فردین علیخواه
9.96K subscribers
189 photos
30 videos
13 files
368 links
▪️نوشته هایی به دور از قلمبه سلمبه گویی دربارۀ زندگی روزمره ایرانی
ارسال نظر مستقیم:
✅ @alikhahfardin

▪️شیوۀ حمایت مالی از فعالیت ها:
از طریق سایت حامی باش:

https://hamibash.com/fardinalikhah
Download Telegram
تحولات اجتماعی حاصل هنجارشکنی‌هاست
 
شاید شما هم سریال «پدرسالار» را دیده باشید که در اوایل سالهای دهۀ هفتاد ساخته شد. در زمان خودش سریالی مناقشه‌برانگیز بود و آن زمان گفته شد که پایان‌بندی سریال با فشار برخی نهادها تغییر یافته است.

گره یا چالش اصلی سریال از جایی شروع می‌شود که آذر، عروس جدید خانواده که بی‌گمان در آن زمان نماینده نسل نوظهور ایرانی بود عصیان می‌کند و راضی نمی‌شود در خانۀ بزرگ پدرسالار زندگی کند. راضی نمی شود در خانه‌ای زندگی کند که با وجود تفکیک فضاها، همه اعضای خانواده در یک حیاط، با هم زندگی می‌کردند. این عروس تازه‌وارد در معنای جامعه‌شناختی‌اش، هنجارشکنی کرد. او زیر بار هنجار حاکم و متداول، و در واقع سنت رایج خانواده نرفت. گفت می‌خواهد زندگی مستقلی داشته باشد و مدام زیر نظارت دیگران نباشد هر چند این نظارت برخاسته از صمیمت و دوست‌داشتن باشد. او در مقابل پدرسالار ایستاد و با صراحت و بدون لکنت؛ خواسته خودش را بر زبان آورد.

در حیات اجتماعی هزاران مثال از تغییر هنجارهای اجتماعی می‌توان آورد که هم اکنون بسیار عادی‌اند ولی زمانی نتیجه عصیان و تخطی از هنجارها بوده‌اند. برای مثال، هم اکنون دختران و پسران قبل از ازدواج با هم معاشرت می کنند و وقتی به نتیجه قطعی رسیدند والدین را در جریان روابط‌شان قرار می‌دهند. این وضعیت که شاید هم اکنون حتی در سریال‌های صداوسیمای حاکمیت هم بسیار عادی شده است زمانی حاصل هنجارشکنی و عصیان نسلی نوظهور بود. دقیقاً به همین دلیل در زمان خودش، رسانه‌های محافظه‌کار و سنت‌گرا به‌هیچ‌وجه این هنجارشکنی و این عصیان را به تصویر نمی‌کشیدند و اگر هم به تصویر می‌کشیدند نگاهی آسیب‌شناسانه به آن داشتند و مدام به خانواده‌ها هشدار می‌دادند.

هنجارشکنی لزوماً معنای بدی ندارد. در موارد بسیاری پیشرفت علم، پیشرفت هنر و ادبیات، و تحولات جوامع حاصل هنجارشکنی بوده است. هزار، هزار مثال در این زمینه وجود دارد.

کوتاه آنکه، هر زمان کلمه «هنجارشکنی» را شنیدید نگران نباشید. گاهی فکر کنید که پدیده اجتماعی نوظهوری در حال رخ‌دادن است و چند سال دیگر همان، تبدیل به هنجار خواهد شد.
فردین علیخواه
Audio
بشنوید

درباره پیگرد قضایی عوامل و سازندگان سریال «افعی تهران» به اتهام توهین به مقام معلم
@fardinalikhah
حرصِ خوردن، باید به حرص خوردن منجر شود


نوشتۀ فردین علیخواه
در یکی از روزهای دهۀ شصت، یکی از هم‌کلاسی‌هایمان موز آورده بود تا در زنگ‌تفریح بخورد. همه بچه‌ها متوجه شدند که او موز دارد. این میوه آن زمان میوه‌ای به‌غایت لاکچری محسوب می‌شد. مدیر مدرسه والدین دانش‌آموز را خواست و به آنها تذکر جدی داد که دیگر اجازه ندهند فرزندشان موز به مدرسه بیاورد؛ چون حال سایر دانش‌آموزان با دیدن موز بد می‌شود.

ادامه را در صفحۀ «مکث در زندگی روزمره» بشنوید:


در کست باکس (اینجا)

در شنوتو (اینجا)
در صورت توان و تمایل می توانید از این صفحه حمایت مالی کنید:
لینک حمایت مالی (اینجا)
«پیام شما با موفقیت ارسال شد»
▪️فردین علیخواه

🔺به یاد دارم که چند سال قبل متنی می‌خواندم که برگرفته از یک رساله دکتری در رشته علوم سیاسی در امریکا بود. نویسنده قصد داشت در امریکا موضوع «فرهنگ دموکراتیک» را بررسی کند که یکی از پایه‌های اساسی آن «پاسخگویی به شهروندان» است. این پژوهشگر اقدام شاید ساده‌ای انجام داده بود. ده‌ها نامه در خصوص موضوعات مختلفی که در حیطۀ وظایف یک سازمان مشخص دولتی است تهیه کرده و به‌عنوان یک شهروند آنها را به سازمان‌ها پست کرده بود و بعد منتظر مانده بود تا پاسخی دریافت کند. در زمان تحقیق وی، هنوز نامه مهم‌ترین وسیله ارتباطی محسوب می‌شد. پرسش آن بود که چند، و کدام سازمان‌ها، پس از چقدر انتظار به او پاسخ می‌دهند، و کیفیت پاسخ‌ها به چه شکلی خواهد بود؟ پژوهش جالبی بود.

🔺این روزها تقریباً همه سازمان‌های دولتی در ایران سایت دارند. وقتی به سایت این سازمان‌ها مراجعه می‌کنید علاوه بر دیدن شماره‌های تلفن برای تماس، قسمتی نیز برای ارسال پیام نوشتاری دارند که هر فرد می‌تواند پیام خود را در مستطیل طراحی‌شده بنویسد و دگمۀ ارسال را فشار دهد و بعد پیام دل‌خوش‌کنندة سبزرنگی نیز دریافت کند: «پیام شما با موفقیت ارسال شد». نکته جالب آنکه این پیام سبزرنگ سریع می‌آید و می‌رود. ماندگار نیست! به جز این، شناسه‌های شبکه‌های مختلف اجتماعی (مجاز) هم در صفحه این سازمان‌ها درج شده است، یعنی این سازمان‌ها در این شبکه‌ها نیز صفحه ایجاد کرده‌اند. ظاهر موضوع بسیار شیک و شهروندپسند است. آدم با دیدن تنوع مجاری ارتباطی و امکان ارسال پیام و درج درخواست خوشحال می‌شود و با خودش می‌گوید «آفرین!».

🔺و البته، این فقط ظاهر موضوع است. در گام بعدی تصمیم بگیرید و مانند آن دانشجوی دکتری علوم سیاسی پیامی به این سازمان‌ها ارسال کنید. البته قبل از آن، ابتدا از طریق تلفن تماس بگیرید. من دراین‌خصوص تجارب منزجرکننده و یأس‌آوری داشته‌ام. فرقی نمی‌کند. چه بخواهید با یک دانشگاه تماس بگیرید یا شهرداری یا ثبت‌احوال یا هر جای دیگری. خوش‌شانس‌ترین شهروند ایرانی کسی است که وقتی با این سازمان‌ها تماس تلفنی می‌گیرد کسی آن طرف ارتباط، تلفن را بردارد. همین! فقط کسی باشد که گوشی تلفن را بردارد و «الویی» بگوید. من در بسیاری از مواقع در همین حد هم خوشحال می‌شوم و احساس می‌کنم خوشبختی مرا دربرگرفته است که البته نادر پیش می‌آید که کسی تلفن را بردارد. وقتی شرایط اولیه این‌گونه است آیا منطقی است به سراغ آن مستطیل ارسال پیام مکتوب بروم؟ گاهی از سر استیصال پیامم را در آن مستطیل‌ها می‌نویسم و ارسال می‌کنم. هنگام فشاردادن دگمه ارسال خندۀ عصبی تلخی در صورتم دیده می‌شود.

🔺ما در «ماکت‌سازی» وضع مناسبی داریم. ما تقریباً ماکتی تروتمیز از آنچه در جهان هست داریم. در سازمان‌هایمان تلفن‌خانه داریم، سایت داریم، در بالای صفحه سایت عبارت «تماس با ما» داریم، در پایین صفحه سایت شناسه شبکه‌های اجتماعی رنگارنگ را داریم. ما همه چیز داریم. ما البسۀ فرهنگ دموکراتیک را داریم؛ ولی دریغ و درد از دریافت یک پاسخ ابتدایی ساده. موهایمان به رنگ برف زمستانی سفید می‌شود؛ ولی همچنان به انتظار پاسخ نشسته‌ایم. ماه‌ها قبل دگمۀ ارسال را فشار داده‌ایم؛ ولی هیچ فرد با وجدانی در آن طرف نیست تا به ما حرمت بگذارد. در این کشور پیام ها شاید با موفقیت ارسال شوند ولی پاسخ ها با موفقیت دریافت نمی شود. در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که از جایمان بلند شویم و حضوری برویم به آن سازمان و شوربختانه همیشه هم با واکنش عاقل اندر سفیه آنها مواجه می‌شویم که «ما که سایت طراحی کرده‌ایم، چرا حضوری مراجعه می‌کنید؟» و بعد پاسخ تلخ «نمی‌شود قربان».

🔺چند روز قبل از جایی غذا سفارش دادیم. یک روز بعد از رستوران تماس گرفتند و با صدایی شاداب درباره کیفیت غذا پرسیدند. هر چند مشخص بود که آنچه می‌گوییم چندان اهمیتی ندارد و فقط قرار است این‌گونه وانمود شود که «رضایت ما برای آنها اهمیت دارد» ولی بااین‌وجود احساس خوبی داشتیم. ما در همین حد هم خوشحال شدیم چون دیده شده بودیم، چون کسی تماس گرفته بود و از رضایت ما می پرسید! مگر می شود؟

🔺من به‌عنوان یک شهروند در حسرت چنین احترام‌هایی از سازمان‌های دولتی هستم. این روزها کلماتی مانند «تکریم» حالم را واقعا بد می‌کند. همیشه گفته و نوشته‌ام. آرزوی دیرینۀ «حس محترم بودن» در این سرزمین را دارم. امیدوارم روزی دریافتش کنم.
◽️◽️◽️تلگرام و اینستاگرام نویسنده:
✅@fardinalikhah
Audio
فایل صوتی
🌐نشست:

گذشته‌گرایی در شهر: چرا مکان‌‌های قدیمی جذاب شده‌اند؟

🌐ارائه: فردین علیخواه
🌐دانشگاه گیلان- 30 اردیبهشت 1403
🌐برگزارکنندگان: انجمن جامعه‌شناسی ایران(شاخه گیلان)، انجمن علمی گروه جامعه‌شناسی، انجمن علمی گروه جغرافیا

◽️@fardinalikhah
مراقبت از پوست و مردانگی
(عکسگفتار)

🔺در جامعۀ مردسالار، برای مردها نیز نقش‌ها و الگوهای جاافتاده و تثبیت‌شده‌ای وجود دارد که تخطی از آنها با مجازات‌ مختلفی همراه است. در این نوع جامعه هم مردانی هستند که دوست دارند با هنجارهای مسلط مردانه هم‌نوایی و همراهی نکنند، دوست دارند از آن کلیشه‌های مردانه تخطی کنند؛ ولی جسارت و شهامت آن را ندارند. بی‌اساس نیست اگر بگوییم که در بسیاری از موارد مردان نیز، خود، قربانی این نظام اجتماعی بوده‌اند. برای مثال تراشیدن سبیل، پوشیدن لباس رنگی، بغل‌کردن فرزند در حضور دیگران، گرفتن دست همسر در فضاهای عمومی، رقصیدن، اشک ریختن و حتی صدای زیر یا نازک داشتن از آن جمله‌اند. بیان این جمله‌ها به معنای نادیده‌انگاشتن ستم مضاعف جامعه مردسالار نسبت به زنان نیست؛ ولی باید توجه داشت که نظام اجتماعی مردسالار همچون چرخ‌دنده‌ای است که گاه مردان را نیز به‌ناچار و علی‌رغم میلشان سرکوب می‌کند. بی‌رحمی جامعه مردسالار، شامل مردان نیز می‌شود. تمایلات آنان نیز توسط جامعه له می شود.

🔺در سال‌های گذشته به‌تدریج شاهد هستیم که مردان نیز دارند به شیوه‌های متفاوتی به خودشان می‌رسند، مردان نیز بینی‌شان را جراحی می‌کنند، بوتاکس تزریق می کنند، کفش کالج رنگی می‌پوشند، مو می‌کارند، با دقت از پوست خودشان مراقبت می‌کنند، رژیم می‌گیرند تا اندامی متناسب داشته باشند. این به معنای تخطی از الگوهای تثبیت‌شدة مردانگی در جامعه ایرانی است. بدون تردید آنان نیز از طرف جامعه سرزنش خواهند شد؛ چون در حال ساختن الگوی جدیدی از مردانگی هستند که با الگوی مرسوم فاصله دارد.

🔺بدن، فقط توسط زنان در حال نوزائی، کشف و بازتفسیر نیست، مردان نیز در حال تعریف و تفسیر جدیدی از بدن خود هستند. بدن مردان نیز، البته با تفاوتهایی، همواره موضوع سلطه جامعه بوده است. و تکرار می کنم که نوشتن این مطلب به معنای ندیدن ستمگری پایدار و شدیدتر جامعه نسبت به زنان نیست.

🔺سخن پایانی آنکه، پرسشی ذهن مرا درگیر کرده است. آیا زنان به مردان اجازه خواهند داد تا در این مسیر گام بردارند؟ با برخی از مردان صحبت می‌کردم. منتقدان جدی آنان در این زمینه زنان اطرافشان بوده‌اند. با این استدلال که مردی گفتن، زنی گفتن.../گویا برخی زنان دوست ندارند تا مردان از کلیشه های رایج تخطی کنند.
▪️فردین علیخواه
✅@fardinalikhah
..........................
⏺عکس: نشستن تصویر مردان بر تابلوهای تبلیغ مراکز زیبایی و آرایشی تهران
https://uploadkon.ir/uploads/f49f26_2420231215-122923.jpg
◽️◽️◽️◽️پادکست

صفحه «مکث در زندگی روزمره»:

گفتاری درباره: مردانگی، بدن، بوتاکس
فردین علیخواه

✅در کست‌باکس بشنوید (اینجا)

✅در شنوتو بشنوید (اینجا)




لینک حمایت مالی از گسترش فعالیت های فرهنگی (اینجا)
مجموعه علمی EHIA با افتخار برگزار می‌کند؛

🗞دورهٔ جامعه‌شناسی برای غیرجامعه‌شناسان

به نظر شما غذا، لباس، خواب و تلفن همراه، تنها موضوعاتی فردی و اموری مربوط به سیر شدن، محافظت در مقابل سرما و گرما، سلامتی و برقراری ارتباط‌اند؟
چنین پدیده‌هایی جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ندارند؟
چهار موضوع یادشده صرفاً مثال‌اند. در دورهٔ «جامعه‌شناسی برای غیرجامعه‌شناسان» به مثال‌ها و نمونه‌های متعددی در جای‌جایِ جامعهٔ ایران خواهیم پرداخت. هدف اصلی این دوره، آشنا کردن شرکت‌کنندگان با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، تحلیل پدیده‌های اجتماعی و به طور خاص، «بینش جامعه‌شناختی» است. در این دوره، تأکید ما بر «زندگی روزمره» خواهد بود. منظور آنکه با اشاره به اتفاقات، رویدادها، اشیا و عرصه‌های کوچک و شاید پیش‌پاافتاده زندگی روزمره، تلاش می‌کنیم درباره آن‌ها تحلیل‌هایی ارائه دهیم.

👤
مدرس: فردین علیخواه

💻به‌صورت آنلاین در پلتفرم زوم

🕰در هشت جلسه؛ سه‌شنبه‌ها از ۲۲ خرداد تا ۲۳ مرداد
ساعت 18:30 الی 20

لطفا برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره عناوین مباحث دوره کلیک کنید. (اینجا)

@fardinalikhah
اهل هیچ‌کجا

▪️فردین علیخواه
برخی از ایرانیانی که مهاجرت کرده‌اند هر سال به ایران می‌آیند و کسانی را که دوست دارند می‌بینند و گرم در آغوش می‌گیرند. برخی دیگر از آنها حتی ممکن است هر سال بیش از یک‌بار به ایران بیایند. آنان احساس می‌کنند که نیاز دارند به چنین دیدارهایی. ایرانیانی هم هستند که در کشورهای همسایه نظیر ترکیه، ارمنستان یا امارات قرار می‌گذارند تا روزهایی هر چند کوتاه در کنار خانواده یا دوستانشان باشند. آنان احساس نیاز می‌کنند تا از نزدیک صدای آنانی را که دوست دارند بشنوند، حتی بوی‌شان را حس کنند. با هم بلندبلند بخندند یا اشک بریزند. تا نیمه‌شب بیدار بمانند و درباره همه چیز، حتی درباره بوی کلوچه با هم حرف بزنند. گروهی دیگر نیز دعوت‌نامه می‌فرستند، یا حتی تمام هزینه سفر عزیزانشان را پرداخت می‌کنند تا بتوانند روزهایی در کنار هم باشند. تا بتوانند بی‌واسطۀ تکنولوژی‌های ارتباطی با همدیگر حرف بزنند.
مولوتچ و بودِن، در کتاب «اهلِ هیچ‌کجا: فضا، زمان و مدرنیته» که مجموعه مقالاتی از نویسندگان مختلف است اصطلاح «اجبار به مجاورت» را بکار بردند.
The Compulsion of Proximity
این اجبار را می‌توان «میل شدید» هم معنا کرد. منظور از این اصطلاح، نیاز انسان‌ها به مجاورت فیزیکی، دیدار چهره‌به‌چهره، و ارتباط نزدیک و واقعی است. در برخی از مطالعات مربوط به اثرات اینترنت بر ارتباطات اجتماعی و انسانی؛ از این اصطلاح برای نقدِ نشستنِ ارتباطات مجازی به‌جای ارتباطات واقعی استفاده شده است، برای این منظور که گفته شود هیچ‌چیز جای «ارتباط واقعی» را نمی‌‌گیرد. لذت و درک ناشی از ارتباط واقعی چیز دیگری است و ما انسان ها چقدر نیازمند چنین ارتباطاتی هستیم.

آنچه در ابتدای این نوشته کوتاه گفتم خود، به معنای عدم جایگزینی ارتباط مجازی به‌جای ارتباط واقعی است. همه آن ایرانیان مهاجری را که مثال زدم شاید هر روز از طریق اینترنت با دوستان و اعضای خانواده‌شان ارتباط تصویری دارند، آنان جوک می‌گویند، می‌خندند، خبر ناگوار می‌دهند و می‌گریند؛ ولی چرا این شکل از ارتباطات جای دیدار نزدیک و به قول مولوتچ و بودِن، جای مجاورت و نزدیکی فیزیکی و چهره‌به‌چهره را نمی‌گیرد؟ چرا آنان با وجود مشکلات بسیار، باز در ایران یا کشورهای همسایه به دیدار دوستان و نزدیکان‌شان می‌شتابند؟

البته در اهمیت ارتباط واقعی نمونه‌هایی هم هست که هر محققی را دچار تردید می‌کند. بارها از دوستان و اطرافیانم شنیده‌ام که برای مثال یکی از خویشاوندان یا نزدیکانشان ده، بیست، سی یا چهل سال است که از ایران رفته است و پس از مهاجرت حتی یکبار هم به ایران نیامده یا اعضای خانواده یا دوستان را در هیچ جای دیگری از نزدیک و به شکل واقعی ملاقات نکرده است. او بافاصله زمانی زیاد، گاهی تماسی گرفته و حالی از کسی پرسیده و تمام. در همین حد.

به‌عنوان یک پژوهشگر اجتماعی، بسیار علاقه دارم تا روزی درباره این گروه از ایرانیان مهاجر پژوهشی انجام دهم. کسی را سرزنش نمی‌کنم فقط کنجکاوم بیشتر بدانم. این افراد دقیقا چه مشخصه‌های اجتماعی دارند؟


✅@fardinalikhah
نقد و نظر خوانندگان درباره مطالب این کانال
به دوستان گرامی توصیه می کنم بخوانید یا بشنوید

https://t.me/naghdvanazar
چرا خاطرات دهۀ شصت همچنان در جامعه ایران استمرار دارد؟ چرا به تعبیر فاکنر گذشته نمرده است و گذشته حتی نگذشته است؟

فایل صوتی سخنرانی(از طریق اینستاگرام)

دهۀ شصت خاطره‌انگیز: گذشته‌گرایی در فرهنگ عامه‌پسند
▪️فردین علیخواه


🔺به دعوت: انجمن‌ علمی گروههای علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا(همدان) و دانشگاه گیلان.
28 خرداد 1399

✅در شنوتو بشنوید (اینجا)
✅در کست باکس بشنوید (اینجا)

⏺لینک حمایت مالی (اینجا)
مدتی قبل سخنرانی ام با عنوان «گذشته گرایی در شهر» را در این صفحه منتشر کردم. چند سال قبل هم در چارچوب همان موضوع سخنرانی دیگری داشتم که شاید عده ای نشنیده باشند. به همین دلیل در این صفحه بازنشر می کنم.👆🏾👆🏾👆🏾
فایل صوتی سخنرانی

🔴🔴🔴در صفحۀ «مکث در زندگی روزمره» بشنوید:

وقتی ماگ‌های روی میز هویت‌ساز می‌شوند
(گفتاری درباره بوروکراسی و فردیت)
فردین علیخواه

✅هشتمن رویداد ردپا
✅برگزار کننده: گروه روما
✅تهران: پنجشنبه 24 خرداد
✅پردیس سینمایی هدیش



🔺🔺در شنوتو بشنوید
🔺🔺در کست‌باکس بشنوید

◽️◽️لینک حمایت مالی از این صفحه
ظهور گونه‌ جدیدی از آدمی

🔺روتخر برخمان، متفکر و تاریخ نگار هلندی در کتاب« آدمی: یک تاریخ نویدبخش» بیان می‌دارد که در میان همه گونه‌های موجودات زنده، ما انسان‌ها یکی از معدود گونه‌هایی هستیم که سرخ می‌شویم.

🔺واقعیت آنکه، اخبار مناظره‌ها یا میزگردهای کاندیداهای ریاست جمهوری را دنبال نمی‌کنم ولی گاهی در گروهها و یا کانال‌های فضای مجازی، به ناچار، با اخبار مواجه می‌شوم.

🔺با شنیدن جمله‌های برخی از کاندیداها، بی‌درنگ جمله روتخر برخمان را به یاد می‌آورم. من فکر می‌کنم برخی از کاندیداها، در میان همۀ گونه‌های موجودات زنده منحصربفرداند به این دلیل که هیچ و هرگز سرخ نمی‌شوند. آنها نه تنها سرخ نمی‌شوند بلکه با شور و شعف، چشمانی درخشان و پرانرژی، و با حرکات باورپذیر سر و دست؛ دروغ می‌گویند، بی هیچ تلاطم پنهان یا آشکاری!

🔺سال‌ها قبل، وقتی برخی مقامات دروغ می‌گفتند حداقل می‌شد با دیدن تیک‌های ریز عصبی در جایی از صورتشان فهمید که دارند دروغ می‌گویند. هنوز بدن آنان به دروغ حساسیت نشان می‌داد. ممکن بود تپش قلب بگیرند، تبخال بزنند، و یا هنگام گفتنِ دروغ، خودشان لالۀ گوش خودشان را محکم نیشگون بگیرند. دروغگویان آن سالها در لحظاتی، و تا اندازه‌ای، سرخ می‌شدند. آنان در همان موقعیتِ دروغگویی، خودشان را تنبیه می‌کردند.

🔺حالا اما دیگر اینگونه نیست. برخی از کاندیداها روایتگر تغییری شگرف در خصایص آدمی‌اند. ما با گونۀ جدیدی از موجودات زنده مواجه‌ایم. گونه‌ای که حتی مورخی همچون روتخر برخمان هیچ شناختی از آنان ندارد چون نمونه آنان را در تاریخ نیافته است.
فردین علیخواه
@fardinalikhah
کدام پرچم‌ مرا نجات خواهد داد؟
▪️فردین علیخواه

🔺در پارک، نزدیک چند نوجوان نشسته بودم. چشم‌هایشان به صفحه نمایش گوشی‌شان بود. متمرکز و مصمّم. هم کلافه به نظر می‌رسیدند و هم سخت منتظر. وی‌پی‌ان گوشی‌شان را فعال کرده بودند. انگار که درگیر مسابقه‌ای جدی و نفس‌گیر باشند. بعد از دقایقی، یکی‌شان با خوشحالی و هیجان گفت: «امریکا، تگزاس. جوووون». چند ثانیه بعد یکی دیگر از آنها با خوشحالی و هیجان وصف‌ناپذیری گفت: «جِرمنی. همیشه جرمنی به داد من می‌رسه. دمش گرم». دیگری با صورتی خوشحال گفت: «اسپین. عاشقتم اسپین». کنجکاو شدم و سعی کردم گفتگوی کوتاهی با آنان داشته باشم. در وی‌پی‌انی که استفاده می‌کردند نام هر کشور در زیر پرچم آن کشور آمده بود.

🔺وی‌پی‌ان علاوه بر کارکردی آشکار، کارکردی نمادین هم دارد. اتفاقا باید به این کارکرد نمادین آن توجه خاص داشت. هر کشور در بزنگاه وصل نشدن، و حس کلافگی ناشی از عدم اتصال و استیصال، نقش منجی را برای هر کاربر ایرانی ایفا می‌کند، در واقع آن کشور به داد آن کاربر می‌رسد. دست او را می‌گیرد و در لحظه‌ای که حس یأس و ناکامی به سراغش آمده گویی به جهان هستی وصل‌اش می‌کند. به تعبیر نوجوانان، در جهان، هیچ لذتی بیشتر از لذت دیدن کلمه (connected) نیست. انگار آدمی از مرگ به زندگی بازمی‌گردد و به معنای واقعی متصل می‌شود به دنیا.

🔺پرچم‌ها در وی‌پی‌ان در حال رقابت سختی هستند. نوجوانانی که با آنها گفتگو کردم از طریق وی پی ان پرچم کشورها را خوب به حافظه سپرده بودند، موضوعی که در مدرسه و در درس جغرافیا به سختی ممکن بود رخ دهد. نگاه اغلب آنان به امریکا مثبت‌تر شده بود و به خوبی نام ایالت‌های آنرا حفظ کرده بودند چرا که از وی‌پی‌انی استفاده می‌کردند که امکان انتخاب هر ایالت برای کاربر وجود داشت. جالب آنکه اغلب آنان ترجیح می‌دادند در انتخاب‌هایشان از دایره کشورهای غربی و پیشرفته خارج نشوند. مثلا نام اندونزی، هند یا ترکیه را به ندرت انتخاب می‌کردند. نگرش مثبت به کشورهای غربی و دیدن آنان به عنوان منجی، در وی‌پی‌ان‌ها دارد رقم می‌خورد. زمان زیادی است که اینگونه شده است، یعنی از زمانی که ما را مجبور به استفاده از وی پی ان کردند. این نقش وی‌پی‌ان، هزار سخنرانی یا کتاب یا برنامه تلویزیونی حاکمیت درباره غرب را خنثی می‌کند. هم اکنون نه وی پی ان، بلکه پرچم کشورها نقش منجی را ایفا می‌کنند. کسی فکر می کرد که وی پی ان چنین کارکردی نیز داشته باشد؟

🔺از دیگر کارکردهای نمادین وی پی ان، کتمان هویت و کسب هویت جدید زیر سایه پرچم کشور دیگری است و این هم حکایت دردناکی است. منظور آنکه هر کاربر ایرانی برای اتصال به سایت ها یا شبکه های معتبر بین‌المللی، باید به پرچم کشوری دیگر متوسل شود و گویی به شکلی استعاری شهروند آن کشور شود. هر چند نکته قابل تأمل آن بود که برخی از نوجوانان بیان داشتند که گاهی احساس خیلی خوبی دارند از اینکه برای دقایقی، هر چند موقت، گویی عضوی از آن کشور پیشرفته می شوند، حس خوبی دارند که گویی آن کشور پیشرفته تابعیت آنان را برای دقایقی قبول می کند و می گوید: عزیزم نگران نباش. من تو را به اینترنت بدون سانسور وصل می کنم، من در لحظه های سخت پشتیبان تو هستم، تو عضوی از کشور من هستی.

🔺باید از چه کسی یا کسانی برای تقویت و عمق یافتن این نگرش، نه تنها در نوجوانان بلکه سایر گروههای اجتماعی در ایران تشکر کرد؟ زمان زیادی است که پرچم های کشورهای جهان در دلها به اهتزاز درآمده اند و وی پی ان چنین کرده است. وی پی ان باعث شده است تا هر کاربر در اوج ناامیدی، با نگاه به پرچم کشوری، به آن کشور امیدوار شود و در دنیایی مجازی از خود سؤال کند کدام پرچم مرا نجات خواهد داد؟ با هر نجات، دلبستگی کاربر به آن کشور و به آن پرچم بیشتر و بیشتر می شود.

@fardinalikhah
جُستارهایی درباره زندگی روزمره ایرانی به دور از قلمبه‌سلمبه‌گویی

❎تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند(79 هزار تومان)
نوشته: فردین علیخواه. نشر هنوز

❎از لذت آنی تا ملال فوری(99 هزار تومان)
نوشته: فردین علیخواه. نشر هنوز

🌐هزینه ارسال: تهران 30 هزار تومان
🌐سایر شهرها: 40 هزار تومان
📱برای سفارش می توانید در واتساپ به این شماره پیام بدهید(خانم پاشاخانی)
09199812133
آفرین به استارمر

امروز کی‌یر استارمر در همان اولین روز کاری‌اش به عنوان نخست‌وزیر جدید انگلیس، طرح مناقشه‌برانگیز بازداشت و اخراج مهاجران غیرقانونی این کشور به رواندا را لغو کرد و گفت دیگر اساسا چنین طرحی وجود ندارد. در همان اولین روز آغاز به کارش! او در طول رقابت‌های انتخاباتی قول انجام این کار را به طرفداران حزب کارگر داده بود.

در دموکراسی های پایدار، نتیجه رأی، و جلب اعتماد رأی‌دهندگان به احزاب، اینگونه تحقق می‌یابد. آنان پیام آشکار رأی دهندگان را درمی یابند و در همان مسیر حرکت می کنند. بی کم و کاست.
@fardinalikhah