🎬 معرفی ویدیو: ☝️☝️☝️
🗂 #تازه_های_فناوری #نانو_فناوری
نانو ورقهای bucky paper یکی از محصولات نانوفناوری است که میتواند چهره جهان آینده را به شدت تغییر دهد. این ورقها که از نانولولههای کربنی ساخته شدهاند همزمان مستحکم تر از فولاد، سخت تر از الماس و هادی الکتریسیتهاند. چنین ویژگیهایی باعث میگردد که این ورقها قادر باشند به طور کامل صنایعی مثل خودروسازی و هواپیمایی را متحول کنند و کمک فراوانی به کاهش مصرف انرژی و حفظ محیط زیست انجام دهند. اما یکی از کاربردهای مهم این ورق ها که میتواند تمام محیط مادی انسان را دچار تحول سازد، استفاده از این ورقها در ساخت پارچهها و سطوح هوشمند است. بدین ترتیب تمام اجسام اطراف ما قابلیت هوشمند شدن مییابند. پنجرهها میتوانند به صفحههای نمایشگر تبدیل گردند ، لباسهای های ما علائم حیاتی را گزارش کنند یا اگر بخواهیم در هر زمان رنگ یا طراحی دیوارهای اتاق و میزکارمان را عوض کنیم. ویدیو بالا به معرفی برخی ویژگیهای این نانو ورقها پرداخته است.
🗂 #تازه_های_فناوری #نانو_فناوری
نانو ورقهای bucky paper یکی از محصولات نانوفناوری است که میتواند چهره جهان آینده را به شدت تغییر دهد. این ورقها که از نانولولههای کربنی ساخته شدهاند همزمان مستحکم تر از فولاد، سخت تر از الماس و هادی الکتریسیتهاند. چنین ویژگیهایی باعث میگردد که این ورقها قادر باشند به طور کامل صنایعی مثل خودروسازی و هواپیمایی را متحول کنند و کمک فراوانی به کاهش مصرف انرژی و حفظ محیط زیست انجام دهند. اما یکی از کاربردهای مهم این ورق ها که میتواند تمام محیط مادی انسان را دچار تحول سازد، استفاده از این ورقها در ساخت پارچهها و سطوح هوشمند است. بدین ترتیب تمام اجسام اطراف ما قابلیت هوشمند شدن مییابند. پنجرهها میتوانند به صفحههای نمایشگر تبدیل گردند ، لباسهای های ما علائم حیاتی را گزارش کنند یا اگر بخواهیم در هر زمان رنگ یا طراحی دیوارهای اتاق و میزکارمان را عوض کنیم. ویدیو بالا به معرفی برخی ویژگیهای این نانو ورقها پرداخته است.
📝معرفی مقاله:👇👇👇
🗂 #ابعاد_اخلاقی #فلسفه_فناوری
عنوان مقاله:
«Moral Agents to Moral Factors: The Structural Ethics Approach»
نویسنده:
Philip Brey
منبع:
Kroes, P., & Verbeek, P. P. (Eds.). (2014). The moral status of technical artefacts. Springer.
معرفی از:
مهدی خلیلی ( دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف)
فیلیپ بری بر آن است که نمیتوان مصنوعات تکنیکی را عامل اخلاقی دانست البته این بدان معنا نیست که میتوان در تحلیلهای اخلاقی نسبت به مصنوعات بی تفاوت بود. بری در این مقاله به نقد هر دو دیدگاه اخیر (یعنی هم دیدگاهی که مصنوع را عامل اخلاقی میداند، و هم نگاهی که صرفا بر اساس اخلاق فردیِ فارغ از مصنوعات تحلیل اخلاقی ارائه میکند)، می پردازد و در عوض اخلاق مطلوب خود، یعنی «اخلاق ساختاری (structural ethics)» را پیشنهاد کند.
بری در ابتدا بر آن است که به نقد نگاهی بپردازد که مصنوع تکنیکی را عامل اخلاقی معرفی میکند. برای همین مقصود، ابتدا به بررسی چیستی عامل، و عامل اخلاقی مبادرت میکند. بر اساس نگاه بری، عامل امری است که قادر به انجام عمل (action) است، و عمل رفتاری است از روی قصد (intention)، لذا عامل امری است که قادر به انجام رفتار قصدمندانه است. او سپس به بررسی ویژگی های عامل اخلاقی می پردازد: به نحو سنتی عامل اخلاقی امری است که این سه ویژگی را داشته باشد: 1- قدرت تامل (reflection) داشته باشد، 2- از او انتظار رود که به اخلاق پایبند باشد، 3- مسئولیت پذیر و محاسبه پذیر باشد (و متعاقبا سرزنش و تشویق یا پاداش و مجازات داشته باشد) که خود مبتنی بر پذیرش اراده آزاد است. بری معتقد است تنها انسان عاقل بالغ است که چنین ویژگی هایی را داراست. او پس از این بر آن است که نشان دهد کسانی که معتقد اند مصنوعات هر یک به نحوی عامل اخلاقی اند، بر خطایند.
کسانی که مصنوعات را عامل اخلاقی میدانند خود بر دو گروه اند؛ گروه نخست بر آن اند که همه ی مصنوعات به نحوی عامل اخلاقی اند (moral artifact view) در حالی که برخی دیگر تنها عامل های هوشمندی چون ربات ها را را عامل اخلاقی میدانند (morally intelligent agents view). به عقیده ی بری کسانی که معتقد اند همه مصنوعات عامل اخلاقی اند با منطقی عملگرایانه پیش میروند و بر آن اند که صرفا نقش اخلاقی مصنوعات را نشان دهند. به عقیده بری میتوان اخلاقی جایگزین پیشنهاد کرد که در عین حفظ فاصله ی بین انسان، بعنوان عامل اخلاقی و مصنوع، نقش اخلاقی مصنوع تکنیکی روشن شود. بدین وسیله هم هدف و مقصود دیدگاه رقیب حاصل میشود هم لازم نیست شهودهای عقلانی خود را که مبتنی بر آن مصنوع نمیتواند تامل اخلاقی، پایبندی اخلاقی، و مسئولیت پذیری داشته باشد، زیر پا بگذاریم. از سوی دیگر بری معتقد است حتی اگر مصنوعات هوشمند مثل روباتها را بتوان حاوی قدرت تصمیم گیری اخلاقی (هر چند برنامه ریزی شده) دانست، و حتی با تسامح بتوان از آن ها انتظار انجام عملی اخلاقی داشت اما به هیچ وجه نمیتوان آنها را دارای اراده ی آزاد (که از پیش شرط های مسئولیت پذیری اخلاقی است) دانست لذا حداکثر میتوان چنین مصنوعاتی را عامل اخلاقی نما (quasi moral agent) دانست و نه عامل اخلاقی.
🗂 #ابعاد_اخلاقی #فلسفه_فناوری
عنوان مقاله:
«Moral Agents to Moral Factors: The Structural Ethics Approach»
نویسنده:
Philip Brey
منبع:
Kroes, P., & Verbeek, P. P. (Eds.). (2014). The moral status of technical artefacts. Springer.
معرفی از:
مهدی خلیلی ( دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف)
فیلیپ بری بر آن است که نمیتوان مصنوعات تکنیکی را عامل اخلاقی دانست البته این بدان معنا نیست که میتوان در تحلیلهای اخلاقی نسبت به مصنوعات بی تفاوت بود. بری در این مقاله به نقد هر دو دیدگاه اخیر (یعنی هم دیدگاهی که مصنوع را عامل اخلاقی میداند، و هم نگاهی که صرفا بر اساس اخلاق فردیِ فارغ از مصنوعات تحلیل اخلاقی ارائه میکند)، می پردازد و در عوض اخلاق مطلوب خود، یعنی «اخلاق ساختاری (structural ethics)» را پیشنهاد کند.
بری در ابتدا بر آن است که به نقد نگاهی بپردازد که مصنوع تکنیکی را عامل اخلاقی معرفی میکند. برای همین مقصود، ابتدا به بررسی چیستی عامل، و عامل اخلاقی مبادرت میکند. بر اساس نگاه بری، عامل امری است که قادر به انجام عمل (action) است، و عمل رفتاری است از روی قصد (intention)، لذا عامل امری است که قادر به انجام رفتار قصدمندانه است. او سپس به بررسی ویژگی های عامل اخلاقی می پردازد: به نحو سنتی عامل اخلاقی امری است که این سه ویژگی را داشته باشد: 1- قدرت تامل (reflection) داشته باشد، 2- از او انتظار رود که به اخلاق پایبند باشد، 3- مسئولیت پذیر و محاسبه پذیر باشد (و متعاقبا سرزنش و تشویق یا پاداش و مجازات داشته باشد) که خود مبتنی بر پذیرش اراده آزاد است. بری معتقد است تنها انسان عاقل بالغ است که چنین ویژگی هایی را داراست. او پس از این بر آن است که نشان دهد کسانی که معتقد اند مصنوعات هر یک به نحوی عامل اخلاقی اند، بر خطایند.
کسانی که مصنوعات را عامل اخلاقی میدانند خود بر دو گروه اند؛ گروه نخست بر آن اند که همه ی مصنوعات به نحوی عامل اخلاقی اند (moral artifact view) در حالی که برخی دیگر تنها عامل های هوشمندی چون ربات ها را را عامل اخلاقی میدانند (morally intelligent agents view). به عقیده ی بری کسانی که معتقد اند همه مصنوعات عامل اخلاقی اند با منطقی عملگرایانه پیش میروند و بر آن اند که صرفا نقش اخلاقی مصنوعات را نشان دهند. به عقیده بری میتوان اخلاقی جایگزین پیشنهاد کرد که در عین حفظ فاصله ی بین انسان، بعنوان عامل اخلاقی و مصنوع، نقش اخلاقی مصنوع تکنیکی روشن شود. بدین وسیله هم هدف و مقصود دیدگاه رقیب حاصل میشود هم لازم نیست شهودهای عقلانی خود را که مبتنی بر آن مصنوع نمیتواند تامل اخلاقی، پایبندی اخلاقی، و مسئولیت پذیری داشته باشد، زیر پا بگذاریم. از سوی دیگر بری معتقد است حتی اگر مصنوعات هوشمند مثل روباتها را بتوان حاوی قدرت تصمیم گیری اخلاقی (هر چند برنامه ریزی شده) دانست، و حتی با تسامح بتوان از آن ها انتظار انجام عملی اخلاقی داشت اما به هیچ وجه نمیتوان آنها را دارای اراده ی آزاد (که از پیش شرط های مسئولیت پذیری اخلاقی است) دانست لذا حداکثر میتوان چنین مصنوعاتی را عامل اخلاقی نما (quasi moral agent) دانست و نه عامل اخلاقی.
ادامه معرفی مقاله:☝️☝️☝️
فیلیپ بری برای اینکه با نفی دیدگاهی که مصنوع را عامل اخلاقی میگیرد، به دام اخلاق فردی، که بار تصمیم اخلاقی را تنها بر دوش عامل انسانی میگذارد و مصنوع را عاری از نقش ارزشی میداند، نیفتد «اخلاق ساختاری« را پیشنهاد میکند که بر اساس آن مصنوعات تکنیکی عامل اخلاقی برشمرده نمیشوند ولی به آنها نقش اخلاقی مهمی نسبت داده میشود. اخلاق ساختاری بر جنبه های اخلاقی ساختار (structure) یا شبکه (Network) تاکید میکند، ساختار یا شبکه ای که مشتمل بر فاکتور (Factor) هایی است. فاکتورها میتوانند انسانی یا غیرانسانی باشد و شامل مواد بی جان، طبیعت، حیوانات، مصنوعات تکنیکی، قواعد، دیگر ساختارها و هر چیز دیگری است که در ساختار نقش ایفا میکند و تاثیرگذاری اخلاقی دارد. اگر در این ساختار به مصنوعات تکنیکی که در این شبکه اند، تمرکز ویژه داشته باشیم «اخلاق مصنوعات» حاصل میشود. در اخلاق مصنوعات به این توجه میشود که یک مصنوع خاص در ساختار یا شبکه ای از فاکتورهای مختلف انسانی و غیر انسانی چه تاثیر اخلاقی دارد، یعنی چه نوع رفتاری را ایجاب میکند یا چه نوع خروجی اخلاقی را حاصل میکند؟ آیا این تاثیرات با قصد در ساختار قرار گرفته اند یا وجود آنها اتفاقی بود؟ آیا رفتار یا خروجی اخلاقی حاصل شده مطلوب است یا خیر؟ اگر مطلوب نیست چگونه مشکل آفرین شده و چه جایگزینی را میتوان برای آن متصور بود؟ به نظر بری، با پاسخ دادن به سوالات اخیر میتوان به فهم، ارزیابی و پیشنهادهای ایجابی دربارهی جایگاه اخلاقی یک مصنوع اخلاقی در شبکه ای از فاکتورهای مختلف دست یافت و بدین سان به اخلاقی دست یافت که در عین حال هم تلقی سنتی از عامل اخلاقی را حفظ میکند و هم جایگاه اخلاقی درخوری برای مصنوعات تکنیکی فراهم میکند.
