🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی

در زبان عربی چهار حرف: پ گ ژ چ وجود ندارد. آن‌ها به جای این ۴ حرف، از واج‌های : ف - ک – ز - ج بهره می‌گیرند.
و اما: چون عرب‌ها نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها،
به پیل می‌گوییم: فیل
به پلپل می‌گوییم: فلفل
به پهلویات باباطاهر می‌گوییم: فهلویات باباطاهر
به سپیدرود می‌گوییم: سفیدرود
به سپاهان می‌گوییم: اصفهان
به پردیس می‌گوییم: فردوس
به پلاتون می‌گوییم: افلاطون
به تهماسپ می‌گوییم: تهماسب
به پارس می‌گوییم: فارس
به پساوند می‌گوییم: بساوند
به پارسی می‌گوییم: فارسی!
به پادافره می‌گوییم: مجازات، مکافات، تعزیر، جزا، تنبیه...
به پاداش هم می‌گوییم جایزه
چون عرب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان بیاورند، بنابراین ما ایرانی‌ها
به گرگانی می‌گوییم: جرجانی
به بزرگمهر می‌گوییم: بوذرجمهر
به لشگری می‌گوییم: لشکری
به گرچک می‌گوییم: قرجک
به گاسپین می‌گوییم: قزوین!
به پاسارگاد هم می‌گوییم: تخت سلیمان‌نبی!
چون عرب‌ها نمی‌توانند «چ» را برزبان بیاورند، ما ایرانی‌ها،
به چمکران می‌گوییم: جمکران
به چاچ‌رود می‌گوییم: جاجرود
به چزاندن می‌گوییم: جزاندن
چون عرب‌ها نمی‌توانند «ژ» را بیان کنند، ما ایرانی‌ها
به دژ می‌گوییم: دز (سد دز)
به کژ می‌گوییم: :کج
به مژ می‌گوییم: : مج
به کژآ یین می‌گوییم: کج‌آ یین
به کژدُم می‌گوییم عقرب!
به لاژورد می‌گوییم: لاجورد

فردوسی فرماید:
به پیمان که در شهر هاماوران سپهبد دهد ساو و باژ گران
اما مابه باژ می‌گوییم: باج
فردوسی فرماید:
پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست همی رفت شیدا به کردار مست
اما ما به اسپ می‌گوییم: اسب
به ژوپین می‌گوییم: زوبین
وچون در زبان پارسی واژه‌ها یی مانند چرکابه، پس‌آب، گنداب... نداریم، نام این چیزها را گذاشته‌یم فاضل‌آب،
چون مردمی سخندان هستیم و از نوادگان فردوسی،
به ویرانه می‌گوییم خرابه
به ابریشم می‌گوییم: حریر
به یاران می‌گوییم صحابه!
به ناشتا وچاشت بامدادی می‌گوییم صبحانه یا سحری!
به چاشت شامگاهی می‌گوییم: عصرانه یا افطار!
به خوراک و خورش می‌گوییم: غذا و اغذیه و تغذیه ومغذی(!)
به آرامگاه می‌گوییم: مقبره
به گور می‌گوییم: قبر
به برادر می‌گوییم: اخوی
به پدر می‌گوییم: ابوی
به اذرابادگان میگوییم :اذربایجان
در رابطه با واژه جان کمی بگویم! اعراب چون نمیتوانند بگویند گان میگویند جان و چند وقتی هست که در جامعه برای خطاب کردن به دیگر از واژه جان استفاده میکنند عموم ، لطف فرهنگ عربی و مغولی را ترویج نکنید و یکدیگر را با واژه مهربان و مهربانو خطاب کنید
و اکنون نمی‌دانیم برای این که بتوانیم زبان شیرین پارسی را دوباره بیاموزیم و بکار بندیم، باید از کجا آغاز کنیم؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ بهمن زادروز #استاد_پری_صابری

( زاده ۱۸ بهمن ۱۳۱۱ کرمان ) کارگردان تئاتر، نویسنده و نمایشنامه‌‌نویس

صابری پس از پایان دوره متوسطه برای ادامه تحصیل در رشته سینما و تئاتر به پاریس رفت. در دوران دانشجویی فیلم کوتاهی درباره یکی از رباعیات خیام ساخت که به‌عنوان بهترین فیلم دانشجویی۱۹۵۴ در فرانسه برگزیده شد. پس از آن، در سالهای ۱۹۵۵–۸ در مکتب تانیا بالاشوا تئاتر آموخت و پس از مدتی که برای مطالعه در اسپانیا به سر بُرد و در ۱۳۲۴ به ایران بازگشت.
وی در بازگشت به ایران گروه تئاتر پاسارگاد را ایجاد کرد. همچنین در سال‌های ۱۳۴۷–۵۷ مدیر فعالیتهای فوق برنامه دانشگاه تهران بود و تالار مولوی را در تهران تأسیس کرد. او نمایشنامه کرگدن اوژن یونسکو را دو مرتبه "پس از ترجمه جلال آل‌احمد" به پارسی ترجمه کرد و حمید سمندریان در ۱۳۵۰ آن را در دانشگاه تهران به صحنه برد. این نمایشنامه را بعدها احمد کامیابی با نام «کرگدن‌ها» ترجمه و چاپ کرد.
او پس از انقلاب به خارج از ایران رفت. در آن سالها نمایشنامه «من از کجا، عشق از کجا» را درباره زندگی فروغ فرخزاد نوشت و در ۱۹۸۱ در لس‌آنجلس اجرا کرد که بسیار موفق بود. سپس آن را به انگلیسی در جشنواره هنری بازیهای المپیک اجرا کرد که همچنان با استقبال مواجه شد. سپس تصمیم به بازگشت به ایران گرفت.
در ایران ابتدا با برخوردهای خوبی مواجه نشد اما کم‌کم فعالیت تئاتری خویش را از سرگرفت و نمایشهای «من به باغ عرفان» درباره زندگی سهراب سپهری و «هفت شهر عشق» را با الهام از عطار نیشابوری به صحنه برد. در پی این موفقیتها، آثار دیگری را نوشته و کارگردانی کرد که به گفته خودش نمایش «شمس پرنده» درباره مولوی از بهترین کارهایش است.
«شمسِ پرنده» و «اسطوره سیاوش» دو نمایشی است که پری صابری در تالار یونسکوی پاریس به روی صحنه برد. نشان لژیون دونور کشور فرانسه در سال ۲۰۰۴ به پری صابری داده شد.

نمایشها:
نویسندگی و کارگردانی «من از کجا، عشق از کجا» درباره زندگی فروغ فرخزاد.
نویسندگی و کارگردانی «من به باغ عرفان» درباره زندگی سهراب سپهری، تالار وحدت ۱۳۶۷.
نویسندگی و کارگردانی «هفت شهر عشق» با الهام از عطار نیشابوری، ایوان عطار کاخ سعدآباد ۱۳۷۴.
بیژن و منیژه، ایوان عطار کاخ سعدآباد ۱۳۷۶.
رستم و سهراب، تالار وحدت ۱۳۷۸
نویسندگی و کارگردانی «شمس پرنده» درباره دیدار شمس تبریزی و مولوی، تالار وحدت ۱۳۷۹ و پاییز ۱۳۸۶

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity