احساننامه
📝 پوستر فیلم «فردوسی»، یکی از اولینهای سینمای ایران که مثل «دختر لر» محصول كمپانی امپریال فیلم بمبئی است، طراح: چاندا واکِر، ۱۳۱۳ شمسی @ehsanname
🔺تصویری خیالی از فردوسی در فیلم سینمایی «فردوسی». این فیلم ساختۀ خانبابا اردشیر ایرانی و عبدالحسین سپنتا در ۱۳۱۳ است و داستانی خطی از جوانی تا پیری حکیم توس را روایت میکند. ۲۰ دقیقه از این فیلم ۴۰ دقیقهای توسط فیلمخانه ملی ایران مرمت شده و روز چهارشنبه بعد از ۸۵ سال در موزه سینما به نمایش درآمد @ehsanname
چون نیک بنگری، همه
✍️احسان رضایی: سال هشتاد بود که کتاب «دفترچۀ خاطرات و فاموشی» محمد قائد منتشر شد که از جمله مقالاتش، یکی هم دربارۀ اسنوبیسم بود و در آن ضمن شرح ریشهشناسی این کلمه، شواهدش در متون مختلف و نمونههای متفاوتش در هنر و ادبیات و جامعه، یک لطیفۀ اسپانیایی محشر هم نقل شده بود که زمانی یک نمایشنامهنویس شهیر در بستر مرگ از پزشکش پرسید: «من امروز میمیرم؟» و پزشک معالج با تأسف سر تکان داد و نمایشنامهنویس چند باری سوالش را تکرار کرد تا کاملاً مطمئن شود و بعد که خیالش از بابت مرگ قریبالوقوع راحت شد، گفت: «حالا که اینطور است میخواهم بگویم نوشتههای دانته خیلی حوصله مرا سر میبرد.»
مهمترین اتفاق که بعد از انتشار این مقاله افتاد، این بود که یک واژۀ جدید به فرهنگ غنی ناسزاهای زبان فارسی اضافه شد: «فلانی اسنوبه!» لفظی تحقیرآمیز که البته توسط افراد خاصی به کار میرود. افرادی که اطلاعاتی بیشتر از حد معمول دارند و مقاله قائد را خوانده یا مضمونش را از دیگری شنیدهاند، و - اینجا که خودمان - کمی تا قسمتی هم خودشان اسنوب هستند. در همان مقالۀ مورد ارجاع، از ویلیام تکری (نویسندۀ انگلیسی که از او «بازار خودفروشی» را خواندهایم) این جمله نقل شده که «در شرایط کنونی جامعه، غیرممکن است كه آدم گاهی اسنوب نباشد.» اسنوبها همه جا هستند. «آقادوربینی» خاطرتان هست که میداند دوربین صداوسیما به چه مراسمهایی میآید و از چه زوایایی فیلم میگیرد؟ واقعیتش این است که همۀ ما یک «آقادوربینی»ِ درون داریم که فقط باید دوربین مناسب را پیدا کند. زمینههایی مثل هنر و ادبیات و اندیشه که معمولاً از دسترس عموم خارج است جولانگاه مناسبتری است. هر دورهای هم اسمها و آدمهای خودش را دارد. یک زمان صادق هدایت خواندن و نقل قول از نیچه باعث تفاخر فی الاقران بود، حالا ژاک لاکانِ فرانسوی و حتماً در سالهای بعد، اسمهای جدیدی باب میشوند. قعلاً اما همین که بلد باشید «واژه نابودی شئ است» و نظم بنیادین جهان بر مبنای سه نوع حقیقت امر واقعی، امر خیالی و امر نمادین استوار شده و نفس آدمیزاد گره پیچیدهای دارد به اسم «گره برومه»، شما یک اسنوب حرفهای خواهید شد. بخصوص اگر در صحبتهایتان از چند اصطلاحِ «جاج نکن» و «پَساپُست فلان» و «من آنتی بهمان هستم» هم استفاده کنید. که البته استفاده میکنند و در هر کافهای که بروی همین کلمات هستند که نقل و نباتِ محفل هستند.
و تازه این، فقط شرح آنهایی است که صفر کیلومتر هستند و میخواهند کم نیاورند؛ به قول خواجه حافظ «چون نیک بنگری همه تزویر میکنند». حتی آنهایی که در یک زمینه هم صاحب مطالعه و نظر هستند، باز در زمینههای دیگر سعی میکنند خودشان را از تک و تا نیندازند. بخصوص که شبکههای اجتماعی هم امکان ابراز نظر و سلیقه را بهراحتی فراهم کرده است و فالوئرها و دنبالکنندگان از ما توقع دارند که نظر خودمان را دربارۀ فلان فیلم و بهمان آلبوم موسیقی هم صادر کنیم، مبادا که ترک بردارد چینیِ نازکِ تصویری که از خودمان به عنوان یک فرهیخته ساختهایم. اینجوری است که این روزها دیگر کمتر کسی پیدا میشود که بگوید «نمیدانم»، بنویسد در فلان زمینه صلاحیت اظهار نظر ندارم، و از اینکه فلان موضوع رشتۀ تخصصیاش نیست شرمنده نباشد. خب، وقتی میشود نظر داد، چرا نگوییم؟ چرا دیگران از نظرات خودمان محروم کنیم؟ آن هم حالا که همه گفتهاند، بگذار من هم بگویم.
افتادن در چرخۀ این بازی، گروهی از اهل فرهنگ را تبدیل به اسنوب میکند اما عده دیگری از اصحاب حقیقی فرهنگ هم هستند که از لجِ اسنوبها، خودشان اسنوب مبشوند؟ چطور؟ اینطوری که آنها در برابر موج رو به گسترش اسنوبجماعت واکنش دفاعی به خودشان میگیرند. هر چیزی که تودۀ مردم یعنی همان اسنوبهای بیفرهنگِ متظاهر خوششان بیاید، از نظرشان بد و نامربوط است. آنها سریال، کتاب یا آلبوم موسیقی که بقیه دارند در موردش حرف میزنند را تحریم میکنند و پیشاپیش در موردش حکم صادر میکنند. آنها گمان میکنند هرچه اسنوبها خوب میدانند، مزخرف و چرتِ محض است، حتی اگر واقعاً خوب باشد. خب، این هم خودش یک جور اسنوبیسم است دیگر. تظاهر به بیشتر و بهتر دانستن از دیگران و خود را مشغول به دانته خواندن نشان دادن.
@ehsanname
📌این مطلب در هفتهنامه «کرگدن» شماره ۱۲۰ منتشر شده است
✍️احسان رضایی: سال هشتاد بود که کتاب «دفترچۀ خاطرات و فاموشی» محمد قائد منتشر شد که از جمله مقالاتش، یکی هم دربارۀ اسنوبیسم بود و در آن ضمن شرح ریشهشناسی این کلمه، شواهدش در متون مختلف و نمونههای متفاوتش در هنر و ادبیات و جامعه، یک لطیفۀ اسپانیایی محشر هم نقل شده بود که زمانی یک نمایشنامهنویس شهیر در بستر مرگ از پزشکش پرسید: «من امروز میمیرم؟» و پزشک معالج با تأسف سر تکان داد و نمایشنامهنویس چند باری سوالش را تکرار کرد تا کاملاً مطمئن شود و بعد که خیالش از بابت مرگ قریبالوقوع راحت شد، گفت: «حالا که اینطور است میخواهم بگویم نوشتههای دانته خیلی حوصله مرا سر میبرد.»
مهمترین اتفاق که بعد از انتشار این مقاله افتاد، این بود که یک واژۀ جدید به فرهنگ غنی ناسزاهای زبان فارسی اضافه شد: «فلانی اسنوبه!» لفظی تحقیرآمیز که البته توسط افراد خاصی به کار میرود. افرادی که اطلاعاتی بیشتر از حد معمول دارند و مقاله قائد را خوانده یا مضمونش را از دیگری شنیدهاند، و - اینجا که خودمان - کمی تا قسمتی هم خودشان اسنوب هستند. در همان مقالۀ مورد ارجاع، از ویلیام تکری (نویسندۀ انگلیسی که از او «بازار خودفروشی» را خواندهایم) این جمله نقل شده که «در شرایط کنونی جامعه، غیرممکن است كه آدم گاهی اسنوب نباشد.» اسنوبها همه جا هستند. «آقادوربینی» خاطرتان هست که میداند دوربین صداوسیما به چه مراسمهایی میآید و از چه زوایایی فیلم میگیرد؟ واقعیتش این است که همۀ ما یک «آقادوربینی»ِ درون داریم که فقط باید دوربین مناسب را پیدا کند. زمینههایی مثل هنر و ادبیات و اندیشه که معمولاً از دسترس عموم خارج است جولانگاه مناسبتری است. هر دورهای هم اسمها و آدمهای خودش را دارد. یک زمان صادق هدایت خواندن و نقل قول از نیچه باعث تفاخر فی الاقران بود، حالا ژاک لاکانِ فرانسوی و حتماً در سالهای بعد، اسمهای جدیدی باب میشوند. قعلاً اما همین که بلد باشید «واژه نابودی شئ است» و نظم بنیادین جهان بر مبنای سه نوع حقیقت امر واقعی، امر خیالی و امر نمادین استوار شده و نفس آدمیزاد گره پیچیدهای دارد به اسم «گره برومه»، شما یک اسنوب حرفهای خواهید شد. بخصوص اگر در صحبتهایتان از چند اصطلاحِ «جاج نکن» و «پَساپُست فلان» و «من آنتی بهمان هستم» هم استفاده کنید. که البته استفاده میکنند و در هر کافهای که بروی همین کلمات هستند که نقل و نباتِ محفل هستند.
و تازه این، فقط شرح آنهایی است که صفر کیلومتر هستند و میخواهند کم نیاورند؛ به قول خواجه حافظ «چون نیک بنگری همه تزویر میکنند». حتی آنهایی که در یک زمینه هم صاحب مطالعه و نظر هستند، باز در زمینههای دیگر سعی میکنند خودشان را از تک و تا نیندازند. بخصوص که شبکههای اجتماعی هم امکان ابراز نظر و سلیقه را بهراحتی فراهم کرده است و فالوئرها و دنبالکنندگان از ما توقع دارند که نظر خودمان را دربارۀ فلان فیلم و بهمان آلبوم موسیقی هم صادر کنیم، مبادا که ترک بردارد چینیِ نازکِ تصویری که از خودمان به عنوان یک فرهیخته ساختهایم. اینجوری است که این روزها دیگر کمتر کسی پیدا میشود که بگوید «نمیدانم»، بنویسد در فلان زمینه صلاحیت اظهار نظر ندارم، و از اینکه فلان موضوع رشتۀ تخصصیاش نیست شرمنده نباشد. خب، وقتی میشود نظر داد، چرا نگوییم؟ چرا دیگران از نظرات خودمان محروم کنیم؟ آن هم حالا که همه گفتهاند، بگذار من هم بگویم.
افتادن در چرخۀ این بازی، گروهی از اهل فرهنگ را تبدیل به اسنوب میکند اما عده دیگری از اصحاب حقیقی فرهنگ هم هستند که از لجِ اسنوبها، خودشان اسنوب مبشوند؟ چطور؟ اینطوری که آنها در برابر موج رو به گسترش اسنوبجماعت واکنش دفاعی به خودشان میگیرند. هر چیزی که تودۀ مردم یعنی همان اسنوبهای بیفرهنگِ متظاهر خوششان بیاید، از نظرشان بد و نامربوط است. آنها سریال، کتاب یا آلبوم موسیقی که بقیه دارند در موردش حرف میزنند را تحریم میکنند و پیشاپیش در موردش حکم صادر میکنند. آنها گمان میکنند هرچه اسنوبها خوب میدانند، مزخرف و چرتِ محض است، حتی اگر واقعاً خوب باشد. خب، این هم خودش یک جور اسنوبیسم است دیگر. تظاهر به بیشتر و بهتر دانستن از دیگران و خود را مشغول به دانته خواندن نشان دادن.
@ehsanname
📌این مطلب در هفتهنامه «کرگدن» شماره ۱۲۰ منتشر شده است
🔺گاردین - ۶۰ سال بعد از مرگ آلبر کامو، یک نویسندۀ ایتالیایی ادعا میکند کامو به قتل رسیده. آلبر کامو ۴۶ساله در ژانویه ۱۹۶۰ سوار ماشینی به رانندگی میشل گالیمار، ناشر آثارش بود که ماشین از جاده منحرف شد و به درختی خورد، کامو در دم جان باخت و گالیمار چند روز بعد در بیمارستان. در زندگینامههای قبلی کامو، چنین عباراتی بود که این تصادف بر اثر انفجاری در موتور یا یک محور شکسته رخ داد. اما حالا جیوانی کاتلی در کتاب «مرگ آلبر کامو» ادعای قتل او توسط سرویس جاسوسی شوروی کا.گ.ب. را دارد. کامو از منتقدان شوروی بود، از انقلاب پاییز ۱۹۵۶ مجارستان علیه روسها حمایت میکرد و طرفدار بوریس پاسترناک، نویسندۀ «دکتر ژیواگو» بود که رابطۀ خوبی با دولت کمونیست نداشت. ادعای این کتاب مبنی بر قتل کامو و کوتاهی دولت فرانسه در پیگیری ماجرا، توسط دختر کامو تأیید نشده، اما پل استر، نویسندۀ امریکایی آن را قانعکننده دانسته است. @ehsanname
احساننامه
📚سهم کتاب از بودجه: امروز لایحه بودجه پیشنهادی ۹۸ به مجلس رفت. در پیوست۴ لایحه بودجه، بخش وزارت ارشاد، دو قسمت هم برای هزینه در مورد کتاب پیشبینی شده. یکجا با عنوان «برنامه توسعه نشر و ترویج کتابخوانی»، یکی هم در «برنامه حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات». اعتبار…
📚سهم کتاب از بودجه: امروز لایحه بودجه پیشنهادی ۹۹ به مجلس رفت. در این لایحه برای وزارت ارشاد ۷۴۳میلیارد و ۹۲۴میلیون تومان در نظر گرفته شده است. بودجه امسال این وزارتخانه هزارو۴۱۵میلیارد و ۶۱۶میلیون تومان بود که یعنی ۴۷درصد کاهش.
🔸در بودجه وزارت ارشاد، دو بخش برای کتاب پیشبینی شده. «برنامه توسعه نشر و ترویج کتابخوانی» بودجه ۴۲میلیارد و ۹۶۰میلیون تومانی دارد و در بخش «برنامه حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات» هم اعتباری ۱۵۷میلیارد و ۲۵میلیون تومانی برای کتاب هست. روی هم ۱۵۷میلیارد و ۶۸میلیون تومان (۴میلیارد و نیم کمتر از ۹۸)؛ یکصدم درصد از کل بودجۀ کشور.
🔹بودجۀ بررسی (همان ممیزی) کتاب (۵.۶میلیارد تومان)، برگزاری نمایشگاه کتاب تهران (۹میلیارد تومان)، بُن کتاب (۵۴.۹میلیارد تومان)، تخفیفهای نمایشگاههای کتاب استانی (۹میلیارد تومان)، تخفیف ارزی کتاب خارجیِ نمایشگاه کتاب (۴میلیارد تومان)، حضور بینالمللی نویسندگان و ناشران (۲.۵میلیارد تومان) ... و حمایت از انجمنهای ادبی (۱.۲ میلیارد تومان) است. (🔍جداول بالا)
🔺بودجه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم ۲۸میلیارد و ۶۸۵میلیون تومان است با ۳۵درصد رشد.
@ehsanname
🔸در بودجه وزارت ارشاد، دو بخش برای کتاب پیشبینی شده. «برنامه توسعه نشر و ترویج کتابخوانی» بودجه ۴۲میلیارد و ۹۶۰میلیون تومانی دارد و در بخش «برنامه حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات» هم اعتباری ۱۵۷میلیارد و ۲۵میلیون تومانی برای کتاب هست. روی هم ۱۵۷میلیارد و ۶۸میلیون تومان (۴میلیارد و نیم کمتر از ۹۸)؛ یکصدم درصد از کل بودجۀ کشور.
🔹بودجۀ بررسی (همان ممیزی) کتاب (۵.۶میلیارد تومان)، برگزاری نمایشگاه کتاب تهران (۹میلیارد تومان)، بُن کتاب (۵۴.۹میلیارد تومان)، تخفیفهای نمایشگاههای کتاب استانی (۹میلیارد تومان)، تخفیف ارزی کتاب خارجیِ نمایشگاه کتاب (۴میلیارد تومان)، حضور بینالمللی نویسندگان و ناشران (۲.۵میلیارد تومان) ... و حمایت از انجمنهای ادبی (۱.۲ میلیارد تومان) است. (🔍جداول بالا)
🔺بودجه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم ۲۸میلیارد و ۶۸۵میلیون تومان است با ۳۵درصد رشد.
@ehsanname
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 پیش از عصر دیجیتال هم آدمهای زیادی کتاب نمیخواندهاند
— آیا با فراگیر شدن کتابهای الکترونیک و صوتی باید منتظر مرگ کتاب کاغذی باشیم؟
📍سالهای زیادی از رواج رسانههای دیجیتال نمیگذرد، اما همین الآن هم خیلیها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژیبازها میگویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدیتری بودند. اما مورخی که دربارۀ تاریخ خواندن پژوهش میکند تصویر دیگری ارائه میدهد. او به جای رمانخوانهای حرفهای که زیر درختان غرق خواندناند، از مردمی میگوید که تنها کتابی که میشناختند کتاب راهنمای تلفن بود و کتابخانهها را محل شیوع بیماری تلقی میکردند.
🔖 ۱۸۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/interview/9581/
🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
🔗 @tarjomaanweb
— آیا با فراگیر شدن کتابهای الکترونیک و صوتی باید منتظر مرگ کتاب کاغذی باشیم؟
📍سالهای زیادی از رواج رسانههای دیجیتال نمیگذرد، اما همین الآن هم خیلیها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژیبازها میگویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدیتری بودند. اما مورخی که دربارۀ تاریخ خواندن پژوهش میکند تصویر دیگری ارائه میدهد. او به جای رمانخوانهای حرفهای که زیر درختان غرق خواندناند، از مردمی میگوید که تنها کتابی که میشناختند کتاب راهنمای تلفن بود و کتابخانهها را محل شیوع بیماری تلقی میکردند.
🔖 ۱۸۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/interview/9581/
🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
🔗 @tarjomaanweb
🔺طرحهای مینیمال محسن ولیحی از چهرههای ادب معاصر: #مهدی_اخوان_ثالث، صمد بهرنگی، هوشنگ ابتهاج #سایه، صادق هدایت، #سهراب_سپهری، نیما یوشیج و پروین اعتصامی (از توییتر سینا خزیمه) @ehsanname
🔸با این نحوۀ جایگزینی کلمات، چای سرد بر پیشانی خواننده مینشیند! (عکس از توییتر فؤاد سیاهکلی) @ehsanname
🗞عکس و گزارش یکِ روزنامه «ایران» از جلسات درس سهشنبههای استاد #شفیعی_کدکنی در کلاس ۴۴۲ طبقه چهارم دانشکده ادبیات دانشگاه تهران است @ehsanname
احساننامه
➖آکادمی سوئد بعد از ماجرای رسواییهایی که به تعطیل نوبل ادبیات ۲۰۱۸ منجر شد، سعی داشت تا امسال اعتبار این جایزه را احیا کند؛ اما انگار چندان هم در این کار موفق نبوده. چون انتخاب پیتر هاندکه باعث اعتراضهای بسیاری شده. هاندکه اتریشی، در دهه ۱۹۹۰ و سالهای جنگ…
📸 دیروز ضیافت شام پادشاه سوئد برای اهدای جوایز نوبل در سالن کنسرت هال شهر استکهلم سوئد برگزار شد، آن هم با حضور تظاهرات کنندگان معترض به نوبل ادبیاتِ پیتر هاندکه، حامی صربها و منکر نسلکشی در جنگ بوسنی. در این دو ماه پس از اعلام نام هاندکه، اعتراضها تا جایی پیش رفت که دو عضو فرهنسگتان سوئد استعفا دادند. برای مراسم اهدای جوایز هم سفرای کشورهای آلبانی، بوسنی، کوزوو، کرواسی، مقدونیه، افغانستان و ترکیه این مراسم را تحریم کردند؛ اردوغان سخنرانی تندی علیه نوبل انجام داد و گروهی از خبرنگاران حاضر در جنگ بوسنی با هشتگ #BosniaWarJ علیه هاندکه توییت کردند. هاندکه در سخنرانی نوبلش (متنش اینجاست +) محتاطانه حرف زده و هیچ اشارهای به این ماجراها نداشت @ehsanname
Forwarded from ادبیات ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎤 گفتوگو با احسان رضایی
⭕️ داور بخش داستان بلند و رمان
🔴 دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد
@adabiatirani
⭕️ داور بخش داستان بلند و رمان
🔴 دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد
@adabiatirani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺این گزارشی است که از اخبار تلویزیون در مذمت کتابهای ترجمه برای مخاطب کودک و نوجوان. درست که ناشرها به خاطر وضعیت نشر، به سمت آثار ترجمه میروند که هزینه تولید کمتری (در بخش تصویرسازی) دارد و احتمال فروش بالاتر (چون قبلاً جواب دادهاند) اما نه همۀ آثار ترجمه نامناسب هستند و نه راهحل، سختگیری. بلکه باید از آثار تألیفی حمایت و برایشان تبلیغ کرد. در زمان همین گزارش میشد چند کتاب خوب و خواندنی از نویسندگان داخلی به بینندهها معرفی کرد @ehsanname
📚 در اختتامیه دوازدهمین جایزه ادبی جلال آلاحمد، در بخش رمان، «دور زدن در خیابان یکطرفه» (محمدرضا مرزوقی، نشر ثالث) و «وضعیت بیعاری» (حامد جلالی، شهرستان ادب) به عنوان آثار تقدیری و در بخش داستان کوتاه «افتاده بودیم در گردنه حیران» (حسین لعل بذری، نشر نیماژ) شایسته تقدیر معرفی شدند. داوران جایزه در این بخشها اثر برگزیدهای اعلام نکردند @ehsanname
📊 کتاب چقدر گران شده؟ بررسی ایبنا نشان میدهد قیمت کتاب نسبت به سال گذشته، ۵۷درصد و قیمت هرصفحه کتاب بهصورت میانگین، ۶۷درصد افزایش داشته است. قیمت متوسط کتاب در هفتماهه اول (تا مهر) امسال به ۳۲هزار و ۳۸۳تومان رسیده است. میانگین شمارگان (تیراژ) کتاب اما ثابت مانده و همان ۱۳۹۹ جلد برای هر عنوان است @ehsanname
📊در هفت ماهه اول امسال ۵۲هزار و ۴۸۸ عنوان کتاب چاپ شده (۵۶درصد چاپ اولی) توسط ۳۶۱۹ ناشر. همان طور که میبینید فعالترین ناشرها، کمکآموزشیها هستند. چون بسیاری از اسامی در فهرست ناشران عمومیِ پرکار هم عمده فعالیتشان کمکآموزشی است (منبع: ایبنا) @ehsanname
🔹کودکانی که والدین برایشان کتاب میخوانند، مهارتهای اجتماعی و عملکرد روانی بهتری خواهند داشت و همچنین مهارت سوادآموزی بالاتر. این نتیجۀ یک مطالعه متاآنالیز (بررسی بر روی ۳۲۷۱ تحقیق قبلی) است که در مجله طب اطفال آمریکا منتشر شده است (اینجا +) @ehsanname
👩🦰رمان بدون زنها میمیرد (مقالهای از گاردین با ترجمۀ ایبنا)
@ehsanname
➖۸۰ درصد فروش بازار کتاب بریتانیا، ایالات متحده و کانادا مدیون زنان است. زنها نه تنها نسبت به مردان خریداران کتاب مشتاقتری هستند، بلکه بیشتر از مردان به فستیوالهای ادبی میروند، عضو کتابخانه میشوند، کتاب صوتی گوش میکنند، وبلاگنویس ادبی هستند و به عضویت انجمنهای ادبی درمیآیند.
➖هلن تیلر، استاد برجستۀ انگلیسی در دانشگاه اکستر، در کتاب جدید خود تحت عنوان «چرا زنان داستان میخوانند: داستانهای زندگی ما» به بررسی و توضیح عمق احساسات زنان پرداخته است. او بیش از ۴۰۰ زن را مورد بررسی قرار داده تا بفهمد آنها چطور به داستان ربط پیدا میکنند. پاسخها ارتباط قابل توجهی به خشونت، حس گناهکاری و نافرمانی دارد. یک مادر توضیح داد که چطور به خانوادهاش میگوید برای لباسشویی به طبقه پایین میرود تا فقط ۱۰ دقیقه گرانبها را برای خواندن یک رمان بدزدد. یکی دیگر برای او نوشت که خواندن رمان برایش تنها اندکی کمتر از نفس کشیدن اهمیت دارد. بقیه از اینکه موقع این کار مچشان گرفته شود میترسند.
➖این ایده که داستان یک حوزه زنانه است از سوی کسانی که با کتاب سر و کار دارند بدیهی فرض میشود. بر اساس تحقیقات یک کتاب دیگر، زنان در تمام دستههای رمان به غیر از فانتزی، علمی-تخیلی و وحشت روی دست مردان بلند شدهاند. وقتی مردان داستان میخوانند تمایلی به خواندن آثار نوشتهشده توسط زنان را ندارند، در حالی که تیلور ادعا میکند زنان آثار رماننویسان مرد را میخوانند، تحسین میکنند و به ندرت قضاوت شخصی انجام میدهند.
➖یان مکایوان [نویسندۀ انگلیسی که از او رمانهای «آمستردام»، «باغ سیمانی»، «تاوان» و «شنبه» ترجمه شده] یک بار نوشت: «وقتی زنان دست از خواندن بردارند، رمان میمیرد.» تاریخ داستان همواره تاریخ خوانندگانِ زن بوده. از قرن ۱۸ رمان مورد توجه طبقه جدیدی از زنانِ مرفه بود که تحصیلات زیادی نداشتند. زنان از رمان به عنوان راهی برای یادگیری در مورد زندگیهای دیگر و خیالپردازی درباره روابط و داستانهای خود استفاده کردند که به آنها اجازه میداد موقعیت وابسته و فرعی خود نسبت به مردان را به چالش بکشند.
@ehsanname
🔻تابلوی «زنی در حال مطالعه» اثر کمالالملک، ۱۲۷۸ شمسی، موزهٔ ملی ملک
@ehsanname
➖۸۰ درصد فروش بازار کتاب بریتانیا، ایالات متحده و کانادا مدیون زنان است. زنها نه تنها نسبت به مردان خریداران کتاب مشتاقتری هستند، بلکه بیشتر از مردان به فستیوالهای ادبی میروند، عضو کتابخانه میشوند، کتاب صوتی گوش میکنند، وبلاگنویس ادبی هستند و به عضویت انجمنهای ادبی درمیآیند.
➖هلن تیلر، استاد برجستۀ انگلیسی در دانشگاه اکستر، در کتاب جدید خود تحت عنوان «چرا زنان داستان میخوانند: داستانهای زندگی ما» به بررسی و توضیح عمق احساسات زنان پرداخته است. او بیش از ۴۰۰ زن را مورد بررسی قرار داده تا بفهمد آنها چطور به داستان ربط پیدا میکنند. پاسخها ارتباط قابل توجهی به خشونت، حس گناهکاری و نافرمانی دارد. یک مادر توضیح داد که چطور به خانوادهاش میگوید برای لباسشویی به طبقه پایین میرود تا فقط ۱۰ دقیقه گرانبها را برای خواندن یک رمان بدزدد. یکی دیگر برای او نوشت که خواندن رمان برایش تنها اندکی کمتر از نفس کشیدن اهمیت دارد. بقیه از اینکه موقع این کار مچشان گرفته شود میترسند.
➖این ایده که داستان یک حوزه زنانه است از سوی کسانی که با کتاب سر و کار دارند بدیهی فرض میشود. بر اساس تحقیقات یک کتاب دیگر، زنان در تمام دستههای رمان به غیر از فانتزی، علمی-تخیلی و وحشت روی دست مردان بلند شدهاند. وقتی مردان داستان میخوانند تمایلی به خواندن آثار نوشتهشده توسط زنان را ندارند، در حالی که تیلور ادعا میکند زنان آثار رماننویسان مرد را میخوانند، تحسین میکنند و به ندرت قضاوت شخصی انجام میدهند.
➖یان مکایوان [نویسندۀ انگلیسی که از او رمانهای «آمستردام»، «باغ سیمانی»، «تاوان» و «شنبه» ترجمه شده] یک بار نوشت: «وقتی زنان دست از خواندن بردارند، رمان میمیرد.» تاریخ داستان همواره تاریخ خوانندگانِ زن بوده. از قرن ۱۸ رمان مورد توجه طبقه جدیدی از زنانِ مرفه بود که تحصیلات زیادی نداشتند. زنان از رمان به عنوان راهی برای یادگیری در مورد زندگیهای دیگر و خیالپردازی درباره روابط و داستانهای خود استفاده کردند که به آنها اجازه میداد موقعیت وابسته و فرعی خود نسبت به مردان را به چالش بکشند.
@ehsanname
🔻تابلوی «زنی در حال مطالعه» اثر کمالالملک، ۱۲۷۸ شمسی، موزهٔ ملی ملک
🗞روزنامه شهروند از رواج یک ناهنجاری عجیب در فضای مجازی خبر داده: انتشار تصاویر آتش زدن کتاب، پاره کردن کتاب، پاک کردن سرویس بهداشتی با صفحات کتاب ... تاکنون ۱۵ نویسنده و مترجم از این افراد شکایت کردهاند @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دورهمیِ برنامه «کتابباز» با موضوع شعر معاصر عرب و نزار قبانی، با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی، سروش صحت و غلامرضا طریقی. امشب (چهارشنبه ۲۷ آذر) ساعت۲۰، شبکه نسیم (تکرار ۱ بامداد، ۹ و ۱۵ فردا) @ehsanname
🗞مجله «رشد جوان»، مجلهای است که در مدارس کشور توزیع میشود و خیلیهایمان با آن خاطره داریم. به تازگی سیدامیر موسوی، سردبیر این مجله از سمت خود استعفا داده و دلایلش را هم در فضای مجازی منتشر کرده (اینجا +). او میگوید دلیل کارش، گروه نظارتی بوده که از اختصاص صفحات زیادی از مجله به علم و ادبیات ناراضی بودهاند و در متن مجله، خوانندگی و آهنگسازی را به «سرود و تواشیح» تغییر میدادند @ehsanname
احساننامه
📝 بهترین طراحیهای جلد کتاب در سال ۲۰۱۸ به انتخاب نیویورک تایمز. بقیه را اینجا ببینید @ehsanname
📝 بهترین طراحیهای جلد کتاب در سال ۲۰۱۹ به انتخاب نیویورک تایمز (+) @ehsanname