🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️The Embarkation for Cythera _ 1717
▪️Artist : Jean-Antoine Watteau
▪️Oil on Canvas
▪️Dimensions : 129 x 194 cm
▪️Art Movement Rococo
▪️Current Location : Louvre, Paris, France
آثار آنتوان واتو همچنان بر نقاشان مختلف فرانسوی در طول قرن هجدهم و نوزدهم تأثیر گذاشت. این نقاشی جذابیت خود را دارد زیرا یک مهمانی یا جشن عاشقانه که توسط اشراف فرانسه در دوران سلطنت لذت می برد. این دوره پس از مرگ لویی چهاردهم به عنوان زمان لذت، آرامش و پراکندگی دیده می شود که اهمیت تاریخی این نقاشی است و آن را تا این حد معروف کرده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️The Embarkation for Cythera _ 1717
▪️Artist : Jean-Antoine Watteau
▪️Oil on Canvas
▪️Dimensions : 129 x 194 cm
▪️Art Movement Rococo
▪️Current Location : Louvre, Paris, France
آثار آنتوان واتو همچنان بر نقاشان مختلف فرانسوی در طول قرن هجدهم و نوزدهم تأثیر گذاشت. این نقاشی جذابیت خود را دارد زیرا یک مهمانی یا جشن عاشقانه که توسط اشراف فرانسه در دوران سلطنت لذت می برد. این دوره پس از مرگ لویی چهاردهم به عنوان زمان لذت، آرامش و پراکندگی دیده می شود که اهمیت تاریخی این نقاشی است و آن را تا این حد معروف کرده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️Boulevard Montmartre, Mardi Gras _ 1897
▪️Artist : Camille Pissarro
▪️oil on canvas
▪️Location : Armand Hammer Museum, Los Angeles, CA
بلوار مونمارتر اثر کامیل پیسارو، نمایشی باورنکردنی از جنبش امپرسیونیستی است. این نقاشی یکی از قطعات مجموعه است و دارای جلوه های جوی غنی، ترکیب پیچیده ای از رنگ ها، و تصویر برجسته ای از احساسات غم انگیز است. قلم موی خلاقانه این هنرمند به طور متقاعدکننده ای تصویری از زندگی شهری پویا و پرشتاب را به تصویر می کشد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️Boulevard Montmartre, Mardi Gras _ 1897
▪️Artist : Camille Pissarro
▪️oil on canvas
▪️Location : Armand Hammer Museum, Los Angeles, CA
بلوار مونمارتر اثر کامیل پیسارو، نمایشی باورنکردنی از جنبش امپرسیونیستی است. این نقاشی یکی از قطعات مجموعه است و دارای جلوه های جوی غنی، ترکیب پیچیده ای از رنگ ها، و تصویر برجسته ای از احساسات غم انگیز است. قلم موی خلاقانه این هنرمند به طور متقاعدکننده ای تصویری از زندگی شهری پویا و پرشتاب را به تصویر می کشد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️The Astronomer _ c. 1668
▪️Artist : Johannes Vermeer
▪️Oil on canvas
▪️Movement : Dutch Golden Age painting
▪️Dimensions : 51 cm × 45 cm (20 in × 18 in)
▪️Location :Musée du Louvre, Paris
ستاره شناس چندین عنصر تصویری از ترکیببندی ها دارد که توسط نقاش خلاق، یوهانس ورمیر، به دقت با هم ترکیب شده اند. این نقاشی تصویر بسیار جالبی از حرفه یک ستاره شناس است که از طریق یک کره آسمانی و همچنین کتاب روی میز نشان داده شده است.
محبوبیت این نقاشی بر اساس تصویری خالص از تحقیقات علمی در قرن شانزدهم است.
جالب است بدانید که این تابلو الهام گرفته از علم، عناصر مذهبی نیز در خود دارد.
همچنین نقاشی روی دیوار وجود دارد که موسی را به تصویر می کشد. گمان می رود که موسی در اینجا ممکن است نماینده علم و دانش باشد. از نظر مضمون و پیام، قطعاً یک اثر هنری پیچیده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️The Astronomer _ c. 1668
▪️Artist : Johannes Vermeer
▪️Oil on canvas
▪️Movement : Dutch Golden Age painting
▪️Dimensions : 51 cm × 45 cm (20 in × 18 in)
▪️Location :Musée du Louvre, Paris
ستاره شناس چندین عنصر تصویری از ترکیببندی ها دارد که توسط نقاش خلاق، یوهانس ورمیر، به دقت با هم ترکیب شده اند. این نقاشی تصویر بسیار جالبی از حرفه یک ستاره شناس است که از طریق یک کره آسمانی و همچنین کتاب روی میز نشان داده شده است.
محبوبیت این نقاشی بر اساس تصویری خالص از تحقیقات علمی در قرن شانزدهم است.
جالب است بدانید که این تابلو الهام گرفته از علم، عناصر مذهبی نیز در خود دارد.
همچنین نقاشی روی دیوار وجود دارد که موسی را به تصویر می کشد. گمان می رود که موسی در اینجا ممکن است نماینده علم و دانش باشد. از نظر مضمون و پیام، قطعاً یک اثر هنری پیچیده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️The Grand Canal, Venice _ 1835
▪️Artist: J. M. W. Turner
▪️Genres: Landscape painting, Marine art
▪️Dimensions: 36 x 48 1/8 in. (91.4 x 122.2 cm)
▪️Medium: Oil Paint
▪️Period: Romanticism
▪️Subject: Grand Canal
ترنر در دومین بازدید خود از شهر، ونیز را نقاشی کرد. این نقاشی بخشی از مجموعهای بود که نقاش ساخته بود که شهر را در مناظر مختلف نشان میداد و صحنههای خیرهکنندهای را از دریچهی پویای عاشقانه و حساس خود ثبت میکرد. این هنرمند به خاطر دانش باورنکردنی اش در استفاده از رنگ ها و نور دراماتیک برای به تصویر کشیدن طبیعت به زیبایی شهرت داشت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️The Grand Canal, Venice _ 1835
▪️Artist: J. M. W. Turner
▪️Genres: Landscape painting, Marine art
▪️Dimensions: 36 x 48 1/8 in. (91.4 x 122.2 cm)
▪️Medium: Oil Paint
▪️Period: Romanticism
▪️Subject: Grand Canal
ترنر در دومین بازدید خود از شهر، ونیز را نقاشی کرد. این نقاشی بخشی از مجموعهای بود که نقاش ساخته بود که شهر را در مناظر مختلف نشان میداد و صحنههای خیرهکنندهای را از دریچهی پویای عاشقانه و حساس خود ثبت میکرد. این هنرمند به خاطر دانش باورنکردنی اش در استفاده از رنگ ها و نور دراماتیک برای به تصویر کشیدن طبیعت به زیبایی شهرت داشت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️A Bar at the Folies-Bergère _ 1882
▪️Artist : Édouard Manet
▪️Oil on canvas
▪️Dimensions : 96 cm × 130 cm (37.8 in × 51.2 in)
▪️Location : Courtauld Gallery, London
نقاشی بار فولی برژه یکی از بهترین نقاشی های ادوارد مانه و همچنین یکی از آخرین آثار مهم او است. این هنرمند با استفاده از خلاقیت خود به بهترین شکل، فضای شلوغ کاباره ها و سالن های موسیقی مهم پاریس را در این نقاشی نشان می دهد. مانه برای تکمیل آثار هنری خود از یک پیشخدمت میخانه واقعی به عنوان مدل استفاده کرد.
آنچه ممکن است به عنوان یک پیشخدمت دیگر در پشت ظاهر شود، در واقع انعکاس همان دختر در جلو است. این همچنین باعث ایجاد بحث هایی در مورد نادرستی بازتابی شد که بسیار دور از سمت راست است. این یکی دیگر از دلایل شهرت این تابلو بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی 🎨
▪️A Bar at the Folies-Bergère _ 1882
▪️Artist : Édouard Manet
▪️Oil on canvas
▪️Dimensions : 96 cm × 130 cm (37.8 in × 51.2 in)
▪️Location : Courtauld Gallery, London
نقاشی بار فولی برژه یکی از بهترین نقاشی های ادوارد مانه و همچنین یکی از آخرین آثار مهم او است. این هنرمند با استفاده از خلاقیت خود به بهترین شکل، فضای شلوغ کاباره ها و سالن های موسیقی مهم پاریس را در این نقاشی نشان می دهد. مانه برای تکمیل آثار هنری خود از یک پیشخدمت میخانه واقعی به عنوان مدل استفاده کرد.
آنچه ممکن است به عنوان یک پیشخدمت دیگر در پشت ظاهر شود، در واقع انعکاس همان دختر در جلو است. این همچنین باعث ایجاد بحث هایی در مورد نادرستی بازتابی شد که بسیار دور از سمت راست است. این یکی دیگر از دلایل شهرت این تابلو بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تـــلــــنــــگــــر
ساعت ۵ صبح دخترم بیدارم کرد
گفت بابا من عروس دارم من و میبری سالن
گفتم اره دخترم میبرم
وقتی امدم از در پارکینگ بیرون تو ماشین نشستم تا دخترم بیاد
دیدم اقای پاکبانی داره کوچه رو جارو میکنه ولی خیلی ناشیانه
و اصلا معلومه بلد نیست
خب من پاکبان کوچه رو میشناختم اقای عزیزی یه پیرمرد خوش برخورد و با حال بود..
ولی نوع جارو كردن این كمى ناشيانه بود؛ تا حالا در طى صدها روز ده ها پاكبان رو ديدم و حاليم بود كه اين يارو اين كاره نيست؛ رفتم دخترم و رساندم و برگشتم
دیدم هنوز داره با آشغالها بازی میکنه.
كم كم اين مشكوك بودنش رفت رو مُخم در ماشین رو باز كردم و صداش كردم «عزيز خوبى؟
يه لحظه تشريف بيار.
خيلى شق و رق اومد جلو و از پشت عينك ظريف و نيم فريمش
خيلى شُسته رُفته جواب داد:
«سلام. در خدمتم مشكلى پيش اومده؟»
از لحن و نوع برخوردش جا خوردم.
نفس هاش تو سحرگاه زیادی پر انرژی بود؛ به ذهنم رسید که یه کم مهربان تر برخورد کنم
"خسته نباشی گفتم بیا تو الاچیق یه قهوه بزنیم
بعد تكه پاره كردن يه چندتا تعارف اومد داخل و نشست
اون يكى هدفون هم از گوشش در آورد؛ دنباله سيم هدفون رو با نگاهم دنبال كردم كه ميرفت تو يقه ش و زير لباس نارنجى شهرداريش محو مي شد.
پرسيدم:چى گوش ميدى؟
گفت: «يه كتاب صوتى به زبان انگليسيه».
كنجكاوتر شدم : « انگليسى؟! موضوعش چيه؟»
گردنشو كج كرد و گفت: «در زمينه اقتصادسنجى».
شكّم ديگه داشت سر ريز مي شد!
« فضولى نباشه؛ واسه چى يه همچی چيزى رو مى خونى؟».
با يه حالت نيم خنده تو چهره ش گفت: «چيه؟ به يه پاكبان نمياد كه مطالعه داشته باشه؟ ... به خاطر شغلمه. »
از سرایدار ساختمان دو تا ابجوش گرفتم
دو تا علی کافه انداختم
رفتم سر میز متعجب تر پرسیدم که متوجه نميشم
اين اقتصاد و سنجش و اين داستان ها چه ربطي به كار شما داره؟».
نگاه ش را يه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه كرد و گفت: « من استاد هستم تو دانشگاه. »
قبل از اينكه بخام چيزي بپرسم انگار خودش فهميد گيج شدم
و ادامه داد: « من پدرم پاكبان اين منطقه است. اقاى عزيزى.
در مورد شما و روانشاد پسرتونم هم براى ما خيلى تعريف كرده همیشه میگفت یه پهلوون تو کوچه هست که مهربانه.
امشب تا دیدم شناختمون چون عکس تون رو با بابا دیده بودم.
جناب خمارلو من دكتراى اقتصاد دارم؛ و دو تا داداشم يكي مهندسه و اون يكى هم داره دكتراشو مي گيره.
به پدرم هر چى ميگيم زير بار نمى ره که بازخريد شه؛
ما هم هر ماه روزايي رو به جاى پدرمون ميايم كار مى كنيم كه استراحت كنه.
هم كمكش كرده باشيم.هم يادمون نره با چه زحمتى و چطورى پدرمون ما رو به اينجا رسوند.»
چند لحظه سكوت فضای بین ما رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل شده بود.
استكان رو گذاشتم رو ميز و بلند شدم رفتم سمتش.
بغلش كردم و گفتم «درود به شرفت مرد.
قدر باباتم بدون.
خيلى آدم درست و مهربونیه..
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تـــلــــنــــگــــر
ساعت ۵ صبح دخترم بیدارم کرد
گفت بابا من عروس دارم من و میبری سالن
گفتم اره دخترم میبرم
وقتی امدم از در پارکینگ بیرون تو ماشین نشستم تا دخترم بیاد
دیدم اقای پاکبانی داره کوچه رو جارو میکنه ولی خیلی ناشیانه
و اصلا معلومه بلد نیست
خب من پاکبان کوچه رو میشناختم اقای عزیزی یه پیرمرد خوش برخورد و با حال بود..
ولی نوع جارو كردن این كمى ناشيانه بود؛ تا حالا در طى صدها روز ده ها پاكبان رو ديدم و حاليم بود كه اين يارو اين كاره نيست؛ رفتم دخترم و رساندم و برگشتم
دیدم هنوز داره با آشغالها بازی میکنه.
كم كم اين مشكوك بودنش رفت رو مُخم در ماشین رو باز كردم و صداش كردم «عزيز خوبى؟
يه لحظه تشريف بيار.
خيلى شق و رق اومد جلو و از پشت عينك ظريف و نيم فريمش
خيلى شُسته رُفته جواب داد:
«سلام. در خدمتم مشكلى پيش اومده؟»
از لحن و نوع برخوردش جا خوردم.
نفس هاش تو سحرگاه زیادی پر انرژی بود؛ به ذهنم رسید که یه کم مهربان تر برخورد کنم
"خسته نباشی گفتم بیا تو الاچیق یه قهوه بزنیم
بعد تكه پاره كردن يه چندتا تعارف اومد داخل و نشست
اون يكى هدفون هم از گوشش در آورد؛ دنباله سيم هدفون رو با نگاهم دنبال كردم كه ميرفت تو يقه ش و زير لباس نارنجى شهرداريش محو مي شد.
پرسيدم:چى گوش ميدى؟
گفت: «يه كتاب صوتى به زبان انگليسيه».
كنجكاوتر شدم : « انگليسى؟! موضوعش چيه؟»
گردنشو كج كرد و گفت: «در زمينه اقتصادسنجى».
شكّم ديگه داشت سر ريز مي شد!
« فضولى نباشه؛ واسه چى يه همچی چيزى رو مى خونى؟».
با يه حالت نيم خنده تو چهره ش گفت: «چيه؟ به يه پاكبان نمياد كه مطالعه داشته باشه؟ ... به خاطر شغلمه. »
از سرایدار ساختمان دو تا ابجوش گرفتم
دو تا علی کافه انداختم
رفتم سر میز متعجب تر پرسیدم که متوجه نميشم
اين اقتصاد و سنجش و اين داستان ها چه ربطي به كار شما داره؟».
نگاه ش را يه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه كرد و گفت: « من استاد هستم تو دانشگاه. »
قبل از اينكه بخام چيزي بپرسم انگار خودش فهميد گيج شدم
و ادامه داد: « من پدرم پاكبان اين منطقه است. اقاى عزيزى.
در مورد شما و روانشاد پسرتونم هم براى ما خيلى تعريف كرده همیشه میگفت یه پهلوون تو کوچه هست که مهربانه.
امشب تا دیدم شناختمون چون عکس تون رو با بابا دیده بودم.
جناب خمارلو من دكتراى اقتصاد دارم؛ و دو تا داداشم يكي مهندسه و اون يكى هم داره دكتراشو مي گيره.
به پدرم هر چى ميگيم زير بار نمى ره که بازخريد شه؛
ما هم هر ماه روزايي رو به جاى پدرمون ميايم كار مى كنيم كه استراحت كنه.
هم كمكش كرده باشيم.هم يادمون نره با چه زحمتى و چطورى پدرمون ما رو به اينجا رسوند.»
چند لحظه سكوت فضای بین ما رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل شده بود.
استكان رو گذاشتم رو ميز و بلند شدم رفتم سمتش.
بغلش كردم و گفتم «درود به شرفت مرد.
قدر باباتم بدون.
خيلى آدم درست و مهربونیه..
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity