خاک شدهاند
چه کار کنیم؟
[ پیام #ارسالی از قلب #ایران ]
⚡️@bardegi57
الان میخواهیم پشت کشور
بایستیم، بفرمایید با این نیروهای
حشدالشعبی که وارد خاک شدهاند
چه کار کنیم؟
[ پیام #ارسالی از قلب #ایران ]
⚡️@bardegi57
🔥2💩2😡2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترامپ به مردم آمریکا گفته بود برنامه «مارک لوین» رو ببینند. لوین هم در برنامهاش گفته که نیروهای ویژه عملیاتی زمینی خواهند داشت برای گرفتن اورانیوم غنی سازی شده ( حدود ۴۰۰ کیلوگرم)
یعنی عملیات زمینی قطعیه
✨️@ardegi57
یعنی عملیات زمینی قطعیه
✨️@ardegi57
🥰4
🔴صبح امروز، نهم فروردین، حوالی ساعت ۹، حمله ای در شمال شرق تهران در خیابان وفامنش، شمال میدان هروی و در نبش کوچه امید شرقی جایی که گزارشها از «نقطهزنی» در این محدوده حکایت دارند.
✨️@bardegi57
✨️@bardegi57
🥰2
هرچیزی کمتر از تغییر رژیم در ایران یک شکست خواهد بود
ایالات متحده با تروریستها مذاکره نمیکند؛ عبارتی که آنقدر تکرار شده که به یک واکنش خودکار تبدیل شده است، از تریبونهای ریاستجمهوری تا صحن سنا و حتی فیلمنامههای هالیوود. اما باید پرسید آیا هنوز هم این گزاره صادق است؟ چهرهای که اکنون در ارتباط با یک توافق احتمالی با ایران مطرح میشود، محمدباقر قالیباف است—فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه پاسداران، فردی که از سوی آمریکا تحریم و در فهرست قرار گرفته و کسی که طی سه دهه در ساختار بدترین سوءاستفادههای جمهوری اسلامی نقش داشته است. اگر قالیباف پای میز مذاکره باشد، آمریکا از مذاکره با تروریستها امتناع نکرده؛ بلکه به آنها مشروعیت میبخشد و نامش را دیپلماسی میگذارد.
و اگر وضعیت به اینجا رسیده، باید بخش بعدی را هم صریح گفت: وقتی هزینه بالا میرود، ما عقبنشینی میکنیم. توافقی با این ساختار، پیام اجازه میدهد نه مصالحه. به تهران میگوید سرکشی نتیجه میدهد. به دیگر ناظران میگوید خطوط قرمز آمریکا قابل مذاکره است.
با مرگ رهبر جمهوری اسلامی آیتالله علی خامنهای و دبیر شورای عالی امنیت ملی علی لاریجانی، این نظام به سیستمی بدون سر تبدیل شده که بر حافظه عضلانی نیروهای باقیماندهاش تکیه دارد: قالیباف، رئیس موقت شورای رهبری و رئیس قوه قضاییه غلامحسین محسنی اژهای و فرمانده کل سپاه پاسداران احمد وحیدی. در ژانویه ۲۰۲۶، آنها از همین ساختار برای کشتار بیش از ۳۰ هزار ایرانی غیرمسلح طی دو روز استفاده کردند. اژهای به دستگاه قضایی دستور داد «قاطع و حداکثری» عمل کند و «بدون هیچگونه ارفاق قانونی» برخورد کند. اینها کسانی هستند که اکنون طرف تعامل قرار گرفتهاند—نه یک دولت، بلکه معماران یک کشتار.
هرکدام نقش مشخصی دارند. قالیباف بهعنوان مجری، از فرماندهی سپاه تا ریاست مجلس حرکت کرده و شبکههایی ساخته که نظام را حفظ میکند. اژهای تنظیمکننده داخلی است که سرکوب را به فرآیند حقوقی تبدیل میکند و به آن ظاهری قانونی میدهد. وحیدی، که اکنون در رأس سپاه قرار دارد، در شکلگیری نیروی قدس و «محور مقاومت»—از جمله حزبالله و حماس—نقش محوری داشته و همچنان بهدلیل نقش در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ مرکز یهودیان آمیا در بوئنوسآیرس که ۸۵ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت، تحت اعلان قرمز اینترپل است. اینها چهرههای انتقالی نیستند؛ خودِ سیستم هستند.
آنها در دهه ۱۹۸۰ در سپاه با هم رشد کردند و در مرکز هر سرکوب عمده از ۲۰۰۹ تا ژانویه ۲۰۲۶ بودهاند. آنها جانشینی مجتبی خامنهای را بهعنوان یک مهره قابلکنترل مهندسی کردند که مشروعیتش از آنها ناشی میشود. به رسمیت شناختن او یعنی به رسمیت شناختن تثبیت قدرت آنها.
ما این سناریو را قبلاً دیدهایم. جو بایدن تصور میکرد میتواند افغانستان را به طالبان واگذار کند و آن را یک خروج منظم بنامد—اشتباهی که دوران ریاستجمهوریاش را تعریف کرد. این فرض که میتوان یک جنبش ایدئولوژیک مسلح را از طریق مصالحه مدیریت کرد، و اینکه مشروعیت ابزاری برای تعدیل است، همان منطقی است که اکنون درباره ایران بهکار گرفته میشود. طالبان یک شورش سنتی با سلاحهای سبک بود. جمهوری اسلامی به همان اندازه در برابر تعدیل مقاوم است، اما برد موشکی آن اکنون به دیهگو گارسیا رسیده—بردی که لندن را نیز در دسترس قرار میدهد. جاهطلبی هستهای آن پس از دو دهه دیپلماسی و دو دور حمله همچنان پابرجاست. و توسط افرادی اداره میشود که حذف اسرائیل را هدف وجودی خود میدانند.
دونالد ترامپ روشن کرده که مانند بایدن یا اوباما نیست. سؤال این است که این یک باور است یا ترجیح. زیرا این دقیقاً همان نقطهای است که تفاوت مشخص میشود؛ نه در سخنرانی، بلکه در تصمیم درباره اینکه چه کسی با ساختار قدرتش از این وضعیت خارج میشود. تاریخ در حال نظاره است. توافقی که این سه نفر را در جای خود نگه دارد و به ساختار فرماندهی سپاه زمان بازسازی بدهد، چیزی جز تکرار یک خطای اوبامایی در سطح بایدن، با امضای ترامپ نخواهد بود. جمهوری اسلامی هرگز تحت فشار خارجی تعدیل نشده؛ بلکه فقط به ساختاری سختتر تبدیل شده است. هر مصالحهای بهعنوان نشانهای خوانده شده که هزینه سرکشی هنوز از حد پیامد عبور نکرده است. تقویت این ساختار از طریق مذاکره، واقعگرایی سیاسی نیست؛ تسلیم با یک کنفرانس خبری است.
این موضوع برای کسانی که عملکرد جمهوری اسلامی را دیدهاند، تعجبآور نیست. ضربالمثلی فارسی میگوید: «از این ستون به آن ستون فرج است»—یعنی آسایش موقتی میان دو مجازات. جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه در همین فاصله زندگی کرده و غرب بارها این وقفه را با پیشرفت اشتباه گرفته است. این یک استراتژی مذاکره نیست، بلکه استراتژی بقاست. آنها اکنون بیش از هر زمان دیگری در تنگنا هستند و برای بقا هر کاری میکنند.
ایالات متحده با تروریستها مذاکره نمیکند؛ عبارتی که آنقدر تکرار شده که به یک واکنش خودکار تبدیل شده است، از تریبونهای ریاستجمهوری تا صحن سنا و حتی فیلمنامههای هالیوود. اما باید پرسید آیا هنوز هم این گزاره صادق است؟ چهرهای که اکنون در ارتباط با یک توافق احتمالی با ایران مطرح میشود، محمدباقر قالیباف است—فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه پاسداران، فردی که از سوی آمریکا تحریم و در فهرست قرار گرفته و کسی که طی سه دهه در ساختار بدترین سوءاستفادههای جمهوری اسلامی نقش داشته است. اگر قالیباف پای میز مذاکره باشد، آمریکا از مذاکره با تروریستها امتناع نکرده؛ بلکه به آنها مشروعیت میبخشد و نامش را دیپلماسی میگذارد.
و اگر وضعیت به اینجا رسیده، باید بخش بعدی را هم صریح گفت: وقتی هزینه بالا میرود، ما عقبنشینی میکنیم. توافقی با این ساختار، پیام اجازه میدهد نه مصالحه. به تهران میگوید سرکشی نتیجه میدهد. به دیگر ناظران میگوید خطوط قرمز آمریکا قابل مذاکره است.
با مرگ رهبر جمهوری اسلامی آیتالله علی خامنهای و دبیر شورای عالی امنیت ملی علی لاریجانی، این نظام به سیستمی بدون سر تبدیل شده که بر حافظه عضلانی نیروهای باقیماندهاش تکیه دارد: قالیباف، رئیس موقت شورای رهبری و رئیس قوه قضاییه غلامحسین محسنی اژهای و فرمانده کل سپاه پاسداران احمد وحیدی. در ژانویه ۲۰۲۶، آنها از همین ساختار برای کشتار بیش از ۳۰ هزار ایرانی غیرمسلح طی دو روز استفاده کردند. اژهای به دستگاه قضایی دستور داد «قاطع و حداکثری» عمل کند و «بدون هیچگونه ارفاق قانونی» برخورد کند. اینها کسانی هستند که اکنون طرف تعامل قرار گرفتهاند—نه یک دولت، بلکه معماران یک کشتار.
هرکدام نقش مشخصی دارند. قالیباف بهعنوان مجری، از فرماندهی سپاه تا ریاست مجلس حرکت کرده و شبکههایی ساخته که نظام را حفظ میکند. اژهای تنظیمکننده داخلی است که سرکوب را به فرآیند حقوقی تبدیل میکند و به آن ظاهری قانونی میدهد. وحیدی، که اکنون در رأس سپاه قرار دارد، در شکلگیری نیروی قدس و «محور مقاومت»—از جمله حزبالله و حماس—نقش محوری داشته و همچنان بهدلیل نقش در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ مرکز یهودیان آمیا در بوئنوسآیرس که ۸۵ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت، تحت اعلان قرمز اینترپل است. اینها چهرههای انتقالی نیستند؛ خودِ سیستم هستند.
آنها در دهه ۱۹۸۰ در سپاه با هم رشد کردند و در مرکز هر سرکوب عمده از ۲۰۰۹ تا ژانویه ۲۰۲۶ بودهاند. آنها جانشینی مجتبی خامنهای را بهعنوان یک مهره قابلکنترل مهندسی کردند که مشروعیتش از آنها ناشی میشود. به رسمیت شناختن او یعنی به رسمیت شناختن تثبیت قدرت آنها.
ما این سناریو را قبلاً دیدهایم. جو بایدن تصور میکرد میتواند افغانستان را به طالبان واگذار کند و آن را یک خروج منظم بنامد—اشتباهی که دوران ریاستجمهوریاش را تعریف کرد. این فرض که میتوان یک جنبش ایدئولوژیک مسلح را از طریق مصالحه مدیریت کرد، و اینکه مشروعیت ابزاری برای تعدیل است، همان منطقی است که اکنون درباره ایران بهکار گرفته میشود. طالبان یک شورش سنتی با سلاحهای سبک بود. جمهوری اسلامی به همان اندازه در برابر تعدیل مقاوم است، اما برد موشکی آن اکنون به دیهگو گارسیا رسیده—بردی که لندن را نیز در دسترس قرار میدهد. جاهطلبی هستهای آن پس از دو دهه دیپلماسی و دو دور حمله همچنان پابرجاست. و توسط افرادی اداره میشود که حذف اسرائیل را هدف وجودی خود میدانند.
دونالد ترامپ روشن کرده که مانند بایدن یا اوباما نیست. سؤال این است که این یک باور است یا ترجیح. زیرا این دقیقاً همان نقطهای است که تفاوت مشخص میشود؛ نه در سخنرانی، بلکه در تصمیم درباره اینکه چه کسی با ساختار قدرتش از این وضعیت خارج میشود. تاریخ در حال نظاره است. توافقی که این سه نفر را در جای خود نگه دارد و به ساختار فرماندهی سپاه زمان بازسازی بدهد، چیزی جز تکرار یک خطای اوبامایی در سطح بایدن، با امضای ترامپ نخواهد بود. جمهوری اسلامی هرگز تحت فشار خارجی تعدیل نشده؛ بلکه فقط به ساختاری سختتر تبدیل شده است. هر مصالحهای بهعنوان نشانهای خوانده شده که هزینه سرکشی هنوز از حد پیامد عبور نکرده است. تقویت این ساختار از طریق مذاکره، واقعگرایی سیاسی نیست؛ تسلیم با یک کنفرانس خبری است.
این موضوع برای کسانی که عملکرد جمهوری اسلامی را دیدهاند، تعجبآور نیست. ضربالمثلی فارسی میگوید: «از این ستون به آن ستون فرج است»—یعنی آسایش موقتی میان دو مجازات. جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه در همین فاصله زندگی کرده و غرب بارها این وقفه را با پیشرفت اشتباه گرفته است. این یک استراتژی مذاکره نیست، بلکه استراتژی بقاست. آنها اکنون بیش از هر زمان دیگری در تنگنا هستند و برای بقا هر کاری میکنند.
👍2💯2
آنچه اکنون نیاز دارند، آتشبس، حضور در میز مذاکره و مشروعیت بینالمللی برای بازسازی است. برگ برنده آنها تنگه هرمز است. پرسش این است که آیا همین برگ، نقطه تسلیم ترامپ هم خواهد بود یا نه.
برخلاف ونزوئلا، این مسئله با جایگزینی یک چهره ظاهری حل نمیشود. آتشبسی که سپاه را حفظ کند، یعنی حفظ کل شبکه نیابتی، کنترل تنگه هرمز و کل ساختار—و تحویل نسخهای خطرناکتر و مشروعیتیافتهتر از همان مشکل به واشنگتن.
اما گزینه دیگری هم وجود دارد. در ۸ و ۹ ژانویه، زمانی که اژهای وعده مجازات حداکثری به معترضان میداد، رضا پهلوی از ایرانیان خواست به خیابانها بیایند. میلیونها نفر در کشوری که مخالفت میتواند حکم مرگ داشته باشد، پاسخ دادند. در ۱۴ فوریه، ایرانیان خارج از کشور نیز پاسخ دادند: ۲۵۰ هزار نفر فقط در مونیخ، و صدها هزار نفر دیگر در لسآنجلس و تورنتو. این بزرگترین نمایش اراده عمومی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی بود. نادیده گرفتن این پیام هزینه دارد. یعنی به هر ایرانی که به خیابان آمد یا عزیزی را از دست داد، گفته شود که غرب فداکاری او را دید و تصمیم گرفت ارزش پیگیری ندارد.
ایرانیان این لحظه را میشناسند. نسلها منتظر همزمانی شکاف داخلی، فشار خارجی و توجه جهانی بودهاند. این پنجره برای همیشه باز نمیماند. یک توافق زودهنگام میتواند امکان تغییر را برای یک نسل دیگر از بین ببرد. قالیباف، اژهای و وحیدی راهحل نیستند؛ خودِ مسئلهاند. هر چیزی کمتر از تغییر رژیم، یک موفقیت دیپلماتیک نیست؛ بلکه تصمیمی آگاهانه برای زندگی با پیامدهای آن است. و این پیامدها، همانطور که ژانویه نشان داد، با جان ایرانیان پرداخت میشود.
⚡️@bardegi57
برخلاف ونزوئلا، این مسئله با جایگزینی یک چهره ظاهری حل نمیشود. آتشبسی که سپاه را حفظ کند، یعنی حفظ کل شبکه نیابتی، کنترل تنگه هرمز و کل ساختار—و تحویل نسخهای خطرناکتر و مشروعیتیافتهتر از همان مشکل به واشنگتن.
اما گزینه دیگری هم وجود دارد. در ۸ و ۹ ژانویه، زمانی که اژهای وعده مجازات حداکثری به معترضان میداد، رضا پهلوی از ایرانیان خواست به خیابانها بیایند. میلیونها نفر در کشوری که مخالفت میتواند حکم مرگ داشته باشد، پاسخ دادند. در ۱۴ فوریه، ایرانیان خارج از کشور نیز پاسخ دادند: ۲۵۰ هزار نفر فقط در مونیخ، و صدها هزار نفر دیگر در لسآنجلس و تورنتو. این بزرگترین نمایش اراده عمومی از زمان تأسیس جمهوری اسلامی بود. نادیده گرفتن این پیام هزینه دارد. یعنی به هر ایرانی که به خیابان آمد یا عزیزی را از دست داد، گفته شود که غرب فداکاری او را دید و تصمیم گرفت ارزش پیگیری ندارد.
ایرانیان این لحظه را میشناسند. نسلها منتظر همزمانی شکاف داخلی، فشار خارجی و توجه جهانی بودهاند. این پنجره برای همیشه باز نمیماند. یک توافق زودهنگام میتواند امکان تغییر را برای یک نسل دیگر از بین ببرد. قالیباف، اژهای و وحیدی راهحل نیستند؛ خودِ مسئلهاند. هر چیزی کمتر از تغییر رژیم، یک موفقیت دیپلماتیک نیست؛ بلکه تصمیمی آگاهانه برای زندگی با پیامدهای آن است. و این پیامدها، همانطور که ژانویه نشان داد، با جان ایرانیان پرداخت میشود.
⚡️@bardegi57
👍5👎1
تهران خیابان وفامنش شمال میدان هروی نبش کوچه امید شرقی نقطه زنی کردن نهم فروردین حدود ساعت ۹ صبح
⚡️@bardegi57
⚡️@bardegi57
🥰4