کوچه شهر دلم
بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه
روز آفتابیش کمه
🔴#9بهمن زادروز #فریدون_فروغی https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه
روز آفتابیش کمه
🔴#9بهمن زادروز #فریدون_فروغی https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#9بهمن زادروز #فریدون_فروغی
کوچه شهر دلم
بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه
روز آفتابیش کمه
#فریدون_فروغی
( زاده ۹ بهمن ۱۳۲۹ تهران − درگذشته ۱۳ مهر ۱۳۸۰ تهران ) آهنگساز، نوازنده و خواننده
فریدون فروغی درسال ۱۳۵۷، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، اعتراض خود را با انتشار آلبوم بتشکن اعلام کرد و در همین سال ترانهای به نام «روسپی» اجرا کرد که هرگز مجوز پخش نگرفت. درسال ۱۳۵۸ بعد از انقلاب، فروغی در ایران ماند و کنسرت اجرا میکرد که ترانههای این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای میدهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانههای ریتمیکی مانند «حقه» («مشتی ماشاالله») و «شیاد» است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت. بعداز انتشار این کاست، درسال ۱۳۵۹ ترانهٔ یار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا کرد که در تیتراژ فیلم استفاده شد در حالی که هنوز هیچ منع رسمی برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلمش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود. او در همین سال ترانهٔ «کوچهٔ شهر دلم» را خواند.
فریدون فروغی در ۵۱ سالگی در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک بوئین زهرا قزوین در کنار برکهای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید به خاک سپردند. شهیار قنبری (خواننده، ترانه ساز، آهنگساز و دوست قدیمی فریدون فروغی) در مورد مرگ او میگوید:
فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت.
«فریدون فروغی» صدایی که همیشه زندانی ماند، حنجرهای زخمی که فریاد میزد آی آدمای مرده سگ دلاتونو خورده، صدایی که همواره محکوم به سکوت بود، پرندهای گرفتار که شوق پرواز را از پر و بالش گرفته بودند، اما عاقبت پر کشید و در هوای تازه دشت به ستارهها رسید.
فریدون عزیز در محلهٔ سلسبیل تهران به دنیا آمد، او تنها پسر خانوادهای بود که از ملاکان بزرگ نراق بودند. علاقه او به موسیقی باعث شد تا تحصیل را رها کند و بدون استاد تمرین موسیقی کند.
۱۶ساله که شد گروهی تشکیل داد و ترانههای بلوز را بازخوانی میکرد و پس از چندی، اواخر دههٔ چهل به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپها و کافههای تهران بدل شد.
سال ۱۳۵۰ اما آغاز طلوع خونین او بود، دو ترانه آدمک و پروانهٔ من را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا برای فیلم خسرو هریتاش اجرا کرد و خیلی زود سر زبانها افتاد. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فریدون برای تیتراژ آن ترانه خواند. و پس از آن در سال ۱۳۵۲ فیلم تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی اسفندیار منفردزاده، صدای فریدون را بر تیتراژ داشت.
اما سال ۱۳۵۴ آغاز سانسور این صدای دلیر و خسته بود، انتشار ترانهٔ «سال قحطی» دو سال ممنوعیت را برای فریدون رقم زد. ترانهی «روسپی» هرگز مجوز نگرفت، سال ۱۳۵۹ ترانهٔ یار دبستانی (برای فیلم از فریاد تا ترور منصور تهرانی) از تیتراژ حذف شد و جمشید جم ترانه را بازخوانی کرد.
فریدون سال ۱۳۶۰ چند ترانه که حاصل همکاری با کوروش یغمایی بود را در آلبوم سُلٰ منتشر کرد و بخاطر ممنوعیت تنها سال ١٣٧٧ موفق به اجرای یک کنسرت در دانشگاه حافظ کیش شد.
روز جمعه، سیزدهم مهر ماه ۱۳۸۰ این صدای خاموش در تهرانپارس سکوت کرد و او را در روستای قرقرک بوئین زهرا در کنار برکهای کوچک و در سایهٔ کوهی بزرگ به خاک سپردند.
📚🤔
🔴#9بهمن زادروز #فریدون_فروغی
کوچه شهر دلم
بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه
روز آفتابیش کمه
#فریدون_فروغی
( زاده ۹ بهمن ۱۳۲۹ تهران − درگذشته ۱۳ مهر ۱۳۸۰ تهران ) آهنگساز، نوازنده و خواننده
فریدون فروغی درسال ۱۳۵۷، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، اعتراض خود را با انتشار آلبوم بتشکن اعلام کرد و در همین سال ترانهای به نام «روسپی» اجرا کرد که هرگز مجوز پخش نگرفت. درسال ۱۳۵۸ بعد از انقلاب، فروغی در ایران ماند و کنسرت اجرا میکرد که ترانههای این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای میدهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانههای ریتمیکی مانند «حقه» («مشتی ماشاالله») و «شیاد» است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت. بعداز انتشار این کاست، درسال ۱۳۵۹ ترانهٔ یار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا کرد که در تیتراژ فیلم استفاده شد در حالی که هنوز هیچ منع رسمی برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلمش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود. او در همین سال ترانهٔ «کوچهٔ شهر دلم» را خواند.
فریدون فروغی در ۵۱ سالگی در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک بوئین زهرا قزوین در کنار برکهای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید به خاک سپردند. شهیار قنبری (خواننده، ترانه ساز، آهنگساز و دوست قدیمی فریدون فروغی) در مورد مرگ او میگوید:
فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت.
«فریدون فروغی» صدایی که همیشه زندانی ماند، حنجرهای زخمی که فریاد میزد آی آدمای مرده سگ دلاتونو خورده، صدایی که همواره محکوم به سکوت بود، پرندهای گرفتار که شوق پرواز را از پر و بالش گرفته بودند، اما عاقبت پر کشید و در هوای تازه دشت به ستارهها رسید.
فریدون عزیز در محلهٔ سلسبیل تهران به دنیا آمد، او تنها پسر خانوادهای بود که از ملاکان بزرگ نراق بودند. علاقه او به موسیقی باعث شد تا تحصیل را رها کند و بدون استاد تمرین موسیقی کند.
۱۶ساله که شد گروهی تشکیل داد و ترانههای بلوز را بازخوانی میکرد و پس از چندی، اواخر دههٔ چهل به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپها و کافههای تهران بدل شد.
سال ۱۳۵۰ اما آغاز طلوع خونین او بود، دو ترانه آدمک و پروانهٔ من را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا برای فیلم خسرو هریتاش اجرا کرد و خیلی زود سر زبانها افتاد. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فریدون برای تیتراژ آن ترانه خواند. و پس از آن در سال ۱۳۵۲ فیلم تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی اسفندیار منفردزاده، صدای فریدون را بر تیتراژ داشت.
اما سال ۱۳۵۴ آغاز سانسور این صدای دلیر و خسته بود، انتشار ترانهٔ «سال قحطی» دو سال ممنوعیت را برای فریدون رقم زد. ترانهی «روسپی» هرگز مجوز نگرفت، سال ۱۳۵۹ ترانهٔ یار دبستانی (برای فیلم از فریاد تا ترور منصور تهرانی) از تیتراژ حذف شد و جمشید جم ترانه را بازخوانی کرد.
فریدون سال ۱۳۶۰ چند ترانه که حاصل همکاری با کوروش یغمایی بود را در آلبوم سُلٰ منتشر کرد و بخاطر ممنوعیت تنها سال ١٣٧٧ موفق به اجرای یک کنسرت در دانشگاه حافظ کیش شد.
روز جمعه، سیزدهم مهر ماه ۱۳۸۰ این صدای خاموش در تهرانپارس سکوت کرد و او را در روستای قرقرک بوئین زهرا در کنار برکهای کوچک و در سایهٔ کوهی بزرگ به خاک سپردند.