Forwarded from انتشارات سایان
نظرات اساتید در مورد شاهنامه مصور نشر سایان
دکتر ژاله آموزگار
«بدون هیچ تعارفی میتوانم بگویم کاری است کارستان و در نوع خود ابتکاری و روشمند. ... تصویرهای جالب و مطالب مرتبط غیرشاهنامهای، اثر را واقعاً بهصورت دانشنامهای درآورده است که خشک و خستهکننده نیست.»
دکتر سجاد آیدنلو
«داشتن و خواندنِ این کتاب به همۀ دوستداران فرهنگ و ادب ایران، بهویژه علاقهمندان شاهنامه، پیشنهاد میشود. سپاسگزاری از کوششهای دقیق و پرزحمتِ مدوّنانِ این مجموعه، وظیفۀ همۀ دلبستگانِ فردوسی و شاهنامه است.»
دکتر محمود امیدسالار
«در روزهای سختی که میهن عزیز ما آماج حملات بیگانگان و تبلیغات مسمومی است که با هدف ایجاد تفرقه در میان ایرانیان در فضای مجازی جریان دارد، چاپ این کتاب توسط انتشارات سایان خدمت ارزندهای است.»
دکتر جلال خالقی مطلق(هنگام دیدن نسخه پیش از چاپ)
«تحسین خود را نسبت به کیفیت اجرا، ظرافت طراحی و پیوند میان معیارهای علمی و زیباییشناسی هنری که اساس این مجموعه را تشکیل میدهد، ابراز میدارم.»
دکتر محمدجعفر یاحقی
«کار آسانی نیست که هم بتوان دل خواص را به لحاظ اتقان و اطمینان به دست آورد و هم نظر مخاطب عموم را جلب کرد؛ این کتاب به این خصلت آراسته و بنابراین میتوان توصیه کرد که برای هر فردی داشتن آن لازم است.»
دکتر ژاله آموزگار
«بدون هیچ تعارفی میتوانم بگویم کاری است کارستان و در نوع خود ابتکاری و روشمند. ... تصویرهای جالب و مطالب مرتبط غیرشاهنامهای، اثر را واقعاً بهصورت دانشنامهای درآورده است که خشک و خستهکننده نیست.»
دکتر سجاد آیدنلو
«داشتن و خواندنِ این کتاب به همۀ دوستداران فرهنگ و ادب ایران، بهویژه علاقهمندان شاهنامه، پیشنهاد میشود. سپاسگزاری از کوششهای دقیق و پرزحمتِ مدوّنانِ این مجموعه، وظیفۀ همۀ دلبستگانِ فردوسی و شاهنامه است.»
دکتر محمود امیدسالار
«در روزهای سختی که میهن عزیز ما آماج حملات بیگانگان و تبلیغات مسمومی است که با هدف ایجاد تفرقه در میان ایرانیان در فضای مجازی جریان دارد، چاپ این کتاب توسط انتشارات سایان خدمت ارزندهای است.»
دکتر جلال خالقی مطلق(هنگام دیدن نسخه پیش از چاپ)
«تحسین خود را نسبت به کیفیت اجرا، ظرافت طراحی و پیوند میان معیارهای علمی و زیباییشناسی هنری که اساس این مجموعه را تشکیل میدهد، ابراز میدارم.»
دکتر محمدجعفر یاحقی
«کار آسانی نیست که هم بتوان دل خواص را به لحاظ اتقان و اطمینان به دست آورد و هم نظر مخاطب عموم را جلب کرد؛ این کتاب به این خصلت آراسته و بنابراین میتوان توصیه کرد که برای هر فردی داشتن آن لازم است.»
🔹میدانیم که ساسانیان، پادشاهان هخامنشی و کورش را میشناختند. یادگارنوشتۀ برادر شاپور دوم بر کاخ تچر، گواهیهای تاریخنگارهای رومی در مورد ادعای جانشینی کورش، مقایسۀ متن کتیبه شاپور اول بر کعبه زرتشت با کتیبه بیستون داریوش، رواج افسانههایی برای شاهان ساسانی از روی داستانهای کورش، تمجید از یزدگرد اول با لقب «کورشی دیگر» (تاریخ ساسانیان، شاپور شهبازی، ص ۴۲۳) ... همگی حکایت از آگاهی جمعی ایرانیان آن دوران در مورد شاهان هخامنشی دارد. از نیمۀ دوم عصر ساسانی، سیاست تبلیغاتی اما به سمت برجسته کردن شاهان افسانهای کیانی که نامشان در کتاب دینی «اوستا» آمده بود رفت. نوشتههای روی سکهها عوض شد، الگوی اسمگذاری شاهزادهها تغییر کرد، و ویرایشهای جدید از تاریخ ایران (مثل «خداینامه» که بعدها منبع شاهنامه شد) منتشر گشت. با این حال، این موضوع باعث فراموشی نام کورش نشد.
@ehsanname
🔸نام کورش بارها در متون تاریخی فارسی و عربی تکرار شده است که اغلب کنار نام بهمن، پسر اسفندیار و یکی از شاهان کیانی است. اینجا فقط به دو نمونه اشاره میکنم. در کتاب معروف تاریخ طبری (پایان نگارش ۳۰۳)، شش نقل مختلف از کورش آمده است که نشان میدهد روایات مختلفی از کورش رواج داشته است:
➖کورش «ماوذی»، از فرزندان نوح، قاتل بلشصر (ترجمه پاینده، ج ۱، ص ۱۴۵): ماد خواندن کورش، رساندن تبارش به شخصیتهای دینی و یاد از بلشاصر که داستانش در کتاب مقدس آمده، نشان میدهد این نقل از منابع یهودی است.
➖کورش «پسر جاماسب پسر اسب»، به بابل رفته و یهودیان را نجات داد. (ج ۲، ص ۴۵۲). با اینکه به یهودیان اشاره شده ولی نام پدر کورش، اسمی کاملا ایرانی است.
➖کورش «کیکوان» از فرزندان غلیم و «خزانهدار اموال بهمن بود» ... بهمن «کورش غیلمی» را شاه بابل کرد. پس از او هم اخشویرش [خشایارشا] پسر کیرش شاه بابل شد. (ج ۲، ص ۴۵۷-۴۵۸) لقب «کیکوان» ممکن است کیِ کیان (شاه شاهان) باشد و «غلیمی» هم تغییرشکلیافتۀ عیلامی است. میدانیم که کورش اهل انشان (شهری باستانی در عیلام) بوده است. اشاره به فتح بابل و اسم خشایارشا نشان میدهد این روایت، دقت تاریخی بیشتری دارد.
➖کیرش در روزگار بهمن و همای، ۲۲ سال در بابل شاهی کرد. (ج ۲، ص ۴۶۰)
➖کیرش را بعضی همان بشتاسب [گشتاسب] میدانند و بعضی گفتهاند او کیآرش برادر کیکاوس بوده. «کیآرش در خوزستان و نواحی مجاور آن از سرزمین بابل فرمانروایی داشت و بسیار بزیست و والاقدر بود.» (ج ۲، ص۴۸۷) تلاش جالبی برای وصل کردن کورش به اوستا انجام شده (کیآرش از شخصیتهای اوستایی است) و باز هم هویت انشانی کورش یادآوری شده است.
➖کیرش پسر اخشویرش، سپهبد بابل از جانب اردشیر بهمن پسر اسفندیار که بیتالمقدس را آباد کرد. (ج ۲، ص۵۰۷)
@ehsanname
🔹اگر اطلاعات طبری دقیق نیست ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثار الباقیه» (تالیف در سال ۳۹۱) در جدول شاهان کیانی، هخامنشیان را به ترتیبی نسبتا دقیق برمیشمارد: کورش، قورس (کورش)، قمبوزس (کمبوجیه)، دارا (داریوش)، اخشویرش (خشایارشا)، اردشیر درازدست، خسرو (خشایارشا) دوم، صغدیانوس، اردشیر بن دارای دوم، اردشیر سوم، ارسیس (ارشک) بن اخوس (نام اردشیر سوم، اُخوس بوده است)، دارا آخرینِ ملوکِ ایران (ص ۱۳۶-۱۳۷ ترجمۀ پرویز اذکایی و ص ۱۵۲-۱۵۳ ترجمه اکبر داناسرشت). ابوریحان به وجود دو کورش (پدربزرگ کورش کبیر هم کورش نام داشت) اشاره کرده و مدت پادشاهی کورش دوم را ۳۴ سال نوشته که با دانستههای امروزی ما (شاهی کورش از ۵۵۹ تا ۵۲۹ پ.م) مطابقت دارد. ابوریحان جای دیگر، فاصلۀ ابتدای پادشاهی کورش تا آغاز پادشاهی اسکندر را ۲۲۲ سال آورده (ص ۲۳ ترجمۀ پرویز اذکایی و ص ۳۰ ترجمه اکبر داناسرشت) که تاریخگذاری امروزی هم مدت سلطنت هخامنشیان را ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پ.م تا ۳۳۰ پ.م) میداند.
@ehsanname
🔸در واقع هم نام کورش در متون ایرانی مدام تکرار شده (برخی نمونهها در + و +) و هم داستانهای مربوط به او در ادبیان داستانی و حماسی ما بازتولید شده است. مثلا آرامگاه کورش گور مادر سلیمان تصور میشد و مکانی مقدس بود. (قدیمیترین ارجاع به نام مادر سلیمان در کتاب «فارسنامه» ابنبلخی، نگارش حدود ۵۰۰، ص ۱۵۵). سفرنامهنویسهای عصر صفوی گزارش کردهاند که کنار آرامگاه کورش نماز عید میخوانند، نذورات میآوردند، اعتقاد به شفادهندگی آن داشتند، ... و چوپانها وقتی به این بنا میرسیدند، گوسفندهای خود را دور آن طواف میدادند تا گلههایشان را از بیماری در امان نگه دارند و برای محصول گله (شیر و بره) طلب برکت کنند. (آرامگاه کوروش و باورهای مردم فارس، جمشید صداقتکیش، ص ۹۶-۹۷).
تبلیغات گمراهکننده برخی گروهها که مدعیاند تا قرن اخیر، جایی نامی از کورش نبود، کاملا غلط و با اهدافی غیرعلمی صورت میگیرد.
@ehsanname
@ehsanname
🔸نام کورش بارها در متون تاریخی فارسی و عربی تکرار شده است که اغلب کنار نام بهمن، پسر اسفندیار و یکی از شاهان کیانی است. اینجا فقط به دو نمونه اشاره میکنم. در کتاب معروف تاریخ طبری (پایان نگارش ۳۰۳)، شش نقل مختلف از کورش آمده است که نشان میدهد روایات مختلفی از کورش رواج داشته است:
➖کورش «ماوذی»، از فرزندان نوح، قاتل بلشصر (ترجمه پاینده، ج ۱، ص ۱۴۵): ماد خواندن کورش، رساندن تبارش به شخصیتهای دینی و یاد از بلشاصر که داستانش در کتاب مقدس آمده، نشان میدهد این نقل از منابع یهودی است.
➖کورش «پسر جاماسب پسر اسب»، به بابل رفته و یهودیان را نجات داد. (ج ۲، ص ۴۵۲). با اینکه به یهودیان اشاره شده ولی نام پدر کورش، اسمی کاملا ایرانی است.
➖کورش «کیکوان» از فرزندان غلیم و «خزانهدار اموال بهمن بود» ... بهمن «کورش غیلمی» را شاه بابل کرد. پس از او هم اخشویرش [خشایارشا] پسر کیرش شاه بابل شد. (ج ۲، ص ۴۵۷-۴۵۸) لقب «کیکوان» ممکن است کیِ کیان (شاه شاهان) باشد و «غلیمی» هم تغییرشکلیافتۀ عیلامی است. میدانیم که کورش اهل انشان (شهری باستانی در عیلام) بوده است. اشاره به فتح بابل و اسم خشایارشا نشان میدهد این روایت، دقت تاریخی بیشتری دارد.
➖کیرش در روزگار بهمن و همای، ۲۲ سال در بابل شاهی کرد. (ج ۲، ص ۴۶۰)
➖کیرش را بعضی همان بشتاسب [گشتاسب] میدانند و بعضی گفتهاند او کیآرش برادر کیکاوس بوده. «کیآرش در خوزستان و نواحی مجاور آن از سرزمین بابل فرمانروایی داشت و بسیار بزیست و والاقدر بود.» (ج ۲، ص۴۸۷) تلاش جالبی برای وصل کردن کورش به اوستا انجام شده (کیآرش از شخصیتهای اوستایی است) و باز هم هویت انشانی کورش یادآوری شده است.
➖کیرش پسر اخشویرش، سپهبد بابل از جانب اردشیر بهمن پسر اسفندیار که بیتالمقدس را آباد کرد. (ج ۲، ص۵۰۷)
@ehsanname
🔹اگر اطلاعات طبری دقیق نیست ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثار الباقیه» (تالیف در سال ۳۹۱) در جدول شاهان کیانی، هخامنشیان را به ترتیبی نسبتا دقیق برمیشمارد: کورش، قورس (کورش)، قمبوزس (کمبوجیه)، دارا (داریوش)، اخشویرش (خشایارشا)، اردشیر درازدست، خسرو (خشایارشا) دوم، صغدیانوس، اردشیر بن دارای دوم، اردشیر سوم، ارسیس (ارشک) بن اخوس (نام اردشیر سوم، اُخوس بوده است)، دارا آخرینِ ملوکِ ایران (ص ۱۳۶-۱۳۷ ترجمۀ پرویز اذکایی و ص ۱۵۲-۱۵۳ ترجمه اکبر داناسرشت). ابوریحان به وجود دو کورش (پدربزرگ کورش کبیر هم کورش نام داشت) اشاره کرده و مدت پادشاهی کورش دوم را ۳۴ سال نوشته که با دانستههای امروزی ما (شاهی کورش از ۵۵۹ تا ۵۲۹ پ.م) مطابقت دارد. ابوریحان جای دیگر، فاصلۀ ابتدای پادشاهی کورش تا آغاز پادشاهی اسکندر را ۲۲۲ سال آورده (ص ۲۳ ترجمۀ پرویز اذکایی و ص ۳۰ ترجمه اکبر داناسرشت) که تاریخگذاری امروزی هم مدت سلطنت هخامنشیان را ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پ.م تا ۳۳۰ پ.م) میداند.
@ehsanname
🔸در واقع هم نام کورش در متون ایرانی مدام تکرار شده (برخی نمونهها در + و +) و هم داستانهای مربوط به او در ادبیان داستانی و حماسی ما بازتولید شده است. مثلا آرامگاه کورش گور مادر سلیمان تصور میشد و مکانی مقدس بود. (قدیمیترین ارجاع به نام مادر سلیمان در کتاب «فارسنامه» ابنبلخی، نگارش حدود ۵۰۰، ص ۱۵۵). سفرنامهنویسهای عصر صفوی گزارش کردهاند که کنار آرامگاه کورش نماز عید میخوانند، نذورات میآوردند، اعتقاد به شفادهندگی آن داشتند، ... و چوپانها وقتی به این بنا میرسیدند، گوسفندهای خود را دور آن طواف میدادند تا گلههایشان را از بیماری در امان نگه دارند و برای محصول گله (شیر و بره) طلب برکت کنند. (آرامگاه کوروش و باورهای مردم فارس، جمشید صداقتکیش، ص ۹۶-۹۷).
تبلیغات گمراهکننده برخی گروهها که مدعیاند تا قرن اخیر، جایی نامی از کورش نبود، کاملا غلط و با اهدافی غیرعلمی صورت میگیرد.
@ehsanname
Forwarded from جان نیُوش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در خبر است که خدای تعالی به داوود(ع) وحی کرد که: قوم خویش را بگوی که پادشاهان عجم را بد نگویند و دشنام ندهند که ایشان جهان را به عدل آبادان کردند تا بندگان من در وی زندگانی کنند.»
عدل و انصاف دان نه کفر و نه دین / آنچه در حفظ مُلک در کار است
عدل بی دین نظام عالَم را / بهتر از ظلم شاه دیندار است
🍀🕊
📗گزیده از کتاب صوتی :گزیده بهارستان جامی - گلزار معرفت
🖌گزینش و توضیح : دکتر اسماعیل حاکمی
🎙خوانش و اجرای : ابوالحسن تهامی
📚انتشارات معین، ۱۳۹۲
📽 تصاویر برگرفته از کتاب تاریخ مصور ایران هخامنشی
📚 انتشارات سایان، ۱۴۰۲
t.me/jaannioosh
عدل و انصاف دان نه کفر و نه دین / آنچه در حفظ مُلک در کار است
عدل بی دین نظام عالَم را / بهتر از ظلم شاه دیندار است
🍀🕊
📗گزیده از کتاب صوتی :گزیده بهارستان جامی - گلزار معرفت
🖌گزینش و توضیح : دکتر اسماعیل حاکمی
🎙خوانش و اجرای : ابوالحسن تهامی
📚انتشارات معین، ۱۳۹۲
📽 تصاویر برگرفته از کتاب تاریخ مصور ایران هخامنشی
📚 انتشارات سایان، ۱۴۰۲
t.me/jaannioosh
Forwarded from غلامرضا طریقی
Bavar
Arman Garshasbi