کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
اگر ...
اگر به من بدهند این بنای ویران را
که من به دست بگیرم زمامِ ایران را_
به حکمِ عقل، نخستین وظیفه ام این است
که برکنار کنم هیأتِ وزیران را
سپس مطابقِ یک بخشنامۀ ملی
تمام خانه نشین می کنم مدیران را
که کرده ملّت ما را اسیرِ مشتی رند
کسی نمی کند آزاد این اسیران را ؟
برون نیاید از این چاله چرخِ اصلاحات
مگر برون کنی اصلاح ناپذیران را
سوار را چه خبر از پیاده های ضعیف
چنانکه نیست خبر از گرسنه سیران را
اگر برای چپاول دراز داری دست
مکن ز خویش تهی سفرۀ فقیران را
کمانِ شیرشکاری اگر به شانۀ توست
مزن به تیر پیاپی بدون تیران را
بیا و شعر خودت را بگو مکن شاعر
بهانه ای مده آسان بهانه گیران را
فرو بگیر سرت را که تیرِ غیب اگر
رها شود نزند چشمِ سر به زیران را
سیاست است سیاست که بارها برده است
به پای مرگ به حمّام فین امیران را
کسی نبُرده به تاکیدِ مشت از شمشیر
کسی نکشته به نیروی پنجه شیران را
دعا بخوان که "اجرنا من النّار یا مجیر"
خودش مگر بزند آتش این اجیران را
#غلامعباس_سعیدی
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
اگر ...
اگر به من بدهند این بنای ویران را
که من به دست بگیرم زمامِ ایران را_
به حکمِ عقل، نخستین وظیفه ام این است
که برکنار کنم هیأتِ وزیران را
سپس مطابقِ یک بخشنامۀ ملی
تمام خانه نشین می کنم مدیران را
که کرده ملّت ما را اسیرِ مشتی رند
کسی نمی کند آزاد این اسیران را ؟
برون نیاید از این چاله چرخِ اصلاحات
مگر برون کنی اصلاح ناپذیران را
سوار را چه خبر از پیاده های ضعیف
چنانکه نیست خبر از گرسنه سیران را
اگر برای چپاول دراز داری دست
مکن ز خویش تهی سفرۀ فقیران را
کمانِ شیرشکاری اگر به شانۀ توست
مزن به تیر پیاپی بدون تیران را
بیا و شعر خودت را بگو مکن شاعر
بهانه ای مده آسان بهانه گیران را
فرو بگیر سرت را که تیرِ غیب اگر
رها شود نزند چشمِ سر به زیران را
سیاست است سیاست که بارها برده است
به پای مرگ به حمّام فین امیران را
کسی نبُرده به تاکیدِ مشت از شمشیر
کسی نکشته به نیروی پنجه شیران را
دعا بخوان که "اجرنا من النّار یا مجیر"
خودش مگر بزند آتش این اجیران را
#غلامعباس_سعیدی
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاسخی کوتاه به پرسشی بلند
▪️دهها دوست و غریبه، پرسیدهاند که نظرت درباره حرفهای کارشناس قرآنِ تلویزیون درباره خشونت در آیه ۳۳ سوره مائده چیست؟ بگذارید قبل از پاسخ به این پرسش تکلیف خودمان را با نکتهای مهمتر مشخص کنیم.
کتابی را که هم امثال من بتوانند به آن استناد کنند هم داعش، قبل از هر کاری باید از قدرت و حکومت دور کرد. در قدم اول اصلا مهم نیست معنای آیه چه باشد. همین که حکومت بتواند وسط اعتراضات مردم به فقر و فساد، این آیه را به تلویزیون بیاورد یعنی با این کتاب نباید حکومت کرد. بسیاری از مسیحیانی که از میانهی قرن نوزدهم بر «جدایی نهاد دین از نهاد قدرت» تاکید کردند دیندارانی بودند که رنج کلیسایی شدنِ قدرت را چشیده بودند و میدانستند «کتاب مقدس» اگر بر کرسی قدرت بنشیند کتاب خطرناکی میشود. در قرآن هم به صراحت آمده است که اگر این کتاب به دست ظالمان بیفتد محصولی جز خسارت ندارد. (آیه ۸۲ سوره اِسراء). این ۴۰سال را نیز باید به خاطر سپرد و حکومتِ ایران فردا را از دین دور نگهداشت.
▪️و اما بعد:
این آیه یکی از ۴۰ آیه در قرآن است که موضوعش «فساد در زمین» است. در تمام این ۴۰ آیه اگر بگردید به این ۵ ویژگی درباره «مفسدان فیالارض» میرسید: کسانی که اهل خونریزی، راهزنی، اختلاس، دزدی و نسلکشیاند. این آیه خشنترین مجازات را برای این جماعت تجویز میکند و حتی میگوید باید آنان را به صلیب کشید. اما فراموش نکنیم که تاریخ بشر (پیش از شرایع یهودی، مسیحی و اسلام تا کنون) سه مرحله را در مهار جرم گذرانده: انتقام، مجازات، پیشگیری. اولی عقبماندهترین روش است و آخری مدرنترین روش. این آیهی انتقامی، متعلق به مرحله اول است و با محصولات عقلیِ انسان امروز در تضاد است. تاریخ مصرف آیات حقوقی و جزائی در همهی متون مقدس پایان یافته؛ حکمتشان را باید خواند و حکمشان را باید کنار گذاشت. قرآن کتابِ ایمان است نه کتاب قانون، حتی اگر برای ۱۴۰۰سال پیش قانونگذاری هم کرده باشد. انسان جدید حق ندارد حتی برای «خونریزی، راهزنی، اختلاس، دزدی و نسلکشی» به خشونتی از جنس صلیب و قطع دست و پا متوسل شود. آن کارشناس قرآن اگر برای آمدن به تلویزیون، سوار شتر شد آنوقت حق دارد به تفسیر شتُری از قرآن بپردازد! بماند که خودش را لو داد که مسئلهاش اصلا قرآن نیست؛ آنجا که گفت: «اگر این حکم یکبار اجرا شود [معترضان] بعدی غلط میکنند به میدان بیایند». او و کسانی که او را پشت دوربین نشاندند نگران «میدان» بودند نه نگران قرآن.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاسخی کوتاه به پرسشی بلند
▪️دهها دوست و غریبه، پرسیدهاند که نظرت درباره حرفهای کارشناس قرآنِ تلویزیون درباره خشونت در آیه ۳۳ سوره مائده چیست؟ بگذارید قبل از پاسخ به این پرسش تکلیف خودمان را با نکتهای مهمتر مشخص کنیم.
کتابی را که هم امثال من بتوانند به آن استناد کنند هم داعش، قبل از هر کاری باید از قدرت و حکومت دور کرد. در قدم اول اصلا مهم نیست معنای آیه چه باشد. همین که حکومت بتواند وسط اعتراضات مردم به فقر و فساد، این آیه را به تلویزیون بیاورد یعنی با این کتاب نباید حکومت کرد. بسیاری از مسیحیانی که از میانهی قرن نوزدهم بر «جدایی نهاد دین از نهاد قدرت» تاکید کردند دیندارانی بودند که رنج کلیسایی شدنِ قدرت را چشیده بودند و میدانستند «کتاب مقدس» اگر بر کرسی قدرت بنشیند کتاب خطرناکی میشود. در قرآن هم به صراحت آمده است که اگر این کتاب به دست ظالمان بیفتد محصولی جز خسارت ندارد. (آیه ۸۲ سوره اِسراء). این ۴۰سال را نیز باید به خاطر سپرد و حکومتِ ایران فردا را از دین دور نگهداشت.
▪️و اما بعد:
این آیه یکی از ۴۰ آیه در قرآن است که موضوعش «فساد در زمین» است. در تمام این ۴۰ آیه اگر بگردید به این ۵ ویژگی درباره «مفسدان فیالارض» میرسید: کسانی که اهل خونریزی، راهزنی، اختلاس، دزدی و نسلکشیاند. این آیه خشنترین مجازات را برای این جماعت تجویز میکند و حتی میگوید باید آنان را به صلیب کشید. اما فراموش نکنیم که تاریخ بشر (پیش از شرایع یهودی، مسیحی و اسلام تا کنون) سه مرحله را در مهار جرم گذرانده: انتقام، مجازات، پیشگیری. اولی عقبماندهترین روش است و آخری مدرنترین روش. این آیهی انتقامی، متعلق به مرحله اول است و با محصولات عقلیِ انسان امروز در تضاد است. تاریخ مصرف آیات حقوقی و جزائی در همهی متون مقدس پایان یافته؛ حکمتشان را باید خواند و حکمشان را باید کنار گذاشت. قرآن کتابِ ایمان است نه کتاب قانون، حتی اگر برای ۱۴۰۰سال پیش قانونگذاری هم کرده باشد. انسان جدید حق ندارد حتی برای «خونریزی، راهزنی، اختلاس، دزدی و نسلکشی» به خشونتی از جنس صلیب و قطع دست و پا متوسل شود. آن کارشناس قرآن اگر برای آمدن به تلویزیون، سوار شتر شد آنوقت حق دارد به تفسیر شتُری از قرآن بپردازد! بماند که خودش را لو داد که مسئلهاش اصلا قرآن نیست؛ آنجا که گفت: «اگر این حکم یکبار اجرا شود [معترضان] بعدی غلط میکنند به میدان بیایند». او و کسانی که او را پشت دوربین نشاندند نگران «میدان» بودند نه نگران قرآن.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت دیدگاه، «اعتراض مردمی» یا «شورش اوباش»
در سال 98 در دو کشور ایران و عراق که اکثریت جمعیت هر دوی آنها شیعه هستند، ناآرامی های جدی ایجاد می شود
در عراق، آیت الله سیستانی، رهبر شیعیان، این حرکتها را مورد حمایت قرار می دهند، از دولت و سیاستمداران انتقاد می کنند و کشتن معترضان را حرام می دانند
اما در ایران، آیت الله خامنه ای، رهبر شیعیان، ناآرامی ها را شورش می دانند، از سیاستمداران حمایت می کنند و سرکوب چنین حرکت هایی را لازم می شمارند، چرا؟
این تفاوت بخاطر چیست؟
قرآن کریم ، اعتراض مظلومین را به رسمیت شناخته و می فرماید، تنها جایی که خداوند متعال، داد و فریاد و بدگویی را دوست دارد، بدگویی مظلوم به ظالم است.
لاٰ يُحِبُّ اَللّٰهُ اَلْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ اَلْقَوْلِ إِلاّٰ مَنْ ظُلِمَ وَ كٰانَ اَللّٰهُ سَمِيعاً عَلِيماً ﴿۱۴۸﴾
خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر[از] کسى که بر او ستم رفته باشد، و خدا شنواى داناست. (۱۴۸)
یکی از دلایل این تفاوت در قضاوت، این است که روحانیت شیعه در ایران، در صندلی قدرت قرار گرفته ولی در عراق، روحانیت در جایگاه نظارت است. این تفاوت، باعث تفاوت دیدگاه می شود.
دلیل دیگر این است که سیاسیون حاکم، در هر کشوری، همواره گرایش دارند تا اعتراض را، اغتشاش ببینند و معترضان را، اراذل و اوباش!
حتی اگر چنین نباشد، دستگاه های امنیتی طوری امور را برنامه ریزی می کنند که اعتراض به آشوب و بی نظمی و تخریب کشیده شود تا بتوانند آن را سرکوب کنند.
به همین جهت است که روحانیون شیعه در عراق، اعتراض را حق مردم می دانند، حتی اگر اعتراضات با تخریب، آلوده شود
ولی روحانیون شیعه در حکومت ما، به بُعد اعتراضی حرکتهای مردمی، توجه ندارند، و همه اعتراض ها را، محکوم می کنند.
پیشنهاد اصلاحی این است که روحانیون، صندلی قدرت را به سیاستمداران صالحی که منتخب مردم هستند، بسپارند و خودشان به جایگاه تبلیغ دین و نظارت بر قدرت، بازگردند.
البته در شرایط خاص، اگر اصرار و خواست عمومی مردم باشد، حضور روحانیون در حکومت، بد نیست. ولی در شرایط فعلی جامعه ما، تداوم حضور روحانیون به ضرر آنها و به ضرر دینداری مردم است.
✍️محمد سهیلی پور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت دیدگاه، «اعتراض مردمی» یا «شورش اوباش»
در سال 98 در دو کشور ایران و عراق که اکثریت جمعیت هر دوی آنها شیعه هستند، ناآرامی های جدی ایجاد می شود
در عراق، آیت الله سیستانی، رهبر شیعیان، این حرکتها را مورد حمایت قرار می دهند، از دولت و سیاستمداران انتقاد می کنند و کشتن معترضان را حرام می دانند
اما در ایران، آیت الله خامنه ای، رهبر شیعیان، ناآرامی ها را شورش می دانند، از سیاستمداران حمایت می کنند و سرکوب چنین حرکت هایی را لازم می شمارند، چرا؟
این تفاوت بخاطر چیست؟
قرآن کریم ، اعتراض مظلومین را به رسمیت شناخته و می فرماید، تنها جایی که خداوند متعال، داد و فریاد و بدگویی را دوست دارد، بدگویی مظلوم به ظالم است.
لاٰ يُحِبُّ اَللّٰهُ اَلْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ اَلْقَوْلِ إِلاّٰ مَنْ ظُلِمَ وَ كٰانَ اَللّٰهُ سَمِيعاً عَلِيماً ﴿۱۴۸﴾
خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر[از] کسى که بر او ستم رفته باشد، و خدا شنواى داناست. (۱۴۸)
یکی از دلایل این تفاوت در قضاوت، این است که روحانیت شیعه در ایران، در صندلی قدرت قرار گرفته ولی در عراق، روحانیت در جایگاه نظارت است. این تفاوت، باعث تفاوت دیدگاه می شود.
دلیل دیگر این است که سیاسیون حاکم، در هر کشوری، همواره گرایش دارند تا اعتراض را، اغتشاش ببینند و معترضان را، اراذل و اوباش!
حتی اگر چنین نباشد، دستگاه های امنیتی طوری امور را برنامه ریزی می کنند که اعتراض به آشوب و بی نظمی و تخریب کشیده شود تا بتوانند آن را سرکوب کنند.
به همین جهت است که روحانیون شیعه در عراق، اعتراض را حق مردم می دانند، حتی اگر اعتراضات با تخریب، آلوده شود
ولی روحانیون شیعه در حکومت ما، به بُعد اعتراضی حرکتهای مردمی، توجه ندارند، و همه اعتراض ها را، محکوم می کنند.
پیشنهاد اصلاحی این است که روحانیون، صندلی قدرت را به سیاستمداران صالحی که منتخب مردم هستند، بسپارند و خودشان به جایگاه تبلیغ دین و نظارت بر قدرت، بازگردند.
البته در شرایط خاص، اگر اصرار و خواست عمومی مردم باشد، حضور روحانیون در حکومت، بد نیست. ولی در شرایط فعلی جامعه ما، تداوم حضور روحانیون به ضرر آنها و به ضرر دینداری مردم است.
✍️محمد سهیلی پور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی کوتاه وناب از رضا شاه و محمد علی فروغی (نخست وزیر) و جعفرقلی خان سردار اسعد بختیاری (وزیر جنگ) در سال هزار و سیصد و چهار، اولین سال سلطنت رضا شاه.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تظاهرات روحانی علیه دولت!
محمدرضا ستوده/ جهانصنعت
داخلی- منزل حسن روحانی/ صبح جمعه
{ حسن روحانی از خواب بیدار می شود و به دستشویی می رود، دست و صورتش را می شوید و به اعضای خانواده بر سر میز صبحانه ملحق می شود. بعد از خوردن اولین لقمه صدای انفجاری از بیرون می آید.}
روحانی: چی شد؟
پسر: هیچی...واسه بنزینه
روحانی: بنزین منفجر شد؟!
پسر: نه آقاجون..فکر کنم پمپ بنزین بود
روحانی: واقعاً که...چرا باید وقتی ساعت ۹ صبح آدم داره با آرامش صبحونه میخوره یه پمپ بنزین منفجر شه!
دختر: خب وقتی بنزینو سه برابر می کنین، پمپ بنزینو منفجر می کنن دیگه!
روحانی: مگه بنزین گرون شده؟؟
همسر: وا ! مگه خبر نداری؟! دیشب گرون کردین دیگه
روحانی: من گرون کردم؟! من که دیشب خسته و کوفته اومدم ساعت ۱۱ روی مبل خوابم برد...
پسر: پس کی گرون کرده؟
دختر: حتماً کار خودِ مردمه. خودشون گرون کردن. خودشونم دارن پمپ بنزینا رو آتیش میزنن. احتمالاً خودشم به خودشون شلیک کنن!
روحانی: عجبا... من دیشب دیدم نوبخت و زنگنه دارن پچ پچ میکنن! احتمالاً کار اوناس. حالا لیتری چقد شده؟
همسر: ۶۰ لیتر سهمیه لیتری ۱۵۰۰ تومن. بقیه ش لیتری ۳تومن.
روحانی: نامردا... بی وجدانها... دیگه شورشو در آوردن. یعنی چی؟! مگه ما چقد در میاریم که بخوایم لیتری سه تومن پول بالای بنزین بدیم؟
پسر: همینو بگو آقاجون... میخوان کسری بودجه شونو با بنزین تامین کنن
روحانی: دقیقاً.. از فردا گوجه میشه کیلو ۱۵ هزار تومن
همسر: این اداها چیه حسن...تو خودت رییس جمهوری. یعنی کارت به جایی رسیده که توو این مملکت بنزینو گرون میکنن به تو نمیگن؟
روحانی: مگه من رییس جمهورم؟!
دختر: وا آقاجون! نه پس.. توی بادران کار میکنین! داره میشه ۷ سال
روحانی: ۷ ساله من رییس جمهورم؟!
پسر: آره دیگه..
روحانی: سر کارم گذاشتین؟!
پسر: سرکار چیه.. همین چند وقت پیش رفتین سازمان ملل سخنرانی کردین
روحانی: آهااا..آره راستی... راست میگی...هی یادم میره!
{روحانی اندکی به فکر فرو می رود و ناگهان با عصبانیت لقمه گاز زده اش را روی میز می اندازد. نیمی از چایی اش را سر می کشد و از جایش بلند می شود}
روحانی: پاشو پسر...پاشو دیگه سکوت جایز نیس. پاشو دوتا دستمال بردار. چوب، فندک، چماق هر چی داریم بردار بریم..
دختر: کجا؟
روحانی: هر چقد سکوت کنیم بیشتر سوارمون میشن دخترم. اگه اعتراض نکنیم هر بلایی بخوان سرمون میارن!
پسر: یه کم صبر کن آقاجون. اینجور موقعها معمولاً از آمریکا و عربستان و زنگ میزنن بهمون میگن که دقیقاً چیکار کنیم!
روحانی: ولشون کن باباجون اونا دلشون واسه ما نسوخته.. خودمون باید یه کاری بکنیم. من خودم بلدم.
دختر: چیکار میخوای بکنین آقاجون؟!
روحانی: بانک آتیش میزنیم، تیر چراغ برق خم میکنیم. شیشه ایستگاه اتوبوس میاریم پایین... قبلا توسط آمریکاییها آموزش دیدم.
همسر: ول کن... نرو بیرون...مردم فکر میکنن تو بنزینو گرون کردی. نمیدونن که خودتم خبر نداشتی. میگیرن آتیشت میزنن.
روحانی: هفته دیگه توی جلسه شورای اداری آذربایجان شرقی برای همه توضیح میدم که من در جریان نبودم. ولی الان نمیتونم بشینم و سکوت کنم..دیگه به اینجام رسیده..
دختر: اگرم اعتراضی به نحوه اداره کشور دارین باید مسالمت آمیز باشه. این کارا درست نیس.
روحانی: پس صورتمو می پوشونم میرم جلوی پاستور بست میشینم. انقد اونجا تحصن می کنم تا از ریاست جمهوری استعفا بدم!
پسر: آقاجون نزدیک ریاست جمهوری بشین میگیرنتون
دختر: راست میگه. عمو فریدون رو که گرفتن. شما رو هم میگیرن فامیل بی کس و کار میشه.
روحانی: مهم نیس. این وضع غیرقابل تحمله. مرگ یه بار شیون یه بار.. ۷ ساله این همه وعده دادم به یکیش عمل نکردم. یه روده راست توی شکمم نیس. هر چی میگم برعکسش میشه. یه مملکتی که درست کردم که توش بنزین سه برابر میشه ولی خودم خبر ندارم. دیگه طاقتم تموم شده. انقد میشینم جلوی ریاست جمهوری تا یه فکری به حال خودم بکنم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تظاهرات روحانی علیه دولت!
محمدرضا ستوده/ جهانصنعت
داخلی- منزل حسن روحانی/ صبح جمعه
{ حسن روحانی از خواب بیدار می شود و به دستشویی می رود، دست و صورتش را می شوید و به اعضای خانواده بر سر میز صبحانه ملحق می شود. بعد از خوردن اولین لقمه صدای انفجاری از بیرون می آید.}
روحانی: چی شد؟
پسر: هیچی...واسه بنزینه
روحانی: بنزین منفجر شد؟!
پسر: نه آقاجون..فکر کنم پمپ بنزین بود
روحانی: واقعاً که...چرا باید وقتی ساعت ۹ صبح آدم داره با آرامش صبحونه میخوره یه پمپ بنزین منفجر شه!
دختر: خب وقتی بنزینو سه برابر می کنین، پمپ بنزینو منفجر می کنن دیگه!
روحانی: مگه بنزین گرون شده؟؟
همسر: وا ! مگه خبر نداری؟! دیشب گرون کردین دیگه
روحانی: من گرون کردم؟! من که دیشب خسته و کوفته اومدم ساعت ۱۱ روی مبل خوابم برد...
پسر: پس کی گرون کرده؟
دختر: حتماً کار خودِ مردمه. خودشون گرون کردن. خودشونم دارن پمپ بنزینا رو آتیش میزنن. احتمالاً خودشم به خودشون شلیک کنن!
روحانی: عجبا... من دیشب دیدم نوبخت و زنگنه دارن پچ پچ میکنن! احتمالاً کار اوناس. حالا لیتری چقد شده؟
همسر: ۶۰ لیتر سهمیه لیتری ۱۵۰۰ تومن. بقیه ش لیتری ۳تومن.
روحانی: نامردا... بی وجدانها... دیگه شورشو در آوردن. یعنی چی؟! مگه ما چقد در میاریم که بخوایم لیتری سه تومن پول بالای بنزین بدیم؟
پسر: همینو بگو آقاجون... میخوان کسری بودجه شونو با بنزین تامین کنن
روحانی: دقیقاً.. از فردا گوجه میشه کیلو ۱۵ هزار تومن
همسر: این اداها چیه حسن...تو خودت رییس جمهوری. یعنی کارت به جایی رسیده که توو این مملکت بنزینو گرون میکنن به تو نمیگن؟
روحانی: مگه من رییس جمهورم؟!
دختر: وا آقاجون! نه پس.. توی بادران کار میکنین! داره میشه ۷ سال
روحانی: ۷ ساله من رییس جمهورم؟!
پسر: آره دیگه..
روحانی: سر کارم گذاشتین؟!
پسر: سرکار چیه.. همین چند وقت پیش رفتین سازمان ملل سخنرانی کردین
روحانی: آهااا..آره راستی... راست میگی...هی یادم میره!
{روحانی اندکی به فکر فرو می رود و ناگهان با عصبانیت لقمه گاز زده اش را روی میز می اندازد. نیمی از چایی اش را سر می کشد و از جایش بلند می شود}
روحانی: پاشو پسر...پاشو دیگه سکوت جایز نیس. پاشو دوتا دستمال بردار. چوب، فندک، چماق هر چی داریم بردار بریم..
دختر: کجا؟
روحانی: هر چقد سکوت کنیم بیشتر سوارمون میشن دخترم. اگه اعتراض نکنیم هر بلایی بخوان سرمون میارن!
پسر: یه کم صبر کن آقاجون. اینجور موقعها معمولاً از آمریکا و عربستان و زنگ میزنن بهمون میگن که دقیقاً چیکار کنیم!
روحانی: ولشون کن باباجون اونا دلشون واسه ما نسوخته.. خودمون باید یه کاری بکنیم. من خودم بلدم.
دختر: چیکار میخوای بکنین آقاجون؟!
روحانی: بانک آتیش میزنیم، تیر چراغ برق خم میکنیم. شیشه ایستگاه اتوبوس میاریم پایین... قبلا توسط آمریکاییها آموزش دیدم.
همسر: ول کن... نرو بیرون...مردم فکر میکنن تو بنزینو گرون کردی. نمیدونن که خودتم خبر نداشتی. میگیرن آتیشت میزنن.
روحانی: هفته دیگه توی جلسه شورای اداری آذربایجان شرقی برای همه توضیح میدم که من در جریان نبودم. ولی الان نمیتونم بشینم و سکوت کنم..دیگه به اینجام رسیده..
دختر: اگرم اعتراضی به نحوه اداره کشور دارین باید مسالمت آمیز باشه. این کارا درست نیس.
روحانی: پس صورتمو می پوشونم میرم جلوی پاستور بست میشینم. انقد اونجا تحصن می کنم تا از ریاست جمهوری استعفا بدم!
پسر: آقاجون نزدیک ریاست جمهوری بشین میگیرنتون
دختر: راست میگه. عمو فریدون رو که گرفتن. شما رو هم میگیرن فامیل بی کس و کار میشه.
روحانی: مهم نیس. این وضع غیرقابل تحمله. مرگ یه بار شیون یه بار.. ۷ ساله این همه وعده دادم به یکیش عمل نکردم. یه روده راست توی شکمم نیس. هر چی میگم برعکسش میشه. یه مملکتی که درست کردم که توش بنزین سه برابر میشه ولی خودم خبر ندارم. دیگه طاقتم تموم شده. انقد میشینم جلوی ریاست جمهوری تا یه فکری به حال خودم بکنم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فی الواقع مجلس تفاوت چندانی با قوه مجریه یا هیئت دولت نداشت
نمایندگان نیز همچون کارگزاران صرفا گوش به فرمان ملوکانه بودن
منتظر بودن اعلیحضرت چه فرموده تا همان را تصویب کنند.
مجلس در یک کلام مطیع"اوامر ملوکانه"بود
و در هر انتخاباتی وزارت کشور و فرماندهان لشکر زمینه راهیابی نمایندگان دربار را فراهم می کردند.
به سال های پایانی رضاشاه که می رسیم ، همه فکر و ذکر مسئولان اجرای اوامر ملوکانه و حفظ جایگاهشان در هرم قدرت است.
چون تنها رأیی که وجود دارد از آن شاه است .
و معماران ایران نوین یا از میان رفته اند یا در حصر حبس و یا تبعید به سر می برند و یا در بهترین حالت خانه نشینند.
#رضا_شاه
#صادق_زیباکلام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فی الواقع مجلس تفاوت چندانی با قوه مجریه یا هیئت دولت نداشت
نمایندگان نیز همچون کارگزاران صرفا گوش به فرمان ملوکانه بودن
منتظر بودن اعلیحضرت چه فرموده تا همان را تصویب کنند.
مجلس در یک کلام مطیع"اوامر ملوکانه"بود
و در هر انتخاباتی وزارت کشور و فرماندهان لشکر زمینه راهیابی نمایندگان دربار را فراهم می کردند.
به سال های پایانی رضاشاه که می رسیم ، همه فکر و ذکر مسئولان اجرای اوامر ملوکانه و حفظ جایگاهشان در هرم قدرت است.
چون تنها رأیی که وجود دارد از آن شاه است .
و معماران ایران نوین یا از میان رفته اند یا در حصر حبس و یا تبعید به سر می برند و یا در بهترین حالت خانه نشینند.
#رضا_شاه
#صادق_زیباکلام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 موسیقی
مونیکا جلیلی،
بانوی آمریکائیالاصل مقیم نیویورک،
با بازخوانی ترانههای فارسی، میکوشد جلوههائی از موسیقی ایرانی را عرضه کند..
اجرایی بسیار زیبا از آهنگِ:
"نازنین مریم"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مونیکا جلیلی،
بانوی آمریکائیالاصل مقیم نیویورک،
با بازخوانی ترانههای فارسی، میکوشد جلوههائی از موسیقی ایرانی را عرضه کند..
اجرایی بسیار زیبا از آهنگِ:
"نازنین مریم"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
🌐جان لاک فیلسوف لیبرال و حق انقلاب و شورش علیه استبداد🌐
📍لاک معتقد است مبنای دولت مشروع در شرایط مقتضی شورش را توجیه میکند.
نافرمانی مدنی از دیرباز در سنت فکری آنگلوساکسون بیشتر معمول بوده است یعنی قانونشکنی تعمدی به منظور پیشبرد آرمانی که حق تلقی می شد.لاک اما از انقلاب مسلحانه تمام عیار سخن میگوید.نافرمانی مدنی همچون انقلاب نمی تواند دولت را به کل ساقط کند و رویکردی اصلاحطلب دارد.
◽️اما انقلاب سیاسی چیست؟در دو حوزۀ گسترده تغییرات انقلابی روی می دهد:تغییر در کسانی که حکومت میکنند و تغییر در ساختارها و نهادهایی که فرایند سیاسی بر اساس آنان رخ میدهد در جامعه ایی که دیگر نهادهای موجود مشروعیت ندارند.
☑️از منظر لاک حکومت مناسب و مشروع دو شرط را محقق ساخته است:اول اینکه با ارجاع به قانون اساسی جامعه سیاسی،اعضای دولت،اشخاص مناسبی برای تصدی سیاسی مورد نظر باشد.دوم اینکه همچنان به این دولت «اعتماد» داشته باشند.بدون این اعتماد آن شکل قانونی برای آن قدرت سیاسی مشروعیت ندارد.پس در شرایطی زمینۀ شورش فراهم می شود که اکثریت اجتماع به قدرت رژیم بی اعتماد شده باشند.در این شرایط اگر صاحبان قدرت خود کنار نرودند و به زور به قدرت بچسبند و مردم را به چیزی نگیرند یک شورش یا انقلاب به وجود خواهد آمد.
