سلام
شنبه تون به زیبایي گـل
قلبتون به زلالي آب
ڪارهاي روزمرهتون روان وجاري چون جویبار
یـه دنیا خوشبختي براي تك تك شما عزیزان آرزومندم
مثل گـل شاداب باشید
روزتون شاد و زیبا
@dowrehamysartakht
شنبه تون به زیبایي گـل
قلبتون به زلالي آب
ڪارهاي روزمرهتون روان وجاري چون جویبار
یـه دنیا خوشبختي براي تك تك شما عزیزان آرزومندم
مثل گـل شاداب باشید
روزتون شاد و زیبا
@dowrehamysartakht
کاش سوره ای به اسم پدر بود
که اینگونه اغاز شود:
قسم بر پینه دستانت ، که بوی نان میدهد.
قسم بر بغض فرو خرده ات که شانه ی کوه را لرزاند.
و قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیرپایت نیست.
@dowrehamysartakht
که اینگونه اغاز شود:
قسم بر پینه دستانت ، که بوی نان میدهد.
قسم بر بغض فرو خرده ات که شانه ی کوه را لرزاند.
و قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیرپایت نیست.
@dowrehamysartakht
از عارف کاسبی پرسیدند:
چگونه دراین کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟!
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش،مرا در هرسوراخی که باشم پیدامیکند
چگونه فرشته روزیش مرا گم میکند.
@dowrehamysartakht
چگونه دراین کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟!
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش،مرا در هرسوراخی که باشم پیدامیکند
چگونه فرشته روزیش مرا گم میکند.
@dowrehamysartakht
✍ برای اینکه کسی را بشناسی
قبل از اینکه سیلوی خودت را به او ببخشی
مُشتی گندم به او قرض بده !!
@dowrehamysartakht
قبل از اینکه سیلوی خودت را به او ببخشی
مُشتی گندم به او قرض بده !!
@dowrehamysartakht
خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت...
خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهاي بسته برو
چون خدای "تو"و "یوسف" یکی ست..
@dowrehamysartakht
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت...
خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهاي بسته برو
چون خدای "تو"و "یوسف" یکی ست..
@dowrehamysartakht
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ، ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ...
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ...
ﻣﻮﺟﯽ آمد و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ...
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ"
بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد، حسرت نخور
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد...
@dowrehamysartakht
ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ...
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ...
ﻣﻮﺟﯽ آمد و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ...
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ"
بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد، حسرت نخور
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد...
@dowrehamysartakht
تاسیس شرکت عذرخواهی به جای دیگران در ژاپن جنجال به پا کرد. این شرکت به ازای دریافت پول از مردم برای افرادی که دوست ندارند از دیگران شخصا عذرخواهی کنند به جای آنها عذرخواهی میکند!
@dowrehamysartakht
@dowrehamysartakht
میگویند روزی مرد کشک سابی نزد شیخ بهائی رفت و از بیکاری و درماندگی شکوه نمود و از او خواست تا اسم اعظم را به او بیاموزد، چون شنیده بود کسی که اسم اعظم را بداند درمانده نشود و به تمام آرزوهایش برسد.
شیخ مدتی او را سر گرداند و بعد به او میگوید اسم اعظم از اسرار خلقت است و نباید دست نااهل بیافتد و ریاضت لازم دارد و برای این کار به او دستور پختن فرنی را یاد میدهد و میگوید آن را پخته و بفروشد بصورتی که نه شاگرد بیاورد و نه دستور پخت را به کسی یاد دهد.
مرد کشک ساب میرود و پاتیل و پیاله ای میخرد شروع به پختن و فروختن فرنی میکند و چون کار و بارش رواج میگیرد طمع کرده و شاگردی میگیرد و کار پختن را به او میسپارد. بعد از مدتی شاگرد میرود بالا دست مرد کشک ساب دکانی باز میکند و مشغول فرنی فروشی میشود به طوری که کار مرد کشک ساب کساد میشود.
کشک ساب دوباره نزد شیخ بهائی میرود و با ناله و زاری طلب اسم اعظم میکند. شیخ چون از چند و چون کارش خبردار شده بود به او میگوید:
«تو راز یک فرنیپزی را نتوانستی حفظ کنی حالا میخواهی راز اسم اعظم را حفظ کنی؟
برو همون کشکت را بساب.
@dowrehamysartakht
شیخ مدتی او را سر گرداند و بعد به او میگوید اسم اعظم از اسرار خلقت است و نباید دست نااهل بیافتد و ریاضت لازم دارد و برای این کار به او دستور پختن فرنی را یاد میدهد و میگوید آن را پخته و بفروشد بصورتی که نه شاگرد بیاورد و نه دستور پخت را به کسی یاد دهد.
مرد کشک ساب میرود و پاتیل و پیاله ای میخرد شروع به پختن و فروختن فرنی میکند و چون کار و بارش رواج میگیرد طمع کرده و شاگردی میگیرد و کار پختن را به او میسپارد. بعد از مدتی شاگرد میرود بالا دست مرد کشک ساب دکانی باز میکند و مشغول فرنی فروشی میشود به طوری که کار مرد کشک ساب کساد میشود.
کشک ساب دوباره نزد شیخ بهائی میرود و با ناله و زاری طلب اسم اعظم میکند. شیخ چون از چند و چون کارش خبردار شده بود به او میگوید:
«تو راز یک فرنیپزی را نتوانستی حفظ کنی حالا میخواهی راز اسم اعظم را حفظ کنی؟
برو همون کشکت را بساب.
@dowrehamysartakht
🔥تحلیل جالب یک بهورز از میز
🔻میز اداری انواع مختلفی داره،هنوزم میزفلزی وجود داره ولی جنس اکثرمیزها ازچوبه که همونهاهم خیلی متفاوته مثلا برای ساخت بعضی میزها ازMDFاستفاده شده وبعضی دیگه از لترون بی کیفیت (میز،کارگرای کارمندنما)
🔻ولی1سری میزهست که باتمام این میزها تفاوت داره،جنسش ازچوب روسی مرغوبه،رنگ قهوه ای براق، ومعمولا1چرم خیلی شیک بعضی جاهاش کشیده شده!
این نوع میز ،که تو هر اداره تعدادبسیارکمی از اون وجود داره، از1فناوری خاص استفاده شده که شاید کار همون روسها باشه!
🔻این میز طوری طراحی شده که بعضی افراد وقتی پشتش بشینن رفتارشون دچار تغییرات عجیبی میشه!
🔻بعضیا قدرت شنوایی وبعضی بیناییشون دچار اشکال میشه،حتی 1سری افراد دچار اختلال حواس میشن!
🔻مثلا طرف توراهروی اداره به شمامیرسه کلی تحویلت میگیره ولی وقتی میری تواتاقش وایشون پشت میزنشسته،10بارسلامش میکنی،انگاراصلا متوجه شمانمیشه!
🔻بعضی میزا قدرت چسبندگی بالایی داره،طوری که طرف رو برای سالیان دراز به خودش میچسبونه وخدای نکرده ،انگار قراره باهمین میز ببرنش سمت قبرستان!
🔻کاش استفاده ازمیزممنوع میشد ومثلا تو اتاق هرکارمند1فرش پهن میکردن،اینطوری اگه کسی هم دچاراختلال حواس شد، ارباب رجوع بهش دسترسی داره وشاید با1تلنگر،طرف حواسش جمع بشه!
@dowrehamysartakht
🔻میز اداری انواع مختلفی داره،هنوزم میزفلزی وجود داره ولی جنس اکثرمیزها ازچوبه که همونهاهم خیلی متفاوته مثلا برای ساخت بعضی میزها ازMDFاستفاده شده وبعضی دیگه از لترون بی کیفیت (میز،کارگرای کارمندنما)
🔻ولی1سری میزهست که باتمام این میزها تفاوت داره،جنسش ازچوب روسی مرغوبه،رنگ قهوه ای براق، ومعمولا1چرم خیلی شیک بعضی جاهاش کشیده شده!
این نوع میز ،که تو هر اداره تعدادبسیارکمی از اون وجود داره، از1فناوری خاص استفاده شده که شاید کار همون روسها باشه!
🔻این میز طوری طراحی شده که بعضی افراد وقتی پشتش بشینن رفتارشون دچار تغییرات عجیبی میشه!
🔻بعضیا قدرت شنوایی وبعضی بیناییشون دچار اشکال میشه،حتی 1سری افراد دچار اختلال حواس میشن!
🔻مثلا طرف توراهروی اداره به شمامیرسه کلی تحویلت میگیره ولی وقتی میری تواتاقش وایشون پشت میزنشسته،10بارسلامش میکنی،انگاراصلا متوجه شمانمیشه!
🔻بعضی میزا قدرت چسبندگی بالایی داره،طوری که طرف رو برای سالیان دراز به خودش میچسبونه وخدای نکرده ،انگار قراره باهمین میز ببرنش سمت قبرستان!
🔻کاش استفاده ازمیزممنوع میشد ومثلا تو اتاق هرکارمند1فرش پهن میکردن،اینطوری اگه کسی هم دچاراختلال حواس شد، ارباب رجوع بهش دسترسی داره وشاید با1تلنگر،طرف حواسش جمع بشه!
@dowrehamysartakht
اطلاعیه
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷
قابل توجه اهالی محترم روستاهای سرتخت و سنگ سفید :
خانم دکتر صمدی متخصص اطفال ساکن آمریکا که هم اکنون در روستای سرتخت بسر می برد، فردا در خانه بهداشت سرتخت آماده ویزیت رایگان میباشد. لذا از والدین محترم تقاضا مندم کودکانی که بیمار هستن یا در مورد سلامتی آنها نگرانی دارند فردا 96/8/21 از ساعت 8:30 به بعد به خانه بهداشت سرتخت مراجعه کنند.
لطفا اطلاع رسانی کنید. ممنونم
@dowrehamysartakht
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷
قابل توجه اهالی محترم روستاهای سرتخت و سنگ سفید :
خانم دکتر صمدی متخصص اطفال ساکن آمریکا که هم اکنون در روستای سرتخت بسر می برد، فردا در خانه بهداشت سرتخت آماده ویزیت رایگان میباشد. لذا از والدین محترم تقاضا مندم کودکانی که بیمار هستن یا در مورد سلامتی آنها نگرانی دارند فردا 96/8/21 از ساعت 8:30 به بعد به خانه بهداشت سرتخت مراجعه کنند.
لطفا اطلاع رسانی کنید. ممنونم
@dowrehamysartakht
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
اینم لوک خوش شانس و متخصص قارچ شناسی
استعداد عجیبی در پیدا کردن قارچ داره و او کسی نیست به جز آقای غلامرضا رنجبر سرتختی 😊😉
ارسال آقای افشار رنجبر سرتختی
@dowrehamysartakht
اینم لوک خوش شانس و متخصص قارچ شناسی
استعداد عجیبی در پیدا کردن قارچ داره و او کسی نیست به جز آقای غلامرضا رنجبر سرتختی 😊😉
ارسال آقای افشار رنجبر سرتختی
@dowrehamysartakht
#14
چالش عکس بچه 😍
جوایز 🎁🎉
نفر اول 800000 تومان 1⃣
نفر دوم 500000 تومان 2⃣
نفر سوم 300000 تومان 3⃣
شرکت در چالش با مدرک واریز جوایز 🔰
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQDPKwE0BrutqGX7Q
چالش عکس بچه 😍
جوایز 🎁🎉
نفر اول 800000 تومان 1⃣
نفر دوم 500000 تومان 2⃣
نفر سوم 300000 تومان 3⃣
شرکت در چالش با مدرک واریز جوایز 🔰
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQDPKwE0BrutqGX7Q
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
لطفا وارد اون کانال بشید و به عکس شماره 14 رای بدید تا برنده بشه. چون سرتختیه و به رای شما نیاز داره. ممنون
لطفا وارد اون کانال بشید و به عکس شماره 14 رای بدید تا برنده بشه. چون سرتختیه و به رای شما نیاز داره. ممنون
حکایتی_خواندنی
دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت. پیرمرد شادمان گوشه های دامن را گره زده و میرفت و در راه با پرودرگار خود سخن میگفت : ای گشاینده گره های ناگشوده ، گره از گره های زندگی ما بگشای . . .
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت. او با ناراحتی گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز؟
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
و نشست تا گندمها را از زمین جمع کند که در کمال ناباوری دید ، دانه های گندم بر روی ظرفی از طلا ریخته است!
ندا آمد که :
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه . . .
@dowrehamysartakht
دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت. پیرمرد شادمان گوشه های دامن را گره زده و میرفت و در راه با پرودرگار خود سخن میگفت : ای گشاینده گره های ناگشوده ، گره از گره های زندگی ما بگشای . . .
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت. او با ناراحتی گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز؟
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
و نشست تا گندمها را از زمین جمع کند که در کمال ناباوری دید ، دانه های گندم بر روی ظرفی از طلا ریخته است!
ندا آمد که :
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه . . .
@dowrehamysartakht
🔴طرح تحول سلامت با 18 هزار میلیارد بدهی در آستانه سقوط
🔰طرح بزرگ تحول نظام سلامت که با سر و صدای زیاد در دولت نخست روحانی در دست اجرا قرار گرفت و حاشیههای زیادی آفرید، مدتی است که در سکوت خبری در دست جرح و تعدیل قرار گرفته و از امتیازاتش کاسته میشود؛ اتفاقی که منتقدان این طرح پیشتر درباره آن هشدار داده بودند.
🔻علاوه بر برچیدن خدمات این طرح در مراکز غیردولتی، تعرفههای پزشکان نیز مدتی است که تغییرات چشمگیری یافته و به افزایش سهم پرداختی بیماران منجر شده و اشکالات دیگری به آن سنجاق شده که نارضایتی بخش هایی در جامعه پزشکان را هم به دنبال داشته است. مجموعه اتفاقاتی که این باور را به وجود آورده که طرح تحول نظام سلامت در سراشیبی سقوط قرار گرفته است.
🔻از همه این موارد مهم تر آنجاست که بدانیم در نتیجه اجرای این طرح، #بدهی 18 هزار میلیارد تومانی به بار آمده است که احتمالا رفع و رجوع آن به این زودی ها ممکن نباشد.
🔻بدهی کلانی که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی از آن خبر دادهاند تا مشخص شود که این بار نیز به مانند طرح مسکن مهر، یک ایده خوب و ضروری با ندادنم کاری های بزرگ به بیراهه رفته و زیان بار شده است.
🔻هشدارهایی ( امثال پزشکیان، نائب رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی از روز نخست اجرای این طرح نسبت به وقوعش در آینده هشدار داده بودند.)که تاکید داشت اختصاص بودجه به بخش درمان و سرازیر کردن منابع طرح به جیب پزشکان و بیمارستان ها اشتباه است و طرح تحول نظام سلامت، میبایست بخش سلامت را هدف قرار دهد نه بخش درمان را. هشدارهایی که شنیده نشد تا در نهایت انباشت بدهی های فراوان، دولت مردان را مجبور به اعمال تغییراتی در طرح تحول کند که شاهد آنها هستیم.
🔻پاسخگویی نسبت به بدهی های هنگفتی که وزیر و همکارانش برای کشورمان به ارمغان آورده اند و حالا به جای توضیح در خصوص آن و تاکید بر اصلاح اشتباهات با همراهی دیگر نهادها، ترجیح دادهاند سکوت کرده و پرسش های مطرح در افکار عمومی را ندید بگیرند!
@dowrehamysartakht
🔰طرح بزرگ تحول نظام سلامت که با سر و صدای زیاد در دولت نخست روحانی در دست اجرا قرار گرفت و حاشیههای زیادی آفرید، مدتی است که در سکوت خبری در دست جرح و تعدیل قرار گرفته و از امتیازاتش کاسته میشود؛ اتفاقی که منتقدان این طرح پیشتر درباره آن هشدار داده بودند.
🔻علاوه بر برچیدن خدمات این طرح در مراکز غیردولتی، تعرفههای پزشکان نیز مدتی است که تغییرات چشمگیری یافته و به افزایش سهم پرداختی بیماران منجر شده و اشکالات دیگری به آن سنجاق شده که نارضایتی بخش هایی در جامعه پزشکان را هم به دنبال داشته است. مجموعه اتفاقاتی که این باور را به وجود آورده که طرح تحول نظام سلامت در سراشیبی سقوط قرار گرفته است.
🔻از همه این موارد مهم تر آنجاست که بدانیم در نتیجه اجرای این طرح، #بدهی 18 هزار میلیارد تومانی به بار آمده است که احتمالا رفع و رجوع آن به این زودی ها ممکن نباشد.
🔻بدهی کلانی که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی از آن خبر دادهاند تا مشخص شود که این بار نیز به مانند طرح مسکن مهر، یک ایده خوب و ضروری با ندادنم کاری های بزرگ به بیراهه رفته و زیان بار شده است.
🔻هشدارهایی ( امثال پزشکیان، نائب رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی از روز نخست اجرای این طرح نسبت به وقوعش در آینده هشدار داده بودند.)که تاکید داشت اختصاص بودجه به بخش درمان و سرازیر کردن منابع طرح به جیب پزشکان و بیمارستان ها اشتباه است و طرح تحول نظام سلامت، میبایست بخش سلامت را هدف قرار دهد نه بخش درمان را. هشدارهایی که شنیده نشد تا در نهایت انباشت بدهی های فراوان، دولت مردان را مجبور به اعمال تغییراتی در طرح تحول کند که شاهد آنها هستیم.
🔻پاسخگویی نسبت به بدهی های هنگفتی که وزیر و همکارانش برای کشورمان به ارمغان آورده اند و حالا به جای توضیح در خصوص آن و تاکید بر اصلاح اشتباهات با همراهی دیگر نهادها، ترجیح دادهاند سکوت کرده و پرسش های مطرح در افکار عمومی را ندید بگیرند!
@dowrehamysartakht
ساعت سه نیمه شب زنی به من تلفن کرد که قصد خودکشی داشت، اما کنجکاو بود که بداند نظر من در این باره چیست.
با تمام قدرت نظر مخالفم را با این راه حل بیان کردم و نیم ساعت برایش حرف زدم.
در نهایت گفت : بجای اینکه به زندگیش خاتمه دهد به دیدن من به بیمارستان خواهد آمد، اما وقتی مرا دید متوجه شدم حتی یک کلمه از حرف های من در او اثر نکرده است تنها دلیلش برای خودکشی نکردن این بود که تلفن او در نیمه شب نه تنها مرا عصبانی نکرده بود بلکه در نهایت شکیبایی نیم ساعت هم برایش حرف زده بودم به این ترتیب او پی برده بود که دنیایی که در آن چنین از خودگذشتگی اتفاق می افتد به یقین ارزش زیستن دارد..."
✍ دکترویکتور_فرانکل
@dowrehamysartakht
با تمام قدرت نظر مخالفم را با این راه حل بیان کردم و نیم ساعت برایش حرف زدم.
در نهایت گفت : بجای اینکه به زندگیش خاتمه دهد به دیدن من به بیمارستان خواهد آمد، اما وقتی مرا دید متوجه شدم حتی یک کلمه از حرف های من در او اثر نکرده است تنها دلیلش برای خودکشی نکردن این بود که تلفن او در نیمه شب نه تنها مرا عصبانی نکرده بود بلکه در نهایت شکیبایی نیم ساعت هم برایش حرف زده بودم به این ترتیب او پی برده بود که دنیایی که در آن چنین از خودگذشتگی اتفاق می افتد به یقین ارزش زیستن دارد..."
✍ دکترویکتور_فرانکل
@dowrehamysartakht