This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آذربایجان، تاج سر ایران و خاستگاه بزرگترین قهرمانان ملی ماست. اینکه امروز مشتی متوهم در ترکیه، اسرائیل و جمهوری باکو میخواهند از طریق آذربایجان به ایران ضربه بزنند، تنها نتیجهی نکبت ۵۷ و حکومت ضدایرانی برآمده از آن است. اما کور خواندهاند!
#آذربايجان
https://t.co/40RIAQc3se
@C_B_SHAHZADEH
#آذربايجان
https://t.co/40RIAQc3se
@C_B_SHAHZADEH
💯141👍25❤13🔥1
مقایسه یه اکانت ناشناس با یه خیلی شِناس از نظر آگاهی و بینش سیاسی و سوزوندن اپوزِ دست ساز و فیکِ رژیم اونم سه سال جلوتر از ... !
البته من همچنان معتقدم باید از منوتو حمایت کرد ولی هیچکس و هیچ چیز غیر قابل نقد نیست و منم نه کارمند کیوان عباسیم و نه هرگز واسه لایک و فالور توئیتی زدم و اگه نقدی میکنم از سر دلسوزی و گاهاً ترکوندنِ باد خودبرتر بینی طرفه که کوچکترین اشتباه و عذرخواهی بابت اشتباهش نکرد .
جای بابک وزیر هم خالی ، یکی از بهترین اکانتهای ناشناس توئیتر بود .
#جاویدشاه #پاینده_ایران
🔗 ♣️Adamhesabi♣️ (@adam_hesabi)
@C_B_SHAHZADEH
البته من همچنان معتقدم باید از منوتو حمایت کرد ولی هیچکس و هیچ چیز غیر قابل نقد نیست و منم نه کارمند کیوان عباسیم و نه هرگز واسه لایک و فالور توئیتی زدم و اگه نقدی میکنم از سر دلسوزی و گاهاً ترکوندنِ باد خودبرتر بینی طرفه که کوچکترین اشتباه و عذرخواهی بابت اشتباهش نکرد .
جای بابک وزیر هم خالی ، یکی از بهترین اکانتهای ناشناس توئیتر بود .
#جاویدشاه #پاینده_ایران
🔗 ♣️Adamhesabi♣️ (@adam_hesabi)
@C_B_SHAHZADEH
👍108🔥8
دیدم از آقای "سپاس ریوندی" در مورد اهمیت تاریخی و فرهنگی شاهنامه و کار بزرگی که حکیم طوس فردوسی بزرگ برای ما ایرانیان کرده.
توصیه میکنم حتما بخوانید.
یک فرازش را اول مینویسم و بعد کل متن:
"...روایت فردوسی نبض تپنده یا خاطرهی بازگردندهای است که در تمام مدت سیطرهی اسلام بر ایران مدام به ایرانی یادآوری میکند که تو مسلمان صرف نیستی، تو ایرانی هم هستی، تو تاریخ داری، سنت داری، اسطوره داری، تو آنطور که فاتح مسلمان میگوید موالی (برده) نیستی، تو شاهزادهای.
تا فردوسی هست، ایرانی بخت این را دارد که به خود نهیب بزند و بگوید من شاهزادهام و زندگی لایق گدایان در شأن من نیست".
(متن کامل در توییت بعد)
@SepasReyvandi
بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
فردوسی در مقام مورخ
تاریخنگاری در ایران پس از اسلام با یک مشکل بزرگ مواجه بوده است. مورخ، چه طبری باشد که ایرانی است و به عربی مینویسد، چه یکی از فارسینویسان دربار هند، باید تصمیم بگیرد که تاریخ جهان را از کجا شروع کند. از حضرت آدم؟ یا از کیومرث شاه؟
در روایت اسلامی جهان از آدم و حوا آغاز میشود و بعد از وقایع هابیل و قابیل از طریق شیث و نوح و ابراهیم و موسی و... به ظهور اسلام و وقایع پس از آن میرسد. در این سلسله هیچ جایی برای شاهان افسانهای کیانی و شاهان تاریخی ساسانی نیست. از سوی دیگر، روایت دیگری از تاریخ جهان در دست است که از کیومرث در مقام نخستین انسان آغاز میشود و با نقشآفرینی مشی و مشیانه، هوشنگ و جمشید و شاهان کیان به دارا و سکندر (داریوش سوم و اسکندر) و اشکانیان و ساسانیان میرسد. این دو روایت از تاریخ اساطیری جهان تنها در نقطهی پایان (ختم نبوت بر پیامبر اسلام و فروپاشی ساسانیان و دین ایرانی) با هم تلاقی میکنند. دو خط اغلب موازی هستند که قرنهای قرن اگر هم برخوردی دارند، تصادمی ندارند. (یهودیان با کورش و داریوش و خشایارشا برخوردی دارند و آن را در کتاب مقدس خود منعکس کردهاند اما اینها تاریخ قوم یهود است و در کتاب مقدس مسلمانان منعکس نیست). وقتی نوحِ قرآن در کشتی مینشیند که تمام جهان را آب ببرد کمترین صحبتی از ایرانیان نیست و معلوم نیست آنها چه دینی دارند و بالاخره سوار کشتی میشوند یا نه. وقتی جمشید وَرِ جمکَرد (نوعی پناهگاه زیرزمینی) را میسازد که نوع انسان را از طوفان نجات دهد، خبری از انبیاء بنیاسرائیل و قرآن نیست.
در واقع ما در اینجا با دو نظام اسطورهای/تاریخی متفاوت و غیرخویشاوند طرفیم، نظام سامی که روایت عربی/قرآنی یکی از شاخههای آن است و نظامی آریایی که روایت ایرانی یکی از شاخههای آن است. مورخان اغلب برای حل این مشکل به نوعی پارهدوزی و وصلهپینه متوسل شدهاند. کمی از این و کمی از آن گفتهاند. مونتاژ موازی کردهاند و در مواردی مثلاً گفتهاند جمشید همان نوح است، به آن نشان که میبینیم هر دو برای نجات بشر از طوفان چیزی ساختهاند.
در جهان اسلام، برای مورخ میان این دو گزینه چندان "انتخاب"ی در بین نبود. اگر کسی تاریخ جهان را از کیومرث آغاز میکرد، طبعاً با روایت قرآنی در تعارض قرار میگرفت و مرتد شناخته میشد و معلوم نبود چه بر سرش بیاید. در واقع مشکل مورخان این بود که چطور ضمن تمکین به روایت قرآنی آفرینش از آدم تا خاتم، در آن میان جایی هم برای شاهان افسانهای و تاریخی ایرانی باز کنند، با این تذکر که آنچه ما امروز افسانهای مینامیم (از قبیل جمشید) از نظر آنها تاریخی بوده است. کم نبودند کسانی که به کلی روایت ایرانی را حذف و خیال خودشان را راحت میکردند. اینان مسلمانانی بودند که جهان برایشان از آدم و حوا در بهشت آغاز میشد و به روزگار خودشان میرسید. اما یک نفر هم بود که تصمیمی متفاوت گرفت: فردوسی
او که به زعم خودش تاریخ مینوشت، نه داستان و افسانه، در کتاب خود، اسطورهی آفرینش سامی را به کلی حذف میکند. در روایت وی از آفرینش جهان و انسان، کوچکترین اثری از باغ عدن و وسوسهی آدم و غیره نیست. در روایت سامی نخستین انسان (آدم) پیامبر است، در کتاب او نخستین انسان (کیومرث) شاه است، زیرا در اسطورهی ایرانی پدر یک قوم شاه است، حال آنکه در اساطیر سامی پدر یک قوم پیامبر است. امت یهود عملاً اختراع موسی است و امت اسلام عملاً اختراع محمد. اما قوم ایرانی -اگرچه فردوسی به نخستین انسان بودن کیومرث تصریح نمیکند- با کیومرث شاه آغاز میشود و روایت وی با داستان هوشنگ و فریدون و جمشید و کیکاووس و غیره ادامه مییابد، تا سرانجام برسد به بخشهایی که تاریخی است، یعنی همان آخرین هخامنشیان (دارا) و اشکانیان و ساسانیان و با مرگ یزدگرد، آخرین شاه ایران، تمام شود.
به جسارت عجیبی که در پس این تصمیم است، کمتر توجه شده. اما روایت فردوسی نبض تپنده یا خاطرهی بازگردندهای است که در تمام مدت سیطرهی اسلام بر ایران مدام به ایرانی یادآوری میکند تو مسلمان صرف نیستی، تو ایرانی هم هستی، تو تاریخ
توصیه میکنم حتما بخوانید.
یک فرازش را اول مینویسم و بعد کل متن:
"...روایت فردوسی نبض تپنده یا خاطرهی بازگردندهای است که در تمام مدت سیطرهی اسلام بر ایران مدام به ایرانی یادآوری میکند که تو مسلمان صرف نیستی، تو ایرانی هم هستی، تو تاریخ داری، سنت داری، اسطوره داری، تو آنطور که فاتح مسلمان میگوید موالی (برده) نیستی، تو شاهزادهای.
تا فردوسی هست، ایرانی بخت این را دارد که به خود نهیب بزند و بگوید من شاهزادهام و زندگی لایق گدایان در شأن من نیست".
(متن کامل در توییت بعد)
@SepasReyvandi
بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
فردوسی در مقام مورخ
تاریخنگاری در ایران پس از اسلام با یک مشکل بزرگ مواجه بوده است. مورخ، چه طبری باشد که ایرانی است و به عربی مینویسد، چه یکی از فارسینویسان دربار هند، باید تصمیم بگیرد که تاریخ جهان را از کجا شروع کند. از حضرت آدم؟ یا از کیومرث شاه؟
در روایت اسلامی جهان از آدم و حوا آغاز میشود و بعد از وقایع هابیل و قابیل از طریق شیث و نوح و ابراهیم و موسی و... به ظهور اسلام و وقایع پس از آن میرسد. در این سلسله هیچ جایی برای شاهان افسانهای کیانی و شاهان تاریخی ساسانی نیست. از سوی دیگر، روایت دیگری از تاریخ جهان در دست است که از کیومرث در مقام نخستین انسان آغاز میشود و با نقشآفرینی مشی و مشیانه، هوشنگ و جمشید و شاهان کیان به دارا و سکندر (داریوش سوم و اسکندر) و اشکانیان و ساسانیان میرسد. این دو روایت از تاریخ اساطیری جهان تنها در نقطهی پایان (ختم نبوت بر پیامبر اسلام و فروپاشی ساسانیان و دین ایرانی) با هم تلاقی میکنند. دو خط اغلب موازی هستند که قرنهای قرن اگر هم برخوردی دارند، تصادمی ندارند. (یهودیان با کورش و داریوش و خشایارشا برخوردی دارند و آن را در کتاب مقدس خود منعکس کردهاند اما اینها تاریخ قوم یهود است و در کتاب مقدس مسلمانان منعکس نیست). وقتی نوحِ قرآن در کشتی مینشیند که تمام جهان را آب ببرد کمترین صحبتی از ایرانیان نیست و معلوم نیست آنها چه دینی دارند و بالاخره سوار کشتی میشوند یا نه. وقتی جمشید وَرِ جمکَرد (نوعی پناهگاه زیرزمینی) را میسازد که نوع انسان را از طوفان نجات دهد، خبری از انبیاء بنیاسرائیل و قرآن نیست.
در واقع ما در اینجا با دو نظام اسطورهای/تاریخی متفاوت و غیرخویشاوند طرفیم، نظام سامی که روایت عربی/قرآنی یکی از شاخههای آن است و نظامی آریایی که روایت ایرانی یکی از شاخههای آن است. مورخان اغلب برای حل این مشکل به نوعی پارهدوزی و وصلهپینه متوسل شدهاند. کمی از این و کمی از آن گفتهاند. مونتاژ موازی کردهاند و در مواردی مثلاً گفتهاند جمشید همان نوح است، به آن نشان که میبینیم هر دو برای نجات بشر از طوفان چیزی ساختهاند.
در جهان اسلام، برای مورخ میان این دو گزینه چندان "انتخاب"ی در بین نبود. اگر کسی تاریخ جهان را از کیومرث آغاز میکرد، طبعاً با روایت قرآنی در تعارض قرار میگرفت و مرتد شناخته میشد و معلوم نبود چه بر سرش بیاید. در واقع مشکل مورخان این بود که چطور ضمن تمکین به روایت قرآنی آفرینش از آدم تا خاتم، در آن میان جایی هم برای شاهان افسانهای و تاریخی ایرانی باز کنند، با این تذکر که آنچه ما امروز افسانهای مینامیم (از قبیل جمشید) از نظر آنها تاریخی بوده است. کم نبودند کسانی که به کلی روایت ایرانی را حذف و خیال خودشان را راحت میکردند. اینان مسلمانانی بودند که جهان برایشان از آدم و حوا در بهشت آغاز میشد و به روزگار خودشان میرسید. اما یک نفر هم بود که تصمیمی متفاوت گرفت: فردوسی
او که به زعم خودش تاریخ مینوشت، نه داستان و افسانه، در کتاب خود، اسطورهی آفرینش سامی را به کلی حذف میکند. در روایت وی از آفرینش جهان و انسان، کوچکترین اثری از باغ عدن و وسوسهی آدم و غیره نیست. در روایت سامی نخستین انسان (آدم) پیامبر است، در کتاب او نخستین انسان (کیومرث) شاه است، زیرا در اسطورهی ایرانی پدر یک قوم شاه است، حال آنکه در اساطیر سامی پدر یک قوم پیامبر است. امت یهود عملاً اختراع موسی است و امت اسلام عملاً اختراع محمد. اما قوم ایرانی -اگرچه فردوسی به نخستین انسان بودن کیومرث تصریح نمیکند- با کیومرث شاه آغاز میشود و روایت وی با داستان هوشنگ و فریدون و جمشید و کیکاووس و غیره ادامه مییابد، تا سرانجام برسد به بخشهایی که تاریخی است، یعنی همان آخرین هخامنشیان (دارا) و اشکانیان و ساسانیان و با مرگ یزدگرد، آخرین شاه ایران، تمام شود.
به جسارت عجیبی که در پس این تصمیم است، کمتر توجه شده. اما روایت فردوسی نبض تپنده یا خاطرهی بازگردندهای است که در تمام مدت سیطرهی اسلام بر ایران مدام به ایرانی یادآوری میکند تو مسلمان صرف نیستی، تو ایرانی هم هستی، تو تاریخ
🧵 Thread • FixupX
Sheldon (@patrick_jane77)
بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
فردوسی در مقام مورخ
تاریخنگاری در ایران پس از اسلام با یک مشکل بزرگ مواجه بوده است. مورخ، چه طبری باشد که ایرانی است و به عربی مینویسد، چه یکی از فارسینویسان دربار هند، باید تصمیم بگیرد که تاریخ جهان را از کجا شروع کند. از حضرت…
فردوسی در مقام مورخ
تاریخنگاری در ایران پس از اسلام با یک مشکل بزرگ مواجه بوده است. مورخ، چه طبری باشد که ایرانی است و به عربی مینویسد، چه یکی از فارسینویسان دربار هند، باید تصمیم بگیرد که تاریخ جهان را از کجا شروع کند. از حضرت…
💯76👍10🔥1
بعضی اکانتها توئیتر را با تراپی اشتباه گرفتهاند. مینویسد از فلان چیز ننویس. به این تفکر میگویند سوگیری و بایاس در اندیشه. در این مملکت اتفاقات مهم و غیرمهم میافتد و کار سیاسی نویس بازتاب مهمات است. آذربایجان، خراسان و فارس همگی مهماند. نسبت ما و ایران، نسبت کبک و برف نیست.
🔗 Libertad 🜲 (@UomoMees)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 Libertad 🜲 (@UomoMees)
@C_B_SHAHZADEH
👍94🔥4
هرکجای دنیا باشید، در هر سن، در هر پوشش دیر یا زود به پای میز محاکمه خواهید نشست !
خونشوری، ابتذال شر و همکاری با ج.ا تاوان خواهد داشت .
رو نوشت به
#فرقه_جنون
خبربمال، کارشناسان و مزدوران دهان اجارهای .
@C_B_SHAHZADEH
خونشوری، ابتذال شر و همکاری با ج.ا تاوان خواهد داشت .
رو نوشت به
#فرقه_جنون
خبربمال، کارشناسان و مزدوران دهان اجارهای .
@C_B_SHAHZADEH
👍129👏9🔥5🕊4😢2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره و چقدر عالی❤️☺️
امضای فرمان اجرایی برای امنتر کردن انتخابات
▪️طبق این فرمان، بودجه ایالتهایی که انتخاباتشون رو بطور اساسی و قانونی امن نمیکنند کاسته و قطع میشود و وزارت دادگستری جرایم انتخاباتی رو جدی پیگیری خواهد کرد.
▪️باید مدرک معتبر شهروندی آمریکا برای ثبتنام رأیدهندهها نشون داده شود
▪️ایالتهایی که بعد از روز انتخابات توی انتخابات فدرال آرا رو میشمرن، برخورد میشود
▪️هر نوع دخالت خارجی توی انتخابات پیگرد قانونی میشود
▪️فرمان اجرایی قبلی بایدن که سازمانهای فدرال رو تبدیل به پایگاه افزایش رأی دموکراتها کرده بود، لغو میشه
در چند هفته آینده کارهای بیشتری هم قراره انجام بشه.
🔗 Baharak (@Baharak_Irani)
@C_B_SHAHZADEH
امضای فرمان اجرایی برای امنتر کردن انتخابات
▪️طبق این فرمان، بودجه ایالتهایی که انتخاباتشون رو بطور اساسی و قانونی امن نمیکنند کاسته و قطع میشود و وزارت دادگستری جرایم انتخاباتی رو جدی پیگیری خواهد کرد.
▪️باید مدرک معتبر شهروندی آمریکا برای ثبتنام رأیدهندهها نشون داده شود
▪️ایالتهایی که بعد از روز انتخابات توی انتخابات فدرال آرا رو میشمرن، برخورد میشود
▪️هر نوع دخالت خارجی توی انتخابات پیگرد قانونی میشود
▪️فرمان اجرایی قبلی بایدن که سازمانهای فدرال رو تبدیل به پایگاه افزایش رأی دموکراتها کرده بود، لغو میشه
در چند هفته آینده کارهای بیشتری هم قراره انجام بشه.
🔗 Baharak (@Baharak_Irani)
@C_B_SHAHZADEH
👍119👏20🔥3
این نقاشی را به عردوغان نشان بدهید و بگویید ملتایران به کنار، تنها مردم تبریز برای به خاک مالیدن پوزهٔ تو و همفکرانت کافیست تا دیگه ککهخوری نکنی مرتیکه لانتوری: #ShutupErdogan
🔗 CharliChaplin (@CahrliChaplin)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 CharliChaplin (@CahrliChaplin)
@C_B_SHAHZADEH
👍163👌27🥰4🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشا شیراز و مردم باحالش
ظاهرا آمار خطر گازگرفتی و خفگی در اثر استفاده از منقل و ذغال و پیکنیک دیده شده در اقامتگاه نوروزی بین چادرهای مسافرتی مهمانان نوروزی
دم آتش نشانی شیراز گرم که نگران جان مهمانان نوروزی هست
🔗 امیر آریان(طنزنوشت)♕𓃬☼ (@yaamaashitaa)
@C_B_SHAHZADEH
ظاهرا آمار خطر گازگرفتی و خفگی در اثر استفاده از منقل و ذغال و پیکنیک دیده شده در اقامتگاه نوروزی بین چادرهای مسافرتی مهمانان نوروزی
دم آتش نشانی شیراز گرم که نگران جان مهمانان نوروزی هست
🔗 امیر آریان(طنزنوشت)♕𓃬☼ (@yaamaashitaa)
@C_B_SHAHZADEH
👍144❤29👏12🔥1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادگاه شاه شاهان کوروش بزرگ پراز شکوه وعظمت، خانواده ی بلوچ در دل پارسه ببینین ولذت ببرین
🔗 جسی بی خدا (@jesibikhoda)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 جسی بی خدا (@jesibikhoda)
@C_B_SHAHZADEH
❤217👏15👍8😢4
واقعا این عن و گوه ها را از کجا پیدا می کنید؟
مردم توی ایران دارند زجرکش میشن، کشور نابود شده، آب و برق نیست، کار نیست، شغل نیست، امید و آینده نیست، حتی آزادی پوشش هم نیست اما یک تاپاله گوه را می آورید از رژیم جنایتکار دفاع کنه که حجاب قانون است و مردم باید رعایت کنند!
تف، تف، تف
🔗 Robert (@mollah)
@C_B_SHAHZADEH
مردم توی ایران دارند زجرکش میشن، کشور نابود شده، آب و برق نیست، کار نیست، شغل نیست، امید و آینده نیست، حتی آزادی پوشش هم نیست اما یک تاپاله گوه را می آورید از رژیم جنایتکار دفاع کنه که حجاب قانون است و مردم باید رعایت کنند!
تف، تف، تف
🔗 Robert (@mollah)
@C_B_SHAHZADEH
👌142🔥20👍19👏3❤1
پروژه بودن توماج که تابلو بود. خوبی سوختن توماج این بود که دگوریهای زیادی را خواهد سوزاند. در همین چند دقیقهای که من در تایملاین دیدم یکی آن گاوه شهروز و حالا نادر سلطانپور. نوروز با برکتی بود. اکانت [جان وحشی] کازینسکی هم با چماق نادر قاضیپور طاقت نیاورد و خود را سوزاند.
🔗 Libertad 🜲 (@UomoMees)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 Libertad 🜲 (@UomoMees)
@C_B_SHAHZADEH
❤97👍50🔥5🥰2🤩2
🔗 ⚔️🌹Parisa The Warrior🌹⚔️ (@pari_D_warrior):
دستاورد سایبری؟ دیگه مردم از اون واضحتر میخواستند شعار بدند؟
اتفاقا سم فضای مجازی تو و امثال تو هستید که دو دسته با مردم میجنگید. به هر اکت و فعالیتشون علیه رژیم یه انگ و برچسب میزنید و تخطئهشون میکنید.
جز مشتی خائن پستفطرت متوهم هیچی نیستید حرومزادههای دوزاری.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 توماج صالحی🌋 (@OfficialToomaj):
زیاد روی دستآوردهای سایبریتون حساب باز نکنید، واقعیتِ جامعهی ایران اختلاف زیادی با فضای مجازیِ مسمومش داره.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
چی شده؟ امروز دوباره نُطقت باز شده! دستورات جدید رسیده یا اینکه دوباره از فرط سوزش به عربدهکشی افتادی؟
فعلاً که چه تو واقعیت جامعه ایران و چه تو فضای مجازی، تو رو به عنوان یک #توله_مجاهد آدمفروش و عامل رژیم میشناسن و از توس تا حافظیه و پاسارگاد، یکصدا #پهلوی رو فریاد میزنن.
🔗 برای نجات گربه (@YouWillNotLast)
@C_B_SHAHZADEH
دستاورد سایبری؟ دیگه مردم از اون واضحتر میخواستند شعار بدند؟
اتفاقا سم فضای مجازی تو و امثال تو هستید که دو دسته با مردم میجنگید. به هر اکت و فعالیتشون علیه رژیم یه انگ و برچسب میزنید و تخطئهشون میکنید.
جز مشتی خائن پستفطرت متوهم هیچی نیستید حرومزادههای دوزاری.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 توماج صالحی🌋 (@OfficialToomaj):
زیاد روی دستآوردهای سایبریتون حساب باز نکنید، واقعیتِ جامعهی ایران اختلاف زیادی با فضای مجازیِ مسمومش داره.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
چی شده؟ امروز دوباره نُطقت باز شده! دستورات جدید رسیده یا اینکه دوباره از فرط سوزش به عربدهکشی افتادی؟
فعلاً که چه تو واقعیت جامعه ایران و چه تو فضای مجازی، تو رو به عنوان یک #توله_مجاهد آدمفروش و عامل رژیم میشناسن و از توس تا حافظیه و پاسارگاد، یکصدا #پهلوی رو فریاد میزنن.
🔗 برای نجات گربه (@YouWillNotLast)
@C_B_SHAHZADEH
👍119❤15
مرام فردوسی
دو قرن جنایت دو قرن سکوت و دو قرن برگهای پاره شده تاریخ نخواهد توانست حقیقت تلخ را پنهان کند. زمانی که پدر را گردن زدن؛ مادر را زیر تجاوز کشتند و دختر و پسر را به بردگی بردند. ولی ناگهان فرمانروایی بزرگ از سیستان سر بر آورد که شوربختانه کمتر کسی
او را همانگونه که بود می شناسد یعقوب پسر لیث که او را رادمان پور ماهک می نامند. او را رستهم (رستم) لقب دادند همانند همه تنومندان سیستان که این لقب را می گرفتند. مردی که با لشکریانش برای سرنگونی خلیفه تا نزدیک بغداد هم رفت. از زیرکی او هر چه بگوییم کم گفته ایم.
با بر آمدن رادمان دوباره حس وطنپرستی در ایرانیان زنده شد و کم کم مردم سر بر آوردند. زبان پارسی که کم کم در حال نابودی بود دوباره به فرمان او زبان دولتی شد. به فرمان او نسخ بجا مانده از کتاب خداینامه از گوشه گوشه ایران گردآوری شد رو نویسی شد و برای نگهداری
به چند آتشکده برجا مانده فرستاده شد. پس از سالها مردی بزرگ به نام دقیقی آغازگر چکامه سرایی حماسی با کمک خداینامه شد که کار او نیمه ماند و پس از او فردوسی بزرگ پا در این میدان نهاد. قهرمان او نه از طوس و خراسان بلکه از سیستان بود و نامش لقب یعقوب لیث بود رستم
بیشتر شاهنامه از روی کتاب خداینامه سروده شده است و به نوعی بیانگر تاریخ باستان است ولی این نکته نباید فراموش شود که کتاب خداینامه تکه پاره شده بوده و هر بخشش از جایی پیدا شده و سرهم شده بنابراین وقتی یک تاریخ نگار به داستانهای شاهنامه نگاه می اندازد زمان تاریخی آنرا
درک نمی کند و در یک داستان گاها داستان چند شخصیت گنجانده شده است و نامها جابجا شده است برای همین واکاوی زمانی شاهنامه بسیار دشوار است. البته چکامه هایی که بعدها هم به آن افزوده شده است می تواند دلیل دیگری بر این دشواری دانست. شاهنامه درخت تنومند وطنپرستی و بیگانه ستیزی هست که
نهال آنرا یعقوب صفاری کاشت. یکی از اشعاری که به فردوسی منتسب می کنند شعری درباره امام اول شیعیان هست که صد درصد این سروده کار فردوسی نیست چون در آن زمان دین مردم سنی بوده است و همچنین حاکمین اهل سنت بودند و خود را حاکم دینی می دانستند. از چکامه های فردوسی میشود دانست که
او تمایلی به اسلام نداشته است (مانند بسیاری از دانشمندان اون دوران). حالا میرسیم به شعری درباره پیامبر مسلمانان که به احتمال زیاد کار فردوسی هست. او بر خلاف میلش آنرا برای حفاظت از کتاب و جانش سروده هست. (وقتی الان سلفی ها و داعشی ها اینجوریند خدا میداند آنزمان چگونه بودند) .
اینکار او قابل درک هست وقتی که من تاریخ پژوه در دوره معاصر برای حفظ آرامگاه کورش بزرگ از دست متحجرین با دلیل و استناد ثابت نمی کنم که او ذوالقرنین نیست و ذوالقرنین لقب پادشاهی دیگریست
فردوسی یک وطنپرست بود یک ایرانی که عاشق مردم و سرزمینش بود. بدون شک او یک زرتشتی بود. مردی بزرگ از سرزمین آریاها
یادش جاودان
@C_B_SHAHZADEH
دو قرن جنایت دو قرن سکوت و دو قرن برگهای پاره شده تاریخ نخواهد توانست حقیقت تلخ را پنهان کند. زمانی که پدر را گردن زدن؛ مادر را زیر تجاوز کشتند و دختر و پسر را به بردگی بردند. ولی ناگهان فرمانروایی بزرگ از سیستان سر بر آورد که شوربختانه کمتر کسی
او را همانگونه که بود می شناسد یعقوب پسر لیث که او را رادمان پور ماهک می نامند. او را رستهم (رستم) لقب دادند همانند همه تنومندان سیستان که این لقب را می گرفتند. مردی که با لشکریانش برای سرنگونی خلیفه تا نزدیک بغداد هم رفت. از زیرکی او هر چه بگوییم کم گفته ایم.
با بر آمدن رادمان دوباره حس وطنپرستی در ایرانیان زنده شد و کم کم مردم سر بر آوردند. زبان پارسی که کم کم در حال نابودی بود دوباره به فرمان او زبان دولتی شد. به فرمان او نسخ بجا مانده از کتاب خداینامه از گوشه گوشه ایران گردآوری شد رو نویسی شد و برای نگهداری
به چند آتشکده برجا مانده فرستاده شد. پس از سالها مردی بزرگ به نام دقیقی آغازگر چکامه سرایی حماسی با کمک خداینامه شد که کار او نیمه ماند و پس از او فردوسی بزرگ پا در این میدان نهاد. قهرمان او نه از طوس و خراسان بلکه از سیستان بود و نامش لقب یعقوب لیث بود رستم
بیشتر شاهنامه از روی کتاب خداینامه سروده شده است و به نوعی بیانگر تاریخ باستان است ولی این نکته نباید فراموش شود که کتاب خداینامه تکه پاره شده بوده و هر بخشش از جایی پیدا شده و سرهم شده بنابراین وقتی یک تاریخ نگار به داستانهای شاهنامه نگاه می اندازد زمان تاریخی آنرا
درک نمی کند و در یک داستان گاها داستان چند شخصیت گنجانده شده است و نامها جابجا شده است برای همین واکاوی زمانی شاهنامه بسیار دشوار است. البته چکامه هایی که بعدها هم به آن افزوده شده است می تواند دلیل دیگری بر این دشواری دانست. شاهنامه درخت تنومند وطنپرستی و بیگانه ستیزی هست که
نهال آنرا یعقوب صفاری کاشت. یکی از اشعاری که به فردوسی منتسب می کنند شعری درباره امام اول شیعیان هست که صد درصد این سروده کار فردوسی نیست چون در آن زمان دین مردم سنی بوده است و همچنین حاکمین اهل سنت بودند و خود را حاکم دینی می دانستند. از چکامه های فردوسی میشود دانست که
او تمایلی به اسلام نداشته است (مانند بسیاری از دانشمندان اون دوران). حالا میرسیم به شعری درباره پیامبر مسلمانان که به احتمال زیاد کار فردوسی هست. او بر خلاف میلش آنرا برای حفاظت از کتاب و جانش سروده هست. (وقتی الان سلفی ها و داعشی ها اینجوریند خدا میداند آنزمان چگونه بودند) .
اینکار او قابل درک هست وقتی که من تاریخ پژوه در دوره معاصر برای حفظ آرامگاه کورش بزرگ از دست متحجرین با دلیل و استناد ثابت نمی کنم که او ذوالقرنین نیست و ذوالقرنین لقب پادشاهی دیگریست
فردوسی یک وطنپرست بود یک ایرانی که عاشق مردم و سرزمینش بود. بدون شک او یک زرتشتی بود. مردی بزرگ از سرزمین آریاها
یادش جاودان
@C_B_SHAHZADEH
❤111👍16