🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_عرب

#ماجده_الرومی

"ماجده الرومی"، معروف به "فرشته‌ی موسیقی عربی"، متولد۱۳ دسامبر ۱۹۵۶میلادی یکی از خوانندگان زن عرب و متولد "کفرشیما" از کشور "لبنان" است. دانش‌آموخته‌ی ادبیات عرب و با سنت شعری کهنسال عرب مأنوس می باشد. اندیشه‌ی نظام‌یافته و ذهن بالیده‌ی او مسبب اتخاذ مواضع تاریخی و تاثیرگذارش در بزنگاه‌های اجتماعی شده‌است. اما درمیان ترانه‌های عاشقانه و اجتماعی "ماجده"، ترانه‌هایی که او بر بستر سروده‌های "نزار قبانی"، (شاعر عاشق پیشه عرب) آواز کرده، نامدارتر شده‌اند، "کلمات"، "بیروت ست الدنیا" و "مع جریده" این سه شعر مسحورکننده‌ هستند، که با صدای "ماجده"، جانی دوباره گرفته‌اند.

استفاده از اشعار "نزار قبانی" منحصر به خوانندگان بزرگ موسیقی عرب از جمله "ام الکلثوم" و "عبدالحلیم حافظ" نبوده است . خوانندگان نسل بعد که در رأس آنها، می توان از "ماجده رومی" نام برد نیز، از اشعار این شاعر توانا استفاده کرده اند. اجرای ترانه "بیروت ست الدنیا" توسط "ماجده" جزئی جدا نشدنی از به شهرت رسیدن و جهت دادن به مسیر کاری اوست که توسط آهنگ ساز معروف "جمال سلامت" ساخته شد. ترانه های زیبای "کلمات" به آهنگسازی "احسان منذر" و "مع جریده" نیز ، از کارهای ماجده رومی با شعر نزار است. این ترانه بیش از آنکه به خواننده متکی باشد به شاعر سرشناس خود می بالد.

ماجده در بیش از ۱۲ آلبوم، فعالیت هنری داشته و همچنین در فیلم "بازگشت پسر لاابالی" به کارگردانی "یوسف شاهین" کارگردان مشهور مصری در سال ۱۹۷۶ بازی کرده است. بغیر از فعالیت های هنری ، به کارهای انسان دوستانه نیز علاقمند بوده و در همین زمینه کنسرتهایی را در امور خیریه انجام داده است که می توان به کنسرت برای ساختن اولین بیمارستان غیر انتفاعی تخصصی درمان سوختگی در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا مصر اشاره کرد.

شعر کلمات از "نزار قبانی":

حین رقصیدن با من، کلماتی در گوشم نجوا می کند که هیچ کلمه ای مانند نیستند
از زیر بازوانم که بلند می کند، انگار بر ابری می نشاندم
آن وقت باران سیاه از چشمانم سرازیر می شود، رگباری سنگین
با خودش می بردم، می بردم به غروبی با ایوانگاه سرخ فام
و من در دستان او به دخترکی می مانم، بسان پری در آغوش نسیم
او آفتاب و تابستان را به من پیشکش می کند و فوجی چلچله
مرا اعجازی شاهکار می خواند و قدرم را برابر با هزاران هزار ستاره
می گوید که من یک گنج ام و زیباترین نقشی که تا به حال دیده
کلمات... کلمات...
این گفته های او، سرمست و از خود بیخودم می کند، آنقدر که رقص و حرکاتش از یادم می روند

کلماتی که گذشته ام را دگرگون می کنند و مرا برای لحظاتی به یک زن بدل می کنند
برایم کاخی از خیال می سازد که تنها برای من دمی ساکنش بودم
و بعد بازمی گردم.... بازمی گردم بر سر میزم
چیزی با خودم ندارم جز....
مشتی کلمه
کلماتی که به هیچ کلمه ای مانند نیستند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity