🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#حکایت_تن_و_پیرهن
#صرفا_جهت_آگاهی
آکادمی سینمایی سزار فرانسه در سال ۲۰۱۲ فیلم شعر بسیار کوتاهی بر اساس همین اندیشه تهیه کرده است با نام «جسم و روح؛ مکاشفات ۲۰۱۲»
در این فیلم ۹۰ ثانیه ای، ۳۱ هنرپیشه جوان که نامزد های احتمالی جایزه سزارند، شرکت کردند. هریک از هنرپیشگان بیت یا بخشی از شعری سروده لوران دو باتی یا، شاعر سرشناس امروز فرانسوی را می خوانند و در همان حال با حرکتی نمادین پیرهن از تن به در میکنند. انگار می گویند: تن رها کن تا نخواهی پیرهن. اما تنها از تن و پیرهن نمی گذرند. پیرهن در حرکات و گفتار آنان نمادی می شود از پوست تن که با شکافتنش بیننده را به دیدن درون جسم و روح خود دعوت می کنند. اما اگر پوست قالب و پوشاننده تن است، تن هم قالب و قفس روح است. برای رسیدن به رهایی، به راه باز، باید از این قالب های ذهنی و زبانی گذشت. بازیگران با رها شدن از جسم و روح، بیننده را به نگریستن به خود دعوت می کنند. به خودی رها از وزن و فشار روح و جسم، رها از قالب و قفس، و در برابر راهی که باز است...
▫️فیلم - شعر با این جملات آغاز می شود:
به من نگاه کنید، به من نگاه کنید
در این دم، برهنه، رها از جسم و روح
بی هیچ فشاری جز از وجود خودم، خود را از جسم و جانم رها می کنم....
و فیلم-شعر ادامه می یابد تا در پایان به راه رهایی می رسد و با این عبارت ها پایان می یابد:
در این دم، رها از جسم و روح، بی هیچ فشاری جز از خودم... خود را از جسم و روحم رها می کنم
به من نگاه کنید، به من نگاه کنید،
راه باز است...
یک سان شدن آغاز و پایان گفتار فیلم در عین حال نمادی است بر سیر حلقوی زمان که بر خلاف سیر خطی و پیشرفت- اندیش زمان در عصر مدرنیته است. هریک از این عبارت های کوتاه میان ویرگول ها را یک هنرپیشه در حالی که پیراهنش را از تن به در می کند یا حرکتی به قصد انجام آن می کند، می خواند. همه فیلم– شعر حکایت رهایی جان و تن از خود و از جسم و از روح است، از رسیدن به بودن محض و رهایی از ضدها و اندیشه های رسوب کرده و فشارهای بر جسم و ذهن حک شده است. فیلمی یک دقیقه و نیمی که با ۳۱ هنرپیشه، مفهومی ازلی- ابدی را به نحوی فشرده و با کمک شعر و تصویر بیان می کند.
▫️آب در خوابگه مورچگان
انتشار این فیلم با این مفهوم عرفانی و عمیق به زبان فرانسه، که هدفش معرفی امیدهای جوان سینمای فرانسه است، و می توانست از چشم و آگاهی دست کم جامعه ایرانی پنهان بماند، بناگهان به انفجاری در دنیای مجازی و عمومی ایرانیان بدل شد. زیرا یازدهمین هنرپیشه این فیلم، گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی است. بخشی از شعر که گلشیفته اجرایش را بر عهده دارد این عبارت است: «من تجسم رویاهای شما هستم». اما این هم مهم نیست. مهم آن است که در حین ادای این عبارت و در حرکتی که به قصد پیرهن به در کردن نشان می دهد، نیمی از سینه خود را نیز عریان می کند. مردان بازیگر البته پیرهن از سر بیرون می کشند و دیدن سینه و بالاتنه عریان آنان مشکلی در کار نمی آورد. زنان بازیگر که جز گلشیفته همه غربی اند، اما جز سر و گردن خود را نشان نمی دهند. و تنها گلشیفته ایرانی و خاورمیانه ای و مسلمان است که تا زیر سینه نیم برهنه می شود. عکس های فیلم، که جنبه ای هنری دارند و نمی توان آن ها را از مقوله پورنو دانست، در آغاز بر سایت مجله مادام لوفیگارو، و سپس بر شبکه های مجازی فیس بوک و یوتیوب نقش بست و علاوه بر نسخه به زبان اصلی، نسخه دیگری از فیلم با تیتراژ فارسی و ترجمه ای نادرست و نافهمیده وارد دنیای مجازی شد و سیل نظرهای ایرانیان به سوی آن سرازیر شد.
هرچند که عکس های هنری با تصاویر پورنو بسیار فاصله دارد. به هرحال هرچه بود انگار گلشیفته با یک حرکت نرمِ دست و آستین، ضربه ای گیج کننده بر ذهنیت ایرانیان از زن و مرد وارد آورد و در قالب های سربی وسخت سنت ها و هنجارها زلزله ایجاد کرد. براندازی نرم با یک تصویر و یک جمله، در ارکان جامعه مردسالار (که گاه ریشه های آن در ذهن زنان و بویژه در زنان حکومتی عمیق تر و ضخیم تر از مردان است) ولوله و زلزله در گرفت و در هنجار ناموس پرستی های سنتی غلیظ شده با حمایت های اسلامی و قانونی توفان و تندباد در گرفت و رگ های تعصب ملی و غیرت «مردانه» بیرون زد و ناموس مذهب به باد رفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#حکایت_تن_و_پیرهن
#صرفا_جهت_آگاهی
آکادمی سینمایی سزار فرانسه در سال ۲۰۱۲ فیلم شعر بسیار کوتاهی بر اساس همین اندیشه تهیه کرده است با نام «جسم و روح؛ مکاشفات ۲۰۱۲»
در این فیلم ۹۰ ثانیه ای، ۳۱ هنرپیشه جوان که نامزد های احتمالی جایزه سزارند، شرکت کردند. هریک از هنرپیشگان بیت یا بخشی از شعری سروده لوران دو باتی یا، شاعر سرشناس امروز فرانسوی را می خوانند و در همان حال با حرکتی نمادین پیرهن از تن به در میکنند. انگار می گویند: تن رها کن تا نخواهی پیرهن. اما تنها از تن و پیرهن نمی گذرند. پیرهن در حرکات و گفتار آنان نمادی می شود از پوست تن که با شکافتنش بیننده را به دیدن درون جسم و روح خود دعوت می کنند. اما اگر پوست قالب و پوشاننده تن است، تن هم قالب و قفس روح است. برای رسیدن به رهایی، به راه باز، باید از این قالب های ذهنی و زبانی گذشت. بازیگران با رها شدن از جسم و روح، بیننده را به نگریستن به خود دعوت می کنند. به خودی رها از وزن و فشار روح و جسم، رها از قالب و قفس، و در برابر راهی که باز است...
▫️فیلم - شعر با این جملات آغاز می شود:
به من نگاه کنید، به من نگاه کنید
در این دم، برهنه، رها از جسم و روح
بی هیچ فشاری جز از وجود خودم، خود را از جسم و جانم رها می کنم....
و فیلم-شعر ادامه می یابد تا در پایان به راه رهایی می رسد و با این عبارت ها پایان می یابد:
در این دم، رها از جسم و روح، بی هیچ فشاری جز از خودم... خود را از جسم و روحم رها می کنم
به من نگاه کنید، به من نگاه کنید،
راه باز است...
یک سان شدن آغاز و پایان گفتار فیلم در عین حال نمادی است بر سیر حلقوی زمان که بر خلاف سیر خطی و پیشرفت- اندیش زمان در عصر مدرنیته است. هریک از این عبارت های کوتاه میان ویرگول ها را یک هنرپیشه در حالی که پیراهنش را از تن به در می کند یا حرکتی به قصد انجام آن می کند، می خواند. همه فیلم– شعر حکایت رهایی جان و تن از خود و از جسم و از روح است، از رسیدن به بودن محض و رهایی از ضدها و اندیشه های رسوب کرده و فشارهای بر جسم و ذهن حک شده است. فیلمی یک دقیقه و نیمی که با ۳۱ هنرپیشه، مفهومی ازلی- ابدی را به نحوی فشرده و با کمک شعر و تصویر بیان می کند.
▫️آب در خوابگه مورچگان
انتشار این فیلم با این مفهوم عرفانی و عمیق به زبان فرانسه، که هدفش معرفی امیدهای جوان سینمای فرانسه است، و می توانست از چشم و آگاهی دست کم جامعه ایرانی پنهان بماند، بناگهان به انفجاری در دنیای مجازی و عمومی ایرانیان بدل شد. زیرا یازدهمین هنرپیشه این فیلم، گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی است. بخشی از شعر که گلشیفته اجرایش را بر عهده دارد این عبارت است: «من تجسم رویاهای شما هستم». اما این هم مهم نیست. مهم آن است که در حین ادای این عبارت و در حرکتی که به قصد پیرهن به در کردن نشان می دهد، نیمی از سینه خود را نیز عریان می کند. مردان بازیگر البته پیرهن از سر بیرون می کشند و دیدن سینه و بالاتنه عریان آنان مشکلی در کار نمی آورد. زنان بازیگر که جز گلشیفته همه غربی اند، اما جز سر و گردن خود را نشان نمی دهند. و تنها گلشیفته ایرانی و خاورمیانه ای و مسلمان است که تا زیر سینه نیم برهنه می شود. عکس های فیلم، که جنبه ای هنری دارند و نمی توان آن ها را از مقوله پورنو دانست، در آغاز بر سایت مجله مادام لوفیگارو، و سپس بر شبکه های مجازی فیس بوک و یوتیوب نقش بست و علاوه بر نسخه به زبان اصلی، نسخه دیگری از فیلم با تیتراژ فارسی و ترجمه ای نادرست و نافهمیده وارد دنیای مجازی شد و سیل نظرهای ایرانیان به سوی آن سرازیر شد.
هرچند که عکس های هنری با تصاویر پورنو بسیار فاصله دارد. به هرحال هرچه بود انگار گلشیفته با یک حرکت نرمِ دست و آستین، ضربه ای گیج کننده بر ذهنیت ایرانیان از زن و مرد وارد آورد و در قالب های سربی وسخت سنت ها و هنجارها زلزله ایجاد کرد. براندازی نرم با یک تصویر و یک جمله، در ارکان جامعه مردسالار (که گاه ریشه های آن در ذهن زنان و بویژه در زنان حکومتی عمیق تر و ضخیم تر از مردان است) ولوله و زلزله در گرفت و در هنجار ناموس پرستی های سنتی غلیظ شده با حمایت های اسلامی و قانونی توفان و تندباد در گرفت و رگ های تعصب ملی و غیرت «مردانه» بیرون زد و ناموس مذهب به باد رفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity