🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

شازده کوچولو همینجوری سلام کرد.
مار گفت: «سلام.»
شازده کوچولو پرسید: «رو چه سیّاره‌ای پایین آمده‌ام؟»
مار جواب داد: «رو زمین تو قارهٔ آفریقا.»
- «عجب! پس رو زمین انسان بهم نمی‌رسد؟»
مار گفت: «اینجا کویر است. تو کویر کسی زندگی نمی‌کند. زمین بسیار وسیع است.»
شازده کوچولو رو سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد. گفت: «به خودم می‌گویم ستاره‌ها واسه این روشنند که هرکسی بتواند یک روز مال خودش را پیدا کند!... اخترک مرا نگاه! درست بالا سرمان است... امّا چقدر دور است.»
مار گفت: «قشنگ است. اینجا آمده‌ای چکار؟»
شازده کوچولو گفت: «با یک گل بگومگویم شده.»
مار گفت: «عجب!»
و هردوشان خاموش ماندند.
دست آخر شازده کوچولو درآمد که: «آدم‏ها کجاند؟ آدم تو کویر یک خورده احساس تنهایی می‌کند.»
مار گفت: «پیش آدم‏ها هم احساس تنهایی می‌کنی.»


📚 #شازده_كوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_‌اگزوپری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی می‌کرد.
بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند اما فرمانروا که دلش می‌خواست او را نگه دارد گفت:
نرو ... تو را وزیر دادگستری می‌کنم !

شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم.
فروانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت‌ترین کار دنیاست..
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی..!


📓 شازده کوچولو
✍️ #آنتوان_دوسنت_اگزوپری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity