اتحادیه آزاد کارگران ایران
6.43K subscribers
55.1K photos
27.4K videos
777 files
46.7K links
@EtehadAzad. تماس با ادمین اتحادیه
Download Telegram
خودکشی پس از تخریب محل کسب و کار

روز شنبە ٤ فروردین‌ماه ١٤٠٣، یک شهروند اهل روستای "کەوپر" و ساکن شهر پیرانشهر با نام "باپیر خالدی" ٣٨ سالە پس از تخریب محل کار بە زندگی خود پایان داد.

یک منبع مطلع در این بارە اعلام کرد: این شهروند تنگدست در کانکسی کوچک در یکی از خیابان‌های شهر پیرانشهر برای امرار معاش خود مشغول کفاشی بودە کە بەدلیل آنچە "مزاحمت" از سوی سد معبر شهرداری خواندە شدە، تخریب و مصادرە شدە است. پس از این عمل، ایشان نیز کە تنها منبع درآمد خود را ازدست دادە بود، بە زندگی خود پایان دادە است.

باپیر خالدی متاهل و دارای یک فرزند دختر می‌باشد.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
تجمع و راهپیمائی اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی در اهواز

بنابر گزارش و تصاویر رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز یک‌شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، جمعی از بازنشستگان تأمین‌اجتماعی اهواز مجدداً و در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و عدم تحقق خواسته‌هایشان مقابل ساختمان سازمان تأمین اجتماعی اهواز دست به تجمع و راهپیمائی زدند.

#بازنشستگان_تأمین_اجتماعی
#تجمع_اعتراضی
#اعتراض_بازنشستگان
#یکشنبه‌های_اعتراضی

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
فقدان ایمنی کار به مرگ یک کارگر در گرگان انجامید

رئیس سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری گرگان گفت: بامداد روز شنبه با اعلام خبر آتش سوزی یک اتاقک نگهبانی در ساختمان چهارطبقه نیمه کاره به سامانه ۱۲۵، تیم عملیاتی از ایستگاه شماره ۶ به محل حادثه اعزام شد.
وی ادامه داد: در زمان حضور تیم عملیاتی شعله های آتش از درب و پنجره به بیرون زبانه می کشید. آتش نشانان حریق را مهار کردند و پس از اطفاء آتش، با جسد سوخته کارگری حدودا ۴۰ ساله مواجه شدند .
وی در پایان اظهار داشت که محل حادثه جهت انجام کارشناسی های لازمه به عوامل نیروی انتظامی تحویل داده شد.
ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
اخراج یا بازنشسته شدن حدود ۴۰ نفر از بهترین اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران!

رضا ملک‌زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه در دو سال گذشته حدود ۴۰ نفر از بهترین اعضای هیأت علمی این دانشگاه اخراج یا بازنشسته شده‌اند، تأکید کرد:

فاجعه این است که بهترین استادان دانشگاه علوم پزشکی تهران به هر دلیلی بازنشسته یا اخراج شوند و به تبع آن جمع کثیری از جوانان ناامید شوند و دیگر حاضر نباشند حتی برای تحصیلات تخصصی به این دانشگاه بیایند.

ما این فاجعه را در دانشگاه می‌بینیم و در کل کشور هم کم و بیش این را می‌بینید. وی افزود: تیم مدیریتی جدید جوّی در دانشگاه ایجاد کرده که علاقه، کار کردن و دلسوزی را کاهش داده و یک جوّ ناامیدی در دانشگاه به وجود آورده است.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
جانباختن یک کودک‌کولبر بر اثر سرمازدگی

شامگاه یکشنبه پنجم فروردین‌ماه ۱۴۰۳ یک کودک‌کولبر با هویت «هستیار عبدالکریم» ١۵ ساله و اهل شهرستان دیواندره در مرز "میشاو سقز" بر اثر گیرافتادن در برف و سرمازدگی جانباخت.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
برای دوستان زندانیم در بند میثاق زندان لاکان حافظ فروحی، آرمان صدقی، مهدی میرزایی و منوچهر فلاح

✍️ عزیز قاسم‌زاده

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
اتحادیه آزاد کارگران ایران
برای دوستان زندانیم در بند میثاق زندان لاکان حافظ فروحی، آرمان صدقی، مهدی میرزایی و منوچهر فلاح ✍️ عزیز قاسم‌زاده 🆔 https://t.me/ettehad ✉️ 🔚 tamas https://t.me/Ettehadyeh20
برای دوستان زندانیم در بند میثاق زندان لاکان رشت (حافظ فروحی، آرمان صدقی، مهدی میرزایی و منوچهر فلاح)
عزیز قاسم‌زاده

نوروز ۱۴۰۳ فرا رسید و هم‌بندی‌هایم حافظ و آرمان و مهدی و منوچهر لحظات نوروز را برای دومین بار از آن سوی میله‌های زندان به نظاره نشسته‌اند. درباره تک تک این دوستان که نزدیک به یک سال با آنها لحظه به لحظه زندگی کرده‌ام، خاطرات شیرین بسیار دارم. در یک زندگی جمعی و لحظه به لحظه اگر لختی ناسازگاری باشد، گذشت روزها و شب‌ها، اوقات را به ملال انگیزترین تکراری می‌رساند که کمترین پیامدش، تنشی پیوسته و مدام است؛ اما وقتی عشق و محبت و مودت میان جمعی حاکم باشد، دیگر نه تنها این بودن‌های همیشگی را بو و گرد تکرار نمی‌نشیند، بلکه هر آیینه چنین جمعی انبانی از احساسات نو را بی تکراری، کنار هم تجربه می‌کند و شور و سور و نور و سرور وجودشان را انباشته می‌کند و از شادی، درونشان سرشار می‌شود. هر کدام از این دوستان واجد خصایصی هستند که بودن در کنارشان را لذت بخش می‌کند.
«حافظ» جوانی متولد ۷۴ است در عین صلابتی مغرورانه، مهربانی ناتمام دارد که او را دوست داشتنی می‌کند. هفته‌های اول زندانی شدنم اتفاق جالبی روی داد که نشان داد پاکی درون این جوان تا کجاست. در زندان هیچ وسیله‌ای برای پوست کندن میوه و سیب زمینی و... پیدا نیست و باید با ابتکار و اختراعی از پس این امور برآیی کارمندان بخش تأسیسات برای درست کردن حمام به بند آمده‌اند و یک تیغ موکت بری را جا گذاشته‌اند. ناگهان دیدم میان حافظ و «امین» بحثی طولانی در گرفته است رفتم و نشستم و گوش کردم. حافظ می‌گوید: این بیت المال است باید برگردانیمش. امین می‌گوید: ما که ندزدیده‌ایم، قصد فروش و منتفع شدن از آن را هم نداریم. حافظ اما می‌گوید: اینها همه توجیه است این وسیله مال ما نیست حتی اگر محروم از پوست کندن چیزهایی باشیم که مشقت ما را دو صد چندان کند. امین باز استدلال می‌آورد تا نشان دهد تقدیر و یا تصادف و شانس گذر این وسیله را به بند کشیده و نه طی شدن مسیری غیر اخلاقی... حافظ اما نمی‌پذیرد و در نهایت می‌گوید: اگر به بند کسانی آمدند و با این تیغ موکت بری استفاده‌ای غیر از اموراتی که مد نظرات ماست، انجام دادند و یا به خود آسیب رساندند آن وقت چه؟ آیا ما در به وجود آمدن این شرایط مقصر نیستیم؟ استدلال حافظ که به اینجا رسید، امین گفت: حافظ جان من تسلیمم این استدلال تو دیگر جای حرف نمی‌گذارد. بلافاصله رفت و مراقب را صدا کرد و تیغ موکت بری را تحویل داد. شاید همین خاطره گویا و کافی باشد تا درون پاک حافظ را دریابیم. بماند که ۲۸ تیر وقتی از درد بی امان سنگ صفرا حوالی صبح بر خود می‌پیچیدم، دردی که به عمرم چنین مرا نپیچانده بود و امان از کفم نربوده بود، حافظ مدام می‌رفت و مراقب را با نگرانی تمام صدا می‌کرد که به افسر نگهبانی بگویید کاری بکند.
«آرمان» جوانی که او هم متولد ۷۴ است، کسی که در کودکی و نوجوانی حتی تا انتخاب شدن در تیم پاس هم پیش رفت اما عدم امکان حضور در مرکز موجب شد که آرزوی حرفه‌ای شدن در فوتبال برایش به حسرتی همیشگی تبدیل شود. آرمان هرگز صدایش بلند نشده هرگز عصبی نشده. او به شدت اهل شنیدن است اگر ساعت‌ها درباره موضوعی صحبت کنی آن قدر مستمع عاشقی است که مصداق این بیت مولانا است:
مستمع چون تشنه و جوینده شد
واعظ ار مرده بود گوینده شد.
خوش مرامی از مهم‌ترین خصلت‌های اوست. ما در زندان برای رتق و فتق امور مبلغی را هفتگی به حسابی مشترک واریز می‌کنیم اما شاید بعضی از دوستان هم ندانند بارها آرمان برخی از خریدها را ایثارگرایانه از حساب شخصیش به نام عمومی انجام می‌دهد. او با اینکه چندان رغبت به مطالعه ندارد اما ذوق خداد خویی برای بذله گویی‌ها دارد. از همین رو با برنامه آوا نوا شبکه آموزش دلبسته «اکبر اکسیر» و سبک فرانو او شده و کتاب «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز» او را خواند.
«مهدی میرزایی» جوانی متولد ۱۳۷۱ است. او خود را مرد چالشی گیلان می‌خواند. از ده سالگی در مزارع برنج پا به پای پدر کار کرده. مهدی از اینکه باز پدر در آفتاب سوزان مشغول کار باشد و دست او از کمک به پدر در زندان کوتاه باشد، تمام وجودش آتش می‌گیرد. چون بند میثاق هواخوری مناسبی برای ورزش ندارد و وسایل و امکانات ورزشی در اختیار زندانیان نیست، او با ابتکار خود جعبه‌های خالی مایع ظرفشویی و دستشویی را پر آب می‌کند و با لوله‌های طی از آن‌ها میله وزنه برداری درست می‌کند. به علت کمبود این لوله‌ها و خراب شدنش خیلی مراقب است آن‌ها زود نشکنند و از ورزش محروم نماند. او با تمام صفای روستاییش به کتاب خواندن علاقمند شده است. سخنان بزرگان و پند حکما و ستون سرایه روزنامه اطلاعات مهم‌ترین علاقه اوست و از خواندن آن‌ها سیر نمی‌شود. از وقتی که به مطالعه روی آورده می‌گوید: افسوس در زندان آدم وقت کم می‌آورد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
برای دوستان زندانیم در بند میثاق زندان لاکان حافظ فروحی، آرمان صدقی، مهدی میرزایی و منوچهر فلاح ✍️ عزیز قاسم‌زاده 🆔 https://t.me/ettehad ✉️ 🔚 tamas https://t.me/Ettehadyeh20
حافظ و آرمان و مهدی از ۲۸ دی ۱۴۰۱ تا اکنون طی ۱۵ ماه اخیر در بازداشت موقت به سر می‌برند و یک روز هم به مرخصی نیامده‌اند.
«منوچهر فلاح» وکیل بند میثاق است. نقش وکیل بند هدایت و راهبری است؛ اما منوچهر فلاح بیشتر از همه کار می‌کند و معتقد است حتی بعد تقسیم کارها هم باید هر کداممان تمام این کارها را برای خودمان بدانیم و به صورت دلی به تعبیر او باهم زندگی کنیم. او با همین نگاه، جو مهربانانه میثاق را دو چندان کرده است. واقعاً بچه‌ها گویی هر بار در لحظه نخست آشنایی با همدیگر متوقف شده‌اند از بس که عشق و یکدلی و صفا را با تمام وجود به یکدیگر تقدیم می‌کنند و منوچهر فلاح در به وجود آوردن این همه مهر بی تردید سهمی بزرگ دارد. او علاوه بر اینکه آشپز خیلی خوبی است و تمام غذاهای زندان را بازیافت می‌کند و آن‌ها را خوردنی و خوشمزه می‌سازد غذاهای تازه و خوشمزه با دست پخت خود درست می‌کند. شاید اغراق نباشد که بگویم «فرنی» منوچهر حقیقتاً از ناب‌ترین و متفاوت‌ترین فرنی‌هاست و هر کسی با خوردنش چنین حسی را بر زبان جاری کرده است. او همچنین آرایشگر بند است و اصلاح سر و صورت تمام دوستان را به زیبایی انجام می‌دهد. از همه مهم‌تر اینکه او بدون کمترین منتی، ما را منت دار محبت سرشار خود کرده من او را ابوالحسن خرقانی بند نامیده‌ام که چنین عاشقانه خود را تمام وقت، وقف زندانیان کرده است. منوچهر از روزهای اول تیر ۱۴۰۲ تا کنون زندانی است و علی رغم اینکه اواخر شهریور وثیقه برای او تعیین شد و حتی مبلغ کارشناسیش هم واریز شد و ما در زندان جشن آزادی او را گرفتیم، تا کنون آزاد نشده و پرونده دیگری برای او در شعبه دیگر دادگاه انقلاب تشکیل شده و مجدداً به بازپرسی عودت داده شده است. حافظ و آرمان و مهدی هم در اواخر تیر ماه ۱۴۰۲ از سوی دادگاه انقلاب با تأمین وثیقه در آستانه آزادی موقت قرار گرفتند اما متأسفانه پرونده‌ی دیگری در دادگاه کیفری یک برایشان گشوده شد که تا امروز علی رغم برگزاری دادگاه در ۲۵ بهمن ۱۴۰۲ همچنان بلاتکلیف هستند. نکته مهم‌تر اینکه این دوستان در طول نزدیک به پانزده ماه، نجیبانه تنها از مجاری حقوقی موجود پیگیر وضعیت خود بوده‌اند و نامه‌هایی برای مقامات مسئول پیرامون گشایش وضعیت پرونده خود نگاشته‌اند. انتظار می‌رفت با توجه به اینکه پرونده اکثر دستگیر شدگان سال ۱۴۰۰ در گیلان حتی با اتهامات سنگین در نهایت با مجازات‌های بسیار سبک و حتی در موارد زیادی تبرئه خاتمه یافته است، درباره این زندانیان هم چنین رویکردی صورت گیرد حتی با توجه به این موضوع این دوستان زندانی امیدواری بسیاری داشتند که تعیین تکلیف خواهند شد و پرونده آن‌ها هم به گشایشی منجر خواهد شد. به ویژه بعد از ملاقات حافظ و آرمان و مهدی با قاضی پرونده کیفری ۱ قبل از تشکیل دادگاه در زندان، آن‌ها بسیار خوشحال بودند که همه نگرانی‌ها دیگر مرتفع شده و با برگزاری دادگاه آن‌ها به آغوش خانواده‌های‌شان باز می‌گردند، مع الوصف آن‌ها نوروزی دیگر را متأسفانه پشت میله‌های زندان تجربه کردند. امیدوارم مقامات قضایی و دادگستری استان هر چه زودتر با تعیین تکلیف کردن وضعیت این دوستان عزیز که اکنون پانزدهمین ماه زندان موقت و بلاتکلیفی را تجربه می‌کنند، راهی برای آزادی‌شان بیابند و خانواده‌های چشم به راه‌شان را از نگرانی در آوردند.

عزیز قاسم‌زاده
۵ فروردین ۱۴۰۳
تعطیلات مرگبار: هر روز ۵۲ نفر در جاده‌های ایران کشته می‌شوند

هر یک ساعت حداقل دو نفر بر اثر تصادف رانندگی کشته و ۶۲ نفر مصدوم می‌شوند. سازمان پزشکی قانونی می‌گوید در ۱۱ ماه نخست سال ۱۴۰۲، ۱۸ هزار و ۵۰۰ مرگ بر اثر تصادف رانندگی را ثبت کرده است؛ رقمی بزرگتر از آنچه که تا به حال از زبان مقام‌های مسئول بیان شده بود.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻سفره‌های بدون گوشت!

گزارش شبکه شرق از مصرف گوشت در ایران :

در گفت‌و‌گو با مردم پرسیدیم که افزایش قیمت مواد خوراکی در یک سال گذشته چه تاثیری بر سفره خانواده‌شان گذاشته است؟
اغلب آنها می‌گویند گوشت قرمز یا از سفره‌های‌شان حذف شده یا مصرف آن را جیره‌بندی کرده‌اند!


گوشت گران، دارو گران، بیماری و حسرت نان!

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
ممانعت از آزادی #جعفر_ابراهیمی، معلم زندانی، بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

حبس جعفر ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، که هم اکنون در زندان قزلحصار در تبعید است، پایان یافته است اما نیروهای امنیتی و قوه قضاییه از آزادی وی امتناع می‌کنند. دادستانی برای تحمیل حبس بیشتر به این زندانی سیاسی، دوره مرخصی استعلاجی را بهانه نموده و دوران مرخصی را به پایان حبس اضافه نموده‌است تا وی بعد از اتمام دوران حبس آزاد نگردد. این یکی از شیوه‌های آزار و اذیت زندانیان سیاسی و عقیدتی است که ضمن محروم نمودن آنان از مرخصی به ویژه مرخصی درمانی، به زندانی توقف حکم را تحمیل می‌کنند تا بعدا بتوانند به حبس زندانیان بیافزایند.
جعفر ابراهیمی به همراه تعدادی از فعالان صنفی ده اردیبهشت ۱۴۰۱ بازداشت به دو سال محکوم شد که با احتساب ایام بازداشت موقت در پرونده قبلی بایستی ۲۹ اسفند از ۱۴۰۲ با توجه به تجمیع پرونده از زندان آزاد می‌شد اما وی همچنان در حبس است.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20