🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
گرچه غم و رنج من درازی دارد
عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک
در پرده هزار گونه بازی دارد
#_خیام
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
گرچه غم و رنج من درازی دارد
عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک
در پرده هزار گونه بازی دارد
#_خیام
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#هنرهای_تجسمی
#نقاشی
▪️عنوان: #حقیقت_از_چاه_بیرون_میآید
▪️هنرمند: #ادوارد_دیبات_پونسن
( Édouard Debat-Ponsan )
▪️ملیت: #فرانسوی
▪️دوره تاریخی: #قرن۱۹ (1898)
ادوارد دبات-پونسن (زاده ۲۵ آوریل ۱۸۴۷ - درگذشته ۲۹ ژانویه ۱۹۱۳) یک نقاش آکادمیک فرانسوی بود که بهخاطر آثار تمثیلی، صحنههایی از زندگی دهقانان و آثار شرقشناسانه شهرت داشت.
نام این نقاشی برگرفته از این گفتاورد دموکریت است:
«از حقیقت چیزی نمیدانیم زیرا در چاه است».
برهنگی مدل در این نقاشی اشاره به اصطلاح حقیقت عریان دارد.
به گفته زندگینامهنگار ژروم، چارلز مورو- وُتیر، او این نقاشی را بالای تخت خوابش آویزان کرده بود و پس از مرگش در سال ۱۹۰۴ میلادی پیکرش درحالی که دستش را به حالت وداع به سمت این نقاشی دراز کرده بود، پیدا شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#هنرهای_تجسمی
#نقاشی
▪️عنوان: #حقیقت_از_چاه_بیرون_میآید
▪️هنرمند: #ادوارد_دیبات_پونسن
( Édouard Debat-Ponsan )
▪️ملیت: #فرانسوی
▪️دوره تاریخی: #قرن۱۹ (1898)
ادوارد دبات-پونسن (زاده ۲۵ آوریل ۱۸۴۷ - درگذشته ۲۹ ژانویه ۱۹۱۳) یک نقاش آکادمیک فرانسوی بود که بهخاطر آثار تمثیلی، صحنههایی از زندگی دهقانان و آثار شرقشناسانه شهرت داشت.
نام این نقاشی برگرفته از این گفتاورد دموکریت است:
«از حقیقت چیزی نمیدانیم زیرا در چاه است».
برهنگی مدل در این نقاشی اشاره به اصطلاح حقیقت عریان دارد.
به گفته زندگینامهنگار ژروم، چارلز مورو- وُتیر، او این نقاشی را بالای تخت خوابش آویزان کرده بود و پس از مرگش در سال ۱۹۰۴ میلادی پیکرش درحالی که دستش را به حالت وداع به سمت این نقاشی دراز کرده بود، پیدا شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی
#ArtPhotography
#ArtistIntroduction
❐ Laura Macabresco (real name Kamila Cansi) is a Polish visual artist and photographer.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی
#ArtPhotography
#ArtistIntroduction
❐ Laura Macabresco (real name Kamila Cansi) is a Polish visual artist and photographer.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی است. این هنرمند در سال (۱۹۸۷) متولد شد. عنصر سوررئال و معنوی اساس هر عکس است. در طول آفرینش، او اغلب به افسانه ها و رؤیاها روی می آورد که به تجربیات ناشناخته جدید در زندگی روزمره دسترسی پیدا می کند. او در کراکوف (لهستان) زندگی و کار می کند.
ساختار آثار او شبیه ساختار رؤیا است که در آن تمایلات طبیعی جمع آوری و سازماندهی انگیزه ها با برخوردهای غیرمنطقی اشیاء و احساسات منطبق است .
انزوا و زخمها به الگوها، نظمهای ناآرام و مصنوعی بسته میشوند: طلسمهای بصری خلق شدهاند تا حیوانات وحشی را از انسانیت و رؤیاها را از وحشت جدا کنند .
نزدیک به زیبایی شناسی سوررئالیستی ، لورا استعاره های بصری مربوط به اروتیسم و مرگ را خلق می کند . روایت های عکس های او مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه ( پر از جادوها و مجازات ها ) به وجود می آیند .
•عکاسی به عنوان روایت داستان سرایی از طریق عکس.
در عصر مد سریع و فیلمبرداری در دسترس ما، گفتن داستانی که تودهها ارزش گوش دادن به آن را تنها با استفاده از تخیل خام میدانند و عکاسی تقریباً غیرممکن است. باید یک نقطه تمایز وجود داشته باشد. و برای عکاس لهستانی، لورا ماکابرسکو، چیزی که زیباییشناسی او را از زیباییشناسی همسالانش متمایز میکند، زاییده همان چیزی است که داستانهایی را که او تعریف میکند متمایز میکند. تخیل بزرگترین ابزار او است، و تخیل او ریشه در بی زمانی فولکلور در فرهنگ های بی شمار دارد.
او با استفاده از زیباییشناسی منحصربهفرد، چیزی را پرورش میدهد که از آن به عنوان عکاسی خلاق یاد میکند ، یک طیف متضاد در این زمینه در مقایسه با عکاسی مستند که در آن دوربین چیزی را که قبلاً وجود دارد هدف قرار میدهد، یا عکاسی پرتره که در آن دوربین روی سوژهای که حداقل، بیش از حد، وجود دارد.
ماکابرسکو داستان خود را ایدهپردازی میکند، صحنه را تنظیم میکند، سوژههایش را مرتب میکند و لباسهای آنها را طراحی میکند تا ایدههایش را به ثمر برساند، تنها پس از آن به دیدگاه منحصربهفرد خود از طریق عدسی روی میآورد تا همه آن را زنده کند. به نظر می رسد آنچه او به زندگی می بخشد، هرچند در حوزه ای متفاوت از وجود زندگی می کند.
مجموعه ماکابرسکو که به واسطه تعاملات غیرممکن، تنظیمات سوررئال و تعادل رنگ سفید که همیشه به نفع رنگهای سرد است، تغییر شکل داده شده است، نمونه کارهای ماکابرسکو واقعاً بیننده را به واقعیتی غیرواقعی که خودش ساخته است، میبرد که ریشه در چیزهای خارقالعاده و آزاردهنده دارد.
لورا ماکابرسکو که یک خلاق مادام العمر بود، با نثر و شعر آغاز کرد . پایههای مناسب برای عکاسی نهایی که خونریزی زیباییشناختی از پیچیدگیهای در هم تنیده با تکیه بر سادگی بینندهای که معنای خود را در آثارش دمیده است. و درست مانند تربیتی که بین کراکوف، خانه روستایی پدربزرگ و مادربزرگش در خارج از برژسکو، و زمان با عمه اش در یک عهد کاتولیک است، فهرست او (بازتابی از زندگی او که با الهامات مزاحم القا شده است) گسترده و پویا است.
این تفسیری است، اما نه به روشی که ممکن است فکر کنیم، نه به روشی که هنر مدرن به دلیل ماهیت فضا، شکل و رنگ تفسیری است. جایی که اکثر عکاسان عصر اینستاگرام برای استنباط یا کشف بسیار اندک باقی میگذارند، همه چیز را از طریق لنز بازگو میکنند و حتی بیشتر را از طریق یک کپشن بیان میکنند، کانون ماکابرسکو زمینه را برای بیننده فراهم میکند تا داستان خود را بسازد . خط حیاتی عکسهای ماکابرسکو را تفسیر کند و اگرچه داستانهای او تقریباً همیشه از معنای داستانهای کهن و جاودانه (از فولکلور اندرسن و برادران گریم گرفته تا متون مذهبی) نشأت میگیرند، اما آنها، مانند موارد ذکر شده، داستانهایی هستند که قلب و روحشان در تفسیر وجود دارد.
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی است. این هنرمند در سال (۱۹۸۷) متولد شد. عنصر سوررئال و معنوی اساس هر عکس است. در طول آفرینش، او اغلب به افسانه ها و رؤیاها روی می آورد که به تجربیات ناشناخته جدید در زندگی روزمره دسترسی پیدا می کند. او در کراکوف (لهستان) زندگی و کار می کند.
ساختار آثار او شبیه ساختار رؤیا است که در آن تمایلات طبیعی جمع آوری و سازماندهی انگیزه ها با برخوردهای غیرمنطقی اشیاء و احساسات منطبق است .
انزوا و زخمها به الگوها، نظمهای ناآرام و مصنوعی بسته میشوند: طلسمهای بصری خلق شدهاند تا حیوانات وحشی را از انسانیت و رؤیاها را از وحشت جدا کنند .
نزدیک به زیبایی شناسی سوررئالیستی ، لورا استعاره های بصری مربوط به اروتیسم و مرگ را خلق می کند . روایت های عکس های او مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه ( پر از جادوها و مجازات ها ) به وجود می آیند .
•عکاسی به عنوان روایت داستان سرایی از طریق عکس.
در عصر مد سریع و فیلمبرداری در دسترس ما، گفتن داستانی که تودهها ارزش گوش دادن به آن را تنها با استفاده از تخیل خام میدانند و عکاسی تقریباً غیرممکن است. باید یک نقطه تمایز وجود داشته باشد. و برای عکاس لهستانی، لورا ماکابرسکو، چیزی که زیباییشناسی او را از زیباییشناسی همسالانش متمایز میکند، زاییده همان چیزی است که داستانهایی را که او تعریف میکند متمایز میکند. تخیل بزرگترین ابزار او است، و تخیل او ریشه در بی زمانی فولکلور در فرهنگ های بی شمار دارد.
او با استفاده از زیباییشناسی منحصربهفرد، چیزی را پرورش میدهد که از آن به عنوان عکاسی خلاق یاد میکند ، یک طیف متضاد در این زمینه در مقایسه با عکاسی مستند که در آن دوربین چیزی را که قبلاً وجود دارد هدف قرار میدهد، یا عکاسی پرتره که در آن دوربین روی سوژهای که حداقل، بیش از حد، وجود دارد.
ماکابرسکو داستان خود را ایدهپردازی میکند، صحنه را تنظیم میکند، سوژههایش را مرتب میکند و لباسهای آنها را طراحی میکند تا ایدههایش را به ثمر برساند، تنها پس از آن به دیدگاه منحصربهفرد خود از طریق عدسی روی میآورد تا همه آن را زنده کند. به نظر می رسد آنچه او به زندگی می بخشد، هرچند در حوزه ای متفاوت از وجود زندگی می کند.
مجموعه ماکابرسکو که به واسطه تعاملات غیرممکن، تنظیمات سوررئال و تعادل رنگ سفید که همیشه به نفع رنگهای سرد است، تغییر شکل داده شده است، نمونه کارهای ماکابرسکو واقعاً بیننده را به واقعیتی غیرواقعی که خودش ساخته است، میبرد که ریشه در چیزهای خارقالعاده و آزاردهنده دارد.
لورا ماکابرسکو که یک خلاق مادام العمر بود، با نثر و شعر آغاز کرد . پایههای مناسب برای عکاسی نهایی که خونریزی زیباییشناختی از پیچیدگیهای در هم تنیده با تکیه بر سادگی بینندهای که معنای خود را در آثارش دمیده است. و درست مانند تربیتی که بین کراکوف، خانه روستایی پدربزرگ و مادربزرگش در خارج از برژسکو، و زمان با عمه اش در یک عهد کاتولیک است، فهرست او (بازتابی از زندگی او که با الهامات مزاحم القا شده است) گسترده و پویا است.
این تفسیری است، اما نه به روشی که ممکن است فکر کنیم، نه به روشی که هنر مدرن به دلیل ماهیت فضا، شکل و رنگ تفسیری است. جایی که اکثر عکاسان عصر اینستاگرام برای استنباط یا کشف بسیار اندک باقی میگذارند، همه چیز را از طریق لنز بازگو میکنند و حتی بیشتر را از طریق یک کپشن بیان میکنند، کانون ماکابرسکو زمینه را برای بیننده فراهم میکند تا داستان خود را بسازد . خط حیاتی عکسهای ماکابرسکو را تفسیر کند و اگرچه داستانهای او تقریباً همیشه از معنای داستانهای کهن و جاودانه (از فولکلور اندرسن و برادران گریم گرفته تا متون مذهبی) نشأت میگیرند، اما آنها، مانند موارد ذکر شده، داستانهایی هستند که قلب و روحشان در تفسیر وجود دارد.
کار او تخیل کسانی را که آن را میبینند برمیانگیزد، زیرا، اگر جرات ندارند، بینندگان چیزی جز تصاویر زیبا و گیجکننده نمیبینند. آنها حتی برای ماندگاری در جوهر ذهن ما به داستان نیاز دارند. و در این مهارت برای برانگیختن خلاقیت در هر کسی که با کار او تعامل دارد، لورا ماکابرسکو یک دستکاری بینظیر در ذهن خلاق است. بسیاری از کارهای او و ضرورت متعاقب آن برای آوردن زندگی به چشم انداز آن، از گنجاندن خود او به عنوان سوژه برای عکاسی اش سرچشمه می گیرد.
در تصاویر او بسیار رنگ پریده، تقریباً شفاف، بر روی خط نازکی از زندگی و مرگ آویزان است، نمی تواند تصمیم بگیرد که قرار است چه بُعدی از هستی را انتخاب کند. او هنوز جایی در این بین است.
کار او با تمایل تماشاگر برای آوردن روایتی به آن از مرگ و زندگی فراتر می رود. در حالی که ماکابرسکو در آثارش از زندگی و مرگ فراتر می رود، همچنین به خواست خلاقیت اوج بیننده. صرف نظر از داستانی که آنها می گویند (صرف نظر از موضوعات ماکابرسکو در آن سرنوشت ) اگر خط داستانی وجود داشته باشد که توسط مخاطب بر روی عکس نمایش داده شود، اثر زنده می ماند. و این هدف اساسی همه چیز است. داستان ملکه است.
به نوبه خود، خط داستانی ماکابرسکو (لزوماً برای درک مخاطب از کارش برای درک تفسیر آنها از کارش لازم نیست، اما قطعاً در وهله اول لازم است که ماکابرسکو برای عکاسی الهام بگیرد) عمدتاً از داستان هایی نشأت می گیرد که او به قلبش نزدیک است. کارهای اولیه او مانند زندگی اولیه اش ، بر پایه آن خاطرات دوران کودکی است که در کاوش در "مزارع دوردست، پیچک های بلند پیچک، گلبرگ های مخملی" خانه پدربزرگ و مادربزرگش در حومه شهر است. با هجوم خلاقانه تأثیر فولکلور، عکس های اولیه او مانند اسکرین شات هایی از افسانه های زیبا اما بی رحمانه هستند. روایات آنها مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه (پر از جادوها و مجازات ها) به وجود می آیند.
اما همانطور که او در مصاحبه خود با وبلاگ هنری [My Modern Met] صحبت کرد ، سبک او در طول زمان توسعه یافت. با گذشت سالها، زمانی که شخصیت [او] تکامل یافت و روح [او] برای سکوت بازتر شد، تصاویر نرمتر و مینیمالیستیتر شدند.
امروزه او بیشتر الهامات خود را از تأثیر متون مذهبی و به ویژه کاتولیک میگیرد. و اگرچه کاملاً مذهبی نیست، اما آثار او معنویت زیربنایی را تراوش می کند. در قاب او اغلب خودش به عنوان فضای اشتراک سوژه با کمترین انتظار از شرکت وجود دارد. روباهها، کلاغها، مارها، و لحظات صمیمی را با سوژههایش به اشتراک میگذارند که خود اغلب در گل رز، لولههای IV، درختان انگور و پارچههای گیرهای درگیر میشوند. و حتی در میان مجموعهای از اسمها که بهنظر میرسد اشتراکگذاری یک تصویر بیش از حد است، عکاسی ماکابرسکو با سادگی، مینیمالیسم و نرمی تعریف میشود. هیچ برخورد سختی از سوژه های او وجود ندارد، هیچ درد شدیدی از طریق تعامل آنها نشان داده نمی شود. تنها تعبیری از فرزند درونی مخاطب او وجود دارد، جایی که تخیل یک امر ضروری است و شکم قوی می تواند ثانیه ارزشمندی باشد.
بنابراین، برای هنرمندی که به شدت به سیالیت خط داستانی و سنت فولکلور و متن دلبسته است، چه چیزی می تواند بعدی در تکامل لورا ماکابرسکو باشد؟ رایج ترین پاسخ او فیلم است. و اگرچه ما طعمی از آنچه که می تواند از دید چنین نیروی جذاب افسانه عکاسی به نظر برسد را نچشیده ایم، شکی نیست که بیننده را به قلمروی تاریکی، غریبی و زیبایی غیرقابل انکار می کشاند. او با نزدیک شدن به روند نمادگرایی، استعاره های بصری را در عکاسی خود می سازد که به مسائل اروتیسم و خاجی می پردازد. او از نمادهای ارتدکس و ادبیات رئالیسم جادویی الهام گرفته است. او افسانه ها را در یک قاب واحد ترجمه می کند و تصاویری نگران کننده از سرزمین های موجود بدون زمان ایجاد می کند که در آن نیروهای ماوراء طبیعی با نظم واقع گرایانه جهان در می آمیزند. دنیای خلق شده توسط لورا بین فانتزی وابسته به عشق شهوانی یک دختر و غرایز در حال انفجار طبیعت در نوسان است. داستان های لورا با پیروزی خیر بر شر به پایان نمی رسد. قاب معمولاً فقط لحظه اوج داستان را نشان می دهد، لحظه تعلیق کنشی که داستان در آن انباشته می شود و تعیین جهت حل آن غیرممکن است.
❐ لورا ماکابرسکو و مرگ در سرزمین جادویی
لورا ماکابرسکو، عنصر سوررئالیستی را در هنر خود معنوی می داند. سوررئالیسم اساس هر اثر هنری است که تمام احساسات، افکار و غیره بر آن استوار است. لورا هنگام خلق کردن اغلب به سمت افسانه ها و رؤیاها می چرخد و تا حد ممکن از دنیای واقعی و روزمره دور می شود.
در تصاویر او بسیار رنگ پریده، تقریباً شفاف، بر روی خط نازکی از زندگی و مرگ آویزان است، نمی تواند تصمیم بگیرد که قرار است چه بُعدی از هستی را انتخاب کند. او هنوز جایی در این بین است.
کار او با تمایل تماشاگر برای آوردن روایتی به آن از مرگ و زندگی فراتر می رود. در حالی که ماکابرسکو در آثارش از زندگی و مرگ فراتر می رود، همچنین به خواست خلاقیت اوج بیننده. صرف نظر از داستانی که آنها می گویند (صرف نظر از موضوعات ماکابرسکو در آن سرنوشت ) اگر خط داستانی وجود داشته باشد که توسط مخاطب بر روی عکس نمایش داده شود، اثر زنده می ماند. و این هدف اساسی همه چیز است. داستان ملکه است.
به نوبه خود، خط داستانی ماکابرسکو (لزوماً برای درک مخاطب از کارش برای درک تفسیر آنها از کارش لازم نیست، اما قطعاً در وهله اول لازم است که ماکابرسکو برای عکاسی الهام بگیرد) عمدتاً از داستان هایی نشأت می گیرد که او به قلبش نزدیک است. کارهای اولیه او مانند زندگی اولیه اش ، بر پایه آن خاطرات دوران کودکی است که در کاوش در "مزارع دوردست، پیچک های بلند پیچک، گلبرگ های مخملی" خانه پدربزرگ و مادربزرگش در حومه شهر است. با هجوم خلاقانه تأثیر فولکلور، عکس های اولیه او مانند اسکرین شات هایی از افسانه های زیبا اما بی رحمانه هستند. روایات آنها مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه (پر از جادوها و مجازات ها) به وجود می آیند.
اما همانطور که او در مصاحبه خود با وبلاگ هنری [My Modern Met] صحبت کرد ، سبک او در طول زمان توسعه یافت. با گذشت سالها، زمانی که شخصیت [او] تکامل یافت و روح [او] برای سکوت بازتر شد، تصاویر نرمتر و مینیمالیستیتر شدند.
امروزه او بیشتر الهامات خود را از تأثیر متون مذهبی و به ویژه کاتولیک میگیرد. و اگرچه کاملاً مذهبی نیست، اما آثار او معنویت زیربنایی را تراوش می کند. در قاب او اغلب خودش به عنوان فضای اشتراک سوژه با کمترین انتظار از شرکت وجود دارد. روباهها، کلاغها، مارها، و لحظات صمیمی را با سوژههایش به اشتراک میگذارند که خود اغلب در گل رز، لولههای IV، درختان انگور و پارچههای گیرهای درگیر میشوند. و حتی در میان مجموعهای از اسمها که بهنظر میرسد اشتراکگذاری یک تصویر بیش از حد است، عکاسی ماکابرسکو با سادگی، مینیمالیسم و نرمی تعریف میشود. هیچ برخورد سختی از سوژه های او وجود ندارد، هیچ درد شدیدی از طریق تعامل آنها نشان داده نمی شود. تنها تعبیری از فرزند درونی مخاطب او وجود دارد، جایی که تخیل یک امر ضروری است و شکم قوی می تواند ثانیه ارزشمندی باشد.
بنابراین، برای هنرمندی که به شدت به سیالیت خط داستانی و سنت فولکلور و متن دلبسته است، چه چیزی می تواند بعدی در تکامل لورا ماکابرسکو باشد؟ رایج ترین پاسخ او فیلم است. و اگرچه ما طعمی از آنچه که می تواند از دید چنین نیروی جذاب افسانه عکاسی به نظر برسد را نچشیده ایم، شکی نیست که بیننده را به قلمروی تاریکی، غریبی و زیبایی غیرقابل انکار می کشاند. او با نزدیک شدن به روند نمادگرایی، استعاره های بصری را در عکاسی خود می سازد که به مسائل اروتیسم و خاجی می پردازد. او از نمادهای ارتدکس و ادبیات رئالیسم جادویی الهام گرفته است. او افسانه ها را در یک قاب واحد ترجمه می کند و تصاویری نگران کننده از سرزمین های موجود بدون زمان ایجاد می کند که در آن نیروهای ماوراء طبیعی با نظم واقع گرایانه جهان در می آمیزند. دنیای خلق شده توسط لورا بین فانتزی وابسته به عشق شهوانی یک دختر و غرایز در حال انفجار طبیعت در نوسان است. داستان های لورا با پیروزی خیر بر شر به پایان نمی رسد. قاب معمولاً فقط لحظه اوج داستان را نشان می دهد، لحظه تعلیق کنشی که داستان در آن انباشته می شود و تعیین جهت حل آن غیرممکن است.
❐ لورا ماکابرسکو و مرگ در سرزمین جادویی
لورا ماکابرسکو، عنصر سوررئالیستی را در هنر خود معنوی می داند. سوررئالیسم اساس هر اثر هنری است که تمام احساسات، افکار و غیره بر آن استوار است. لورا هنگام خلق کردن اغلب به سمت افسانه ها و رؤیاها می چرخد و تا حد ممکن از دنیای واقعی و روزمره دور می شود.
این هنرمند اظهار می کند : «من فیلم مستند نمی سازم، بلکه سعی می کنم واقعیتی از نوع ممکن را که احتمالاً آرزوی آن را داریم، که احساسات را برمی انگیزد، گاهی ترسان می کند، که غیبت نامشخص، کمبود چیزی یا کسی را پر می کند، به دنیا بیاورم. ، دستیابی به تجربیات جدیدی که در زندگی عادی و روزمره ناشناخته است. از چنین تجربیاتی آگاهی جدیدی پدید می آید.»
در آثار لورا، عکس هرگز یک مجموعه بسته نیست، حتی اگر فرم آن نشان دهنده آن باشد. عکس در ذهن و احساسات بیننده «ادامه مییابد»، او را تغییر میدهد، به همین دلیل است که خلاقیت نیز مسئولیت بزرگی برای افراد دیگر است.
ماکابرسکو بخشی جدایی ناپذیر از قاب است که او در سر خود ایجاد می کند. در تصاویر او تقریباً شفاف، بر روی خط نازکی از زندگی و مرگ آویزان است، نمی تواند تصمیم بگیرد که قرار است چه بُعدی از هستی را انتخاب کند. او هنوز جایی در این بین است.
او نه اینجا روی زمین است و نه آنجا، در ماوراء، در زندگی پس از مرگ. گاهی اوقات او شبیه یک جن جنگلی است که به خواب عمیقی فرو رفته و هنوز نمی خواهد بیدار شود. او با حیوانات جنگلی لانه میسازد که با او در آغوشی حساس و تقریباً صمیمی به خواب می روند.
یک عنصر مهم از آثار ماکابرسکو نیز بدن انسان است (با زیبایی، ضعف، محدودیت ها و بیماری هایش. در عکسهای این هنرمند اغلب بهعنوان مرده عمل میکند، اما همچنان در برابر طبیعتی که میخواهد آن را تصاحب کند، مقاومت میکند) بدن در این عکسها در معرض هیچ گونه تخریب پس از مرگ نیست، که ممکن است باعث انزجار شدید شود. اما گاهی هم کبود می شود، خراشیده می شود، خسته می شود، بدنی است که عنکبوت های غول آسا روی آن پا می گذارند، بدنی است که به قطره ای متصل است، که ماده ای مرموز که قرار است آن را احیا کند، در رگ هایش فیلتر می شود.
ماکابرسکو تا حد امکان با لنز خود به بدن نزدیک میشود، بدنی که وضعیت هستیشناختی آن هنوز نامشخص است و تلاش میکند تا ماهیت و معنای آن را درک کند. همچنین نوعی عکس زندگینامه از تخیل بی بند و بار هنرمند است که او را در مرز دو یا حتی چند جهان نگه می دارد.
❐ لورا ماکابرسکو – دنیایی ترسناک از رویاها و مالیخولیا
سکون، مالیخولیا آرام و شکنندگی تار عنکبوت دنیایی که لورا ماکابرسکو در عکس هایش خلق کرده است ممکن است ما را آزار دهد. عکسهای او را به آرامی، یکی یکی کشف باید کرد، و هر کدام مرا مجذوب خود ، زیرا به نظر میرسد که داستانی را بازگو میکند، بدون آغاز یا پایان روشن، مانند لحظهای یخزده در زمان که تعجب و خیالپردازی ما را رها میکند.
عکاس لهستانی لورا ماکابرسکو کاملا خودآموخته است و عکاسی را بهعنوان وسیلهای برای به تصویر کشیدن احساسات و دنیای درونیاش میبیند. عکس های او با زیبایی رؤیاییشان به راحتی قابل تشخیص هستند. با این حال، با خیره شدن به آنها یکی پس از دیگری، می توان حالات در حال تغییر را حس کرد: اتاق های خواب آلود بی گناهی که در آن دوشیزگان قد بلند با لباس های شلخته هوس و شادی زندگی می کنند و به راحتی توسط پنجه های تیز واقعیت خار می شوند. دوشیزگان که پرندگان ، تنها همراهان آنها هستند. آنها تنها و لال به نظر می رسند، با این حال موهایشان به آرامی اسرار تیره تری را زیر پوستشان زمزمه می کند... از لال بودن آنها ملودی شبانه های شوپن نشأت می گیرد، گاهی عمیقاً مالیخولیایی، گاهی به شدت پرشور. در حالی که برخی از عکس ها شبیه ترکیب خیره کننده دیوید همیلتون از معصومیت و اروتیسم است، برخی دیگر جنبه وحشتناک و خونین افسانه ها و فولکلور را به تصویر می کشند. بازوهای رنگ پریده مزین به بریدگی، مچ با قطره های خون، پرندگان مرده، گل های خشک شده و پارچه های توری آغشته به عطر قدیمی... اگر افسانه های واقعی را خوانده باشید، نه نسخه های ناب دیزنی، خواهید فهمید که چقدر تخیل و تاریک است. آنها می توانند ناراحت کننده باشند، و من فکر می کنم ماکابرسکو این روحیه را به خوبی نشان می دهد. پارچه افسانه ای صحنه های رؤیایی او با فضای غلیظ اسلاوی سکوت و رمز و راز بافته شده است. در برخی از عکسهای او، کسالت و عرفان مزارع و مراتع لهستان را که شوپن در یکی از نامههایش نوشته بود، احساس میکنیم. در مواقع دیگر، حال و هوای کافکایی سرکوبگر و کلاستروفوبیک را احساس می کنیم. عکسهای او به سادگی ایدهها، رؤیاها، خاطرات بسیاری را تداعی میکنند...
با این حال چیزی به نام پایان خوش در چشم نیست، زیرا بسیاری از تصاویر او از تنهایی و آرزوی برآورده نشده صحبت میکنند. و حتی مرگ با این حال، عکاسی او با آرامش خاصی اعطا می شود که به نظر من آشتی دهنده است.
در آثار لورا، عکس هرگز یک مجموعه بسته نیست، حتی اگر فرم آن نشان دهنده آن باشد. عکس در ذهن و احساسات بیننده «ادامه مییابد»، او را تغییر میدهد، به همین دلیل است که خلاقیت نیز مسئولیت بزرگی برای افراد دیگر است.
ماکابرسکو بخشی جدایی ناپذیر از قاب است که او در سر خود ایجاد می کند. در تصاویر او تقریباً شفاف، بر روی خط نازکی از زندگی و مرگ آویزان است، نمی تواند تصمیم بگیرد که قرار است چه بُعدی از هستی را انتخاب کند. او هنوز جایی در این بین است.
او نه اینجا روی زمین است و نه آنجا، در ماوراء، در زندگی پس از مرگ. گاهی اوقات او شبیه یک جن جنگلی است که به خواب عمیقی فرو رفته و هنوز نمی خواهد بیدار شود. او با حیوانات جنگلی لانه میسازد که با او در آغوشی حساس و تقریباً صمیمی به خواب می روند.
یک عنصر مهم از آثار ماکابرسکو نیز بدن انسان است (با زیبایی، ضعف، محدودیت ها و بیماری هایش. در عکسهای این هنرمند اغلب بهعنوان مرده عمل میکند، اما همچنان در برابر طبیعتی که میخواهد آن را تصاحب کند، مقاومت میکند) بدن در این عکسها در معرض هیچ گونه تخریب پس از مرگ نیست، که ممکن است باعث انزجار شدید شود. اما گاهی هم کبود می شود، خراشیده می شود، خسته می شود، بدنی است که عنکبوت های غول آسا روی آن پا می گذارند، بدنی است که به قطره ای متصل است، که ماده ای مرموز که قرار است آن را احیا کند، در رگ هایش فیلتر می شود.
ماکابرسکو تا حد امکان با لنز خود به بدن نزدیک میشود، بدنی که وضعیت هستیشناختی آن هنوز نامشخص است و تلاش میکند تا ماهیت و معنای آن را درک کند. همچنین نوعی عکس زندگینامه از تخیل بی بند و بار هنرمند است که او را در مرز دو یا حتی چند جهان نگه می دارد.
❐ لورا ماکابرسکو – دنیایی ترسناک از رویاها و مالیخولیا
سکون، مالیخولیا آرام و شکنندگی تار عنکبوت دنیایی که لورا ماکابرسکو در عکس هایش خلق کرده است ممکن است ما را آزار دهد. عکسهای او را به آرامی، یکی یکی کشف باید کرد، و هر کدام مرا مجذوب خود ، زیرا به نظر میرسد که داستانی را بازگو میکند، بدون آغاز یا پایان روشن، مانند لحظهای یخزده در زمان که تعجب و خیالپردازی ما را رها میکند.
عکاس لهستانی لورا ماکابرسکو کاملا خودآموخته است و عکاسی را بهعنوان وسیلهای برای به تصویر کشیدن احساسات و دنیای درونیاش میبیند. عکس های او با زیبایی رؤیاییشان به راحتی قابل تشخیص هستند. با این حال، با خیره شدن به آنها یکی پس از دیگری، می توان حالات در حال تغییر را حس کرد: اتاق های خواب آلود بی گناهی که در آن دوشیزگان قد بلند با لباس های شلخته هوس و شادی زندگی می کنند و به راحتی توسط پنجه های تیز واقعیت خار می شوند. دوشیزگان که پرندگان ، تنها همراهان آنها هستند. آنها تنها و لال به نظر می رسند، با این حال موهایشان به آرامی اسرار تیره تری را زیر پوستشان زمزمه می کند... از لال بودن آنها ملودی شبانه های شوپن نشأت می گیرد، گاهی عمیقاً مالیخولیایی، گاهی به شدت پرشور. در حالی که برخی از عکس ها شبیه ترکیب خیره کننده دیوید همیلتون از معصومیت و اروتیسم است، برخی دیگر جنبه وحشتناک و خونین افسانه ها و فولکلور را به تصویر می کشند. بازوهای رنگ پریده مزین به بریدگی، مچ با قطره های خون، پرندگان مرده، گل های خشک شده و پارچه های توری آغشته به عطر قدیمی... اگر افسانه های واقعی را خوانده باشید، نه نسخه های ناب دیزنی، خواهید فهمید که چقدر تخیل و تاریک است. آنها می توانند ناراحت کننده باشند، و من فکر می کنم ماکابرسکو این روحیه را به خوبی نشان می دهد. پارچه افسانه ای صحنه های رؤیایی او با فضای غلیظ اسلاوی سکوت و رمز و راز بافته شده است. در برخی از عکسهای او، کسالت و عرفان مزارع و مراتع لهستان را که شوپن در یکی از نامههایش نوشته بود، احساس میکنیم. در مواقع دیگر، حال و هوای کافکایی سرکوبگر و کلاستروفوبیک را احساس می کنیم. عکسهای او به سادگی ایدهها، رؤیاها، خاطرات بسیاری را تداعی میکنند...
با این حال چیزی به نام پایان خوش در چشم نیست، زیرا بسیاری از تصاویر او از تنهایی و آرزوی برآورده نشده صحبت میکنند. و حتی مرگ با این حال، عکاسی او با آرامش خاصی اعطا می شود که به نظر من آشتی دهنده است.
خود لورا رویکرد هنری خود را اینگونه توصیف می کند: «عکاسیهای من مانند تصاویری از افسانههای زیبا اما بیرحمانه هستند. روایات آنها مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه - پر از جادوها و مجازات ها - به وجود می آیند. ساختار آثار من شبیه ساختار رؤیا است که در آن تمایلات طبیعی جمع آوری و سازماندهی انگیزه ها و انگیزه ها با برخوردهای غیرمنطقی اشیاء و احساسات منطبق است. انزوا و زخمها به الگوها، نظمهای ناخوشایند و مصنوعی بسته شدهاند - طلسمهای بصری که برای جدا کردن حیوانات وحشی از انسانیت و رؤیاها از وحشت ایجاد شدهاند.»
من فکر می کنم بهتر است اجازه دهیم تصاویر لورا خودشان صحبت کنند.
مروری بر آثار او ↓↓↓
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
من فکر می کنم بهتر است اجازه دهیم تصاویر لورا خودشان صحبت کنند.
مروری بر آثار او ↓↓↓
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی
#ArtPhotography
#ArtistIntroduction
❐ Laura Macabresco (real name Kamila Cansi) is a Polish visual artist and photographer.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی
#ArtPhotography
#ArtistIntroduction
❐ Laura Macabresco (real name Kamila Cansi) is a Polish visual artist and photographer.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity