🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
برای یونانیان باستان، گوهر دوستی در گفتوگو شکل میگرفت. آنها باور داشتند که تنها گفتوگوی پیوسته میان شهروندان، آنها را به مثابهی شهروندانی در دولتشهر متحد میکند. از نظر آنها، اهمیت سیاسیِ دوستی و انسانیت مختصِ آن، در گفتگو تجلی مییابد و بنمایهی اصلی این نوع همسخنی، مربوط به جهان مشترک است.
یونانیها انسانیتی را که در جریان گفتوگوی دوستانه به دست میآید، فیلانتروپیا یا عشق به انسان مینامیدند، زیرا این امر در آمادگی برای تقسیم جهان با دیگر آدمیان تبلور مییابد.
جهان تنها هنگامی انسانی میشود که موضوع گفتوگو قرار گیرد. ما آنچه را در جهان و در درونمان میگذرد، تنها از راه سخن گفتن از آنها انسانی میکنیم و در جریان سخن گفتن از آنها است که انسان بودن را میآموزیم.
#هانا_آرنت
Artist: Anne Magill
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
برای یونانیان باستان، گوهر دوستی در گفتوگو شکل میگرفت. آنها باور داشتند که تنها گفتوگوی پیوسته میان شهروندان، آنها را به مثابهی شهروندانی در دولتشهر متحد میکند. از نظر آنها، اهمیت سیاسیِ دوستی و انسانیت مختصِ آن، در گفتگو تجلی مییابد و بنمایهی اصلی این نوع همسخنی، مربوط به جهان مشترک است.
یونانیها انسانیتی را که در جریان گفتوگوی دوستانه به دست میآید، فیلانتروپیا یا عشق به انسان مینامیدند، زیرا این امر در آمادگی برای تقسیم جهان با دیگر آدمیان تبلور مییابد.
جهان تنها هنگامی انسانی میشود که موضوع گفتوگو قرار گیرد. ما آنچه را در جهان و در درونمان میگذرد، تنها از راه سخن گفتن از آنها انسانی میکنیم و در جریان سخن گفتن از آنها است که انسان بودن را میآموزیم.
#هانا_آرنت
Artist: Anne Magill
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
میشل آنری شباهتی میان رویکرد زیباییشناختی کاندینسکی و «پدیدهشناسیِ رادیکالِ زندگی» میبیند. او بر این باور است که نقاشیِ غربی تا پیش از دوران پاریسیِ کاندینسکی، غالباً نقاشیِ جهان بوده است. یعنی فیگورها، فرمها یا رنگهایش را از جهان وام میگرفته است. اما کاندینسکی «چیز دیگری» را میخواهد نقاشی کند، یعنی «زندگیِ رؤیتناپذیر» را.
رنگها و فرمها فقط از یک جهت به جهان تعلق دارند، از جهتی دیگر، «جهانی» نیستند؛ یعنی دیگر چهرهای ندارند. آنری از «غیاب چهره» سخن میگوید، زیرا رنگها و فرمها، شورِ محضاند.
کاندینسکی رنگها و فرمها را بر اساس توان عاطفیشان انتخاب میکند. هر رنگ یا فرم بیانگر درجهای از توان است، یک نیرو. امر رؤیتناپذیری که کاندینسکی میخواهد نقاشی کند همین نیروست. پس آنچه نقاش را در کنش نقاشی راهنمایی میکند و منطق حرکات دست او را رقم میزند، سویۀ نیرو-مندانۀ فرمها و رنگهاست.
به این ترتیب، تصویر از قید فیگور آزاد میشود و به خدمت رؤیتپذیر کردن حرکتهای زندگی درمیآید.
کتاب: دلوز، ایده، زمان
گفتگوی عادل مشایخی و محسن آزموده
انتشارات ناهید
Artist: Wassily Kandinsky
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
میشل آنری شباهتی میان رویکرد زیباییشناختی کاندینسکی و «پدیدهشناسیِ رادیکالِ زندگی» میبیند. او بر این باور است که نقاشیِ غربی تا پیش از دوران پاریسیِ کاندینسکی، غالباً نقاشیِ جهان بوده است. یعنی فیگورها، فرمها یا رنگهایش را از جهان وام میگرفته است. اما کاندینسکی «چیز دیگری» را میخواهد نقاشی کند، یعنی «زندگیِ رؤیتناپذیر» را.
رنگها و فرمها فقط از یک جهت به جهان تعلق دارند، از جهتی دیگر، «جهانی» نیستند؛ یعنی دیگر چهرهای ندارند. آنری از «غیاب چهره» سخن میگوید، زیرا رنگها و فرمها، شورِ محضاند.
کاندینسکی رنگها و فرمها را بر اساس توان عاطفیشان انتخاب میکند. هر رنگ یا فرم بیانگر درجهای از توان است، یک نیرو. امر رؤیتناپذیری که کاندینسکی میخواهد نقاشی کند همین نیروست. پس آنچه نقاش را در کنش نقاشی راهنمایی میکند و منطق حرکات دست او را رقم میزند، سویۀ نیرو-مندانۀ فرمها و رنگهاست.
به این ترتیب، تصویر از قید فیگور آزاد میشود و به خدمت رؤیتپذیر کردن حرکتهای زندگی درمیآید.
کتاب: دلوز، ایده، زمان
گفتگوی عادل مشایخی و محسن آزموده
انتشارات ناهید
Artist: Wassily Kandinsky
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity