🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
7.94K subscribers
1.25K photos
1.1K videos
247 files
542 links
هدف ایجاد کانال در ترویج علم است(همچنین برای روشنگری، تفکر انتقادی و ذهنی پرسشگر )

🌐 پروفسور دکتر علی نیری 🌐
https://t.me/joinchat/AAAAAD-1bCBo-JkAawg1YA
Download Telegram
در كنفرانس مطبوعاتى تيم "لايگو" در بنياد ملى آمريكا اعلام شد: امواج گرانشى سرانجام آشكار شد.

بعدن بيشتر در اين مورد خواهم نوشت.

على نيّرى.


@dr_nayeri
اینشتاین یک نابغه بود.

100 سال پیش اینشتاین وجود امواج گرانشی را در تئوری نسبیت

خود پیش بینی کرده بود و هم اکنون این پیش بینی به حقیقت پیوست.

برای اولین بار در تاریخ ، جهان بوسیله امواج گرانشی با ما سخن خواهد گفت.

انچه که واقعن هیجان انگیز است اینست که بعداز این چه خواهد شد!

(چی خواهیم فهمید؟).................................منبع : NASA EARTH

به زودی مطالب علمی و مستند دکتر علی نیری را در این باره از طریق کانال مهبانگ

www.fb.com/DrNayeriMehbang وبرگه فیسبوک @dr_nayeri

مشاهده خواهید نمود.

لطفن به دوستان و علاقه مندان به توسعه علم و دانش و خرد ورزی

کانال ما را معرفی فرمایید .
💥 مهبانگ 15


پانزدهمین برنامه‌ی “مِهبانگ” و دومین برنامه با موضوع کیهان شناسی(عالم اولیه)، تقدیم به دوست‌داران دانش و خردورزی.

1⃣ در بخش نخست مِهبانگ، جناب دکتر علی نیّری، نظری دارند بر گزیده‌ی اخبار علمی در روزهای گذشته و در راس آن سیاه چاله‌ها و توضیحات جامعی در مورد آن‌ها؛

2⃣ در دومین بخش از برنامه، میهمان عزیز و ارزشمند مِهبانگ خانم دکتر غزال گشنیزجانی هستند.

👆 ایشان تحصیلات دانشگاهی‌شان را با درخشش در المپیاد ریاضی و تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه شریف آریامهر آغاز کرده و پس از آن ادامه تحصیلاتشان را در مقطع دکترا در دانشگاه برَون (Browne) آمریکا پشت سر گذاشته‌اند؛

و هم اکنون استادیار فیزیک و ریاضیات کاربردی در دانشگاه واترلو هستند؛
تحقیق در زمینه‌ی کیهان شناسی‌ و عالم اولیه از جمله فعالیت‌های چشمگیر ایشان به شمار می‌رود.

موضوع این برنامه از مِهبانگ: کیهان شناسی(عالم اولیه) و معمای ماهیت جهان (ماده تاریک)

گزیده‌ها:

⚡️ انیشتین برای اولین بار از واژه سیاه چاله black hole استفاده کرد.

به نظر می‌آید که در نقطه ای از عالم چگالی یا تراکم و فشار و دما به بی‌نهایت می‌رسد.

ظاهرأ پرده ای بر روی سیاه چاله‌ها وجود دارد که به آن افق رویداد event horizonمی‌گویند.

👆 گمان می‌شد افق رویداد سیاه چاله‌ها هم از همین نوع هست.

به نوعی مانند پرده ای بود که اطلاعات را مخفی می‌کرد و معروف بود که سیاه چاله‌ها اجازه نمی‌دهند که هیچ چیزی از سطح شان فرار کند حتی نور.

🔹 محدوده دید ما در سواحل محدود است حتی عبور کشتی را که بعد از مدتی می‌بینیم ناپدیده می‌شود؛ درواقع، به دلیل انحنای زمین در افق ناپدید می‌شود.

⚡️ استیون هاوکینگ فیزیکدان بریتانیایی در دهه 70 دو نظریه مهم انقلابی قرن بیستم فیزیک کوانتومی و نظریه نسبیت عام انیشتین را که در مورد گرانش و ثقل بود با هم ترکیب کرد.

👆 از ترکیب این دو به این نتیجه رسید که از لحاظ فیزیک کوانتومی این سیاه چاله‌ها جاودانه نخواهند بود و دچار یک نوع تبخیر کوانتومی خواهند شد.

🔅 یعنی جرم این سیاه چاله‌ها توسط تابش هاوکینگ کمتر و کمتر می‌شوند و نهایتأ از بین می‌روند.

این تبخیر باعث می‌شود که طول عمر سیاه چاله‌ها به نوعی به جرمشان وابسته باشد.

🔘 طول عمر سیاه چاله نسبت عکس با جرمش دارد.

درواقع، هرچقدر جرم یک سیاه چاله کمتر باشد تبخیر کوانتومی هم به همان ترتیب تغییر پیدا خواهد کرد.

🔹 در بدو پیدایش عالم مقداری ریز سیاه چاله mini black holes به وجود آمده است و به علت جرم کمی که داشتند همه آن‌ها از بین رفته اند.

و اگر وجود می‌داشتند به دلیل فراوانی آن‌ها عملأ وجود حیات در کهکشان ما غیر ممکن می‌شد.

⚡️ منظور استیون هاکینگ از اینکه سیاه چاله وجود ندارد این است که پرده رویداد یا افق رویداد که می‌توانست اطلاعات را از ما مخفی کند در فیزیک کوانتومی واقعأ از بین می‌رود.

👈 این نظریه جدید نیست و کسانی که سال‌ها در نظریه ریسمان‌ها کار می‌کردند به این نتیجه رسیده بودند که عملأ اطلاعاتی که به درون سیاه چاله‌ها می‌رسد با تبخیر کوانتومی سیاه چاله قابل بازیافت است.

یعنی، اگر کتابی را به درون سیاه چاله بفرستید وقتی که سیاه چاله تبخیر کوانتومی انجام می‌دهد یعنی از جرمش کاسته می‌شود و تبدیل به انرژی می‌شود و آن انرژی به تابشی برمی‌گردد با بررسی طیف آن تابش می‌توان اطلاعات را مورد بازیافت قرار داد.

🔅 درواقع، استیون هاوکینگ دیگر باور ندارد که سیاه چاله‌ها اطلاعات را از بین می‌برند.

🔹🔸 وقتی توصیف کوانتومی از ذرات می‌شود حتی در کمترین حالت انرژی که صفر باشد باز همواره یک مینیمم انرژی برای توصیف ذرات وجود دارد و به انرژی خلاء یا خلاء کوانتومی مشهور است.

♻️ با توجه به معادلات گرانشی، وقتی به رفتار انرژی خلاء کوانتومی توجه کردند شبیه رفتار ثابت کیهان شناختی بود که قبلأ انیشتین آن را معرفی کرده بود.

🌀 ثابت کیهان شناختی نیرویی از خودش درست می‌کند که برخلاف نیروی جاذبه یا ثقل، نیروی دافعه را ایجاد می‌کند.
یعنی به نوعی به شکل ضد جاذبه یا دافعه عمل می‌کند و به زبان علمی چگالی جرمش مثبت بود ولی فشارش منفی.

👆 این باعث می‌شد که آن خاصیت عجیب را داشته باشد که برعکس همه چیزهایی که نیروی جاذبه دارند و همدیگر را جذب می‌کنند این ثابت کیهانی برعکس همه آن‌ها، خنثی بکند و حتی اجرام را از هم دور بکند.

⚡️ در نظریه بنیادی هم ثابت شد که انرژی خلاء وجود دارد پس در عالم گرانش این انرژی خلاء چطور می‌شود؟

به نظر می‌رسد که باید همانند ثابت کیهان شناختی در معادلات وارد شود و همان اثر را داشته باشد.

@dr_nayeri
معما وقتی پیچیده‌تر می‌شد که فکر می‌کردند اگر تمام ذراتی که شناخته بودند جرم نداشتند باید برای آن‌ها انرژی خلاء در نظر بگیرند.

🔅 وقتی انرژی خلاء آن‌ها را گرفتند با اینکه در آزمایش‎‌هایی مانند آشکار سازها و شتاب دهنده‌ها نباید آن انرژی نقشی می‌داشت ولی در گرانش این انرژی مقدارش هم باید بسیار بسیار زیاد می‌ بود طوری که با تخمین‌های خیلی ساده و ابتدایی به نظر می‌رسد که مقدار این انرژی آنقدر زیاد ‌بود که جهان باید در ابتدا سریع از هم پاشیده می‌شد.

⚡️ گذار از یک فاز ماده به فاز دیگر لزومأ به معنی به وجود آمدنش نیست بلکه همه این مواد به شکلی همیشه بوده اند.

منتهی به دلیل اینکه دمای جهان تغییر پیدا می‌کند این مواد گذارهای مختلفی را طی می‌کنند.

💥 در اوایل جهان چون دما خیلی بالا بوده و همه مواد متراکم و مخلوط و چسبیده به هم بودند نور به نوعی در اینجا گیر می‌افتد (وقتی ماده خیلی به هم چسبیده باشد یونیزه می‌شود) و نمی‌تواند از آنجا فرار کند و ممکن است یک نوع تاریکی به نظر بیاید.

👆 این به آن معنا نیست که نور و فوتون‌ها وجود نداشتند.

🔅 در ذرات بنیادی برهم کنش‌هایی هم وجود دارند که ذرات به هم تبدیل شوند ولی همیشه بقای جرم و انرژی تقریبأ برقرار بوده و از یک شکلی به شکل دیگری وارد می‌شوند.

🔹 بر اثر انبساط جهان چگالی اش پایین می‌آید و وارد فرم‌های جدیدتر می‌شوند.

🔅 جهان سردتر می‌شود و نیروی جاذبه باعث می‌شود که مواد به سمت هم جذب شوند و به صورت توده درآیند و توده‌ها سردتر شوند.

🔸 اتم‌هایی که قبلأ یونیزه بودند مثلأ هیدروژن یونیزه به صورت هیدروژن خنثی دربیاید.

فیزیک کوانتومی تعبیر پذیراست و این تعبیر پذیری باعث شده که مکتب‌های مختلفی به وجود بیاید.

👈 ابعاد اتم موجب می‌شود که در فیزیک کلاسیک یا فیزیک نیوتنی و فیزیک کوانتومی خط کشی به وجود بیاید.

👆 اگر ابعاد بزرگ‌تر از اتم مربوط به فیزیک کلاسیک است ابعاد کوچک‌تر از اتم هم مربوط به فیزیک کوانتومی است.

در اوایل قرن بیستم توسط هابل کشف شد که هر چه به کهکشان‌های بسیار دور نگاه می‌کنند محاسبات انجام شده بر روی آن‌ها نشان می‌دهد که آن کهکشان‌ها از ما دورتر می‌شوند و به نظر می‌رسد که جهان ما بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود.

👆 به این دلیل نتیجه گرفتند که جهان ایستا نیست.

👆 طبق نظریه گرانش نسبیتی خیلی سخت بود اگر جهان به صورت ایستا می‌بود.

🔹🔸 اگر خواص ماده و انرژی طوری باشد که تخمین زده بودند، انبساط جهان باید کندتر و کندتر می‌شد چرا که همانند توپی که پرت می‌شود انتظار می‌رود برگشتی هم داشته باشد و نیروی اولیه ای که سرعتی به این انبساط داده دیگر نتواند ادامه بدهد و درواقع شتاب منفی باید داشته باشد ولی متوجه شدند که این سرعت نه تنها کم نمی‌شود بلکه آهنگش بیشتر و شتابدار هم می‌شود.

💥 چیزی که عجیب است این است که هر چه ما عقب و عقب‌تر می‌رویم مواد به هم فشرده‌تر می‌شوند و بعد از مدتی جهان داغ‌تر و داغ‌تر می‌شود و مانند سوپ داغی می‌شود که در آن فوتون‌ها و انرژی الکترو مغناطیس و تمام مواد با هم مخلوط می‌شوند.

🔅 اما در همان فاز از جهان انتظار دارید که هر چیزی که در آنجا بوده یا اتفاق افتاده باید ربطی به نوع پراکندگی ماده‌ای داشته باشد که بعدها ما در جهان دیده ایم مانند همین کهکشان‌ها.

درواقع از دوره باستانی چیزهایی تقریبأ دست نخورده به دست ما رسیده و ما با مطالعه تابش زمین کیهانی می‌توانیم اطلاعاتی در رابطه با عالم اولیه پیدا کنیم.


@dr_nayeri
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
توضیحات پروفسور «برایان گرین» درباره‌ی شناسایی امواج گرانشی
—----------------------------------------------------------
متن ویدئو:
خبری بسیار هیجان‌انگیز است! بالاخره امواج گرانشی شناسایی شده‌اند.
توضیح کوتاهش این‌گونه است:
در سال ۱۹۱۵، آلبرت اینشتین نظریه‌ی جدید گرانش خود، یعنی نظریه‌ی نسبیت عام، را به دنیا عرضه کرد که بر اساس این اندیشه‌ی زیباست که گرانش، چیزی جز پیچ و تاب و انحنا در بافت فضا-زمان نیست.
نزدیک به یک سال بعد، اینشتین اندیشه‌ی خود را یک گام اساسی دیگر به پیش برد.
ببینید، او دریافت که اگر فضا آن‌قدر انعطاف‌پذیر است که پیچ و تاب داشته باشد، پس باید بتواند چین و شکن بردارد، ارتعاش کند، و موج بردارد.
و این بدان معناست که اگر چیزی بتواند بافت فضا-زمان را تکان بدهد، می‌باید چین و شکن‌هایی درون بافت فضا بفرستد، و همین چین و شکن‌هاست که ما اکنون، "امواج گرانشی" می‌نامیم، و البته منبع امواج گرانشی، دست من نیست که فضا را تکان بدهد.
در عوض، این کار می‌تواند توسط برخی از فرآیندهای اخترفیزیکی بسیار پرانرژی (مانند ستاره‌های نوترونی که به سرعت می‌گردند یا سیاهچاله‌ها) انجام شود که یک غُرش ثابتی از امواج گرانشی می‌فرستند. یا دست کم، این چیزی بود که نظریه چنین می‌گفت.
حالا، چگونه این اندیشه را آزمایش می‌کنید؟
خُب، این نقشه نشان می‌دهد که همان‌طور که موج گرانشی به جلو می‌غلتد، هر چیزی را در سر راه خودش فشرده و کشیده می‌کند. ببینید، این دارد برای زمین هم اتفاق می‌افتد، البته اینجا بسیار اغراق شده تا شما بتوانید اثرش را ببینید.
هنگامی که محاسبه می‌کنیم، درمی‌یابیم که میزان فشردن و کشیدن بسیار کوچک است: به اندازه‌ی کسری از قطر یک اتم، و همین، کار شناسایی را بسیار سخت می‌کند. اما این همان کاری‌ست که تیم «لایگو» موفق به انجامش شده است، و این کار را با دو آشکارساز انجام دادند که یکی در لوئیزیانا و دیگری در ایالت واشنگتن است، و این آشکارسازها، کاری که انجام می‌دهند این است که پرتوهای لیزر را در طول دو تونل تخلیه‌شده‌ی چهار کیلومتری پرتاب می‌کنند و هنگامی که نور باز-آمیخته می‌شود، یک الگوی ویژه‌ای می‌سازد.
این را به نام «الگوی تداخل» می‌شناسیم.
اما تنها چیزی که شما نیاز به درک آن دارید این است که اگر قرار بود موج گرانشی به پیش برود، می‌بایست بازوهای آشکارساز را فشرده و کشیده می‌کرد، و این تاثیری قابل اندازه‌گیری بر روی همان الگوی تداخل می‌گذاشت، و موجب جابه‌جایی آن می‌شد.
و دقیقن همان گونه جابه‌جایی در الگوی تداخل است که اکنون تیم «لایگو» مشاهده کرده است. نخستين شناسايى مستقيم امواج گرانشى. خبری بسیار مهم است! این در تاریخ علم به عنوان یک لحظه‌ی بسیار اساسی خواهد ماند و نه تنها برای این که تاییدی شگفت‌انگیز بر یکی دیگر از اندیشه‌های اینشتین است، که البته هست، اما بیشتر برای آن که ما هزاران سال است که برای اکتشاف در کیهان از امواج نور بهره گرفته‌ایم.
این اکتشاف، آغاز دوره‌ای تازه را مشخص می‌کند که در آن، کیهان را با بهره گرفتن از امواج گرانشی مورد اکتشاف قرار خواهیم داد.

ترجمه و زیرنویس: تیم ترجمه مِهبانگ


@dr_nayeri
《سمینار علم و شبه علم》

دکتر علی نیری کیهان شناس
توفیق حیدرزاده تاریخ نگار علم
دکتر فرهنگ هلاکویی جامعه شناس و روانشناس


@dr_nayeri
سو استفاده از کوانتوم
ترجمه و گردآوری: آرش آریامنش


🔅 بسیاری از تعاریف و واژگان حیطه علوم در معرض کژفهمی و سوء برداشت قرار دارند و حتی مفاهیم پایه‌ای ریاضیات، نجوم، زیست‌شناسی یا فیزیک نیز ممکن است جابجا فهمیده شوند.

مثلاً ممکن است فردی تصور کند مفهوم تکامل(فرگشت) داروینی را خوب فهمیده اما اگر در محتوای ذهن او دقیق شویم درمی‌یابیم که او نمی‌تواند میان رویکرد داروینی و لامارکی تفاوتی قائل شود و در حقیقت این دو را با هم جابجا گرفته است.
رد پای این فهم نادرست را غیر از علم، در فلسفه نیز می‌توان یافت.

به عنوان مثال بسیاری تصور می‌کنند متافیزیک یعنی چیزی ورای فیزیک یا مجموعه رویدادها یا پدیده‌هایی که فیزیک از تفسیر آن عاجز است.

حتی افراد تحصیل کرده نیز اصطلاح متافیزیک را به اشتباه به پدیده‌های عجیب اطلاق می‌کنند.

🔘 در سالهای اخیر این سوء استعمال لغات و تعاریف، بیش از همه گریبان فیزیک کوانتومی را گرفته و بسیاری تلاش کرده‌اند مبانی اصلی فیزیک کوانتومی را با مفاهیمی چون عشق؛ عرفان و معنویات و تائویسم پیوند دهند.

بسیاری از افراد که این بخش از فیزیک را یا به کلی متوجه نشده‌اند یا بصورت مبهم و مغشوش از سایرین یا از طریق مجلات و وبسایت های زرد راجع به آن مطالب پراکنده‌ای شنیده یا خوانده‌اند؛

تصور می‌کنند که فیزیک کوانتومی به دلیل توصیف پدیده‌های عجیب جهان، راز آلود و بنابراین تعریف و مفهومی معنوی است.

آنها باور دارند که کوانتوم جایی‌ست که اتفاقات ماورایی و معنوی و فراطبیعی رخ می‌دهد و می‌توان برای توصیف یا توجیه هر چیز غریبی به سراغ کوانتوم رفت.

🔹 غالباً از سوی این افراد ، اصرار عجیبی روی این موضوع وجود دارد که هرچه فیزیک جدید (از کوانتوم گرفته تا نسبیت و نظریه ریسمان‌ها) به آن رسیده، پیشنیان می‌دانسته‌اند.

تلفیق عرفان و معنویات با مفاهیم علمی، یکی از پرطرفدارترین بازارهای شبه‌ علم است و در این بین، فیزیک کوانتومی به دلیل ثقیل و پیچیده بودن مفاهیم؛ دستاویز خوبی برای فضل‌فروشی و اظهار نظرهای به ظاهر عمیق (ولی در باطن توخالی) است.

🔸 در ایران نیز کتاب‌های پرفروش بسیاری در این خصوص نوشته شده و اقبال عمومی به همایش‌ها و سخنرانی‌هایی با اصطلاحات پرطمطراق و پرطنینی مثل فیزیک کوانتومی، جهان‌های موازی و متافیزیک بسیار بالاست.

🔹🔸استقبال عوام از این گفته‌ها (بی‌خاصیت برای عموم و پر کننده جیب فریبکاران) چنان است که عاقبت به چاپ چرندیات شبه‌ علمی با عناوینی مغلوط همچون
صفر:تولد و مرگ در فیزیک جدید،
جهان هولوگرافی،
اندیشه کوانتومی مولانا و شعور آب
و راز قانون جذب و غیره منجر می‌شود.

درک اشتباهی که از آزمایش دو شکاف یانگ در فیزیک، در خصوص شناخت سرشت موجی یا ذره‌ای نور وجود دارد به این باور دامن زده که عده‌ای تصور کنند که ذرات نیز شعور و آگاهی دارند و بنابراین می‌توانند هومیوپاتی و یا باورهای عرفانی را با آن تطبیق بدهند.

حتی دست‌اندرکاران برنامه‌های فریب عمومی،
رمالان حرفه‌ای ،
فالگیرهای اینترنتی
یا کسانی که مدعی‌اند با وصل شدن به یک مفهوم انتزاعی مثل حلقه‌های شعور کیهانی می‌توان بیماری‌ها را درمان کرد؛ نیز از فیزیک کوانتوم صحبت می‌کنند تا آموزه‌های خود را ژرف و به عبارت دیگر علمی جلوه دهند.

👆 در گفته‌های رمالان و فالگیران و ارسال‌کنندگان انرژی و درمانگرهای ماورایی دیگر صحبت از «قمر در عقرب» و «قفل کردن بخت» و «نفرین جن نامسلمان» نیست؛ بلکه آنها از «جذب نامناسب انرژی» و «ارتعاش نادرست» و «ارسال انرژی منفی» و «موجودات غیر اورگانیک» برایتان می‌گویند تا با ترکیبی جدید از واژه‌های نامأنوس و شبه ‌علمی شما را مسخ کنند.

🔺 آنها برای علمی و تخصصی جلوه دادن گفته‌هایشان از بیگ‌بنگ و بوزون ‌هیگز و کوانتوم‌ و ارتباطش به رویای صادقه می‌گویند،

خمش فضا را به سرعت جبرئیل ربط می‌دهند و برای هر ادعا از دانشمندان خیالی گواه می‌آورند.

🔸 مدعیان عوام‌فریب امروز انبانی از کلمات قلنبه سلنبه دارند که در هر مبحث دست در انبان کرده و تعدادی کلمه بیرون کشیده و با قطار کردن آنها جملات بی‌معنی می‌سازند با لفاظی و سفسطه نوع جدیدی از شبه ‌علم را روایت می‌کنند.

البته که دنیای عرفان زیباست؛
رباعیات خیام،
شوریدگی مولانا
و رندی حافظ ، دنیایی جذاب و دوست داشتنی‌ست.

👆 اما این موضوع کمترین ارتباطی به سرفصل‌های علوم و فیزیک پیدا نمی‌کند.

🔸 این سنخ تلفیق‌ها به صورت بنیادین غلط هستند، هرچند که جذاب و زیبا به نظر برسند.

(گمانه)

حتما شنیدید که در کوانتوم , ” ناظر ” نقش تایین کننده ای در نتیجه آزمایش دارد.

اما یک ناظر چگونه بر آزمایش کوانتومی تاثیر گذار است ؟

چگونه است که یک فردی با نگاه کردن یا نکردن در نتیجه آزمایش تاثیر گذار میشود ؟

آیا ذره ها دارای شعور و درک هستند ؟

@dr_nayeri
Forwarded from 🌱آرشیو کانال افکار آزاد🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ137 «آیا ذره ها شعور دارند؟»

🔅قصد دارم چند تا کلیپ در مورد "کوانتوم" بسازم. و چند تا نکته رو توضیح بدم

@Archaivetafakoratazad