به هنگام سختی مشو ناامید
کز ابر سیه بارد آب سپید
۲۱ اسفند، بزرگداشت #نظامی_گنجوی، شاعر بزرگ پارسی گوی ایرانی گرامی باد.
@flith
کز ابر سیه بارد آب سپید
۲۱ اسفند، بزرگداشت #نظامی_گنجوی، شاعر بزرگ پارسی گوی ایرانی گرامی باد.
@flith
پرواز فکر و اندیشه
به هنگام سختی مشو ناامید کز ابر سیه بارد آب سپید ۲۱ اسفند، بزرگداشت #نظامی_گنجوی، شاعر بزرگ پارسی گوی ایرانی گرامی باد. @flith
بدون اغراق و تعصب این چند بیت شعر از #نظامی_گنجوی بمانند فشرده دهها کتاب انگلیسی در مورد حکمت و روش زندگیست. هر چه اندیشه میکنم این زبان کشش انتقال چه اندازه از مفهوم را در چند کلمه دارد .چه ایجازیست این ادبیات کلاسیک ایرانی
مرا چون هاتف دل دید دمساز
بر آورد از رواق همت آواز
که بشتاب ای نظامی زود دیرست
فلک بد عهد و عالم زود سیرست
بهاری نو برآر از چشمه نوش
سخن را دست بافی تازه در پوش
در این منزل بهمت ساز بردار
درین پرده به وقت آواز بردار
کمین سازند اگر بی وقت رانی
سراندازند اگر بی وقت خوانی
زبان بگشای چون گل روزکی چند
کز این کردند سوسن را زبان بند
سخن پولاد کن چون سکه زر
بدین سکه درم را سکه می بر
نخست آهنگری باتیغ بنمای
پس آنگه صیقلی را کارفرمای
سخن کان از سر اندیشه ناید
نوشتن را و گفتن را نشاید
سخن را سهل باشد نظم دادن
بباید لیک بر نظم ایستادن
سخن بسیار داری اندکی کن
یکی را صد مکن صد را یکی کن
چو آب از اعتدال افزون نهد گام
ز سیرابی به غرق آرد سرانجام
چو خون در تن عادت بیش گردد
سزای گوشمال نیش گردد
سخن کم گوی تا بر کار گیرند
که در بسیار بد بسیار گیرند
ترا بسیار گفتن گر سلیم است
مگو بسیار دشنامی عظیم است
سخن جانست و جان داروی جانست
مگر چون جان عزیز از بهر آنست
تو مردم بین که چون بیرای و هوشند
که جانی را به نانی می فروشند
سخن گوهر شد و گوینده غواص
به سختی در کف آید گوهر خاص
ز گوهر سفتن استادان هراسند
که قیمت مندی گوهر شناسند
نه بینی وقت سفتن مرد حکاک
به شاگردان دهد در خطرناک
اگر هشیار اگر مخمور باشی
چنان زی کز تعرض دور باشی
هزارت مشرف بی جامگی هست
به صد افغان کشیده سوی تو دست
به غفلت بر میاور یک نفس را
مدان غافل ز کار خویش کس را
نصیحت های هاتف چون شنیدم
چون هاتف روی در خلوت کشیدم
در آن خلوت که دل دریاست آنجا
همه سرچشمه ها آنجاست آنجا
نهادم تکیه گاه افسانه ای را
بهشتی کردم آتش خانه ای را
چو شد نقاش این بتخانه دستم
جز آرایش بر او نقشی نبستم
اگر چه در سخن کاب حیاتست
بود جایز هر آنچه از ممکنات است
چو بتوان راستی را درج کردن
دروغی را چه باید خرج کردن
ز کژ گوئی سخن را قدر کم گشت
کسی کو راستگو شد محتشم گشت
چو صبح صادق آمد راست گفتار
جهان در زر گرفتش محتشم وار
چو سرو از راستی بر زد علم را
ندید اندر خزان تاراج غم را
@flith
مرا چون هاتف دل دید دمساز
بر آورد از رواق همت آواز
که بشتاب ای نظامی زود دیرست
فلک بد عهد و عالم زود سیرست
بهاری نو برآر از چشمه نوش
سخن را دست بافی تازه در پوش
در این منزل بهمت ساز بردار
درین پرده به وقت آواز بردار
کمین سازند اگر بی وقت رانی
سراندازند اگر بی وقت خوانی
زبان بگشای چون گل روزکی چند
کز این کردند سوسن را زبان بند
سخن پولاد کن چون سکه زر
بدین سکه درم را سکه می بر
نخست آهنگری باتیغ بنمای
پس آنگه صیقلی را کارفرمای
سخن کان از سر اندیشه ناید
نوشتن را و گفتن را نشاید
سخن را سهل باشد نظم دادن
بباید لیک بر نظم ایستادن
سخن بسیار داری اندکی کن
یکی را صد مکن صد را یکی کن
چو آب از اعتدال افزون نهد گام
ز سیرابی به غرق آرد سرانجام
چو خون در تن عادت بیش گردد
سزای گوشمال نیش گردد
سخن کم گوی تا بر کار گیرند
که در بسیار بد بسیار گیرند
ترا بسیار گفتن گر سلیم است
مگو بسیار دشنامی عظیم است
سخن جانست و جان داروی جانست
مگر چون جان عزیز از بهر آنست
تو مردم بین که چون بیرای و هوشند
که جانی را به نانی می فروشند
سخن گوهر شد و گوینده غواص
به سختی در کف آید گوهر خاص
ز گوهر سفتن استادان هراسند
که قیمت مندی گوهر شناسند
نه بینی وقت سفتن مرد حکاک
به شاگردان دهد در خطرناک
اگر هشیار اگر مخمور باشی
چنان زی کز تعرض دور باشی
هزارت مشرف بی جامگی هست
به صد افغان کشیده سوی تو دست
به غفلت بر میاور یک نفس را
مدان غافل ز کار خویش کس را
نصیحت های هاتف چون شنیدم
چون هاتف روی در خلوت کشیدم
در آن خلوت که دل دریاست آنجا
همه سرچشمه ها آنجاست آنجا
نهادم تکیه گاه افسانه ای را
بهشتی کردم آتش خانه ای را
چو شد نقاش این بتخانه دستم
جز آرایش بر او نقشی نبستم
اگر چه در سخن کاب حیاتست
بود جایز هر آنچه از ممکنات است
چو بتوان راستی را درج کردن
دروغی را چه باید خرج کردن
ز کژ گوئی سخن را قدر کم گشت
کسی کو راستگو شد محتشم گشت
چو صبح صادق آمد راست گفتار
جهان در زر گرفتش محتشم وار
چو سرو از راستی بر زد علم را
ندید اندر خزان تاراج غم را
@flith
❤1
تا #نوروز_پیروز یک شعر از شاعران بزرگ ایرانزمین
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
#سعدی
@flith
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
#سعدی
@flith
سياوش يكى از مظلومترين چهره هاى شاهنامه است كه وقتى زن پدرش سودابه، به او دل بست هرگز به مكر نامادرى گرفتار نشد..
تا اينكه اين جسارت به گوش پدرش كيكاووس رسيد و شديدا مورد خشم او گرديد،
سياوش از پدر خواست تا براى اثبات پاكى و بي گناهيش ازهفت تونل آتش گذر كند و اگر سالم بیرون آمد، آنرا دليل بى گناهيش بداند
این آزمون آتش در آخرين سه شنبه (بهرام شید) سال انجامید و او سرفرازانه بيرون آمد ،
سه روز اندر آن سور مى در کشید
نبد بر در گنج بند و کلید!
در نهایت…
این اتفاق و آزمایش عبور از آتش، در بهرام شید (سهشنبه) آخر سال روى داده بود و از چهارشنبه تا ناهید شید (جمعه یا آدینه) جشن ملى اعلام شد.
به دستور پدر قرار شد که فردایش یعنی چهارشنبه در وسط میدان اصلی شهر سوری به کل مردم بدهد که شد
چهارشنبه سوری ...
و اين روز جشن ملى شناخته شد.
و ما هم واپسين سه شنبه را به ياد پاكى و انسانيت با پريدن از روى آتش جشن ميگيريم .....
♨️چهارشنبه سوری در حقیقت نشانی از پاکی ایرانیان است که چنین فلسفه زیبایی داردـ
ایران پرمهر چنین است ....
چهارشنبه سوريتون خوش و خرم ...
🔥🔥🔥
@flith
تا اينكه اين جسارت به گوش پدرش كيكاووس رسيد و شديدا مورد خشم او گرديد،
سياوش از پدر خواست تا براى اثبات پاكى و بي گناهيش ازهفت تونل آتش گذر كند و اگر سالم بیرون آمد، آنرا دليل بى گناهيش بداند
این آزمون آتش در آخرين سه شنبه (بهرام شید) سال انجامید و او سرفرازانه بيرون آمد ،
سه روز اندر آن سور مى در کشید
نبد بر در گنج بند و کلید!
در نهایت…
این اتفاق و آزمایش عبور از آتش، در بهرام شید (سهشنبه) آخر سال روى داده بود و از چهارشنبه تا ناهید شید (جمعه یا آدینه) جشن ملى اعلام شد.
به دستور پدر قرار شد که فردایش یعنی چهارشنبه در وسط میدان اصلی شهر سوری به کل مردم بدهد که شد
چهارشنبه سوری ...
و اين روز جشن ملى شناخته شد.
و ما هم واپسين سه شنبه را به ياد پاكى و انسانيت با پريدن از روى آتش جشن ميگيريم .....
♨️چهارشنبه سوری در حقیقت نشانی از پاکی ایرانیان است که چنین فلسفه زیبایی داردـ
ایران پرمهر چنین است ....
چهارشنبه سوريتون خوش و خرم ...
🔥🔥🔥
@flith
۲۵ اسفند، سالروز پایان سرایش شاهنامه
سرآمد کنون قصه یزدگرد
به ماه سپندارمذ روز اِرد
شاهنامه اثر ابولقاسم فردوسی شامل شاهنامه شامل حدود ۶۰/۰٠۰ بیت، یکی از بزرگترین و برجستهترین سرودههای حماسی جهان است که سرایش آن دستآورد دستکم ۳۰سال کار مستمرِ این سخن سرای نامدار ایرانی است
موضوع #شاهنامه، این شاهکار ادبی، افسانهها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله عربها به ایران در سده هفتم میلادی است که ۴دودمان را شامل میشود
#فردوسی، با سرودن شاهنامه با ویژگیهای هدفمندی که داشت، زبان پارسی را زنده و پایدار کرد
بنا کردم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
#شاهنامه نفوذ بسیاری در جهتگیری فرهنگ فارسی و نیز بازتابهای شکوهمندی در ادبیات جهان داشته و شاعران بزرگی مانند #گوته و #ویکتور_هوگو از آن به نیکی یاد کردهاند
شاهنامه به بسیاری از زبانهای زندهٔ جهان برگردان شده است
نمیرم از این پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
یکی از مورخین مصرشناس گفته است که زبان قبطی و ادبیات کهن مصر در یورش عربها به این سرزمین از بین رفت و امروزه زبان رسمی مصر، عربی است، چون مصریان کسی مانند #فردوسیِ_ایرانی را نداشتند تا زبانشان را زنده نگه دارد
مصر با یورش اعراب، تمدن، تاریخ، فرهنگ بومی و زبانش را از دست داد
#شاهنامه داستان قهرمانان ایران باستان است و خواننده را به سدهها و هزارههای ایران باستان برمیگرداند
با توجه به نفوذ گسترده شاهنامه در ادبیات جهان، بسیاری از بزرگان ادبیات جهان از آن به نیکی سخن گفتند.
@flith
سرآمد کنون قصه یزدگرد
به ماه سپندارمذ روز اِرد
شاهنامه اثر ابولقاسم فردوسی شامل شاهنامه شامل حدود ۶۰/۰٠۰ بیت، یکی از بزرگترین و برجستهترین سرودههای حماسی جهان است که سرایش آن دستآورد دستکم ۳۰سال کار مستمرِ این سخن سرای نامدار ایرانی است
موضوع #شاهنامه، این شاهکار ادبی، افسانهها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله عربها به ایران در سده هفتم میلادی است که ۴دودمان را شامل میشود
#فردوسی، با سرودن شاهنامه با ویژگیهای هدفمندی که داشت، زبان پارسی را زنده و پایدار کرد
بنا کردم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
#شاهنامه نفوذ بسیاری در جهتگیری فرهنگ فارسی و نیز بازتابهای شکوهمندی در ادبیات جهان داشته و شاعران بزرگی مانند #گوته و #ویکتور_هوگو از آن به نیکی یاد کردهاند
شاهنامه به بسیاری از زبانهای زندهٔ جهان برگردان شده است
نمیرم از این پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
یکی از مورخین مصرشناس گفته است که زبان قبطی و ادبیات کهن مصر در یورش عربها به این سرزمین از بین رفت و امروزه زبان رسمی مصر، عربی است، چون مصریان کسی مانند #فردوسیِ_ایرانی را نداشتند تا زبانشان را زنده نگه دارد
مصر با یورش اعراب، تمدن، تاریخ، فرهنگ بومی و زبانش را از دست داد
#شاهنامه داستان قهرمانان ایران باستان است و خواننده را به سدهها و هزارههای ایران باستان برمیگرداند
با توجه به نفوذ گسترده شاهنامه در ادبیات جهان، بسیاری از بزرگان ادبیات جهان از آن به نیکی سخن گفتند.
@flith
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
📜🕯🖋 وحید بهمن/ این آخرین سخن شاه سخن ایرانزمین، فردوسی بزرگ است، درست ۱۰۱۲ سال پیش، در روز ۲۵ اسفند ماه
سرآمد کنون قصه یزدگرد
به ماه سفندارمذ روز ارد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهان داور کردگار
چو این نامور نامه آمد ببن
ز من روی کشور شود پر سخن
از آن پس نمیرم که من زندهام
که تخم سخن من پراکندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
🔸 پس با صدای بلند میگوییم، آفرین
🆔 @Ir_Bahman
سرآمد کنون قصه یزدگرد
به ماه سفندارمذ روز ارد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهان داور کردگار
چو این نامور نامه آمد ببن
ز من روی کشور شود پر سخن
از آن پس نمیرم که من زندهام
که تخم سخن من پراکندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
🔸 پس با صدای بلند میگوییم، آفرین
🆔 @Ir_Bahman
از بچگی فکر میکردم مگر آدمها مجبورند با هم بجنگند وحالا میبینم بله ؛گاهی مجبورند آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند؛ میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز "ماریا" نمیمیرند. آنها در خانه های گرمشان نشستهاند؛ سیگار میکشند و دستور میدهند. کاش اسلحهام را به سمت رئیس هایی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند؛ بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام. جنگ را شرورترین افراد بر می انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.
#آندره_مالرو
@flith
#آندره_مالرو
@flith
#معرفی_کتاب
#آشوب
#جرد دایموند
نشر طرح نو
فنلاند یکی از کشورهاییه که همیشه با روسیه سر جنگ داشته و برای حفظ استقلال و هویت خودش هزاران کشته داده. یکی از این جنگها که در تاریخ به اسم «جنگ زمستان» معروفه، شرح ایستادگی و مقاومت فنلاندیها در مقابل استالینه که فنلاندیها ازش به عنوان افتخار یاد میکنن.
@flith
#آشوب
#جرد دایموند
نشر طرح نو
فنلاند یکی از کشورهاییه که همیشه با روسیه سر جنگ داشته و برای حفظ استقلال و هویت خودش هزاران کشته داده. یکی از این جنگها که در تاریخ به اسم «جنگ زمستان» معروفه، شرح ایستادگی و مقاومت فنلاندیها در مقابل استالینه که فنلاندیها ازش به عنوان افتخار یاد میکنن.
@flith
پرواز فکر و اندیشه
#معرفی_کتاب #آشوب #جرد دایموند نشر طرح نو فنلاند یکی از کشورهاییه که همیشه با روسیه سر جنگ داشته و برای حفظ استقلال و هویت خودش هزاران کشته داده. یکی از این جنگها که در تاریخ به اسم «جنگ زمستان» معروفه، شرح ایستادگی و مقاومت فنلاندیها در مقابل استالینه…
#معرفی_کتاب
#آشوب
#جرد_دایموند
نشر طرح نو
فنلاند یکی از کشورهاییه که همیشه با روسیه سر جنگ داشته و برای حفظ استقلال و هویت خودش هزاران کشته داده. یکی از این جنگها که در تاریخ به اسم «جنگ زمستان» معروفه، شرح ایستادگی و مقاومت فنلاندیها در مقابل استالینه که فنلاندیها ازش به عنوان افتخار یاد میکنن.
فنلاند در سال ۱۸۰۹ به روسیه ضمیمه شد. تا قبل از این تاریخ، تحت سلطه سوئد بود. البته خودمختار اداره میشد و زبان روسی رو بهشون تحمیل نمیکردن. تا اینکه نیکلای دوم، آخرین تزار روسی، حاکمی رو در فنلاند منصوب و سعی در تحمیل فرهنگ و زبان روسی به فنلاندیها کرد.
