🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#فیلیپ_هالسمن، ۱۹۴۸
عکاس سر شناس امریکایی فیلیپ هالسمن یکی از مشهورترین عکسهای سورئال را با کمک نقاش برجسته معاصر سالوادور دالی با صرف ۶ ساعت وقت برداشت
فیلیپ هالسمن عکاس آمریکایی که سرگذشت عجیب و عکسهای ماندگارش از او چهره ای معروف در تاریخ عکاسی معاصر ساخته است یکی از شناخته شده ترین عکسهای سورئالیستی را زمانی که هنوز تکنولوژی فتوشاپ برای دستکاری عکس وجود نداشت عکاسی کرد.
سرگذشت عجیب هالسمن این بود که او وقتی کودکی ۱۰ ساله بود همراه با پدرش به آلپ رفت که پدرش طی حادثه ای از کوه سقوط کرد و کشته شد. دادگاه اتریشی هالسمن را متهم به قتل کرد و او را به زندان انداخت حکم دادگاه در آن زمان باعث شد چهره های مختلفی چون آلبرت
اینشتین و توماس مان به رای صادره اعتراض کنند و هالسمن پس از ۳ سال از زندان آزاد شود.
وی که از اقامت در اتریش منع شده بود به فرانسه و بعدها با کمک اینشتین به آمریکا رفت و کار عکاسی را به صورت حرفه ای دنبال کرد.
پروژه عکاسی "پرش" او که عکاسی از چهره های در پریدن بود در آن زمان در بسیاری از معتبرترین مجلات جهان به چاپ رسید. او معتقد بود انسانها وقتی به هوا میپرند چهره واقعیشان نمایان میشود.
هالسمن در راستای پروژه پرش خود همکاری با سالوادور دالی نقاش برجسته سورئالیست را نیز آغاز کرد. او با کمک دالی توانست شماری از ایده های سوررئالیستی خود را با خلاقیتهایی در چیدمان اشیاء به اثر هنری تبدیل کند "دالی اتومیکوس" در این میان مشهورترین اثر به شمار می رود. هالسمن برای ثبت این عکس بیش از ۶ ساعت وقت صرف کرد و ۲۸ عکس برداشت تا به تصویر مورد نظر خود رسید؛ او به دنبال خلق تصویری شبیه تابلوی دالی با نام "لدا اتومیکا" بود که در آن نیز گربه ها در پس زمینه دیده می شوند.
او هر بار برای گرفتن عکس تا شماره ۴ میشمرد؛ با شماره یک همسرش صندلی را در هوا نگه می داشت با شماره ی دو دستیارش آب را به هوا می ریخت با شماره سه یکی دیگر از دستیاران گربه ها را از سمت راست پرتاب میکرد و در نهایت با شماره چهار سالوادور دالی به هوا می پرید و در یک لحظه عکس گرفته میشد این عکس و ۳۶ عکس دیگر از همکاری این دو بعدها در کتابی با نام "سبیل دالی" به چاپ رسید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#فیلیپ_هالسمن، ۱۹۴۸
عکاس سر شناس امریکایی فیلیپ هالسمن یکی از مشهورترین عکسهای سورئال را با کمک نقاش برجسته معاصر سالوادور دالی با صرف ۶ ساعت وقت برداشت
فیلیپ هالسمن عکاس آمریکایی که سرگذشت عجیب و عکسهای ماندگارش از او چهره ای معروف در تاریخ عکاسی معاصر ساخته است یکی از شناخته شده ترین عکسهای سورئالیستی را زمانی که هنوز تکنولوژی فتوشاپ برای دستکاری عکس وجود نداشت عکاسی کرد.
سرگذشت عجیب هالسمن این بود که او وقتی کودکی ۱۰ ساله بود همراه با پدرش به آلپ رفت که پدرش طی حادثه ای از کوه سقوط کرد و کشته شد. دادگاه اتریشی هالسمن را متهم به قتل کرد و او را به زندان انداخت حکم دادگاه در آن زمان باعث شد چهره های مختلفی چون آلبرت
اینشتین و توماس مان به رای صادره اعتراض کنند و هالسمن پس از ۳ سال از زندان آزاد شود.
وی که از اقامت در اتریش منع شده بود به فرانسه و بعدها با کمک اینشتین به آمریکا رفت و کار عکاسی را به صورت حرفه ای دنبال کرد.
پروژه عکاسی "پرش" او که عکاسی از چهره های در پریدن بود در آن زمان در بسیاری از معتبرترین مجلات جهان به چاپ رسید. او معتقد بود انسانها وقتی به هوا میپرند چهره واقعیشان نمایان میشود.
هالسمن در راستای پروژه پرش خود همکاری با سالوادور دالی نقاش برجسته سورئالیست را نیز آغاز کرد. او با کمک دالی توانست شماری از ایده های سوررئالیستی خود را با خلاقیتهایی در چیدمان اشیاء به اثر هنری تبدیل کند "دالی اتومیکوس" در این میان مشهورترین اثر به شمار می رود. هالسمن برای ثبت این عکس بیش از ۶ ساعت وقت صرف کرد و ۲۸ عکس برداشت تا به تصویر مورد نظر خود رسید؛ او به دنبال خلق تصویری شبیه تابلوی دالی با نام "لدا اتومیکا" بود که در آن نیز گربه ها در پس زمینه دیده می شوند.
او هر بار برای گرفتن عکس تا شماره ۴ میشمرد؛ با شماره یک همسرش صندلی را در هوا نگه می داشت با شماره ی دو دستیارش آب را به هوا می ریخت با شماره سه یکی دیگر از دستیاران گربه ها را از سمت راست پرتاب میکرد و در نهایت با شماره چهار سالوادور دالی به هوا می پرید و در یک لحظه عکس گرفته میشد این عکس و ۳۶ عکس دیگر از همکاری این دو بعدها در کتابی با نام "سبیل دالی" به چاپ رسید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی است. این هنرمند در سال (۱۹۸۷) متولد شد. عنصر سوررئال و معنوی اساس هر عکس است. در طول آفرینش، او اغلب به افسانه ها و رؤیاها روی می آورد که به تجربیات ناشناخته جدید در زندگی روزمره دسترسی پیدا می کند. او در کراکوف (لهستان) زندگی و کار می کند.
ساختار آثار او شبیه ساختار رؤیا است که در آن تمایلات طبیعی جمع آوری و سازماندهی انگیزه ها با برخوردهای غیرمنطقی اشیاء و احساسات منطبق است .
انزوا و زخمها به الگوها، نظمهای ناآرام و مصنوعی بسته میشوند: طلسمهای بصری خلق شدهاند تا حیوانات وحشی را از انسانیت و رؤیاها را از وحشت جدا کنند .
نزدیک به زیبایی شناسی سوررئالیستی ، لورا استعاره های بصری مربوط به اروتیسم و مرگ را خلق می کند . روایت های عکس های او مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه ( پر از جادوها و مجازات ها ) به وجود می آیند .
•عکاسی به عنوان روایت داستان سرایی از طریق عکس.
در عصر مد سریع و فیلمبرداری در دسترس ما، گفتن داستانی که تودهها ارزش گوش دادن به آن را تنها با استفاده از تخیل خام میدانند و عکاسی تقریباً غیرممکن است. باید یک نقطه تمایز وجود داشته باشد. و برای عکاس لهستانی، لورا ماکابرسکو، چیزی که زیباییشناسی او را از زیباییشناسی همسالانش متمایز میکند، زاییده همان چیزی است که داستانهایی را که او تعریف میکند متمایز میکند. تخیل بزرگترین ابزار او است، و تخیل او ریشه در بی زمانی فولکلور در فرهنگ های بی شمار دارد.
او با استفاده از زیباییشناسی منحصربهفرد، چیزی را پرورش میدهد که از آن به عنوان عکاسی خلاق یاد میکند ، یک طیف متضاد در این زمینه در مقایسه با عکاسی مستند که در آن دوربین چیزی را که قبلاً وجود دارد هدف قرار میدهد، یا عکاسی پرتره که در آن دوربین روی سوژهای که حداقل، بیش از حد، وجود دارد.
ماکابرسکو داستان خود را ایدهپردازی میکند، صحنه را تنظیم میکند، سوژههایش را مرتب میکند و لباسهای آنها را طراحی میکند تا ایدههایش را به ثمر برساند، تنها پس از آن به دیدگاه منحصربهفرد خود از طریق عدسی روی میآورد تا همه آن را زنده کند. به نظر می رسد آنچه او به زندگی می بخشد، هرچند در حوزه ای متفاوت از وجود زندگی می کند.
مجموعه ماکابرسکو که به واسطه تعاملات غیرممکن، تنظیمات سوررئال و تعادل رنگ سفید که همیشه به نفع رنگهای سرد است، تغییر شکل داده شده است، نمونه کارهای ماکابرسکو واقعاً بیننده را به واقعیتی غیرواقعی که خودش ساخته است، میبرد که ریشه در چیزهای خارقالعاده و آزاردهنده دارد.
لورا ماکابرسکو که یک خلاق مادام العمر بود، با نثر و شعر آغاز کرد . پایههای مناسب برای عکاسی نهایی که خونریزی زیباییشناختی از پیچیدگیهای در هم تنیده با تکیه بر سادگی بینندهای که معنای خود را در آثارش دمیده است. و درست مانند تربیتی که بین کراکوف، خانه روستایی پدربزرگ و مادربزرگش در خارج از برژسکو، و زمان با عمه اش در یک عهد کاتولیک است، فهرست او (بازتابی از زندگی او که با الهامات مزاحم القا شده است) گسترده و پویا است.
این تفسیری است، اما نه به روشی که ممکن است فکر کنیم، نه به روشی که هنر مدرن به دلیل ماهیت فضا، شکل و رنگ تفسیری است. جایی که اکثر عکاسان عصر اینستاگرام برای استنباط یا کشف بسیار اندک باقی میگذارند، همه چیز را از طریق لنز بازگو میکنند و حتی بیشتر را از طریق یک کپشن بیان میکنند، کانون ماکابرسکو زمینه را برای بیننده فراهم میکند تا داستان خود را بسازد . خط حیاتی عکسهای ماکابرسکو را تفسیر کند و اگرچه داستانهای او تقریباً همیشه از معنای داستانهای کهن و جاودانه (از فولکلور اندرسن و برادران گریم گرفته تا متون مذهبی) نشأت میگیرند، اما آنها، مانند موارد ذکر شده، داستانهایی هستند که قلب و روحشان در تفسیر وجود دارد.
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#هنرعکاسی
#معرفیهنرمند
❐ لورا ماکابرسکو (نام اصلی کامیلا کانسی) هنرمند تجسمی و عکاس لهستانی است. این هنرمند در سال (۱۹۸۷) متولد شد. عنصر سوررئال و معنوی اساس هر عکس است. در طول آفرینش، او اغلب به افسانه ها و رؤیاها روی می آورد که به تجربیات ناشناخته جدید در زندگی روزمره دسترسی پیدا می کند. او در کراکوف (لهستان) زندگی و کار می کند.
ساختار آثار او شبیه ساختار رؤیا است که در آن تمایلات طبیعی جمع آوری و سازماندهی انگیزه ها با برخوردهای غیرمنطقی اشیاء و احساسات منطبق است .
انزوا و زخمها به الگوها، نظمهای ناآرام و مصنوعی بسته میشوند: طلسمهای بصری خلق شدهاند تا حیوانات وحشی را از انسانیت و رؤیاها را از وحشت جدا کنند .
نزدیک به زیبایی شناسی سوررئالیستی ، لورا استعاره های بصری مربوط به اروتیسم و مرگ را خلق می کند . روایت های عکس های او مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه ( پر از جادوها و مجازات ها ) به وجود می آیند .
•عکاسی به عنوان روایت داستان سرایی از طریق عکس.
در عصر مد سریع و فیلمبرداری در دسترس ما، گفتن داستانی که تودهها ارزش گوش دادن به آن را تنها با استفاده از تخیل خام میدانند و عکاسی تقریباً غیرممکن است. باید یک نقطه تمایز وجود داشته باشد. و برای عکاس لهستانی، لورا ماکابرسکو، چیزی که زیباییشناسی او را از زیباییشناسی همسالانش متمایز میکند، زاییده همان چیزی است که داستانهایی را که او تعریف میکند متمایز میکند. تخیل بزرگترین ابزار او است، و تخیل او ریشه در بی زمانی فولکلور در فرهنگ های بی شمار دارد.
او با استفاده از زیباییشناسی منحصربهفرد، چیزی را پرورش میدهد که از آن به عنوان عکاسی خلاق یاد میکند ، یک طیف متضاد در این زمینه در مقایسه با عکاسی مستند که در آن دوربین چیزی را که قبلاً وجود دارد هدف قرار میدهد، یا عکاسی پرتره که در آن دوربین روی سوژهای که حداقل، بیش از حد، وجود دارد.
ماکابرسکو داستان خود را ایدهپردازی میکند، صحنه را تنظیم میکند، سوژههایش را مرتب میکند و لباسهای آنها را طراحی میکند تا ایدههایش را به ثمر برساند، تنها پس از آن به دیدگاه منحصربهفرد خود از طریق عدسی روی میآورد تا همه آن را زنده کند. به نظر می رسد آنچه او به زندگی می بخشد، هرچند در حوزه ای متفاوت از وجود زندگی می کند.
مجموعه ماکابرسکو که به واسطه تعاملات غیرممکن، تنظیمات سوررئال و تعادل رنگ سفید که همیشه به نفع رنگهای سرد است، تغییر شکل داده شده است، نمونه کارهای ماکابرسکو واقعاً بیننده را به واقعیتی غیرواقعی که خودش ساخته است، میبرد که ریشه در چیزهای خارقالعاده و آزاردهنده دارد.
لورا ماکابرسکو که یک خلاق مادام العمر بود، با نثر و شعر آغاز کرد . پایههای مناسب برای عکاسی نهایی که خونریزی زیباییشناختی از پیچیدگیهای در هم تنیده با تکیه بر سادگی بینندهای که معنای خود را در آثارش دمیده است. و درست مانند تربیتی که بین کراکوف، خانه روستایی پدربزرگ و مادربزرگش در خارج از برژسکو، و زمان با عمه اش در یک عهد کاتولیک است، فهرست او (بازتابی از زندگی او که با الهامات مزاحم القا شده است) گسترده و پویا است.
این تفسیری است، اما نه به روشی که ممکن است فکر کنیم، نه به روشی که هنر مدرن به دلیل ماهیت فضا، شکل و رنگ تفسیری است. جایی که اکثر عکاسان عصر اینستاگرام برای استنباط یا کشف بسیار اندک باقی میگذارند، همه چیز را از طریق لنز بازگو میکنند و حتی بیشتر را از طریق یک کپشن بیان میکنند، کانون ماکابرسکو زمینه را برای بیننده فراهم میکند تا داستان خود را بسازد . خط حیاتی عکسهای ماکابرسکو را تفسیر کند و اگرچه داستانهای او تقریباً همیشه از معنای داستانهای کهن و جاودانه (از فولکلور اندرسن و برادران گریم گرفته تا متون مذهبی) نشأت میگیرند، اما آنها، مانند موارد ذکر شده، داستانهایی هستند که قلب و روحشان در تفسیر وجود دارد.