🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #یادمان

💢به بهانه ی زادروز#پروین_دولت_آبادی
مادر شعر کودکان

پروین دولت آبادی در سال ۱۳۶۶ برنده جایزه شعر #شورای_کتاب_کودک برای کتاب شعر #گل_بادام شد.
وی در محله احمدآباد اصفهان از مادری فرهنگی که مدیر مدرسه ناموس بود به نام فخرگیتی و پدری به نام حسام‌الدین دولت‌آبادی که رئیس اداره اوقاف اصفهان بود زاده شد.

او ابتدا به مدرسه ناموس در اصفهان رفت اما بعد به همراه خانواده‌اش به تهران نقل مکان کرد.
دوره ابتدایی را در دبستان نوروز به پایان برد. پروین سال‌های اولیه دبیرستان را در مدرسه نور و صداقت که آموزگاران انگلیسی داشت گذراند و سال‌های بعد را در مدرسه آمریکایی نوربخش تحصیل کرد.

پس از دبیرستان تصمیم داشت تحصیل را در رشته نقاشی و مجسمه‌سازی در دانشکده هنرهای زیبا ادامه دهد و چند جلسه هم در دانشگاه شرکت کرد اما بازدید از یک پرورشگاه مسیرش را تغییر داد. پرورشگاه متعلق به شهرداری تهران بود و پدرش ریاست کل آن را برعهده داشت.خواهرش مهین نیز اداره بخش شیرخوارگاه آن پرورشگاه را بر عهده داشت. پروین تصمیم گرفت به سرپرستی و تربیت کودکان پرورشگاه بپردازد. در پرورشگاه شعرهایی که برای کودکان سرود بسیار مورد توجه آنان قرار گرفت.

وی تلاش کرد تا شعر کودکان را از حالت پندگونه خارج کرده و اشعاری که جنبه سرگرمی و تفریح برای کودکان داشته باشد ارائه کند.
وی همچنین آثاری برای بزرگسالان نیز در هر دو سبک سنتی و نیمایی سروده است و از معدود نویسندگانی است که آثارش در کتب_درسی نیز آمده است.

پروین دولت‌آبادی در ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۸۴ سالگی بر اثر سکته_قلبی در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

آثار وی:

🔸گل بادام
🔸بر قایق ابرها
🔸شوراب
🔸هلال نقره‌سا
🔸آتش و آب
🔸باز می‌آید پرستو نغمه‌خوان
🔸گنجشک و وزغ
🔸شهر سنگ
🔸در بلورین جامه انگور
🔸جمجمک برگ خزان
🔸گذری در ادبیات کودکان
🔸یک بازیگر

و ویرایش بیش از ۲۰ کتاب کودکان.


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#گل_سرخ_جهان


که به رؤیا دید که زیبایی همچون رویایی درگذر است؟
چراکه این لب‌های سرخ، با همه‌ی سربلندی سوگوارشان،
سوگوارند از آن رو که هیچ بلعجبِ تازه‌ای رخ نمی‌نماید،
تروا در جلوه‌ی آنیِ تشییع جنازه‌ای عالی درگذشت،
و فرزندان اوسنه مردند.

ما و جهان پا‌به‌زا درمی‌گذریم:
میان روحِ مردمان، که سستی می‌گیرند و جا خالی می‌کنند
همچون آبهای بی‌رنگ با تبار زمستانی‌شان،
که زیر اختران گذران، کف‌های آسمان،
بر این چهره‌ی تنها می‌زیند.

ملائک مقرّب، در مقرّ تاریکتان، سر فرود آرید:
پیش از آن که شما باشید، یا هر دلی بتپد،
یگانه‌ی مهربان و خسته کنار عرش خود درنگ کرد؛
جهان را ساخت تا پیش گام‌های سرگردان او
جاده‌ای پرعلف باشد.


#ویلیام_باتلر_ییتز

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw