🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یادمان

۱۹ فروردین، جشن #فروردینگان

جشن و آیین بزرگداشت درگذشتگان

فروهر پاک درگذشتگان در راه ایران و فروهر پاک دو شاه ایرانساز پهلوی #رضاشاه_بزرگ و #شاهنشاه_آریامهر

را میستاییم.

مینوان مینو جایگاهشان باد.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یادمان


۱۹ فروردین، جشن #فروردینگان

جشن و آیین بزرگداشت درگذشتگان وفروهر پاک درگذشتگان در راه ایران را میستاییم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یادمان

۱۹ فروردین، جشن #فروردینگان

جشن و آیین بزرگداشت درگذشتگان در راه ایران و فروهر پاک را میستاییم.

مینوان مینو جایگاهشان باد.

«فروردینگان» یا «فرودُگ» یکی از جشن‌های ماهانه‌ زرتشتی است که روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردین‌ ماه است. فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زرتشت، آیین‌های سوگواری به اشکالی که می‌شناسیم وجود ندارد، این مراسم به‌صورت جشن برگزار می‌شود و مردم روان درگذشتگان "فروهر" را هم در شادی خود شریک می‌کنند.
فروهر (frawahr) که گونه اوستایی آن فروشی (fravashi) و گونه پارسی باستان آن فرورتی (fra-vrti-) است، یکی از نیروهای باطنی است که به عقیده‌ مزدیسنان پیش از پدید آمدن موجودات، وجود داشته و پس از مرگ و نابودی آنها، به عالم بالا رفته و پایدار می‌ماند. این نیروی معنوی که آن را می‌توان جوهر حیات نامید، فناپذیر و زوالی نیست.
در دوران باستان، فروردگان جشن فروهرها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می‌شد. بعدها جشن «همسپثمیدیه» به یادبود آفرینش انسان تخصیص یافت. جشن‌های نوروزی و ماه فروردین با فروهرها پیوند خورده‌ است، چون عقیده بر این است که در این روزها، فروهرها به زمین فرود می‌آیند و به خانه‌های سابق خویش می‌روند. پس مردم باید برای پیشواز آنان خانه را پاکیزه کنند، برای هدایت آنان آتش بیفروزند و در این روزها، بوهای خوش در آتش نهند و روان‌ها را ستایش کنند و اوستا بخوانند تا روان‌ها آسایش داشته باشند و با شادی و نشاط باشند و برکت ارزانی دارند. در این روزها، به‌هیچ کاری نباید دست زد، مگر انجام وظایف و کار نیک تا اینکه فروشی‌ها با رضایت خاطر به جای‌های خویش برگردند و خوبی بخواهند و در پایان جشن، روان‌ها را بدرود می‌گویند.
در روز نوزدهم فروردین، روز جشن فروردینگان مراسم خاصی در بزرگداشت این موجودات مینوی و در بعدی گسترده‌تر، در بزرگداشت روان درگذشتگان برگزار می‌شد که هنوز در میان هموطنان زرتشتی، به‌خصوص در یزد، با تشریفات خاصی برگزار می‌شود. در این جشن که امروزه بیشتر به‌جشن فرودگ معروف است، زرتشتیان سر مزار درگذشتگان خود "در تهران به‌قصر فیروزه، گورستان زرتشتیان" می‌روند و برای خشنودی روان‌ها عود و کندر آتش می‌زنند و گل و گیاه و میوه و شمع و لرک بر سر مزار می‌گذارند. لرک مخلوطی است از هفت میوه خشک خام از قبیل پسته خام، بادام خام، فندق خام، برگه، انجیر خشک، خرما، توت. ترکیبات لرک به مناسبت‌های مختلف تغییر می‌کند. لرک مراسم درگذشته با لرک مراسم عروسی و سدره‌پوشی متفاوت است. در لرک شادی، پسته و بادام و فندق بو داده‌ است، انجیر و خرما و توت ندارد و نقل هم حتماً به آن اضافه می‌شود. معمولاً برای مراسم عقد "گواگ‌گیران" لرک را داخل تور بسته‌بندی و بعد از مراسم بین نزدیکان توزیع می‌کنند.
در جشن فرودگ، هفت موبد وارد می‌شوند و می‌نشینند. لرک‌ها را در چادرشب‌هایی می‌ریزند و جلو‌ی موبدان می‌گذارند. چند «موبدیار» هم حضور دارند. موبدان شروع به اوستاخوانی می‌کنند، بیشتر هم سرودهایی از فروردین یشت می‌خوانند و به این ترتیب، لرک را تبرک می‌کنند. سپس، موبدیاران چادرشب‌ها را به کمر می‌بندند و لرک را بین مردم تقسیم می‌کنند. اگر کسی هم نذری دارد، در این روز نذرش را میان مردم پخش می‌کند. این مراسم در واقع گونه‌ای دعا یا در اصطلاح مسلمانان، فاتحه دسته جمعی برای شادی ارواح درگذشتگان است. در یزد، این مراسم از ساعت چهار بعدازظهر نوزدهم فروردین به‌طور مفصل برگزار می‌شود، اما در تهران به‌دلیل مشغله‌های روزانه مردم، همه نمی‌توانند در یک ساعت مشخص یک‌جا جمع شوند. از این‌رو، مراسم چند سالی است که منسجم برگزار نمی‌شود و هر زرتشتی هر ساعتی از روز مذکور که توانست، برای زیارت قبور به قصر فیروزه می‌رود.
در کتاب پهلوی «بندهش» آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان می‌آید، از میان گل‌ها، «بُستان ‌افروز» یا «بوستان افروز» یا «بوی‌ستان ‌ابروز» گل ویژه فروردین معرفی شده و آمده است: «... این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:... بُستان ‌افروز فروردین را ... خویش است...». نام های دیگر گل «بُستان ‌افروز»، «تاج خروس» یا «زلف عروسان» است.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

سوگند به بوسه‌ام
که بر مُنحنیِ شانه‌ات شِکُفت!
هر جا باران ‌نمی‌بارید،
تو را آرزو کردم

سوگند به لبخندت،
"ما"
خطِ آخرِ همان شعریم
که خدا وقتِ نوشتنِ داستانِ‌ عشق
زیر لب نجوا می‌‌کرد
بخوان،
بخوان مرا که شعر خوانیِ تو
دل از چلچله‌ها نیز می‌بَرَد!

#جامد_نیازی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Forwarded from Book_iran_city
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#تلنگر

مردی که با گلدان سر و قفسه سینه‌اش همسرش را شکست با یک‌سوم مبلغ وثیقه از زندان آزاد شد، به خانه آمد و با قمه دست‌ساز سر همسرش را درید و ۲انگشتش را با انگشتر قطع کرد و با خود برد. حالا زن ۲ماه است که از ترس از بیمارستان به خانه نمی‌رود.

گزارش: «ترسناکترین سرنوشت یک زن ایرانی / اشرف سادات حسینی تکه تکه شد اما زنده ماند 16+

این ویدئو نشان می‌دهد در کشورهای دیگر چگونه زنان در معرض خشونت را از چنگ مردان بیمار و آزارگر آزاد می‌کنند، اما در ایران زنان و دختران زیر قمه و ساتور و کتک‌های شوهران و پدران و برادران‌شان جان می‌دهند و باز هم قانونی برای نجات‌شان نیست.

🌸🍂🌸@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر

متاسفم برای ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺗﺮﺳﺖ
ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ که :
" ﭘﺴﺮﺍ ﺷﯿﺮﻥ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﺸﯿﺮﻥ، ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻣﻮﺷﻦ ﻣﺜﻞ ﺧﺮﮔﻮﺷﻦ "
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺖ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ!
ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﻪ " ﻟﺒﺎﺳﺖ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺁﺭﺍﯾﺸﺖ ﺭﻭ ﮐﻢ ﮐﻦ " !
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﮕﻔﺖ : ﺗﻮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻧﮑﻦ و ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ!
ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯽ ؟
پدﺭﻡ ﻧﮕﻔﺖ : ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺱ...و ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺣﻤﺎﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ !
ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺖ : ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؛ ﺩﺭ حالی کهﺳﺎﻋﺖ ۸ ﺷﺐ ﺑﻮﺩ؛
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺳﺎﻋﺖ ۲ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﻣﺪﻡ،ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽﮔﻔﺖ ؟ !
چرﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﺤﺜﻢ می شد
ماﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ : به ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺑﯽ ﺣﺮﻣﺘﯽ ﻧﮑﻦ !
ﻭﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﻧﮑﻦ
ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ،
ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﻨﺎﻩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ،
ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﺧﺎﻟﻪﺍﻡ ﯾﺎ ﻋﻤﻪﺍﻡ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺣﺎﻻ ﺷﻮﻫﺮﺕ ﯾﮏ ﺳﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺯﺩه ! ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ !
ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﯿﻒ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺸﺖ ؟ ﺁن هم ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻦ !
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ؟ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ؟
ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺧﻮﺩﺵ (ﻣﺎﺩﺭﻡ) ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺰﻧﺪ
ﻭ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ هم ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺑﺰﻧﺪ
ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﺑﺮﻭﻡ ؟
و ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮﺍﻇﺒﺶ ﺑﺎﺷﻢ... ﺑﺎﯾﺪ ﺷﮑﺎﮎ ﺑﺎﺷﻢ !
ﻭ ﻣﻦ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺑﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ .
- ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺯﻭﺭ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﺵ ﯾﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﺎﺵ
ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ ! ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺣﻖ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ‌ﺍﺵ
ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺩ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ؟
مادرم ﮔﻔﺖ : "ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﮑﻨﻪ، ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ.
ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺋﯽ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻪ" ﻭ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ مردم ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ .
و ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻋﻘﻠﺶ ﻧﺼﻒ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ .
ولی ﻣﻦ می توانم ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮑﻨﻢ ﻭ ﮐﺮﺩﻡ !
ﻭ ﺗﻮ ﺍﯼ "ﺯﻧﯽ" ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ می خوانی بر ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﺭﺩﻩ ﻣﮕﯿﺮ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﻡ
تعصبات بیجا عواقب بدی دارد. آگاهانه فرزندانتان را بزرگ کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تقدیم_به_تمام_مادران_سرزمینم

#مخصوصا_ویدا_موحد_نازنین

مادر جان که بیدارمان می کرد همیشه همراهش یک "که" بود. که جان می ریخت به پلک های خواب گرفته مان.

میگفت :
پاشین بچه ها که داره بارون میاد
پاشین بچه ها که گنجشک ها حیاط روروی سرشون گذاشتن

مادر نمی گفت بلندشو. دیر شد !
بلند شو کار دارم. بلندشو درس بخوان....
مادر ما رو برای زندگی بیدار می کرد.
مادر جان ما را بدهکار زندگی نمی کرد ،
دعوت مان می کرد به زیبایی و شوق زندگی!!

#ایزدا_پاک_آفرینای_بی_همتا
مهربانوهای سرزمینم رادرپناه خودمصون بدارازهرگزند-پلیدی-پلشتی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#مهربانو_جان


لباس های رنگی بپوشید
ازآن رنگهایی که دل ادم غنج می زند
برای دوباره دیدنش
ازان رنگهایی که
آدمی رامجبورمی کند
برگرددودوباره خیره شود
بگذاریدتا دق کند
انکه مهربانوی سرزمینم را
زن ضعیفه خانم
ناقص العقل میداندومیخواند
لباس های رنگی بپوشید
ازآن رنگهایی که
روح آدم راجلا میدهد

بگذاریدتادق کند
آنکه #مهربانو ستیز است

#Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تلنگر

یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز به همین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به ایرانی زرتشتی فلک زده‌ای میرسد که با شمشیر اعراب مسلمان وحشی، لااله الاالله گفته بود، بی‌آنکه حتا معنی آن را دانسته باشد.
📗 #تولدی_دیگر نوشته✍️ #دکتر_شجاع‌الدین_شفا

بکشید در راه الله که الله به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست.
(قرآن. سوره البقره. آیه۲۲۴)

شما ای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا الله آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند.
(سوره التوبه آیه۱۴)

ای مسلمانان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد نماند و مذهب همه مذهب الله گردد.
(سوره النفال آیه۳۹)

الله آنهایی را که صف در صف همچون بنایی آهنین کشتار می‌کنند را دوست دارد.
(سوره الصف آیه۴)

اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
(سوره الحزاب آیه۶۱)

الله جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده برای آنها که در راه الله جهاد کنند و دشمنان اسلام را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند
(التوبه آیه۱۱۱)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Forwarded from Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

#پیشکش_به_مهربانو_های_سرزمینم

#مهربانو_جان

نه فیلسوفم
نه نقاشم
نه نویسنده
نه مورخ
نه کارگردان
نه آهنگساز
نه سیاستمدار
نه شاعر
تنها چیزی که به آن
افتخارمی کنم
وهمه ی هنرهای دنیاراداراست
دوست داشتن توست
وقتی تورادوست دارم
ومی پرستمت
هم فیلسوفم
هم نقاشم
هم نویسنده
هم مورخ
هم کارگردان
هم آهنگساز
هم سیاستمدار
هم شاعر
عشق به تو
این بلا راسر
آدمی می آورد

#مهربانوجان

#Zartosht


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#التماس_تفکر

"بهشت یک فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ ا

- تعریف بهشت:
جایی بسیار سرسبز و خرّم با نعمت‌های فراوان که نیکوکاران پس از رستاخیز در آن زندگی جاوید خواهند داشت. ارم، پردیس، جنان، جنت، خلد، دارالسلام، رضوان، مینو، نعیم، باغ عدن.

- تعریف فروشگاه زنجیره‌ای: مجموعه فروشگاه‌های بزرگی دارای مدیریت واحد که در سطح یک شهر، کشور یا چندین کشور پراکنده‌اند. در این فروشگاه‌ها اقلام و اجناس بسیاری به فروش می‌رسد.

روح حاکم بر زندگی انسان عصر مدرن برگرفته از نظام مصرف‌گرایی است. ما در این پارادایم، کار می‌کنیم تا بتوانیم پول جمع کنیم تا بتوانیم با آن پول از فروشگاه خرید کنیم. این معادله درباره‌ی بهشت هم صادق است: ما کار نیک انجام می‌دهیم، به این امید که ثواب جمع کنیم تا بتوانیم با آن ثواب وارد بهشت شویم و از مواهب و امکانات آن استفاده کنیم.

فروشگاه‌ها برای این که بتوانند ما را به خرید کالاهای خود ترغیب کنند، دست به دامن تبلیغات می‌شوند: "بهترین محصول سال"، "جوانی را با ما تجربه کنید"، "سلامت در گرو استفاده از این محصول است". اربابان بهشت‌فروش هم دقیقا از این ترفند استفاده می‌کنند: "بشتابید که در بهشت چشمه‌های آب زلال هست و خوردنی‌های فراوان و میوه‌ها و شراب‌های گوارا در ظروفی از طلا و نقره"، "برای داشتن پوست سالم، بدن خود را به نهرهای شیر روان و جوی‌های عسل در بهترین مناطق خوش آب‌وهوای بهشت بسپارید"، "آیا از زندگی جنسی خود ناراضی هستید؟ کافی است اشاره کنید تا حوری‌های باکره در پوشاکی از حریر و ابریشم، برای ارضای شما، نزدتان حاضر شوند." "کاخی دوبلکس با متراژ بالا، کلید نخورده، در آرام‌ترین محله‌ی بهشت، اوکازیون".
("ژان بودریار" در کتاب "جامعه‌ی مصرفی" می‌نویسد: 《خوشبختی که با حروف پر از رمز و راز در پس زمینه‌ی پیش‌پاافتاده‌ترین آگهی‌های بازرگانی از سفر به جزایر قناری گرفته تا خوشبوکننده‌ی حمام حک شده است، به نوعی مرجع مطلق جامعه‌ی مصرفی به حساب می‌آید و دقیقا معادل با رستگاری است.》)


فروشگاه‌ها از ابزاری به نام تخفیف در روزهای خاص برای جذب مشتری استفاده می‌کنند: "جمعه‌ی سیاه، حراج 70 درصدی"، "پاییزه‌ی لباس با 85% آف."
در منطق بازار بهشت هم همین مسئله نمایان است: "ثواب خواندن دو رکعت نماز در اولین شب ماه شوال، برابر است با هزار رکعت"، "آخرین مهلت بهره‌مندی از ثواب 100 حج، تا طلوع آفتاب فردا"، "روزه گرفتن در این سه روز، پاداش 50 هزار روز روزه گرفتن دارد".

فروشگاه‌ها برای برندینگ و شناساندن خود و این که از رقبا برتر هستند، بازاریاب استخدام می‌کنند. هر کدام از ادیان برای این که ثابت کنند بهشت آن‌ها نسبت به بهشت ادیان دیگر بهتر است، پیامبر استخدام می‌کنند.

با خرید، تو به گروه ثروتمندان می‌پیوندی، یعنی پرستیژ کسب می‌کنی. با اندوختن ثواب بیشتر در بهشت هم به گروه صالحان ملحق می‌شوی. یعنی همان کسب پرستیژ.

در فروشگاه و بهشت، هر چیزی به وفور یافت می‌شود. با کیفیت است و در دسترس؛ فقط در فروشگاه برای این که بتوانی محصولی بخری باید "پول" داشته باشی، در جهان پس از مرگ برای استفاده از امکانات باید "ثواب" جمع کرده باشی.

دو نمونه از بهترین توصیف‌‌ها از زیستن ملال‌آور در بهشت را "فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی" و "ژان پل سارتر" به دست داده‌اند:
- 《به او کلیه‌ی رضایت‌مندی‌های اقتصادی را اعطا کنید، به گونه‌ای که دیگر هیچ کاری جز خوابیدن، خوردن کلوچه و گذرانیدن عمر نداشته باشد. او را از تمام خوبی‌های روی زمین سرشار کنید، و او را تا فرق سرش در خوشی غوطه‌ور سازید: حباب‌های کوچکِ در سطح این خوشبختی، مانند سطح آب، خواهند ترکید.》
"کتاب: یادداشت‌های زیرزمینی"

-《آدم‌ همان‌طور که دچار امراض می‌شود، دچار عقاید هم می‌شود‌. دروغی بزرگ‌تر از خوشبختی نمی‌توان یافت. آدمی به ظاهر آن خیره می‌شود بدون این که بتواند جانور مهیبی را که در آن پنهان است ببیند.》
"کتاب: تهوع"

باید مطلب را به پایان برسانم چون محدودیت کاراکترهای تلگرام نمی‌گذارد بیش از این ادامه دهم. لطفا خودتان با پیدا کردن شباهت‌های بیشتر بین زندگی تکراری پر از ابتذال در بهشت و چرخه‌ی خرید و مصرف، این جستار را به اتمام برسانید.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#التماس_تفکر


هیچ چیز در زندگی دردناک تر از این نیست که توسط یکی از نزدیکانمان آسیب ببینیم و سپس آنها طوری رفتار کنند که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است.

در خانواده هایی که دارای سازوکارهای معیوبی هستند، کودکان اینطور یاد میگیرند که آنچه مسائل را حل و زخمها را ترمیم میکند «گذر زمان» است، نه «گفتگو و عذرخواهی».
سپس به بزرگسالی تبدیل میشوند که در قبال رفتار خودشان پاسخگو نیستند.

به خاطر همین است که جملاتی مثل «ولش کن»
«بیخیال شو» یا این موضوع واسه خیلی وقت پیشه گفته های رایجی هستند.
زیرا باور بر این است که زمان همه زخم ها را خوب می کند.

اما بدن ما اینطور کار نمی کند بدنمان به خاطر می سپرد. رنج هایی که تجربه کرده ایم در بدن ما به حیات خود ادامه می دهند، صرف نظر از اینکه برای چند وقت پیش بوده اند. چیزی که آن زخم ها را واقعاً ترمیم میکند «رسیدگی» به آنهاست نه اینکه وانمود کنیم اصلا وجود ندارند.

برخی از ما برای اینکه پرونده برخی از مشکلات را در ذهنمان ببندیم و از آنها رها شویم، سراغ کسانی می رویم که به ما آسیب رسانده اند و در حالت تدافعی انکار یا گاهی اوقات عصبانیت با آنها ملاقات می کنیم.

این موقعیت باعث می شود ما برای عبور کردن از آن افراد تجربیات ناخوشایند رابطه با آنها
دست و پا بزنیم، بیش از حد توضیح دهیم و مستأصلانه تلاش کنیم که آنها مسئولیتشان را بپذیرند یا آنطور که لیاقتش را داریم از ما
عذرخواهی کنند.

اما هر چه بیشتر این کار را انجام می دهیم احساس درماندگی بیشتری می کنیم احساس تأیید نشدن، کم ارزشی و نامرئی بودن را بیشتر تجربه می کنیم سالم ترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که
آنها راهمان طور که هستند ببینیم
افرادی ناتوان از پذیرش «مسئولیت عاطفی».


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