اکوایران
66.1K subscribers
7.86K photos
32.2K videos
7 files
35.8K links
کانال رسمی اکوایران

صاحب امتیاز: شرکت دنیای اقتصاد تابان
مدیر مسئول: علیرضا بختیاری

ارتباط با ما 👇🏻
https://yek.link/ecoiran
Download Telegram
راز کینزی

بوروکرات‌ها و سیاستمداران معمولاً به نظریه‌هایی گرایش دارند که دامنه اختیار و مداخله آنها را گسترش می‌دهد، نه دیدگاه‌هایی که حکمرانی را به محدود کردن قدرت و پرهیز از دخالت فرا می‌خواند.

ظاهراً یکی از دلایل علاقه سیاستمداران ایرانی به اندیشه‌های کینزی، نقش پررنگی است که این مکتب برای دولت در مدیریت اقتصاد قائل می‌شود. نقشی که امکان مداخله فعال در بازارها و هدایت مسیر اقتصاد را فراهم می‌کند.

آیا نقش پررنگ نظام حکمرانی در اقتصاد ایران، میراث تفکر کینزی است؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍52
چرا سیاستمداران ایرانی به عقاید کینزی علاقه نشان می‌دهند؟

✍️ محمد طاهری/ سردبیر

🔹با وجود نقش تعیین‌کننده جان مینارد کینز در تحولات علم اقتصاد، اندیشه‌های او در کشور ما نه‌تنها شناخته‌شده نیست، بلکه در بسیاری موارد آرا و نظراتش با برداشت‌هایی ناقص یا انحرافی از سوی تصمیم‌گیران مواجه شده است.

🔹بوروکرات‌ها و سیاستمداران ایرانی در میان مکاتب و نحله‌های فکری علم اقتصاد،، معمولاً به راه‌حل‌هایی گرایش دارند که دامنه اختیار و مداخله آنها را گسترش می‌دهد، نه دیدگاه‌هایی که آنها را به محدود کردن قدرت و پرهیز از دخالت در اقتصاد فرامی‌خواند. ظاهراً یکی از دلایل علاقه سیاستمداران ما به اندیشه‌های کینزی، نقش پررنگی است که این مکتب برای دولت در مدیریت اقتصاد قائل می‌شود و امکان مداخله فعال در بازارها و دخالت گسترده در اقتصاد را فراهم می‌کند. به نظر می‌رسد آنچه در فضای سیاست‌گذاری اقتصادی ایران وجود دارد، قرائتی ساده‌شده از کینزگرایی است که عمدتاً بر مداخله دولت و گسترش هزینه‌های عمومی تأکید می‌کند. سیاستمداران ایرانی نیز غالباً تمایل بیشتری به شنیدن توصیه‌های اقتصاددانانی دارند که خود را کینزی یا کینزگرا معرفی می‌کنند. یکی از دلایل این گرایش، این است که این افراد معمولاً برای دولت نقشی فعال در مدیریت اقتصاد قائل‌اند و به سیاست‌گذاران توصیه می‌کنند که در شرایط رکود یا بحران، از طریق ابزارهای مالی و بودجه‌ای در اقتصاد مداخله کنند. در مقابل، اقتصاددانان کلاسیک اغلب بر محدودیت‌های مداخله دولت و ظرفیت خودتنظیم‌گر بازار تأکید دارند و در بسیاری موارد توصیه می‌کنند که دولت از برخی مداخلات اقتصادی پرهیز کند. طبیعی است که برای سیاستمداران، نسخه‌ای که امکان کنش و مداخله بیشتر را فراهم می‌کند، جذابیت بیشتری داشته باشد. ازاین‌رو، سیاستمداران ایرانی معمولاً به نظریاتی اقبال بیشتری نشان می‌دهند که دامنه اختیار و مداخله آنان را گسترش می‌دهد، نه به نظریاتی که آنان را به خویشتنداری و محدود کردن قدرت دولت فرامی‌خواند.

🔹 از سوی دیگر، چنان‌که اشاره شد، تا امروز فقط یک اثر از مهم‌ترین آثار جان مینارد کینز به فارسی ترجمه شده و یک اثر دیگر نیز توسط انتشارات دنیای اقتصاد در آستانه انتشار قرار دارد که نشان می‌دهد افکار و عقاید کینز در کشور ما چندان شناخته‌شده نیست.
۵۷ سال پیش مرحوم منوچهر فرهنگ با ترجمه کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، جامعه اقتصادی ایران را با مهم‌ترین اثر کینز آشنا کرد. در حالی که «نظریه عمومی» نخستین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شده بود، ترجمه فارسی آن بیش از سه دهه بعد، در سال ۱۳۴۸، در ایران به چاپ رسید. این تأخیر زمانی از جهتی قابل توجه است. کتابی که در اوج رکود بزرگ و برای پاسخگویی به بحران بیکاری گسترده در اقتصادهای سرمایه‌داری نوشته شده بود، در کشور ما زمانی انتشار یافت که بسیاری از شرایط تاریخی شکل‌دهنده آن دگرگون شده بود.

🔹در همان زمان، در غرب نیز اجماعی که پس از جنگ جهانی دوم پیرامون اندیشه‌های کینزی شکل گرفته بود، به‌تدریج با چالش‌های زیادی مواجه می‌شد و اقتصاددانان در حال فاصله گرفتن از قرائت‌های متعارف کینزگرایی بودند. بااین‌حال، دکتر حسین پیرنیا که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را بنا نهاده بود، همچون بسیاری از اقتصاددانان نسل خود، به اندیشه‌های کینز علاقه داشت و ترجمه نشدن مهم‌ترین کتاب‌های او را نقطه‌ضعفی جدی برای آموزش اقتصاد در ایران می‌دانست. از همین رو، از منوچهر فرهنگ خواست تا این کمبود را جبران کند. مرحوم فرهنگ که در دوران تحصیل در اروپا با آثار و اندیشه‌های کینز آشنا شده بود، پیشنهاد ترجمه کتاب را پذیرفت. اما ترجمه این کتاب کار آسانی نبود. چنان‌که دکتر فرهنگ پس از امضای قرارداد ترجمه، متوجه سنگینی کاری شد که بر عهده گرفته بود.

🔹 وی طی سه سال کار مداوم، مطالعه، بازنویسی و ویرایش، توانست «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» را به فارسی برگرداند که به گفته دکتر حسین پیرنیا، مصداق «جویدن چرم خام بدون شکستن دندان‌ها» بود.
با وجود اهمیت این ترجمه، انتشار «نظریه عمومی» نتوانست به شکل‌گیری یک سنت فکری نیرومند کینزی در ایران منجر شود. از آن زمان تاکنون نیز آثار اصلی دیگری از کینز به فارسی ترجمه نشده‌اند و آشنایی جامعه دانشگاهی ایران با او همچنان محدود و عمدتاً غیرمستقیم باقی مانده است.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
5👍1👏1
⭕️تغییر انگاره

گفت‌وگو با محمدمهدی بهکیش درباره الزامات بازسازی و احیای اقتصاد ایران

🔹ما سال‌ها با رسوب اقتصاد دولتی و دستوری مواجه بوده‌ایم و مشکلات بسیار زیادی را تجربه کرده‌ایم. برای اینکه اقتصاد بتواند خود را بازسازی کند و نگرش‌ها نسبت به آن تغییر یابد، ابتدا باید آسیب‌شناسی دقیقی از نگاه چند دهه گذشته داشته باشیم. مسئله اصلی این است که در رویکردهای کلان، اقتصاد اولویت نخست نبوده و اهداف دیگری در صدر برنامه‌ها قرار داشته است. متاسفانه بهبود رفاه و کیفیت زندگی مردم در مقایسه با سایر اهداف، وزن لازم را نداشته است، تا جایی که حتی برخی دیدگاه‌ها مطرح می‌کنند که اقتصاد و توسعه اولویت اصلی کشور نیست.

🔹کشورهای موفق شرق آسیا، از چین و ویتنام گرفته تا مالزی و اندونزی، امنیت ملی برایشان بسیار اهمیت دارد و آن را به بهترین نحو حفظ می‌کنند، اما نگاهشان به اقتصاد به‌گونه‌ای است که برای کسب درآمدهای ارزی پایدار، نفوذ در بازارهای جهانی را هدف‌گذاری کرده‌اند. زمانی که درآمدهای ارزی از طریق صادرات افزایش یابد، عرضه ارز تقویت شده و در نتیجه ثبات به بازار بازمی‌گردد. اما در اقتصاد ما به‌دلیل محدودیت شدید در دسترسی به منابع ارزی کافی، نرخ ارز با نوسانات و رشدهای شدید مواجه می‌شود که پیامد مستقیم آن، تضعیف مداوم ارزش پول ملی است.

🔹غلبه بر این چالش‌ها نیازمند یک تغییر نگاه اساسی در سیاست‌گذاری اقتصادی است. باید توجه داشت که رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط تجاری یک فرآیند زمان‌بر است؛ حتی در صورت حصول توافقات دیپلماتیک، سال‌ها طول می‌کشد تا ساختارهای تجاری، بانکی و لجستیک کشور به حالت طبیعی بازگردند و جریان تجارت تسهیل شود. پرهیز از تله‌های ژئوپلیتیک و تنش‌های مداوم، شرط اساسی برای جلوگیری از تخریب بیشتر ظرفیت‌های اقتصادی است.

🔹گام اساسی، تجهیز ساختار حکمرانی به دانش مدیریت اقتصادی و دیپلماسی تجاری است. متاسفانه در مقاطع گذشته به دلیل غلبه اولویت‌های غیراقتصادی، بدنه نمایندگی‌های ما در خارج از کشور بیشتر بر مباحث سیاسی متمرکز بوده‌اند و کارشناسان زبده اقتصادی که توانایی تعامل و بازگشایی مسیرهای تجاری برای بخش خصوصی را داشته باشند، کمتر به کار گرفته شده‌اند. تکیه صرف بر درآمدهای نفتی و نادیده گرفتن نقش سازنده تجار و کارآفرینان، باعث غفلت از پیامدهای گسترش فقر در جامعه شده است.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda

متن کامل گفت‌وگو را اینجا مطالعه کنید.
👍51
آزمون سخت محافظت از تصمیم سخت

تنش‌زدایی از روابط با آمریکا، تصمیمی بسیار سخت برای نظام حکمرانی است که مخالفانی قدرتمند دارد. گروه‌های مخالف با بهره‌گیری از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای می‌توانند در مسیر توافق اخلال جدی ایجاد کنند.

اقتصاددانان معتقدند موفقیت تفاهم‌نامه بیش از هر چیز به توانایی محافظت از آن بستگی دارد.

🔹 آیا از این آزمون دشوار سربلند بیرون می‌آییم؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍31👎1
هفته‌نامه تجارت‌فردا
آزمون سخت محافظت از تصمیم سخت تنش‌زدایی از روابط با آمریکا، تصمیمی بسیار سخت برای نظام حکمرانی است که مخالفانی قدرتمند دارد. گروه‌های مخالف با بهره‌گیری از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای می‌توانند در مسیر توافق اخلال جدی ایجاد کنند. اقتصاددانان معتقدند…
چگونه از تفاهمنامه اسلام‌آباد محافظت کنیم؟

✍️محمد طاهری/سردبیر

🔹نظام حکمرانی طی چهار دهه گذشته، سه بار تصمیم‌های بسیار مهمی گرفته که می‌توان آنها را در زمره تصمیم‌های بزرگ تاریخی قرار داد. تصمیم‌هایی که نه‌تنها از نظر اهمیت، بلکه از نظر هزینه سیاسی، اجتماعی و امنیتی نیز قابل‌توجه بوده‌اند. نخستین تصمیم بزرگ، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان دادن به جنگ هشت‌ساله ایران و عراق بود. این تصمیم در زمان خود یکی از دشوارترین تصمیم‌های تاریخ جمهوری اسلامی به‌شمار می‌رفت و اتخاذ آن نیازمند شجاعت سیاسی و پذیرش هزینه‌های سنگین داخلی بود. دومین نمونه، توافق هسته‌ای برجام بود. برجام نیز در مقطع خود تصمیمی مهم محسوب می‌شد. به این دلیل که با رویکردی متفاوت نسبت به سال‌های پیش از آن، تلاش می‌کرد بخشی از منازعات خارجی ایران را از مسیر مذاکره و توافق حل‌وفصل کند. بااین‌حال، برجام بیش از آنکه یک تغییر بنیادین در راهبرد کلان کشور باشد، تلاشی برای حل یک پرونده مشخص و کاهش بخشی از فشارهای خارجی به‌شمار می‌رفت. اما تفاهم اسلام‌آباد-ژنو، دست‌کم براساس اطلاعات محدودی که تاکنون منتشر شده، ماهیتی متفاوت دارد. اگر این تفاهم به مرحله اجرا برسد و پایدار بماند، می‌تواند نشانه تغییر رویکرد راهبردی باشد. تغییری که پیامدهای آن نه‌فقط در سیاست خارجی، بلکه در اقتصاد، امنیت، روابط منطقه‌ای و حتی شیوه حکمرانی داخلی قابل‌مشاهده خواهد بود. از این منظر، تفاهم اسلام‌آباد را می‌توان تصمیمی استراتژیک و بنیادین دانست. تصمیم پایان جنگ تحمیلی با عراق، اگرچه بسیار دشوار بود، اما در شرایطی اتخاذ شد که عملاً همه طرف‌ها به ضرورت خاتمه جنگ رسیده بودند و مسیر جایگزین روشنی وجود نداشت. برجام نیز هرچند با مخالفت‌هایی روبه‌رو بود، اما در چهارچوب حل یک پرونده مشخص تعریف می‌شد. در مقابل، تفاهم اسلام‌آباد-ژنو به‌معنای ترک مخاصمه با مهم‌ترین دشمن و طرف منازعه جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته است. تصمیمی که طبیعتاً با موانع، مقاومت‌ها و پیچیدگی‌های بیشتری روبه‌رو خواهد بود. به همین دلیل، اهمیت تفاهم اسلام‌آباد را نباید صرفاً در متن توافق یا نتایج کوتاه‌مدت آن جست‌وجو کرد. اهمیت اصلی توافق در این است که می‌تواند آغازگر مجموعه‌ای از انتخاب‌های جدید در نظام حکمرانی ایران باشد.

🔹اکنون یک پرسش مهم پیش‌روی ما قرار دارد. اینکه کدام گروه‌ها می‌توانند تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را بر هم بزنند. اقتصاددانان می‌گویند هیچ توافق مهمی صرفاً در میز مذاکره موفق نمی‌شود یا شکست نمی‌خورد. سرنوشت توافق‌ها معمولاً به این بستگی دارد که چه گروه‌هایی از آن منتفع می‌شوند و چه گروه‌هایی منافع خود را در خطر می‌بینند. به همین دلیل، برای ارزیابی پایداری تفاهم اسلام‌آباد باید بیش از متن توافق، به آرایش نیروهای سیاسی و اقتصادی پیرامون آن توجه کرد. نخستین گروهی که ممکن است با چنین توافقی از اساس مسئله داشته باشد، ذی‌نفعان اقتصاد تحریمی هستند. عادی‌سازی روابط خارجی و بازگشت تدریجی اقتصاد به مسیرهای رسمی، منافع برخی از بازیگران این عرصه را تهدید می‌کند. از سوی دیگر، آن دسته از نیروهای سیاسی که هویت و مشروعیت سیاسی خود را در فضای تقابل و تنش تعریف کرده‌اند، با این توافق مخالف هستند. در بیرون از مرزهای کشور نیز، تفاهم اسلام‌آباد- ژنو، مخالفان سرسختی دارد. جز اسرائیل که فعالانه در پی بر هم زدن تفاهم است، برخی بازیگران منطقه‌ای یا بین‌المللی نیز ممکن است این تحول را با منافع راهبردی خود سازگار ندانند.

🔹اما چنان‌که دکتر مسعود نیلی در این شماره تجارت‌فردا به تفصیل توضیح داده، شاید مهم‌ترین تهدید برای چنین توافقی، نه مخالفان خارجی و نه ذی‌نفعان تحریم، بلکه انتظارات اجتماعی باشد. اگر جامعه تصور کند که توافق باید در مدت کوتاهی به کاهش محسوس تورم، افزایش درآمدها و بهبود سریع کیفیت زندگی منجر شود، فاصله میان انتظار و واقعیت می‌تواند به یک عامل بی‌ثبات‌کننده تبدیل شود. اقتصاد ایران در حال حاضر با مشکلاتی مواجه است که بخش مهمی از آنها ریشه داخلی دارند. حل این مشکلات زمان‌بر است و حتی در بهترین سناریوها نیز آثار توافق با تاخیر ظاهر خواهد شد. در چنین شرایطی، مخالفان توافق می‌توانند از شکاف میان انتظارات عمومی و نتایج واقعی بهره ببرند. اگر چند ماه پس از توافق همچنان تورم بالا بماند یا نرخ ارز نوسان داشته باشد، این استدلال از سوی مخالفان مطرح خواهد شد که توافق دستاوردی نداشته است. پس پایداری تفاهم اسلام‌آباد بیش از آنکه به اراده مذاکره‌کنندگان وابسته باشد، به احیای اعتماد عمومی بستگی دارد. اگر نهادهای رسمی اطلاع‌رسانی و سیاست‌گذاری نتوانند انتظارات جامعه را به‌درستی مدیریت کنند و تصویری واقع‌بینانه از فرصت‌ها و محدودیت‌های توافق ارائه دهند، زمینه برای شکل‌گیری ناامیدی و سوءبرداشت فراهم خواهد شد.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
3👎3👍1
پیش‌بینی اقتصاددان

🔹مسعود نیلی در نخستین نشست «هم‌اندیشی برای اقتصاد ایران» در ماه‌های آغازین سال گذشته، نکات مهمی درباره احتمال بالای وقوع درگیری میان ایران و آمریکا مطرح کرد. او در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۴، با بررسی سناریوهای مختلف، محتمل‌ترین نتیجه مذاکرات آن زمان را دستیابی به توافقی محدود در یک «ناحیه ناپایدار» توصیف کرد. توافقی که به باور او نمی‌توانست برای مدت طولانی دوام آورد و در نهایت به یکی از دو مسیر منتهی می‌شد: یا حرکت به سمت توافقی جامع و پایدار، یا فروپاشی توافق و بروز درگیری نظامی.
چند هفته بعد، پیش‌بینی دوم (جنگ) محقق شد. با این حال، یک سال پس از آن اظهارات، مسیر نخست نیز سرانجام به مرحله اجرا رسید.

🔹خلاصه‌ای از این گفت‌وگوی مفصل را در روزنامه «دنیای‌اقتصاد» می‌خوانید، متن کامل آن را در شماره 636 هفته‌نامه «تجارت‌فردا» مطالعه کنید و برای دیدن ویدئوی گفت‌وگو، می‌توانید به «اکو ایران» مراجعه کنید.


#تجارت_فردا
@tejaratefarda
3👍2
آیا شاهکارهای ادبی محصول بحران‌های اقتصادی‌اند؟

۸۷ سال از انتشار رمان «خوشه‌های خشم» نوشته جان اشتاین‌بک می‌گذرد و هنوز هیچ کتاب، مقاله پرارجاع یا پژوهش اقتصادی نتوانسته ابعاد دردناک فقر و ناامنی اقتصادی را به‌خوبی این شاهکار ادبی روایت کند.

به عقیده اقتصاددانان اتفاقی نیست که بسیاری از شاهکارهای ادبی در زمان بحران‌های اقتصادی خلق شده‌اند. آثار ادبی و سینمایی چگونه می‌توانند به درک عمیق‌تر فقر و نابرابری کمک کنند؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍61
هفته‌نامه تجارت‌فردا
آیا شاهکارهای ادبی محصول بحران‌های اقتصادی‌اند؟ ۸۷ سال از انتشار رمان «خوشه‌های خشم» نوشته جان اشتاین‌بک می‌گذرد و هنوز هیچ کتاب، مقاله پرارجاع یا پژوهش اقتصادی نتوانسته ابعاد دردناک فقر و ناامنی اقتصادی را به‌خوبی این شاهکار ادبی روایت کند. به عقیده اقتصاددانان…
آیا روایت فقر از اندازه‌گیری فقر اثرگذارتر است؟

✍️ محمد طاهری/ سردبیر

🔹دکتر فرهاد نیلی از جمله اقتصاددانانی است که سلوک فکری خود را به مرزهای علم اقتصاد محدود نکرده است. او سال‌هاست در حوزه‌هایی فراتر از اقتصاد به مطالعه
و تامل می‌پردازد. هفته گذشته در سومین قسمت از برنامه «اکو سینما» میزبان دکتر فرهاد نیلی بودیم و درباره ادبیات و سینمای فقر گفت‌وگو کردیم. یکی از جملات ایشان، مسیر این گزارش را تغییر داد. دکتر نیلی گفت: «هیچ پدیده اجتماعی به اندازه فقر، قابلیت دراماتیزه شدن را ندارد.»
این جمله، تفاوت مهمی را میان نگاه اقتصاددان و نگاه هنرمند به فقر آشکار می‌کند. در گزارش‌ها و پژوهش‌های اقتصادی، فقر معمولاً با شاخص‌هایی مانند درآمد، خط فقر، نرخ بیکاری، قدرت خرید و نابرابری سنجیده می‌شود. اما در ادبیات و سینما، فقر بیش از آنکه قابل‌اندازه‌گیری باشد، یک تجربه دردناک انسانی است. شرمندگی، گرسنگی، اضطراب آینده، از دست رفتن کرامت، فروپاشی روابط خانوادگی، کودکی ازدست‌رفته و تلاش بی‌وقفه برای بقا، واقعیت‌هایی هستند که در جدول‌ها و نمودارها به‌سختی دیده می‌شوند یا ممکن است هرگز دیده نشوند، اما در داستان‌ها و فیلم‌ها جان می‌گیرند.

داستان‌ها و فیلم‌ها این امکان را فراهم می‌کنند که مخاطب، فقر را نه به‌عنوان یک عدد یا شاخص، بلکه به‌مثابه تجربه‌ای انسانی، لمس و مشاهده کند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از ماندگارترین روایت‌های ادبی و سینمایی جهان، روایت‌هایی درباره فقر و گرسنگی و نابرابری هستند.

🔹به طور مشخص می‌توان از رمان «خوشه‌های خشم» اثر جان اشتاین‌بک یاد کرد که یکی از مهم‌ترین آثار ادبی قرن بیستم در بازنمایی فقر، بی‌عدالتی اقتصادی و پیامدهای اجتماعی بحران‌های سرمایه‌داری است. اقتصاددانان معمولاً بر این باورند که ریشه بسیاری از ناپاکی‌ها و پدیده‌های نامطلوب اقتصادی را باید در سیاست‌‌های نادرست جست‌وجو کرد. جان اشتاین‌بک نیز وقتی داشت رمان خوشه‌های خشم را ‌نوشت به‌صراحت درباره سیاستمدارانی سخن گفت که وضع موجود را خلق کردند. او گفت: «می‌خواستم حرامزاده‌های حریص را که مسئول این وضع هستند، شرمنده کنم.»

🔹داستان در دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا و همزمان با چند فاجعه زیست‌محیطی رخ می‌دهد. دوره‌ای که هزاران کشاورز خرده‌مالک، زمین‌های خود را از دست دادند و ناچار به مهاجرت شدند. اشتاین‌بک با مرور سرگذشت خانواده جود، تصویری تکان‌دهنده از فقر و بی‌خانمانی مردمان را ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه بحران اقتصادی می‌تواند زندگی میلیون‌ها انسان را دگرگون کند. فقر در این رمان به‌منزله از دست رفتن امنیت، هویت و کرامت انسانی روایت می‌شود. خانواده جود که سال‌ها روی زمین خود کار کرده‌اند، به‌دلیل بدهی و سلطه بانک‌ها بر زمین‌های کشاورزی مجبور به ترک خانه و مهاجرت به کالیفرنیا می‌شوند. از همین جا رمان نشان می‌دهد که فقر پدیده‌ای فردی نیست، بلکه محصول سازوکارهای اقتصادی و ساختارهای قدرت است. اشتاین‌بک بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ را نیروهایی بی‌چهره و غیرانسانی معرفی می‌کند که سرنوشت انسان‌ها را تعیین می‌کنند. یکی از مهم‌ترین مضامین رمان، مهاجرت اجباری ناشی از فقر است. خانواده جود در مسیر طولانی خود به سوی کالیفرنیا با انبوهی مهاجر دیگر روبه‌رو می‌شوند که همگی رویای یافتن کار و زندگی بهتر را در سر دارند. اما این رویا به‌تدریج رنگ می‌بازد. در مقصد نیز فرصت‌های شغلی محدود است و صاحبان سرمایه از وفور نیروی کار برای کاهش دستمزدها استفاده می‌کنند. اشتاین‌بک نشان می‌دهد که چگونه فقر می‌تواند به ابزاری برای استثمار بیشتر انسان‌ها تبدیل شود. در «خوشه‌های خشم» فقر علاوه‌بر پیامدهای اقتصادی، آثار عمیقی بر روابط خانوادگی و اجتماعی دارد. اعضای خانواده جود، به‌تدریج عزیزان خود را از دست می‌دهند و با مرگ، بیماری و ناامیدی روبه‌رو می‌شوند. بااین‌حال، نویسنده در کنار این تصویر تلخ، بر ارزش همبستگی انسانی نیز تاکید می‌کند. این رمان نشان می‌دهد که فقر نه‌فقط سفره انسان‌ها، بلکه امید، امنیت و کرامت آنان را نیز تهدید می‌کند و درعین‌حال ظرفیت همبستگی و مقاومت جمعی را در میان فرودستان برمی‌انگیزد. ازاین‌رو، اثر اشتاین‌بک یکی از ماندگارترین و تاثیرگذارترین روایت‌های ادبی درباره فقر در ادبیات جهان به‌شمار می‌رود.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍51
📌 چرا باید کتاب اقتصاد اخلاقی را خواند؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍8
⭕️ پول بی‌برکت

واکاوی پدیده بی‌برکت‌شدن پول در مشاوره با دکتر کامران ندری

✍🏻 صبا نوبری /نویسنده نشریه


🔹وقتی مردم می‌گویند پول دیگر برکت ندارد، در واقع از کاهش قدرت خرید سخن می‌گویند. یعنی پولی که روزی می‌توانست بخش مهمی از نیازهای زندگی را تامین کند، امروز توان گذشته را ندارد. در ادبیات اقتصادی، این همان کاهش ارزش پول است. پول زمانی ارزشمند است که بتواند در برابر کالاها و خدمات، قدرت مبادله خود را حفظ کند. اما وقتی تورم افزایش پیدا می‌کند، قیمت کالاها بالا می‌رود و ارزش واقعی پول کاهش می‌یابد. به بیان ساده، مشکل فقط کم بودن پول نیست، بلکه مسئله این است که همان مقدار پول، دیگر توان خرید گذشته را ندارد. به همین دلیل، مفهوم بی‌برکتی پول را می‌توان ترجمه اجتماعی و فرهنگی پدیده تورم دانست. مردم شاید از اصطلاحات تخصصی اقتصاد مانند کاهش ارزش واقعی پول یا افت قدرت خرید استفاده نکنند، اما تجربه روزمره آنها دقیقاً همین واقعیت را بازتاب می‌دهد.

