🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

پرستار گفت: "وقت خواب است آقای ونگوگ."
ونگوگ جواب داد: "یک لحظه. به برادرم نامه می‌نویسم. دارد تمام می‌شود."

در اتاقی دیگر صدای عربده‌ی بیماری می‌آید، بیمارستان روانی می‌تواند جای پرسروصدایی باشد و ونگوگ به آرامش نیاز دارد. آرامش!
اما دست کم نقاشی می‌کند که سرش گرم بشود، ونگوگ احساس می‌کند نقاشی تنها کاری‌ست که او را از دیوانگی مصون می‌دارد.
برای تئو نوشت:
"امروز صبح، ساعت‌ها قبل از طلوع آفتاب، حومه شهر را از پنجره با کمک نور ستاره‌های صبحگاهی دیدم که بسیار بزرگ به نظر می‌رسیدند."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


"حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها حق داریم توقع دیدن خردک نوری را داشته باشیم."

#_عصر_ظلمت_هانا_آرنت


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می‌بیند

از دور می‌گوید:
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!

اما
من مثل هر روزم
با آن نشانیهای ساده و با همان امضا،
همان نام و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام این روزها
تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می‌کنم از روزهای پیش
قدری بیشتر این روزها را دوست دارم

گاهی- از تو چه پنهان -
با سنگها آواز می‌خوانم
و قدر بعضی لحظه‌ها را خوب می‌دانم
این روزها گاهی از روز و ماه و سال،
از تقویم از روزنامه بی خبر هستم
حس می‌کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیدا بیشتر هستم


دیشب دوباره بی تاب در بین درختان تاب خوردم
از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
در آسمان گشتم
و جیب‌هایم رااز پاره‌های ابر پر کردم
جای شما خالی

گاهی صد بار در یک روز می‌میرم
حتی یک شاخه از محبوبه‌های شب یک غنچه مریم
هم برای مردنم کافی است
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی می‌کند

گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی می‌کند
اما غیر از همین حس‌ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده
و عادی حال و هوای دیگری
در دل ندارم
رفتار من عادی است

#_قیصر_امین‌پور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

از یاد می روی آن سان
که انگار هرگز نبوده ای
از یاد می روی
چون مردنِ پرنده ای،
مانندِ کلیسایی وانهاده
از یاد می روی،
مانندِ عشقی گذرا
مانندِ شکوفه ای در شبها
از یاد می روی....

از یاد می روی آن سان
که انگار هرگز نبوده ای،

بی هیچ خبری یا اثری
از یاد می روی.

من نیز عابرم
اینجا کسانی هستند
که پیروِ منند؛
کسانی که رویای مرا دنبال می کنند؛
کسانی که چکامه ای می سرایند
در ستایشِ باغهای تبعید.

در آستانۀ دَروازه
فارغ از نیایشِ دیروز
و رها از زبان و تعبیراتِ خاص خودم
گواهی می دهم
من زنده ام و آزاد
آنگاه که فراموش می شوم!

#محمود_درویش

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

می پرسی:کلمه وطن به چه معناست؟!
خواهند گفت: خانه است و درخت توت
لانه ی مرغ و کندوی زنبور عسل
بوی نان و آسمان نخست
و میپرسی:
چه طور کلمه ای سه حرفی
بر تمامی این ها فراخ است و بر ما تنگ؟!


#محمود_درویش

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
تو خوش به بزم رقیبان و ناخوشم بی تو

تو آتشی زده ای بر عذار از می غیر
چو زلف و خال نکویان در آتشم بی تو

اگر چه زهر مذابست بی تو مینوشم
و گرچه باده کوثر نمی چشم بی تو

ز بیم آنکه شود برق و آیدت ز قفا
گمان مدار که من آه بر کشم بی تو

بگفتمش که ز هجر تو من پریشانم
جواب داد که آشفته من خوشم بی تو


#آشفته_شیرازی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

نمی خواهم بجنگم
تو را می خواهم
تنگ در آغوش گیرم
نمی خواهم بجنگم
می خواهم بازی دیگری کنم
که در آن
به جای جنگیدن
همدیگر را در آغوش می فشارند
و می توان غلتان
بر قالیچه ئی خندید
و می توان هم را بوسید
و بغل زد
آن جایی که انگار
همه پیروزند .


#شل_سیلور_استاین


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#هموندم


در زندگیِ بعدی ات

#گل_بشو
تا خودت را به روان های خسته برسانی

#عشق_بشو
تا خودت را به قلب های شکسته برسانی


#Zartosht


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity