Forwarded from احساننامه
📗یکی از بهترین آثار استاد بهرام بیضایی، فیلمنامه «سیاوشخوانی» (چاپ اول ۱۳۷۵) است؛ ماجرای گروهی از بازیگران (به قول بیضایی: هنگامهسازان) که برای اجرای مراسم سنتی سیاوشخوانی به روستایی میروند. بین جوانهای روستا سر سیاوش شدن و سودابه نشدن رقابتی درمیگیرد. در کنار داستان اصلی سیاوشخوانی، ماجرای این رقابت هم ادامه دارد، تا عاقبت یکی از جوانها که سیاوش نشده، از سر حسادت، متن دستنویس حرفهای سیاوش را درون آتش میسوزاند. اینجاست که جوانی که سیاوش شده، همه را شگفتزده میکند. او در حین ایفای نقشش، بدون متن، حرفهایی میزند که گروه بازیگرها را حیرتزده میکند. گویی این خود سیاوش است که از زبان او حرف میزند. صحنۀ زیر، مربوط به گفتگوهای سیاوش و همسرش فرنگیس (در این متن: فریگیس، دختر افراسیاب) در آخرین شب عمر سیاوش، بخشی از همین قسمت داستان است:
bit.ly/2CC5dIY
(فریگیس از خواب میپرد.)
▪️فریگیس: سیاوش چرا نمیخوابد؟
▫️سیاوش: زیرا که زندگی بیدار است! کِی دیگر این ستاره را که تابید و گذشت دوباره میبینم؟
▪️فریگیس: سیاوش از چه پریشانی؟ از نیزههای تورانی؟
▫️سیاوش: درد سیاوش از خویش است! چون همه خوابند و زندگی میگذرد، چرا بیدار نباشم، کِش از دست ندهم؟ چون چشم میبندم و ترا نمیبینم، چرا به دیدنت چشم نوازش نکنم؟ کِی دیگر ترا دوباره خواهم دید؟
▪️فریگیس: از چه میگویی؟ از چه میترسی و مرا میترسانی؟
▫️سیاوش: ترسم این است که جهان را ندیده از آن بگذرم. کاش مرا میراندی فریگیس! چرا چنین نکردی؟ اکنون تو نیز بهرهای از سرنوشت مرا داری!
▪️فریگیس: از آن پشیمان نیستم!
▫️سیاوش: خوابی دیدم؛ تو پسری خواهی داشت!
▪️فریگیس: نیک است.
▫️سیاوش: من او را نمیبینم.
▪️فریگیس (هراسان پس میکشد): نه! به این کوتاهی؟
▫️سیاوش: برای همین است که نمیخوابم!
▪️فریگیس: پس خواب از فریگیس دور!
▫️سیاوش: تو که ایرانیان را به هیچ نشمردی؛ بر تو نوشتهاند که مادر پادشاه ایران باشی.
▪️فریگیس (غرّان): من آن کودک را میکُشم که تیغ به روی توران کِشد.
▫️سیاوش: نه، نمیکُشی؛ چون پدرش را پیش چشمت سر از تن جدا کنند!
(فریگیس هراسان جیغ میکشد.)
▫️سیاوش: آری او را به جان میپروری و به کین آنها که خون مرا میریزند برمیآوری. تو او را میسازی - آری؛ آری برای روزی که ساخته باید بود!
▪️فریگیس (میگریزد): نه، اینها نخواهد شد. چگونه فرزند چون منی خون پدرم میریزد که نیای وی است!
▫️سیاوش: همچنان که نیای من و پدر تو، اینک به خون من تيغها تیز میکنند.
▪️فریگیس (خیره): چنین مباد!
▫️سیاوش: از کسانی که این ستم برپا میکنند کسی سودی نخواهد برد. وگر پرسند این که برپا کرد؟، هر کسی گویند من نکردم. مگر جهانِ خونخوار را میرسد گلویی به خون تازه کند.
(فریگیس ضجه میزند. سیاوش ناتوان از همدردی.)
▪️فریگیس (مینالد): آه ای ایزدان بر زمین! (میغرّد) مرا چرا باید این بهره کرد؟ شویی میخواستم و فرزندی - نه بیشتر. مرا اینهمه چیست که بر دوش مینهند؟ آه فریگیس در آینۀ بخت خود نگر. ترا گله از خود بایست که وی را برگزیدی - و جهانت بدین برگزید!
▫️سیاوش: درود بر پادشاه سپیدهدم که مژدۀ خورشید میدهد!
▪️فریگیس: نفرین بر پیک پگاه که نمیداند گیتی را به مرگ سیاوش بیدار میکند!
▫️سیاوش: و آفرین بر هر روز که برآید؛ وگر بی سیاوش! که مرا خوشخوانی مژدهبخش خروس بهتر از مویۀ کلاغ!
▪️فریگیس: آه سیاوش ترا درد از توست!
@ehsanname
bit.ly/2CC5dIY
(فریگیس از خواب میپرد.)
▪️فریگیس: سیاوش چرا نمیخوابد؟
▫️سیاوش: زیرا که زندگی بیدار است! کِی دیگر این ستاره را که تابید و گذشت دوباره میبینم؟
▪️فریگیس: سیاوش از چه پریشانی؟ از نیزههای تورانی؟
▫️سیاوش: درد سیاوش از خویش است! چون همه خوابند و زندگی میگذرد، چرا بیدار نباشم، کِش از دست ندهم؟ چون چشم میبندم و ترا نمیبینم، چرا به دیدنت چشم نوازش نکنم؟ کِی دیگر ترا دوباره خواهم دید؟
▪️فریگیس: از چه میگویی؟ از چه میترسی و مرا میترسانی؟
▫️سیاوش: ترسم این است که جهان را ندیده از آن بگذرم. کاش مرا میراندی فریگیس! چرا چنین نکردی؟ اکنون تو نیز بهرهای از سرنوشت مرا داری!
▪️فریگیس: از آن پشیمان نیستم!
▫️سیاوش: خوابی دیدم؛ تو پسری خواهی داشت!
▪️فریگیس: نیک است.
▫️سیاوش: من او را نمیبینم.
▪️فریگیس (هراسان پس میکشد): نه! به این کوتاهی؟
▫️سیاوش: برای همین است که نمیخوابم!
▪️فریگیس: پس خواب از فریگیس دور!
▫️سیاوش: تو که ایرانیان را به هیچ نشمردی؛ بر تو نوشتهاند که مادر پادشاه ایران باشی.
▪️فریگیس (غرّان): من آن کودک را میکُشم که تیغ به روی توران کِشد.
▫️سیاوش: نه، نمیکُشی؛ چون پدرش را پیش چشمت سر از تن جدا کنند!
(فریگیس هراسان جیغ میکشد.)
▫️سیاوش: آری او را به جان میپروری و به کین آنها که خون مرا میریزند برمیآوری. تو او را میسازی - آری؛ آری برای روزی که ساخته باید بود!
▪️فریگیس (میگریزد): نه، اینها نخواهد شد. چگونه فرزند چون منی خون پدرم میریزد که نیای وی است!
▫️سیاوش: همچنان که نیای من و پدر تو، اینک به خون من تيغها تیز میکنند.
▪️فریگیس (خیره): چنین مباد!
▫️سیاوش: از کسانی که این ستم برپا میکنند کسی سودی نخواهد برد. وگر پرسند این که برپا کرد؟، هر کسی گویند من نکردم. مگر جهانِ خونخوار را میرسد گلویی به خون تازه کند.
(فریگیس ضجه میزند. سیاوش ناتوان از همدردی.)
▪️فریگیس (مینالد): آه ای ایزدان بر زمین! (میغرّد) مرا چرا باید این بهره کرد؟ شویی میخواستم و فرزندی - نه بیشتر. مرا اینهمه چیست که بر دوش مینهند؟ آه فریگیس در آینۀ بخت خود نگر. ترا گله از خود بایست که وی را برگزیدی - و جهانت بدین برگزید!
▫️سیاوش: درود بر پادشاه سپیدهدم که مژدۀ خورشید میدهد!
▪️فریگیس: نفرین بر پیک پگاه که نمیداند گیتی را به مرگ سیاوش بیدار میکند!
▫️سیاوش: و آفرین بر هر روز که برآید؛ وگر بی سیاوش! که مرا خوشخوانی مژدهبخش خروس بهتر از مویۀ کلاغ!
▪️فریگیس: آه سیاوش ترا درد از توست!
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓مدرسه معروف دارالفنون، ۱۶۶ سال پیش در چنین روزی، یکشنبه ۶ دی ماه ۱۲۳۰ برابر با پنجم ربیعالاول ۱۲۶۸ قمری، درست ۱۳ روز پیش از قتل بانیاش امیرکبیر با ۳۰ نفر شاگرد رسماً افتتاح شد.
@ehsanname
مدرسه درالفنون، که پیشرو آموزش نوین در کشورمان است، تاثیرات زیادی در فرآیندهای اموزشی امروز ما دارد. اما نگاهی به برنامه درسی این مدرسه در سالهای ابتدایی هم جالب است. طبق اسناد این مدرسه که در کتابخانه ملی موجود است، برنامه درسی آن سه کلاس در روزهای شنبه تا پنجشنبه داشته و از آن جالبتر زمانبندی ساعات درس است:
🔸 یک ساعت و نیم مانده به غروب تا نیم به غروب
🔹از یک ربع به غروب تا سه ربع از شب گذشته
🔸یک ساعت تا دو ساعت از شب گذشته
📸 goo.gl/F5HBXV
🕓 توضیحش این که در آن دوران، برای به خاطر سپردن اوقات شرعی، سنجش زمان را با غروب آفتاب تنظیم میکردند و غروب آفتاب به معنای «شب» بود. بعدا که در تهران ساعتهایی کار گذاشته شد (از جمله در همین دارالفنون) آن ساعتها هم «غروبکوک» بودند، یعنی غروب آفتاب ۱۲شب فرض میشد. این ساعتها کلید یا قول خودشان دستهای داشت که کنار عدد ۶ بود و با آن ساعت را تنظیم میکردند. بنابراین ظهر را «سرِ دسته» میگفتند و یک ساعت یا دو ساعت «از دسته گذشته» در متون قاجاری، یعنی ساعت ۱ یا ۲ بعدازظهر. به علاوه چون ساعتها غروبکوک بود، هر شهری برای خودش یک ساعت و زمان داشت. این وضعیت تا سال ۱۳۱۱ برقرار بود تا در این سال گروهی به ریاست دکتر محمود حسابی ساعت رسمی کشور را تعیین کردند.
@ehsanname
مدرسه درالفنون، که پیشرو آموزش نوین در کشورمان است، تاثیرات زیادی در فرآیندهای اموزشی امروز ما دارد. اما نگاهی به برنامه درسی این مدرسه در سالهای ابتدایی هم جالب است. طبق اسناد این مدرسه که در کتابخانه ملی موجود است، برنامه درسی آن سه کلاس در روزهای شنبه تا پنجشنبه داشته و از آن جالبتر زمانبندی ساعات درس است:
🔸 یک ساعت و نیم مانده به غروب تا نیم به غروب
🔹از یک ربع به غروب تا سه ربع از شب گذشته
🔸یک ساعت تا دو ساعت از شب گذشته
📸 goo.gl/F5HBXV
🕓 توضیحش این که در آن دوران، برای به خاطر سپردن اوقات شرعی، سنجش زمان را با غروب آفتاب تنظیم میکردند و غروب آفتاب به معنای «شب» بود. بعدا که در تهران ساعتهایی کار گذاشته شد (از جمله در همین دارالفنون) آن ساعتها هم «غروبکوک» بودند، یعنی غروب آفتاب ۱۲شب فرض میشد. این ساعتها کلید یا قول خودشان دستهای داشت که کنار عدد ۶ بود و با آن ساعت را تنظیم میکردند. بنابراین ظهر را «سرِ دسته» میگفتند و یک ساعت یا دو ساعت «از دسته گذشته» در متون قاجاری، یعنی ساعت ۱ یا ۲ بعدازظهر. به علاوه چون ساعتها غروبکوک بود، هر شهری برای خودش یک ساعت و زمان داشت. این وضعیت تا سال ۱۳۱۱ برقرار بود تا در این سال گروهی به ریاست دکتر محمود حسابی ساعت رسمی کشور را تعیین کردند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹باید این فیلم کوتاه را بارها و بارها تماشا کرد. پاسخ استاد هوشنگ ابتهاج #سایه در مورد رضایت از زندگی @ehsanname
Forwarded from مجلّه سفینه تبریز
نکته...
ارجاع دادن مرحوم دکتر محمدمعین به یادداشت خدمتکار سازمان لغت نامه دهخدا!!
چه خوب شد که استاد معین رفت و نماند تا ببیند امروز مقاله دزدان و پخته خواران و شهرت طلبان چه سان باد بر غبغب می اندازند و چه می کنند و خم به ابرو نمی آورند!!
*با تشکر از فرزاد ضیایی و سهیل یاری
@safinehyetabriz
ارجاع دادن مرحوم دکتر محمدمعین به یادداشت خدمتکار سازمان لغت نامه دهخدا!!
چه خوب شد که استاد معین رفت و نماند تا ببیند امروز مقاله دزدان و پخته خواران و شهرت طلبان چه سان باد بر غبغب می اندازند و چه می کنند و خم به ابرو نمی آورند!!
*با تشکر از فرزاد ضیایی و سهیل یاری
@safinehyetabriz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
1⃣ کورت ونهگات، نویسندۀ پرطرفدار آمریکایی، در پایاننامهاش الگویی برای بررسی داستانها به دست داد، اما این پایاننامه دو بار از طرف دانشگاه رد شد. اینجا او با همان طنز همیشگیاش این الگو را توضیح میدهد ... (ادامه در ویدیو بعدی) @ehsanname
➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2⃣ اینجا ادامۀ همان سخنرانی را میبینیم که کورت ونهگات، سالها بعد، به بررسی الگوی داستانهای «مسخ» کافکا و «هملت» شکسپیر پرداخته و به این سوال رسیده که خبر خوب چیست؟ خبر بد کدام؟... (ادامه در ویدیو بعدی) @ehsanname
➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
3⃣ ... خبر خوب چیست؟ خبر بد کدام؟ پاسخ به این سوال، درسی است که کورت ونهگات از بررسی داستانها برای استفاده در زندگی میگیرد. (نسخه کاملتر این سخنرانی را میتوانید در کتاب «مردی بدون وطن» ونهگات با ترجمۀ علیاصغر بهرامی بخوانید) @ehsanname
➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
➕ ترجمه و زیرنویس از @aftabnetmagazine
🔺 دیوار باستانی کرمانشاه در میان ۱۰ کشف برتر باستانشناسی جهان در سال ۲۰۱۹. دیوار گَوری (به کردی: گهوری) دیواری تاریخی است که در استان کرمانشاه و در نزدیکی مرز دو کشور ایران و عراق در راستای شمال-جنوب کشیده شدهاست. طول دیوار گوری ۱۱۵ کیلومتر است و بعد از دیوار بزرگ گرگان، دومین دیوار بزرگ دفاعی در تاریخ ایران است. بلندی این دیوار ۳ متر و پهنایش ۴ متر بوده که از روی بقایای دیوار تخمین زده شده. باتوجه به ظروف سفالین کشفشده در اطراف دیوار، احتمال میرود که قدمت آن تا قرن چهارم پیش از میلاد و عصر اشکانی برسد. از قبل این دیوار شناخته شده بود، اما امسال سجاد علیبیگی در مقالهای در مجله Antiquity دیوار گوری را به دنیا معرفی کرد. سایت لایو ساینس همین معرفی را در فهرست ۱۰ اتفاق مهم باستانشناسی سال آورده @ehsanname
🔸مهر - روز جمعه (۱۳ دی) کتابخانه و موزه مرحوم نادر ابراهیمی در خانۀ شعر و ادبیات (جنب باغ کتاب) افتتاح میشود. در این موزه، ۴هزار جلد کتاب کتابخانۀ شخصی ابراهیمی، دستنوشتهها، سازها و باقی وسایل شخصی او در معرض دید عموم قرار میگیرد @ehsanname
🔹 #فروغ_فرخزاد اگر زنده بود، امروز ۸۵ساله میشد. جلد مجله «خوشه» را ببینید، با طرحی از اردشیر محصص، به تاریخ بهمن ۱۳۴۶ و اولین سالگرد درگذشت خانم شاعر (از توییتر علی بزرگیان) @ehsanname
📚قصههایی که در ۲۰۱۹ جا ماند
@ehsanname
سال میلادی به پایان رسید و مطبوعات و رسانهها، به عادت سالیانه، سالی را که گذشت از جهات مختلف مرور کردند؛ یکیاش درگذشتگان سال. ما هم اینجا مروری داریم بر قصهگوهایی که در این سال خاموش شدند:
🔸۱۴ می: جودیت کِر (نویسندۀ معروف ادبیات کودک که البته در ایران سهگانهای که از زندگی خودش نوشته، معروفتر است: «وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود»، «بمب روی خاله مامانی» و «کودکی در دوردست»)
🔹۱۷ می: هرمان ووک (نویسنده آمریکایی که با رمانهای تاریخیاش دربارۀ جنگ جهانی دوم معروف است. رمان ۲جلدی «گردباد: بادهای جنگ» سالها پیش از او ترجمه شده. فیلم «شورش کشتی کین» با بازی همفری بوگارت هم اقتباسی از یک رمان دیگر اوست)
🔸۲۲ ژوئن: جودیت کرانتز (نویسندۀ آمریکایی که تا ۵۰سالگی روزنامهنگار حوزۀ مد بود. داستانهای رمانتیک او هم پرفروش و عامهپسند شد. از او رمان «تا مالاقاتی دیگر» به فارسی ترجمه شده.)
🔹۳۰ ژوئن: گیلرمو موردیلو (کاریکاتوریست آرژانتینی که اگرچه داستان مکتوبی ننوشت، اما کاریکاتورهایش با آن آدمهای دماغ گنده، خلاقانهترین داستانهای ممکن را داشت)
🔸۱۷ جولای: آندرهآ کامیلری (نویسنده و کارگردان تئاتر ایتالیایی که از او رمان پلیسی «مزرعۀ کوزهگر» اخیراً در سری داستانهای پلیسی نشر قطره منتشر شده بود)
🔹۲۶ جولای: برایان مگی (فیلسوف بریتانیایی که مهمترین کارش، تلاش برای همهفهم کردن فلسفه بود و مجموعه مصاحبههای تلویزیونی او با عنوان «مردان اندیشه» را تلویزیون ما هم پخش کرد. او رمانی هم به نام «مواجهه با مرگ» دارد)
🔻۵ آگوست: تونی موریسون (برندۀ نوبل ادبی ۱۹۹۳ و صدای قدرتمند سیاهان. معروفترین رمان او، «دلبند» داستان زنی سیاهپوست است که ترجیح میدهد دخترش را بکشد تا او دیگر رنج بردگی را نکشد)
🔸۵ نوامبر: ارنست گینز (یک نویسندۀ آمریکایی سیاهپوستِ دیگر با داستانهای با موضوع نژادپرستی. از او «یک قرن بردگی: زندگینامه خانم جین پیتمن»، «از عشق و از خاک» و مجموعه داستان «آسمان خاکستری» را خواندهایم)
@ehsanname
⬅️ جز داستاننویسها، نویسندگان دیگری هم در این سال میلادی درگذشتند، کسانی مثل هارولد بلوم (منتقد معروف آمریکایی - از او کتاب «نبوغ» ترجمه شده که در آن دلایل موفقیت ۵۰ نابغۀ ادبی را بررسی کرده)، میشل سِر (فیسلوف فرانسوی که از او مقالات و مصاحبههایش - در دو کتاب «نقد عقل مدرن» و «مکالمات فرانسوی» - را خواندهایم)، هایدی تافلر (همسر الوین تافلر، آیندهپژوه معروف آمریکایی که همکار همسرش در نگارش اغلب آثار او بود)، فلیچیتا فرارو (کاردار فرهنگی سابق سفارت ایتالیا در تهران، مترجم و مدیر انتشارات Ponte33 یا «۳۳پل» که آثار متعددی از ادبیات معاصر ایران را در ایتالیا منتشر کرد) و...
❎شخصیتهای داستانی زیادی هم در ۲۰۱۹ مردند. بیشترین تعدادش در سریال «بازی تاج و تخت» بود که ۱۷ شخصیت اصلی مردند، دنریس تارگارین به دست جان اسنو کشته شد، لشکر دوتراکیها قتل عام شدند و نصف اهالی پایتخت هم در آتش اژدها سوختند. صحنۀ خودکشی والری لُگاسف، دانشمند روسی که آغازگر مینیسریال «چرنوبیل» بود (سریال اقتباسی از روی کتاب معروفِ سوتلانا الکسیویچ) داستان نبود و در تاریخ، لگاسف (۱۹۳۶–۱۹۸۸) واقعاً دو سال بعد از انفجار نیروگاه هستهای چرنوبیل در خانهاش خودکشی کرد.
@ehsanname
@ehsanname
سال میلادی به پایان رسید و مطبوعات و رسانهها، به عادت سالیانه، سالی را که گذشت از جهات مختلف مرور کردند؛ یکیاش درگذشتگان سال. ما هم اینجا مروری داریم بر قصهگوهایی که در این سال خاموش شدند:
🔸۱۴ می: جودیت کِر (نویسندۀ معروف ادبیات کودک که البته در ایران سهگانهای که از زندگی خودش نوشته، معروفتر است: «وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود»، «بمب روی خاله مامانی» و «کودکی در دوردست»)
🔹۱۷ می: هرمان ووک (نویسنده آمریکایی که با رمانهای تاریخیاش دربارۀ جنگ جهانی دوم معروف است. رمان ۲جلدی «گردباد: بادهای جنگ» سالها پیش از او ترجمه شده. فیلم «شورش کشتی کین» با بازی همفری بوگارت هم اقتباسی از یک رمان دیگر اوست)
🔸۲۲ ژوئن: جودیت کرانتز (نویسندۀ آمریکایی که تا ۵۰سالگی روزنامهنگار حوزۀ مد بود. داستانهای رمانتیک او هم پرفروش و عامهپسند شد. از او رمان «تا مالاقاتی دیگر» به فارسی ترجمه شده.)
🔹۳۰ ژوئن: گیلرمو موردیلو (کاریکاتوریست آرژانتینی که اگرچه داستان مکتوبی ننوشت، اما کاریکاتورهایش با آن آدمهای دماغ گنده، خلاقانهترین داستانهای ممکن را داشت)
🔸۱۷ جولای: آندرهآ کامیلری (نویسنده و کارگردان تئاتر ایتالیایی که از او رمان پلیسی «مزرعۀ کوزهگر» اخیراً در سری داستانهای پلیسی نشر قطره منتشر شده بود)
🔹۲۶ جولای: برایان مگی (فیلسوف بریتانیایی که مهمترین کارش، تلاش برای همهفهم کردن فلسفه بود و مجموعه مصاحبههای تلویزیونی او با عنوان «مردان اندیشه» را تلویزیون ما هم پخش کرد. او رمانی هم به نام «مواجهه با مرگ» دارد)
🔻۵ آگوست: تونی موریسون (برندۀ نوبل ادبی ۱۹۹۳ و صدای قدرتمند سیاهان. معروفترین رمان او، «دلبند» داستان زنی سیاهپوست است که ترجیح میدهد دخترش را بکشد تا او دیگر رنج بردگی را نکشد)
🔸۵ نوامبر: ارنست گینز (یک نویسندۀ آمریکایی سیاهپوستِ دیگر با داستانهای با موضوع نژادپرستی. از او «یک قرن بردگی: زندگینامه خانم جین پیتمن»، «از عشق و از خاک» و مجموعه داستان «آسمان خاکستری» را خواندهایم)
@ehsanname
⬅️ جز داستاننویسها، نویسندگان دیگری هم در این سال میلادی درگذشتند، کسانی مثل هارولد بلوم (منتقد معروف آمریکایی - از او کتاب «نبوغ» ترجمه شده که در آن دلایل موفقیت ۵۰ نابغۀ ادبی را بررسی کرده)، میشل سِر (فیسلوف فرانسوی که از او مقالات و مصاحبههایش - در دو کتاب «نقد عقل مدرن» و «مکالمات فرانسوی» - را خواندهایم)، هایدی تافلر (همسر الوین تافلر، آیندهپژوه معروف آمریکایی که همکار همسرش در نگارش اغلب آثار او بود)، فلیچیتا فرارو (کاردار فرهنگی سابق سفارت ایتالیا در تهران، مترجم و مدیر انتشارات Ponte33 یا «۳۳پل» که آثار متعددی از ادبیات معاصر ایران را در ایتالیا منتشر کرد) و...
❎شخصیتهای داستانی زیادی هم در ۲۰۱۹ مردند. بیشترین تعدادش در سریال «بازی تاج و تخت» بود که ۱۷ شخصیت اصلی مردند، دنریس تارگارین به دست جان اسنو کشته شد، لشکر دوتراکیها قتل عام شدند و نصف اهالی پایتخت هم در آتش اژدها سوختند. صحنۀ خودکشی والری لُگاسف، دانشمند روسی که آغازگر مینیسریال «چرنوبیل» بود (سریال اقتباسی از روی کتاب معروفِ سوتلانا الکسیویچ) داستان نبود و در تاریخ، لگاسف (۱۹۳۶–۱۹۸۸) واقعاً دو سال بعد از انفجار نیروگاه هستهای چرنوبیل در خانهاش خودکشی کرد.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺پول عالی، کتاب خالی. گزارشی از پدیدۀ کتابهای تزیینی که قیمتشان چند برابر کتابهایی است که قصه یا محتوای دیگری دارند (منبع: فارس) @ehsanname
احساننامه
🗞آگهی یک اجرای قدیمی «رومئو وژولیت» #شکسپیر_در_ایران، به نقل از «اطلاعات هفتگی» ۳۱ فروردین ۱۳۲۴. بازیگر زنِ تصویر، خانم شهلا ریاحی است @ehsanname
▪️خانم شهلا ریاحی، بازیگر و نخستین کارگردان زن سینمای ایران در ۹۲سالگی درگذشت. این تصاویر از اولین تئاترهای او در ۱۳۲۴ نمایشهای #شکسپیر_در_ایران در «رومئو وژولیت» (بالا) و «تاجر ونیزی» بازی کرده بود @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دورهمیِ برنامه «کتابباز» با موضوع شرلوک هولمز، با حضور احسان رضایی، سروش روحبخش، سروش صحت، مهام میقانی و افشین صادقیزاده. امشب (چهارشنبه ۱۱ دی) ساعت۱۹، شبکه نسیم (تکرار ۱ بامداد، ۹ و ۱۵ فردا) @ehsanname
🗓 امروز (۲ ژانویه) تولد صدسالگی آیزاک آسیموف، یکی از سه غولِ ادبیات علمی-تخیلی است. آیزاک آسیموف، بیوشیمیست و نویسنده آمریکایی، با اسم شناسنامهای اسحاق عاصمف، در پتروویچی روسیه به دنیا آمد. خانوادهاش در ۳سالگی به نیویورک مهاجرت کردند و این، یکی از دوباری بود که مجبور شد سوار هواپیما شود. چون به طرز عجیبی، یکی از پیشگویان بزرگ دنیای آینده، از پرواز و فضاهای باز میترسید. آسیموف که با کار در لبنیاتی پدرش شروع کرد، تا زمان مرگش در ۱۹۹۲ بیشتر از ۵۰۰ جلد کتاب نوشت. آسیموف یکی از پرکارترین نویسندگان تمام دورانهاست که از ۱۰ دستۀ کتاب در ردهبندی دیویی، در ۹ رده اصلی کتاب نوشته. او فقط کتاب فلسفی ندارد وگرنه حتی «شرحی بر انجیل» هم توی آثارش پیدا میشود. با این حال از بین تمام آثارش، داستانهای علمی-تخیلی او شهرت بیشتری دارند. یکی از معروفترین داستانهای او، سریِ «بنیاد» است. مجموعهای ۷جلدی (در ایران فقط ۳جلدش ترجمه شده) دربارۀ یک دنیای خیالی به وسعت یک کهکشان و سقوط امپراتوری کهکشانی، ظهور یک امپراتوری جدید و دانشمندانی که در پروژۀ بنياد، در سيارۀ كوچكى در لبه ديگر كهكشان، یک دایرهالمعارف مینویسند تا دانش و خرد بشری در این دوران تاریک حفظ شود. کاری که خود آسیموف هم کرد. او آثار زیادی در توضیح علوم مختلف به زبان ساده نوشت (که سری کتابهای «علم برای جوانان» او در ایران هم با جلدهای خاکستریرنگ منتشر و پرطرفرار شد). آسیموف در پیشبرد دانش، بخصوص دانش هوش مصنوعی هم نقش داشت. لغت «روباتیک» اختراع آسیموف است. او در داستان «من، روبات» سه قانون برای ساخت روباتها وضع کرد:
"۱. روبات نباید به انسان آسیب برساند.
۲. روباتها باید از دستورات انسانها اطاعت کنند، مگر آنکه چنین عملی با قانون اول مغایر باشد.
۳. روباتها باید موجودیت خودشان را حفظ کنند، مگر اینکه این امر با دو قانون اول مغایر باشد."
این سه قانون هنوز هم مبنای کار تمام دانشمندان حوزه هوش مصنوعی است.
@ehsanname
"۱. روبات نباید به انسان آسیب برساند.
۲. روباتها باید از دستورات انسانها اطاعت کنند، مگر آنکه چنین عملی با قانون اول مغایر باشد.
۳. روباتها باید موجودیت خودشان را حفظ کنند، مگر اینکه این امر با دو قانون اول مغایر باشد."
این سه قانون هنوز هم مبنای کار تمام دانشمندان حوزه هوش مصنوعی است.
@ehsanname
📊جدیدترین آمار کتابخوانی در ایران: طبق نتایج موج سوم پیمایش ملیِ مصرف کالاهای فرهنگی در ایران، ۴۶٫۶ درصد ایرانیها کتاب میخوانند. به طور متوسط در هفته ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه کتابهای غیر درسی میخوانند [یعنی ۱۲دقیقه و ۵۱ ثانیه در روز]. در سال حدودأ ۲٫۱۴ جلد کتاب میخرند. در منزل ۲۴ جلد کتاب غیر درسی (بهجز قرآن، دعاها و کتب آسمانی) دارند @ehsanname
🔹مهمترین خبر امروز رسانههای دنیا، خبر ترور سردار قاسم سلیمانی بود. در تصاویری که از این عملیات تروریستی منتشر شده، دست شهید، انگشتری او، سلاح کلاشینکوف و کتابی پیداست: کتاب «گلچین احمدی» (+) که مجموعهای است از مراثی و مدایح ائمه اطهار(ع). حاج قاسم سلیمانی در کنار سایر خصوصیاتش، اهل ترویجِ کتابخوانی هم بود. او بهطور مرتب کتابهای حوزۀ تاریخ شفاهی جنگ را میخواند و با یادداشتهایی که بر آنها مینوشت، باعث معرفی و رونق فروش این آثار میشد. کتابهای «من زندهام» خاطرات دوران اسارت خانم معصومه آباد (+)، «آن بیست و سه نفر» گزارشی از ماجرای ۲۳ نوجوان بسیجی به قلم احمد یوسفزاده (+)،«وقتی مهتاب گم شد» خاطرات شهید جانباز علی خوشلفظ به قلم حمید حسام (+)، «رادیو» خاطرات سردار محمدرضا حسنی سعدی (+)، «گردان ۴۰۹» روایتی از ساعات پیش از علمیات والفجر۱۰ نوشته عبدالرضا مزاری (+) و «سربلند» زندگینامۀ شهید محسن حججی به قلم محمدعلی جعفری (+) از جمله آثاری بود که حاج قاسم سلیمانی معرفی کرده بود. حاج قاسم اخیراً هم در توییتر خود توصیه به خواندن کتاب «الغارات» یکی از قدیمیترین متون تاریخیِ شیعه در گزارش دوران حکومت امام علی(ع) داشت. (+) فروردین ۹۵ تصویری از حاج قاسم در حال مطالعه در حین پرواز منتشر شد که گوشۀ کتاب نام گابریل گارسیا مارکز دیده میشد. (+) یاد همۀ شهیدان وطن گرامی باد.
@ehsanname
@ehsanname
✍️ یادداشتهای استادان محمود دولتآبادی و محمدعلی بهمنی برای سردار شهید سلیمانی، در روزنامه «ایران» (متن اینجا +) @ehsanname
📗معرفی کتاب: اثر تازهای که از یوناس یوناسن به فارسی ترجمه شده، در واقع دنباله و جلد دوم «پیرمرد صد سالهای که از پنجره پرید و ناپدید شد» است. در کتاب اول تاریخ قرن بیستم از خلال ماجراهای پیرمردی به اسم آلن کارلسن مرور میشد و در این جلد، نویسنده که روزنامهنگار هم هست به قرن ۲۱ و خطر بمب اتم پرداخته. در این داستان کیم جونگ-اون، ترامپ، پوتین، آنجلا مرکل و مارگوت والستروم (وزیر خارجه سوئد) حضور دارند. تصویر ترامپ یک ابله تمامعیار است و نویسنده با سیاستهای خانم مرکل همدلی میکند. داستان همان لحن سرخوش جلد اول ماجراهای پیرمرد را دارد @ehsanname