💎🔹پدیده ای به نام عنبر نسارا (مورد تائید از دوران ابن سینا تا دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی)
عنبر نسارا، پشگل الاغ ماده (به گویش محلی ماچه الاغ) است😑. تعجب نکنید! عنبر نسا سرگین الاغ ماده ای است که در بهار جمع آوری میشود. ابن سینا دود عنبر نسارا را برای بیماریها تجویز میکرد! در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اجزای عنبر نساء با استفاده از روش کروماتوگرافی از یکدیگر جدا شدند و تائید شد که عنبر نسارا خواص آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریال، ضد قارچ و ضد التهابی و خواص ضد میکروبی و ضد باکتریایی دارد! الاغ ماده از فصل بهار از بهترین گیاهان دارویی تغذیه میکند و دود کردن آن در واقع یعنی دود کردن صدها گیاه دارویی مختلف یکجا! این دود هییییچ اثر سوئی بر بیمار ندارد! بوی عنبرنسارا #خوشایند_نیست! اما چرا الاغ ماده؟طبع الاغ ماده خنک است و طبع مریضی و عفونت گرم است. الاغ نر برعکسِ الاغ ماده، طبع گرم دارد. به همین دلیل استفاده از پشگل الاغ نر بیماری را تشدید و پشگل الاغ ماده بیماری را آرام میکند! روش استفاده: پشگل الاغ ماده را که از عطاری تهیه شده مثل اسفند روی آتش میگذارند و دود خارج شده از آن را استنشاق میکنند و یا اجازه میدهند دودِ آن با بدن (بخشی که دچار بیماری شده) تماس داشته باشد! اما دود عنبر نسارا چه میکند؟
💯درمان سرماخوردگی 💯درمان سینوزیت 💯 درمان میگرن و سردرد 💯 درمان کهیر، اگزما، هر نوع خارش پوستی 💯 در درمان و بهبود زخم ختنه معجزه میکند!💯زخمهای پس از سوختگی را از بین میبرد. 💯در درمان خون دماغ مفید است. 💯گوش درد و عفونت گوش را از بین میبرد! 💯صرع را درمان میکند! 💯برای کاهش خونریزی و کوتاه کردن دوره عادت ماهیانه بانوان مفیدست. 💯عفونتهای واژینال را نابود میکند(دود باید با بدن تماس پیدا کند)!💯قارچ پوستی و قارچ واژینال و کیست را نابود میکند! 💯در درمان و کاهش عوارض بواسیر بسیار موثرست. 💯دندان درد را بخصوص اگر ناشی از عفونت باشد کم میکند! 💯دود عنبر نسارا فرآیند زایمان طبیعی را آسان تر خواهد کرد! 💯در دفع جنین مرده از بدن زنان معجزه میکند! 💯مشکلات تنفسی مثل آلرژی فصلی و تنگی نفس را نابود میکند! 💯دانه های آبله مرغان را خشک میکند! 💯گل مژه و عفونت چشم را از بین میبرد! 💯ویروس های معلق در هوا را از بین میبرد و از واگیر بیماری جلوگیری میکند! 💯مخملک، سیاه سرفه و یا یرقان کودک را برطرف میکند. 💯تب خال را برطرف و از ترکیدن تبخال پیشگیری میکند!
@dowrehamysartakht
عنبر نسارا، پشگل الاغ ماده (به گویش محلی ماچه الاغ) است😑. تعجب نکنید! عنبر نسا سرگین الاغ ماده ای است که در بهار جمع آوری میشود. ابن سینا دود عنبر نسارا را برای بیماریها تجویز میکرد! در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اجزای عنبر نساء با استفاده از روش کروماتوگرافی از یکدیگر جدا شدند و تائید شد که عنبر نسارا خواص آنتی اکسیدانی، آنتی باکتریال، ضد قارچ و ضد التهابی و خواص ضد میکروبی و ضد باکتریایی دارد! الاغ ماده از فصل بهار از بهترین گیاهان دارویی تغذیه میکند و دود کردن آن در واقع یعنی دود کردن صدها گیاه دارویی مختلف یکجا! این دود هییییچ اثر سوئی بر بیمار ندارد! بوی عنبرنسارا #خوشایند_نیست! اما چرا الاغ ماده؟طبع الاغ ماده خنک است و طبع مریضی و عفونت گرم است. الاغ نر برعکسِ الاغ ماده، طبع گرم دارد. به همین دلیل استفاده از پشگل الاغ نر بیماری را تشدید و پشگل الاغ ماده بیماری را آرام میکند! روش استفاده: پشگل الاغ ماده را که از عطاری تهیه شده مثل اسفند روی آتش میگذارند و دود خارج شده از آن را استنشاق میکنند و یا اجازه میدهند دودِ آن با بدن (بخشی که دچار بیماری شده) تماس داشته باشد! اما دود عنبر نسارا چه میکند؟
💯درمان سرماخوردگی 💯درمان سینوزیت 💯 درمان میگرن و سردرد 💯 درمان کهیر، اگزما، هر نوع خارش پوستی 💯 در درمان و بهبود زخم ختنه معجزه میکند!💯زخمهای پس از سوختگی را از بین میبرد. 💯در درمان خون دماغ مفید است. 💯گوش درد و عفونت گوش را از بین میبرد! 💯صرع را درمان میکند! 💯برای کاهش خونریزی و کوتاه کردن دوره عادت ماهیانه بانوان مفیدست. 💯عفونتهای واژینال را نابود میکند(دود باید با بدن تماس پیدا کند)!💯قارچ پوستی و قارچ واژینال و کیست را نابود میکند! 💯در درمان و کاهش عوارض بواسیر بسیار موثرست. 💯دندان درد را بخصوص اگر ناشی از عفونت باشد کم میکند! 💯دود عنبر نسارا فرآیند زایمان طبیعی را آسان تر خواهد کرد! 💯در دفع جنین مرده از بدن زنان معجزه میکند! 💯مشکلات تنفسی مثل آلرژی فصلی و تنگی نفس را نابود میکند! 💯دانه های آبله مرغان را خشک میکند! 💯گل مژه و عفونت چشم را از بین میبرد! 💯ویروس های معلق در هوا را از بین میبرد و از واگیر بیماری جلوگیری میکند! 💯مخملک، سیاه سرفه و یا یرقان کودک را برطرف میکند. 💯تب خال را برطرف و از ترکیدن تبخال پیشگیری میکند!
@dowrehamysartakht
ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﻗاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ: ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿ ﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿ ﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿ ﮑﻨﯿﻢ
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ می کنم
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ، ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ حالی که ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ حالی که می توﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﻣﺎ نیز ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترسیم ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
این مطلب رو گذاشتیم زیرا می ترسیم بگویند که گذشته ایران از یاد رفت…
ارسال آقای بهزاد نادری از جزیره قشم
@dowrehamysartakht
ﻗاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ: ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿ ﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿ ﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿ ﮑﻨﯿﻢ
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ می کنم
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ، ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ حالی که ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ حالی که می توﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﻣﺎ نیز ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترسیم ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
این مطلب رو گذاشتیم زیرا می ترسیم بگویند که گذشته ایران از یاد رفت…
ارسال آقای بهزاد نادری از جزیره قشم
@dowrehamysartakht
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙄امداد خودرو ژاپن رو ببینید و مقایسه کنید با امداد خودرو ایران🚨
ارسال آقای ایرج عزیزی سربرزه
@dowrehamysartakht
ارسال آقای ایرج عزیزی سربرزه
@dowrehamysartakht
تنبیه بدنی معلم زبان، دانشآموز مشهدی را بیهوش کرد
▪️روز گذشته دانش آموز پسری که در یکی از دبیرستانهای غیر انتفاعی مشهد تحصیل می کند به دلایل نامعلومی که هنوز در دست بررسی است از سوی معلم زبان ضربه ای به پشت سرش وارد می شود که سقوط وی بر زمین و وارد آمدن ضربه دوم منجر به بیهوشی وی برای مدتی می شود.
کارشناس مسئول ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایت اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی:
▪️اخراج معلم زبانی که اقدام به تنبیه بدنی دانش آموز دبیرستانی در مشهد نموده، قطعی است.
▪️خوشبختانه هم اکنون حال عمومی این دانش آموز مساعد است و با توجه به چکاب های پزشکی تا کنون مشکل خاصی برای وی پیش نیامده است./ ایرنا
@dowrehamysartakht
▪️روز گذشته دانش آموز پسری که در یکی از دبیرستانهای غیر انتفاعی مشهد تحصیل می کند به دلایل نامعلومی که هنوز در دست بررسی است از سوی معلم زبان ضربه ای به پشت سرش وارد می شود که سقوط وی بر زمین و وارد آمدن ضربه دوم منجر به بیهوشی وی برای مدتی می شود.
کارشناس مسئول ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایت اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی:
▪️اخراج معلم زبانی که اقدام به تنبیه بدنی دانش آموز دبیرستانی در مشهد نموده، قطعی است.
▪️خوشبختانه هم اکنون حال عمومی این دانش آموز مساعد است و با توجه به چکاب های پزشکی تا کنون مشکل خاصی برای وی پیش نیامده است./ ایرنا
@dowrehamysartakht
گفتگو با مادر و پسری که پس از ۱۲ سال به هم رسیدند
▪️تنها ٧ سال داشت. از مدرسه تعطیل شد اما مسیر خانهاش را اشتباهی رفت. به خاطر یک فکر بچگانه، راهش را تغییر داد تا کمی دیرتر به خانهشان برود. همین فکر، مسیر زندگیاش را برای همیشه عوض کرد.
▪️سالار پس از آشنایی با یک مرد توانست کار پیدا کند و زندگیاش را بگذراند اما هیچوقت خانوادهاش را فراموش نکرد. بدون شناسنامه روزها و شبها کار کرد و در این میان تمام تلاشش را کرد تا شاید ردی از خانوادهاش پیدا کند. از آنطرف پدر و مادر سالار هم به دنبال سرنخی از پسر کوچکشان بودند اما دیگر دیدن دوباره سالار برایشان به یک رویا تبدیل شده بود.
▪️١٢ سال گذشت. سالار ٧ ساله که حالا دیگر یک پسر ١٩ ساله شده است، در نهایت موفق شد خانوادهاش را پیدا کند. صبح دیروز اهالی روستای احمدآباد مشگینشهر، برای خانواده سلمانی جشن شادی برگزار کردند؛ جشن دیدار فرزند پس از گذشت ١٢ سال./شهروند
@dowrehamysartakht
▪️تنها ٧ سال داشت. از مدرسه تعطیل شد اما مسیر خانهاش را اشتباهی رفت. به خاطر یک فکر بچگانه، راهش را تغییر داد تا کمی دیرتر به خانهشان برود. همین فکر، مسیر زندگیاش را برای همیشه عوض کرد.
▪️سالار پس از آشنایی با یک مرد توانست کار پیدا کند و زندگیاش را بگذراند اما هیچوقت خانوادهاش را فراموش نکرد. بدون شناسنامه روزها و شبها کار کرد و در این میان تمام تلاشش را کرد تا شاید ردی از خانوادهاش پیدا کند. از آنطرف پدر و مادر سالار هم به دنبال سرنخی از پسر کوچکشان بودند اما دیگر دیدن دوباره سالار برایشان به یک رویا تبدیل شده بود.
▪️١٢ سال گذشت. سالار ٧ ساله که حالا دیگر یک پسر ١٩ ساله شده است، در نهایت موفق شد خانوادهاش را پیدا کند. صبح دیروز اهالی روستای احمدآباد مشگینشهر، برای خانواده سلمانی جشن شادی برگزار کردند؛ جشن دیدار فرزند پس از گذشت ١٢ سال./شهروند
@dowrehamysartakht
💢مهارت براي «نه» گفتن
❌مهارت «نه» گفتن يکي از مهمترين مهارتهايي است که نه تنها در اعتياد، بلکه در بسياري از شرايط زندگي به درد ميخورد.در اينجا سه مهارت کاربردي را در همين زمينه متذکر ميشويم:
🛑دستدست کردن:
آنچه نوجوانان به طور طبيعي براي پاسخ منفي به خواستههاي والدين استفاده ميکنند براي نوجوانان همسال نيز کاربرد دارد: «الان نه، باشه واسه بعد!» اما اگر فشار گروه افزايشيافت، نوجوان ميتواند بر سر موضوع مورد احترام بقيه اعضاي گروه عصباني شود: «بسه ديگه! نميخوام کسي منو وادار به کاري بکنه؛ نه شماها، نه هيچکس ديگه! هر موقع دلم خواست، مصرف ميکنم؛ نه ديرتر، نه زودتر!»
🛑خروج موقت:
سه واژه کوچک وجود دارد که بسياري از نوجوانان را به طور غريزي از دام فشارهاي لحظهاي دوستان نجات ميدهد: «بايد برم دستشويي!» جوان با استفاده از اين بهانه ميتواند از محيط گروهي خارج شده و به محلي خصوصي و آرامي برود و به وضوح درباره بهترين کاري که ميتواند انجام دهد يا به بهترين چيزي که ميتواند بگويد تا از شرايط ناخواسته خلاص شود، فکر کند.جوان اغلب پس از بازگشت به جمع همسالان درمييابد که وسوسه قبلياش فروکش کرده و توجه همه به کاري ديگر جلب شده است.
🛑بهانه آوردن:
نوجواني که نميخواهد تسليم مصرف مواد مخدر شود و از سوي ديگر از عواقب اجتماعي «نه» گفتن وحشت دارد، ميتواند يکي از عذرهاي زير را بياورد: «حالم خوب نيست، يه بار مصرف کردم حالم خراب شد» «اگه همين الان به خونه برنگردم، ديگه بهم اجازه بيرون اومدن نميدن»، «پدر و مادرم منو تست مواد مخدر ميکنن.اگر جوابش مثبت باشه، آزاديام رو ازم ميگيرن».
هر چهار جمله ياد شده اگر چه دروغ است اما به نوجوان کمک ميکند تا وقتي که گفتن حقيقت بسيار دشوار است راه متقاعدکنندهاي براي فرار پيدا کند. اگرچه والدين مايلاند تا فرزندشان صادقانه پاسخ منفي بدهد اما قطعا نتيجه اين دروغ خيلي بهتر از نتيجه مصرف موادمخدر است.
@dowrehamysartakht
❌مهارت «نه» گفتن يکي از مهمترين مهارتهايي است که نه تنها در اعتياد، بلکه در بسياري از شرايط زندگي به درد ميخورد.در اينجا سه مهارت کاربردي را در همين زمينه متذکر ميشويم:
🛑دستدست کردن:
آنچه نوجوانان به طور طبيعي براي پاسخ منفي به خواستههاي والدين استفاده ميکنند براي نوجوانان همسال نيز کاربرد دارد: «الان نه، باشه واسه بعد!» اما اگر فشار گروه افزايشيافت، نوجوان ميتواند بر سر موضوع مورد احترام بقيه اعضاي گروه عصباني شود: «بسه ديگه! نميخوام کسي منو وادار به کاري بکنه؛ نه شماها، نه هيچکس ديگه! هر موقع دلم خواست، مصرف ميکنم؛ نه ديرتر، نه زودتر!»
🛑خروج موقت:
سه واژه کوچک وجود دارد که بسياري از نوجوانان را به طور غريزي از دام فشارهاي لحظهاي دوستان نجات ميدهد: «بايد برم دستشويي!» جوان با استفاده از اين بهانه ميتواند از محيط گروهي خارج شده و به محلي خصوصي و آرامي برود و به وضوح درباره بهترين کاري که ميتواند انجام دهد يا به بهترين چيزي که ميتواند بگويد تا از شرايط ناخواسته خلاص شود، فکر کند.جوان اغلب پس از بازگشت به جمع همسالان درمييابد که وسوسه قبلياش فروکش کرده و توجه همه به کاري ديگر جلب شده است.
🛑بهانه آوردن:
نوجواني که نميخواهد تسليم مصرف مواد مخدر شود و از سوي ديگر از عواقب اجتماعي «نه» گفتن وحشت دارد، ميتواند يکي از عذرهاي زير را بياورد: «حالم خوب نيست، يه بار مصرف کردم حالم خراب شد» «اگه همين الان به خونه برنگردم، ديگه بهم اجازه بيرون اومدن نميدن»، «پدر و مادرم منو تست مواد مخدر ميکنن.اگر جوابش مثبت باشه، آزاديام رو ازم ميگيرن».
هر چهار جمله ياد شده اگر چه دروغ است اما به نوجوان کمک ميکند تا وقتي که گفتن حقيقت بسيار دشوار است راه متقاعدکنندهاي براي فرار پيدا کند. اگرچه والدين مايلاند تا فرزندشان صادقانه پاسخ منفي بدهد اما قطعا نتيجه اين دروغ خيلي بهتر از نتيجه مصرف موادمخدر است.
@dowrehamysartakht
از یک عراقی سوال کردن اوضاع عراق چطوره؟
گفت: والا اوضاع خیلی خرابه
شلوار کردی میپوشی "کردها" میکشنت!
چفیه قرمز میپوشی "شیعه ها" میکشنت!
عمامه میپوشی "سنی ها " میکشنت!
شلوار لی میپوشی"داعشی ها " میکشنت!
هیچی نپوشی "پشه ها "میکشنت!!!!!😂
@dowrehamysartakht
گفت: والا اوضاع خیلی خرابه
شلوار کردی میپوشی "کردها" میکشنت!
چفیه قرمز میپوشی "شیعه ها" میکشنت!
عمامه میپوشی "سنی ها " میکشنت!
شلوار لی میپوشی"داعشی ها " میکشنت!
هیچی نپوشی "پشه ها "میکشنت!!!!!😂
@dowrehamysartakht
❇️حكايت عیدی کارکنان دولت و کاروانسراهای شاه عباس!
🔸عيدی امسال كارمندان دولت، هشت میلیون و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال تمام است!
◽️گویند: به فرمان شاه عباس، کاروانسراها ساختند. تعدادشان چون به 999 رسید دستور به توقف داد؛
◽️گفتند: قبله عالم به سلامت باد! رخصت بفرمایید تا هزار دستگاه تکمیل شود...
◽️گفت: خیر! کافیست؛ حکمتی در آنست که شما قادر به درکش نیستید! لفظ (هزار) زود گفته میشود و تمام میگردد و لیکن گفتن عبارت (نهصد و نود و نه کاروانسرا) خود ابهتی شاهانه دارد.
@dowrehamysartakht
🔸عيدی امسال كارمندان دولت، هشت میلیون و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال تمام است!
◽️گویند: به فرمان شاه عباس، کاروانسراها ساختند. تعدادشان چون به 999 رسید دستور به توقف داد؛
◽️گفتند: قبله عالم به سلامت باد! رخصت بفرمایید تا هزار دستگاه تکمیل شود...
◽️گفت: خیر! کافیست؛ حکمتی در آنست که شما قادر به درکش نیستید! لفظ (هزار) زود گفته میشود و تمام میگردد و لیکن گفتن عبارت (نهصد و نود و نه کاروانسرا) خود ابهتی شاهانه دارد.
@dowrehamysartakht
در نزدیکی ده ملانصرالدین مکان مرتفعی بود که شب ها باد می آمد و فوق العاده سرد می شد.
دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا نصرالدین قبول کرد، شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.
گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ ملا گفت: نه، فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است.
دوستان گفتند: همان آتش تو را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند، اما خبری از ناهار نبود.
گفتند: ملا، انگار نهاری در کار نیست.
ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده.
دو سه ساعت دیگر هم گذشت باز ناهار حاضر نبود.
ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده، چند متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.
گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند!
ملا گفت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود!
@dowrehamysartakht
دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا نصرالدین قبول کرد، شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.
گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ ملا گفت: نه، فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است.
دوستان گفتند: همان آتش تو را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند، اما خبری از ناهار نبود.
گفتند: ملا، انگار نهاری در کار نیست.
ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده.
دو سه ساعت دیگر هم گذشت باز ناهار حاضر نبود.
ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده، چند متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.
گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند!
ملا گفت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود!
@dowrehamysartakht
🔺معلمش نوشته میخواستم این دانشآموزم رو بندازم که رسیدم سوال آخر دیگه دلم نیومد ...!
@dowrehamysartakht
@dowrehamysartakht
🔘 داستان کوتاه
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
@dowrehamysartakht
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
@dowrehamysartakht
دلار در آستانه 5000 تومان شدن ...
اگر شما حتی ماهی 2 میلیون تومان درآمد داشته باشی در واقع 400 دلار درآمد داری، یعنی کمتر از یک بیکار تو آمریکا
حقوق یک بیکار در آمریکا 500 دلار در ماه 😐
@dowrehamysartakht
اگر شما حتی ماهی 2 میلیون تومان درآمد داشته باشی در واقع 400 دلار درآمد داری، یعنی کمتر از یک بیکار تو آمریکا
حقوق یک بیکار در آمریکا 500 دلار در ماه 😐
@dowrehamysartakht
معني واژه دختر❗️ 😐
دُختر از ريشه دوغ است که در ميان مردمان آريايی به معنی شير بوده و ريشه واژهی دختر دوغ-دَر بوده به معني شير دوش زيرا در جامعه ايران باستان کار اصلی او شير دوشيدن بود
@dowrehamysartakht
دُختر از ريشه دوغ است که در ميان مردمان آريايی به معنی شير بوده و ريشه واژهی دختر دوغ-دَر بوده به معني شير دوش زيرا در جامعه ايران باستان کار اصلی او شير دوشيدن بود
@dowrehamysartakht
معني واژه پسر❗️🤔
پسر پوسْتْ دَر بوده
کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند
در طي زمان پوست در ، به پسر تبديل شده است
@dowrehamysartakht
پسر پوسْتْ دَر بوده
کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند
در طي زمان پوست در ، به پسر تبديل شده است
@dowrehamysartakht
فقط 18 نفر در اینجا ساکنند.دهکده ای در یکی از جزایر فارو
کاش منم میشد برم بشیم 19 نفر
@dowrehamysartakht
کاش منم میشد برم بشیم 19 نفر
@dowrehamysartakht
در یک ایستگاه قطار در مجارستان لباسهای گرم و اتو کشیده قرارداده شده و رویش نوشته:اگر سردتان است یکی بردارید و اگر از این ایده خوشتان امده یکی اضافه کنید
@dowrehamysartakht
@dowrehamysartakht