🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#ملک_الشعرای_بهار

*** اول اردیبهشت ۱۳۳۰ سالروز درگذشت زنده یاد محمدتقی بهار ملقب به ملک الشعرا بهار
اشعار "محمدتقی بهار"، معروف به "ملک الشعرای بهار" بر قله ی سترگ ادبیات معاصر ایران می‌گذرد. در واقع "بهار" را می توان فرهنگمردی برای تمام فصول نامید. او از آغاز مشروطیت، به مبارزان راه آزادی پیوست و با عضویت در «انجمن انقلابی سعادت» به ستیز با استبداد زمانه پرداخت. سپس در «حزب دموکرات ایران» در مشهد به عضویت کمیته ایالتی، برگزیده شد و «روزنامه نوبهار» را به راه انداخت. مقالات آزادیخواهانه و استبداد شکن او در نوبهار، آن‌چنان محبوبیتی برایش فراهم آورد که از سوی مردم «درگز و کلات» به نمایندگی مجلس سوم برگزیده شد.
شادروان "بهار" با آن‌که بارها توقیف و زندان و تبعیدِ استبداد را تجربه کرده بود، هرگز از آزادیخواهی و تجدد طلبی کناره نگرفت.
نه تنها خودکامگان و دشمنان آزادی، هدف حملات کوبنده ی "بهار" بودند که او در جبهه موازی دیگر با ریاکارانِ مذهبی و واپسگرایان ِقشری، می‌جنگید. به باور او تا هنگامی که اینان جهل و خرافات را در جامعه می‌پراکنند، نبرد با استبدادیان به جایی نخواهد رسید. "محمد رضا شفیعی کدکنی"، بهار را مدیحه سرای آزادی و وطن نام داده است. "غلامحسین یوسفی" نوشته است: «"بهار" از تاریخِ ایران مایه‌ها اندوخته بود و از سر وطن دوستی، به آن عشق می‌ورزید.» "ماشاءاله آجودانی"، آزادی و وطن را چون تکیه کلامی مستمر در شعر "بهار" جستجو کرده است: «طبل آزادی، مرگ آزادی، گلبانگ آزادی، جویبار آزادی، شاخه آزادی، سرو آزاد وطن، لیلای وطن، چراگاه وطن، خاکستر وطن، گنج وطن....
در بسیاری از زمینه‌ها اندیشیده، در همه مقوله‌ها قلم زده و در اغلبِ اشکال و شیوه ها نوشته و سروده است. اما با این همه آن چه به دانایی‌ها و توانایی‌های او درخششی کمیاب بخشیده، آرمان های انسانی اوست. "بهار" جان شیفته ی آزادی و عاشق پر شور ایران بود و برای رهایی آن از جهل و استبداد می‌جنگید. عشق به وطن که از جان شیفته‌اش برمی‌خاست، تا ژرفای جانِ مردمان از هر لایه اجتماعی تاثیر می نهاد و به شعر او به گفته "شفیعی کدکنی" قدرت تسخیر می‌داد. همین قدرت تسخیر بود که او و "ابوالقاسم عارف قزوینی" را در صدرِ شاعرانِ مشروطیت می‌نشانید. همین قدرتِ تسخیر است که میان "بهار" و "ایرج" و دیگر شاعران مشروطیت تفاوت ایجاد می کند.
"شفیعی کدکنی" تاثیر گذاری شعرِ "بهار" را در جامعه از نوادرِ حوادثِ تاریخِ شعرِ فارسی می‌داند. شعرِ "بهار" تا آخرین روزهای حیاتش همواره در اوجِ زندگی و در پیوند با نبضِ جامعه بوده و هرگز به ابتذال و سستی و تکرار که از ویژگی های دیگران در سنین کهولت و پیری است گرفتار نشده است. نکته دیگری که به باور "شفیعی کدکنی" در شعرِ بهار جلوه‌ای درخشان دارد، تنوع اقالیم شعری اوست. "بهار" در حوزه‌های مختلف کار کرده. از وصف طبیعت و خشم و خروش انقلابی و سیاسی تا قلمرو وطنیات که حوزه اصلی شعر اوست. قصیده ی «به یاد وطن» نمونه برجسته‌ای از این وطنیه‌ها به شمار می‌رود. "شفیعی" حتی «حبسیه‌های بهار» را بر «حبسیه‌های مسعود سعد سلمان»، رجحان می نهد.
نکته دیگری که بر اهمیت شعرِ "بهار" می افزاید این است که «او بخش مهمی از تجربه های قدمایی خود را به خدمت مسائلی درآورده که قدما از پرداختن به آن ها محروم بوده‌اند. به بیان دیگر ساخت قدیمی شعر را که در خدمت هجو و مدح و اخلاق بوده به قلمرو گسترده ای از مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ عصر جدید آورده است. در نتیجه اگرچه ساختار شعر او همان شعر قدمایی است ولی در اثرِ ترکیب با عوالَم روحی انسانِ عصر جدید، بافت تازه‌ای به خود گرفته و نوعی سبک شخصی برای او پدید آورده است. البته سبک شخصی در تاریخ شعر فارسی چیزی است که تا روزگار "نیما" بسیار اندکیاب است».
"میر علیرضا علینقی" ژورنالیست نام دارِ موسیقی، در خصوص راز ماندگاری قطعاتی که بر اساسِ ترانه‌های "ملک‌الشعرای بهار" ساخته شده است می گوید: «رازِ جاودانگی آثاری چون «بهار دلکش»، «ای شکسته‌دل»، «ز من نگارم» و «مرغ سحر»؟ این موضوعی است که ذهنِ بسیاری از جمله، مرا به خود مشغول کرده است؛ چرا که براساسِ قراینِ موجود "محمد تقی بهار" خودش نیز، چنین تصوری از این آثار نداشته است؛ در حالی‌که هم‌اکنون بسیاری از ترانه‌های او ماندگارتر از شعرهایش شده است و شنونده‌ها و خوانندگانِ بیشتری دارد؛ اما مهم‌ترین دلیلِ این موضوع را می‌توان در هم‌نشینی «بهار» با موسیقی‌دانانِ‌ بزرگِ هم‌عصرِ او دانست

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ملک_الشعرای_بهار 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity