🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼


#_ســـــــیــــنــــما

#_شات_های_زیبا

آنا کارینا در فیلم کمدی جنایی ساخت آمریکا (ژان‌لوک گدار، ۱۹۶۶)

Made in U.S.A

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼


#_ســـــــیــــنــــما


#_شات_های_زیبا

چارلی چاپلین، مارلون براندو، سوفیا لورن و تیپی هدرن در کنتسی از هنگ‌کنگ (چارلی چاپلین، ۱۹۶۷)


A Countess from Hong Kong

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


هیچ‌چیز این جهان
که پیش روی ماست
به ظرافت شگفت تو نمی‌رسد
ظرافتی که
در هر نفس وامی‌داردم
با رنگِ مهر،
مرگ و جاودانگی را
رنگی دیگر زنم.


#ای_ای_کامینگز


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


تو را آنقدر طولانی دوست دارم
که گویی یا در ازل زاده‌ام
یا هرگز نخواهم مرد.


#فاضیل_هوسنو_داعلارجا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎



شده آیا که یک نام
چون یک پرتقال
به درون دلت خزیده باشد؟


#پابلو_نرودا


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

پسر من زیباست
پسر من یک قهرمان است
و دیکتاتور به قهرمانان حسودی می‌کند
پسر من یک قهرمان است
او عشق من است
نور چشمان من
روح من
...
زن در آن حوالی می‌چرخد
پسرش را به آن‌ها نشان می‌دهد
آن‌ها که چشمان‌شان را به زمین دوخته‌اند
در آغوش او، پسرش خوابیده
خندان
در چارچوب یک قاب عکس.


#مرام_المصری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#جشن_مهرگان💪✌️

جشن مهرگان از روز شانزدهم مهرماه، روز مهر و ماه مهر (گاهشمار زرتشتی، برابر با دهم مهر ماه خورشیدی) آغاز می‌شد و به روز بیست‌ویکم(رام روز) پایان می‌یافت. آغاز جشن را مهرگان کوچک یا خرد یا مهرگان همگانی و پایانش را مهرگان بزرگ یا ویژه یا مهرگان ویژگان می‌نامیدند.
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهـر بِفـزا ای نگار مٍهـر چِهـرِ مهربـان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان.

دو جشن بسیار بزرگ ایرانیان که بیش از آنهای دیگر شکوهمندند و دل‌های مرده را زنده و روان‌های افسرده را شاداب می‌کنند، نوروز و مهرگانند.
ایرانیان، اندوهگینی و به سوگ نشستن و اشک ریختن را کار اهریمنی و جشن و سرزندگی و شادابی را آفریده‌ی اهورا مزدا، دادار بخشنده و مهربان می‌دانند. نوروز از آنِ جمشید و آغاز کننده‌ی بهار و نیمه نخست سال و مهرگان از آنِ فریدون، آغاز کننده‌ی نیمه دوم سال است.

مهرگان یادآور روزگار کهنی است که مهرپرستی در سرزمین آریاها پدید آمد و به سرزمین‌های دور و نزدیک راه یافت، مهرش بر دل‌ها نشست و دل‌ها را توان بخشید تا در برابر دشمنان رنگ نبازند و پایدار مانند. پیشینه‌ی این جشن به روزگار همزیستی قوم هند و ایرانی و یا هند و اروپایی برمی‌گردد، زیرا مهر یا میترا در سندهای این دو قوم یعنی اوستا و وِداها دیده می‌شود.

جشن مهرگان یادآور پیروزی عدل و داد بر جور و بیدادگری و نماد آزادیخواهی است، زیرا ایرانیان در این روز به سرکردگی کاوه آهنگر بر آژی‌دهاک(:ضحاک) بیدادگر پیروز گردیدند و فریدون از دودمان پیشدادی بر تخت شاهی نشست. و پس از این پیروزی بود که در فرهنگ ایرانی #کاوه_آهنگر نماد آزادی‌خواهی، ذهاک نماد جور و ستم و فریدون نماینده‌ی مردم شناخته شد. چون مهر و دوستی پیوند دهنده‌ی دل‌ها و خرمی بخش زندگی است، از این‌رو مهرگان را جشن پیوند و پیمان نیز گویند و ارمغان‌هایی از سوی نوعروسان و تازه دامادان و پسران و دخترانی که با یکدیگر نامزد شده‌اند، داد و ستد می‌گردد. مهرگان جشن کشت و کشاورزی و برداشت فرآورده همچنین جشن فرهنگی نیز به‌شمار می‌آید.
.
مفهوم واژه‌ی میترا و مهر:
فرهنگ ایرانی و فرهنگ زرتشتی آنچنان گسترده و دامنه‌دار است که هر گوشه‌ای از آن را بنگریم با دریایی از دانستنی‌ها روبرو می‌شویم که یکی از دلکش‌ترین و ژرفترین آنها همین واژه‌ی میترا و مهر است. میترا در زبان اوستایی میثْرَ Mithra در زبان سانسکریت میتْرَMitra می‌باشد به معنی نگاهبانِ عهد و پیمان. ریشه‌ی این واژه میثMith می‌باشد به معنی دیدار و ایجاد یگانگی و همبستگی.
زمانی‌که اقوام گوناگون آریایی یا هند و ایرانی در کنار یکدیگر می‌زیستند، به خدایان گوناگون باور داشتند.
بزرگ‌ترینِ این خدایان وارونا نام داشت که خدای آسمان و بزرگ بود و پس از او میترا بود که مقام دوم و دستیار را داشت و همانگونه که از نامش پیداست خدای عهد و پیمان بود. او بر پیمان‌هایی که میان اقوام گوناگون بسته می‌شد تا بتوانند در کنار هم در آشتی و آرامش زندگی کنند، دیده‌بانی می‌کرد.[۱]
او خدایی بود بسیار نیرومند و بسیار مورد بزرگداشت، بگونه‌ای که آنچه که او نماد آن بود یعنی پیمان و نگاهداری و وفای به آن از نیرومندترین ویژگی‌ها و فروزه‌های فرهنگی ـ‌ شخصیتی ایرانیان به‌شمار می‌آمد و میترا خدای مهر و دوستی و پیمان بود. کسانی را که پیمان می‌شکستند میترا دروج‌(دروغ) می‌گفتند و آن گناهی بس بزرگ بود به‌گونه‌ای که پیمان‌شکنان را زیر نام میترا سزا و کیفر می‌دادند. این بود که میترا آرام آرام نقش خدای نبرد و جنگ را به خود گرفت. با گزشت زمان و در اوستا نام میترا به مهر برمی‌گردد و افزون‌بر ایزد یا نماد پیمان و راستگویی و دوستی، نماد نور و روشنایی نیز می‌شود.
در وداها[۲] نیز این خدا به معنای دوست و همدم و یاری کننده آمده‌ است.

پیدایش اشوزرتشت و تاثیر او بر مهرپرستی:
اشوزرتشت، هنگام پادشاهی شاه گشتاسپ کیانی برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به گوش مردم جهان رسانید، کوشید تا پرستش اهورا مزدا را جایگزین چندگانه پرستی نماید. بنابراین مهر یا خدای آفتاب را چون دیگر خدایان آریایی از پایگاه خدایی فرود آورد.
در گات‌ها که سروده‌ها و آموزش‌های اشوزرتشت است هیچ کجا نامی از آن‌همه خدایان گوناگون نیست بلکه همه‌جا از اهورامزدا، خداوند جان و خرد،‌ یگانه آفریدگار و پروردگار و پیش برنده‌ی جهان نام برده می‌شود. به‌راستی که دگرگونی بزرگی که اشوزرتشت در انسان‌ها پدید آورد گذر از پندارگرایی به اندیشه‌گری بود. پس خدایان گوناگون دیگر جایی در خرد و اندیشه‌ی نیک انسانها نداشتند و این اکنون فروزه‌های خدایی و یا بنیادهای زندگانی بودند که بنیان پیام و آموزش‌های اشوزرتشت بودند.
زمان گذشت و دین نوبنیاد زرتشت آرام آرام در پهنه‌ی گسترده‌ی ایران زمین گسترد و جای خود را در دل و روان و اندیشه‌ی همگان باز کرد. حتا پیروان کیش‌های باستانی مانند مهر پرستان و پیشوایان کیشی آنان نیز آیین نو را پذیرفته و به آن گرویدند. اما کاری که آنان کردند وارد کردن بخشی از باورهای بنیادین خود، و اینبار به‌گونه‌ای دیگر در آیین نو بود. این بار دیگر خدایان در مقام خدایی نبودند بلکه به ایزدان دگرگون گشته بودند. ایزد، به معنی سزاوار ستایش. آنان نماد گشتند. مهر، شد نماد همان چیزهایی که بود: نور و روشنایی، عهد و پیمان و دلیری و جنگاوری برای پشتیبانی از آشتی و عهد و پیمان.
در بخشی از مهر یشت، که یادگاری است از فرهنگ مردم ایران‌زمین در دوران باستان، آمده‌است که:
ای زرتشت اسپنتمان به مردم بیاموز که مهر و پیمان نشکنند، نه آن پیمانی که با هم‌کیشان خود بسته‌اند، نه آنکه با کسان دیگر بسته‌اند، زیرا پیمان با هر کس بسته شود درست است و شکستن آن گناهی است بزرگ، چرا که پیمان‌شکنان شهر و کشور را به ویرانی و تباهی می‌کشانند.
.
رخنه و گسترش آیین مهر در باختر:
با توجه به سرود ویژه‌ی مهر(مهر یشت) که از جنگ و جنگاوری و ایزدِ مهر به عنوان یاورِ کسانی‌که در راه راستی و درستی می‌جنگند گفتگو می‌کند، درمی‌یابیم که این ایزد در میان سپاهیان و جنگاوران بسیار مورد بزرگداشت و توجه بود.
در دوران هخامنشی، در زمان اردشیر دوم و سوم دگرباره گرایشی تمام به مهر پیدا شد. آیین مهر بوسیله‌ی جنگاوران ایرانی در سرزمین‌های گسنرده‌ی هخامنشیان پخش شد و از آنجا به آسیای کوچک و روم گسترش یافت. آنگاه بوسیله‌ی سپاهیان رومی در بیشتر سرزمین‌های آن دولت و امپراتوری نیز گسترش یافت و بسا از قوم‌ها و ملت‌ها، مهر را با خدایان خود به‌ویژه خدای آفتاب یکی کردند.
در سده‌ی نخست پیش از میلاد آیین مهرپرستی بوسیله‌ی رومی‌ها در سراسر قاره اروپا، بخش غربی و شمال آفریقا و آسیای کوچک ـ کناره‌های دریای سیاه را پوشانید و منتشر شد. گفتگو در چگونگی و انگیزه‌های این انتشار و پیشرفت بسیار است. پنج سده‌ی تمام این آیین بخش مهمی از آسیا و اروپا و شمال آفریقا را به زیر نفوذ خود کشانید. در سده‌ی چهارم میلادی بود که در روم، امپراتور کنستانتین دین مسیح را پذیرفت. از این تاریخ کوشش فراوانی انجام شد تا دین مسیح را جایگزین آیین مهر یا میتراییسم کنند اما چون نتوانستند، بیش از ۸۰درصد از پایه‌ها و آداب و رسوم مٍهری را مهر مسیحی زدند.[۳]
روز ۲۵دسامبر که به‌عنوان روز زایش مسیح جشن گرفته می‌شود، در واقع روز زایش مهر و خورشید تابان می‌باشد چنانکه اثر آن در آلمانی به شکلsonntag و در انگلیسی بگونه‌یSunday روز خورشید باقی‌مانده‌ است.
برخی پژوهشگران بر این باورند که جشن مهرگان در روم، روز زایش میترا(خورشید شکست‌ناپذیر) بوده‌است که آنرا Sol-Natalis Invictus می‌خواندند و این همان روزی بود که بعدها بنام روز زایش عیسا مسیح(۲۵دسامبر) پس از چند سده گزشت از مسیحیت، از سوی کلیسا معرفی گشت.
.
مهرگان در گذر زمان:
بر پایه گزارش‌ها، هخامنشیان جشنی داشتند به‌نام میترَکانَ به یادبود روزی که داریوش بزرگ در این زمان بر گئومته مغ که ادعای تاج و تخت داشته پیروز می‌شود. این رویداد در ماهی بوده که با ماه مهر یکی بوده‌است. این رویداد در سال۵۲۲ پیش از میلاد رخ داده و در همان زمانی بوده که جشن مهرگان برگزار می‌شده‌است به همین دلیل این دو جشن باهم همزمان شده و به ارزش مهرگان افزوده‌اند.

اشکانیان و ساسانیان (از ۲۵۰سال پیش از میلاد تا ۶۵۲ پس از آن) یعنی کم‌وبیش ۱۰۰۰سال این جشن را با شکوه تمام برگزار می‌کردند. به همین‌رو آنقدر ریشه‌های آن ژرف بوده که از هجوم تازیان نیز پیروز بدر آمده‌ است. پس از هجوم اسلام به ایران نیز، حتا در زمان امویان و عباسیان، خلیفه‌ها بر تخت می‌نشستند و هدیه می‌گرفتند. اما مهرگان از زمانی دوباره شکوفا شد که شاهان ایرانی دوباره به قدرت رسیدند. چکامه‌های بسیاری به زبان‌های پارسی و عربی هست که این جشن‌ها را گزارش کرده‌اند.
.
مهر نماد داد و دادگستری:
در اوستا مهر به‌نام مهرِ داور هم خوانده شده که کردار درگذشتگان را داوری می‌کند. از این‌رو در روزگار هخامنشیان و اشکانیان پیکری از مهر با ترازویی در دست در جایگاه دادگستری ایران برپا می‌داشتند تا مردم بهتر به بی‌طرف بودن داوران پی برند و در هنگام داوری هم وظیفه‌ی دینی و وجدانی خود را در نظر داشته باشند. چون رومیان به شیوه‌ی مهرپرستان پیکره‌ی مهرِ ترازو دار را نماد دادگستری می‌دانستند، اروپاییان هم از ‌آنها یاد گرفتند و در نتیجه چنین نمادی که بنیادش از ایران بود، نماد جهانی داد و دادگستری به‌شمار آورده شد و پس از گزشت هزاران سال بار دیگر به‌گونه دست دوم این نماد به کشور ما برگشت، چنانکه در نمای بیرونی دادگستری و دادگاه‌ها در ایران این نماد دیده می‌شود.
#مهرگان نماد جنبش آزادی‌خواهی:
داستان کاوه آهنگر و خیزش او بر آژیدهاک نمایانگر برخواستن توده‌ی مردم است در برابر چیرگی فرهنگ بیگانه و خواست آن برای برپایی و استواری ارزش‌های فرهنگی خودی. براستی قیام مهرگان که با بند کشیدن ذهاک در کوه دماوند نمادین شد برای جایگزین کردن ذهاک نبود، بلکه هدف مردم از این قیام بازگشت به ریشه و پایان دادن به جنگ ارزش‌ها و رهایی یافتن از ارزش‌های فرهنگی ناآشنا و زیان باری بود که ایرانی را گرفتار کرده بود. ذهاک نماد ارزش‌های بیگانه(تازی) بود و حکومت او براساس آن ارزش‌ها به جنگ ارزش‌های ایرانی آمده بود. برخورد کاوه و فریدون با ذهاک برخورد دو فرهنگ ناهمگون بود که یکی برپایه خرد و آزادی و منش پاک و دیگری براساس بدی و خردستیزی(خوردن مغز جوانان) و بردگی و بندگی بود. ایرانی با خیزش خود هم آن ناارزش‌ها را بدور افکند و هم نشان داد که خواستار استقلال و جدا کردن چهارچوب فرهنگی خود از فرهنگ‌ها و سرزمین‌های دیگر است. درست از برای همین فریدون که بر تخت نشست جهان را میان پسرانش ایرج و سلم و تور بخش کرد و هر کدام مستقل شدند و هر فرهنگ کشور شد و ملت پدید آمد و هویت ملی. پیش‌بند چرمی #کاوه_آهنگر نیز درفش کاویانی نام گرفت و پرچم شد. این ساختار ابدی و سرنوشت ساز که من و شما و مردم جهان را دربرگرفته، پرورانده و شکل امروزین را به جهان داده‌است، در دل استوره‌ی مهرگان نهفته است. بنابراین مهرگان به جشنی از آیین مهر،‌ یا جشن پاییزی و انبار کردن فرآورده و یا سرنگونی ذهاک که حماسه‌ای است جاودان تمام نمی‌شود بلکه:
مهرگان، نماد نخستین اتحاد ملی در سرزمین ایران است.
مهرگان، نماد پیدایش ملت و هویت ملی است.
مهرگان، خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری به‌نام ایران است.
مهرگان، نخستین جشن استقلال و برقراری حکومت فرهنگی و علمی، هم در ایران و هم در جهان است.
مهرگان، نماد برقراری نخستین پرچم جهان در ایران است.[۴]
.
مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی:
از آنجایی‌که مهر نماینده‌ی فروغ و روشنی مادی و مینویی است و چون در ادبیات ایرانی، دانش و فرهنگ هم از فروغ‌های مینویی آدمی به‌شمار می‌آید، با پیروی از این حقیقت است که مهرگان را جشن فرهنگی می‌نامند و با برگزاری آن آموزشگاه‌ها و دانشکده‌ها سال تحصیلی خود را آغاز می‌کنند. بنابراین به‌جاست در مهرگان به‌پاس بزرگداشت دانش به فرزندان و دوستان خود کتاب هدیه کنیم و نواندیشی را پیشه سازیم.
به‌پاس قدردانی از کوشش‌ها و بزرگداشت کشاورزان ایرانی که در راه سرسبزی و آبادانی و فراوانی نعمت کوشش می‌کردند، یکی از روزهای این جشن را با آیین‌های ویژه‌ای به همین مناسبت برپا می‌کردند. شاهان ایران در این جشن لباس ارغوانی می‌پوشیدند و تاجی خورشیدگون بر سر می‌نهادند و کشاورزان را به خوان نعمت خود فرا می‌خواندند و پس از پایان پذیرایی کار کشاورزان را می‌ستودند و با آنان هم پیمان می‌شدند که به یاری یکدیگر در راه آسایش و آرامش و خرسندی بکوشند. آنگاه به فراخور حال به کشاورزان هدایایی چون بذر مرغوب، چارپایان و وسایل کشاورزی می‌دادند و آنها را با دلی خوش و روانی شاد روانه‌ی خانه و شهر و دیار خود می‌کردند.
مهرگان را جشن آغاز زمستان و هم چنین خسروان هم می‌نامند، زیرا بیشتر پادشاهان در ایران باستان در این روز تاج‌گزاری می‌کرده‌اند.
.
مهرگان نزد دیگر مردمان:
اگرچه این جشن نیز مانند دیگر جشن‌ها دستخوش پیشامدهای ناگوار گردید، اما هرگز فراموش نشد و حتا ایرانیان پس از دستیابی به سرزمین‌های دیگر نیز آن‌را با خود برده‌اند، چنانکه مردم بابل در هنگام برگزاری جشن مهرگان جشن باشکوهی به‌نام خدای آفتاب برپا می‌کرده‌اند.
ارمنیان نیز در ماه مهر، جشنی به‌نام مَه‌گان داشتند که بیگمان گرفته از مهرگان است.
در آسیای کوچک مهرگان برپا می‌شد و از آنجا با مهرپرستی و به اروپا راه یافت.
از مراسم برجسته‌ی جشن مهرگان آتش افروزی و چراغانی در شب پیش و برگزاری مسابقات ورزشی و قهرمانی مانند اسپ دوانی، ارابه رانی و غیره بوده است که آنهم پس از گسترش آیین مهر در اروپا، بنابر باور خاورشناس نامی دکتر مودیModi این مسابقات پستر در یونان به شکل مسابقات المپیک درآمده و توده‌ی هیزم جشن با آتش سپنت معبد المپیاد یونان روشن می‌شده است و آثار آن اکنون نیز دیده می‌شود که یادآور آیین آتش‌افروزی جشن‌ها در ایران باستان است.
.
مهرگان چگونه برگزار می‌گردید:
رسم چنین بوده‌است که در دربار شاهان، نخست موبد موبدان نیایش می‌کرده و گفتاری داشته است. سپس پیک خجسته به پیش می‌آمده و با خواندن ترانه‌های نمادین برای شاه و کشور روزهای خوشی را پیش بینی می‌کرده‌است. خوان یا سفره‌ی ویژه‌ی مهرگان گسترده بوده و بارعام یعنی به پیشِ شاه آمدنِ مردم آغاز می‌گشته است که از سویی پیشکشی‌ها داده می‌شده و پیشیاره‌ها گرفته می‌شده و از سوی دیگر دادخواهان به داد خود می‌رسیده‌اند.