🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
Un jour tu sentiras peut-être
Le prix d'un cœur qui nous comprend,
Le bien qu'on trouve à le connaître, Et ce qu'on souffre en le perdant.
شاید یک روز بهای قلبی که ما را درک میکند
ارزشی که با شناخت او مییابیم
و رنجی که با از دست دادن او دچارش میشویم را احساس کنی.
#آلفرد_دو_موسه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
Un jour tu sentiras peut-être
Le prix d'un cœur qui nous comprend,
Le bien qu'on trouve à le connaître, Et ce qu'on souffre en le perdant.
شاید یک روز بهای قلبی که ما را درک میکند
ارزشی که با شناخت او مییابیم
و رنجی که با از دست دادن او دچارش میشویم را احساس کنی.
#آلفرد_دو_موسه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد
Winter Landscape with Church~1811
Artist: Caspar David Friedrich)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد
Winter Landscape with Church~1811
Artist: Caspar David Friedrich)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
کاسپار داوید فریدریش تابلوی «چشمانداز زمستانی همراه با کلیسا» را در سال ۱۸۱۱ کشید؛ نزدیک به هشتاد سال پیش از آنکه شوری رازآلود و بیپایان، ونگوگ را به کشف وجه قدسی بافته به پیکر طبیعت بکشاند.
آنچه که در پسزمینۀ تابلوی فریدریش پیداست، هیبت تاریک و مهآلود کلیسایی است که از پهنۀ دشتی برفی و شبزده قد علم کرده است. معماری گوتیک و پرجزئیات کلیسا امّا، علیرغم عظمتاش، گویی تقلیدی است خامدستانه و به نوعی مخوف از فرم سادۀ درختان کاج که در پیشزمینه، محرابی سبز برای صلیبی چوبی و بیپیرایه ساختهاند.
پیداست که مردی بیمار در شب زمستانی به قصد شفا یافتن راهی کلیسا بوده، امّا در میانۀ مسیر به کاجها رسیده و نوعی شوریدگی، سلوکی دیگرگونه برایش رقم زده است. رها کردن دو عصای زیربغل در برف و نشستن پای صلیب چوبی در پناه کاجها نشان این است که برای مرد، آفرینشگری طبیعت بر قدرت متراکم انباشته در کالبد کلیسای دور رجحان دارد. در حقیقت، آنچه که نقاش تصویر کرده لحظۀ رهایی مرد از باوری کهنه و کشیده شدن خطوط ایماناش به سمت برگهای سبز و انبوه درختان کاج است. نیروی شفابخشی که درون مفاهیم آشنا حبس و کمجان شده، در تابلوی فریدریش آزاد میشود و در سرتاسر چشمانداز منتشر میگردد تا طبیعت به هیئت شافیِ بینام درآید.
برف میبارد و هندسۀ ظریف و شکنندۀ خلوت مرد و کاجها را در قلب چشمانداز حل میکند. مرد در شبی زمستانی خطر کرده. اینک او عصیانگری است که بیصدا قدم در گسترۀ بیمرز نیرویی آفرینشگر گذاشته است. نمیدانیم برای ایمان بیپروای او اجابتی در کار هست یا خیر، امّا اگر به پشتههای انبوه برف در اطراف مرد دقیق شویم، تیغههای ترد و تازۀ گیاه را میبینیم که نامنتظر سر از حجم سپید برف بیرون آوردهاند، گویی که دم حیاتبخش در درون زمینِ خفته و سرد دمیده شده و به سمت پاهای مرد در حرکت است.
شرح تصاویر:
Winter Landscape with Church~1811
Artist: Caspar David Friedrich
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
کاسپار داوید فریدریش تابلوی «چشمانداز زمستانی همراه با کلیسا» را در سال ۱۸۱۱ کشید؛ نزدیک به هشتاد سال پیش از آنکه شوری رازآلود و بیپایان، ونگوگ را به کشف وجه قدسی بافته به پیکر طبیعت بکشاند.
آنچه که در پسزمینۀ تابلوی فریدریش پیداست، هیبت تاریک و مهآلود کلیسایی است که از پهنۀ دشتی برفی و شبزده قد علم کرده است. معماری گوتیک و پرجزئیات کلیسا امّا، علیرغم عظمتاش، گویی تقلیدی است خامدستانه و به نوعی مخوف از فرم سادۀ درختان کاج که در پیشزمینه، محرابی سبز برای صلیبی چوبی و بیپیرایه ساختهاند.
پیداست که مردی بیمار در شب زمستانی به قصد شفا یافتن راهی کلیسا بوده، امّا در میانۀ مسیر به کاجها رسیده و نوعی شوریدگی، سلوکی دیگرگونه برایش رقم زده است. رها کردن دو عصای زیربغل در برف و نشستن پای صلیب چوبی در پناه کاجها نشان این است که برای مرد، آفرینشگری طبیعت بر قدرت متراکم انباشته در کالبد کلیسای دور رجحان دارد. در حقیقت، آنچه که نقاش تصویر کرده لحظۀ رهایی مرد از باوری کهنه و کشیده شدن خطوط ایماناش به سمت برگهای سبز و انبوه درختان کاج است. نیروی شفابخشی که درون مفاهیم آشنا حبس و کمجان شده، در تابلوی فریدریش آزاد میشود و در سرتاسر چشمانداز منتشر میگردد تا طبیعت به هیئت شافیِ بینام درآید.
برف میبارد و هندسۀ ظریف و شکنندۀ خلوت مرد و کاجها را در قلب چشمانداز حل میکند. مرد در شبی زمستانی خطر کرده. اینک او عصیانگری است که بیصدا قدم در گسترۀ بیمرز نیرویی آفرینشگر گذاشته است. نمیدانیم برای ایمان بیپروای او اجابتی در کار هست یا خیر، امّا اگر به پشتههای انبوه برف در اطراف مرد دقیق شویم، تیغههای ترد و تازۀ گیاه را میبینیم که نامنتظر سر از حجم سپید برف بیرون آوردهاند، گویی که دم حیاتبخش در درون زمینِ خفته و سرد دمیده شده و به سمت پاهای مرد در حرکت است.
شرح تصاویر:
Winter Landscape with Church~1811
Artist: Caspar David Friedrich
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمام مشکلات مااززمانی آغازشدکه بعضی حیوان های انسان نما:این تفاوتها را درک نکردند
بانمک بودن بابی شعوربودن فرق دارد
رک بودن بابی ادب بودن فرق دارد
زرنگ بودن بامارمولک بودن ورندبودن فرق دارد
زرنگ بودن با"سر دیگران کلاه گذاشتن" فرق دارد
اجتماعی بودن باپررویی و چَتر بودن فرق دارد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمام مشکلات مااززمانی آغازشدکه بعضی حیوان های انسان نما:این تفاوتها را درک نکردند
بانمک بودن بابی شعوربودن فرق دارد
رک بودن بابی ادب بودن فرق دارد
زرنگ بودن بامارمولک بودن ورندبودن فرق دارد
زرنگ بودن با"سر دیگران کلاه گذاشتن" فرق دارد
اجتماعی بودن باپررویی و چَتر بودن فرق دارد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نِی حکایت کنیم...؟
#قیصر_امینپور____✒️
#هشتمآبانماهسالروزدرگذشتقیصرامینپور♥️
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نِی حکایت کنیم...؟
#قیصر_امینپور____✒️
#هشتمآبانماهسالروزدرگذشتقیصرامینپور♥️
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی
حسین منزوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی
حسین منزوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
هزار عقدهی مشکل مرا ز زلفِ سیاهت
فتاده در دل و آسان شود به نیمنگاهت
#واله_اصفهانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
هزار عقدهی مشکل مرا ز زلفِ سیاهت
فتاده در دل و آسان شود به نیمنگاهت
#واله_اصفهانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
■ترانهی خزان
نالههای بلندِ
سازهای
خزان
میخراشد دلام را
با رخوتی
یکنواخت.
نفسبریده
و دلمرده، هنگامیکه
ساعت زنگ میزند.
به یاد میآورم
روزهای رفته را
و میگریَم.
و میروم
در بادِ بد
که میبَرَدم
اینسو و آنسو
چون
برگِ خشکیده.
#پل_ورلن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
■ترانهی خزان
نالههای بلندِ
سازهای
خزان
میخراشد دلام را
با رخوتی
یکنواخت.
نفسبریده
و دلمرده، هنگامیکه
ساعت زنگ میزند.
به یاد میآورم
روزهای رفته را
و میگریَم.
و میروم
در بادِ بد
که میبَرَدم
اینسو و آنسو
چون
برگِ خشکیده.
#پل_ورلن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
فارغ از هر دین و آیین
مهربانی را بیاموز
مراقب باش هیچگاه
مهربانی از آغوشت
نگریزد.
#دالایی_لاما
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
فارغ از هر دین و آیین
مهربانی را بیاموز
مراقب باش هیچگاه
مهربانی از آغوشت
نگریزد.
#دالایی_لاما
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پـــیـــشـــکـــش_کـــتـــاب📗📘📕
#هر_روز_یک_نویسنده_ایرانشهر
این بخش هدیه کتاب های یک نویسنده
درشهرکتاب امیدواریم موردلطف قرارگیرد
#امروز_محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پـــیـــشـــکـــش_کـــتـــاب📗📘📕
#هر_روز_یک_نویسنده_ایرانشهر
این بخش هدیه کتاب های یک نویسنده
درشهرکتاب امیدواریم موردلطف قرارگیرد
#امروز_محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity