🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻نمره= (Numerus)، شماره، شمار، تراز، اَرزِه(شمارهای که برای ارزشگذاری بهکار گرفته میشود)، مَر، مَرَک
🔻نمرات= شمارهها، ترازها اَرزِهها
🔻ریز نمرات= ریز اَرزِهها، ترازنامه
🔻نمره انداختن= شماره انداختن
🔻نمره انضباط= اَرزُهی بهسامانی/سامانداری/آراستگی
🔻نمره برداشتن= شماره برداشتن، نوشتنِ شماره
🔻نمره دادن= شماره دادن، اَرزِه دادن، ارزیابیدن، ارزیابی کردن
🔻نمره زنی= شمارهزنی، شمارهگذاری، ابزار شمارهزدن
🔻نمره گذاری= شمارهگذاری
🔻نمره گرفتن= شماره گرفتن، اَرزِه گرفتن
🔻نمره گیر= شمارهگیر
🔻نمره عینک= شمارهی آیینک
✍️نمونه:
🔺نمره ماشینش را حفظ کردم
شمارهی خودرواَش را بهیاد سپردم
🔺نمرات تحصیلی اش عالی بودند
اَرزِههای آموزشیاش والا بودند
🔺ریز نمراتش را از مدرسه گرفت
ریزِ اَرزِههایش را از آموزشگاه گرفت
ترازنامهاش را از دبستان/دبیرستان گرفت
🔺و کنتور همینطور نمره می انداخت=
و شمارنده همینجور/همچنان شماره میانداخت
🔺نمره ماشینش را برداشت=
شمارهی خودرواَش را برداشت/نوشت
🔺برای ورود باید نمره می گرفت=
برای درونشد باید شماره میگرفت
🔺بالاخره از معلم نمره آن درس را گرفت=
سرانجام از آموزگار اَرزِهی آن آموزه را گرفت
🔺به کسانی که در صف بودند نمره می داد=
به کسانی که در رَدِه بودند شماره میداد
🔺اوراق امتحان را تصحیح کرد و نمره داد=
برگههای آزمون را بررسی کرد و اَرزِه داد/ارزیابی کرد/ارزیابید
🔻عمد = دانسته، خودکرد، آگاهانه، کامَکی، دیده و دانسته، از روی آگاهی
🔻عمداً = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستیدستی، بهدلخواه
🔻عامدا = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستیدستی، بهدلخواه
🔻عامدانه = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستیدستی، بهدلخواه
🔻عمدی = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خود خواسته، خودکرده، خودکامگی، از دستی
🔻اشتباه عمدی = رَمژَک ساختگی، لغزش خواستی، پَرتی لُپی
🔻غیرعمد = ناخواه، ناخواست
🔻قتل عمد = خواهکُشی، کُشِشِ خواستی
🔻قتل غیرعمد = ناخواهکُشی، کُشِشِ اَخواستی، کُشِشِ ناخواست
🔻تَعَمُد = دانستهکاری، آگاهانه، از روی آگاهی، دیده و دانسته، هامیشکاری
🔻تَعَمُدا = آگاهانه، از روی آگاهی، دیده و دانسته، دستی
🔻مُتَعَمِد = خودکرده، خودکننده، خودکن
✍️نمونه:
🔺آزارم میدهی، بهعمد یا غیرعمد خدا میداند =
آزارم میدهی، خواسته یا ناخواسته خدا میداند
🔺عمد داشت که همه مشکلش را بفهمند =
میخواست که همه گرفتاریاش را دریابند
🔺عمدش در این کار مشهود است =
خواهندگیاش در این کار پیداست
کامَکیاش در این کار آشکار است
آگاهانهبودن این کار روشن است
🔺عمدا سم خورد تا بمیرد =
از دستی زهر خورد تا بمیرد
🔺رانندهای در آلمان، تعمدا عابران را زیر گرفت =
رانندهای در آلمان، آگاهانه رهگذران را زیر گرفت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻نمره= (Numerus)، شماره، شمار، تراز، اَرزِه(شمارهای که برای ارزشگذاری بهکار گرفته میشود)، مَر، مَرَک
🔻نمرات= شمارهها، ترازها اَرزِهها
🔻ریز نمرات= ریز اَرزِهها، ترازنامه
🔻نمره انداختن= شماره انداختن
🔻نمره انضباط= اَرزُهی بهسامانی/سامانداری/آراستگی
🔻نمره برداشتن= شماره برداشتن، نوشتنِ شماره
🔻نمره دادن= شماره دادن، اَرزِه دادن، ارزیابیدن، ارزیابی کردن
🔻نمره زنی= شمارهزنی، شمارهگذاری، ابزار شمارهزدن
🔻نمره گذاری= شمارهگذاری
🔻نمره گرفتن= شماره گرفتن، اَرزِه گرفتن
🔻نمره گیر= شمارهگیر
🔻نمره عینک= شمارهی آیینک
✍️نمونه:
🔺نمره ماشینش را حفظ کردم
شمارهی خودرواَش را بهیاد سپردم
🔺نمرات تحصیلی اش عالی بودند
اَرزِههای آموزشیاش والا بودند
🔺ریز نمراتش را از مدرسه گرفت
ریزِ اَرزِههایش را از آموزشگاه گرفت
ترازنامهاش را از دبستان/دبیرستان گرفت
🔺و کنتور همینطور نمره می انداخت=
و شمارنده همینجور/همچنان شماره میانداخت
🔺نمره ماشینش را برداشت=
شمارهی خودرواَش را برداشت/نوشت
🔺برای ورود باید نمره می گرفت=
برای درونشد باید شماره میگرفت
🔺بالاخره از معلم نمره آن درس را گرفت=
سرانجام از آموزگار اَرزِهی آن آموزه را گرفت
🔺به کسانی که در صف بودند نمره می داد=
به کسانی که در رَدِه بودند شماره میداد
🔺اوراق امتحان را تصحیح کرد و نمره داد=
برگههای آزمون را بررسی کرد و اَرزِه داد/ارزیابی کرد/ارزیابید
🔻عمد = دانسته، خودکرد، آگاهانه، کامَکی، دیده و دانسته، از روی آگاهی
🔻عمداً = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستیدستی، بهدلخواه
🔻عامدا = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستیدستی، بهدلخواه
🔻عامدانه = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خودخواسته، خودکرده، کامَکیها، خودکامگی، از دستی، دستی، دستیدستی، بهدلخواه
🔻عمدی = دانسته، آگاهانه، از روی آگاهی، خود خواسته، خودکرده، خودکامگی، از دستی
🔻اشتباه عمدی = رَمژَک ساختگی، لغزش خواستی، پَرتی لُپی
🔻غیرعمد = ناخواه، ناخواست
🔻قتل عمد = خواهکُشی، کُشِشِ خواستی
🔻قتل غیرعمد = ناخواهکُشی، کُشِشِ اَخواستی، کُشِشِ ناخواست
🔻تَعَمُد = دانستهکاری، آگاهانه، از روی آگاهی، دیده و دانسته، هامیشکاری
🔻تَعَمُدا = آگاهانه، از روی آگاهی، دیده و دانسته، دستی
🔻مُتَعَمِد = خودکرده، خودکننده، خودکن
✍️نمونه:
🔺آزارم میدهی، بهعمد یا غیرعمد خدا میداند =
آزارم میدهی، خواسته یا ناخواسته خدا میداند
🔺عمد داشت که همه مشکلش را بفهمند =
میخواست که همه گرفتاریاش را دریابند
🔺عمدش در این کار مشهود است =
خواهندگیاش در این کار پیداست
کامَکیاش در این کار آشکار است
آگاهانهبودن این کار روشن است
🔺عمدا سم خورد تا بمیرد =
از دستی زهر خورد تا بمیرد
🔺رانندهای در آلمان، تعمدا عابران را زیر گرفت =
رانندهای در آلمان، آگاهانه رهگذران را زیر گرفت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻رسم = نگاره، کشیده
🔻رسم کردن = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن(=بِنگاشتن، نقشکردن)، نشاننهادن
🔻ترسیم = نگاشتن، پِنگاشتن، بازنگاری، نشاننهادن
🔻رَسّام = چهرهپرداز، چهرهگر، نگارنده، پیکرنگار، نگارگر
🔻رسّامی = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن
🔻رَسامَه = نگارَکیدَن(=نقشه کشیدن)، نگاشتن(=نقاشی)، چهرهپردازی(=صورت پردازی)
✍️نمونه:
🔺دایره را با پرگار رسم میکنند =
پرهون را با پرگار میکشند
🔺منحنی تابع درجه ۳ای را رسم کنید =
کمانِ پِیروِ زینه ۳ای را بِنِگارید
🔺رسامیهایش از طبیعت، غیرقابل باور بود =
نگاشتههایش از پرهام، باورنکردنی بود
🔺چه شخصی اولین نقشهی جغرافیایی را ترسیم کرد؟ =
چه کسی نخستین رهنامهی گیتایی را پِنگاشت؟
🔺مشو غره بر آن خرگوش زرفام
که بر خنجر نگارد مرد رسام(نظامی) =
مشو گستاخ بر آن خرگوش زرفام
که بر دشنه نگارد چهرهپرداز
🔻اتکاء = دلگرمی، پشتیبانی، پُشتگَرمی، پشتدادن، پشتدادن بر
🔻اتکاء به نفس = خوداُستواری، بهخوداُستواری، خواتاهی، خوادادی، خادادی
🔻نقطهی اتکاء = اَندَخسگاه(اَندَخس=پشتیبان)
🔻تکیه = پشتدادن، پُشتگرمی، پشتداشتن، پشت، لم، لمدادن، یَلِه
🔻تکیهداشتن = پشتدادن، پشتداشتن، لمیدن، لمدادن، یَلِهدادن
🔻تکیهکردن = پشتدادن، پشتداشتن
🔻تکیهکلام = سخنیار، سخنپایه
🔻تکیهگاه = دَرپُشتگاه، پشتی، پشتیبان، لَمِشگاه
🔻متکا = بالش، پشتی
🔻متکی = دلگرم، پُشتگرم، استوار، پشتدهنده
🔻متکی به نفس = خوداُستوار، خودایستا
✍️نمونه:
🔺اتکای بودجه به نفت است =
دلگرمی بودجه به نفت است
پشتیبانی بودجه با نفت است
نفت پشتیبان بودجه است
🔺بودجه نباید متکی به نفت باشد =
بودجه نباید استوار به نفت باشد
بودجه نباید پُشتگرم به نفت باشد
🔺خودکفایی در گندم، با اتکا به توان داخلی میسر شد =
خودبَسَندِگی/خوداُستواری در گندم، با پشتدادن به توان بومی فراهم شد
🔺به متکا تکیه داد =
به بالش پشت داد
به پشتی یَلِه داد
🔺چرا رانی کسی را از برِ خویش
که "اَندَخسَش" نباشد جز درِ تو (سراجالدین راجی)
🔻عالی = والا، والاجایگاه، بزرگ، شگرف، بسیار خوب، ارجمند، برتر، برجسته، بَرسو، بالنده، بلندپایه، فَرانیک، نغز، اَپَر(اَبَر)، اَپَرَک
🔻عالیالنظر = زبَرنِگر
🔻عالیبَخت = والابَخت، بَختیار، پیشانی بلند
🔻عالیتبار = والاتَبار
🔻عالیترین = والاترین، بهترین، برترین
🔻عالیجاه = والاگاه
🔻عالیجناب = (Lord)، بزرگوار، والاگهر، والاگاه، گرانمایه، ارجمند، بلندآستان، راد
🔻عالیذکر = نیکیاد
🔻عالیرای = بلندرای
🔻عالیرتبه = والاجایگاه، والاگهر، گرانسایه، گرانمایه، بلندپایه، اَپَرکار
🔻عالیسرای = والاسرای، کاخ
🔻عالیشَأن = والاجای، والاگاه
🔻عالیقدر = والاگاه، والااَرج، پیشاَرج، اوجمَند، پُربها، پُرارزش
🔻عالیگوهر = والاگوهر، باگُهَر، پاکنِژاد
🔻عالیمرتبت = اَپَرکار(اَبَرکار)، والاگاه
🔻عالیمرد = اَپَرمرد، اَبَرمرد
🔻عالیمقام = بلندپایه، بلندگاه، ارجمند
🔻عالیمکان = بلندآشیان
🔻عالینژاد = والاگهر، والانژاد، نیکنِژاد، پاکنِژاد
🔻عالینسب = والانژاد، والاتبار
🔻عالیهمت = والامنش، بزرگوار
🔻آموزش عالی = آموزشِ والا، آموزش والاپایه
🔻جنابعالی = (Excellency)، شما، بزرگوار، سرور گرامی، کَدبان
🔻حضرتعالی = شما، سرکار، سرور، فَرمَند
🔻دیوان عالی تمیز = دیوان دادرسی کشور
🔻دیوان عالی کشور = دیوان دادرسی کشور
🔻شورای عالی = فرایزن، سَررایزن
🔻شورای عالی اصناف = سَررایزنی پیشهوران
🔻علامت صفت عالی = نشانهی زاب برترین
🔻علوم عالی = دانشهای بَرین
🔻تعالی = والایی، برتری
🔻بسمه تعالی = به نام خدا، به نام او که والاست
🔻متعال = والا
🔻متعالی = فرایاز، بَرین، والا
🔻شهید = جاویدنام، جانگواه، جانباخته، جانسپار، کشتهی راه خدا، کشته
🔻شهادت = گواکی، کشتهشدن، جانبازی، جانباختگی، جانباختن
🔻شهادتگاه = کشتگاه
🔻شهادتطلبانه = جانبازانه، جانسپارانه
✍️نمونه:
🔺در راه حفاظت از وطن شهید شد =
در راه پاسداری از میهن کشته شد
در راه پاسبانی از میهن جان باخت
🔺شهید "جهان آرا" در سال شصت به شهادت رسید =
جاویدنام "جهان آرا" در سال شَست جان باخت
🔺جزئیات حملات شهادتطلبانه اعلام شد =
ریزگان تازشهای جانسپارانه بازنمود شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻رسم = نگاره، کشیده
🔻رسم کردن = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن(=بِنگاشتن، نقشکردن)، نشاننهادن
🔻ترسیم = نگاشتن، پِنگاشتن، بازنگاری، نشاننهادن
🔻رَسّام = چهرهپرداز، چهرهگر، نگارنده، پیکرنگار، نگارگر
🔻رسّامی = کشیدن، نگاشتن، پِنگاشتن
🔻رَسامَه = نگارَکیدَن(=نقشه کشیدن)، نگاشتن(=نقاشی)، چهرهپردازی(=صورت پردازی)
✍️نمونه:
🔺دایره را با پرگار رسم میکنند =
پرهون را با پرگار میکشند
🔺منحنی تابع درجه ۳ای را رسم کنید =
کمانِ پِیروِ زینه ۳ای را بِنِگارید
🔺رسامیهایش از طبیعت، غیرقابل باور بود =
نگاشتههایش از پرهام، باورنکردنی بود
🔺چه شخصی اولین نقشهی جغرافیایی را ترسیم کرد؟ =
چه کسی نخستین رهنامهی گیتایی را پِنگاشت؟
🔺مشو غره بر آن خرگوش زرفام
که بر خنجر نگارد مرد رسام(نظامی) =
مشو گستاخ بر آن خرگوش زرفام
که بر دشنه نگارد چهرهپرداز
🔻اتکاء = دلگرمی، پشتیبانی، پُشتگَرمی، پشتدادن، پشتدادن بر
🔻اتکاء به نفس = خوداُستواری، بهخوداُستواری، خواتاهی، خوادادی، خادادی
🔻نقطهی اتکاء = اَندَخسگاه(اَندَخس=پشتیبان)
🔻تکیه = پشتدادن، پُشتگرمی، پشتداشتن، پشت، لم، لمدادن، یَلِه
🔻تکیهداشتن = پشتدادن، پشتداشتن، لمیدن، لمدادن، یَلِهدادن
🔻تکیهکردن = پشتدادن، پشتداشتن
🔻تکیهکلام = سخنیار، سخنپایه
🔻تکیهگاه = دَرپُشتگاه، پشتی، پشتیبان، لَمِشگاه
🔻متکا = بالش، پشتی
🔻متکی = دلگرم، پُشتگرم، استوار، پشتدهنده
🔻متکی به نفس = خوداُستوار، خودایستا
✍️نمونه:
🔺اتکای بودجه به نفت است =
دلگرمی بودجه به نفت است
پشتیبانی بودجه با نفت است
نفت پشتیبان بودجه است
🔺بودجه نباید متکی به نفت باشد =
بودجه نباید استوار به نفت باشد
بودجه نباید پُشتگرم به نفت باشد
🔺خودکفایی در گندم، با اتکا به توان داخلی میسر شد =
خودبَسَندِگی/خوداُستواری در گندم، با پشتدادن به توان بومی فراهم شد
🔺به متکا تکیه داد =
به بالش پشت داد
به پشتی یَلِه داد
🔺چرا رانی کسی را از برِ خویش
که "اَندَخسَش" نباشد جز درِ تو (سراجالدین راجی)
🔻عالی = والا، والاجایگاه، بزرگ، شگرف، بسیار خوب، ارجمند، برتر، برجسته، بَرسو، بالنده، بلندپایه، فَرانیک، نغز، اَپَر(اَبَر)، اَپَرَک
🔻عالیالنظر = زبَرنِگر
🔻عالیبَخت = والابَخت، بَختیار، پیشانی بلند
🔻عالیتبار = والاتَبار
🔻عالیترین = والاترین، بهترین، برترین
🔻عالیجاه = والاگاه
🔻عالیجناب = (Lord)، بزرگوار، والاگهر، والاگاه، گرانمایه، ارجمند، بلندآستان، راد
🔻عالیذکر = نیکیاد
🔻عالیرای = بلندرای
🔻عالیرتبه = والاجایگاه، والاگهر، گرانسایه، گرانمایه، بلندپایه، اَپَرکار
🔻عالیسرای = والاسرای، کاخ
🔻عالیشَأن = والاجای، والاگاه
🔻عالیقدر = والاگاه، والااَرج، پیشاَرج، اوجمَند، پُربها، پُرارزش
🔻عالیگوهر = والاگوهر، باگُهَر، پاکنِژاد
🔻عالیمرتبت = اَپَرکار(اَبَرکار)، والاگاه
🔻عالیمرد = اَپَرمرد، اَبَرمرد
🔻عالیمقام = بلندپایه، بلندگاه، ارجمند
🔻عالیمکان = بلندآشیان
🔻عالینژاد = والاگهر، والانژاد، نیکنِژاد، پاکنِژاد
🔻عالینسب = والانژاد، والاتبار
🔻عالیهمت = والامنش، بزرگوار
🔻آموزش عالی = آموزشِ والا، آموزش والاپایه
🔻جنابعالی = (Excellency)، شما، بزرگوار، سرور گرامی، کَدبان
🔻حضرتعالی = شما، سرکار، سرور، فَرمَند
🔻دیوان عالی تمیز = دیوان دادرسی کشور
🔻دیوان عالی کشور = دیوان دادرسی کشور
🔻شورای عالی = فرایزن، سَررایزن
🔻شورای عالی اصناف = سَررایزنی پیشهوران
🔻علامت صفت عالی = نشانهی زاب برترین
🔻علوم عالی = دانشهای بَرین
🔻تعالی = والایی، برتری
🔻بسمه تعالی = به نام خدا، به نام او که والاست
🔻متعال = والا
🔻متعالی = فرایاز، بَرین، والا
🔻شهید = جاویدنام، جانگواه، جانباخته، جانسپار، کشتهی راه خدا، کشته
🔻شهادت = گواکی، کشتهشدن، جانبازی، جانباختگی، جانباختن
🔻شهادتگاه = کشتگاه
🔻شهادتطلبانه = جانبازانه، جانسپارانه
✍️نمونه:
🔺در راه حفاظت از وطن شهید شد =
در راه پاسداری از میهن کشته شد
در راه پاسبانی از میهن جان باخت
🔺شهید "جهان آرا" در سال شصت به شهادت رسید =
جاویدنام "جهان آرا" در سال شَست جان باخت
🔺جزئیات حملات شهادتطلبانه اعلام شد =
ریزگان تازشهای جانسپارانه بازنمود شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity