نتیجه رای گیری
خانم مرضيه مرزبانی از کرمانشاه
آقای مسعود صیدی از کرمانشاه
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
@dowrehamysartakht
خانم مرضيه مرزبانی از کرمانشاه
آقای مسعود صیدی از کرمانشاه
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
@dowrehamysartakht
زمان مانند يك رودخانه است؛ هرگز نميتوانى به قسمتى از آب دوبار دست بزنى، چرا كه آن جريان آبى كه از مقابل تو گذشت ديگر باز نميگردد از هر لحظه ى زندگيت لذت ببر..
@dowrehamysartakht
@dowrehamysartakht
وقتی بچه بودم میگفتندهر
وقت توانستی
بندکفشهایت راببندی
بزرگ شده اے
امامن به فرزندم میگویم
هروقت کفشهایت را
به پابرهنه اےبخشیدی
آن وقت بزرگ شده اے
@dowrehamysartakht
وقت توانستی
بندکفشهایت راببندی
بزرگ شده اے
امامن به فرزندم میگویم
هروقت کفشهایت را
به پابرهنه اےبخشیدی
آن وقت بزرگ شده اے
@dowrehamysartakht
جمعه مبارک
دوستانم
آدینه تون پر ازخوشی
امیدوارم
یه روزعالی را
کنارخانواده و دوستان داشته باشید
وثانیه ثانیه امروز رو
به شادی سپری کنید
@dowrehamysartakht
دوستانم
آدینه تون پر ازخوشی
امیدوارم
یه روزعالی را
کنارخانواده و دوستان داشته باشید
وثانیه ثانیه امروز رو
به شادی سپری کنید
@dowrehamysartakht
سلام جمعه10
اذرمبارک
دلتون پر ازطراوت
دستتون پر ازسخاوت
شادیتون بی نهایت
زندگیتون پر ازبرکت
و روزو روزگارتون پر ازشادی
درکنارعزیزانتون
@dowrehamysartakht
اذرمبارک
دلتون پر ازطراوت
دستتون پر ازسخاوت
شادیتون بی نهایت
زندگیتون پر ازبرکت
و روزو روزگارتون پر ازشادی
درکنارعزیزانتون
@dowrehamysartakht
این روزا نمیشه با کسی درد دل کرد؛
تا ثابت نکنه از تو بدبخت تره ول کن نیست..!
#فامیل_دور
@dowrehamysartakht
تا ثابت نکنه از تو بدبخت تره ول کن نیست..!
#فامیل_دور
@dowrehamysartakht
بخاطر قلبتان لباس گرم بپوشيد
با سرد شدن هوا سکته قلبی هم بیشتر میشود، سرما میتواند موجب لرزیدن شما شود ولی میتواند قلبتان را هم واقعا تکان بدهد و این کافی است تا سکته قلبی کنید
@dowrehamysartakht
با سرد شدن هوا سکته قلبی هم بیشتر میشود، سرما میتواند موجب لرزیدن شما شود ولی میتواند قلبتان را هم واقعا تکان بدهد و این کافی است تا سکته قلبی کنید
@dowrehamysartakht
استاد شهریار در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان بستری میگردد و دکتر خانواده او را جواب میکند.
دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار آن خانم عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.
عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.
وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدمها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود.
وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر
زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا
ارسال آقای مسلم چنانی
@dowrehamysartakht
دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار آن خانم عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.
عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.
وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدمها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود.
وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر
زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا
ارسال آقای مسلم چنانی
@dowrehamysartakht