🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

چرا بعضی از آدما میرن سراغ وصله‌های ناجور و کیس‌هایی رو انتخاب می‌کنن که سراسر غلطه!

چون به حال خوب و خوشبختی عادت ندارن! و تحمل حس‌های آشنا براشون راحت‌تره.

دوباتن میگه؛ ما اون احساساتی که تو بچگی می‌شناختیم رو تو روابط بزرگسالی بازتولید میکنیم.

تو بچگیه که اولین نمودهای عشق رو تجربه می‌کنیم و وقتی این عشق همراه با کنترل‌شوندگی، تحقیر و احساس ناکافی بودن‌ها، رهاشدگی و زجر کشیدن‌ها همراه بوده باشه،عشق تو ذهن ما این شکلی ثبت میشه و…

وقتی بزرگ میشیم ممکنه بعضی از نامزدهای احتمالی رو نه به خاطر عیب و ایرادهاشون، که اتفاقا به خاطر اینکه زیادی متعادلن، بالغن، میفهمن و قابل اطمینانن ردشون کنیم.

چرا! چون این حجم از خوب بودن واسه ما ناآشناست و غیرقابل تحمله و "اینکه به ما نمیاد اصلا!، ما کجا و ایشون کجا"!...

در عوضش ناخودآگاه میریم سراغ آدم‌هایی که حس‌های آشنا بهمون میدن.
"مثل پدر و مادر کنترل‌مون می‌کنن.

وابسته‌شونیم اما محتاج‌مون میذارن و با خواهش و تمنا به نیازهامون رسیدگی میکنن و یه وقت‌هایی تهدیدمون می‌کنن که یه روز میذارمت و میرم" و خلاصه همون مدلی باهامون تا میکنن که قبلا…

آلن دوباتن تو کتاب "چرا با آدم عوضی ازدواج می‌کنیم!" میگه؛ ما با آدم‌های عوضی رابطه‌مون رو ادامه میدیم و ازدواج می‌کنیم، چون آدم حسابی‌ها ناجور به نظر می‌رسن. با اینکه زمین و زمان میگن این رابطه سالم نیست و این آدم مناسب تو نیست! و داری گند می‌زنی با این انتخابت...

... ازدواج نادرست رو جلو می‌بریم، چون تجربه‌ای از یه رابطه سالم و سلامت نداریم که!. تو خونه‌ای که پدر و مادر نه عشق دادن و نه عشق گرفتن!، پس تصور ناخودآگاه از عشق همین کنترل شوندگی و رها شدگی‌هاست. اولین تصور اینه که؛ ”همه همینن عزیزم“...


#_دکتر_امانی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


کودک گرسنه بود.. شیر می‌خواست. امّا مادر خودش هم گرسنه بود شیر نبود و نوزاد گریه می‌ کرد. دشمن نزدیک بود... با سگ‌ها، اگر سگ‌ها صدایی می‌شنیدند همه‌ ما می‌مردیم. گروهمون حدود سی نفر بود... می‌فهمید!؟

بالاخره تصمیم گرفتیم. هیچ‌کس جرأت نکرد دستور فرمانده را منتقل کند، امّا مادر خودش قضیه‌ رو حدس زد. قنداق نوزاد رو توی آب فرو برد و مدت‌ زیادی همان‌ جا نگه داشت...
نوزاد دیگه گریه نمی‌ کرد! هیچ صدایی نمی‌‌اومد... ما نمی‌تونستیم سرمون رو بالا بگیریم نه می‌تونستیم توی چشمای مادر نگاه کنیم نه توی چشمای همدیگه...

📙جنگ چهره‌ی زنانه ندارد
#سوتلانا_الکساندورنا_اکسیویچ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity