This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاد درگذشت علیرضا رضایی طنزپرداز روشنگر و تکرارنشدنی، در سرمای غربت🖤🖤🖤
سخت است بی تو به طنازیهایت خندیدن علیرضا جان، اما از آن سختتر این است که غمگین ببینیمان؛ اینبار در کنار حرفهایت به بدعهدی روزگار خواهیم خندید بی تو💔
⚛ @dr_nayeri ✍
سخت است بی تو به طنازیهایت خندیدن علیرضا جان، اما از آن سختتر این است که غمگین ببینیمان؛ اینبار در کنار حرفهایت به بدعهدی روزگار خواهیم خندید بی تو💔
⚛ @dr_nayeri ✍
دوست نداشتم رفتنش را باور کنم. با خواهر و شوهر خواهر نازنینش تماس میگیرم که آنها به من بگویند این خبر نادرست و از آن دسته شایعات گهگاه لوس و بیمعنیست که سر از فضای مجازی و حقیقی سر برمیآورد! اما گریه امان خواهر را بریده است منتظر است که من بگویم دروغ است و شایعه. هر دو میگرییم. همسرش به من میگوید این چه سوداییست که پیش از هماهنگی با خانوادهی نزدیک دوستان خبر مرگش را در فضای مجازی پخش میکنند. به هرروی علیرضارضایی برای همیشه رفت. آنهم در ۴۳ سالگی. مرد شجاعی که میتوانم او را با جرج کارلین آمریکایی در طنزپردازی مقایسه کنم. او با طنز برندهاش بسیاری از تابوها و خط سرخها را شکست. جسارتش در نقد دکانداران دین و مذهب استثنایی بود. یقین دارم طنز او بسیاری را خشنود و بسیار باورمندان دینی و سیاسی جزماندیش را رنجانده است. هرگز از نقد کوبندهاش کوتاه نیامد. هرگز با نام مستعار ننوشت حتا زمانیکه در ایران بود و مینوشت (قابل دوستان برون مرز با عکس گل و گیاه و نام مستعار در فضای مجازی). او رفت مانند بسیاری که دل در گروی ایرانی آزاد با مردمانی آزاده داشت. اما آیا او را هم مردم فراموشکار ما چون دیگر آزادگان به فراموشی خواهد سپرد؟
به مردم آزاده ایران، بویژه نویسندگان و طنزپردازان آزاده تسلیت میگویم و برای مریم رضایی خواهر نازنینش و همسر گرامیش و همچنین مادر دوست داشتنیش آرامش میطلبم. تنها نگذاریمشان و فراموششان نکنیم! علیرضا را همیشه خندان بیاد آوریم.
- به قلم دکتر علی نیّری
https://bit.ly/2Sb2kUc
به مردم آزاده ایران، بویژه نویسندگان و طنزپردازان آزاده تسلیت میگویم و برای مریم رضایی خواهر نازنینش و همسر گرامیش و همچنین مادر دوست داشتنیش آرامش میطلبم. تنها نگذاریمشان و فراموششان نکنیم! علیرضا را همیشه خندان بیاد آوریم.
- به قلم دکتر علی نیّری
https://bit.ly/2Sb2kUc
#یک_تلنگر
اگر برای غذا از خدا تشکر میکنید؛ سوال : پس چرا برای خشکسالی او را سرزنش نمیكنید ؟
⚛ @dr_nayeri ✍
اگر برای غذا از خدا تشکر میکنید؛ سوال : پس چرا برای خشکسالی او را سرزنش نمیكنید ؟
⚛ @dr_nayeri ✍
Goftegoo
Dr Nayeri & Negin Raagh
#گفتگو با دکتر علی نیری و نگین راغ، پیرامون بهرامنَوَرد «اینسایت»، و مسائل اجتماعی روز از جمله اعتصابهای کارگری در ایران
- هرجا که لودگی کنند صف میکشیم، اما برای کارهای جدی بیتفاوتایم.
⚛ @dr_nayeri ✍
- هرجا که لودگی کنند صف میکشیم، اما برای کارهای جدی بیتفاوتایم.
⚛ @dr_nayeri ✍
🛐 ایمان را میشود به عنوان یک اعتقاد راسخ به چیزی که برای آن هیچگونه شواهدی وجود ندارد تعریف کرد.
وقتی شواهد (علمی_منطقی) وجود دارد، کسی از
"ایمان داشتن" حرف نمیزند.
هیچوقت هم گفته نمیشود که: به "دو به علاوه دو میشود چهار" یا به گرد بودن زمین "باید" ایمان بیاورید.
تنها زمانی گفته میشود باید ایمان داشت که بخواهیم بجای ارائه مدارک، احساسات را بیان کنیم... ______________________________________________________
سخن روز👌
☘ در جوامعی که به لحاظ فکری پیشرفت نکردهاند (حتا با درصد بالای قشر تحصیل کرده) جامعه به راحتی گرایش به #خرافه خواهد داشت و تنها حلقه گمشده آن جامعه #تفکر_انتقادی است.
☘ چرا که در جامعهای که سیستم و ایدئولوژی فکری از قبل تعریف و تحمیل شده باشد، متقابلن در سیستم آموزشی نیز برههایی پرورش خواهیم داد که بدون به چالش کشیدن آن نظام فکری دنباله رو آن آرمان و ایدئولوژی باشند!!..
#دکتر_علی_نیری
⚛ @dr_nayeri ✍
وقتی شواهد (علمی_منطقی) وجود دارد، کسی از
"ایمان داشتن" حرف نمیزند.
هیچوقت هم گفته نمیشود که: به "دو به علاوه دو میشود چهار" یا به گرد بودن زمین "باید" ایمان بیاورید.
تنها زمانی گفته میشود باید ایمان داشت که بخواهیم بجای ارائه مدارک، احساسات را بیان کنیم... ______________________________________________________
سخن روز👌
☘ در جوامعی که به لحاظ فکری پیشرفت نکردهاند (حتا با درصد بالای قشر تحصیل کرده) جامعه به راحتی گرایش به #خرافه خواهد داشت و تنها حلقه گمشده آن جامعه #تفکر_انتقادی است.
☘ چرا که در جامعهای که سیستم و ایدئولوژی فکری از قبل تعریف و تحمیل شده باشد، متقابلن در سیستم آموزشی نیز برههایی پرورش خواهیم داد که بدون به چالش کشیدن آن نظام فکری دنباله رو آن آرمان و ایدئولوژی باشند!!..
#دکتر_علی_نیری
⚛ @dr_nayeri ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#مهبانگ در آینه
برنامه شماره ۳۱
تحول و دگرگونش حیات
همراه با دکتر کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/ht5lrKEeVpo
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
برنامه شماره ۳۱
تحول و دگرگونش حیات
همراه با دکتر کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/ht5lrKEeVpo
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
mehbang dar ayeneh 31
dr Nayeri/dr kimiyaee
#مهبانگ در آینه
🎧برنامه شماره ۳۱
#فایل_شنیداری
تحول و دگرگونش حیات
همراه با دکتر کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/ht5lrKEeVpo
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
🎧برنامه شماره ۳۱
#فایل_شنیداری
تحول و دگرگونش حیات
همراه با دکتر کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/ht5lrKEeVpo
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from پارادیگما: مطالعات علم و فناوری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️نسخه کامل برنامه
🔷تاریخ، روانشناسی و زبان، زیر ذره بین علم
📎لینک یوتیوب این برنامه:
https://youtu.be/lYCP8elHDnw
🌎 مهبانگ | کانون پرورش افکار ، برنامه ای از دکتر علی نیری
#مهبانگ_در_آینه
⭕️کانال مطالعات علم را به دوستداران علم معرفی کنید:
@thermophil
🔷تاریخ، روانشناسی و زبان، زیر ذره بین علم
📎لینک یوتیوب این برنامه:
https://youtu.be/lYCP8elHDnw
🌎 مهبانگ | کانون پرورش افکار ، برنامه ای از دکتر علی نیری
#مهبانگ_در_آینه
⭕️کانال مطالعات علم را به دوستداران علم معرفی کنید:
@thermophil
Mehbang dar Ayeneh 35_ تاریخ، روانشناسی و زبان، زیر ذره بین علم
dr Nayeri/erfan Kasraee
🎧فایل صوتی برنامه "تاریخ، روانشناسی و زبان، زیر ذره بین علم"
🌎 مهبانگ | کانون پرورش افکار ، برنامه ای از دکتر علی نیری
#مهبانگ_در_آینه
⭕️کانال مطالعات علم را به دوستداران علم معرفی کنید:
@thermophil
🌎 مهبانگ | کانون پرورش افکار ، برنامه ای از دکتر علی نیری
#مهبانگ_در_آینه
⭕️کانال مطالعات علم را به دوستداران علم معرفی کنید:
@thermophil
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●قرص زهرآگين اسلام
آرمین نوابی مؤسس و بنیانگذار انجمن و وب سایت جمهوری خداناباوری (Atheist Republic) و نویسنده کتاب "چرا خدا وجود ندارد" در مورد اسلام توضیح میدهد.
برگردان و زیرنویس : هدیه
⚛ @dr_nayeri ✍
آرمین نوابی مؤسس و بنیانگذار انجمن و وب سایت جمهوری خداناباوری (Atheist Republic) و نویسنده کتاب "چرا خدا وجود ندارد" در مورد اسلام توضیح میدهد.
برگردان و زیرنویس : هدیه
⚛ @dr_nayeri ✍
📘دانلود کتاب چرا خدا وجود ندارد
نویسنده : آرمین نوابی
برگردان : کیانوش احمدی شهمیرزادی
دانلود از اینجا : https://t.me/dr_nayeri/12553
⚛ @dr_nayeri ✍
نویسنده : آرمین نوابی
برگردان : کیانوش احمدی شهمیرزادی
دانلود از اینجا : https://t.me/dr_nayeri/12553
⚛ @dr_nayeri ✍
Why There Is No God.pdf
3.1 MB
کتاب "چرا خدا وجود ندارد".
نویسنده: آرمین نوابی
برگردان : کیانوش احمدی شهمیرزادی
این نوشتار را بخوانید و با دوستان خویش به اشتراک بگذارید.
⚛ @dr_nayeri ✍
نویسنده: آرمین نوابی
برگردان : کیانوش احمدی شهمیرزادی
این نوشتار را بخوانید و با دوستان خویش به اشتراک بگذارید.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
خواندن کارهای «آرامش» برای من(علی نیّری) همیشه آرامشبخش بوده است.
بهقلم فیلسوف معاصر آرامش دوستدار
عبدالکریم سروش معجون و شاهکار روشنفکری، زاده و تربیت شده در لای قبای جمهوریاسلامی و غنوده در دیوان بلخ غرب
«روشنفکر دینی» وقتی کسی از دیوان بلخ خود در «جامعهای» مینگرد که سی و اندی سال است در قهر حکومتی تاراجگر در تمام ابعادش زیر و زبر و بی بنیاد شده است، وقتی کسی که به سهم خود در تأسیس این حکومت دست داشته و در استقرار آن ابتکارهای مؤثر و همکاریهای مجدانه کرده است مردمی روحن و جسمن بیسیرت شده را که نه اعضای یک جامعه، چون جامعهای دیگر وجود ندارد، بلکه اشباحی سرگردان از تودههایی بیمار هستند، به «مؤمن» و «کافر» تقسیم میکند و با لغات قرآنی یا مُشتقاتی از آنها نیمی را گمراه و نیمِ دیگر را رستگار مینامد یا لااقل مینمایاند، وقتی کسی به این سیاق تبهکاریهای چنین حکومتی را «کافرپروری» میخواند که منظورش باید «گمراه پروری» باشد تا مؤمن قاهر را نصیحت کند و کافر مقهور را هشدار دهد، وقتی کسی از «جدال کفر و دین» میگوید تا «کافر» بداند که اصالتن خاطی است و مؤمن مراقب باشد که خدشهای بر «حقانیت»اش وارد نیاید و از یاد نبرد که با دشمنی هزار و چهارصد ساله سروکار دارد، وقتی کسی از فراز آسمان عصمت در گناهکاران زمینی مینگرد، وقتی کسی به روی خودش نمیآورد یا در واقع اصلا قبول ندارد که تعدی و تجاوز را همه جا از دیرباز «مؤمن» آغاز کرده و همچنان ادامه میدهد تا آزادی را از «دیگری» بگیرد و به انحصار خود درآورد، تا مزاحمی بر سر راهش پیدا نشود و در برابر او نایستد، وقتی کسی، چون در فضای بسته و محدود دین زیسته و پرورده، جهان بیدین را نمیشناسد و از آن تصوری هولناک برای خودش میسازد و آن را به دیگران القا میکند و در نتیجه شم تمیز برای درک آن ندارد، با این وصف و شاید به همین علت خود را صالح و محق میداند برای آنچه نمیشناسد تکلیف تعیین کند، وقتی کسی به خودش و دیگران میباوراند که جامعهی بدون دین یعنی جامعهی ضددین و دشمنی با آن، وقتی کسی نمیداند جامعهی «بدون» دین یعنی پیکر اجتماعی آزاد و بیتبعیض برای همه، پیکری که کل و اندامهایش را قانون ساخته و پرداخته است نه دین، وقتی کسی حرفهای دهانپرکنی دربارهی فرهنگ غرب میزند و نمی خواهد سردرآورد جوامع غرب به این معنا «بیدین» هستند که در آنها دین نه اختیاری دارد، نه امتیازی، نه وظیفهای و نه مسئولیتی، بلکه امری خصوصی و شخصی محسوب میشود و عینن چنین جوامعی را از جمله به همین شرط ضروری سکولار مینامند، وقتی کسی نمیخواهد بپذیرد که جامعهی سکولار آن است که «ملت» بر آن حاکم است و در آن زندگی میکند نه امت که در محکومیت خود آلت دست، مطیع، منقاد و مآلا زورگوست، وقتی کسی با زبانی آسمانی از «منکران» در برابر «پاکان و پیامبران» سخن میگوید و در نقش مفتش عقاید و اعمال، اعتراض یک هنرمند به سنتی دیرپا و نابودکننده را «ناسزاگویی» مینامد و در اعتراض یکتنه و متهورانهی او در برابر حکومتی مجهز به همهگونه ابزار سرکوب معاملهی به مثل میبیند، وقتی کسی خودش را، چون مؤمن است، معلم اخلاق میپندارد و منزه از نارواییها، و متوجه نیست که ترجیح بلامرجح خویش نفس ناروایی و بیاخلاقی است، چون از خودبینی ناشی میشود، وقتی کسی با نثری مسجع و مرصع که از فرط اظهار وجود بر ذهن خواننده میچسبد، میکوشد ایز گم کند و به نعل بزند تا میخ ایمان را فروتر بکوبد، چنین کسی عبدالکریم سروش است. به چنین کسی باید پرداخت، باید او را شناخت، چون یک پدیده است و بمنزلهی معما اصالت دارد.
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2DVn8eK
بهقلم فیلسوف معاصر آرامش دوستدار
عبدالکریم سروش معجون و شاهکار روشنفکری، زاده و تربیت شده در لای قبای جمهوریاسلامی و غنوده در دیوان بلخ غرب
«روشنفکر دینی» وقتی کسی از دیوان بلخ خود در «جامعهای» مینگرد که سی و اندی سال است در قهر حکومتی تاراجگر در تمام ابعادش زیر و زبر و بی بنیاد شده است، وقتی کسی که به سهم خود در تأسیس این حکومت دست داشته و در استقرار آن ابتکارهای مؤثر و همکاریهای مجدانه کرده است مردمی روحن و جسمن بیسیرت شده را که نه اعضای یک جامعه، چون جامعهای دیگر وجود ندارد، بلکه اشباحی سرگردان از تودههایی بیمار هستند، به «مؤمن» و «کافر» تقسیم میکند و با لغات قرآنی یا مُشتقاتی از آنها نیمی را گمراه و نیمِ دیگر را رستگار مینامد یا لااقل مینمایاند، وقتی کسی به این سیاق تبهکاریهای چنین حکومتی را «کافرپروری» میخواند که منظورش باید «گمراه پروری» باشد تا مؤمن قاهر را نصیحت کند و کافر مقهور را هشدار دهد، وقتی کسی از «جدال کفر و دین» میگوید تا «کافر» بداند که اصالتن خاطی است و مؤمن مراقب باشد که خدشهای بر «حقانیت»اش وارد نیاید و از یاد نبرد که با دشمنی هزار و چهارصد ساله سروکار دارد، وقتی کسی از فراز آسمان عصمت در گناهکاران زمینی مینگرد، وقتی کسی به روی خودش نمیآورد یا در واقع اصلا قبول ندارد که تعدی و تجاوز را همه جا از دیرباز «مؤمن» آغاز کرده و همچنان ادامه میدهد تا آزادی را از «دیگری» بگیرد و به انحصار خود درآورد، تا مزاحمی بر سر راهش پیدا نشود و در برابر او نایستد، وقتی کسی، چون در فضای بسته و محدود دین زیسته و پرورده، جهان بیدین را نمیشناسد و از آن تصوری هولناک برای خودش میسازد و آن را به دیگران القا میکند و در نتیجه شم تمیز برای درک آن ندارد، با این وصف و شاید به همین علت خود را صالح و محق میداند برای آنچه نمیشناسد تکلیف تعیین کند، وقتی کسی به خودش و دیگران میباوراند که جامعهی بدون دین یعنی جامعهی ضددین و دشمنی با آن، وقتی کسی نمیداند جامعهی «بدون» دین یعنی پیکر اجتماعی آزاد و بیتبعیض برای همه، پیکری که کل و اندامهایش را قانون ساخته و پرداخته است نه دین، وقتی کسی حرفهای دهانپرکنی دربارهی فرهنگ غرب میزند و نمی خواهد سردرآورد جوامع غرب به این معنا «بیدین» هستند که در آنها دین نه اختیاری دارد، نه امتیازی، نه وظیفهای و نه مسئولیتی، بلکه امری خصوصی و شخصی محسوب میشود و عینن چنین جوامعی را از جمله به همین شرط ضروری سکولار مینامند، وقتی کسی نمیخواهد بپذیرد که جامعهی سکولار آن است که «ملت» بر آن حاکم است و در آن زندگی میکند نه امت که در محکومیت خود آلت دست، مطیع، منقاد و مآلا زورگوست، وقتی کسی با زبانی آسمانی از «منکران» در برابر «پاکان و پیامبران» سخن میگوید و در نقش مفتش عقاید و اعمال، اعتراض یک هنرمند به سنتی دیرپا و نابودکننده را «ناسزاگویی» مینامد و در اعتراض یکتنه و متهورانهی او در برابر حکومتی مجهز به همهگونه ابزار سرکوب معاملهی به مثل میبیند، وقتی کسی خودش را، چون مؤمن است، معلم اخلاق میپندارد و منزه از نارواییها، و متوجه نیست که ترجیح بلامرجح خویش نفس ناروایی و بیاخلاقی است، چون از خودبینی ناشی میشود، وقتی کسی با نثری مسجع و مرصع که از فرط اظهار وجود بر ذهن خواننده میچسبد، میکوشد ایز گم کند و به نعل بزند تا میخ ایمان را فروتر بکوبد، چنین کسی عبدالکریم سروش است. به چنین کسی باید پرداخت، باید او را شناخت، چون یک پدیده است و بمنزلهی معما اصالت دارد.
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2DVn8eK
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«مهبانگ» در آینه
برنامه شماره 32
آزمایشهای فکری در علم
همراه با عرفان کسرایی
یوتیوب: youtu.be/Q4_aFhtbc3s
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
برنامه شماره 32
آزمایشهای فکری در علم
همراه با عرفان کسرایی
یوتیوب: youtu.be/Q4_aFhtbc3s
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
MehbangDarAyeneh_32
dr Nayeri/erfan Kasraee
«مهبانگ» در آینه
برنامه شماره 32
🎧 آزمایشهای فکری در علم
همراه با عرفان کسرایی
یوتیوب: youtu.be/Q4_aFhtbc3s
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
برنامه شماره 32
🎧 آزمایشهای فکری در علم
همراه با عرفان کسرایی
یوتیوب: youtu.be/Q4_aFhtbc3s
#مهبانگ_در_آینه
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐 بهزاد مهرانی
من گاهی اوقات مسیر خانه تا ایستگاه مترو و عکس آن را به قصد رسیدن به محل کار با اتوبوس داخل شهری تردد میکنم.
ایستگاه اتوبوس در مسیر برگشت، تعداد اتوبوسهای کمی دارد و گاهی مدت طولانیای زمان میبرد (۲۰ دقیقه) تا اتوبوسی بیاید و سوار شوم.
روزی در این مورد با همسرم تلفنی صحبت میکردم؛ او گفت که حتمن با اتوبوسرانی تماس میگیرد و موضوع را مطرح میکند.
من گفتم چه فایده؟ مگر تعداد اتوبوس را به خاطر تماس ما بیشتر میکنند؟ همین است که است.
از آنجا که همسرم بیشتر عمرش را اینجا گذرانده گفت حتمن ترتیب اثر میدهند. خلاصه از او اصرار بود و از من انکار.
آن روز گذشت و روز دیگری که چنین اتفاقی برایم افتاد همسرم با بخش Customer Servise اتوبوسرانی بخش ما تماس گرفت و موضع را مطرح کرد. آنطرف خط، همسرم را به کسی وصل کرد که مسئول رسیدگی به چنین شکایات و انتقاداتی بود.
مسئول مربوطه با حوصله و حدود نیم ساعت با همسرم صحبت کرد و فرم اعتراض او را پر کرد.
فردا صبح که در اتوبوس نشستم کاغذی به همهی آنهایی که در این خط سوار اتوبوس میشدند دادند و از مسافران خواستند اگر گلایه و شکایتی دارند بنویسند.
از فردای آن روز دیگر این خط مانند گذشته نبود و از آن معطلشدنها خبری.
از آن روز حدودا یک ماه میگذرد. دیگر حتا یک بار هم آن مشکل برایم در آن خط اتفاق نیفتاد.
امروز بار دیگر از اتوبوسرانی با همسرم تماس گرفتند و از او پرسیدند آیا مشکل کاملا برطرف شده است. چند بار عذرخواهی کردند از این که دیر تماس گرفتند و گفتند که قصدشان این بوده که زمان بگذرد تا مطمئن بشویم که آیا شرایط بهبود یافته یا نه.
از آنجا که همسرم زمان تماس ابتدایی گفته بود که شاکی اصلی شوهرم است از او خواستند که شماره تماس من را داشته باشند تا با من هم صحبت کنند. از آنجا که در خانه بودم با تلفن همسرم با او صحبت کردم و تشکر صمیمانه از اینکه به مشکل ما به این خوبی رسیدگی کردهاند.
اینها را گفتم که بگویم آن جماعت پناهنده، مهاجر، فعال سیاسی، روزنامهنگاری که تلاش میکنند بگویند غرب هم از حیث نابسامانی و بیبرنامهگی جایی است مثل ایران اسلامی بیشک دروغ میگویند.
نه اینکه اینجا نابسامانی مطلقا وجود ندارد؛ بلکه قیاس کشورهای غربی با جایی مانند ایران قیاسی است معالفارق.
آنها که آسمان را همه جا یک رنگ میدانند و زمین را نیز یکسره غرق در بیعدالتی و نابسامانی، میخواهند شما را فریب بدهند تا به نکبتی که نظامهای توتالیتر و خودکامه برای شهروندانشان به وجود آوردهاند تن بدهند و اعتراضی نکنند.
یا قصدشان این است که بگویند آنها هم در غرب مانند شما ایرانیان داخل گرفتار همان مشقاتی هستند که شما هستید.
به راستی که چنین نیست! اینجا مشکلات خودش را دارد اما بیشک زیستن در ظل نظامهای دموکراتیک و مدرن و قانونمدار آرامش و محاسنی دارد که وطن ِ دیکتاتورزده با همه وطنبودنش ندارد.
اگر ایران اسلامی جایی بود مانند دیگر نقاط متمدن و مدرن جهان، چند نفر پیدا میشدند که از در و دیوار جهان بگریزند و به ایران اسلامی پناه بیاورند؛ در صورتی که چنین نیست و وطن کشوری شده که عموم مردمانش دوست دارند برای زندگی از آن بگریزند و گاه ِ مرگ جنازههایشان برای آرامیدن به آن بازگردد.
@behzadmehrani
ایستگاه اتوبوس در مسیر برگشت، تعداد اتوبوسهای کمی دارد و گاهی مدت طولانیای زمان میبرد (۲۰ دقیقه) تا اتوبوسی بیاید و سوار شوم.
روزی در این مورد با همسرم تلفنی صحبت میکردم؛ او گفت که حتمن با اتوبوسرانی تماس میگیرد و موضوع را مطرح میکند.
من گفتم چه فایده؟ مگر تعداد اتوبوس را به خاطر تماس ما بیشتر میکنند؟ همین است که است.
از آنجا که همسرم بیشتر عمرش را اینجا گذرانده گفت حتمن ترتیب اثر میدهند. خلاصه از او اصرار بود و از من انکار.
آن روز گذشت و روز دیگری که چنین اتفاقی برایم افتاد همسرم با بخش Customer Servise اتوبوسرانی بخش ما تماس گرفت و موضع را مطرح کرد. آنطرف خط، همسرم را به کسی وصل کرد که مسئول رسیدگی به چنین شکایات و انتقاداتی بود.
مسئول مربوطه با حوصله و حدود نیم ساعت با همسرم صحبت کرد و فرم اعتراض او را پر کرد.
فردا صبح که در اتوبوس نشستم کاغذی به همهی آنهایی که در این خط سوار اتوبوس میشدند دادند و از مسافران خواستند اگر گلایه و شکایتی دارند بنویسند.
از فردای آن روز دیگر این خط مانند گذشته نبود و از آن معطلشدنها خبری.
از آن روز حدودا یک ماه میگذرد. دیگر حتا یک بار هم آن مشکل برایم در آن خط اتفاق نیفتاد.
امروز بار دیگر از اتوبوسرانی با همسرم تماس گرفتند و از او پرسیدند آیا مشکل کاملا برطرف شده است. چند بار عذرخواهی کردند از این که دیر تماس گرفتند و گفتند که قصدشان این بوده که زمان بگذرد تا مطمئن بشویم که آیا شرایط بهبود یافته یا نه.
از آنجا که همسرم زمان تماس ابتدایی گفته بود که شاکی اصلی شوهرم است از او خواستند که شماره تماس من را داشته باشند تا با من هم صحبت کنند. از آنجا که در خانه بودم با تلفن همسرم با او صحبت کردم و تشکر صمیمانه از اینکه به مشکل ما به این خوبی رسیدگی کردهاند.
اینها را گفتم که بگویم آن جماعت پناهنده، مهاجر، فعال سیاسی، روزنامهنگاری که تلاش میکنند بگویند غرب هم از حیث نابسامانی و بیبرنامهگی جایی است مثل ایران اسلامی بیشک دروغ میگویند.
نه اینکه اینجا نابسامانی مطلقا وجود ندارد؛ بلکه قیاس کشورهای غربی با جایی مانند ایران قیاسی است معالفارق.
آنها که آسمان را همه جا یک رنگ میدانند و زمین را نیز یکسره غرق در بیعدالتی و نابسامانی، میخواهند شما را فریب بدهند تا به نکبتی که نظامهای توتالیتر و خودکامه برای شهروندانشان به وجود آوردهاند تن بدهند و اعتراضی نکنند.
یا قصدشان این است که بگویند آنها هم در غرب مانند شما ایرانیان داخل گرفتار همان مشقاتی هستند که شما هستید.
به راستی که چنین نیست! اینجا مشکلات خودش را دارد اما بیشک زیستن در ظل نظامهای دموکراتیک و مدرن و قانونمدار آرامش و محاسنی دارد که وطن ِ دیکتاتورزده با همه وطنبودنش ندارد.
اگر ایران اسلامی جایی بود مانند دیگر نقاط متمدن و مدرن جهان، چند نفر پیدا میشدند که از در و دیوار جهان بگریزند و به ایران اسلامی پناه بیاورند؛ در صورتی که چنین نیست و وطن کشوری شده که عموم مردمانش دوست دارند برای زندگی از آن بگریزند و گاه ِ مرگ جنازههایشان برای آرامیدن به آن بازگردد.
@behzadmehrani
Goftegoo 03.12.2018
Dr Nayeri & Negin Raagh
#گفتگو با دکتر علی نیری و نگین راغ، پیرامون مسایل علمی و اجتماعی روز
پناه بردن متفکرانِ ما به عرفان ضربهای بر بدنهی اندیشه در ایران بود که از دوره غزالی تا بحال همچنان گرفتار آن ماندهایم.
⚛ @dr_nayeri ✍
پناه بردن متفکرانِ ما به عرفان ضربهای بر بدنهی اندیشه در ایران بود که از دوره غزالی تا بحال همچنان گرفتار آن ماندهایم.
⚛ @dr_nayeri ✍