وقتی لنین در سال ۱۹۱۷ شوروی رو پایهگذاری کرد، فنلاند اعلام استقلال کرد. اما در همین سالهای ابتدایی، یک جنگ داخلی بزرگ بین سفیدها (یا محافظهکاران به نمایندگی از آلمان) و سرخها (کمونیستها) درگرفت. سفیدها پیروز شدن و ۸ هزار نفر از سرخها اعدام شدن و ۲۰ هزار نفر دیگر در اردوگاههای کار اجباری از گرسنگی مردن.
این میزان کشته در یک جنگ داخلی تا سال ۱۹۹۴ و جنگ داخلی رواندا، بیشترین کشته رو نسبت به درصد جمعیت داشت. فنلاند در دهه ۲۰ و ۳۰ همچنان از روسیه میترسید. شوروی داشت قدرت میگرفت و فنلاند هم نظام سرمایهداری لیبرال رو برای اداره کشور اتخاذ کرده بود.
فنلاند میترسید شوروی بخواد دوباره بر این کشور چنگ بندازه و اون رو ضمیمه کنه. یک رهبر دوراندیش داشتن به اسم ژنرال منرهیم که در دهه ۳۰ با این دید که شوروی دیر یا زود به ما حمله میکنه، شروع کرد به تقویت ارتش و استحکامات دفاعی. شوروی هم چند سالی بود خط راه آهن رو به فنلاند نزدیکتر میکرد.
اواخر دهه ۳۰ که آلمان داشت قدرت میگرفت، فنلاندیها سعی میکردن بیطرفی خودشون رو نشون بدن. استالین هم به گواه خیلی از اسناد نوشته شده، از هجوم هیتلر میترسید. آگوست سال ۱۹۳۹ در خبری حیرتآور گفتن که شوروی و آلمان با هم توافق کردن که با هم جنگ نکنن. معاهده عدم تجاوز بین آلمان و شوروی.
فنلاندیها اما به این توافق شک داشتن که کاسهای زیر نیمکاسه باشه. خیلی از این توافق نگذشته بود که آلمان با یورش برقآسا به لهستان حمله کرد. شوروی هم به همین ترتیب به لهستان حمله کرد. استالین میخواست هرچه بیشتر مرزهاش رو از مسکو دور کنه و عمق استراتژیک رو افزایش بده.
شوروی که از حملهی قریبالوقوع هیتلر میترسید، با چهار همسایهی حوزه بالتیک، یعنی لتونی، لیتوانی، استونی و فنلاند اتمام حجت کرد. قرار این شد که شوروی پایگاههای نظامیاش رو در این کشورها مستقر کنه. این باعث میشد که این کشورها ناخواسته در دام شوروی بیافتن اما کوچکتر از این بودن که قبول نکنن.
این کشورها درخواست شوروی رو قبول کردن ولی از فنلاند درخواستهای بیشتری داشتن. یکی اینکه مرزهاش رو از لنینگراد عقبتر ببره و دوم اینکه پایگاه دریایی در ساحل جنوبی فنلاند برقرار کنن. بیم این بود که آلمان از طریق فنلاند به شوروی حمله کنه.
فنلاندیها به رهبری ژنرال منرهیم درخواست شوروی را بپذیرفتن ولی نه کامل. میدونستن که قبول کردن درخواست باعث میشه در بلند مدت فنلاند ضمیمه شوروی میشه. سال ۳۸ چکسلواکی با دادن استحکامات دفاعیاش به آلمان عملا باعث شد هیتلر کل کشور رو تسخیر کنه. این درس مهمی بود برای فنلاند.
فنلاند شروع کرد به رجز خواندن و درخواستهای بیشتر شوروی رو قبول نمیکرد. استالین هم دچار این خطا شد که شوروی ۵۰ برابر فنلاند جمعیت داره و اینا نمیتونن مقاومت کنن. برنامه این بود نهایتا طی ۲ هفته فنلاند رو میگیرن و به رجزخوانی این کشور کوچک پایان میدن.
۳۰ نوامبر ۱۹۳۹ شوروی به فنلاند حمله کرد با این توجیه که گلوله توپ فنلاندیها در خاک شوروی فرود آمده (False flags) و چند سرباز کشته شدن در حالی که این شلیکها کار خود شوروی برای آغاز جنگ بود. اینجا جنگی به راه افتاد که به Winter war معروف شد.
شوروی از تمامی مرزهایش با فنلاند به این کشور هجوم برد. هواپیماهای شوروی هلسینکی و سایر شهرها رو بمباران کردن. همین که شوروی پیشروی کرد، استالین یک کمونیست به اسم کووسینن رو به سمت رهبر دولت دموکراتیک فنلاند منصوب کرد. همین باعث شد کل مردم فنلاند علیه نیت شوروی آگاه بشن.
@flith
#آشوب
#جرد_دایموند
نشر طرح نو
فنلاند یکی از کشورهاییه که همیشه با روسیه سر جنگ داشته و برای حفظ استقلال و هویت خودش هزاران کشته داده. یکی از این جنگها که در تاریخ به اسم «جنگ زمستان» معروفه، شرح ایستادگی و مقاومت فنلاندیها در مقابل استالینه که فنلاندیها ازش به عنوان افتخار یاد میکنن.
فنلاند در سال ۱۸۰۹ به روسیه ضمیمه شد. تا قبل از این تاریخ، تحت سلطه سوئد بود. البته خودمختار اداره میشد و زبان روسی رو بهشون تحمیل نمیکردن. تا اینکه نیکلای دوم، آخرین تزار روسی، حاکمی رو در فنلاند منصوب و سعی در تحمیل فرهنگ و زبان روسی به فنلاندیها کرد.
وقتی لنین در سال ۱۹۱۷ شوروی رو پایهگذاری کرد، فنلاند اعلام استقلال کرد. اما در همین سالهای ابتدایی، یک جنگ داخلی بزرگ بین سفیدها (یا محافظهکاران به نمایندگی از آلمان) و سرخها (کمونیستها) درگرفت. سفیدها پیروز شدن و ۸ هزار نفر از سرخها اعدام شدن و ۲۰ هزار نفر دیگر در اردوگاههای کار اجباری از گرسنگی مردن.
این میزان کشته در یک جنگ داخلی تا سال ۱۹۹۴ و جنگ داخلی رواندا، بیشترین کشته رو نسبت به درصد جمعیت داشت. فنلاند در دهه ۲۰ و ۳۰ همچنان از روسیه میترسید. شوروی داشت قدرت میگرفت و فنلاند هم نظام سرمایهداری لیبرال رو برای اداره کشور اتخاذ کرده بود.
فنلاند میترسید شوروی بخواد دوباره بر این کشور چنگ بندازه و اون رو ضمیمه کنه. یک رهبر دوراندیش داشتن به اسم ژنرال منرهیم که در دهه ۳۰ با این دید که شوروی دیر یا زود به ما حمله میکنه، شروع کرد به تقویت ارتش و استحکامات دفاعی. شوروی هم چند سالی بود خط راه آهن رو به فنلاند نزدیکتر میکرد.
اواخر دهه ۳۰ که آلمان داشت قدرت میگرفت، فنلاندیها سعی میکردن بیطرفی خودشون رو نشون بدن. استالین هم به گواه خیلی از اسناد نوشته شده، از هجوم هیتلر میترسید. آگوست سال ۱۹۳۹ در خبری حیرتآور گفتن که شوروی و آلمان با هم توافق کردن که با هم جنگ نکنن. معاهده عدم تجاوز بین آلمان و شوروی.
فنلاندیها اما به این توافق شک داشتن که کاسهای زیر نیمکاسه باشه. خیلی از این توافق نگذشته بود که آلمان با یورش برقآسا به لهستان حمله کرد. شوروی هم به همین ترتیب به لهستان حمله کرد. استالین میخواست هرچه بیشتر مرزهاش رو از مسکو دور کنه و عمق استراتژیک رو افزایش بده.
شوروی که از حملهی قریبالوقوع هیتلر میترسید، با چهار همسایهی حوزه بالتیک، یعنی لتونی، لیتوانی، استونی و فنلاند اتمام حجت کرد. قرار این شد که شوروی پایگاههای نظامیاش رو در این کشورها مستقر کنه. این باعث میشد که این کشورها ناخواسته در دام شوروی بیافتن اما کوچکتر از این بودن که قبول نکنن.
این کشورها درخواست شوروی رو قبول کردن ولی از فنلاند درخواستهای بیشتری داشتن. یکی اینکه مرزهاش رو از لنینگراد عقبتر ببره و دوم اینکه پایگاه دریایی در ساحل جنوبی فنلاند برقرار کنن. بیم این بود که آلمان از طریق فنلاند به شوروی حمله کنه.
فنلاندیها به رهبری ژنرال منرهیم درخواست شوروی را بپذیرفتن ولی نه کامل. میدونستن که قبول کردن درخواست باعث میشه در بلند مدت فنلاند ضمیمه شوروی میشه. سال ۳۸ چکسلواکی با دادن استحکامات دفاعیاش به آلمان عملا باعث شد هیتلر کل کشور رو تسخیر کنه. این درس مهمی بود برای فنلاند.
فنلاند شروع کرد به رجز خواندن و درخواستهای بیشتر شوروی رو قبول نمیکرد. استالین هم دچار این خطا شد که شوروی ۵۰ برابر فنلاند جمعیت داره و اینا نمیتونن مقاومت کنن. برنامه این بود نهایتا طی ۲ هفته فنلاند رو میگیرن و به رجزخوانی این کشور کوچک پایان میدن.
۳۰ نوامبر ۱۹۳۹ شوروی به فنلاند حمله کرد با این توجیه که گلوله توپ فنلاندیها در خاک شوروی فرود آمده (False flags) و چند سرباز کشته شدن در حالی که این شلیکها کار خود شوروی برای آغاز جنگ بود. اینجا جنگی به راه افتاد که به Winter war معروف شد.
شوروی از تمامی مرزهایش با فنلاند به این کشور هجوم برد. هواپیماهای شوروی هلسینکی و سایر شهرها رو بمباران کردن. همین که شوروی پیشروی کرد، استالین یک کمونیست به اسم کووسینن رو به سمت رهبر دولت دموکراتیک فنلاند منصوب کرد. همین باعث شد کل مردم فنلاند علیه نیت شوروی آگاه بشن.
@flith
#آشوب
#جرد_دایموند
اون موقع شوروی ۱۷۰ میلیون جمعیت داشت و فنلاند تنها ۳.۷ میلیون نفر بود. شوروی با چهار لشکر به تعداد ۵۰۰ هزار سرباز به فنلاند حمله کرد. فنلاند کلا ۱۲۰ هزار نیرو داشت. هزاران تانک و هواپیمای جنگی پیشرفته و توپخانه به فنلاند حمله بردند.
فنلاند به رهبری ژنرال منرهیم تفنگ و مسلسل زیاد داشت اما مهمات کم داشت. به سربازان گفته شده بود تا هنگام نزدیک شدن مهاجمان الکی شلیک نکنید. قبلتر لهستان با جمعیتی ۱۰ برابر فنلاند در برابر آلمان به زانو در آمده بود و فنلاندیها امیدشون برای پیروزی صفر بود.
رویکرد فنلاند با این نیروی خیلی کم، کندکردن پیشروی شوروی، پرهزینه کردن جنگ و خسته کردن اونا بود. میدونستن جنگ عادلانه و برابر نیست و استراتژی خسته کردن متجاوز رو پیش گرفتن. فنلاند به طرز حیرت آوری مقابل شوروی و استالین مقاومت نشون میداد.
استراتژی فنلاند چی بود؟ کوکتل مولوتوف میساختن تا با اون تانکهای شوروی رو از کار بندازن. سربازان فنلاندی در سنگرهای انفرادی صبر میکردن تا تانک نزدیک بشه، بعدش یک کنده درخت را درون تانک گیر میدادن تا آن را به توقف وادارن. سپس هجوم میبردن بالای تانک و به درونش شلیک میکردن.
این ارتشهای یک نفرهی فنلاندی که از جان خود میگذشتن، تا ۷۰ درصد تلفات داشتن. یا در جنگلهای برف گرفته لباس سفید میپوشیدن (برای استتار) و اسکی به پا میکردن و اینطوری سعی میکردن گردانهای شوروی رو به دستههای کوچکتر تقسیم کنن. سپس این دسته ها رو یکی یکی منهدم میکردن.
یا شبها که نیروهای شوروی جایی آتشی روشن میکردن، فنلاندیها با اسکی از کوهها میگذشتن و خودشون رو به نیروها نزدیک میکردن. از دور به افسران بلندپایه شلیک میکردن و اونا رو میکشتن. لشکر بیفرمانده، باعث سردرگمی و افسردگی سربازان میشد و همبستگیشون از بین میرفت.
یکی از دلایل این شهامت بالای فنلاندیها در دفع شوروی، انگیزهشون بود. برای حفظ خانواده و کشور و استقلال خود میجنگیدن درحالی که سرباز شوروی این انگیزه رو نداشت. جایی تعدادی سرباز فنلاندی در جزیرهای گیر افتاده بودن. بهشون گفته شده بود که راه نجاتی ندارید تا جایی که میتونید سرباز شوروی بکشید.
همین کار را هم کردن و تا آخرین نفس نیروهای شوروی رو میکشتن. دوم اینکه، سربازهای فنلاند به زندگی و اسکی در جنگلهای اون کشور در زمستان عادت داشتن و مسیرهای حمله رو خوب میشناختن. از نظر پوشاک و لباس و غذا هم وضعیت بهتری از سربازهای شوروی داشتن.
این جنگ زمستان با برتری فنلاند سپری شد. ارتشهای یک نفرهی فنلاند به رهبری ژنرال منرهیم تونستن عضمت شوروی و ارتش میلیونیش رو در هم بکوبن. اما با آب شدن برفها شوروی دست بالا رو گرفت. از همه جای دنیا درخواست کمک کردن ولی هیچ کشوری جرات همکاری نداشت.
بریتانیا و فرانسه قبول کردن سربازانی رو برای کمک به فنلاند بفرستن ولی هردو درگیر جنگ با آلمان بودن و طبیعتا انگیزهای برای نجات فنلاند نبود. ژانویه سال ۱۹۴۰ استالین با درک اینکه فنلاند چغرتر از این حرفاست، دولت دست نشانده خودش رو تکذیب کرد.
این بار راه صلح رو در پیش گرفتن و با قبول اینکه دولت فنلاند دولت معتبریه، خواستن از در صلح با فنلاند رابطه بگیرن. شوروی دیگر تلاش نکرد که فنلاند رو به دو نیم تقسیم کنه و هزاران سرباز هم کشته داده بود. فنلاند هم خیلی کشته داده بود ولی خیلی مقاوم ایستادگی میکرد.
فنلاندیها هم آماده مذاکرات صلح بودن. فرانسه و بریتانیا اما گفتن مقاومت کنید و ما سرباز میفرستیم. دو هفته بیشتر فنلاند مقاومت کرد که هزاران نفر دیگر رو به کشتن داد و بعدا مشخص شد فرانسه و بریتانیا به دروغ این پیشنهاد رو دادن تا اونا رو وادار به مقاومت کنن.
@flith
#جرد_دایموند
اون موقع شوروی ۱۷۰ میلیون جمعیت داشت و فنلاند تنها ۳.۷ میلیون نفر بود. شوروی با چهار لشکر به تعداد ۵۰۰ هزار سرباز به فنلاند حمله کرد. فنلاند کلا ۱۲۰ هزار نیرو داشت. هزاران تانک و هواپیمای جنگی پیشرفته و توپخانه به فنلاند حمله بردند.
فنلاند به رهبری ژنرال منرهیم تفنگ و مسلسل زیاد داشت اما مهمات کم داشت. به سربازان گفته شده بود تا هنگام نزدیک شدن مهاجمان الکی شلیک نکنید. قبلتر لهستان با جمعیتی ۱۰ برابر فنلاند در برابر آلمان به زانو در آمده بود و فنلاندیها امیدشون برای پیروزی صفر بود.
رویکرد فنلاند با این نیروی خیلی کم، کندکردن پیشروی شوروی، پرهزینه کردن جنگ و خسته کردن اونا بود. میدونستن جنگ عادلانه و برابر نیست و استراتژی خسته کردن متجاوز رو پیش گرفتن. فنلاند به طرز حیرت آوری مقابل شوروی و استالین مقاومت نشون میداد.
استراتژی فنلاند چی بود؟ کوکتل مولوتوف میساختن تا با اون تانکهای شوروی رو از کار بندازن. سربازان فنلاندی در سنگرهای انفرادی صبر میکردن تا تانک نزدیک بشه، بعدش یک کنده درخت را درون تانک گیر میدادن تا آن را به توقف وادارن. سپس هجوم میبردن بالای تانک و به درونش شلیک میکردن.