🔹تحلیل پدیده‌های اقتصادی از منظر تجربه زیسته جامعه، بستری برای درک عمیق‌تر اثرات سیاست‌گذاری‌ها فراهم می‌کند. عبارت «بی‌برکت شدن پول» که وجهی سنتی و فرهنگی در جامعه ایران دارد، در واقع دقیق‌ترین توصیف عموم مردم از فرآیند نزولی ارزش اسمی دارایی‌ها در برابر شتاب قیمت‌هاست. از منظر اقتصاد کلان، این پدیده ساختار و سازوکار روشنی دارد که ریشه آن را باید در شیوه نگهداری دارایی‌ها و عدم توازن میان درآمدهای اسمی و نرخ تورم جست‌وجو کرد.

🔹هنگامی که دولت هزینه‌های خود را از مسیر درآمدهای پایدار نظیر مالیات یا روش‌های غیرتورمی تامین نمی‌کند، ناگزیر به سمت منابع پولی و خلق پول از طریق شبکه بانکی یا به‌طور مستقیم از طریق بانک مرکزی گام برمی‌دارد. در این شرایط، عرضه پول در اقتصاد افزایش می‌یابد، درحالی‌که سرعت رشد تولید واقعی هم‌پای سرعت رشد پول نیست. برای نمونه، در وضعیت رشد نقدینگی 40درصدی، تولید واقعی فقط یک یا دو درصد رشد می‌کند و این شکاف خود را در قالب تورم نشان می‌دهد. این روند که در ادبیات اقتصادی از آن به‌عنوان پولی‌سازی کسری بودجه یاد می‌شود، ریشه اصلی افت مستمر ارزش ریال است.

🔹یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که در سال‌های اخیر برای تبیین شتاب‌گیری قیمت‌ها و پیش‌خور شدن تورم در بازارها مورد توجه قرار گرفته، مفهوم «انتظارات تورمی» است. انتظارات به این معناست که آحاد اقتصادی بر اساس برداشت‌های خود از آینده، رفتارهای مالی امروزشان را تنظیم می‌کنند؛ اگر جامعه انتظار داشته باشد قیمت‌ها در ماه‌های آینده افزایش یابد، تقاضای خود را به زمان حال منتقل می‌کند و همین امر موجب جهش زودهنگام قیمت‌ها می‌شود. انتظارات تورمی متغیری بسیار تعیین‌کننده است، اما شکل‌گیری انتظارات منفی خود معلول حکمرانی اقتصادی ضعیف و عدم اداره مطلوب کشور است. زمانی که جامعه به عملکرد دولت اعتماد داشته باشد و کیفیت مدیریت را مثبت ارزیابی کند، انتظارات نسبت به آینده اصلاح می‌شود؛ بنابراین ناامیدی و انتظارات منفی جاری نیز اساساً برخاسته از ریشه‌های حکمرانی است.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda

متن کامل گزارش را اینجا و متن گفت‌و گو با دکتر تیمور رحمانی درباره ساز و کار کاهش قدرت خرید خانوار را اینجا مطالعه کنید.
2👍2
⭕️ جنون ماندگار

بررسی فیلم «پول خارجی» در گفت‌وگو با موسی غنی‌نژاد و آرش خوشخو


طاهری: پول خارجی یکی از فیلم‌های بسیار مهم تاریخ سینمای ایران است که همانند یک آینه، تحولات اقتصادی اواخر دهه ۶۰ را به‌شکلی عریان نشان می‌دهد. اگرچه این فیلم در گیشه چندان موفق نبود، اما محتوایی دارد که حتی امروز، پس از 37 سال وقتی آن را تماشا می‌کنیم، انگار درباره زندگی این روزهای ما ساخته شده است. «پول خارجی» داستان زندگی یک کارمند معمولی دولت است که در تنگنای معیشتی و رفاهی به‌سر می‌برد و به‌طور اتفاقی، کیفی پر از دلار پیدا می‌کند. او در تلاش برای تبدیل دلار به ریال، ناخواسته درگیر اتفاقاتی می‌شود و درنهایت آن را از دست می‌دهد؛ به‌قولی، پول بادآورده را باد می‌برد. بعد متوجه می‌شویم که تمام این اتفاقات، از ابتدا تا انتها، صرفاً در ذهن و خیال این کارمند شکل گرفته، اما همین رویا او را تا مرز فروپاشی روانی می‌برد، تا جایی که کارش به بیمارستان روانی می‌کشد. اهمیت فیلم اما در این است که پس از گذشت نزدیک به 40 سال، ما همچنان گرفتار تورم بالا و جهش در بازار دارایی‌ها و افزایش سرسام‌آور هزینه‌ها هستیم.

غنی‌نژاد: در شرایط شوک و بحران اقتصادی، درآمد خانوار کاهش پیدا می‌کند. افراد در تامین نیازهای خانواده کم می‌آورند و به قول معروف شرمنده خانواده و همسر و بچه‌هایشان می‌شوند. کل مسئله به سیاست‌گذاری غلط اقتصادی برمی‌گردد که به رشد تورم و کاهش قدرت خرید منجر می‌شود. نظام اقتصادی دستوری بازدهی پایینی دارد و تولید ثروت نمی‌کند و خانوار زیر فشار قرار می‌گیرد. روی دیگر سکه اقتصاد دستوری هم ایجاد رانت و فساد است و عده‌ای را به درآمدهای افسانه‌ای و ثروت بادآورده می‌رساند. در فیلم هم می‌بینیم که آقای الفت رویای درآمد بادآورده دارد. دو روی این سکه، اخلاقیات در جامعه را از بین می‌برد. یک عده مثل آقای الفت احساس می‌کنند بازنده‌اند و با درست کار کردن به جایی نمی‌رسند، چون گروهی رانت‌خوار وجود دارند که ثروت بادآورده به دستشان می‌رسد.

خوشخو: به‌نظر می‌رسد نوعی نادیده‌انگاری مزمن در مورد مسئله تورم در کشور ما وجود دارد. یعنی در مقابل بقیه معضلات و مشکلات کشور مثل نفوذ، به تورم بسیار کمتر توجه شده، درحالی‌که اهمیتش از هر مسئله دیگری بالاتر است. برای همین است که ما نزدیک به یک‌ونیم دهه است که با تورم بالای ۳۰ درصد و ۴۰ درصد دست‌به‌گریبانیم. طی دهه‌های اخیر در کشور ما برای برخی هزینه‌های اساسی مانند برق، آب، گاز و سوخت یارانه‌های بسیار سنگینی پرداخت شده تا تورم را برای طبقات فرودست و متوسط قابل‌تحمل کند و امروز که کم‌کم یارانه‌ها حذف می‌شود، مردم با غول تورم مواجه شده‌اند. در فیلم می‌بینیم که کوپن روغن و قند و شکر چقدر اهمیت دارد و امروز هم مردم برای تامین مواد غذایی با مشکل تورم روبه‌رو شده‌اند.

غنی‌نژاد:
چینی‌ها به این نتیجه رسیدند که اگر می‌خواهند فقر را کاهش دهند و وضعیت طبقه کارگر را بهبود ببخشند، راه‌حل، سیاست‌های مائو مانند ایجاد ذوب آهن خانگی و از این دست ایده‌های تخیلی نیست. فضیلت دنگ شیائوپینگ که بعد از مائو روی کار آمد این بود که به‌دنبال بازار آزاد و فناوری رفت و ایدئولوژی کمونیستی را که از هر نظر عقب‌مانده بود کنار گذاشت. در چین برای اداره کشور و برای رسیدن به منافع ملی، یک پراگماتیسم بیرون آمد که ابتکار تعدادی از سردمداران خود حزب کمونیست بود. آنها به یک واقع‌بینی رسیده بودند و توانستند از اسارت ایدئولوژی خلاص شوند.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda

متن کامل میزگرد را می‌توانید اینجا مطالعه کنید.
7
بازار سرمایه 📌
در انتشارات دنیای اقتصاد


#تجارت_فردا
@tejaratefarda
چرا رویای صنعتی شدن ایران محقق نشد؟

شش دهه پیش، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران با الگوبرداری از تجربه ایتالیا تاسیس شد تا موتور محرک توسعه صنعتی کشور باشد.
بسیاری از صنایع بزرگ با نقش‌آفرینی این سازمان شکل گرفتند، اما نتیجه نهایی، گسترش بنگاه‌های دولتی، شکل‌گیری انحصار و دور ماندن بخش خصوصی از تولید صنعتی بود.

چرا نهادی که قرار بود صنعت بسازد، به گسترش بنگاه‌داری دولتی انجامید؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
گره صلح

هر زمان نشانه‌هایی از کاهش تنش در روابط خارجی پدیدار می‌شود، موجی از مخالفت‌های داخلی نیز شکل می‌گیرد. برخی توافق‌ها پیش از اجرا متوقف می‌شوند و برخی دیگر پس از مدتی به بن‌بست می‌رسند.

اکنون که آتش جنگ در مناطق جنوبی شعله‌ور شده است، از اقتصاددانان می‌پرسیم: کدام گروه‌ها از تداوم تنش سود می‌برند و مخالفان توافق تا چه اندازه بر مسیر صلح اثرگذارند؟


#تجارت_فردا
@tejaratefarda
9👍3👎1
چرا قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتیم؟

پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یکی از سرنوشت‌سازترین تصمیم‌های تاریخ معاصر ایران است که هنوز درباره آن اتفاق‌نظر وجود ندارد.
برخی معتقدند، اقتصاد ایران آن روزها دیگر توان تحمل جنگی فرسایشی را نداشت، اما گروهی دیگر بر این باورند که تصویر ارائه‌شده از وضعیت اقتصاد، بیش از اندازه بحرانی جلوه داده شد که با واقعیت فاصله داشت.

آیا اقتصاد، جنگ را به پایان رساند؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍21
قطعنامه ۵۹۸ چه درس‌هایی برای ایران امروز دارد؟

✍️محمد طاهری/ سردبیر

🔹یک سال پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، کمتر کسی تصور می‌کرد جنگ در آستانه پایان باشد. پس از تصویب این قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در تابستان ۱۳۶۶، رویکرد قاطع نظام حکمرانی همچنان بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف اعلام‌شده استوار بود و سخن گفتن از پایان جنگ یا پذیرش آتش‌بس با تردید و بدبینی روبه‌رو می‌شد. با این حال، تنها یک سال بعد، مجموعه‌ای از تحولات نظامی، اقتصادی و بین‌المللی محاسبات تصمیم‌گیران را دگرگون کرد و سرانجام به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منجر شد. این تصمیم پس از نزدیک به چهار دهه، همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین تصمیم‌های تاریخ جمهوری اسلامی است. اختلاف اصلی نیز همچنان پابرجاست. برخی معتقدند اقتصاد کشور دیگر توان ادامه جنگ را نداشت و پذیرش قطعنامه، تصمیمی اجتناب‌ناپذیر بود. در مقابل، گروهی بر این باورند که ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی کشور بیش از آن چیزی بود که در گزارش‌های رسمی منعکس شد و اگر منابع بیشتری بسیج می‌شد، ادامه جنگ همچنان امکان‌پذیر بود. شاید هیچ‌گاه نتوان با قطعیت به این اختلاف تاریخی پایان داد، با این همه، یک نکته کمتر محل تردید است. این‌که تصمیم‌های بزرگ ملی زمانی بیشترین شانس موفقیت را دارند که بر پایه محاسبه دقیق هزینه و فایده، ارزیابی واقع‌بینانه از توان کشور و درک درست از شرایط محیطی اتخاذ شوند. جنگ، همانند اقتصاد، عرصه آرزوها نیست و عرصه محدودیت‌هاست. هنر تصمیم‌گیری نیز در نادیده گرفتن محدودیت‌ها نیست، بلکه در برقراری تعادل میان اهداف مورد نظر و امکانات موجود است.

🔹ایران امروز با مجموعه‌ای از چالش‌های همزمان در حوزه امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی روبه‌رو است. تجربه نشان می‌دهد هرچه تصمیم‌ها دیرتر و بر پایه اطلاعات ناقص، ارزیابی‌های خوش‌بینانه یا برآوردهای غیرواقع‌بینانه اتخاذ شوند، هزینه اصلاح آنها سنگین‌تر خواهد بود. از همین رو، یکی از مهم‌ترین درس‌های قطعنامه ۵۹۸ این است که هیچ تصمیم امنیتی و نظامی را نمی‌توان جدا از ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی کشور تحلیل کرد. تجربه جنگ ایران و عراق نشان داد اهداف سیاسی و نظامی، هر اندازه مشروع یا مطلوب باشند، زمانی قابلیت تحقق دارند که با منابع مالی، توان تولیدی، ظرفیت اجتماعی و امکانات نظامی کشور تناسب داشته باشند. هرگاه این تناسب از میان برود، سیاست‌گذار ناچار می‌شود میان آرمان‌ها و امکانات موجود یکی را برگزیند. معیار اصلی پایان یافتن بسیاری از جنگ‌ها این نیست که یکی از طرفین به اهداف خود نزدیک شود، بلکه معیار اصلی این است که ادامه درگیری دیگر دستاوردی متناسب با هزینه‌هایشان نداشته باشد.
از سوی دیگر، تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نشان داد که قدرت ملی فقط با تجهیزات نظامی سنجیده نمی‌شود. کشوری که از اقتصادی توانمندتر برخوردار است، در میدان دیپلماسی و جنگ نیز دست بازتری دارد و می‌تواند بحران‌های طولانی را با هزینه کمتری تحمل کند. در مقابل، کشوری که زیر فشار تورم، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسودگی زیرساخت و بی‌اعتمادی اجتماعی قرار دارد، حتی در صورت برخورداری از توان نظامی، در ادامه مسیر با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌شود. هزینه جنگ نیز تنها در میدان نبرد پرداخت نمی‌شود. پایان درگیری، آغاز دوره‌ای طولانی و پرهزینه از بازسازی است. شهرها، کارخانه‌ها، شبکه‌های انرژی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل، نظام آموزشی و حتی امید اجتماعی، همگی به زمان و منابع نیاز دارند تا دوباره احیا شوند. تجربه ایران پس از جنگ نشان می‌دهد بازسازی معمولاً بسیار طولانی‌تر و پرهزینه‌تر از خود جنگ است. ویران شدن ممکن است در چند روز یا چند هفته رخ دهد، اما بازسازی و بازگرداندن رونق گاه به چند دهه زمان نیاز دارد.

🔹 شاید مهم‌ترین درس قطعنامه ۵۹۸ توانایی تشخیص زمان مناسب برای تغییر راهبرد باشد. ادامه یک مسیر همیشه نشانه استقامت نیست و گاهی می‌تواند نشانه نادیده گرفتن واقعیت‌های تازه باشد. سیاست‌ورزی موفق هم این نیست که هر تصمیمی تا آخرین لحظه ادامه پیدا کند، بلکه آن است که در زمان مناسب، نسبت میان هزینه‌ها و دستاوردها دوباره محاسبه شود و راهبردها متناسب با شرایط جدید تغییر کنند. باید در نظر گرفت که امنیت پایدار بدون اقتصاد توانمند ممکن نیست و اقتصاد توانمند نیز در سایه امنیت و ثبات شکل می‌گیرد. توسعه و امنیت دو مسیر جداگانه نیستند و هر یک شرط دوام دیگری است. هرگاه یکی قربانی دیگری شود، در نهایت هر دو آسیب خواهند دید. شاید مهم‌ترین میراث قطعنامه ۵۹۸ برای ایران امروز، یادآوری همین واقعیت است که قدرت کشور فقط با توان جنگیدن سنجیده نمی‌شود، بلکه با توان ساختن، تولید کردن، بازسازی کردن و حفظ رفاه و امید مردم نیز ارزیابی می‌شود.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍121
چرا رویای تمدن بزرگ نقش بر آب شد؟

🔹در اواسط مرداد 1353 تصمیم‌هایی در هتل رامسر گرفته شد که قرار بود ایران را با شتابی بی‌سابقه به دروازه‌های تمدن بزرگ برساند.

🔹درآمدهای افسانه‌ای نفت، رویای توسعه سریع را دست‌یافتنی نشان می‌داد و کمتر کسی تصور می‌کرد همان تصمیم‌ها، چند سال بعد به انقلاب 57 ختم شود.

چرا حکومت پهلوی پس از کنفرانس رامسر در سرازیری قرار گرفت؟


#تجارت_فردا
@tejaratefarda
7👍2👎1😁1
چرا اقتصاد ایران پس از کنفرانس رامسر در مسیر سقوط قرار گرفت؟

✍️محمد طاهری/ سردبیر

🔹 در اواسط مرداد ۱۳۵۳ عالی‌ترین مقام‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور در هتل رامسر گرد هم آمدند تا درباره مهم‌ترین پرسش آن روزهای اقتصاد ایران تصمیم بگیرند. پرسش مهم این بود که با درآمدهای افسانه‌ای نفت چه کنند و برنامه پنجم توسعه چگونه باید با واقعیت‌های جدید سازگار شود؟ افزایش ناگهانی قیمت نفت در اوایل دهه ۱۳۵۰ منابع مالی بی‌سابقه‌ای را در اختیار حکومت پهلوی قرار داده بود و بسیاری بر این باور بودند که ایران می‌تواند با تکیه بر این منابع، فرصت توسعه پیدا کند و مرزهای تمدن را پشت سر بگذارد. اما همزمان با این خوش‌بینی، گروهی از اقتصاددانان سازمان برنامه و بودجه هشدار می‌دادند که اقتصاد ایران ظرفیت جذب چنین حجمی از منابع را ندارد. این هشدارها نخست در همایش گاجره مطرح شد که در ماه تیر ۱۳۵۳ در دیزین تهران برگزار شده بود اما اختلاف نظر میان مدیران اجرایی و اقتصاددانان به اندازه‌ای جدی بود که تصمیم گرفتند نشست بزرگ‌تری در رامسر برگزار کنند.

🔹 فضای حاکم بر آن روزها، فضایی سرشار از اعتمادبه‌نفس ناشی از وفور درآمدهای نفتی بود. بسیاری از مدیران دولتی تصور می‌کردند که با در اختیار داشتن منابع مالی فراوان، دیگر محدودیتی برای اجرای پروژه‌های بزرگ وجود ندارد. در مقابل، شمار اندکی از اقتصاددانان، به‌ویژه کارشناسان سازمان برنامه و بانک مرکزی، هشدار می‌دادند که تزریق شتاب‌زده منابع مالی نه‌تنها رشد پایدار ایجاد نمی‌کند، بلکه به تورم، اتلاف منابع و کاهش بهره‌وری می‌انجامد.

🔹شاه به هشدار اقتصاددانان گوش نکرد و به این ترتیب حجم زیادی از درآمدهای نفتی به اقتصاد کشور تزریق شد. اما زمان زیادی نگذشت که هشدارها به واقعیت تبدیل شد. افزایش شدید مخارج دولت و تبدیل گسترده درآمدهای ارزی به ریال، رشد سریع نقدینگی را به‌دنبال داشت. اقتصادی که در دهه ۱۳۴۰ رشد بالا را با تورمی پایین تجربه کرده بود، در میانه دهه ۱۳۵۰ با تورم دورقمی روبه‌رو شد. همزمان، واردات با سرعتی بی‌سابقه افزایش یافت، اما بنادر، شبکه حمل‌ونقل و نظام توزیع کشور توان مدیریت این حجم از کالا را نداشتند. کشتی‌ها، هفته‌ها و گاه ماه‌ها در انتظار تخلیه در بنادر می‌ماندند و همین گلوگاه‌ها، بخشی از هزینه‌های سنگین تصمیم‌هایی را آشکار کرد که در روزهای خوش‌بینی و وفور درآمدهای نفتی اتخاذ شده بود. یکی دیگر از پیامدهای سیاست‌های آن دوره، شکل‌گیری پدیده‌ای بود که بعدها اقتصاددانان آن را «بیماری هلندی» نامیدند و به این ترتیب تمدن صنعتی که دهه ۱۳۴۰ ساخته شده بود، در معرض تهدید و تخریب قرار گرفت. تورم نیز افزایش قابل توجهی پیدا کرد و دولت هم به‌جای اصلاح سیاست‌های اقتصادی، افزایش قیمت‌ها را عمدتاً ناشی از گران‌فروشی می‌دانست. به همین دلیل، سیاست کنترل دستوری قیمت‌ها و برخوردهای تعزیراتی در پیش گرفته شد که این اقدامات نتوانست تورم را مهار کند.

🔹شاید مهم‌ترین پیامد تصمیم‌های پس از رامسر، تغییری بود که در رابطه دولت و جامعه ایجاد شد. افزایش درآمدهای نفتی، انتظارات عمومی را نیز بالا برد. وقت بوی درآمدهای افسانه‌ای نفتی در فضای سیاسی کشور پیچید، جامعه نیز انتظار داشت کیفیت زندگی، خدمات عمومی، اشتغال و رفاه با همان سرعت بهبود یابد. هرجا این وعده‌ها با واقعیت‌های اجرایی اقتصاد برخورد می‌کرد، فاصله میان انتظار و عملکرد بیشتر می‌شد. به این ترتیب، همان درآمدهایی که قرار بود رضایت عمومی را افزایش دهند، به افزایش انتظارات و درنهایت نارضایتی انجامید. از سوی دیگر، گسترش نقش دولت، وابستگی اقتصاد به تصمیم‌های سیاسی را نیز افزایش داد. هرچه سهم دولت در سرمایه‌گذاری، اشتغال، واردات و تخصیص منابع بیشتر شد، موفقیت یا شکست اقتصاد نیز بیش از گذشته به تصمیم‌های دولت گره خورد. در چنین ساختاری، هر اختلال در تامین کالا، هر موج تورمی و هر ناکارآمدی اداری، مستقیم به حساب حکومت نوشته می‌شد و امکان تعدیل این فشار از طریق بخش خصوصی یا بازار کاهش پیدا می‌کرد. اما پرسش مهم این است که آیا این عوامل در وقوع انقلاب اسلامی نقش داشتند؟

🔹به عقیده اقتصاددانان هیچ‌یک از این عوامل، به‌تنهایی توضیح‌دهنده تحولات سیاسی سال ۱۳۵۷ نیستند، اما در کنار تصمیم‌های غلط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، سیاست‌های غلط اقتصادی نیز، فضای جدیدی ایجاد کردند که نارضایتی‌ها را تشدید کرد و مواد لازم برای پخت‌وپز انقلاب ۵۷ فراهم شد. شاید به همین دلیل بود که دکتر علینقی عالیخانی، مهم‌ترین میراث کنفرانس رامسر را نه تصمیم‌های گرفته‌شده، بلکه هشدارهایی می‌دانست که نادیده گرفته شد.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍136👎2
⭕️تاب‌آوری صنایع

اثر جنگ بر جغرافیای صنعتی ایران در گفت‌وگو با محمد بهرامی‌سیف‌آباد

✍🏻سردار خالدی/ نویسنده نشریه

🔹از دیدگاه اقتصاد صنعتی، تمرکز صنایع در یک منطقه‌ الزاماً تصمیمی اشتباه نیست، و در بسیاری از موارد، بهترین انتخاب اقتصادی است. شکل‌گیری خوشه‌های صنعتی باعث می‌شود بنگاه‌ها از زیرساخت‌های مشترک، شبکه حمل‌ونقل، نیروی انسانی متخصص، مراکز تحقیق و توسعه، خدمات فنی، تامین‌کنندگان و پیمانکاران یکدیگر استفاده کنند. نتیجه این فرآیند، کاهش هزینه تولید، افزایش بهره‌وری و ارتقای قدرت رقابت است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای جهان، صنایع مشابه در کنار یکدیگر مستقر شده‌اند و به مرور زمان قطب‌های صنعتی شکل گرفته‌اند. در ایران نیز بخش مهمی از این تمرکز، بر مبنای منطق اقتصادی شکل گرفته است.

🔹بسیاری از صنایع بزرگ ایران ذاتاً مکان‌محور هستند. برای مثال، انتقال مجتمع پتروشیمی یا پالایشگاه از سواحل جنوبی به نقطه‌ای دور از منابع انرژی، نه از نظر اقتصادی توجیه دارد و نه از نظر فنی. بنابراین بازطراحی باید بر معماری زیرساختی و مدیریتی این صنایع متمرکز شود، نه صرفاً بر جابه‌جایی جغرافیایی آنها. نخستین اقدام، ایجاد مسیرهای جایگزین برای تامین خدمات حیاتی است. هر قطب صنعتی باید بتواند در صورت بروز اختلال، از مسیرهای جایگزین برق، گاز، آب، مخابرات و حمل‌ونقل استفاده کند. هرچه وابستگی به یک مسیر یا تامین‌کننده‌ کمتر باشد، احتمال توقف کامل تولید نیز کاهش می‌یابد.

🔹درباره صنایع بزرگ و سرمایه‌بر، انتقال ظرفیت‌های موجود معمولاً نه اقتصادی است و نه عملیاتی. این صنایع طی دهه‌ها شکل گرفته‌اند و هزاران میلیارد تومان سرمایه‌گذاری در زیرساخت، تجهیزات، شبکه‌های انتقال و خدمات پشتیبان آنها انجام شده است. جابه‌جایی چنین مجموعه‌هایی نه‌تنها هزینه بالایی دارد، بلکه ممکن است سال‌ها تولید را نیز مختل کند. اما این موضوع به‌معنای بی‌توجهی به ملاحظات امنیتی نیست. راهکار مناسب آن است که توسعه‌های آینده، خطوط تولید جدید و ظرفیت‌های مکمل با نگاهی متفاوت طراحی شوند. به‌عبارت دیگر، به‌جای انتقال کارخانه‌های موجود، باید از تمرکز بیش از حد سرمایه‌گذاری‌های آینده در یک منطقه جلوگیری کرد.

🔹جنگ‌های تحمیلی اخیر لزوماً جغرافیای صنعتی ایران را به‌معنای انتقال گسترده کارخانه‌ها تغییر نمی‌دهد، اما بدون تردید نگاهمان به توسعه صنعتی را تغییر می‌دهد. در سال‌های آینده، موفقیت کشورها تنها به میزان ظرفیت تولید آنها وابسته نیست، بلکه به میزان تاب‌آوری این ظرفیت‌ها نیز بستگی دارد. ایران برای حرکت در این مسیر، بیش از آنکه به جابه‌جایی صنایع نیاز داشته باشد، به بازنگری در سیاست‌های آمایش سرزمین، تقویت زیرساخت‌های پشتیبان، متنوع‌سازی زنجیره‌های تامین، توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل، ارتقای امنیت سایبری و افزایش هماهنگی میان سیاست‌های صنعتی و امنیتی نیاز دارد.

#تجارت_فردا
@tejaratefarda

متن کامل گفت‌وگو را اینجا مطالعه کنید.
👍21
📌خاورمیانه جدید

چه کسی در کنار چه کسی ایستاده است؟


#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👍4👎21