🍏کانال 🍎 سـرتخت🍏
1.35K subscribers
6.17K photos
1.18K videos
126 files
146 links
اخبار روز سرتخت📰
مطالب آموزنده📑


لطفا از ارسال پست سیاسی خودداری فرمایید

آی دی ادمین اصلی جهت ارسال هرگونه پیشنهاد یا انتقاد
👇👇👇👇👇
@ayavarisartakht
Download Telegram
🍏 کانال 🍎 سرتخت 🍏:
امید خسروی عزیز،
کارزار شما با عنوان «درخواست تغییر تایم کاری میدان میوه و تره بار کرمانشاه به روال قبل» تأیید و با موفقیت منتشر شد:
https://www.karzar.net/348799

با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاع‌رسانی کنید و از آنها برای جمع‌آوری امضا کمک بگیرید.
#منفعل_نباشیم.

قابل توجه باغداران محترم منطقه دینور هر کانالی از منطقه دینور مارو دنبال می‌کند تو کانال خود لینک بالا رو درج کند که شاید میدانبار کرمانشاه دوباره به روال قبلی خود برگرده .
سود همه ما باغداران در این کار است .

(((فقط وارد لینک بالا شوید توی گوگل رأی خود را ثبت کنید)))

👆👆👆👆👆👆👆👆

لطفاً وارد لینک بالا شوید و امضا کنید

🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
📖بعدا هیچ وقت نرسید.......

پدرم توی روستای سرتخت یه باغ میوه داشت و بیشتر وقتش رو اونجامی‌گذروند.
آخرین باری که من با همسر و بچه‌هام رفتیم روستا، پدرم خیلی خوشحال شد. وقتی رسیدیم، با روی باز اومد استقبالمون. معلوم بود از اومدنمون ذوق کرده.
بعد از سلام و احوال‌پرسی و کمی خوش‌وبش، تصمیم گرفتیم بریم باغ.
قبل از اینکه ما برسیم، پدرم استخر باغ رو تمیز کرده بود تا بچه ها بیشتر لذت ببرن.
وقتی به باغ رسیدیم، پدر و همسرم آتیش روشن کردن تا چای درست کنیم و ناهار آماده بشه. کمی بعد، با پدرم رفتیم میوه بچینیم. میوه‌های خوب رو جدا می‌کرد و مدام می‌گفت: «اینو بردار، این خوبه. اینو بذار برای بچه‌ها.»
چند ساعتی اونجا بودیم و خیلی بهمون خوش گذشت.

الان که فکر می‌کنم، عجیب‌ترین قسمت ماجرا اینه که اون روز هیچ‌کس نمی‌دونست این آخرین باریه که قراره همه با هم توی اون باغ باشیم.

موقع برگشتن، پدرم مثل همیشه ما رو بدرقه کرد. خداحافظی کردیم و راه افتادیم. من هم مثل همیشه گفتم: «دوباره میایم.»
اما دیگه دوباره‌ای در کار نبود.
چند روز بعد، پدرم کرونا گرفت. اومد کرمانشاه و یک هفته توی بیمارستان بستری شد. بعد از یک هفته از دنیا رفت.
باغ هنوز هست. درخت‌ها هنوز هستن. میوه‌ها دوباره می‌رسن و من و بچه‌ها باز هم به اون باغ می‌ریم.

ولی پدرم دیگه نیست.

گاهی با خودم می‌گم کاش اون روز می‌دونستم آخرین باره. کاش بیشتر کنارش می‌نشستم. بیشتر باهاش حرف می‌زدم. بیشتر نگاهش می‌کردم. شاید حتی یه عکس بیشتر باهاش می‌گرفتم.
ولی واقعیت اینه که هیچ‌کس نمی‌دونه کدوم دیدار، آخرین دیداره.

ما همیشه فکر می‌کنیم برای دیدن پدر و مادرمون وقت هست. می‌گیم: «فردا زنگ می‌زنم، هفته بعد می‌رم، بعداً بیشتر کنارشون می‌شینم.»

اما گاهی «بعداً» هیچ‌وقت نمی‌رسه.
من از رفتن پدرم یه چیز رو خیلی خوب فهمیدم؛ تا وقتی پدر و مادرمون کنارمون هستن، باید قدرشون رو بدونیم. باید بیشتر بهشون سر بزنیم، بیشتر باهاشون حرف بزنیم و محبت‌مون رو برای یه وقت دیگه نگه نداریم.

چون ممکنه یه روز، همون جایی که با پدرت خندیدی و خوش گذروندی، دوباره وایسی و فقط خاطره‌ش رو به یاد بیاری.
و هیچ‌چیز برای من تلخ‌تر از این نیست که بدونم اون شادی دیگه هیچ‌وقت تکرار نمی‌شه.

✍️خانم بتول مرادی-کرمانشاه

@dowrehamysartakht

@sartakht1404
❤7😭4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎓 دعوت به یک جشن باشکوه

دانش‌آموزان سرتخت، با شوق و افتخار، از شما دعوت می‌کنند تا در مراسم تجلیل از دانشجویان و دانش‌آموزان برتر علمی روستای سرتخت همراه ما باشید.

📅 زمان: پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۴ بعدازظهر

  مکان: دبستان زنده‌یاد صحبت‌اله یاوری سرتختی

حضورتان، گرمی‌بخش این جشن و مشوقی برای آینده‌سازان روستای ماست.

@dowrehamysartakht

@sartakht1404
❤7👌1
#گم_شده

یک عدد چادر نیسان برزنتی به رنگ مشکی در مسیر روستای سادول به سمت سرتخت از روی ماشین افتاده و گم شده است.

از یابنده محترم خواهشمندیم با شماره زیر تماس بگیرد:


📞 09107421709  احمدی

@dowrehamysartakht
❤1
📖برای خودت نگهش دار

بعضی آدم‌ها وقتی از زندگی‌مان می‌روند، فقط خودشان نمی‌روند؛ انگار بخشی از روزهای خوبمان را هم با خودشان می‌برند. بعد می‌مانیم و خاطراتی که هر بار به سراغشان می‌رویم، لبخندی روی لبمان می‌نشانند و هم‌زمان دلمان را به درد می‌آورند.
پدرشوهرم مردِ باغ بود؛ مردِ درخت‌ها، میوه‌ها و روزهای سبز.
باغش برای من فقط جایی پر از درخت و میوه نبود. انگار گوشه‌ای از دنیای خودش بود؛ دنیایی که وقتی من و همسرم واردش می‌شدیم، چهره‌اش از شادی روشن می‌شد.
هر وقت من و همسرم با هم به باغ می‌رفتیم، از دیدنمان خیلی خوشحال می‌شد. از دور صدایمان می‌زد و با همان لحن صمیمی و دوست‌داشتنی‌اش می‌گفت:
«بیا اینجا، یه لحظه کارت دارم.»
من و همسرم نزدیکش می‌شدیم و چند دقیقه‌ای کنارش می‌ماندیم. اما من بعدها فهمیدم آن «یه لحظه کارت دارم» بیشتر از اینکه کاری باشد، بهانه‌ای برای دیدن ما و کنار هم بودن بود.
گاهی نگاهش را میان شاخه‌ها می‌چرخاند و بهترین سیب سرخ را انتخاب می‌کرد. سیبی که از میان همه زیباتر بود. آن را با دست خودش از درخت می‌چید و بعد، گاهی دور از چشم بقیه، آرام در دست من می‌گذاشت و می‌گفت:
«این برای خودته... نگهش دار، بخور.»
آن لحظه شاید برای او خیلی معمولی بود.
یک سیب بود و چند کلمه‌ی ساده.
اما برای من، آن سیب فقط یک سیب نبود.
محبت بود.
توجه بود.
یک جور دوست داشتنِ بی‌صدا بود.
او شاید هیچ‌وقت نمی‌نشست و با حرف‌های بزرگ از محبتش بگوید؛ اما من محبتش را در همان سیبی می‌دیدم که از میان تمام میوه‌های باغ انتخاب می‌کرد و به دستم می‌داد.
چه روزهای ساده و قشنگی بودند...
من و همسرم می‌رفتیم باغ، او ما را می‌دید و خوشحال می‌شد، صدایمان می‌زد و چند دقیقه‌ای کنارمان می‌ماند.
و من، بدون اینکه آن روزها بدانم، داشتم خاطره‌هایی را جمع می‌کردم که بعدها قرار بود برایم از گرانبهاترین چیزهای زندگی باشند.
امروز که به آن روزها فکر می‌کنم، بیشتر از هر چیز دلم برای صدایش تنگ می‌شود.
برای همان صدایی که از میان درخت‌ها می‌آمد:
«بیا اینجا، یه لحظه کارت دارم.»
دلم می‌خواهد دوباره یک روز به باغ برگردم، من و همسرم وارد شویم و او را ببینم که از دیدنمان خوشحال می‌شود.
دلم می‌خواهد دوباره دستش را ببینم که میان شاخه‌ها می‌رود، بهترین سیب سرخ را انتخاب می‌کند و آن را در دست من می‌گذارد.
این بار اما، قبل از اینکه سیب را بگیرم، دلم می‌خواهد به او بگویم:
«می‌دانی؟ من آن سیب‌ها را فقط به خاطر شیرینی‌شان دوست نداشتم؛ به خاطر دستی دوست داشتم که آنها را برای من می‌چید.»
شاید سیب خیلی زود خورده می‌شد.
اما محبتش هیچ‌وقت تمام نشد.
حالا اگر روزی چشمم به یک سیب سرخ و زیبا بیفتد، قبل از اینکه به طعمش فکر کنم، یاد او می‌افتم.
یاد باغش.
یاد روزهایی که من و همسرم را می‌دید و خوشحال می‌شد.
یاد صدایش.
و یاد آن جمله‌ی ساده:
«این برای خودته... نگهش دار.»
بعضی آدم‌ها نمی‌دانند کوچک‌ترین کارهایشان چطور می‌تواند تا سال‌ها در قلب آدمی باقی بماند.
او شاید فکر می‌کرد فقط یک سیب به من داده است.
اما من امروز می‌دانم که او چیزی خیلی بزرگ‌تر به من هدیه داده بود:
یک خاطره‌ی شیرین از دوست داشته شدن.
و چه زیباست که گاهی یک عمر،
عطرِ محبتِ یک آدم،
در خاطره‌ی یک سیب سرخ باقی می‌ماند. ❤️

✍️عروس سرتخت از کرمانشاه 🥰🌹

@dowrehamysartakht
❤1
📖این یه داستانه که شاید شنیده باشین شایدم براتون آشنا باشه

میگن اون قدیم‌ترا وقتی هنوز جاده‌ها این‌قدر قیر و آسفالت نبود و صدای موتور ماشین‌ها آرامش دشت دینور رو به‌هم نمی‌ریخت یه آبادی بود به اسم سرتخت اون بالادست دینور جایی که خنکای کوهستان همیشه با آدم حرف میزنه

قصه از اونجا شروع میشه که میگن باغ‌های سرتخت باغ‌های معمولی نبودن آدمیزاد وقتی میرفت تو اون باغا دلش نمیخواست بیاد بیرون هواش یه جوری بود انگار اکسیژن خالص قاطیِ عطر خاک نم‌خورده شده بود اما اصل ماجرا مال سیباش بود

یه جور سیب داشتن به اسم سیب سرتخت که پوستش مثل لپِ بچه از سرما گل‌انداخته سرخ سرخ بود نه از اون سیب‌های بازاری و واکس‌زده که وقتی گاز میزنی انگار داری لاستیک میجوی نه اینا وقتی می‌چیدیشون پوستشون نازک بود و عطری داشتن که تا سه تا خونه اون‌ورتر هم میپیچید

پیرمردای آبادی میگفتن این سیبا یه راز دارن میگفتن اون قدیم‌ترا یه کشاورز پیری بود که اسمش یاد هیچ‌کس نمانده این بنده خدا خیلی دست‌به‌خیر بود هر سال که فصل برداشت میشد قبل از اینکه حتی یه دانه سیب بفروشه میرفت سبد سبد سیب جمع میکرد و میذاشت دم در خانه ی فقیر و غنی ابادی بی اینکه کسی بفهمه کی بوده میگفتن وقتی دستش به شاخه‌های درخت می‌خورد انگار درخت حس میکرد این آدم با عشق داره میوه‌هاشو پرورش میده.

یه سال خشکسالی شد همه باغا خشکید رودخانه‌ها ته کشیدن مردم ناامید بودن که دیگه هیچ‌چیزی از درختای سرتخت درنمیاد اما باغ اون پیرمرد هنوز پربار بود سیباش نه تنها خشک نشدن بلکه شیرین‌تر از همیشه بودن. مردم آبادی جمع شدن رفتن سراغش گفتن عمو تو چیکار میکنی؟ چطور درختا خشک نشدن؟

پیرمرد فقط خندید و یه سیبِ سرخ گذاشت تو دست بزرگ ابادی گفت این درختا تشنه آب نبودن تشنه‌ی محبت بودن وقتی بهشان فکر کنی وقتی برای دل بقیه بکاریشان اونا هم برات سنگ تمام میذارن

حالا که سال‌ها گذشته و خیلی چیزا عوض شده هنوزم که هنوزه میگن اگه گذارت به سرتخت دینور بیفته و یه سیب از اون باغا بخوری مزه‌اش با هر سیبی فرق میکنه انگار یه شیرینی خاص داره که مستقیم میشینه رو دل آدم قدیمیا میگن اون شیرینی همون خیرات قدیمیه که هنوز توی خاک این سرزمین مونده

ما که ندیدیم ولی میگن کسی که اون سیبا رو بخوره دیگه هیچ‌وقت دلش نمیخواد از دینور دل بکنه نمیدونم راسته یا نه ولی هر بار که میرم اون سمتا یه حالی میشم که انگار دارم برمیگردم خونه‌ی خودم

شما هم اگه یه بار گذارتون افتاد بگردین دنبال اون سرخی خاص پیداش که کردین گاز که زدین یاد اون پیرمرد و اون محبت قدیمی بیفتین شاید یه ذره از اون خوشبختی هم نصیب شما شد


✍️خانم نادیا سلیمی

@dowrehamysartakht
❤4
🔴 اطلاعیه

قابل توجه اهالی محترم روستای سرتخت

به اطلاع میرساند قرارست فردا چهارشنبه زباله های داخل روستای سرتخت جمع آوری و دفن شود، لذا خواهشمند است هر کس به نحوی که ممکن است ( با آوردن تراکتور، بیل یا هر وسیله دیگری)مارا در این راستا  کمک و همیاری نماید.

با تشکر دهیاری سرتخت

@dowrehamysartakht

@sartakht1404
👍4👏2
🌾 درو گندم؛ روایت برکت

صدای داس در میان خوشه‌های طلایی گندم، نویدبخش فصل برداشت و برکت است. خدا قوت به دروگران زحمتکش که با دستان پینه‌بسته، حاصل ماه‌ها تلاش را برداشت می‌کنند. 🌾

@dowrehamysartakht

@sartakht1404
❤1
.......دلم برات تنگ شده مادربزرگ............

مادر بزرگ عزیزم تو بزرگ ترین دروغ شیرین
زندگی ام را به من گفتی ،تو در آخرین ثانیه های بودنت هم نخواستی کسی برایت بی تابی کنند
تو ما را آرام میکردی اما خودت را
به دست سرنوشت سپردی سرنوشتی که حتی مهلت یک خداحافظی ساده هم
به ما نداد .
میدونم چقدر با هرامدنم چشم به درمیدوختی و با ذوقی که درچشمانت بود منتظرم می ماندی 🖤
دیگر تکرار نخواهند شود ان دست
های لرزان و مهربانی که موقع رفتن
برایم تکان میدادی
ان نگاه پر از دعا و نگرانی که تا اخرین
قدم کوچه دنبالم می امد ...
کاش میشد زمان را به عقب
بر گرداند
که فقط یک بار دیگر اغوش پرمهرت
را حس میکردم، دست هایی که
با هر لمس تمام درد های دنیا را از تنم بیرون می‌کرد ،
همیشه دستت در جیب خودت بود تا مبادا باری روی دوش کسی باشی

،
کاش برای رفتن انقدر عجله
نمیکردی مادربزرگ عزیزم


سرتخت مراقب خاطرات من با مادربزرگم باش 🖤
t_y

@dowrehamysartakht

@sartakht1404
❤5🙏1
احتراماً از عموم مردم شریف سرتخت دعوت می‌شود  امروز ساعت ۴ بعدازظهر با حضور در مراسم تجلیل از دانشجویان و دانش‌آموزان برتر علمی، ضمن ارج نهادن به تلاش‌های علمی فرزندان این دیار، موجب دلگرمی و تشویق آنان برای ادامه مسیر موفقیت باشید.

@dowrehamysartakht
❤5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گوشه‌هایی از چهارمین مراسم تجلیل از دانش‌آموزان و دانشجویان برتر علمی سرتخت؛ آیینی برای پاسداشت تلاش، دانش و موفقیت فرزندان این دیار.

در این مراسم، لحظاتی از افتخار، شادی و همراهی خانواده‌ها و مهمانان را به تصویر کشیدیم.

📽️ تیزر اصلی مراسم نیز پس از آماده‌سازی، در کانال سرتخت قرار داده خواهد شد.

@dowrehamysartakht
❤10🙏1
بسمه تعالی

تقدیر و سپاس

جناب مهندس یاوری، مهندس شهبازی و سرکار خانم آزادی گرامی

بدین‌وسیله بر خود لازم می‌دانم از حضور ارزشمند و همراهی صمیمانه شما در جشن موفقیت، صمیمانه قدردانی نمایم.

بی‌تردید، حضور بزرگوارانی چون شما به این لحظه‌ها اعتبار و گرمی بخشید و دانش‌آموزان و دانشجویان را در رسیدن به این دستاورد، دلگرم و امیدوار ساخت.

همچنین از عوامل برگزاری مراسم کمال تشکر و قدردانی دارم.

از درگاه خداوند متعال، توفیق روزافزون، سلامتی و سربلندی برای شما آرزومندم و امیدوارم همواره در مسیر خدمت و تعلیم و تربیت، موفق و مؤید باشید.

با احترام

جعفر مرادی

@dowrehamysartakht
❤1
درود بر مردم فهیم، با فرهنگ و سختکوش سرتخت

ضمن قدردانی از همه کسانی که ما را در این روزها همراهی کرده اند و با حمایت بی دریغ خود، در اجرای بهتر مراسم کوشیدند سپاسگزاریم و به صورت ویژه از کارگروه برگزاری مراسم که ساعت ها تلاش کردند که چند ساعت خاطره انگیز برای شما عزیزان ایجاد شود نهایت قدردانی خود را اعلام می داریم.

از برادر بزرگوارم جناب آقای مهندس یاوری که با انرژی مضاعف، در تکاپوی رسایی نام پر آوازه سرتخت می باشد دست مریزاد می‌گوییم و برایش سلامتی، آرزوی بهروزی و موفقیت در مسیر خیرخواهی و توجه به خلق خدا را داریم.

آنچه که همه ما را در پیشبرد اهداف متعالی کمک می کند توجه به کار تیمی است که مردم عزیز سرتخت، آن را به خوبی فرا گرفته‌اند و به امید خداوند،  روزهای روشن در انتظار همگی ما در سایه هم اندیشی و هم دلی رقم خواهد خورد.

در این روزها که شاهد تغییرات فاحش برنامه های آموزشی، بودیم پایه های یازدهم رشته های نظری موفق به اخذ کارنامه نشده اند و در این کارزار رقابتی به دور ماندند ما به هیچ وجه نمی خواهیم حضور شما را نادیده بگیریم بلکه در صدد هستیم سه نفر منتخب را معرفی کنیم و در زمان مقتضی از شما به اتفاق پذیرفته شدگان برتر کنکور سراسری تجلیل نماییم.

هر زمان که کارنامه های شما آماده شد آن را ارسال فرمایید خاطر نشان می گردد صرفاً دانش آموزان پایه یازدهم نظری ( ریاضی فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی) شامل می گردد.

و در پایان، باید عرض کنم برای بار اول و در آینده تکرار آن، در راستای شکوفایی و ارتقاء فرهنگی، یک نفر از اهالی روستای سرتخت، آقا یا خانم که عملکرد بهتری در طول سال داشته را انتخاب کرده که ضمن معرفی به همگان از ایشان تجلیل، می نماییم.

در پناه خداوند باشید

مهندس رضا شهبازی _ خانم افسانه آزادی

@dowrehamysartakht
❤7
هزاران درود بر دوست بسیار عزیزمان، مهندس مجید یاوری

خدا حفظت کند، بزرگ‌مرد؛ که هر ساله و درست در بزنگاه، دل فرزندان معصوم و شایسته منطقه زیبای سرتخت را ــ با مردمانی فوق‌العاده، باصداقت و قدرشناس ــ شاد می‌کنی.
توصیف صحنه‌های فوق‌العاده و حماسی این مراسم و واکنش‌های زیبا و عاطفی دانش‌آموزان و دانشجویان دختر و پسر و خانواده‌های محترم آنان، حقیقتاً دشوار است.
مطمئناً از میان این نونهالان، نوجوانان و جوانان سرتخت، به واسطه ایجاد انگیزه و تقویت حس رقابت و تلاش، نخبگانی ایران‌ساز به جامعه معرفی خواهند شد.
به جناب آقای مهندس یاوری و همه بزرگوارانی که در راستای برگزاری این مراسم ارزشمند و خداپسندانه تلاش کرده‌اند، خسته‌نباشید عرض می‌کنم و از درگاه خداوند منان، برای روح پاک و ملکوتی پدر و مادر گرامی آقا مجید یاوری طلب آمرزش دارم؛ پدر و مادری که فرزندی خلف و بااصالت پرورش دادند و به‌درستی نام نیک خود و منطقه سرتخت را جاودانه کردند.
با ارادت

کیومرث سفیدی

نماینده پیشکسوتان فوتبال استان کرمانشاه

@dowrehamysartakht
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری چهارمین مراسم تجلیل از دانشجویان و دانش‌آموزان برتر علمی سرتخت

در روز پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵، چهارمین مراسم تجلیل از دانشجویان و دانش‌آموزان برتر علمی روستای سرتخت، با حضور اهالی روستا، مسئولان بخش دینور، فرهنگیان و خانواده‌های گرامی دانشجویان و دانش‌آموزان، در محل دبستان زنده‌یاد صحبت‌اله یاوری سرتختی برگزار شد.

این مراسم با قرائت آیاتی چند از قرآن مجید آغاز شد و در ادامه، برنامه‌های متنوعی با اجرای دانش‌آموزان، از جمله دل‌نوشته‌ی دانش‌آموزی، شعر طنز کردی و اجرای نمایش، فضای مراسم را دلنشین و خاطره‌انگیز کرد.

در بخش دیگری از این برنامه، خیرین گرانقدر، بخشدار دینور و رئیس آموزش و پرورش دینور به ایراد سخنرانی پرداختند و بر اهمیت علم‌آموزی، حمایت از دانش‌آموزان و دانشجویان و نقش خانواده‌ها و خیرین در پیشرفت علمی نسل جوان تأکید کردند.

در پایان مراسم نیز، از دانشجویان و دانش‌آموزان برتر علمی سرتخت با اهدای جوایز تقدیر به عمل آمد؛ آیینی ارزشمند که با هدف ارج نهادن به تلاش‌های علمی فرزندان روستای سرتخت، ایجاد انگیزه در نسل جوان و تقویت فرهنگ علم و دانش برگزار شد.

@dowrehamysartakht
❤5
🌧️ هشدار نسبت به بارش‌های سنگین از ۲۰ مهرماه
🗓 ۱۴۰۵/۰۶/۳۰
بر اساس پیش‌بینی‌های بلندمدت
هواشناسی، از اوایل مهرماه روند تغییرات جوی در منطقه زاگرس آغاز خواهد شد و به‌تدریج گستره بارش‌ها افزایش می‌یابد.

🔹 ۶ تا ۱۲ مهر: آغاز تغییرات بارشی در زاگرس
🔹 ۱۳ تا ۱۹ مهر: گسترش چتر بارشی و افزایش بارش‌ها در مناطق مختلف
🔹 ۲۰ تا ۲۶ مهر: احتمال وقوع بارش‌های سنگین، به‌ویژه در زاگرس شمالی و میانی

🌧️ در این بازه، احتمال بارش تجمعی ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌متر در بخش‌هایی از زاگرس پیش‌بینی شده و مدیریت روان‌آب‌ها و آمادگی در برابر بارش‌های شدید اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت.

🍂 همچنین از ۲۷ مهر تا ۳ آبان، کاهش دما و گسترش بارش‌ها در سراسر کشور پیش‌بینی شده است. در غرب کشور نیز به‌دلیل شدت بارش‌ها، دما می‌تواند حدود ۱ تا ۳ درجه کمتر از نرمال باشد.

⚠️ توجه: این پیش‌بینی‌ها بلندمدت هستند و با نزدیک شدن به تاریخ موردنظر، امکان تغییر در زمان، شدت و میزان بارش وجود دارد.

🌧️ پاییز امسال می‌تواند متفاوت و پربارش آغاز شود؛ آماده باشیم.

@dowrehamysartakht
❤4
به نام خالق هستی

جناب آقای مهندس یاوری، مهندس شهبازي و سرکار خانم افسانه آزادی

خواستم صمیمانه از شما بابت برگزاری و حمایت از جشنواره تجلیل از دانش‌آموزان و دانشجویان روستای سرتخت، تشکر و قدردانی کنم.

از شما سپاسگزارم که با برگزاری چنین جشنواره‌ای،رقابتی سالم ایجاد کردید تا توانایی بچه ها بیشتر دیده شود. این کار شما واقعا ارزشمند و قابل تقدیر است.

جناب مهندس یاوری سپاسگزارم که با چنین نیت خیری، در پیشرفت دانش آموزان یاری کردید.

دایی و زندایی عزيزم، از شما تقدیر و تشکر می‌کنم که با هدفی ارزشمند به شکوفایی توانایی دانش آموزان و دانشجویان، همراهی و حمایت کردید.

از همه‌ی برگزارکنندگان و عزیزانی که برای برگزاری این جشنواره زحمت کشیدند، صمیمانه تشکر می‌کنم.امیدوارم این گام مؤثر در سال‌های آینده هم ادامه داشته باشد و شاهد موفقیت‌ها و پیشرفت‌های بیشتر بچه ها باشیم.

از محبت، حمایت و وقتی که برای بچه ها گذاشتید، صمیمانه سپاسگزارم.

النا مرادی

@dowrehamysartakht
👏7❤1
به نام خدا

🎓چهارمین جشن تجلیل از دانش‌آموزان و دانشجویان سرتخت، در ۲۶ شهریور، به لطف خدا و همراهی مردم عزیز و خونگرم سرتخت، با خوبی و شکوه برگزار شد.

از تک‌تک بچه‌های عزیز، خانواده‌های محترم و همه مردم دوست‌داشتنی سرتخت که با حضور و محبتشان این روز را به خاطره‌ای زیبا تبدیل کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

دیدن لبخند بچه‌ها و شادی در چشمانشان، برای من بزرگ‌ترین پاداش این راه است.

امیدوارم این چراغ روشن، سال‌به‌سال پرنورتر شود و شاهد موفقیت و سربلندی فرزندان عزیز سرتخت باشیم.

با تمام عشق و ارادت به مردم عزیز سرتخت

مجید یاوری سرتختی

با افتخار، فرزند سرتخت

@dowrehamysartakht
❤4🙏2
سرکار خانم آزادی،مهندس شهبازی و مهندس یاوری عزیز

از صمیم قلب بابت برگزاری این جشنواره ارزشمند و توجهی که به رشد و آینده‌ی دانش‌آموزان و دانشجویان این روستا دارید، تشکر و قدردانی می‌کنم. اینکه بخشی از وقت و انرژی خودتون رو برای پیشرفت و انگیزه دادن به نسل جوان اختصاص دادید، واقعاً قابل احترام و ارزشمنده.
اهدای کتاب چهار اثر هم انتخاب بسیار زیبایی بود؛ امیدوارم این کتاب برای همه‌ی بچه‌ها شروعی برای فکرهای تازه، باور بیشتر به خودشون و قدم‌های محکم‌تر در مسیر آینده شون باشه..

کارهایی از این جنس شاید در ظاهر یک جشنواره یا یک کتاب باشند، اما می‌تونند تأثیر بزرگی در مسیر زندگی یک نفر ایجاد کنند. امیدوارم این حرکت ارزشمند ادامه‌دار باشه و بچه‌ها پای سوگندی که امضا کردن بمونن که هر سال افراد بیشتری رو برای ساختن آینده‌ای بهتر همراه خودش کنه.

از شما بابت این دغدغه و تلاش ارزشمندتون صمیمانه سپاسگزارم و براتون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

«کیمیا سلطانی»

@dowrehamysartakht
❤3👍2