🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨
#جبران_خلیل_جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
اثر هنری The Greater Self از سال ۱۹۱۶ نمونه ای از ترکیبات بازتولید شده در این جلد است. فیگورهایی که مفاهیم تمثیلی و نمادین را نشان میدهند در فضایی غیرفضایی ارائه میشوند و ویژگیهای آنها پنهان است. آنها بدون جنسیت هستند و خارج از زمان در فضایی برزخی وجود دارند که در آن فقط مفهومی می تواند رشد کند. رافائل از این آثار می گوید: « خلیل جبران یکی از هنرمندانی است که درگیر کشمکش بین قدیم و جدید یا همان طور که در زمان های دیگر این کشمکش را نوسان گرایش های کلاسیک و رمانتیک در هنر می نامیدند . جبران همچنین گرفتار مبارزه ای است که مشکل اصلی جهان امروز است، بازسازی دورانی که میراث فنا ناپذیر دنیای باستان، سنت های کلاسیک را با گرایش های همیشه در حال تحول و نوسان در هنر که جوهر را تشکیل می دهد، تنظیم می کند. رمانتیسم واقعی .»
جبران در آغاز قرن حاضر خود را در پاریس یافت. او شروع به آزمایش با رنگ روغن کرد تا برخی از احساسی ترین و موفق ترین آثار خود را خلق کند. "پاییز" از سال (۱۹۰۹) در [Salon de Printemps در Societe Nationale de Beaux-Arts ] در پاریس نمایش داده شد. شناخت این قطعه نشان دهنده انحراف از ماهیت نرم و اثیری آثار هنری قبلی بود. جبران در این اثر نیم تنه برهنه زنی را با موهایی به رنگ برگ های پاییزی نقاشی می کند. مثل اینکه در حال استراحت است به عقب خم می شود، بازوی چپش روی سرش جمع شده است. جبران در این مدت قدردانی عمیق تری از رنگ و ماهیت معنوی آن پیدا کرد. یکی دیگر از نقاشیهای رنگ روغن مربوط به سال ۱۹۱۲ با عنوان «آستینهای گل رز» دارای یک پالت غنی مشابه است و شاعر اساطیری سافو، مخالف زن اورفئوس را به تصویر میکشد که دارای تواناییهای موسیقیایی خدایی بود.
جبران همچنین دوستان، همکاران و اعضای خانواده را به تصویر کشید. او در ترجمه روح و شخصیت سوژه هایش به زبان تصویری مهارت داشت. یکی از طولانی ترین پروژه های او مجموعه ای از پرتره های شخصیت های فرهنگی تأثیرگذار از جمله کلود دبوسی (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، ادموند روستان (۱۸۶۸-۱۹۱۸)، توماس ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱)، فیلسوف کارل گوستاو بود. یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) و بازیگر سارا برنهارت (۱۸۴۴-۱۹۲۳). او همچنین دوستان نزدیکی مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰)، نویسنده کتاب خالد و ... را به تصویر کشید . بخشی از سند تاریخی، بخشی خاطرات تصویری، این پرتره ها نشان دهنده توجه جبران به روان انسان و الهیات درون انسان است.
روابط صمیمانه جبران زیاد نبود، اما عمیق بود و برخی طول عمر او را طولانی کردند. مری هاسکل (۱۸۶۹-۱۹۵۳) شاید مهم ترین فرد در زندگی جبران بود. هاسکل و جبران که در دومین نمایشگاه جبران در بوستون توسط هلند دی معرفی شدند، برای مدت کوتاهی به دوستان و عاشقان سریع تبدیل شدند. جبران در زمان خود پرتره های زیادی از هاسکل کشید و نقاشی کرد که هر کدام بازتاب درک عمیق عاطفی او از شخصیت و روح او بود. او به او فداکار بود، و او در طول زندگی حرفهای جبران، یک معتمد، شریک و حامی مالی برای جبران باقی ماند.
تصاویر هاسکل آرام و عاشقانه ترکیب شده است. صورتش با لبخندی آرام شد. او نوری بود که تاریکی درونی جبران را متعادل می کرد. زنان دیگری در زندگی جبران وارد آثار او شدند، از جمله شارلوت تلر (۱۸۷۶-۱۹۵۳) و امیلی میشل که جبران او را میشلین می نامید. در حالی که میشل در ترکیب بندی های شدید ظاهر می شود، تلر سوژه پرتره های پیچیده تری بود - موهای مشخص و گردن بلند او به راحتی قابل تشخیص هستند.
ایده خانواده برای جبران معنادار بود، اگرچه تلفات شدید زندگی او را رقم زد. جبران نزدیک خواهرش ماریانا بود که از بیماری که جان دو خواهر و برادر دیگرش را گرفت و مادرش را در اولین سالهای اقامت در بوستون جان سالم به در برد. تجسم جبران از ماریانا لطیف و صمیمی است و پیوند نزدیک آنها را نشان می دهد. زن دیگری که بر روان جبران مسلط بود مادرش بود. کمیله جبران علیرغم مرگ نابهنگام، شخصیتی تأثیرگذار برای خلیل جوان بود. او چندین بار پس از مرگ او را به تصویر کشید. محققین دلبستگی جبران به مادرش را به احترام بیشتر نسبت به مادر جهانی یا مادر زمین، موازی با اعتقاد وی به تناسخ نسبت می دهند. به گفته جوزف آ فنیانوس، رئیس کمیته ملی جبران: جبران آرزو داشت که " در صلح و آرامش در خانواده ای متحد زندگی کند که در آن مادر خود جهان و حافظ زندگی است ."
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨
#جبران_خلیل_جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
اثر هنری The Greater Self از سال ۱۹۱۶ نمونه ای از ترکیبات بازتولید شده در این جلد است. فیگورهایی که مفاهیم تمثیلی و نمادین را نشان میدهند در فضایی غیرفضایی ارائه میشوند و ویژگیهای آنها پنهان است. آنها بدون جنسیت هستند و خارج از زمان در فضایی برزخی وجود دارند که در آن فقط مفهومی می تواند رشد کند. رافائل از این آثار می گوید: « خلیل جبران یکی از هنرمندانی است که درگیر کشمکش بین قدیم و جدید یا همان طور که در زمان های دیگر این کشمکش را نوسان گرایش های کلاسیک و رمانتیک در هنر می نامیدند . جبران همچنین گرفتار مبارزه ای است که مشکل اصلی جهان امروز است، بازسازی دورانی که میراث فنا ناپذیر دنیای باستان، سنت های کلاسیک را با گرایش های همیشه در حال تحول و نوسان در هنر که جوهر را تشکیل می دهد، تنظیم می کند. رمانتیسم واقعی .»
جبران در آغاز قرن حاضر خود را در پاریس یافت. او شروع به آزمایش با رنگ روغن کرد تا برخی از احساسی ترین و موفق ترین آثار خود را خلق کند. "پاییز" از سال (۱۹۰۹) در [Salon de Printemps در Societe Nationale de Beaux-Arts ] در پاریس نمایش داده شد. شناخت این قطعه نشان دهنده انحراف از ماهیت نرم و اثیری آثار هنری قبلی بود. جبران در این اثر نیم تنه برهنه زنی را با موهایی به رنگ برگ های پاییزی نقاشی می کند. مثل اینکه در حال استراحت است به عقب خم می شود، بازوی چپش روی سرش جمع شده است. جبران در این مدت قدردانی عمیق تری از رنگ و ماهیت معنوی آن پیدا کرد. یکی دیگر از نقاشیهای رنگ روغن مربوط به سال ۱۹۱۲ با عنوان «آستینهای گل رز» دارای یک پالت غنی مشابه است و شاعر اساطیری سافو، مخالف زن اورفئوس را به تصویر میکشد که دارای تواناییهای موسیقیایی خدایی بود.
جبران همچنین دوستان، همکاران و اعضای خانواده را به تصویر کشید. او در ترجمه روح و شخصیت سوژه هایش به زبان تصویری مهارت داشت. یکی از طولانی ترین پروژه های او مجموعه ای از پرتره های شخصیت های فرهنگی تأثیرگذار از جمله کلود دبوسی (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، ادموند روستان (۱۸۶۸-۱۹۱۸)، توماس ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱)، فیلسوف کارل گوستاو بود. یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) و بازیگر سارا برنهارت (۱۸۴۴-۱۹۲۳). او همچنین دوستان نزدیکی مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰)، نویسنده کتاب خالد و ... را به تصویر کشید . بخشی از سند تاریخی، بخشی خاطرات تصویری، این پرتره ها نشان دهنده توجه جبران به روان انسان و الهیات درون انسان است.
روابط صمیمانه جبران زیاد نبود، اما عمیق بود و برخی طول عمر او را طولانی کردند. مری هاسکل (۱۸۶۹-۱۹۵۳) شاید مهم ترین فرد در زندگی جبران بود. هاسکل و جبران که در دومین نمایشگاه جبران در بوستون توسط هلند دی معرفی شدند، برای مدت کوتاهی به دوستان و عاشقان سریع تبدیل شدند. جبران در زمان خود پرتره های زیادی از هاسکل کشید و نقاشی کرد که هر کدام بازتاب درک عمیق عاطفی او از شخصیت و روح او بود. او به او فداکار بود، و او در طول زندگی حرفهای جبران، یک معتمد، شریک و حامی مالی برای جبران باقی ماند.
تصاویر هاسکل آرام و عاشقانه ترکیب شده است. صورتش با لبخندی آرام شد. او نوری بود که تاریکی درونی جبران را متعادل می کرد. زنان دیگری در زندگی جبران وارد آثار او شدند، از جمله شارلوت تلر (۱۸۷۶-۱۹۵۳) و امیلی میشل که جبران او را میشلین می نامید. در حالی که میشل در ترکیب بندی های شدید ظاهر می شود، تلر سوژه پرتره های پیچیده تری بود - موهای مشخص و گردن بلند او به راحتی قابل تشخیص هستند.
ایده خانواده برای جبران معنادار بود، اگرچه تلفات شدید زندگی او را رقم زد. جبران نزدیک خواهرش ماریانا بود که از بیماری که جان دو خواهر و برادر دیگرش را گرفت و مادرش را در اولین سالهای اقامت در بوستون جان سالم به در برد. تجسم جبران از ماریانا لطیف و صمیمی است و پیوند نزدیک آنها را نشان می دهد. زن دیگری که بر روان جبران مسلط بود مادرش بود. کمیله جبران علیرغم مرگ نابهنگام، شخصیتی تأثیرگذار برای خلیل جوان بود. او چندین بار پس از مرگ او را به تصویر کشید. محققین دلبستگی جبران به مادرش را به احترام بیشتر نسبت به مادر جهانی یا مادر زمین، موازی با اعتقاد وی به تناسخ نسبت می دهند. به گفته جوزف آ فنیانوس، رئیس کمیته ملی جبران: جبران آرزو داشت که " در صلح و آرامش در خانواده ای متحد زندگی کند که در آن مادر خود جهان و حافظ زندگی است ."
جستوجوی ادبی و هنری جبران، در انزوا وجود داشت. این دو رشته با هم تداخل داشتند که اغلب نتایج فوق العاده ای به همراه داشت. او بسیاری از آثار مکتوب خود، از جمله چاپ اول پیامبر را که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد، تصویرسازی کرد. دو تصویر از دوازده تصویری که برای همراهی متن اصلی تولید شد، سیاه و سفید بود، در حالی که بقیه با استفاده از مجموعهای از آبرنگهای ملایم در رنگ های روشن. بسیاری از نقاشی ها عناصر کوهستانی مشابهی در مناظر اطراف پیکرها دارند. الکساندر نجار، نویسنده کتاب جامع بایگانی و زندگینامه جبران ، این را به وابستگی مادام العمر جبران به ارتباطی که او اغلب بین مفاهیم معنوی و عرفانی که به وطن خود نسبت می داد، نسبت می دهد. توانایی او در بازنمایی مفاهیم جهانی که فراتر از محدودیتهای زمانی یا فیزیکی گسترش مییابد، به او این امکان را میدهد که پیوسته در ذهن خود به لبنان بازگردد و آن را در آثار هنری خود ارائه کند. همچنین این چیزی است که بدنه کار او را بی انتها می کند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity