🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#juliettejrdn. #Painting
#Artist #Beautiful
#Art #photos
#photography
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#juliettejrdn. #Painting
#Artist #Beautiful
#Art #photos
#photography
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
Having someone who knows your every secrets, fears & pain. and still loves you the most, is one of the best feelings of all
داشتن کسی که همه رازها، ترس ها و دردهای شما را می داند و هنوز هم تو را بیشتر از همه دوست دارد، یکی از بهترین حس هاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
Having someone who knows your every secrets, fears & pain. and still loves you the most, is one of the best feelings of all
داشتن کسی که همه رازها، ترس ها و دردهای شما را می داند و هنوز هم تو را بیشتر از همه دوست دارد، یکی از بهترین حس هاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکس
#معرفی_هنرمند_نقاش
جبران خلیل جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
آثار هنری ناشناخته جبران خلیل جبران و نماد ادبی او مجموعهای از آثار هنری جاودانه و عرفانی را تولید کرد که به طور گسترده ناشناخته است. آثار هنری او از پرتره تا ترکیب بندی های عرفانی را شامل می شود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عکس
#معرفی_هنرمند_نقاش
جبران خلیل جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
آثار هنری ناشناخته جبران خلیل جبران و نماد ادبی او مجموعهای از آثار هنری جاودانه و عرفانی را تولید کرد که به طور گسترده ناشناخته است. آثار هنری او از پرتره تا ترکیب بندی های عرفانی را شامل می شود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_هنرمند_نقاش#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨
جبران خلیل جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
#جبران_خلیل_جبران (۱۸۸۳-۱۹۳۱) یکی از مشهورترین شاعران و نویسندگان قرن بیستم است. کار او در حوزه هنرهای تجسمی نیز بخشی جدا نشدنی از زندگی و حرفه ادبی او بود، واقعیتی که اغلب نادیده گرفته می شود. آثار هنری جبران که بهعنوان عرفانی و اثیری توصیف میشوند، به ایدههای جهانی و حقایق اساسی که عمیقاً در تمثیلها و اشعار او نهفته است، شکل میدهند. به عبارت دیگر، نوشتههای او به همان اندازه که نقاشیهایش متون او را به تصویر میکشند، به طراحی او نیز خبر میدهد.
سال گذشته صدمین سالگرد کتاب « پیامبر» جبران خلیل جبران بود که آن را فرصتی مناسب برای بازنگری در طیف کامل فعالیتهای فکری و هنری او کرد. جبران، به موازات آثار ادبی خود، هنرمند تجسمی پرکار نیز بود. این واقعیت در بسیاری از بیوگرافی ها پنهان شده است. آثار هنری جبران با آثار ادبی و شعر او همراه است. آنها به ایده های جهانی و حقایق اساسی در شعر و دیگر نوشته های او شکل بصری می بخشند. کلمات و نقاشی های او همان رشته های انسانیت، معنویت و الوهیت را در هم می آمیزد. کاوش در آثار هنری تجسمی او جان تازه ای به متون او می بخشد و به خوانندگان امکان می دهد فلسفه و جهان بینی جبران را در ابعاد جدیدی تجربه کنند.
جبران خلیل جبران در سال (۱۸۸۳) در لبنان به دنیا آمد. جبران کودکی کنجکاو و تخیلی بود. یکی از اولین تأثیرات او از لئوناردو داوینچی بود که آثارش از طریق کتابها به او معرفی شد. جبران در سال (۱۸۹۵) به همراه خانواده خود به بوستون مهاجرت کرد. جبران بخشی از صحنه فرهنگی پر رونق بوستون بود، عمدتاً به دلیل تأثیر فرد هالند دی (۱۸۶۴-۱۹۳۳)، یک عکاس و معلم. او جبران را در طراحی آکادمیک با تمرکز بر صحت آناتومیک و پرتره آموزش داد.
جبران از (۱۹۰۸ تا ۱۹۱۰) برای تحصیل در آکادمی جولیان به پاریس سفر کرد. او پیوند نزدیکی با هموطن و مجسمه ساز یوسف هوایک (۱۹۶۲-۱۸۸۳) داشت که بعدها به یکی از چهره های کلیدی مدرنیسم لبنان تبدیل شد. این دو آثار استادان رنسانس و اشکال کلاسیک اومانیستی و تصویرهای بدن را مطالعه میکردند. تأثیرات دیگر شامل ویلیام بلیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷)، که جبران بعدها از او به عنوان خدا-مرد یاد کرد ، و سمبولیست های فرانسوی، اودیلون ردون (۱۸۴۰-۱۹۱۶)، پیر پوویس دو شاوان (۱۸۲۴-۱۸۹۸)، و یوجین کریر (۱۸۴۹-۱۹۰۶) بودند. ). این تأثیرات اولیه تارهای برجسته در طول زندگی جبران باقی ماندند. تلفیق فرم های کلاسیک با عرفان و سمبولیسم ریشه های سبک بصری منحصر به فرد و جذاب اوست.
جغرافیا، چه واقعی و چه خیالی، در جست و جوهای خلاق جبران، چه ادبی و چه بصری، نقش دارد. جبران هرگز دلبستگی خود را به وطن از دست نداد. علیرغم اینکه در سنین جوانی لبان را به مقصد بوستون ترک کرد، هرگز ارتباط خود را با احساساتی که با دریای مدیترانه داشت از دست نداد. مورخان اغلب در مورد موقعیت او بین شرق و غرب، بین نوستالژی و احترام به میهن خود و رابطه او با خانه های بعدی در بوستون، پاریس و نیویورک می نویسند.
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_هنرمند_نقاش#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨
جبران خلیل جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
#جبران_خلیل_جبران (۱۸۸۳-۱۹۳۱) یکی از مشهورترین شاعران و نویسندگان قرن بیستم است. کار او در حوزه هنرهای تجسمی نیز بخشی جدا نشدنی از زندگی و حرفه ادبی او بود، واقعیتی که اغلب نادیده گرفته می شود. آثار هنری جبران که بهعنوان عرفانی و اثیری توصیف میشوند، به ایدههای جهانی و حقایق اساسی که عمیقاً در تمثیلها و اشعار او نهفته است، شکل میدهند. به عبارت دیگر، نوشتههای او به همان اندازه که نقاشیهایش متون او را به تصویر میکشند، به طراحی او نیز خبر میدهد.
سال گذشته صدمین سالگرد کتاب « پیامبر» جبران خلیل جبران بود که آن را فرصتی مناسب برای بازنگری در طیف کامل فعالیتهای فکری و هنری او کرد. جبران، به موازات آثار ادبی خود، هنرمند تجسمی پرکار نیز بود. این واقعیت در بسیاری از بیوگرافی ها پنهان شده است. آثار هنری جبران با آثار ادبی و شعر او همراه است. آنها به ایده های جهانی و حقایق اساسی در شعر و دیگر نوشته های او شکل بصری می بخشند. کلمات و نقاشی های او همان رشته های انسانیت، معنویت و الوهیت را در هم می آمیزد. کاوش در آثار هنری تجسمی او جان تازه ای به متون او می بخشد و به خوانندگان امکان می دهد فلسفه و جهان بینی جبران را در ابعاد جدیدی تجربه کنند.
جبران خلیل جبران در سال (۱۸۸۳) در لبنان به دنیا آمد. جبران کودکی کنجکاو و تخیلی بود. یکی از اولین تأثیرات او از لئوناردو داوینچی بود که آثارش از طریق کتابها به او معرفی شد. جبران در سال (۱۸۹۵) به همراه خانواده خود به بوستون مهاجرت کرد. جبران بخشی از صحنه فرهنگی پر رونق بوستون بود، عمدتاً به دلیل تأثیر فرد هالند دی (۱۸۶۴-۱۹۳۳)، یک عکاس و معلم. او جبران را در طراحی آکادمیک با تمرکز بر صحت آناتومیک و پرتره آموزش داد.
جبران از (۱۹۰۸ تا ۱۹۱۰) برای تحصیل در آکادمی جولیان به پاریس سفر کرد. او پیوند نزدیکی با هموطن و مجسمه ساز یوسف هوایک (۱۹۶۲-۱۸۸۳) داشت که بعدها به یکی از چهره های کلیدی مدرنیسم لبنان تبدیل شد. این دو آثار استادان رنسانس و اشکال کلاسیک اومانیستی و تصویرهای بدن را مطالعه میکردند. تأثیرات دیگر شامل ویلیام بلیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷)، که جبران بعدها از او به عنوان خدا-مرد یاد کرد ، و سمبولیست های فرانسوی، اودیلون ردون (۱۸۴۰-۱۹۱۶)، پیر پوویس دو شاوان (۱۸۲۴-۱۸۹۸)، و یوجین کریر (۱۸۴۹-۱۹۰۶) بودند. ). این تأثیرات اولیه تارهای برجسته در طول زندگی جبران باقی ماندند. تلفیق فرم های کلاسیک با عرفان و سمبولیسم ریشه های سبک بصری منحصر به فرد و جذاب اوست.
جغرافیا، چه واقعی و چه خیالی، در جست و جوهای خلاق جبران، چه ادبی و چه بصری، نقش دارد. جبران هرگز دلبستگی خود را به وطن از دست نداد. علیرغم اینکه در سنین جوانی لبان را به مقصد بوستون ترک کرد، هرگز ارتباط خود را با احساساتی که با دریای مدیترانه داشت از دست نداد. مورخان اغلب در مورد موقعیت او بین شرق و غرب، بین نوستالژی و احترام به میهن خود و رابطه او با خانه های بعدی در بوستون، پاریس و نیویورک می نویسند.
یکی از دلایلی که ممکن است آثار هنری جبران به اندازه آثار مکتوب او مورد توجه قرار نگیرد، تبعیت آنها از فرم های کلاسیک در زمان شور هنری است. او به بازتولید فرمهای اومانیستی، البته با کیفیت عرفانی غیرعادی، ادامه داد، در حالی که هنرمندان اطراف او زبانهای بصری جدیدی را آزمایش کردند. تصویرهای او از بدن انسان و پرتره با دید او از جهان همسو بود، اما از نظر زیبایی شناختی نیز کیچ محسوب می شد. او در عصر کوبیسم و سوررئالیسم نمادگرا بود . آثار او بیشتر در کتابی در مورد هنر قرن ۱۹ به نمایش در می آید تا در کتابی در مورد هنر قرن ۲۰.
او در برابر سبکهای جدید مقاومت نمیکرد، اما احساس نمیکرد که آنها میتوانند رویکرد عاطفی او را به جهان به همان شکلی که نمادگرایی و کلاسیک میتوانند به تصویر بکشند.
برخی از آثار جبران در طول زندگیاش بیشتر به تصویر کشیدن بدن انسان است . بدن اغلب وسیله ای برای مفاهیم تمثیلی یا نمادین بود. چهره های او به جای پرداختن به ترکیب های روایی، ایده های فلسفی طبیعت و رابطه انسان و خدا را منعکس می کند. آلیس رافائل این آثار تمثیلی فیگوراتیو را در اولین کتاب اختصاص داده شده به آثار هنری جبران با عنوان بیست طراحی که در سال ۱۹۱۹ منتشر شد گردآوری کرد. در این زمان جبران بیشتر با مدیوم های سبک مانند آبرنگ، زغال و گرافیت کار می کرد. این مجموعه بینش معنوی جبران را ارائه می دهد، که او از طریق نور و رنگ های پراکنده که اطراف بدن های منحنی و انعطاف پذیر را می پوشاند، ارتباط برقرار می کند. اینجاست که به بهترین وجه درک میکنیم که زیبایی به قول فرانچسکو مدیچی ، داور و جوهر هنر جبران، هنری است که تبدیل به تجربهای عرفانی-زیباییشناختی، راهی به سوی امر اصیل و مطلق، وصف ناپذیر و فرجامشناختی میشود. حقایق انسان .»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
او در برابر سبکهای جدید مقاومت نمیکرد، اما احساس نمیکرد که آنها میتوانند رویکرد عاطفی او را به جهان به همان شکلی که نمادگرایی و کلاسیک میتوانند به تصویر بکشند.
برخی از آثار جبران در طول زندگیاش بیشتر به تصویر کشیدن بدن انسان است . بدن اغلب وسیله ای برای مفاهیم تمثیلی یا نمادین بود. چهره های او به جای پرداختن به ترکیب های روایی، ایده های فلسفی طبیعت و رابطه انسان و خدا را منعکس می کند. آلیس رافائل این آثار تمثیلی فیگوراتیو را در اولین کتاب اختصاص داده شده به آثار هنری جبران با عنوان بیست طراحی که در سال ۱۹۱۹ منتشر شد گردآوری کرد. در این زمان جبران بیشتر با مدیوم های سبک مانند آبرنگ، زغال و گرافیت کار می کرد. این مجموعه بینش معنوی جبران را ارائه می دهد، که او از طریق نور و رنگ های پراکنده که اطراف بدن های منحنی و انعطاف پذیر را می پوشاند، ارتباط برقرار می کند. اینجاست که به بهترین وجه درک میکنیم که زیبایی به قول فرانچسکو مدیچی ، داور و جوهر هنر جبران، هنری است که تبدیل به تجربهای عرفانی-زیباییشناختی، راهی به سوی امر اصیل و مطلق، وصف ناپذیر و فرجامشناختی میشود. حقایق انسان .»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨
#جبران_خلیل_جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
اثر هنری The Greater Self از سال ۱۹۱۶ نمونه ای از ترکیبات بازتولید شده در این جلد است. فیگورهایی که مفاهیم تمثیلی و نمادین را نشان میدهند در فضایی غیرفضایی ارائه میشوند و ویژگیهای آنها پنهان است. آنها بدون جنسیت هستند و خارج از زمان در فضایی برزخی وجود دارند که در آن فقط مفهومی می تواند رشد کند. رافائل از این آثار می گوید: « خلیل جبران یکی از هنرمندانی است که درگیر کشمکش بین قدیم و جدید یا همان طور که در زمان های دیگر این کشمکش را نوسان گرایش های کلاسیک و رمانتیک در هنر می نامیدند . جبران همچنین گرفتار مبارزه ای است که مشکل اصلی جهان امروز است، بازسازی دورانی که میراث فنا ناپذیر دنیای باستان، سنت های کلاسیک را با گرایش های همیشه در حال تحول و نوسان در هنر که جوهر را تشکیل می دهد، تنظیم می کند. رمانتیسم واقعی .»
جبران در آغاز قرن حاضر خود را در پاریس یافت. او شروع به آزمایش با رنگ روغن کرد تا برخی از احساسی ترین و موفق ترین آثار خود را خلق کند. "پاییز" از سال (۱۹۰۹) در [Salon de Printemps در Societe Nationale de Beaux-Arts ] در پاریس نمایش داده شد. شناخت این قطعه نشان دهنده انحراف از ماهیت نرم و اثیری آثار هنری قبلی بود. جبران در این اثر نیم تنه برهنه زنی را با موهایی به رنگ برگ های پاییزی نقاشی می کند. مثل اینکه در حال استراحت است به عقب خم می شود، بازوی چپش روی سرش جمع شده است. جبران در این مدت قدردانی عمیق تری از رنگ و ماهیت معنوی آن پیدا کرد. یکی دیگر از نقاشیهای رنگ روغن مربوط به سال ۱۹۱۲ با عنوان «آستینهای گل رز» دارای یک پالت غنی مشابه است و شاعر اساطیری سافو، مخالف زن اورفئوس را به تصویر میکشد که دارای تواناییهای موسیقیایی خدایی بود.
جبران همچنین دوستان، همکاران و اعضای خانواده را به تصویر کشید. او در ترجمه روح و شخصیت سوژه هایش به زبان تصویری مهارت داشت. یکی از طولانی ترین پروژه های او مجموعه ای از پرتره های شخصیت های فرهنگی تأثیرگذار از جمله کلود دبوسی (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، ادموند روستان (۱۸۶۸-۱۹۱۸)، توماس ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱)، فیلسوف کارل گوستاو بود. یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) و بازیگر سارا برنهارت (۱۸۴۴-۱۹۲۳). او همچنین دوستان نزدیکی مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰)، نویسنده کتاب خالد و ... را به تصویر کشید . بخشی از سند تاریخی، بخشی خاطرات تصویری، این پرتره ها نشان دهنده توجه جبران به روان انسان و الهیات درون انسان است.
روابط صمیمانه جبران زیاد نبود، اما عمیق بود و برخی طول عمر او را طولانی کردند. مری هاسکل (۱۸۶۹-۱۹۵۳) شاید مهم ترین فرد در زندگی جبران بود. هاسکل و جبران که در دومین نمایشگاه جبران در بوستون توسط هلند دی معرفی شدند، برای مدت کوتاهی به دوستان و عاشقان سریع تبدیل شدند. جبران در زمان خود پرتره های زیادی از هاسکل کشید و نقاشی کرد که هر کدام بازتاب درک عمیق عاطفی او از شخصیت و روح او بود. او به او فداکار بود، و او در طول زندگی حرفهای جبران، یک معتمد، شریک و حامی مالی برای جبران باقی ماند.
تصاویر هاسکل آرام و عاشقانه ترکیب شده است. صورتش با لبخندی آرام شد. او نوری بود که تاریکی درونی جبران را متعادل می کرد. زنان دیگری در زندگی جبران وارد آثار او شدند، از جمله شارلوت تلر (۱۸۷۶-۱۹۵۳) و امیلی میشل که جبران او را میشلین می نامید. در حالی که میشل در ترکیب بندی های شدید ظاهر می شود، تلر سوژه پرتره های پیچیده تری بود - موهای مشخص و گردن بلند او به راحتی قابل تشخیص هستند.
ایده خانواده برای جبران معنادار بود، اگرچه تلفات شدید زندگی او را رقم زد. جبران نزدیک خواهرش ماریانا بود که از بیماری که جان دو خواهر و برادر دیگرش را گرفت و مادرش را در اولین سالهای اقامت در بوستون جان سالم به در برد. تجسم جبران از ماریانا لطیف و صمیمی است و پیوند نزدیک آنها را نشان می دهد. زن دیگری که بر روان جبران مسلط بود مادرش بود. کمیله جبران علیرغم مرگ نابهنگام، شخصیتی تأثیرگذار برای خلیل جوان بود. او چندین بار پس از مرگ او را به تصویر کشید. محققین دلبستگی جبران به مادرش را به احترام بیشتر نسبت به مادر جهانی یا مادر زمین، موازی با اعتقاد وی به تناسخ نسبت می دهند. به گفته جوزف آ فنیانوس، رئیس کمیته ملی جبران: جبران آرزو داشت که " در صلح و آرامش در خانواده ای متحد زندگی کند که در آن مادر خود جهان و حافظ زندگی است ."
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨
#جبران_خلیل_جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925
اثر هنری The Greater Self از سال ۱۹۱۶ نمونه ای از ترکیبات بازتولید شده در این جلد است. فیگورهایی که مفاهیم تمثیلی و نمادین را نشان میدهند در فضایی غیرفضایی ارائه میشوند و ویژگیهای آنها پنهان است. آنها بدون جنسیت هستند و خارج از زمان در فضایی برزخی وجود دارند که در آن فقط مفهومی می تواند رشد کند. رافائل از این آثار می گوید: « خلیل جبران یکی از هنرمندانی است که درگیر کشمکش بین قدیم و جدید یا همان طور که در زمان های دیگر این کشمکش را نوسان گرایش های کلاسیک و رمانتیک در هنر می نامیدند . جبران همچنین گرفتار مبارزه ای است که مشکل اصلی جهان امروز است، بازسازی دورانی که میراث فنا ناپذیر دنیای باستان، سنت های کلاسیک را با گرایش های همیشه در حال تحول و نوسان در هنر که جوهر را تشکیل می دهد، تنظیم می کند. رمانتیسم واقعی .»
جبران در آغاز قرن حاضر خود را در پاریس یافت. او شروع به آزمایش با رنگ روغن کرد تا برخی از احساسی ترین و موفق ترین آثار خود را خلق کند. "پاییز" از سال (۱۹۰۹) در [Salon de Printemps در Societe Nationale de Beaux-Arts ] در پاریس نمایش داده شد. شناخت این قطعه نشان دهنده انحراف از ماهیت نرم و اثیری آثار هنری قبلی بود. جبران در این اثر نیم تنه برهنه زنی را با موهایی به رنگ برگ های پاییزی نقاشی می کند. مثل اینکه در حال استراحت است به عقب خم می شود، بازوی چپش روی سرش جمع شده است. جبران در این مدت قدردانی عمیق تری از رنگ و ماهیت معنوی آن پیدا کرد. یکی دیگر از نقاشیهای رنگ روغن مربوط به سال ۱۹۱۲ با عنوان «آستینهای گل رز» دارای یک پالت غنی مشابه است و شاعر اساطیری سافو، مخالف زن اورفئوس را به تصویر میکشد که دارای تواناییهای موسیقیایی خدایی بود.
جبران همچنین دوستان، همکاران و اعضای خانواده را به تصویر کشید. او در ترجمه روح و شخصیت سوژه هایش به زبان تصویری مهارت داشت. یکی از طولانی ترین پروژه های او مجموعه ای از پرتره های شخصیت های فرهنگی تأثیرگذار از جمله کلود دبوسی (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، ادموند روستان (۱۸۶۸-۱۹۱۸)، توماس ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱)، فیلسوف کارل گوستاو بود. یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) و بازیگر سارا برنهارت (۱۸۴۴-۱۹۲۳). او همچنین دوستان نزدیکی مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰)، نویسنده کتاب خالد و ... را به تصویر کشید . بخشی از سند تاریخی، بخشی خاطرات تصویری، این پرتره ها نشان دهنده توجه جبران به روان انسان و الهیات درون انسان است.
روابط صمیمانه جبران زیاد نبود، اما عمیق بود و برخی طول عمر او را طولانی کردند. مری هاسکل (۱۸۶۹-۱۹۵۳) شاید مهم ترین فرد در زندگی جبران بود. هاسکل و جبران که در دومین نمایشگاه جبران در بوستون توسط هلند دی معرفی شدند، برای مدت کوتاهی به دوستان و عاشقان سریع تبدیل شدند. جبران در زمان خود پرتره های زیادی از هاسکل کشید و نقاشی کرد که هر کدام بازتاب درک عمیق عاطفی او از شخصیت و روح او بود. او به او فداکار بود، و او در طول زندگی حرفهای جبران، یک معتمد، شریک و حامی مالی برای جبران باقی ماند.
تصاویر هاسکل آرام و عاشقانه ترکیب شده است. صورتش با لبخندی آرام شد. او نوری بود که تاریکی درونی جبران را متعادل می کرد. زنان دیگری در زندگی جبران وارد آثار او شدند، از جمله شارلوت تلر (۱۸۷۶-۱۹۵۳) و امیلی میشل که جبران او را میشلین می نامید. در حالی که میشل در ترکیب بندی های شدید ظاهر می شود، تلر سوژه پرتره های پیچیده تری بود - موهای مشخص و گردن بلند او به راحتی قابل تشخیص هستند.
ایده خانواده برای جبران معنادار بود، اگرچه تلفات شدید زندگی او را رقم زد. جبران نزدیک خواهرش ماریانا بود که از بیماری که جان دو خواهر و برادر دیگرش را گرفت و مادرش را در اولین سالهای اقامت در بوستون جان سالم به در برد. تجسم جبران از ماریانا لطیف و صمیمی است و پیوند نزدیک آنها را نشان می دهد. زن دیگری که بر روان جبران مسلط بود مادرش بود. کمیله جبران علیرغم مرگ نابهنگام، شخصیتی تأثیرگذار برای خلیل جوان بود. او چندین بار پس از مرگ او را به تصویر کشید. محققین دلبستگی جبران به مادرش را به احترام بیشتر نسبت به مادر جهانی یا مادر زمین، موازی با اعتقاد وی به تناسخ نسبت می دهند. به گفته جوزف آ فنیانوس، رئیس کمیته ملی جبران: جبران آرزو داشت که " در صلح و آرامش در خانواده ای متحد زندگی کند که در آن مادر خود جهان و حافظ زندگی است ."