🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مــــعـــمـــاری🏛

پارتنون یکی از مشهورترین بناهای تاریخی جهان است که در قرن ۵ پیش از میلاد در آتن، یونان، ساخته شد. این معبد به افتخار الهه آتنا، حامی شهر آتن، بنا شد و نمادی از شکوه هنر و معماری یونان باستان است. با گذشت زمان، پارتنون نقش‌های متفاوتی ایفا کرده، از معبد و کلیسا گرفته تا انبار باروت و موزه. علی‌رغم آسیب‌های فراوان، این بنا همچنان یکی از بزرگ‌ترین نمادهای تمدن و فرهنگ یونان باستان و میراث جهانی است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣


ببین من دوستت دارم. می‌دونم که این فقط توی فیلما اتفاق می‌افته، اما من واقعاً دوستت دارم!


The Purple Rose of Cairo (1985)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Book_iran_city pinned «💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸 🍃🌺🍂 🌿🍂 🌸 🔴#درودبیکران به جمعی دوستانه خوش آمدیدضمن خیر مقدم به همه عزیزان مهربان های نازنین ومهربانوهای والا مقام چندموردخدمت شما عزیزان بخاطراول خودتون وبعدبخاطرانسجام بهتروبیشترگروه عرض می شودچنانچه به هردلیلی ازمواردمطرح شده خوشتون…»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


ریتون به شکل پرنده



#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


ریتون به شکل پرنده

این ظرف سفالی صیقلی که به نام ریتون شناخته می‌شود، نمونه‌ای چشمگیر از هنر و مهارت سفالگری در عصر آهن است. ریتون‌ها ظروفی با دو دهانه هستند که یکی برای پر کردن و دیگری برای ریختن یا نوشیدن طراحی شده است. این ظرف خاص، که به شکل یک پرنده ساخته شده، گواهی بر درک عمیق هنرمندان آن دوره از فرم و کارکرد است.

🚛 ریتون، با گردنی بلند و دهانه‌ای که به شکل سر پرنده طراحی شده، حس زندگی و حرکت را تداعی می‌کند. چشمان این پرنده، که اکنون از بین رفته‌اند، احتمالاً در گذشته با مواد گرانبها مرصع‌کاری شده بودند. این ظرف بر روی سه پایه استوار است: دو پایه در جلو که تداعی‌گر پاهای پرنده است و یک پایه پشتی برای تعادل. تزئینات ظریف شامل خطوط حکاکی‌شده شبیه بال‌ها و هاشورهایی در جلوی ظرف است که حس پرواز را در ذهن تداعی می‌کند.

🟢 این ریتون احتمالاً متعلق به شمال‌غربی ایران است، منطقه‌ای که در اوایل هزاره اول قبل از میلاد به‌عنوان یکی از مراکز برجسته هنر سفالگری شناخته می‌شد. نمونه‌های مشابه آن از گورستان‌های املش و مریان در گیلان به دست آمده‌اند.

ابعاد این ظرف ۱۹.۱ × ۱۲.۷ × ۲۳.۵ سانتی‌متر است و جنس آن از سفال است. این شیء با شماره 59.95 در سال ۱۹۵۹ توسط صندوق راجرز خریداری شده...

📌 ریتون‌های مشابه در آن دوره به‌ندرت برای استفاده‌های روزمره ساخته می‌شدند. این ظروف بیشتر در مراسم آیینی یا موقعیت‌های خاص به کار می‌رفتند. اینکه آیا این ریتون برای ریختن مایعات در مراسم آیینی یا برای استفاده‌های تشریفاتی طراحی شده است، هنوز مشخص نیست، اما احتمالا این ظرف تنها در لحظات ویژه و در حضور افراد برجسته مورد استفاده قرار می‌گرفت.


#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


داستان عاشقانه‌ی کلارا (همسر رابرت شومان) و یوهانس برامس‌ حیرت‌انگیز است. عشقی خالص و پاک که حتی نمونه‌اش در داستان‌ها نیز خوانده نمی‌شود. رابرت شومان در ۴۶ سالگی و سه سال پس از خودکشی نافرجامش فوت کرد. کلارا توسط شومان با یک نوازنده‌ی جوان به نام یوهانس برامس آشنا شد. کلارا ۱۴ سال از برامس بزرگ‌تر بود، اما هر دو عشقی آتشین به‌هم داشتند. عشقی که بیشتر با نامه‌های عاشقانه پیش رفت و نه عشق‌بازی. در واقع، کلارا و برامس به‌حدی برای رابرت شومان احترام قائل بودند که هیچگاه از بوسه‌ها و آغوش‌های دزدکی فراتر نرفتند. برامس به کلارا در نامه می‌گفت، «هیچ کار مگر فکر کردن به تو ندارم... آیا نمی‌توانی مرا از طلسم خود نجات دهی؟» و در نامه‌ای دیگر گفت، «حتی اگر تمام روز را به وصف زیبایی و عشقم به تو سپری کنم، بازهم راضی نخواهم شد». برامس در تمام طول زندگی‌اش با زنی نخوابید، او فقط یک زن را دوست داشت و قطعه‌هایی می‌سرود که برای کلارا ساخته شده‌ بودند و کلارایِ پیانیست نیز اجرای‌شان می‌کرد. وقتی کلارا در ۷۶ سالگی مرد، برامس نیز از اندوه یک سال بعد مرد، برامس و کلارا هیچوقت عشق‌شان را کامل تجربه نکردند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_سومر_واکد

#_آندره_پارو

ترجمه دکتر محمدرحیم صراف/ دکتر منیژه ابکائی خاوری


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_سومر_واکد

#_آندره_پارو

ترجمه دکتر محمدرحیم صراف/ دکتر منیژه ابکائی خاوری
میان‌رودان یا بین‌النهرین، سرزمینی محصور بین دو رودخانه بزرگ دجله و فرات، و دره نیل، هر دو، شهرت جهانی دارند، زیرا برای اولین بار در این مناطق بود که انسان به سطحی برتر از پیشرفت دست یافت، مثل فرهنگ معماری شهرنشینی که از بین‌النهرین آغاز شد و بنیان‌گذار آن نیز سومریها بودند و رد پای آنها را می‌توان در هزاره چهارم ق.م. در جنوب و مرکز بین‌النهرین پیدا کرد. شواهد باستان‌شناسی حاکی از این است که سومریها اولین قومی بودند که خط میخی را ابداع کردند؛ و در پی ابداع خط، بر آثار هنری ایشان نیز افزوده ‌شد. در میان آنها آثار معماری عظیم و اشیاء سنگی پرمعنا، شگفتی هر بیننده‌ای را برمی‌انگیزد. در این کتاب، آندره پارو فرهنگ و هنر نزدیک به چهارهزار سال را به تصویر می‌کشد؛ یعنی از آغاز دوره سومر تا اکد و در ادامه از سومر نو تا حدود پایان حکومت کاسی. در دوره اخیر، هنر سومر ـ بابلی قبل از شکوفایی مجدد در اثر نفوذ هنر آشوری، بار دیگر با دوره انحطاط مواجه شد. بسیاری از آثار هنری ارائه شده در این کتاب برای متخصصان دو نسل پیش ناشناخته بود؛ اما برای اکثر افراد امروزی، نظریه پارو ـ که در اینجا به شکلی کاملاً جدید ارائه ‌شده است ـ سرآغازی است برای شناخت هنر و فرهنگ غنی و ناشناخته سومر. آندره پارو (۱۹۸۰ـ۱۹۰۱) از بزرگ‌ترین متخصصان باستان‌شناسی آسیای نزدیک، نه تنها در فرانسه بلکه در جهان به شمار می‌رفت. دانش وافر وی در مورد این منطقه نتیجه اطلاعات زیاد و حفاریهای بیشماری است که وی در سوریه و عراق انجام داده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
@Bookirancity سومر و اکد.pdf
101.1 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#_سومر_واکد

#_آندره_پارو

#_ترجمه دکتر محمدرحیم صراف/ دکتر منیژه ابکائی خاوری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏

#پروین_اعتصامی در ستایش ۱۷ دی‌ماه و کشف حجاب بدست #رضاشاه_بزرگ:

مهر رخشان را نشاید گفت که نورانی نبود

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه‌اش جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

زندگی و مرگش اندر کنج عُزلت می‌گذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود

کس چو زن اندر سیاهی قرن‌ها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود

در عدالتخانه‌ی انصاف، زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود

دادخواهی‌های زن می‌ماند عمری بی‌جواب
آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود، چوپانی نبود

از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگ‌میدانی نبود

نور دانش را ز چشم زن نهان می‌داشتند
این ندانستن، ز پَستی و گرانجانی نبود

زن کجا بافنده می‌شد، بی‌نخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود

میوه‌های دکه‌ی دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

در قفس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان
در گلستان نام ازین مرغِ گلستانی نبود

بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود

آب و رنگ از علم می‌بایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود

جلوه‌ی صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود، از هوسرانی نبود

ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود

سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود

از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پرده‌پوش عیب نادانی نبود

عیب‌ها را جامه‌ی پرهیز پوشانده‌ست و بس
جامه‌ی حجب و حیا بهتر ز عریانی نبود

زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلوده‌دامانی نبود

زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود

اهرمن بر سفره‌ی تقوا نمی‌شد میهمان
زآنکه می‌دانست کآنجا جای مهمانی نبود

پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشه‌ای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود

چشم و دل را پرده می‌بایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد انسانی نبود

خسروا، دست توانای تو آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت، امید آسانی نبود

شه نمی‌شد گر‌ در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای توفانی نبود

باید این انوار را پروین، به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود.

#آزادی_زنان
#حقوق_زنان
#برابری_زنان
#ایران_زمین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_صرفا_جهت_اطلاع



❇️ تاکنون چه مواردی از ایران در #یونسکو ثبت جهانی شده‌اند؟

۲۸ منظر تاریخی - طبیعی:
از #بیستون تا #جنگل‌های هیرکانی و ...

۱۱ کتاب ایرانی :
از #شاهنامه بایسنقری تا خمسه نظامی و ...

۱۶ شهر و روستای نمونه صنایع دستی و گردشگری :
از #سیرجان و #تبریز تا #اصفهان و #کندوان و...

۴۱ شخصیت بزرگ ایرانی :
از #پورسینا و #فردوسی تا #خیام و ...

۲۶ میراث ناملموس :
از #چوگان و #دوتار تا #چله و #نوروز و ...

❇️ فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران براساس موضوع :

خنیاگری و موسیقی :
خنیاگری ردیفی سنتی ایران🪘
خنیاگری بخشی‌های خراسان🪕
نقالی، داستان‌گویی نمایشی ایرانی🤹
ساز کمانچه :
ساختن و نواختن🪈
ساز دوتار :
ساختن و نواختن🎻
ساز عود :
ساختن و نواختن🎺
ساز رباب :
ساختن و نواختن🎷

جشن‌های ملی ایرانیان :
#جشن_نوروز🍀
#جشن_شب‌چله🍉
#چشن_سده🔥
#جشن_مهرگان⛓️⚖️

بافندگی و دوزندگی :
#قالی_فارس🧮
#قالی_کاشان🧮
#سوزن_دوزی📍
#ابریشم_بافی🩺

هــنــر :
#نگارگری_ایرانی🌉
#خوشنویسی_ایرانی💱
#هنر_تذهیب_ایرانی

ورزش و بازی‌های ملی :
#زورخانه🏵
#چوگان🏇

غذا و خوراکی‌ها :
#نان_لواش 🌮

صنعت و ساخت و ساز :
لنج‌سازی #خلیج_فارس 🌊

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

سکه بر زر کرد، نام پادشاهی در جهان
نادر ایران‌زمین و خسرو گیتی ستان.

👇((بخشی از تاریخ)) 👇
دست درازی به خاک هر سرزمینی و حتا اندیشیدن به آن در هنگام ضعف آن سرزمین و نقشه‌های دور و دراز برخی از شیرین خردان که رویاهای آشفته می‌بینند، فرجام ناخوشایندی برای متجاوزان خواهد داشت. چون هر فرازی را فرودی و هر فرودی را فرازی خواهد بود.

#نبرد_آق‌_دربند یا #نبرد_کرکوک:
نبردی میان سپاهیان ایران و عثمانی که به پیروزی ایرانیان انجامید.

شوندهای نبرد:
مهمترین شوند این نبرد جبران خسارات نبرد کرکوک بود. در ۱۰ مهر سال ۱۱۱۲ خورشیدی، آرتش ایران از همدان راهی کرکوک شد.
نادرشاه با ورود دوباره به قلمرو عثمانی در عراق، توپال عثمان را به نبرد دیگری فرامی‌خواند.
در ۲ آبان، بن‌هایی از آرتش‌های دو سو در منطقه لیلان واقع در جنوب کرکوک، باهم درگیر شدند.
این درگیری که نتیجه قاطعی نداشت به پس نشستن نیروهای عثمانی به کرکوک انجامید.

دژ سورداش در شمال شرق کرکوک بدست نیروهای ایرانی افتاد. جاسوسان نادرشاه به او خبر دادند یک قوای ۱۲هزار تنه از راه دره آق‌دربند در حال نزدیک شدن است.
توپال پاشا، این نیرو را به فرماندهی ممش‌پاشا،به عنوان گارد پیشرو فرستاده بود و خود به همراه بدنه اصلی آرتش عثمانی در پی می‌آمد.
نادرشاه نیز طلایه‌ای زیر فرمان حاجی بیگ خان رهسپار نمود تا قوای ممش‌پاشا را به سوی قوای اصلی آرتش ایران بکشاند.
نیروهای ممش‌پاشا با پیگرد قوای حاجی بیگ خان به کمین ۱۵هزار سرباز ایرانی افتادند که در زمان کوتاهی آنان را با آتش باری سنگین از دو سو نابود کردند.
ممش‌پاشا که اندکی پیش خبر شکست ایرانیان را به توپال عثمان داده بود و درخواست نیروی بیشتری برای پیگرد آنان داشت، در این کمین کشته شد.

گزارش جنگ:
در این جنگ توپال عثمان پاشا کشته شد و سرش بالای نیزه رفت.

گام نخست:
شکست قوای ممش‌پاشا، سبب شد بدنه اصلی سپاه نادرشاه با شتاب به سوی نیروهای عثمانی که ۵ کیلومتر با آنان فاصله داشتند پیشروی کند.
توپال عثمان که حس میکرد رخدادهای متفاوتی روی خواهد داد، پیشروی‌اش را متوقف کرد تا به صفوف نیروهایش سامان بدهد.
با نزدیک شدن به قوای دشمن نادرشاه پیاده‌هایش را به خط کرد و برای درگیری با ینی‌چری‌ها فرستاد.
برای ۲ساعت پیاده‌های ایران و عثمانی در حال آتش باری به سوی یک دیگر بودند.
در هنگام پسین، تفنگ‌های فتیله‌ای، شلیک‌های نخستین، مهمترین شلیک‌ها بودند.
آوای بلند، دود و گرد و خاک ناشی از شلیک انبوه تفنگ‌ها و توپخانه آن دوران دید سربازان و افسران را مختل میکرد.
در چنین وضعیتی، شلیک‌های نخستین بودند که تاثیر بیشتری داشتند و هرج و مرج از تاثیر آتش بارهای بارهای دیگر می‌کاست.
یکی از مشکلات فرماندهان این دوره موثر نبودن فرمان پایان آتش بار و اجرای فرمان دیگر بود.
یک یگان تفنگ‌چی، همواره این مشگل را داشت که ممکن بود تا پایان نبرد سر جای خود بماند و به آتش باری ناکارا و عدم جنبش و پویایی ادامه دهد.

گام نهایی:
تفنگداران ایرانی در این گام از نبرد سامان(:نظم)خوب خود را نشان دادند.
پس از ۲ساعت آتش باری، آنان فرمان افسران خود را به خوبی اجرا کردند و با متوقف کردن تیراندازی، شمشیر کشیده و به صفوف ینی‌چری‌ها هجوم بردند.
نادرشاه افزون‌بر زمان بندی مناسب در این هنگام بال‌های راست و چپ سواره نظام خود را هر کدام به شمار ۱۵هزار سوار به جنبش درآورد. بال راست را حاجی بیگ خان فرماندهی میکرد و نادرشاه خود فرماندهی بال چپ را بر دوش داشت.
نقشه نادرشاه این بود که سواره نظام از دو سوی و پیاده‌ها از روبرو نیروهای عثمانی را از پا درآورند.
این آفند(:حمله) شدید صف‌های ینی‌چری‌ها را کامل نابود کرد.
توپال عثمان که سرنوشت ناخوشایندی را در برابر چشمانش می‌دید سوار بر اسب مستقیم وارد میدان نبرد شد.
فرمانده پیر رومیه(عثمانی) از سردار ایرانی که به تازگی در سامرا شکستش داده بود فریب خورده بود، اما غرور نظامی توپال عثمان موجب شد، مرگ در میدان نبرد را بر فرار برگزیند. توپال عثمان دو بار در هنگام نبرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرانجام یک سوار ایرانی به نام اللهیار خان گرایلی سرش را از تنش جدا کرد و برای نادرشاه برد.
نبرد با ۱۰هزار تن کشته از سپاه عثمانی فرجام یافت و همه توپخانه و تدارکات نیز بدست سپاه ایران افتاد.
شکست سامرا جبران شد. نادرشاه برای بزرگداشت سردار پیر عثمانی و به پاس دلیری‌اش، سر و کالبد او را به همراه هم با پاسداشت تشریفات ویژه به قاضی عسگر عبدالکریم افندی سپرد تا در خاک عثمانی دفن گردد.

نتیجه جنگ:
پس از کشته شدن سردار عثمانی، عثمانیان شکست خوردند.
آثار این پیروزی:
پیروزی در این جنگ نه تنها شکست پیشین را جبران کرد، بلکه موجب شد عثمانیان با دریافت خبر شکست تبریز را ترک کنند.

#Zartosht

#_پاینده_ایران_اهورایی_مان