از یک عراقی سوال کردن اوضاع عراق چطوره؟
گفت: والا اوضاع خیلی خرابه
شلوار کردی میپوشی "کردها" میکشنت!
چفیه قرمز میپوشی "شیعه ها" میکشنت!
عمامه میپوشی "سنی ها " میکشنت!
شلوار لی میپوشی"داعشی ها " میکشنت!
هیچی نپوشی "پشه ها "میکشنت!!!!!😂
@dowrehamysartakht
گفت: والا اوضاع خیلی خرابه
شلوار کردی میپوشی "کردها" میکشنت!
چفیه قرمز میپوشی "شیعه ها" میکشنت!
عمامه میپوشی "سنی ها " میکشنت!
شلوار لی میپوشی"داعشی ها " میکشنت!
هیچی نپوشی "پشه ها "میکشنت!!!!!😂
@dowrehamysartakht
❇️حكايت عیدی کارکنان دولت و کاروانسراهای شاه عباس!
🔸عيدی امسال كارمندان دولت، هشت میلیون و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال تمام است!
◽️گویند: به فرمان شاه عباس، کاروانسراها ساختند. تعدادشان چون به 999 رسید دستور به توقف داد؛
◽️گفتند: قبله عالم به سلامت باد! رخصت بفرمایید تا هزار دستگاه تکمیل شود...
◽️گفت: خیر! کافیست؛ حکمتی در آنست که شما قادر به درکش نیستید! لفظ (هزار) زود گفته میشود و تمام میگردد و لیکن گفتن عبارت (نهصد و نود و نه کاروانسرا) خود ابهتی شاهانه دارد.
@dowrehamysartakht
🔸عيدی امسال كارمندان دولت، هشت میلیون و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال تمام است!
◽️گویند: به فرمان شاه عباس، کاروانسراها ساختند. تعدادشان چون به 999 رسید دستور به توقف داد؛
◽️گفتند: قبله عالم به سلامت باد! رخصت بفرمایید تا هزار دستگاه تکمیل شود...
◽️گفت: خیر! کافیست؛ حکمتی در آنست که شما قادر به درکش نیستید! لفظ (هزار) زود گفته میشود و تمام میگردد و لیکن گفتن عبارت (نهصد و نود و نه کاروانسرا) خود ابهتی شاهانه دارد.
@dowrehamysartakht
در نزدیکی ده ملانصرالدین مکان مرتفعی بود که شب ها باد می آمد و فوق العاده سرد می شد.
دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا نصرالدین قبول کرد، شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.
گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ ملا گفت: نه، فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است.
دوستان گفتند: همان آتش تو را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند، اما خبری از ناهار نبود.
گفتند: ملا، انگار نهاری در کار نیست.
ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده.
دو سه ساعت دیگر هم گذشت باز ناهار حاضر نبود.
ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده، چند متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.
گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند!
ملا گفت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود!
@dowrehamysartakht
دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا نصرالدین قبول کرد، شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.
گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ ملا گفت: نه، فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است.
دوستان گفتند: همان آتش تو را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند، اما خبری از ناهار نبود.
گفتند: ملا، انگار نهاری در کار نیست.
ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده.
دو سه ساعت دیگر هم گذشت باز ناهار حاضر نبود.
ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده، چند متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.
گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند!
ملا گفت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود!
@dowrehamysartakht
🔺معلمش نوشته میخواستم این دانشآموزم رو بندازم که رسیدم سوال آخر دیگه دلم نیومد ...!
@dowrehamysartakht
@dowrehamysartakht
🔘 داستان کوتاه
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
@dowrehamysartakht
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
@dowrehamysartakht
دلار در آستانه 5000 تومان شدن ...
اگر شما حتی ماهی 2 میلیون تومان درآمد داشته باشی در واقع 400 دلار درآمد داری، یعنی کمتر از یک بیکار تو آمریکا
حقوق یک بیکار در آمریکا 500 دلار در ماه 😐
@dowrehamysartakht
اگر شما حتی ماهی 2 میلیون تومان درآمد داشته باشی در واقع 400 دلار درآمد داری، یعنی کمتر از یک بیکار تو آمریکا
حقوق یک بیکار در آمریکا 500 دلار در ماه 😐
@dowrehamysartakht
معني واژه دختر❗️ 😐
دُختر از ريشه دوغ است که در ميان مردمان آريايی به معنی شير بوده و ريشه واژهی دختر دوغ-دَر بوده به معني شير دوش زيرا در جامعه ايران باستان کار اصلی او شير دوشيدن بود
@dowrehamysartakht
دُختر از ريشه دوغ است که در ميان مردمان آريايی به معنی شير بوده و ريشه واژهی دختر دوغ-دَر بوده به معني شير دوش زيرا در جامعه ايران باستان کار اصلی او شير دوشيدن بود
@dowrehamysartakht
معني واژه پسر❗️🤔
پسر پوسْتْ دَر بوده
کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند
در طي زمان پوست در ، به پسر تبديل شده است
@dowrehamysartakht
پسر پوسْتْ دَر بوده
کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند
در طي زمان پوست در ، به پسر تبديل شده است
@dowrehamysartakht
فقط 18 نفر در اینجا ساکنند.دهکده ای در یکی از جزایر فارو
کاش منم میشد برم بشیم 19 نفر
@dowrehamysartakht
کاش منم میشد برم بشیم 19 نفر
@dowrehamysartakht
در یک ایستگاه قطار در مجارستان لباسهای گرم و اتو کشیده قرارداده شده و رویش نوشته:اگر سردتان است یکی بردارید و اگر از این ایده خوشتان امده یکی اضافه کنید
@dowrehamysartakht
@dowrehamysartakht
🔴دیرکرد جرایم رانندگی بخشیده شد
معاون حقوقی پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا از بخشش جریمه دو برابری ناشی از دیرکرد پرداخت جرایم رانندگی تا پایان سال 96 خبر داد/ایسنا
@dowrehamysartakht
معاون حقوقی پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا از بخشش جریمه دو برابری ناشی از دیرکرد پرداخت جرایم رانندگی تا پایان سال 96 خبر داد/ایسنا
@dowrehamysartakht
✍ سوال امروز ؟؟؟ 🤔🤔🤔
✍ در مورد واکسیناسیون کدام گزینه صحیح میباشد ؟
🔸 الف) واکسن پنتاوالان یا پنج گانه شامل واکسنهای ( دیفتری - کزاز - سیاه سرفه - هپاتیت ب - هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ ب ) میباشد
🔸 ب ) واکسن ثلاث یا سه گانه شامل واکسنهای ( دیفتری - کزاز - سیاه سرفه ) میباشد
🔸 ج ) واکسن M M R شامل واکسنهای ( سرخک - سرخجه - اریون ) میباشد
🔸 د ) همه موارد بالا صحیح میباشد
@dowrehamysartakht
✍ در مورد واکسیناسیون کدام گزینه صحیح میباشد ؟
🔸 الف) واکسن پنتاوالان یا پنج گانه شامل واکسنهای ( دیفتری - کزاز - سیاه سرفه - هپاتیت ب - هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ ب ) میباشد
🔸 ب ) واکسن ثلاث یا سه گانه شامل واکسنهای ( دیفتری - کزاز - سیاه سرفه ) میباشد
🔸 ج ) واکسن M M R شامل واکسنهای ( سرخک - سرخجه - اریون ) میباشد
🔸 د ) همه موارد بالا صحیح میباشد
@dowrehamysartakht
💐 دل نوشته ای برای پدر...
امشب برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ،، واسه تویی که اینقدر هوامو داشتی تا بفهمم تنها کسی که باید بهش تکیه کنم تویی...تنها پادشاه قلبم تویی...و فقط تویی که هروقت دست رو سرم میکشی از رو صداقت و عشقه.بابا این روزا از چین کنار چشمات میترسم از بزرگ شدن خودم و پیر شدن تو میترسم
از اینکه موهات سفید شه میترسم...
آره میترسم چون میخوام تاابد کنارم باشی ، شاه خانما باشی و کسی باشی که با نگاهت دلم آروم بشه..
بابا پیر نشو، خسته نشو
غمگین و دلخسته نشو
شاد بمون ، قشنگ من
فدات بشم ، خسته نشو...
پدرم#
@dowrehamysartakht
امشب برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ،، واسه تویی که اینقدر هوامو داشتی تا بفهمم تنها کسی که باید بهش تکیه کنم تویی...تنها پادشاه قلبم تویی...و فقط تویی که هروقت دست رو سرم میکشی از رو صداقت و عشقه.بابا این روزا از چین کنار چشمات میترسم از بزرگ شدن خودم و پیر شدن تو میترسم
از اینکه موهات سفید شه میترسم...
آره میترسم چون میخوام تاابد کنارم باشی ، شاه خانما باشی و کسی باشی که با نگاهت دلم آروم بشه..
بابا پیر نشو، خسته نشو
غمگین و دلخسته نشو
شاد بمون ، قشنگ من
فدات بشم ، خسته نشو...
پدرم#
@dowrehamysartakht
🏢لوازم خانگی حسین🏢
💯انواع سرویس های زرین💯
💯سرویی های آرک اوپال💯
💯سرویس های ملامین💯
↩سرویس های قاشق و چنگال↪
🔱انواع وسایل گاز سوز🔱
عضویت ⤵⬇⏬🔽 join
@FARZIYAN09183372954
💯انواع سرویس های زرین💯
💯سرویی های آرک اوپال💯
💯سرویس های ملامین💯
↩سرویس های قاشق و چنگال↪
🔱انواع وسایل گاز سوز🔱
عضویت ⤵⬇⏬🔽 join
@FARZIYAN09183372954
🌸 🍃🍂🌸 🍂🍃🌸🍂🍃🌸
🍂🍃🌸🍂🍃🌸
🍂🌸🍂
🌸
📗 #داستان_کوتاه
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت....
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد، هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما..
اندکی اندیشه کرد سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدکیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد.ان گاه من دزد باورهای او هم بودم.
واین دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عده ای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان ....چونکه بنام دین دزدی میکنند....برای همین است که عده ای ازدین زده شده اند وفکر میکنند که این کاری که اینها میکنند تعالیم دین است
اگر می بری سکه ها را ببر نه باورها را...
🍃🌸
🌸@dowrehamysartakht
🍂🌸🍂
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🌸🍃🍂🌸 🍃🍂🌸🍃🍂🌸
ارسال:لیلا مرادی از کاشان
🍂🍃🌸🍂🍃🌸
🍂🌸🍂
🌸
📗 #داستان_کوتاه
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت....
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد، هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما..
اندکی اندیشه کرد سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدکیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد.ان گاه من دزد باورهای او هم بودم.
واین دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عده ای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان ....چونکه بنام دین دزدی میکنند....برای همین است که عده ای ازدین زده شده اند وفکر میکنند که این کاری که اینها میکنند تعالیم دین است
اگر می بری سکه ها را ببر نه باورها را...
🍃🌸
🌸@dowrehamysartakht
🍂🌸🍂
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🌸🍃🍂🌸 🍃🍂🌸🍃🍂🌸
ارسال:لیلا مرادی از کاشان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو زیبا حال منو خیلی خوب کرد!
هدیه کنید به هرکسی که حال خوبش رو آرزو دارید! حتما ببینید که عالیه..👌
ارسال اسداله خیرخواهی از سنندج
@dowrehamysartakht
هدیه کنید به هرکسی که حال خوبش رو آرزو دارید! حتما ببینید که عالیه..👌
ارسال اسداله خیرخواهی از سنندج
@dowrehamysartakht