🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــــقــــــــاشــــــــی
خودنگارهی اوژن دلاکروا، ۱۸۳۷ (جزئی از اثر)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــــقــــــــاشــــــــی
خودنگارهی اوژن دلاکروا، ۱۸۳۷ (جزئی از اثر)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#نـــــقــــــــاشـــــــــی
دربارهی «اوژن دلاکروا» و ۲۳ نقاشی او
بخش نخست
🔸 اوژن دلاکروا (۱۷۹۸-۱۸۶۳) در نقطهی مهمی از تاریخ نقاشی غرب ایستاده است. او را آخرین نقاش کلاسیک و اولین نقاش مدرن دانستهاند؛ و این صفت همزمان که نشاندهندهی اهمیت نقاشی اوست، تعریضی به صحت و اصالت نقاشیاش هم میتواند قلمداد شود. «هم آخرین و هم اولین» یعنی او نماد آخرین نفسهای یک جریان و گامهای ابتدایی جریان بعدی است. به همین دلیل هنر او ضعفهای عجیب و ابداعات چشمگیر هر هنرمندی را دارد که در کار برهم زدن نظم اسلوبهای قدیم و برپا کردن سبکی جدید است. نقاشی او به اصطلاح کُمیتش میلنگد، برخی از ترکیببندیهایش ناموزون و سستاند. فیگورها از پسزمینه جدا هستند، یا زیادی بزرگند یا زیادی کوچک؛ و ژستِ بسیاری از فیگورها آنقدر قراردادی و کلیشهای است که راه به منریسم یا اطوارگرایی میبرند. دلیل این اعوجاج و غرابت، تجمیع نیرویی انفجاری در این نقاش سدهی نوزدهم است که گویی دیگر در قالب نقاشی کلاسیک جا نمیگیرد اما هنوز «به درستی» در قالبی جدید هم ریخته نشده است. با اینحال نقاشیْ را که پل سزان در وصف او گفته بود «ما همه در زبان دلاکروا نقاشی میکنیم»، نباید دستکم گرفت. او نقاش مهمی است چرا که در میان نهاد قدرتمند کلاسیسیزم فرانسه، به همراه دوستِ نقاشش تئودور ژریکو، منادی راهی تازه بود. این راه تازه، از رمانتیسیسم به امپرسیونیسم و پستامپرسیونیسم میرسید.
🔹رمانتیسیسم در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم در اروپا و آمریکا جریان رو به رشدی بود که ایدهآلهای عقلانیای که در دورهی روشنگری غالب شده بودند را به چالش میکشید. هنرمندانِ این جریان تاکید داشتند که احساسات و هیجانات – و نه صرفاً عقل – به اندازهی باقی راههای فهم و تجربهی جهان مهم هستند. رمانتیسیسم اهمیت زیادی برای تخیل و شهود شخصیِ فرد هنرمند قائل بود. ایدهآلهای این جریان از مفاهیم خلاقیت و نیروی درونی هنرمند، یکی از منابع الهامِ جریانهای هنری آوانگارد تا قرن بیستم باقی ماندند.
علاوه بر این بسیاری از رمانتیکها برای مقابله با جریان رو به افزایش صنعتی شدن، تأکید مضاعفی بر رابطهی فردی با طبیعت و گذشتهی شاعرانه داشتند.
تقریباً تمام حساسیتهای جنبش رمانتیک را میتوان در مضامین و رویکرد تکنیکی دلاکروا یافت. مضامین انتخابی او مایههایی از خشونت، شهوت، وحشت، قهرمانیگری، تراژدی و مرگ داشتند.
🔸 دلاکروا شیفتهی اساطیر و گذشتهی باستانی روم و یونان بود. در نقاشیاش از شاعرانی مانند شکسپیر و لرد بایرون بسیار الهام گرفت و یکی از بهترین تابلوهای خود را از «پاگانینی» ویولونیست افسانهای ایتالیا کشید. برای یافتن طبیعت بکر به شمال آفریقا سفر کرد؛ و در اسلوب هنری، مقابل سبک ایستا و مقید ژان آگوست دومینیک انگر، مهمترین نمایندهی نقاشی کلاسیسیزم در آن سالها، جوشش آزادِ خط و رنگ را به نمایش گذاشت.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#نـــــقــــــــاشـــــــــی
دربارهی «اوژن دلاکروا» و ۲۳ نقاشی او
بخش نخست
🔸 اوژن دلاکروا (۱۷۹۸-۱۸۶۳) در نقطهی مهمی از تاریخ نقاشی غرب ایستاده است. او را آخرین نقاش کلاسیک و اولین نقاش مدرن دانستهاند؛ و این صفت همزمان که نشاندهندهی اهمیت نقاشی اوست، تعریضی به صحت و اصالت نقاشیاش هم میتواند قلمداد شود. «هم آخرین و هم اولین» یعنی او نماد آخرین نفسهای یک جریان و گامهای ابتدایی جریان بعدی است. به همین دلیل هنر او ضعفهای عجیب و ابداعات چشمگیر هر هنرمندی را دارد که در کار برهم زدن نظم اسلوبهای قدیم و برپا کردن سبکی جدید است. نقاشی او به اصطلاح کُمیتش میلنگد، برخی از ترکیببندیهایش ناموزون و سستاند. فیگورها از پسزمینه جدا هستند، یا زیادی بزرگند یا زیادی کوچک؛ و ژستِ بسیاری از فیگورها آنقدر قراردادی و کلیشهای است که راه به منریسم یا اطوارگرایی میبرند. دلیل این اعوجاج و غرابت، تجمیع نیرویی انفجاری در این نقاش سدهی نوزدهم است که گویی دیگر در قالب نقاشی کلاسیک جا نمیگیرد اما هنوز «به درستی» در قالبی جدید هم ریخته نشده است. با اینحال نقاشیْ را که پل سزان در وصف او گفته بود «ما همه در زبان دلاکروا نقاشی میکنیم»، نباید دستکم گرفت. او نقاش مهمی است چرا که در میان نهاد قدرتمند کلاسیسیزم فرانسه، به همراه دوستِ نقاشش تئودور ژریکو، منادی راهی تازه بود. این راه تازه، از رمانتیسیسم به امپرسیونیسم و پستامپرسیونیسم میرسید.
🔹رمانتیسیسم در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم در اروپا و آمریکا جریان رو به رشدی بود که ایدهآلهای عقلانیای که در دورهی روشنگری غالب شده بودند را به چالش میکشید. هنرمندانِ این جریان تاکید داشتند که احساسات و هیجانات – و نه صرفاً عقل – به اندازهی باقی راههای فهم و تجربهی جهان مهم هستند. رمانتیسیسم اهمیت زیادی برای تخیل و شهود شخصیِ فرد هنرمند قائل بود. ایدهآلهای این جریان از مفاهیم خلاقیت و نیروی درونی هنرمند، یکی از منابع الهامِ جریانهای هنری آوانگارد تا قرن بیستم باقی ماندند.
علاوه بر این بسیاری از رمانتیکها برای مقابله با جریان رو به افزایش صنعتی شدن، تأکید مضاعفی بر رابطهی فردی با طبیعت و گذشتهی شاعرانه داشتند.
تقریباً تمام حساسیتهای جنبش رمانتیک را میتوان در مضامین و رویکرد تکنیکی دلاکروا یافت. مضامین انتخابی او مایههایی از خشونت، شهوت، وحشت، قهرمانیگری، تراژدی و مرگ داشتند.
🔸 دلاکروا شیفتهی اساطیر و گذشتهی باستانی روم و یونان بود. در نقاشیاش از شاعرانی مانند شکسپیر و لرد بایرون بسیار الهام گرفت و یکی از بهترین تابلوهای خود را از «پاگانینی» ویولونیست افسانهای ایتالیا کشید. برای یافتن طبیعت بکر به شمال آفریقا سفر کرد؛ و در اسلوب هنری، مقابل سبک ایستا و مقید ژان آگوست دومینیک انگر، مهمترین نمایندهی نقاشی کلاسیسیزم در آن سالها، جوشش آزادِ خط و رنگ را به نمایش گذاشت.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
میدونی از این همه بدبختی چجوری خلاص میشیم مامان؟ یه شب یه شام درستحسابی بپزی بخوریم، بعد سر فرصت همهی درزهای درو پنجرهها رو ببندیم، یکیمون شیر گازو باز کنه... بریم بخوابیم. صبح نشده همه دردسرهامون پریده.
اینجا بدون من (۱۳۹۰)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
میدونی از این همه بدبختی چجوری خلاص میشیم مامان؟ یه شب یه شام درستحسابی بپزی بخوریم، بعد سر فرصت همهی درزهای درو پنجرهها رو ببندیم، یکیمون شیر گازو باز کنه... بریم بخوابیم. صبح نشده همه دردسرهامون پریده.
اینجا بدون من (۱۳۹۰)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ولادیمیر_هولان
(1905_1980)
شاعر اهل کشور چکسلواکی🇵🇭
چه زیباست آن کاجِ سپیدِ کهن
بر تپهی کودکیات
که امروز بازدیدش کردی.
زیرِ زمزمهاش مردگانات را بهیاد میآوری
و نمیدانی کی نوبتِ تو فرا میرسد
در زمزمهاش خود را چنان احساس میکنی
که انگار آخرین کتابات را نوشتهای
و اکنون باید تنها خاموش بمانی و بگریی
تا واژهها برویند.
چه زندگانیای داشتهای؟ شناخته را بهخاطرِ
ناشناخته ترک گفتی.
وسرنوشت؟ تنها یکبار روی خوش نشان داد
و تو آنجا نبودی...
#ولادیمیر_هولان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ولادیمیر_هولان
(1905_1980)
شاعر اهل کشور چکسلواکی🇵🇭
چه زیباست آن کاجِ سپیدِ کهن
بر تپهی کودکیات
که امروز بازدیدش کردی.
زیرِ زمزمهاش مردگانات را بهیاد میآوری
و نمیدانی کی نوبتِ تو فرا میرسد
در زمزمهاش خود را چنان احساس میکنی
که انگار آخرین کتابات را نوشتهای
و اکنون باید تنها خاموش بمانی و بگریی
تا واژهها برویند.
چه زندگانیای داشتهای؟ شناخته را بهخاطرِ
ناشناخته ترک گفتی.
وسرنوشت؟ تنها یکبار روی خوش نشان داد
و تو آنجا نبودی...
#ولادیمیر_هولان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من
چون قحطدیدهای که به نعمت رسیده است
#صائب_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من
چون قحطدیدهای که به نعمت رسیده است
#صائب_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
و هیچ عکسی ازش وجود نداره که در حال استراحت باشه فقط کار، کار،کار پادشاهی که در ۱۶ سال به اندازه ۱۰۰ سال خدمت کرد
#رضاشاه_روحت_شاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
و هیچ عکسی ازش وجود نداره که در حال استراحت باشه فقط کار، کار،کار پادشاهی که در ۱۶ سال به اندازه ۱۰۰ سال خدمت کرد
#رضاشاه_روحت_شاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity