احسان‌نامه
7.77K subscribers
3.37K photos
562 videos
105 files
1.45K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Elham Pavenejad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای الهام پاوه‌نژاد، از آلبوم «کجاست خانۀ باد؟»، ۱۳۹۳ @ehsanname
🎬 رمان «سووشون» سریال می‌شود. نوشا عبدالله‌زاده، فیلمنامه‌نویس به مهر گفته حق اقتباس «سووشون» را از لیلی ریاحی، خواهرزاده خانم دانشور گرفته و مشغول نگارش فیلمنامه سریالی ۲۰ قسمتی بر اساس این رمان است. از «سووشون» تاکنون فقط یک اقتباس نمایشی انجام شده: تئاتری با همین نام و با کارگردانی منیژه محامدی که بهار ۱۳۸۰ روی صحنه رفت و در آن افسانه بایگان (در نقش زری) و محمد اسکندری (در نقش یوسف) بازی کردند. تصویر بالا برای همین نمایش و کارِ مسعود پاکدل است @ehsanname
🔺آینده از آنِ کتاب‌های صوتی است. شرکت دیلویت (Deloitte) یکی از چهار مؤسسه بزرگ حسابرسی جهان، پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۲۰ در انگلستان فروش کتاب‌های صوتی از کتاب‌های الکترونیک جلو می‌زند و در ایالات متحده این اتفاق در ۲۰۲۳ می‌افتد. طبق تخمین این شرکت، در ۲۰۲۰ بازار جهانی کتاب صوتی با رشد ۲۵درصدی به بیش از ۲.۵ میلیارد پوند خواهد رسید. (+) پیشرفت مداوم ابزارهای شنیدن (هدفون‌ها و اسپیکرها) و نیز استفاده از گویندگان مشهور، عامل اصلی رونق کتاب‌های صوتی است @ehsanname
📙 امروز نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی درگذشت. نام او را در سال‌های اخیر به خاطر اتفاقاتی شنیدیم که نزاع تاریخیِ فقیهان/صوفیان را یادآوری می‌کرد. این درویشِ حقوقدان دو ترجمه هم دارد: یکی کتاب «سال پنجم انقلاب الجزایر» اثر معروف فرانتس فانون (دفتر نشر فرهنگ اسلامی‏، ۱۳۶۱) و یکی هم «بحران دموکراسی» روژه لاکومب (نشر باغ‌ نو، ۱۳۸۳). هر دو اثر در حوزه جامعه‌شناسی هستند @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺سفیر مکزیک در آرژانتین به خاطر دزدیدن یک کتاب مجبور به استعفا شد. ماجرا البته برای دو ماه پیش بوده، اما تازه فیلمش منتشر شده که استاد یک جلد کتاب از بخش زندگینامه‌ها را لابلای روزنامه‌ای پیچیده و خیلی شیک از کتابفروشی خارج می‌شود. کتاب‌دوستی هم هزینه‌های خودش را دارد! @ehsanname
📚بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، چند سالی است به چهره تأثیرگذاری در حوزه نشر تبدیل شده. این‌طوری که او هر فصل یک فهرست پیشنهادی از خوانده‌های خودش در طول فصل گذشته ارایه می‌دهد که معمولاً پرفروش هم می‌شوند. حالا و در آستانۀ سال نو میلادی، او ۵ کتاب پیشنهاد داده (اینجا +) که از میان آنها، رمان «یک ازدواج آمریکایی» (که با موضوع بی‌عدالتی‌های نژادپرستانه در سیستم قضایی آمریکا نوشته شده) و کتاب «چرا می‌خوابیم؟» (که گیتس می‌گوید تلاش دارد ما را از خواب غفلت بیدار کند و به ما نشان دهد که کم خوابیدن خیلی مضر است) به فارسی ترجمه شده است @ehsanname
📚معروفترین داستان‌های کریسمس
✍️احسان رضایی: ۲۵ دسامبر روز کریسمس یا عید میلاد حضرت مسیح است. اما اگر دوست ارمنی دارید، حواستان باشد این روز را به او تبریک نگویید. کلیسای ارمنی، میلاد پیامبرشان را در ۶ ژانویه جشن می‌گیرند. نکتۀ دیگری که باید در مورد کریسمس بدانید، این است که این جشن تا حد زیادی مدیون ادبیات و بخصوص چارلز دیکنز است. دیکنز در ایجاد و تقویت بسیاری از سنت های کریسمس دخیل بوده است؛ داستان‌های ارواح حول وحوش کریسمس، کارت تبریک سال نو، خیریه، دور هم جمع شدن خانواده، تعطیلات کریسمس (پیش از دیکنز کریسمس تعطیل نبود؛ یادتان هست که اسکروچ اجازه نداد کارمندش کراچت روز عید را مرخصی بگیرد؟)، خوردن غاز شب عید در انگلیس (که در آمریکا به بوقلمون تبدیل شده) و بابانوئل با هیبت امروزی (تصویر او از «روح کریسمس امسال» که جایگزین سنت نیکلاس قدیمی با جامۀ سیاه راهبی شد) همگی کار دیکنز است. بعدها هم نویسندگان دیگر، انواع و اقسام داستان‌ها را برای این جشن نوشتند. مشهورترین این داستان‌ها را با هم مرور می‌کنیم:
@ehsanname
❄️سرود کریسمس (چارلز دیکنز): معروفترین داستان کریسمسیِ تاریخ؛ ماجرای یک پیرمرد تنها و بی‌احساس و خسیس به اسم ابنزر اسکروج که به مردم نزول می‌دهد و مدام پول روی پول می‌گذارد و از کارمندش حسابی کار می‌کشد. اسکروج چنان خسیس است که مدام عروسی خودش هم را عقب انداخته تا اینکه حالا سال‌هاست حتی شب کریسمس هم تنهاست، اما آن شب ارواح «کریسمس گذشته»، «کریسمس حال» و «کریسمس آینده» سراغ اسکروچ می‌آیند و گذشته خودش و آینده‌های احتمالی را نشانش می‌دهند که در یکی از آنها تام، پسربچه کارمندش می‌میرد.

❄️دخترک کبریت فروش (هانس کریستین آندرسن): ماجرا درست شب سال نو اتفاق می افتد که دختربچه‌ای دستفروش سعی دارد از شلوغی شب عید استفاده کند و کبریت‌هایش را بفروشد. اما مردم به او بی‌توجهی ندارند و همه به فکر خرید شب عید خودشان هستند. هوا سرد است و دختربچه هم نمی‌خواهد دست خالی به خانه برواد، مجبور می شود کبریت‌هایش را یکی یکی روشن کند تا گرم بماند. صبح روز بعد که سال نو شده، دخترک هم به دنیایی دیگر رفته و زندگی‌اش را نو کرده.

❄️جنایت در کریسمس (آگاتا کریستی): ملکۀ داستان‌های جنایی چند اثر با سوژۀ مهمانی کریسمس دارد. معروفترین آنها «جنایت در کریسمس» است از سری ماجراهای هرکول پوآرو. در این داستان، یک شاهزاده قرار است ازدواج کند اما ظاهرا پای زنی دیگر در میان بوده که جواهرات گران‌قیمت شاهزاده را هم دزدیده. شاهزاده می‌ترسد گندش دربیاید و قرار می‌شود پوآرو برای حل معمای دزدی در مهمانی کریسمس شاهزاده شرکت کند. پوآرو یادداشتی دریافت می‌کند که از پودینگ‌های کریسمس چیزی نخورد و الباقی ماجرا. یک داستان کریسمسی دیگر از کریستی، «کریسمس آقای هرکول پوآرو» است که در آن درست شب کریسمس، میزبانی ثروتمند به شکل فجیعی کشته می‌شود و پوآرو هم در میهمانی مقتول شرکت دارد.

❄️درخت کریسمس و ازدواج (فئودور داستایفسکی): مردی فقیر به یک مهمانی کریسمس دعوت شده و چون کسی را نمی‌شناسد، ساکت و آرام یک گوشه نشسته. مرد یاد یک مهمانی کریسمس قدیمی می‌افتد که ظاهراً به بهانۀ تولد یک بچه در شب کریسمس ترتیب داده شده بود اما آنجا هم پولدارها داشتند در مورد کار و سرمایه‌گذاری حرف می‌زدند. پولدارترین مهمان آن مجلس به اسم ماستاکوویچ هم چشمش دنبال دختر میزبان ثروتمندش بود که مهمانی امشب، در واقع عروسی ماستاکوویچ است و ... این داستان کوتاه را در مجموعه «رویای آدم مضحک» پیدا کنید.

❄️وانکا (آنتون چخوف): ماجرای وانکا ژوکوف، پسربچه نه ساله‌ای که برای کارگری به مسکو آمده و حالا در شب کریسمس برای مدتی تنها مانده و از این فرصت استفاده کرده تا برای پدربزرگش نامه بنویسد. وانکا یادش می‌آید که وقتی کوچک بود، موقع کریسمس همراه پدربزرگش به جنگل می رفت تا درخت کریسمسی برای ارباب بیاورند. وانکا با ساده‌دلی کودکانه‌اش از پدربزرگ می‌خواهد برای او از روی کاج کریسمس یک گردوی طلایی کنار بگذرد و شرح بدرفتاری‌هایی که با او شده را می‌دهد و ... بعد هم روی پاکت نامه جای آدرس می‌نویسد: «روستا - برای پدربزرگ».

❄️خاطره‌ای از کریسمس (ترومن کاپوتی): دوتا بچه از یک فامیل فقیر، همیشه موقع تعطیلات کریسمس به کمک بزرگترهایشان کیک میوه‌ای می‌پزند و آن را برای فامیل و آشناهایی می فرستند که در طول سال با آنها مهربان بوده‌اند و ... حالا راوی دارد خاطرۀ خوش کودکی و کیک میوه‌ای‌ها را تعریف می‌کند. این داستان یک جورهایی اتوبیوگرافی نویسنده است.

❄️هدیه سال نو (او. هنری): یک زوج می‌خواهند برای هم عیدی بگیرند، اما چون پول چندانی ندارند مجبور می‌شوند چیزهای عزیزشان را بفروشند. یکی موهایش را کوتاه می‌کند و می‌فروشد و آن یکی، ساعت مچی را که از پدربزرگش به ارث رسیده. روایتی از فقر و نداری و در عین حال، عشق.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹تصویب هر واژۀ جدید در فرهنگستان زبان و ادب فارسی چقدر درمی‌آید؟ طبق توضیح خانم نسرین پرویزی، معاون واژه‌گزینی فرهنگستان (در برنامه «از من بپرس» شبکه آموزش، ۲۶ آذر) سال گذشته ۲۵۰۰ واژه تصویب شده و گروه واژه‌گزینی یک‌دهم بودجۀ فرهنگستان را دارد، پس با حساب همۀ فعالیت‌های این گروه، برای هر واژه ۱میلیون تومان هزینه می‌شود @ehsanname
احسان‌نامه
🔸ایلنا - «داش آکل به‌گفتۀ مرجان» جدیدترین اثر بهرام بیضایی است که نوروز ۱۳۹۹ در استنفورد، روی صحنۀ تئاتر می‌رود. این نمایش بر اساس داستان «داش آکل» صادق هدایت است که این‌بار اتفاقات از زبان مرجان، معشوقِ داش آکل روایت می‌شود @ehsanname
🗞روزنامه «همشهری» به مناسبت ۵ دی زادروز بهرام بیضایی، بخش کوتاهی از آخرین نمایشنامه او «داش آکل به‌گفتۀ مرجان» را منتشر کرده است. (اینجا +) قرار است این نمایش نوروز ۱۳۹۹ در استنفورد روی صحنه برود. این نمایش بر اساس داستان صادق هدایت و روایت ماجرا از زبان مرجان، معشوقِ داش آکل است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📗یکی از بهترین آثار استاد بهرام بیضایی، فیلمنامه «سیاوش‌خوانی» (چاپ اول ۱۳۷۵) است؛ ماجرای گروهی از بازیگران (به قول بیضایی: هنگامه‌سازان) که برای اجرای مراسم سنتی سیاوش‌خوانی به روستایی می‌روند. بین جوان‌های روستا سر سیاوش شدن و سودابه نشدن رقابتی درمی‌گیرد. در کنار داستان اصلی سیاوش‌خوانی، ماجرای این رقابت هم ادامه دارد، تا عاقبت یکی از جوان‌ها که سیاوش نشده، از سر حسادت، متن دست‌نویس حرفهای سیاوش را درون آتش می‌سوزاند. اینجاست که جوانی که سیاوش شده، همه را شگفت‌زده می‌کند. او در حین ایفای نقشش، بدون متن، حرفهایی می‌زند که گروه بازیگرها را حیرت‌زده می‌کند. گویی این خود سیاوش است که از زبان او حرف می‌زند. صحنۀ زیر، مربوط به گفتگوهای سیاوش و همسرش فرنگیس (در این متن: فریگیس، دختر افراسیاب) در آخرین شب عمر سیاوش، بخشی از همین قسمت داستان است:
bit.ly/2CC5dIY
(فریگیس از خواب می‌پرد.)
▪️فریگیس: سیاوش چرا نمی‌خوابد؟
▫️سیاوش: زیرا که زندگی بیدار است! کِی دیگر این ستاره را که تابید و گذشت دوباره می‌بینم؟
▪️فریگیس: سیاوش از چه پریشانی؟ از نیزه‌های تورانی؟
▫️سیاوش: درد سیاوش از خویش است! چون همه خوابند و زندگی می‌گذرد، چرا بیدار نباشم، کِش از دست ندهم؟ چون چشم می‌بندم و ترا نمی‌بینم، چرا به دیدنت چشم نوازش نکنم؟ کِی دیگر ترا دوباره خواهم دید؟
▪️فریگیس: از چه می‌گویی؟ از چه می‌ترسی و مرا می‌ترسانی؟
▫️سیاوش: ترسم این است که جهان را ندیده از آن بگذرم. کاش مرا میراندی فریگیس! چرا چنین نکردی؟ اکنون تو نیز بهره‌ای از سرنوشت مرا داری!
▪️فریگیس: از آن پشیمان نیستم!
▫️سیاوش: خوابی دیدم؛ تو پسری خواهی داشت!
▪️فریگیس: نیک است.
▫️سیاوش: من او را نمی‌بینم.
▪️فریگیس (هراسان پس می‌کشد): نه! به این کوتاهی؟
▫️سیاوش: برای همین است که نمی‌خوابم!
▪️فریگیس: پس خواب از فریگیس دور!
▫️سیاوش: تو که ایرانیان را به هیچ نشمردی؛ بر تو نوشته‌اند که مادر پادشاه ایران باشی.
▪️فریگیس (غرّان): من آن کودک را می‌کُشم که تیغ به روی توران کِشد.
▫️سیاوش: نه، نمی‌کُشی؛ چون پدرش را پیش چشمت سر از تن جدا کنند!
(فریگیس هراسان جیغ می‌کشد.)
▫️سیاوش: آری او را به جان می‌پروری و به کین آنها که خون مرا می‌ریزند برمی‌آوری. تو او را می‌سازی - آری؛ آری برای روزی که ساخته باید بود!
▪️فریگیس (می‌گریزد): نه، اینها نخواهد شد. چگونه فرزند چون منی خون پدرم می‌ریزد که نیای وی است!
▫️سیاوش: همچنان که نیای من و پدر تو، اینک به خون من تيغها تیز می‌کنند.
▪️فریگیس (خیره): چنین مباد!
▫️سیاوش: از کسانی که این ستم برپا می‌کنند کسی سودی نخواهد برد. وگر پرسند این که برپا کرد؟، هر کسی گویند من نکردم. مگر جهانِ خونخوار را می‌رسد گلویی به خون تازه کند.
(فریگیس ضجه می‌زند. سیاوش ناتوان از همدردی.)
▪️فریگیس (می‌نالد): آه ای ایزدان بر زمین! (می‌غرّد) مرا چرا باید این بهره کرد؟ شویی می‌خواستم و فرزندی - نه بیشتر. مرا این‌همه چیست که بر دوش می‌نهند؟ آه فریگیس در آینۀ بخت خود نگر. ترا گله از خود بایست که وی را برگزیدی - و جهانت بدین برگزید!
▫️سیاوش: درود بر پادشاه سپیده‌دم که مژدۀ خورشید می‌دهد!
▪️فریگیس: نفرین بر پیک پگاه که نمی‌داند گیتی را به مرگ سیاوش بیدار می‌کند!
▫️سیاوش: و آفرین بر هر روز که برآید؛ وگر بی سیاوش! که مرا خوشخوانی مژده‌بخش خروس بهتر از مویۀ کلاغ!
▪️فریگیس: آه سیاوش ترا درد از توست!
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🗓مدرسه معروف دارالفنون، ۱۶۶ سال پیش در چنین روزی، یکشنبه ۶ دی ماه ۱۲۳۰ برابر با پنجم ربیع‌الاول ۱۲۶۸ قمری، درست ۱۳ روز پیش از قتل بانی‌اش امیرکبیر با ۳۰ نفر شاگرد رسماً افتتاح شد.
@ehsanname
مدرسه درالفنون، که پیشرو آموزش نوین در کشورمان است، تاثیرات زیادی در فرآیندهای اموزشی امروز ما دارد. اما نگاهی به برنامه درسی این مدرسه در سالهای ابتدایی هم جالب است. طبق اسناد این مدرسه که در کتابخانه ملی موجود است، برنامه درسی آن سه کلاس در روزهای شنبه تا پنجشنبه داشته و از آن جالبتر زمان‌بندی ساعات درس است:
🔸 یک ساعت و نیم مانده به غروب تا نیم به غروب
🔹از یک ربع به غروب تا سه ربع از شب گذشته
🔸یک ساعت تا دو ساعت از شب گذشته
📸 goo.gl/F5HBXV
🕓 توضیحش این که در آن دوران، برای به خاطر سپردن اوقات شرعی، سنجش زمان را با غروب آفتاب تنظیم می‌کردند و غروب آفتاب به معنای «شب» بود. بعدا که در تهران ساعتهایی کار گذاشته شد (از جمله در همین دارالفنون) آن ساعت‌ها هم «غروب‌کوک» بودند، یعنی غروب آفتاب ۱۲شب فرض می‌شد. این ساعتها کلید یا قول خودشان دسته‌ای داشت که کنار عدد ۶ بود و با آن ساعت را تنظیم می‌کردند. بنابراین ظهر را «سرِ دسته» می‌گفتند و یک ساعت یا دو ساعت «از دسته گذشته» در متون قاجاری، یعنی ساعت ۱ یا ۲ بعدازظهر. به علاوه چون ساعتها غروب‌کوک بود، هر شهری برای خودش یک ساعت و زمان داشت. این وضعیت تا سال ۱۳۱۱ برقرار بود تا در این سال گروهی به ریاست دکتر محمود حسابی ساعت رسمی کشور را تعیین کردند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹باید این فیلم کوتاه را بارها و بارها تماشا کرد. پاسخ استاد هوشنگ ابتهاج #سایه در مورد رضایت از زندگی @ehsanname
نکته...

ارجاع دادن مرحوم دکتر محمدمعین به یادداشت خدمتکار سازمان لغت نامه دهخدا!!

چه خوب شد که استاد معین رفت و نماند تا ببیند امروز مقاله دزدان و پخته خواران و شهرت طلبان چه سان باد بر غبغب می اندازند و چه می کنند و خم به ابرو نمی آورند!!

*با تشکر از فرزاد ضیایی و سهیل یاری

@safinehyetabriz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
1⃣ کورت ونه‌گات، نویسندۀ پرطرفدار آمریکایی، در پایان‌نامه‌اش الگویی برای بررسی داستان‌ها به دست داد، اما این پایان‌نامه دو بار از طرف دانشگاه رد شد. اینجا او با همان طنز همیشگی‌اش این الگو را توضیح می‌دهد ... (ادامه در ویدیو بعدی) @ehsanname

➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2⃣ اینجا ادامۀ همان سخنرانی را می‌بینیم که کورت ونه‌گات، سال‌ها بعد، به بررسی الگوی داستان‌های «مسخ» کافکا و «هملت» شکسپیر پرداخته و به این سوال رسیده که خبر خوب چیست؟ خبر بد کدام؟... (ادامه در ویدیو بعدی) @ehsanname

➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
3⃣ ... خبر خوب چیست؟ خبر بد کدام؟ پاسخ به این سوال، درسی است که کورت ونه‌گات از بررسی داستان‌ها برای استفاده در زندگی می‌گیرد. (نسخه کامل‌تر این سخنرانی را می‌توانید در کتاب «مردی بدون وطن» ونه‌گات با ترجمۀ علی‌اصغر بهرامی بخوانید) @ehsanname

➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
🔺 دیوار باستانی کرمانشاه در میان ۱۰ کشف برتر باستان‌شناسی جهان در سال ۲۰۱۹. دیوار گَوری (به کردی: گه‌وری) دیواری تاریخی است که در استان کرمانشاه و در نزدیکی مرز دو کشور ایران و عراق در راستای شمال-جنوب کشیده شده‌است. طول دیوار گوری ۱۱۵ کیلومتر است و بعد از دیوار بزرگ گرگان، دومین دیوار بزرگ دفاعی در تاریخ ایران است. بلندی این دیوار ۳ متر و پهنایش ۴ متر بوده که از روی بقایای دیوار تخمین زده شده. باتوجه به ظروف سفالین کشف‌شده در اطراف دیوار، احتمال می‌رود که قدمت آن تا قرن چهارم پیش از میلاد و عصر اشکانی برسد. از قبل این دیوار شناخته شده بود، اما امسال سجاد علی‌بیگی در مقاله‌ای در مجله Antiquity دیوار گوری را به دنیا معرفی کرد. سایت لایو ساینس همین معرفی را در فهرست ۱۰ اتفاق مهم باستان‌شناسی سال آورده @ehsanname
🔸مهر - روز جمعه (۱۳ دی) کتابخانه و موزه مرحوم نادر ابراهیمی در خانۀ شعر و ادبیات (جنب باغ کتاب) افتتاح می‌شود. در این موزه، ۴هزار جلد کتاب کتابخانۀ شخصی ابراهیمی، دست‌نوشته‌ها، سازها و باقی وسایل شخصی او در معرض دید عموم قرار می‌گیرد @ehsanname
🔹 #فروغ_فرخزاد اگر زنده بود، امروز ۸۵ساله می‌شد. جلد مجله «خوشه» را ببینید، با طرحی از اردشیر محصص، به تاریخ بهمن ۱۳۴۶ و اولین سالگرد درگذشت خانم شاعر (از توییتر علی بزرگیان) @ehsanname
📚قصه‌هایی که در ۲۰۱۹ جا ماند
@ehsanname
سال میلادی به پایان رسید و مطبوعات و رسانه‌ها، به عادت سالیانه، سالی را که گذشت از جهات مختلف مرور کردند؛ یکی‌اش درگذشتگان سال. ما هم اینجا مروری داریم بر قصه‌گوهایی که در این سال خاموش شدند:

🔸۱۴ می: جودیت کِر (نویسندۀ معروف ادبیات کودک که البته در ایران سه‌گانه‌ای که از زندگی خودش نوشته، معروفتر است: «وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود»، «بمب روی خاله مامانی» و «کودکی در دوردست»)
🔹۱۷ می: هرمان ووک (نویسنده آمریکایی که با رمان‌های تاریخی‌اش دربارۀ جنگ جهانی دوم معروف است. رمان ۲جلدی «گردباد: بادهای جنگ» سال‌ها پیش از او ترجمه شده. فیلم «شورش کشتی کین» با بازی همفری بوگارت هم اقتباسی از یک رمان دیگر اوست)
🔸۲۲ ژوئن: جودیت کرانتز (نویسندۀ آمریکایی که تا ۵۰سالگی روزنامه‌نگار حوزۀ مد بود. داستان‌های رمانتیک او هم پرفروش و عامه‌پسند شد. از او رمان «تا مالاقاتی دیگر» به فارسی ترجمه شده.)
🔹۳۰ ژوئن: گیلرمو موردیلو (کاریکاتوریست آرژانتینی که اگرچه داستان مکتوبی ننوشت، اما کاریکاتورهایش با آن آدم‌های دماغ گنده، خلاقانه‌ترین داستان‌های ممکن را داشت)
🔸۱۷ جولای: آندره‌آ کامیلری (نویسنده و کارگردان تئاتر ایتالیایی که از او رمان پلیسی «مزرعۀ کوزه‌گر» اخیراً در سری داستان‌های پلیسی نشر قطره منتشر شده بود)
🔹۲۶ جولای: برایان مگی (فیلسوف بریتانیایی که مهمترین کارش، تلاش برای همه‌فهم کردن فلسفه بود و مجموعه مصاحبه‌های تلویزیونی او با عنوان «مردان اندیشه» را تلویزیون ما هم پخش کرد. او رمانی هم به نام «مواجهه با مرگ» دارد)
🔻۵ آگوست: تونی موریسون (برندۀ نوبل ادبی ۱۹۹۳ و صدای قدرتمند سیاهان. معروفترین رمان او، «دلبند» داستان زنی سیاه‌پوست است که ترجیح می‌دهد دخترش را بکشد تا او دیگر رنج بردگی را نکشد)
🔸۵ نوامبر: ارنست گینز (یک نویسندۀ آمریکایی سیاهپوستِ دیگر با داستان‌های با موضوع نژادپرستی. از او «یک قرن بردگی: زندگینامه خانم جین پیتمن»، «از عشق و از خاک» و مجموعه داستان «آسمان خاکستری» را خوانده‌ایم)
@ehsanname
⬅️ جز داستان‌نویس‌ها، نویسندگان دیگری هم در این سال میلادی درگذشتند، کسانی مثل هارولد بلوم (منتقد معروف آمریکایی - از او کتاب «نبوغ» ترجمه شده که در آن دلایل موفقیت ۵۰ نابغۀ ادبی را بررسی کرده)، میشل سِر (فیسلوف فرانسوی که از او مقالات و مصاحبه‌هایش - در دو کتاب «نقد عقل مدرن» و «مکالمات فرانسوی» - را خوانده‌ایم)، هایدی تافلر (همسر الوین تافلر، آینده‌پژوه معروف آمریکایی که همکار همسرش در نگارش اغلب آثار او بود)، فلیچیتا فرارو (کاردار فرهنگی سابق سفارت ایتالیا در تهران، مترجم و مدیر انتشارات Ponte33 یا «۳۳پل» که آثار متعددی از ادبیات معاصر ایران را در ایتالیا منتشر کرد) و...
❎شخصیتهای داستانی زیادی هم در ۲۰۱۹ مردند. بیشترین تعدادش در سریال «بازی تاج و تخت» بود که ۱۷ شخصیت اصلی مردند، دنریس تارگارین به دست جان اسنو کشته شد، لشکر دوتراکی‌ها قتل عام شدند و نصف اهالی پایتخت هم در آتش اژدها سوختند. صحنۀ خودکشی والری لُگاسف، دانشمند روسی که آغازگر مینی‌سریال «چرنوبیل» بود (سریال اقتباسی از روی کتاب معروفِ سوتلانا الکسیویچ) داستان نبود و در تاریخ، لگاسف (۱۹۳۶–۱۹۸۸) واقعاً دو سال بعد از انفجار نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل در خانه‌اش خودکشی کرد.
@ehsanname