این ارتشهای یک نفرهی فنلاندی که از جان خود میگذشتن، تا ۷۰ درصد تلفات داشتن. یا در جنگلهای برف گرفته لباس سفید میپوشیدن (برای استتار) و اسکی به پا میکردن و اینطوری سعی میکردن گردانهای شوروی رو به دستههای کوچکتر تقسیم کنن. سپس این دسته ها رو یکی یکی منهدم میکردن.
یا شبها که نیروهای شوروی جایی آتشی روشن میکردن، فنلاندیها با اسکی از کوهها میگذشتن و خودشون رو به نیروها نزدیک میکردن. از دور به افسران بلندپایه شلیک میکردن و اونا رو میکشتن. لشکر بیفرمانده، باعث سردرگمی و افسردگی سربازان میشد و همبستگیشون از بین میرفت.
یکی از دلایل این شهامت بالای فنلاندیها در دفع شوروی، انگیزهشون بود. برای حفظ خانواده و کشور و استقلال خود میجنگیدن درحالی که سرباز شوروی این انگیزه رو نداشت. جایی تعدادی سرباز فنلاندی در جزیرهای گیر افتاده بودن. بهشون گفته شده بود که راه نجاتی ندارید تا جایی که میتونید سرباز شوروی بکشید.
همین کار را هم کردن و تا آخرین نفس نیروهای شوروی رو میکشتن. دوم اینکه، سربازهای فنلاند به زندگی و اسکی در جنگلهای اون کشور در زمستان عادت داشتن و مسیرهای حمله رو خوب میشناختن. از نظر پوشاک و لباس و غذا هم وضعیت بهتری از سربازهای شوروی داشتن.
این جنگ زمستان با برتری فنلاند سپری شد. ارتشهای یک نفرهی فنلاند به رهبری ژنرال منرهیم تونستن عضمت شوروی و ارتش میلیونیش رو در هم بکوبن. اما با آب شدن برفها شوروی دست بالا رو گرفت. از همه جای دنیا درخواست کمک کردن ولی هیچ کشوری جرات همکاری نداشت.
بریتانیا و فرانسه قبول کردن سربازانی رو برای کمک به فنلاند بفرستن ولی هردو درگیر جنگ با آلمان بودن و طبیعتا انگیزهای برای نجات فنلاند نبود. ژانویه سال ۱۹۴۰ استالین با درک اینکه فنلاند چغرتر از این حرفاست، دولت دست نشانده خودش رو تکذیب کرد.
این بار راه صلح رو در پیش گرفتن و با قبول اینکه دولت فنلاند دولت معتبریه، خواستن از در صلح با فنلاند رابطه بگیرن. شوروی دیگر تلاش نکرد که فنلاند رو به دو نیم تقسیم کنه و هزاران سرباز هم کشته داده بود. فنلاند هم خیلی کشته داده بود ولی خیلی مقاوم ایستادگی میکرد.
فنلاندیها هم آماده مذاکرات صلح بودن. فرانسه و بریتانیا اما گفتن مقاومت کنید و ما سرباز میفرستیم. دو هفته بیشتر فنلاند مقاومت کرد که هزاران نفر دیگر رو به کشتن داد و بعدا مشخص شد فرانسه و بریتانیا به دروغ این پیشنهاد رو دادن تا اونا رو وادار به مقاومت کنن.
@flith
#آشوب
#جرد_دایموند
شوروی تونسته بود بخشی از خاک فنلاند نزدیک مرز کشور رو بگیره. اما با کندشدن و پرهزینه شدن جنگ، دیگه پیشروی نکردن. در این بین آلمان به شوروی حمله همه جانبهای انجام داد. فنلاند خواست بیطرفی خودش رو حفظ کنه که شوروی دوباره کل شهرهاش رو بمباران کرد.
فنلاند این بار به ناچار همراه با آلمان نازی به جنگ با شوروی پرداخت هرچند که هدفش استقلال خودش بود و دل در گرو هیتلر نداشت. یک ششم جمعیت کشور رو فراخوندن و همه مردم کشور رو علیه شوروی بسیج کردن. با این نیروی کم به قدری پیش رفتن که زمینهای ضمیمه شده رو پس گرفتن و حتی تا داخل خاک شوروی هم پیش رفتن.
شوروی البته خودش در چند جبهه درگیر آلمان بود. بین سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ حدود سه سال این جنگ متوقف شد و خبری نبود. پس از سال ۱۹۴۴ دوباره شوروی با تمام قوا به فنلاند حمله کرد که باز هم فنلاند تونست استحکامش رو حفظ کنه.
در همین دو جنگ از هر دو جبهه حدود ۱۰۰ هزار نفر کشته شدن. ۹۴ هزار فنلاندی از کار افتاده اعلام شدن. ۳۰ هزار زن بیوه شد، ۵۵ هزار کودک یتیم و ۶۱۵ هزار فنلاندی بیخانمان شدن. جنگ بین شوروی و فنلاند برای سالیان سال به شیوههای مختلف ادامه داشت. اما جنگ زمستان در تاریخ ماندگار شد.
در فنلاند سیاستمدارانی روی کار اومدن که سعی داشتن راه مدارا با روسیه رو در پیش بگیرن و با غرب هم تعامل داشته باشن. اینطوری میتونستن غول شوروی رو آروم نگه دارن. فنلاند بعدا به ناچار مجبور شد تعاملات تجاری زیادی با شوروی داشته باشه ولی هیچوقت به شوروی خاک نداد.
فنلاند برای دههها روی بند راه میرفت. استقلالش از شوروی حفظ شد و سیاستمدارانش با تدبیر بلند مدت تونستن کشور رو از جنگ دور نگه دارن. این مهم هم با هزینهی زیادی صورت میگرفت که مجبور شدن قواعد بیشماری رو زیر پا بگذارن. امروز میبینیم که کیفیت زندگی در فنلاند از بسیاری از کشورهای اروپایی بهتره.
این مختصری بود از کتاب «آشوب» نوشته جرد دایموند - انتشارات طرح نو. این کتاب درباره شش کشور بحران زدهست و اینکه چطور از دل بحران تونستن سرپا بایستن و دوباره به اوج برسن. کشورهای فنلاند، استرالیا، شیلی، اندونزی، آلمان و ژاپن.
@flith
#جرد_دایموند
شوروی تونسته بود بخشی از خاک فنلاند نزدیک مرز کشور رو بگیره. اما با کندشدن و پرهزینه شدن جنگ، دیگه پیشروی نکردن. در این بین آلمان به شوروی حمله همه جانبهای انجام داد. فنلاند خواست بیطرفی خودش رو حفظ کنه که شوروی دوباره کل شهرهاش رو بمباران کرد.
فنلاند این بار به ناچار همراه با آلمان نازی به جنگ با شوروی پرداخت هرچند که هدفش استقلال خودش بود و دل در گرو هیتلر نداشت. یک ششم جمعیت کشور رو فراخوندن و همه مردم کشور رو علیه شوروی بسیج کردن. با این نیروی کم به قدری پیش رفتن که زمینهای ضمیمه شده رو پس گرفتن و حتی تا داخل خاک شوروی هم پیش رفتن.
شوروی البته خودش در چند جبهه درگیر آلمان بود. بین سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ حدود سه سال این جنگ متوقف شد و خبری نبود. پس از سال ۱۹۴۴ دوباره شوروی با تمام قوا به فنلاند حمله کرد که باز هم فنلاند تونست استحکامش رو حفظ کنه.
در همین دو جنگ از هر دو جبهه حدود ۱۰۰ هزار نفر کشته شدن. ۹۴ هزار فنلاندی از کار افتاده اعلام شدن. ۳۰ هزار زن بیوه شد، ۵۵ هزار کودک یتیم و ۶۱۵ هزار فنلاندی بیخانمان شدن. جنگ بین شوروی و فنلاند برای سالیان سال به شیوههای مختلف ادامه داشت. اما جنگ زمستان در تاریخ ماندگار شد.
در فنلاند سیاستمدارانی روی کار اومدن که سعی داشتن راه مدارا با روسیه رو در پیش بگیرن و با غرب هم تعامل داشته باشن. اینطوری میتونستن غول شوروی رو آروم نگه دارن. فنلاند بعدا به ناچار مجبور شد تعاملات تجاری زیادی با شوروی داشته باشه ولی هیچوقت به شوروی خاک نداد.
فنلاند برای دههها روی بند راه میرفت. استقلالش از شوروی حفظ شد و سیاستمدارانش با تدبیر بلند مدت تونستن کشور رو از جنگ دور نگه دارن. این مهم هم با هزینهی زیادی صورت میگرفت که مجبور شدن قواعد بیشماری رو زیر پا بگذارن. امروز میبینیم که کیفیت زندگی در فنلاند از بسیاری از کشورهای اروپایی بهتره.
این مختصری بود از کتاب «آشوب» نوشته جرد دایموند - انتشارات طرح نو. این کتاب درباره شش کشور بحران زدهست و اینکه چطور از دل بحران تونستن سرپا بایستن و دوباره به اوج برسن. کشورهای فنلاند، استرالیا، شیلی، اندونزی، آلمان و ژاپن.
@flith
گرانمایه جمشید والا نهاد
کمربسته و دل پر از پند و داد
به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مران #روز را #روز_نو خواندند
سر سال نو هرمز #فرودین
برآسوده از رنج تن، دل ز کین
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست پیروز روز
بزرگان به شادی بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازان روزگار
بماند از چنین خسروی یادگار
#نوروز که از دوران بسیار دور بما رسیده ریشه در تاریخ فرهنگ و اندیشه ما #ایرانیان دارد.
در دورانهای بسیار دور آیین های خجسته و بسیار نیک وخردمندانه ای را برای پاسداشت نوروز و آییین های فرخنده آن داشتیم.
پروردگارا به ما نیک نامی ،تندرستی ، و شادی زندگی ارزانی بدار
باشد تا شاد و تندرست و به کامه زیویم .
ایدون باد
هر روزتان نوروز
#نوروزتان_پیروز
@flith
کمربسته و دل پر از پند و داد
به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مران #روز را #روز_نو خواندند
سر سال نو هرمز #فرودین
برآسوده از رنج تن، دل ز کین
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست پیروز روز
بزرگان به شادی بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازان روزگار
بماند از چنین خسروی یادگار
#نوروز که از دوران بسیار دور بما رسیده ریشه در تاریخ فرهنگ و اندیشه ما #ایرانیان دارد.
در دورانهای بسیار دور آیین های خجسته و بسیار نیک وخردمندانه ای را برای پاسداشت نوروز و آییین های فرخنده آن داشتیم.
پروردگارا به ما نیک نامی ،تندرستی ، و شادی زندگی ارزانی بدار
باشد تا شاد و تندرست و به کامه زیویم .
ایدون باد
هر روزتان نوروز
#نوروزتان_پیروز
@flith
یکی از مریدان کنفوسیوس از او پرسید:
آیا ممکن است چیزی در مورد اتفاقات پس از مرگ بگویید؟ کنفوسیوس پاسخ داد: «تمام این فکرهای پس از مرگ را میتوانی پس از مردن، در قبر فکر کنی. هم اکنون زندگی کن»
@flith
آیا ممکن است چیزی در مورد اتفاقات پس از مرگ بگویید؟ کنفوسیوس پاسخ داد: «تمام این فکرهای پس از مرگ را میتوانی پس از مردن، در قبر فکر کنی. هم اکنون زندگی کن»
@flith
👍2