پــروردگــارا
در این شب دل انگیز
آنچه را که بیصدا
از قلب عزیزانم گذر کرده
در تقدیرشان قرار ده
تا لذتی دو چندان را
برایشان به ارمغان بیاورد
شبتون بخیر و سراسر آرامش
در آغوش پر از مهر خدا باشید🌙
https://t.me/fandakmarket
در این شب دل انگیز
آنچه را که بیصدا
از قلب عزیزانم گذر کرده
در تقدیرشان قرار ده
تا لذتی دو چندان را
برایشان به ارمغان بیاورد
شبتون بخیر و سراسر آرامش
در آغوش پر از مهر خدا باشید🌙
https://t.me/fandakmarket
#حکایت_دو_رفیق
دو رفیق در جنگل متوجه شدند که یک شیر به طرفشان می آید.
یکی از آنها بلافاصله مشغول محکم کردن بند کفشهایش شد.
دیگری از او پرسید: چه کار میکینی؟
تابحال هیچ انسانی نتوانسته است از شیر تند تر بدود...
رفیق اولی پاسخ داد: برای اینکه جانم در امان باشد، تنها کافی است که از تو تندتر بدوم...
دوست مشمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی...
https://t.me/fandakmarket
دو رفیق در جنگل متوجه شدند که یک شیر به طرفشان می آید.
یکی از آنها بلافاصله مشغول محکم کردن بند کفشهایش شد.
دیگری از او پرسید: چه کار میکینی؟
تابحال هیچ انسانی نتوانسته است از شیر تند تر بدود...
رفیق اولی پاسخ داد: برای اینکه جانم در امان باشد، تنها کافی است که از تو تندتر بدوم...
دوست مشمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی...
https://t.me/fandakmarket
⭐️میگویند برای کلبه کوچک
💫همسایهات چراغی آرزو کن
⭐️قطعأ حوالی خانه تو نیز
💫روشـن خـواهد شـد...
⭐️من خورشید رابرای خانه
💫دلتـان آرزو می کنم
⭐️تا هـم گـرم باشـد و
💫هم سرشـار از روشنایی
⭐️شبتون بـخیـر
https://t.me/fandakmarket
💫همسایهات چراغی آرزو کن
⭐️قطعأ حوالی خانه تو نیز
💫روشـن خـواهد شـد...
⭐️من خورشید رابرای خانه
💫دلتـان آرزو می کنم
⭐️تا هـم گـرم باشـد و
💫هم سرشـار از روشنایی
⭐️شبتون بـخیـر
https://t.me/fandakmarket
#قابل_تامل
روزی بهلول را گفتند:
شخصي که دزدی کرده بود را گرفته اند، به نظرت بايد چکارش کنند؟
بهلول گفت: بايد دست حاکم آن شهر را قطع کرد...
همه با تعجب پرسیدند: چرا؟ مگر حاکم دزدی کرده که دستش را قطع کنند؟
بهلول در جواب گفت: گناهکار اصلی حاکم شهر است که مردمش بايد براي امرار معاش دزدی کنند!
https://t.me/fandakmarket
روزی بهلول را گفتند:
شخصي که دزدی کرده بود را گرفته اند، به نظرت بايد چکارش کنند؟
بهلول گفت: بايد دست حاکم آن شهر را قطع کرد...
همه با تعجب پرسیدند: چرا؟ مگر حاکم دزدی کرده که دستش را قطع کنند؟
بهلول در جواب گفت: گناهکار اصلی حاکم شهر است که مردمش بايد براي امرار معاش دزدی کنند!
https://t.me/fandakmarket
مهربان معبودم💫
شب خود و دوستانم را
بـه تـو میسپارم
آرزوهـایم زیـاد است💫
اما ناب ترین آرزویم
نعمت سلامتیست
بـرای هـمه ی عـزیـزانم💫
ان شـاءالله هـمیشه
سـلامت و شـاداب باشیـد
عزیزان شبتون بخیر💫
https://t.me/fandakmarket
شب خود و دوستانم را
بـه تـو میسپارم
آرزوهـایم زیـاد است💫
اما ناب ترین آرزویم
نعمت سلامتیست
بـرای هـمه ی عـزیـزانم💫
ان شـاءالله هـمیشه
سـلامت و شـاداب باشیـد
عزیزان شبتون بخیر💫
https://t.me/fandakmarket
این پیام خیلی قابل تأمل است،
اینو یه جایی ذخیره کنید و هر چند روز یکبار بخونید،،،،
*تئوریِ سوسک*
این داستان منسوب به *ساندار پیچای* است.
*ساندار پیچای* یک مهندس و مدیر اجرایی هندی تبار در حوزه فناوری اطلاعات است که آگوست ۲۰۱۵ به عنوان مدیر عامل اجرایی *شرکت گوگل* انتخاب شد.
این داستان را *ساندار* در سخنرانی خود در گوگل بیان کرده است....
"تئوری سوسک در توسعه شخصی"
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانم می نشیند.
آن خانم از ترس شروع به فریاد میکند. وحشت زده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دست هایش، "سوسک" را از خود دور کند.
واکنش او مُسری بوده و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت زده میشوند.
بالاخره آن خانم موفق می شود، سوسک را از خود دور کند. "سوسک" پر میزند و روی خانم دیگری در نزدیکی او می نشیند.
این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همان حرکت ها را تکرار کنند !
"پیشخدمت" به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنش های خانم دوم، این بار "سوسک" پر میزند و روی"پیشخدمت" می نشیند.
پیشخدمت محکم می ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
در زمانی مطمئن "سوسک" را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند ...
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریانات بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد.
آیا "سوسک" باعث این رفتارِ هیستریک شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا "پیشخدمت" دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریباً به شکل ایده آلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانم ها شده بود، بلکه عدم توانایی افراد در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب
ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، بلکه باید "پاسخ" داد !
آن خانمها به اتفاق رخ داده "واکنش" نشان دادند، در حالیکه "پیشخدمت"، "پاسخ" داد.
*”واکنش" ها همیشه غریزی هستند*
*در حالیکه "پاسخ" ها همراه با تفکرند!*
این مفهوم مهمی در فهم زندگیست،...
*آدمی که خوشحال است، به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است؛*
*او به این خاطر خوشحال است که “دیدگاهش” و پاسخش نسبت به مسائل درست است....!!
https://t.me/fandakmarket
اینو یه جایی ذخیره کنید و هر چند روز یکبار بخونید،،،،
*تئوریِ سوسک*
این داستان منسوب به *ساندار پیچای* است.
*ساندار پیچای* یک مهندس و مدیر اجرایی هندی تبار در حوزه فناوری اطلاعات است که آگوست ۲۰۱۵ به عنوان مدیر عامل اجرایی *شرکت گوگل* انتخاب شد.
این داستان را *ساندار* در سخنرانی خود در گوگل بیان کرده است....
"تئوری سوسک در توسعه شخصی"
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانم می نشیند.
آن خانم از ترس شروع به فریاد میکند. وحشت زده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دست هایش، "سوسک" را از خود دور کند.
واکنش او مُسری بوده و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت زده میشوند.
بالاخره آن خانم موفق می شود، سوسک را از خود دور کند. "سوسک" پر میزند و روی خانم دیگری در نزدیکی او می نشیند.
این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همان حرکت ها را تکرار کنند !
"پیشخدمت" به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنش های خانم دوم، این بار "سوسک" پر میزند و روی"پیشخدمت" می نشیند.
پیشخدمت محکم می ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
در زمانی مطمئن "سوسک" را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند ...
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریانات بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد.
آیا "سوسک" باعث این رفتارِ هیستریک شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا "پیشخدمت" دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریباً به شکل ایده آلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانم ها شده بود، بلکه عدم توانایی افراد در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب
ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، بلکه باید "پاسخ" داد !
آن خانمها به اتفاق رخ داده "واکنش" نشان دادند، در حالیکه "پیشخدمت"، "پاسخ" داد.
*”واکنش" ها همیشه غریزی هستند*
*در حالیکه "پاسخ" ها همراه با تفکرند!*
این مفهوم مهمی در فهم زندگیست،...
*آدمی که خوشحال است، به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است؛*
*او به این خاطر خوشحال است که “دیدگاهش” و پاسخش نسبت به مسائل درست است....!!
https://t.me/fandakmarket
✨پروردگار من...
🌺اگر تکیه گاهم تو نباشی
🕊بسیار زودتر از آنچه که در تصور آید ،
🌺فرو میریزم...
✨مهربانا...
🌺قلبم را آنچنان متغیر کن
🕊که دنیا را دمی بی تو نخواهم
🌺و بال پروازم ده تا همچون پروانه ها
🕊سبکبار باشم
🌺و ترجمان عشق تو گردم ...
✨پروردگارا...
🌺حالم را آنچنان کن
🕊که در انتهای شب مست باده تو باشم
🌺و در اثنای روز برای رضای تو
🕊انصاف بورزم و مهربانی کنم
🌺و بندگانت را
🕊چون نشان خلقت از تو دارند ،
🌺شایسته اکرام بدانم...
آمیـن...🙏🙏
شبتون بخیر مهربانان
https://t.me/fandakmarket
🌺اگر تکیه گاهم تو نباشی
🕊بسیار زودتر از آنچه که در تصور آید ،
🌺فرو میریزم...
✨مهربانا...
🌺قلبم را آنچنان متغیر کن
🕊که دنیا را دمی بی تو نخواهم
🌺و بال پروازم ده تا همچون پروانه ها
🕊سبکبار باشم
🌺و ترجمان عشق تو گردم ...
✨پروردگارا...
🌺حالم را آنچنان کن
🕊که در انتهای شب مست باده تو باشم
🌺و در اثنای روز برای رضای تو
🕊انصاف بورزم و مهربانی کنم
🌺و بندگانت را
🕊چون نشان خلقت از تو دارند ،
🌺شایسته اکرام بدانم...
آمیـن...🙏🙏
شبتون بخیر مهربانان
https://t.me/fandakmarket