.من سعید سبزیان، از سال ۲۰۱۱ از ایران برای تحصیل دکترا خارج شدم. با بورسیه دانشگاه واترلو به کانادا آمدم و در اینجا درس هایی درباره معلولیت گذراندم. از آنجا بود که به صورت دانشگاهی با معلولیت آشنا شدم. وقتی تحصیل کردم داغ های گذشته از خانواده ام به یادم آمد.
معلولان ذهنی را می دیدم که مورد شکنجه مردم قرار می گرفتند. به آنها گوجه پرتاب می کردند، شب ها در خیابان می خوابیدند و گاهی یخ می زدند. اینها سبب شد عزمم را جزم کنم و بنویسم. در ۲۰۱۲ بود که سایت رادیو زمانه با من مصاحبه کرد و کلید از آنجا خورد. موسسات خارج از ایران با من تماس گرفتند و به من تدریس آنلاین دادند تا درباره حقوق مدنی درس بدهم. رفته رفته ده ها مقاله ی بلند نوشتم و نهایتا کتاب «جسمیت و قدرت» را تالیف کردم که حداقل ۱۰۰ بار در سایت توانا پخش شده است و مجانی دراختیار مردم است. هم اکنون دکترایم تمام شده و فرصت بیشتری برای فعالیت دارم و در ماه آینده کلاس های آنلاین مجانی برای شما می گذارم که چگونه حقوق خویش را بگیرید. امیدوارم موثر باشم.
چرا برای معلولین می کوشم؟
خواهر زاده ی من ۱۹ سال عمر کرد، ۱۴ سال آن را در خانه در رنج زیست. مادرش او را تا ۱۹ سالگی به دسشویی می برد و وزنش هم سنگین بود. حتی پول ویلچر نداشت من هم آن زمان توانایی خریدن چنین چیزی برایش نداشتم. این طفل در گوشه ی اتاقی تمام عمرش را زندگی کرد. برادر من یک پایش مقداری می لنگید و تمام رفیقانش با خطاب های توهین آمیز به او فحش می دادند و برادر دیگرم یک چشمش چپ بود و به قدری او را با خطاب های توهین آمیز آزار دادند که مجبور به جراحی شد. داغ های اینها بر دل من مانده است.
#کمپین_بیوگرافی_سبزیان_جسمیت_و_قدرت
https://telegram.me/dscampaign
معلولان ذهنی را می دیدم که مورد شکنجه مردم قرار می گرفتند. به آنها گوجه پرتاب می کردند، شب ها در خیابان می خوابیدند و گاهی یخ می زدند. اینها سبب شد عزمم را جزم کنم و بنویسم. در ۲۰۱۲ بود که سایت رادیو زمانه با من مصاحبه کرد و کلید از آنجا خورد. موسسات خارج از ایران با من تماس گرفتند و به من تدریس آنلاین دادند تا درباره حقوق مدنی درس بدهم. رفته رفته ده ها مقاله ی بلند نوشتم و نهایتا کتاب «جسمیت و قدرت» را تالیف کردم که حداقل ۱۰۰ بار در سایت توانا پخش شده است و مجانی دراختیار مردم است. هم اکنون دکترایم تمام شده و فرصت بیشتری برای فعالیت دارم و در ماه آینده کلاس های آنلاین مجانی برای شما می گذارم که چگونه حقوق خویش را بگیرید. امیدوارم موثر باشم.
چرا برای معلولین می کوشم؟
خواهر زاده ی من ۱۹ سال عمر کرد، ۱۴ سال آن را در خانه در رنج زیست. مادرش او را تا ۱۹ سالگی به دسشویی می برد و وزنش هم سنگین بود. حتی پول ویلچر نداشت من هم آن زمان توانایی خریدن چنین چیزی برایش نداشتم. این طفل در گوشه ی اتاقی تمام عمرش را زندگی کرد. برادر من یک پایش مقداری می لنگید و تمام رفیقانش با خطاب های توهین آمیز به او فحش می دادند و برادر دیگرم یک چشمش چپ بود و به قدری او را با خطاب های توهین آمیز آزار دادند که مجبور به جراحی شد. داغ های اینها بر دل من مانده است.
#کمپین_بیوگرافی_سبزیان_جسمیت_و_قدرت
https://telegram.me/dscampaign