🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فیلمی دربارهی زوال؛ این تنها فیلمی است که ویسکونتی ساخته است و تمام کارنامهی سینمایی او تلاشی برای تکثیر مومنانهی همین یک فیلم است. فیلمی دربارهی پوسیدن زیر عمارتهای باروک، دربارهی یک والایی عفونی و دربارهی یک شکوه که با سرعتی سرطانی فاسد میشود. او هرگز دربارهی مرگ فیلم نساخته است (حتی در مرگ در ونیز)، فیلمهای او دربارهی جان کندن است. به همین خاطر است که او متعلق به نسل جادوگرانی است که با شکیبایی، بدن را از روح خالی میکردند. سینمای او، یک ماشین برای تو خالی کردن است و علاقهی افراطی او به معماری باروک از همین جا برمیآید؛ باشکوهترین و توخالیترین سبک معماری غربی. جز او هیچ فیلمسازی (شاید به استثنای ولز) تا این اندازه شیفتهی معماری باروک نبوده است. سبکی که گوشههای قائم، آرایشهای شعاعی و دورگیرهای مدور را برای به دام انداختن فضایی بزرگتر از تمام فضاهای موجود در سازههای معمارانه، به کار میگیرد. مکانی برای به دام انداختن یک فضای خالی. ویسکونتی موفق میشود، این منطق باروک را علاوه بر بازنماییهای معمارانه، در خود روایت و شخصیتهایش نیز بیافریند. روایت برای او یک استراتژی برای جویدن از درون است. هر فیلمی که او میسازد، به همان استحکام ستونهای باروک است و همزمان چیزی را از درون تهی میکند. فرقی نمیکند این چیز آریستوکراسی (سنسو، یوزپلنگ) باشد یا رابطه (وسوسه، مرگ در ونیز) مسئله این است که بین "از میان تهی شدن" و فروپاشی" تفاوتی ایجاد کند. برای او این توخالی شدن، وجهی ابدی دارد. بر خلاف فلینی که همواره راههای رستگاری را در فیلم جاسازی میکند (کورسوی نور در پایان ولگردها، لبخند پائولا در پایان زندگی شیرین، دستهی دلقکها در پایان هشت و نیم)، بر خلاف فرانچسکو رزی که بلافاصله این تهی بودن را به یک ایدهی کلان سیاسی پیوند میزند (سالواتوره جولیانو، دستها بالای شهر) و یا برخلاف آنتونیونی که آن را به سمت یک فروپاشی کامل اومانیستی پیش میبرد (فریاد، کسوف، حرفه خبرنگار). کافی است دو نمونه از این تهی بودن را در وجه جاودانهی آن در فیلمهای او به یاد بیاوریم. اشباع حداکثر نور در سکانس پایانی مرگ در ونیز و از آن مهمتر، جیغ و جنون در پرسپکتیو خیابان خالی در سنسو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فیلمی دربارهی زوال؛ این تنها فیلمی است که ویسکونتی ساخته است و تمام کارنامهی سینمایی او تلاشی برای تکثیر مومنانهی همین یک فیلم است. فیلمی دربارهی پوسیدن زیر عمارتهای باروک، دربارهی یک والایی عفونی و دربارهی یک شکوه که با سرعتی سرطانی فاسد میشود. او هرگز دربارهی مرگ فیلم نساخته است (حتی در مرگ در ونیز)، فیلمهای او دربارهی جان کندن است. به همین خاطر است که او متعلق به نسل جادوگرانی است که با شکیبایی، بدن را از روح خالی میکردند. سینمای او، یک ماشین برای تو خالی کردن است و علاقهی افراطی او به معماری باروک از همین جا برمیآید؛ باشکوهترین و توخالیترین سبک معماری غربی. جز او هیچ فیلمسازی (شاید به استثنای ولز) تا این اندازه شیفتهی معماری باروک نبوده است. سبکی که گوشههای قائم، آرایشهای شعاعی و دورگیرهای مدور را برای به دام انداختن فضایی بزرگتر از تمام فضاهای موجود در سازههای معمارانه، به کار میگیرد. مکانی برای به دام انداختن یک فضای خالی. ویسکونتی موفق میشود، این منطق باروک را علاوه بر بازنماییهای معمارانه، در خود روایت و شخصیتهایش نیز بیافریند. روایت برای او یک استراتژی برای جویدن از درون است. هر فیلمی که او میسازد، به همان استحکام ستونهای باروک است و همزمان چیزی را از درون تهی میکند. فرقی نمیکند این چیز آریستوکراسی (سنسو، یوزپلنگ) باشد یا رابطه (وسوسه، مرگ در ونیز) مسئله این است که بین "از میان تهی شدن" و فروپاشی" تفاوتی ایجاد کند. برای او این توخالی شدن، وجهی ابدی دارد. بر خلاف فلینی که همواره راههای رستگاری را در فیلم جاسازی میکند (کورسوی نور در پایان ولگردها، لبخند پائولا در پایان زندگی شیرین، دستهی دلقکها در پایان هشت و نیم)، بر خلاف فرانچسکو رزی که بلافاصله این تهی بودن را به یک ایدهی کلان سیاسی پیوند میزند (سالواتوره جولیانو، دستها بالای شهر) و یا برخلاف آنتونیونی که آن را به سمت یک فروپاشی کامل اومانیستی پیش میبرد (فریاد، کسوف، حرفه خبرنگار). کافی است دو نمونه از این تهی بودن را در وجه جاودانهی آن در فیلمهای او به یاد بیاوریم. اشباع حداکثر نور در سکانس پایانی مرگ در ونیز و از آن مهمتر، جیغ و جنون در پرسپکتیو خیابان خالی در سنسو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#فیلمی کوتاه در باره زنده یاد #پروین_اعتصامی
تنها هفت ماه ویازده روز از صدور فرمان تاریخی مشروطه توسط مظفر الدین شاه قاجار نمی گذشت که...
به اشتراک بگذارید...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تنها هفت ماه ویازده روز از صدور فرمان تاریخی مشروطه توسط مظفر الدین شاه قاجار نمی گذشت که...
به اشتراک بگذارید...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#فیلمی_کمیاب از کودکی محمدرضا شاه، در سن ۱۲سالگی زمانی که در ایستگاه راه آهن ورشو لهستان مشغول نظاره است. مربوط به شهریور ۱۳۱۰، چند سال قبل از افتتاح راه آهن ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity