🍏کانال 🍎 سـرتخت🍏
1.34K subscribers
6.14K photos
1.17K videos
124 files
145 links
اخبار روز سرتخت📰
مطالب آموزنده📑


لطفا از ارسال پست سیاسی خودداری فرمایید

آی دی ادمین اصلی جهت ارسال هرگونه پیشنهاد یا انتقاد
👇👇👇👇👇
@ayavarisartakht
Download Telegram
💥جدیدترین نسخه برنامه دوربین قدرتمند و حرفه ای عکاسی \"کمرا اف وی\" اندروید💥

دارا بودن 5 حالت فوکوس متفاوت و 21 حالت رزولوشن مختلف و ...

@dowrehamysartakht
💯تعمیرکار منزل خود باشیم

💰قیمت در بازار ۴۰,۰۰۰ تومان😮😮


@dowrehamysartakht
📥دانلود مستقیم فایل🔻🔻
💯ویژه جدید : آموزش زبان انگلیسی صوتی

💰قیمت در مایکت ۲۰۰۰ تومان

🆔 @dowrehamysartakht

📥دانلود مستقیم فایل🔻🔻
اقدام قابل تامل بازیکنان عربستان پیش از دیدارامروز با استرالیا؛بعد از اعلام یک دقیقه سکوت برای حوادث تروریستی اخیر لندن که۲ استرالیایی در آن قربانی شده بودند، خودشان را گرم کردند!
@dowrehamysartakht
👆👆👆👆
ارسال آقای مهندس محمدی از کرمانشاه
@dowrehamysartakht
دلم نیامد این عکسو نزارم
کره سرتخت هر ایسه


@dowrehamysartakht
الهی ...🙏

در این ساعات نزدیک افطار

سلامتی رانصیب خانواده‌هایمان

دلخوشی رانصیب خانه‌هایمان

وآرامش را نصیب دلهایمان گردان

"طاعات وعباداتتون قبول درگاه حق"

ارسال آقای مسلم چنانی از سرتخت
ارسال آقای محمد رسول رنجبر دهیار سرتخت

@dowrehamysartakht
‍ خیلی جالب👇🤔

ادوارد مورداک مردی با دو #صورت

ادوارد مورداک یکی از اشراف انگلیسی در قرن نوزدهم بود. او یک نمونه بسیار نادر از بیماری ژنتیکی داشت، ادوارد یک صورت دیگر در پشت سر خود داشت.
این صورت فاقد قدرت تکلم یا خوردن بود، اما میتوانست ناراحت یا خندان شود.
نکته جالب تفاوت حرکات این صورت با صورت اصلی ادوارد بود، ممکن بود یکی خندان و دیگری ناراحت باشد.
دکترهای بسیاری او را معاینه کردند اما به علت نبودن اطلاعات کافی و همینطور عجیب بودن این ناهنجاری هیچ دکتری جرئت انجام عمل جراحی را نداشت. ادوارد به دکترها التماس کرد تا این صورت شیطانی (لفظی که خودش به کار میبرده) را بردارند اما هیچ کس جرئت این کار را نداشت.
نکات بسیار عجیبی درمورد این صورت وجود دارد، اول اینکه ادوراد دچار هیچ مشکلی مانند صرع و یا تشنج و یا عقب افتادگی ذهنی نبود و مانند این بود که این دو میتوانند به شکلی کاملا عادی با هم زندگی کنند. اما ادوارد بارها به خانواده و دکترهایش گفته بود که شب ها موقع خواب این صورت برایش حرف میزند واز او میخواهد کارهای وحشتناکی انجام دهد.
او حتی گفت این صورت ریچارد نام دارد و توسط یک نفرین به من چسبیده، دقیقا مشخص نیست اینها توهمات خود او بوده یا واقعیت، اما دکتری که او را تحت نظر داشت از تغییرات گاه و بی گاه و بسیار عجیب رفتار ادوارد مطالبی دارد.
در سال ٢٠٠۶ با انجام یک ازمایش دی ان ای روی نوادگان خونی ادوارد مشخص شد علت اصلی این بیماری میتواند به صدها سال قبل برگردد.
زمانی که حکام بریتانیا برای جلوگیری از انتقال قدرت و ماندن این قدرت در میان افراد خانواده خود اقدام به ازدواج با خواهران خود میکردند. هدف از این ازدواج ها تنها تولد بچه برای در دست گرفتن قدرت بود که عموما یا عقب مانده و یا مشکل دار بودند.
اما انهایی که سالم بودند نیز دچار مشکلات ژنی میشدند که باعث تولد افرادی مانند ادوارد شد.
او عموما اجازه عکاسی از خودش را نمیداد و تعداد بسیار کمی عکس از او در دست است. ادوارد در سن ٢٣ سالگی خودکشی کرد.

ارسال آقای محمد رسول رنجبر دهیار سرتخت


@dowrehamysartakht
🌷🌷🌷
ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ .

ﻗاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ: ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿ ﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿ ﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿ ﮑﻨﯿﻢ 
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ می کنم
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ، ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ حالی که ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ حالی که می توﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﻣﺎ نیز ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترسیم ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
این مطلب رو گذاشتیم زیرا می ترسیم بگویند که گذشته ایران از یاد رفت…

ارسال آقای مسلم چنانی باغدار نمونه از سرتخت

@dowrehamysartakht
خانم ۴۵ ساله ای بر اثر حمله قلبی در بيمارستان بستری بود.
در اتاق جراحی لحظاتی مرگ را تجربه کرد، وقتی که عزراییل رو ديد از او پرسيد:
آيا وقت من تمام است؟!
عزراییل گفت: نه شما ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز ديگه عمر ميکنيد...

پس از بهبودی، خانم تصميم گرفت در بيمارستان بماند و عملهای زير را انجام دهد:
۱- کشيدن پوست صورت
۲- ليپو ساکشن
۳- جمع و جور کردن شکم
و کاشت گونه و تاتوی ابرو
و به رنگ کردن موها و سفيد کردن دندوناش هم مشغول شد!!!

يه هفته بعد از اتمام آخرين عمل زيبايی، هنگام مرخص شدن از بيمارستان در حالی كه ميخواست از خيابون رد شود با يه ماشين تصادف كرد و كشته شد!!!

وقتی با عزراییل روبرو شد پرسيد: مگه جنابعالی نفرموديد من ۴۳ سال ديگه فرصت دارم، چرا جانم را گرفتی؟؟
عزراییل گفت:
اِ اِ اِ تو بودی؟؟
چقدر عوض شدی به این برکت نشناختم شرمنده😂

ارسال آقای مسلم چنانی از سرتخت

@dowrehamysartakht
1- بچه بستنی می‌خورد.
 مادر خلاق
به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.

 مادر غیرخلاق
دور دهانش را پاک می‌کند

2- بچه نق می‌زند. 
مادر خلاق
به کودکش نگاه میکند و از او میخواهد تا علت بدخلقیش را بدون گریه بگوید

مادر غیر خلاق
دعوایش می‌کند.

پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن.

بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند .  و بعد برای آرام کردنش باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند


3- بچه زمین خورده‌است. 
مادر خلاق
با لبخند به کودکش نگاه میکند و با زبان بدن به او میفهماند 
طوری نیست بلند شو و ادامه بده
و او با خوشحالی بلند می‌شود و به بازی ادامه می‌دهد.

مادر غیرخلاق
دو دستی توی سر خودش  می‌زند و جیغ میزند و بچه را بلند می‌کند و مثل کیسه سیب‌زمینی می‌تکاند. 
بچه می‌ترسد و جیغ می‌کشد.

بعد مادر  بچه را پیش خود مینشاند و به او میگوید از جات تکان نخور وروجک
 مادر آینه در‌می‌آورد تا آرایشش را کنترل کند.
و بچه از فرصت استفاده کرده و با این فکر پیروزمندانه 
که از دست مادر فرار کردم دوباره میرود تا بازی کند

4- در مطب دکتر حوصله بچه سر رفته‌است.
 مادر خلاق
از کیفش کاغذ و مداد‌رنگی بیرون می‌آورد. و بچه مشغول می‌شود.

مادر غیرخلاق
 مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده‌باشد لاینقطع می‌گوید "
نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، بشین، ول کن، به پدرت میگم …". اعصاب همه رو خرد کردی. 
الان آقای دکتر میاد آمپولت میزنه!!!


والدین نیازمند به آموزش مبانی و مهارتهای تربیت هستند


ارسال آقای رنجبر از کرمانشاه

@dowrehamysartakht
به آدینه چهاردهمین روز
رمضان خوش آمدید🌹

امروزتان سرشار از
زیبایی
نشاط
و اتفاقات شادی بخش😊

نگاه پرمهر خدا
همراه لحظه هایتان🌸🍃

ارسال کیا حیدریان کرمانشاه

@dowrehamysartakht
‏یه بار موقع خداحافظی یکی بجای تعارفات معمول وآرزوی موفقیت،
بهم ساده گفت: غمت کم..
و این قشنگ ترین جمله ای بود که شنیدم..

تقديم به شما غمتون كم🌹🌹
ارسال کیا حیدریان کرمانشاه

@dowrehamysartakht
زنه ﺯﻧﮓ ﺯﺩه ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮش میگه: ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺭﻭﺯﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ !
شوهره ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﮕﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﯾﻪ ؟
زنه میگه: ﺭﻭﺯ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭ
شوهره ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ؟


زنش میگه: ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻣﯿﺪﯼ ﮐﺎﻓﯿﻪ😐


ارسال کیان حیدریان کرمانشاه

@dowrehamysartakht