فیلیپ بری برای اینکه با نفی دیدگاهی که مصنوع را عامل اخلاقی میگیرد، به دام اخلاق فردی، که بار تصمیم اخلاقی را تنها بر دوش عامل انسانی میگذارد و مصنوع را عاری از نقش ارزشی میداند، نیفتد «اخلاق ساختاری« را پیشنهاد میکند که بر اساس آن مصنوعات تکنیکی عامل اخلاقی برشمرده نمیشوند ولی به آنها نقش اخلاقی مهمی نسبت داده میشود. اخلاق ساختاری بر جنبه های اخلاقی ساختار (structure) یا شبکه (Network) تاکید میکند، ساختار یا شبکه ای که مشتمل بر فاکتور (Factor) هایی است. فاکتورها میتوانند انسانی یا غیرانسانی باشد و شامل مواد بی جان، طبیعت، حیوانات، مصنوعات تکنیکی، قواعد، دیگر ساختارها و هر چیز دیگری است که در ساختار نقش ایفا میکند و تاثیرگذاری اخلاقی دارد. اگر در این ساختار به مصنوعات تکنیکی که در این شبکه اند، تمرکز ویژه داشته باشیم «اخلاق مصنوعات» حاصل میشود. در اخلاق مصنوعات به این توجه میشود که یک مصنوع خاص در ساختار یا شبکه ای از فاکتورهای مختلف انسانی و غیر انسانی چه تاثیر اخلاقی دارد، یعنی چه نوع رفتاری را ایجاب میکند یا چه نوع خروجی اخلاقی را حاصل میکند؟ آیا این تاثیرات با قصد در ساختار قرار گرفته اند یا وجود آنها اتفاقی بود؟ آیا رفتار یا خروجی اخلاقی حاصل شده مطلوب است یا خیر؟ اگر مطلوب نیست چگونه مشکل آفرین شده و چه جایگزینی را میتوان برای آن متصور بود؟ به نظر بری، با پاسخ دادن به سوالات اخیر میتوان به فهم، ارزیابی و پیشنهادهای ایجابی دربارهی جایگاه اخلاقی یک مصنوع اخلاقی در شبکه ای از فاکتورهای مختلف دست یافت و بدین سان به اخلاقی دست یافت که در عین حال هم تلقی سنتی از عامل اخلاقی را حفظ میکند و هم جایگاه اخلاقی درخوری برای مصنوعات تکنیکی فراهم میکند.
🎬معرفی ویدیو:☝️☝️☝️
🗂#بهسازی #ابعاد_اجتماعی #ابعاد_اخلاقی
ویدیو فوق کاری از مرکز مستقل تحقیقات PEW در ایالات متحده است که هدف کلی آن ارائه اطلاعات درباره مسائل اجتماعی و برجسته سازی گرایشهای در حال شکل گیری در جامعه است. به طور خاص تمرکز این ویدیو بر مسئله انقلاب بهسازی ( Enhancement revolution) است که با کمک فناوریهای همچون دستکاری ژنتیکی، تراشههای مغزی و خون مصنوعی در آستانه وقوع میباشد. آنچه در این ویدیو مشاهده خواهید کرد، معرفی فناوریهای بهسازی، خلاصهای از آرای برخی اندیشمندان موافق و مخالف با آن و سپس نگاه اجتماعی موجود درباره این فناوریها است.
💡نکاتی برای تامل:
1-با در نظر گرفتن اقبال فراوانی که در کشور به بهسازی وجود دارد (برای مثال رتبه اول ایران در اعمال جراحی زیبایی در جهان، که نوعی از بهسازی به حساب میآیند) فکر می کنید ظهور فناوری های نوین بهسازی که قادرند توانایی های فیزیکی و ذهنی را بهبود دهند چه واکنش و تبعاتی را در جامعه ایرانی بر میانگیزاند؟!
2-آیا بهسازی فناورانه توانایی های انسان با سنت اسلامی ما در تعارض قرار دارد؟
🗂#بهسازی #ابعاد_اجتماعی #ابعاد_اخلاقی
ویدیو فوق کاری از مرکز مستقل تحقیقات PEW در ایالات متحده است که هدف کلی آن ارائه اطلاعات درباره مسائل اجتماعی و برجسته سازی گرایشهای در حال شکل گیری در جامعه است. به طور خاص تمرکز این ویدیو بر مسئله انقلاب بهسازی ( Enhancement revolution) است که با کمک فناوریهای همچون دستکاری ژنتیکی، تراشههای مغزی و خون مصنوعی در آستانه وقوع میباشد. آنچه در این ویدیو مشاهده خواهید کرد، معرفی فناوریهای بهسازی، خلاصهای از آرای برخی اندیشمندان موافق و مخالف با آن و سپس نگاه اجتماعی موجود درباره این فناوریها است.
💡نکاتی برای تامل:
1-با در نظر گرفتن اقبال فراوانی که در کشور به بهسازی وجود دارد (برای مثال رتبه اول ایران در اعمال جراحی زیبایی در جهان، که نوعی از بهسازی به حساب میآیند) فکر می کنید ظهور فناوری های نوین بهسازی که قادرند توانایی های فیزیکی و ذهنی را بهبود دهند چه واکنش و تبعاتی را در جامعه ایرانی بر میانگیزاند؟!
2-آیا بهسازی فناورانه توانایی های انسان با سنت اسلامی ما در تعارض قرار دارد؟
معرفی تصویر 🌈
🗂#شبکه_اجتماعی #فناوری_ارتباطات_و_اطلاعات
بخش سوم از آثار پائول کوژینسکی گرافیست مشهور در زمینه تبعات شبکه های اجتماعی و فناوری های ارتباطی نوین👇👇👇
🗂#شبکه_اجتماعی #فناوری_ارتباطات_و_اطلاعات
بخش سوم از آثار پائول کوژینسکی گرافیست مشهور در زمینه تبعات شبکه های اجتماعی و فناوری های ارتباطی نوین👇👇👇
📗معرفی کتاب:☝️☝️☝️
🗂#فلسفه_فناوری
فلسفه کلاسیک فناوری که به طور عمده از تفکر مارتین هایدگر سرچشمه می گیرد، در واقع هجمهای است به آرای متقکرانی مانند بیکن و دکارت که معتقد بودند با به کار بستن علم و خلق فناوریهای جدید بهشت زمینی در انتظار انسان خواهد بود. در پرتو فجایع بشری که در جنگهای جهانی رخ داد فلاسفه کلاسیک فناوری، تصویری شر و خودمختار از فناوری ترسیم نمودهاند که انسانها را در چنگال خود به اسارت کشیده است. اما تقریبا بیست سال بعد، نارضایتی از چنین تفکری در مورد فناوری بالا گرفت و جریانی در فلسفه فناوری شکل گرفت که به چرخش تجربی معروف گردید. فلاسفه فناوری در پی این چرخش سعی میکنند نگاه ویران شهرانه به فناوری و ارائه طرحهای صرفا نظری و کلی درباره آن را کنار گذارند و به جای جستجو برای بنیانهای استعلایی امکان ظهور فناوری به تاثیرات انضمامی فناوری بر جامعه و فرهنگ بپردازد. کتاب« فلسفه فناوری آمریکایی: چرخش تجربی» حاوی خلاصهای از آرای شش نفر از پرچمداران این چرخش میباشد که عمدتا اهل آمریکای شمالی هستند. آرای هر یک از این متفکران توسط یکی از همتایان هلندی شان تلخیص و نقادی شده است و به عنوان یکی از فصلهای کتاب ارائه شده است. ازین رو کتاب حاوی فصل هایی جداگانهای است که به آرای آلبرت برگمان درباره نسبت تکنولوژی و زندگی هر روزینه، دریفوس و کار او بر محدودیتهای هوش مصنوعی، فینبرگ و نگاه او به امکانهای فرهنگی و اجتماعی که به وسیله فناوری گشوده می شد، هاراوی و مفهوم سازی او از سایبورگ و توجهش به مبهم شدن مرزهای انسان و ماشین، آیدی و جستجوی او در مورد نقش فناوری در زیست جهان، و نگاه وینر به تاثیرات سیاستی و اخلاقی تکنولوژی های مدرن میپردازد. این کتاب به خوبی یک مقدمه خواندنی و بصیرت افزا به چرخش تجربی در فلسفه فناوری فراهم میآورد.
🗂#فلسفه_فناوری
فلسفه کلاسیک فناوری که به طور عمده از تفکر مارتین هایدگر سرچشمه می گیرد، در واقع هجمهای است به آرای متقکرانی مانند بیکن و دکارت که معتقد بودند با به کار بستن علم و خلق فناوریهای جدید بهشت زمینی در انتظار انسان خواهد بود. در پرتو فجایع بشری که در جنگهای جهانی رخ داد فلاسفه کلاسیک فناوری، تصویری شر و خودمختار از فناوری ترسیم نمودهاند که انسانها را در چنگال خود به اسارت کشیده است. اما تقریبا بیست سال بعد، نارضایتی از چنین تفکری در مورد فناوری بالا گرفت و جریانی در فلسفه فناوری شکل گرفت که به چرخش تجربی معروف گردید. فلاسفه فناوری در پی این چرخش سعی میکنند نگاه ویران شهرانه به فناوری و ارائه طرحهای صرفا نظری و کلی درباره آن را کنار گذارند و به جای جستجو برای بنیانهای استعلایی امکان ظهور فناوری به تاثیرات انضمامی فناوری بر جامعه و فرهنگ بپردازد. کتاب« فلسفه فناوری آمریکایی: چرخش تجربی» حاوی خلاصهای از آرای شش نفر از پرچمداران این چرخش میباشد که عمدتا اهل آمریکای شمالی هستند. آرای هر یک از این متفکران توسط یکی از همتایان هلندی شان تلخیص و نقادی شده است و به عنوان یکی از فصلهای کتاب ارائه شده است. ازین رو کتاب حاوی فصل هایی جداگانهای است که به آرای آلبرت برگمان درباره نسبت تکنولوژی و زندگی هر روزینه، دریفوس و کار او بر محدودیتهای هوش مصنوعی، فینبرگ و نگاه او به امکانهای فرهنگی و اجتماعی که به وسیله فناوری گشوده می شد، هاراوی و مفهوم سازی او از سایبورگ و توجهش به مبهم شدن مرزهای انسان و ماشین، آیدی و جستجوی او در مورد نقش فناوری در زیست جهان، و نگاه وینر به تاثیرات سیاستی و اخلاقی تکنولوژی های مدرن میپردازد. این کتاب به خوبی یک مقدمه خواندنی و بصیرت افزا به چرخش تجربی در فلسفه فناوری فراهم میآورد.
🎬معرفی ویدیو:☝️☝️☝️
🗂#تبعات_اجتماعی
ویدیو فوق انیمیشن چینی است با عنوان «bow life» که به شکلی طنز وضعیت زندگی در عصر تلفن های هوشمند را به نقد می کشد. ما همه در حال تعظیم به زندگی هستیم اما به شیوه ای نوین!
🗂#تبعات_اجتماعی
ویدیو فوق انیمیشن چینی است با عنوان «bow life» که به شکلی طنز وضعیت زندگی در عصر تلفن های هوشمند را به نقد می کشد. ما همه در حال تعظیم به زندگی هستیم اما به شیوه ای نوین!
📝 یادداشت:
عنوان: فناوری های بی گناه، فناوری های مجرم: در جستجوی معماری مواجه صحیح با فناوری
نویسنده: حسین تاجمیر ریاحی
فناوری همچون هر پدیدهای دارای اقتضائات خود است، هرچند متأسفانه بعضاً این اقتضائات در کشور بهدرستی فهم نشده است و درنتیجه گاهی مواجههای غیرمعقول با آن صورت گرفته است. ما از یکسو با رویکردی روبرو هستیم که در آن فناوری به علت مشکلاتی که به وجود آمده مورد شماتت قرار میگیرد و از سویی دیگر استعاره چاقو درباره آن استفاده می شود. هر دو این رویکردها مواجه ای ناصحیح را با فناوری رقم خواهند زد.
برای خواندن متن کامل یادداشت به لینک زیر مراجعه فرمایید:👇👇👇
https://goo.gl/C2Z7vQ
عنوان: فناوری های بی گناه، فناوری های مجرم: در جستجوی معماری مواجه صحیح با فناوری
نویسنده: حسین تاجمیر ریاحی
فناوری همچون هر پدیدهای دارای اقتضائات خود است، هرچند متأسفانه بعضاً این اقتضائات در کشور بهدرستی فهم نشده است و درنتیجه گاهی مواجههای غیرمعقول با آن صورت گرفته است. ما از یکسو با رویکردی روبرو هستیم که در آن فناوری به علت مشکلاتی که به وجود آمده مورد شماتت قرار میگیرد و از سویی دیگر استعاره چاقو درباره آن استفاده می شود. هر دو این رویکردها مواجه ای ناصحیح را با فناوری رقم خواهند زد.
برای خواندن متن کامل یادداشت به لینک زیر مراجعه فرمایید:👇👇👇
https://goo.gl/C2Z7vQ
اندیشکده مهاجر
فناوریهای-بیگناه-،-فناوریهای-مجرم
فناوری هم همچون هر پدیدهای دارای اقتضائات خود است ند متأسفانه بعضاً این اقتضائات د است و د ی مواجههای غیرمعقول با آن اندیشکده مهاجر اخلاق و فناوری
📝معرفی مقاله:☝️☝️☝️
🗂 #ابعاد_اخلاقی #فلسفه_فناوری
عنوان مقاله:
«Computer systems: Moral entities but not moral agents»
نویسنده:
Deborah johnson
منبع:
Johnson, D. G. (2006). Computer systems: Moral entities but not moral agents. Ethics and information technology, 8(4), 195-204.
معرفی از:
مهدی خلیلی ( دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف)
با توجه به این که سیستمهای کامپیوتری وضعیت ذهنی (mental state) ندارند و همچنین چون از سر اراده آزاد (freedom) دست به انجام عمل نمی زنند، نمی توان آن ها را در معنای سنتی کلمه عامل (agent) دانست. با این وجود می توان چنین گفت که این سیستم ها به این خاطر که نوعی مصنوع تکنیکی اند و مصنوعات تکنیکی با مقصودی خاص توسط انسان ساخته شده اند، قصدیت (intentionallity) دارند و قصدیت داشتن جواز ورود آنها را به حوزه اخلاق صادر می کند ( برخلاف ابژه های طبیعی که بر اساس متافیزیک دکارتی-کانتی بی قصد اند، و ورود آنها به حوزه ی اخلاقی و ارزیابی اخلاقی بی وجه است). مصنوعات بدلیل همین قصدیتی که دارند از نظر اخلاقی تاثیرگذاری (efficacy) دارند، یعنی قادرند بر استفاده کننده تاثیر اخلاقی مثبت یا منفی داشته باشند، به همین دلیل میتوانند مورد تامل اخلاقی واقع شوند. با این توضیح روشن میشود که جانسون بر آن است که بدون پذیرش عاملیت برای مصنوعات (و سیستمهای کامپیوتری) آنها را در کنار انسان به حوزه اخلاق وارد کند.
جانسون سعی میکند توضیح دهد که منظور از قصدیت مصنوع تکنیکی (و سیستمهای کامپیوتری) چیست. بر طبق نظر او، قصدیت امری است مرتبط با کاربرد (function) مصنوع، که توسط طراح در آن تعبیه شده، و مصنوع در هنگام استفاده بر اساس آن عمل میکند. به عبارت دیگر، هر مصنوعی وقتی مورد استفاده قرار میگیرد کاربردی دارد که قصدیت طراح را نشان میدهد. پس میتوان نتیجه گرفت که وقتی مصنوعی مورد استفاده قرار میگیرد، مصنوع (به واسطه ی طراح) و استفاده کننده هر دو با هم در حال عمل اند و هر یک مستحق ارزیابی اخلاقی است. نتیجه این که یک سیستم کامپیوتری را میتوان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد چون قصدیتی که تاثیر اخلاقی دارد توسط طراح در آن تعبیه شده است. این در حالی است که یک شی طبیعی (مثل سنگی که در دل کوهی ست) را نمیتوان ارزیابی اخلاقی کرد چون قصدیتی در آن شی طبیعی ملحوظ نشده ست. با این توضیح میتوان چنین نتیجه گرفت که بغیر از انسان که به نحو سنتی در حوزه اخلاق قرار داشت و مورد ارزیابی اخلاقی قرار می گرفت، میتوان مصنوعات را هم وارد به این حیطه کرد و آنها را از لحاظ اخلاقی ارزیابی کرد. جانسون معتد است با این کار از اخلاق دکارتی (که تنها انسانها را موضوع اخلاق میداند) فراتر رفته است، و با توسعه ی حیطه ی اخلاق، جایگاهی برای ارزیابی اخلاقی مصنوعات تکنیکی فراهم آورده است.
🗂 #ابعاد_اخلاقی #فلسفه_فناوری
عنوان مقاله:
«Computer systems: Moral entities but not moral agents»
نویسنده:
Deborah johnson
منبع:
Johnson, D. G. (2006). Computer systems: Moral entities but not moral agents. Ethics and information technology, 8(4), 195-204.
معرفی از:
مهدی خلیلی ( دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف)
با توجه به این که سیستمهای کامپیوتری وضعیت ذهنی (mental state) ندارند و همچنین چون از سر اراده آزاد (freedom) دست به انجام عمل نمی زنند، نمی توان آن ها را در معنای سنتی کلمه عامل (agent) دانست. با این وجود می توان چنین گفت که این سیستم ها به این خاطر که نوعی مصنوع تکنیکی اند و مصنوعات تکنیکی با مقصودی خاص توسط انسان ساخته شده اند، قصدیت (intentionallity) دارند و قصدیت داشتن جواز ورود آنها را به حوزه اخلاق صادر می کند ( برخلاف ابژه های طبیعی که بر اساس متافیزیک دکارتی-کانتی بی قصد اند، و ورود آنها به حوزه ی اخلاقی و ارزیابی اخلاقی بی وجه است). مصنوعات بدلیل همین قصدیتی که دارند از نظر اخلاقی تاثیرگذاری (efficacy) دارند، یعنی قادرند بر استفاده کننده تاثیر اخلاقی مثبت یا منفی داشته باشند، به همین دلیل میتوانند مورد تامل اخلاقی واقع شوند. با این توضیح روشن میشود که جانسون بر آن است که بدون پذیرش عاملیت برای مصنوعات (و سیستمهای کامپیوتری) آنها را در کنار انسان به حوزه اخلاق وارد کند.
جانسون سعی میکند توضیح دهد که منظور از قصدیت مصنوع تکنیکی (و سیستمهای کامپیوتری) چیست. بر طبق نظر او، قصدیت امری است مرتبط با کاربرد (function) مصنوع، که توسط طراح در آن تعبیه شده، و مصنوع در هنگام استفاده بر اساس آن عمل میکند. به عبارت دیگر، هر مصنوعی وقتی مورد استفاده قرار میگیرد کاربردی دارد که قصدیت طراح را نشان میدهد. پس میتوان نتیجه گرفت که وقتی مصنوعی مورد استفاده قرار میگیرد، مصنوع (به واسطه ی طراح) و استفاده کننده هر دو با هم در حال عمل اند و هر یک مستحق ارزیابی اخلاقی است. نتیجه این که یک سیستم کامپیوتری را میتوان مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد چون قصدیتی که تاثیر اخلاقی دارد توسط طراح در آن تعبیه شده است. این در حالی است که یک شی طبیعی (مثل سنگی که در دل کوهی ست) را نمیتوان ارزیابی اخلاقی کرد چون قصدیتی در آن شی طبیعی ملحوظ نشده ست. با این توضیح میتوان چنین نتیجه گرفت که بغیر از انسان که به نحو سنتی در حوزه اخلاق قرار داشت و مورد ارزیابی اخلاقی قرار می گرفت، میتوان مصنوعات را هم وارد به این حیطه کرد و آنها را از لحاظ اخلاقی ارزیابی کرد. جانسون معتد است با این کار از اخلاق دکارتی (که تنها انسانها را موضوع اخلاق میداند) فراتر رفته است، و با توسعه ی حیطه ی اخلاق، جایگاهی برای ارزیابی اخلاقی مصنوعات تکنیکی فراهم آورده است.