Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
اقتصاد چگونه قربانی تنشهای بلندمدت میشود؟
تداوم تنش با غرب، اقتصاد ایران را با کاهش پایدار تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، سرمایهگذاری خارجی، تجارت بینالمللی و صادرات غیرنفتی مواجه کرده است. پیامدهای این وضعیت تنها به اقتصاد محدود نمانده و شفافیت، ثبات جامعه و حاکمیت قانون را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
انزوای طولانیمدت چه هزینهای به توسعه ایران تحمیل میکند؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
تداوم تنش با غرب، اقتصاد ایران را با کاهش پایدار تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، سرمایهگذاری خارجی، تجارت بینالمللی و صادرات غیرنفتی مواجه کرده است. پیامدهای این وضعیت تنها به اقتصاد محدود نمانده و شفافیت، ثبات جامعه و حاکمیت قانون را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
انزوای طولانیمدت چه هزینهای به توسعه ایران تحمیل میکند؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍2❤1
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
📌مترجم پرکار
محمدحسین (ابوذر) باقی، که در بسیاری از روزنامهها و مجلات بنام، از جمله شهروند امروز، مهرنامه و آگاهی نو و اکنون در روزنامه «دنیای اقتصاد» و هفتهنامه «تجارت فردا» مطالب متعددی نوشته و منتشر کرده است، یکی از مترجمان پرکار انتشارات دنیای اقتصاد است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
محمدحسین (ابوذر) باقی، که در بسیاری از روزنامهها و مجلات بنام، از جمله شهروند امروز، مهرنامه و آگاهی نو و اکنون در روزنامه «دنیای اقتصاد» و هفتهنامه «تجارت فردا» مطالب متعددی نوشته و منتشر کرده است، یکی از مترجمان پرکار انتشارات دنیای اقتصاد است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
❤2👍1
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
کشورها چگونه از چاه فقر بیرون آمدند؟
🔹در دو قرن گذشته، شمار زیادی از کشورها راه گریز از فقر را یافتهاند و بسیاری از ملتها همچنان در مسیر افزایش رفاه گام برمیدارند. جامعه ایران اما با وجود برخورداری از منابع فراوان، بهطور مستمر رفاه خود را از دست میدهد.
🔹اقتصاددانان برای توضیح ثروتمندشدن ملتها عوامل متعددی برمیشمارند، همانگونه که برای ماندگاری کشورها در فقر دلایل گوناگونی مطرح میکنند. تجربه برندگان تاریخ اما پرسشی مهم پیشروی ما میگذارد:
ایران از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم دارد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
🔹در دو قرن گذشته، شمار زیادی از کشورها راه گریز از فقر را یافتهاند و بسیاری از ملتها همچنان در مسیر افزایش رفاه گام برمیدارند. جامعه ایران اما با وجود برخورداری از منابع فراوان، بهطور مستمر رفاه خود را از دست میدهد.
🔹اقتصاددانان برای توضیح ثروتمندشدن ملتها عوامل متعددی برمیشمارند، همانگونه که برای ماندگاری کشورها در فقر دلایل گوناگونی مطرح میکنند. تجربه برندگان تاریخ اما پرسشی مهم پیشروی ما میگذارد:
ایران از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم دارد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
❤4
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
جهان چگونه ثروتمند شد و چرا همه ثروتمند نشدند؟
✍️ محمد طاهری/ سردبیر
🔹انتشارات دنیای اقتصاد بهزودی کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» را منتشر میکند. اثری که به یکی از بنیادیترین پرسشهای علم اقتصاد و تاریخ بشر میپردازد. اینکه چرا برخی ملتها ثروتمند شدند و برخی دیگر همچنان فقیر ماندند. در ادبیات اقتصاد، مجموعهای از کتابهای معروف کوشیدهاند به این پرسش پاسخ دهند. هر کدام از این کتابها روایتی متفاوت از عوامل کامیابی یا ناکامی ملتها ارائه میکنند. برخی روی جغرافیا و منابع طبیعی تمرکز کردهاند، برخی درباره اثربخشی نهادهای سیاسی و اقتصادی نوشتهاند و برخی هم، اتکای کشورها به اصول سرمایهداری را مایه رشد و ثروتمندی ملتها اعلام کردهاند. کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» اما میکوشد میان این دیدگاههای متفاوت داوری کند و نشان دهد هیچ عامل واحدی بهتنهایی نمیتواند راز ثروتمند شدن ملتها را توضیح دهد.
🔹مارک کویاما و جرد روبین دو اقتصاددانی که کتاب را نوشتهاند، با مرور تجربه تاریخی کشورها، نقش جغرافیا، نهادها، فرهنگ، جمعیت، تجارت، استعمار و انقلاب صنعتی را کنار هم میگذارند تا توضیح دهند جهان چگونه از فقر تاریخی فاصله گرفت و چرا همه کشورها به یک اندازه از این تحول بهرهمند نشدند.
این دو اقتصاددان در کتاب خود، مهمترین توضیحاتی را که برای پیدایش رشد اقتصادی مدرن مطرح شدهاند کنار یکدیگر قرار میدهند.اهمیت این رویکرد در آن است که نشان میدهد ثروتمند شدن جهان حاصل یک حادثه یا یک سیاست منفرد نبوده، بلکه محصول برهمکنش مجموعهای از عوامل در یک فرآیند تاریخی طولانی بوده است.
🔹اما برای خواننده ایرانی هم این بحثها اهمیت زیادی دارد. این روزها که جامعه ایران به طور مستمر در حال از دست دادن رفاه و فرورفتن در چاه فقر است، این پرسش اهمیت زیادی پیدا کرده است که مگر ما از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم داشتیم؟ در همان دورانی که بسیاری از کشورهای درحالتوسعه از فرصتهایی مانند جهانیشدن، گسترش تجارت، جذب سرمایههایخارجی، انتقال فناوری و پیوستن به زنجیرههای ارزش جهانی برای تغییر مسیر خود بهره بردند، ایران نخواست یا نتوانست به همان اندازه از این فرصتهای تاریخی استفاده کند. در نتیجه، کشورهایی که زمانی درآمدی نزدیک یا حتی پایینتر از ایران داشتند، در چند دهه گذشته فاصله قابلتوجهی با ما ایجاد کردهاند. پس پرسش مهم برای جامعه ما این است که چرا ایران نتوانست دورهای طولانی و پایدار از رشد اقتصادی را تجربه کند؟ اهمیت این پرسش زمانی بیشتر میشود که تجربه ایران را نه با کشورهای ثروتمند قدیمی، بلکه با کشورهایی مقایسه کنیم که خود تا چند دهه پیش فقیر بودند. کره جنوبی، چین، سنگاپور و بسیاری کشورهای دیگر با نقطه آغاز بسیار متفاوتی وارد مسیر توسعه شدند، اما در دورهای نسبتاً کوتاه توانستند ساختار تولید، تجارت و سطح زندگی مردم خود را دگرگون کنند. تجربه این کشورها نشان میدهد فاصله میان فقر و ثروت الزاماً محصول چند قرن تاریخ نیست و میتواند طی چند نسل بهطور اساسی تغییر کند. امروز نیز بخش بزرگی از جهان، با وجود بحرانها و عقبگردهای مقطعی، در سطحی از رفاه زندگی میکند که برای نسلهای گذشته قابل تصور نبود.
🔹 تاریخ دو قرن گذشته نشان میدهد ملتها محکوم نیستند برای همیشه فقیر یا ثروتمند باقی بمانند. سیاستها تغییر میکنند، قواعد و قانونها اصلاح میشوند، اقتصادها به جهان متصل میشوند و کشورهایی که زمانی در حاشیه اقتصاد جهانی قرار داشتند میتوانند به مراکز تولید و ثروت تبدیل شوند. به همین دلیل، مرور تجربه برندگان تاریخ، تلاشی است برای فهمیدن امکانهای آینده ایران و درنهایت همه این بحثها به یک پرسش بازمیگردد. پرسشی که کتابهای بسیاری در اقتصاد و تاریخ توسعه کوشیدهاند به آن پاسخ دهند و برای ایران امروز هم اهمیتی دوچندان دارد. اینکه اگر کشورهای زیادی توانستهاند از فقر بگریزند، رشد پایدار ایجاد کنند و سطح زندگی مردم خود را بالا ببرند، ما از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم داریم؟
توضیح تکمیلی:
چاپ اول «کتاب جهان چگونه ثروتمند شد؟» از روز سهشنبه ۲۷ مرداد در کتابفروشی دنیایاقتصاد در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
برای تهیه کتابهای ما با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️ محمد طاهری/ سردبیر
🔹انتشارات دنیای اقتصاد بهزودی کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» را منتشر میکند. اثری که به یکی از بنیادیترین پرسشهای علم اقتصاد و تاریخ بشر میپردازد. اینکه چرا برخی ملتها ثروتمند شدند و برخی دیگر همچنان فقیر ماندند. در ادبیات اقتصاد، مجموعهای از کتابهای معروف کوشیدهاند به این پرسش پاسخ دهند. هر کدام از این کتابها روایتی متفاوت از عوامل کامیابی یا ناکامی ملتها ارائه میکنند. برخی روی جغرافیا و منابع طبیعی تمرکز کردهاند، برخی درباره اثربخشی نهادهای سیاسی و اقتصادی نوشتهاند و برخی هم، اتکای کشورها به اصول سرمایهداری را مایه رشد و ثروتمندی ملتها اعلام کردهاند. کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» اما میکوشد میان این دیدگاههای متفاوت داوری کند و نشان دهد هیچ عامل واحدی بهتنهایی نمیتواند راز ثروتمند شدن ملتها را توضیح دهد.
🔹مارک کویاما و جرد روبین دو اقتصاددانی که کتاب را نوشتهاند، با مرور تجربه تاریخی کشورها، نقش جغرافیا، نهادها، فرهنگ، جمعیت، تجارت، استعمار و انقلاب صنعتی را کنار هم میگذارند تا توضیح دهند جهان چگونه از فقر تاریخی فاصله گرفت و چرا همه کشورها به یک اندازه از این تحول بهرهمند نشدند.
این دو اقتصاددان در کتاب خود، مهمترین توضیحاتی را که برای پیدایش رشد اقتصادی مدرن مطرح شدهاند کنار یکدیگر قرار میدهند.اهمیت این رویکرد در آن است که نشان میدهد ثروتمند شدن جهان حاصل یک حادثه یا یک سیاست منفرد نبوده، بلکه محصول برهمکنش مجموعهای از عوامل در یک فرآیند تاریخی طولانی بوده است.
🔹اما برای خواننده ایرانی هم این بحثها اهمیت زیادی دارد. این روزها که جامعه ایران به طور مستمر در حال از دست دادن رفاه و فرورفتن در چاه فقر است، این پرسش اهمیت زیادی پیدا کرده است که مگر ما از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم داشتیم؟ در همان دورانی که بسیاری از کشورهای درحالتوسعه از فرصتهایی مانند جهانیشدن، گسترش تجارت، جذب سرمایههایخارجی، انتقال فناوری و پیوستن به زنجیرههای ارزش جهانی برای تغییر مسیر خود بهره بردند، ایران نخواست یا نتوانست به همان اندازه از این فرصتهای تاریخی استفاده کند. در نتیجه، کشورهایی که زمانی درآمدی نزدیک یا حتی پایینتر از ایران داشتند، در چند دهه گذشته فاصله قابلتوجهی با ما ایجاد کردهاند. پس پرسش مهم برای جامعه ما این است که چرا ایران نتوانست دورهای طولانی و پایدار از رشد اقتصادی را تجربه کند؟ اهمیت این پرسش زمانی بیشتر میشود که تجربه ایران را نه با کشورهای ثروتمند قدیمی، بلکه با کشورهایی مقایسه کنیم که خود تا چند دهه پیش فقیر بودند. کره جنوبی، چین، سنگاپور و بسیاری کشورهای دیگر با نقطه آغاز بسیار متفاوتی وارد مسیر توسعه شدند، اما در دورهای نسبتاً کوتاه توانستند ساختار تولید، تجارت و سطح زندگی مردم خود را دگرگون کنند. تجربه این کشورها نشان میدهد فاصله میان فقر و ثروت الزاماً محصول چند قرن تاریخ نیست و میتواند طی چند نسل بهطور اساسی تغییر کند. امروز نیز بخش بزرگی از جهان، با وجود بحرانها و عقبگردهای مقطعی، در سطحی از رفاه زندگی میکند که برای نسلهای گذشته قابل تصور نبود.
🔹 تاریخ دو قرن گذشته نشان میدهد ملتها محکوم نیستند برای همیشه فقیر یا ثروتمند باقی بمانند. سیاستها تغییر میکنند، قواعد و قانونها اصلاح میشوند، اقتصادها به جهان متصل میشوند و کشورهایی که زمانی در حاشیه اقتصاد جهانی قرار داشتند میتوانند به مراکز تولید و ثروت تبدیل شوند. به همین دلیل، مرور تجربه برندگان تاریخ، تلاشی است برای فهمیدن امکانهای آینده ایران و درنهایت همه این بحثها به یک پرسش بازمیگردد. پرسشی که کتابهای بسیاری در اقتصاد و تاریخ توسعه کوشیدهاند به آن پاسخ دهند و برای ایران امروز هم اهمیتی دوچندان دارد. اینکه اگر کشورهای زیادی توانستهاند از فقر بگریزند، رشد پایدار ایجاد کنند و سطح زندگی مردم خود را بالا ببرند، ما از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم داریم؟
توضیح تکمیلی:
چاپ اول «کتاب جهان چگونه ثروتمند شد؟» از روز سهشنبه ۲۷ مرداد در کتابفروشی دنیایاقتصاد در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
برای تهیه کتابهای ما با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
❤9👏1
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
اشغال ايران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟
🔹85 سال پيش تهاجم متفقين به ايران، موجب اختلال در حملونقل و تجارت خارجي شد، توليد و سرمايهگذاري را به عقب راند و کشور را از ريل توسعه خارج کرد.
🔹 جنگها همواره فشار بر مردم را تشديد ميکنند، تورم را افزايش ميدهند و افراد بيشتري را به ورطه فقر ميکشانند.
تجربه شهريور 1320 چه درسهايي براي امروز ايران دارد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
🔹85 سال پيش تهاجم متفقين به ايران، موجب اختلال در حملونقل و تجارت خارجي شد، توليد و سرمايهگذاري را به عقب راند و کشور را از ريل توسعه خارج کرد.
🔹 جنگها همواره فشار بر مردم را تشديد ميکنند، تورم را افزايش ميدهند و افراد بيشتري را به ورطه فقر ميکشانند.
تجربه شهريور 1320 چه درسهايي براي امروز ايران دارد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍2
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
تکنوکراسی چگونه جایگاه خود را از دست داد؟
🔹تجربه فراخواندن تکنوکراتها در روزهای بحران، بارها در تاریخ سیاسی ایران تکرار شده است. چنانکه بحرانهای درهمتنیده شهریور ۱۳۲۰، محمدعلی فروغی را پس از شش سال خانهنشینی به قدرت بازگرداند.
🔹اکنون با قدرت گرفتن گروههای ذینفع، این الگوی تاریخی کارکرد خود را از دست داده است.
کدام گروهها تکنوکراتها را خلع سلاح کردند؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
🔹تجربه فراخواندن تکنوکراتها در روزهای بحران، بارها در تاریخ سیاسی ایران تکرار شده است. چنانکه بحرانهای درهمتنیده شهریور ۱۳۲۰، محمدعلی فروغی را پس از شش سال خانهنشینی به قدرت بازگرداند.
🔹اکنون با قدرت گرفتن گروههای ذینفع، این الگوی تاریخی کارکرد خود را از دست داده است.
کدام گروهها تکنوکراتها را خلع سلاح کردند؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍1
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
آیا الگوی بازگشت تکنوکراتها در روزهای بحران دیگر کار نمیکند؟
✍️محمد طاهری / سردبیر
🔹الگوی بازگشت محمدعلی فروغی به قدرت را میتوان یکی از روشنترین نمونههای تاریخی فراخواندن سیاستمداران تکنوکرات در روزهای بحران دانست که بعدها نیز به صورتهای مختلف در تاریخ سیاسی ایران تکرار شد. بر اساس این الگو، نیروهای تکنوکرات ممکن است در شرایط عادی یا وفور منابع به حاشیه رانده شوند، اما هنگامی که بحرانها شدت میگیرند، ممکن است دوباره فراخوانده شوند.
🔹 محمدعلی فروغی سالها در بالاترین سطوح حکومت حضور داشت، اما در سال ۱۳۱۴ با فشار رضا شاه، از قدرت کنار رفت و نزدیک به شش سال خانهنشین شد. با حمله متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و فروپاشی سریع ارتش، رضاشاه دوباره سراغ همان سیاستمدار مغضوب رفت. تخصص، تجربه و اعتبار سیاسی فروغی که در روزهای عادی چندان ضروری بهنظر نمیرسید، در روز بحران به سرمایهای حیاتی تبدیل شد. رضاشاه از قدرت کنار رفت، اما انتقال سلطنت از پدر به پسر مدیریت شد و ساختار سیاسی از هم نپاشید.
🔹منطق اقتصاد سیاسی این رفت و برگشت این است که در شرایط عادی یا دورههای وفور منابع، حکومتها الزاماً کارآمدترین افراد را به مهمترین مناصب نمیگمارند. حفظ ائتلاف سیاسی، توزیع منافع، وفاداری و ملاحظات درون ساختار قدرت نیز در انتخاب مدیران نقش دارند. اما بحران، تابع هدف سیاستمدار را تغییر میدهد. وقتی هزینه ناکارآمدی بالا میرود، منابع محدود میشود و ادامه وضع موجود میتواند کل ساختار را با خطر مواجه کند، ارزش تکنوکرات افزایش مییابد. در چنین شرایطی، حل مسئله میتواند بر بخشی از ملاحظات معمول سیاسی غلبه کند و افرادی که پیشتر در حاشیه بودهاند، میتوانند امکان ورود به مرکز تصمیمگیری را پیدا کنند. روی کار آمدن مسعود پزشکیان را نیز میتوان در امتداد این سنت سیاسی تحلیل کرد. او در شرایطی به ریاستجمهوری رسید که کشور با مجموعهای از مشکلات انباشته مواجه بود. تاکید او بر وفاق، تخصصگرایی و استفاده از متخصصان نیز این تصور را تقویت کرد که ماموریت دولت بیش از آنکه پیشبرد یک پروژه سیاسی تازه باشد، کاهش تنش و حل مسائل انباشتهشده کشور است.
🔹به نظر میرسد این بار یک متغیر مهم، الگوی تاریخی را پیچیدهتر کرده است. فروغی در شهریور ۱۳۲۰ اختیار داشت درباره مسئلهای حیاتی مذاکره کند، تصمیم بگیرد و مسیر انتقال قدرت را مدیریت کند. اما در شرایط فعلی، قدرت گروههای ذینفع به اندازهای فزونی یافته که موانع بزرگی برای صلح و اصلاحات ایجاد میکنند. اصلاحات اقتصادی تقریباً همیشه بازنده دارد. اصلاح قیمت انرژی، تغییر سیاست ارزی، اصلاح نظام بانکی، کاهش کسری بودجه، تغییر سیاست تجاری، اصلاح صندوقهای بازنشستگی و حتی صلحطلبی و تنشزدایی از روابط خارجی میتواند منافع گروههایی را که از وضع موجود بهره میبرند کاهش دهد. هرچه یک سیاست ناکارآمد برای مدت طولانیتری ادامه پیدا کند، پیرامون آن شبکههایی از منافع شکل میگیرد. این شبکهها در گذر زمان منابع، ارتباطات و توان اثرگذاری بیشتری پیدا میکنند و بهتدریج خود به بخشی از ساختار سیاستگذاری تبدیل میشوند.
🔹بنابراین تفاوت شرایط امروز با برخی تجربههای گذشته شاید در قدرت گرفتن گروههای ذینفع باشد. فروغی زمانی فراخوانده شد که هزینه ادامه وضع موجود برای بخش بزرگی از ساختار قدرت آشکار شده بود. اشغال نظامی و خطر فروپاشی، امکان مقاومت در برابر تغییر را بهشدت کاهش داده بود و تقریباً همه بازیگران اصلی میدانستند که ادامه مسیر قبلی ممکن نیست.
🔹در حال حاضر اما چنین تصوری در فضای سیاسی کشور وجود ندارد و آنچه برای کل جامعه و اقتصاد، بحران است، برای برخی گروهها همچنان منبع درآمد، رانت و قدرت تلقی میشود. در چنین شرایطی، بحران لزوماً به ائتلاف برای اصلاح منجر نمیشود. حتی ممکن است هرچه اصلاح ضروریتر شود، مقاومت گروههایی که زیان بیشتری از تغییر میبینند نیز افزایش یابد. اینجاست که تناقض اصلی شکل میگیرد. یعنی ممکن است فردی با ماموریت حل مسئله به قدرت نزدیک شود اما اختیار کافی برای تغییر سیاستهای مولد بحران نداشته باشد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️محمد طاهری / سردبیر
🔹الگوی بازگشت محمدعلی فروغی به قدرت را میتوان یکی از روشنترین نمونههای تاریخی فراخواندن سیاستمداران تکنوکرات در روزهای بحران دانست که بعدها نیز به صورتهای مختلف در تاریخ سیاسی ایران تکرار شد. بر اساس این الگو، نیروهای تکنوکرات ممکن است در شرایط عادی یا وفور منابع به حاشیه رانده شوند، اما هنگامی که بحرانها شدت میگیرند، ممکن است دوباره فراخوانده شوند.
🔹 محمدعلی فروغی سالها در بالاترین سطوح حکومت حضور داشت، اما در سال ۱۳۱۴ با فشار رضا شاه، از قدرت کنار رفت و نزدیک به شش سال خانهنشین شد. با حمله متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و فروپاشی سریع ارتش، رضاشاه دوباره سراغ همان سیاستمدار مغضوب رفت. تخصص، تجربه و اعتبار سیاسی فروغی که در روزهای عادی چندان ضروری بهنظر نمیرسید، در روز بحران به سرمایهای حیاتی تبدیل شد. رضاشاه از قدرت کنار رفت، اما انتقال سلطنت از پدر به پسر مدیریت شد و ساختار سیاسی از هم نپاشید.
🔹منطق اقتصاد سیاسی این رفت و برگشت این است که در شرایط عادی یا دورههای وفور منابع، حکومتها الزاماً کارآمدترین افراد را به مهمترین مناصب نمیگمارند. حفظ ائتلاف سیاسی، توزیع منافع، وفاداری و ملاحظات درون ساختار قدرت نیز در انتخاب مدیران نقش دارند. اما بحران، تابع هدف سیاستمدار را تغییر میدهد. وقتی هزینه ناکارآمدی بالا میرود، منابع محدود میشود و ادامه وضع موجود میتواند کل ساختار را با خطر مواجه کند، ارزش تکنوکرات افزایش مییابد. در چنین شرایطی، حل مسئله میتواند بر بخشی از ملاحظات معمول سیاسی غلبه کند و افرادی که پیشتر در حاشیه بودهاند، میتوانند امکان ورود به مرکز تصمیمگیری را پیدا کنند. روی کار آمدن مسعود پزشکیان را نیز میتوان در امتداد این سنت سیاسی تحلیل کرد. او در شرایطی به ریاستجمهوری رسید که کشور با مجموعهای از مشکلات انباشته مواجه بود. تاکید او بر وفاق، تخصصگرایی و استفاده از متخصصان نیز این تصور را تقویت کرد که ماموریت دولت بیش از آنکه پیشبرد یک پروژه سیاسی تازه باشد، کاهش تنش و حل مسائل انباشتهشده کشور است.
🔹به نظر میرسد این بار یک متغیر مهم، الگوی تاریخی را پیچیدهتر کرده است. فروغی در شهریور ۱۳۲۰ اختیار داشت درباره مسئلهای حیاتی مذاکره کند، تصمیم بگیرد و مسیر انتقال قدرت را مدیریت کند. اما در شرایط فعلی، قدرت گروههای ذینفع به اندازهای فزونی یافته که موانع بزرگی برای صلح و اصلاحات ایجاد میکنند. اصلاحات اقتصادی تقریباً همیشه بازنده دارد. اصلاح قیمت انرژی، تغییر سیاست ارزی، اصلاح نظام بانکی، کاهش کسری بودجه، تغییر سیاست تجاری، اصلاح صندوقهای بازنشستگی و حتی صلحطلبی و تنشزدایی از روابط خارجی میتواند منافع گروههایی را که از وضع موجود بهره میبرند کاهش دهد. هرچه یک سیاست ناکارآمد برای مدت طولانیتری ادامه پیدا کند، پیرامون آن شبکههایی از منافع شکل میگیرد. این شبکهها در گذر زمان منابع، ارتباطات و توان اثرگذاری بیشتری پیدا میکنند و بهتدریج خود به بخشی از ساختار سیاستگذاری تبدیل میشوند.
🔹بنابراین تفاوت شرایط امروز با برخی تجربههای گذشته شاید در قدرت گرفتن گروههای ذینفع باشد. فروغی زمانی فراخوانده شد که هزینه ادامه وضع موجود برای بخش بزرگی از ساختار قدرت آشکار شده بود. اشغال نظامی و خطر فروپاشی، امکان مقاومت در برابر تغییر را بهشدت کاهش داده بود و تقریباً همه بازیگران اصلی میدانستند که ادامه مسیر قبلی ممکن نیست.
🔹در حال حاضر اما چنین تصوری در فضای سیاسی کشور وجود ندارد و آنچه برای کل جامعه و اقتصاد، بحران است، برای برخی گروهها همچنان منبع درآمد، رانت و قدرت تلقی میشود. در چنین شرایطی، بحران لزوماً به ائتلاف برای اصلاح منجر نمیشود. حتی ممکن است هرچه اصلاح ضروریتر شود، مقاومت گروههایی که زیان بیشتری از تغییر میبینند نیز افزایش یابد. اینجاست که تناقض اصلی شکل میگیرد. یعنی ممکن است فردی با ماموریت حل مسئله به قدرت نزدیک شود اما اختیار کافی برای تغییر سیاستهای مولد بحران نداشته باشد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍8❤1🔥1