لاک با تیزبینی تبینی نو از شورش ارائه میکند:شورش به دلیل این نیست که مردم قبلن کسی را پذیرفته بودند و اکنون دیگر آن را حکومت خود نمی دانند بلکه این حاکمان قبلی هستند که علیه مردم شورش کرده اند و به اعتماد آنان خیانت ورزیده اند.
لاک می گوید:
"نظریۀ اعطای قدرت به مردم برای تامین امنیت شان با یک امر قانونی جدید زمانی که قانونگذاران(سابق)با هجوم به مالکیتت آنها بر خلاف اعتمادشان عمل کنند،بهترین حصار دفاعی در مقابل شورش و محتملترین وسیله برای ممانعت از آن است".
📍لاک مبناهایی برای شورش توجیه پذیر دارد:
1️⃣-حکومت نتواند قانون طبیعی را اجرا کند.نقض حقوق طبیعی مثل نسل کشی نازی ها که اعمالیست که از جانب حکومت نامشروع است.مالکیتِ فرد در دید لاک به زندگی،آزادی و اموال اشاره دارد نه فقط بحث مادی دارایی ها.نقض این مالکیتها زمینه شورش را فراهم می آورد.هیچ حکومتی حق ندارد در امانت خیانت کند و قدرتی که به ایشان واگذار شده را دلبخواهی و مستبدانه استفاده کند.زیرا هیچ فردی در وضع طبیعی حق چنین اقدامی را ندارد و کل قدرتی که یک حکومت دارد،باید از ناحیۀ مردم باشد.البته او به روشنی می گوید هر سو مدیریت کوچکی به انقلاب منجر نمی شود.دیگری ناتوانی غیرمغرضانه است که به شورش می رسد.
2️⃣-حکومت نتواند خیر عمومی را پیش ببرد.ناتوانی در تحقق خیر جمعی و یافتن راه حل برای ناخرسندی های وضع طبیعی آنگونه که مقصود کسانی بوده است که قرارداد اولیه را ایجاد کرده اند.حکومت باید از مالکیت فرد دفاع کند.حفاظت و سلامت کلِ جامعه هدف لاک است و خودی و غیرخودی مثل حکومتهای استبدادی در این دیدگاه بی معناست.
3️⃣- حکومت اعتماد را از دست بدهد.لاک صراحتن می گوید:"حکومت قدرت اجرای قانون طبیعی را بر پایۀ اعتمادِ اکثریت اجتماع اِعمال میکند."همچنین در صورت لزوم شهروندان تحت اِعمال قدرت ناحق،حق دارند در مقابل آن مقاومت کنند.مثلن از نمونه های اخیر به رومانی و آلمان شرقی علیه کمونیستها اشاره کرد.اگر دولت قدرت را مرجعیت دیگر مثل دولت خارجی واگذار کند و با قدرتی که مردم به او تفویض کرده اند،هر جور دلش می خواهد رفتار کند، مشروعیت خود را از دست می دهد.
4️⃣-حکومت نتواند در چهارچوب قوانین وضع شده عمل کند.قانون از دید لاک چهارچوبیست که حکومت حق تخطی از آن را ندارد.مثل تلاش برای ممانعت از تشکیل پارلمان یا ضبط کردن نا عادلانه مالکیت توسط قوه مجریه بدون تصدیق مجلس
===========
حق شورش و #انقلاب که جان لاک در نظر میگیرد چیزیست که توماس هابز با آن مخالف است.
⏹لاک میگوید:مردمی که بیشتر گرایش به رنج کشیدن دارند تا احقاق حقِ خود با مقاومت،آماده شورش نخواهند بود.نمونه های بی عدالتی موردی یا ظلم پراکنده بر یک فرد بدبخت مردم را به حرکت وا نمیدارد.اما اگر آنها بر اساس شواهد متقن به این اعتقاد برسند که این طرح ها با آزادی های آنان منافات داردو روند و گرایش امور تنها باعث بدگمانی و سوظن شدید در مورد نیات پلید حاکمان شود آنگاه چه شرمندگی( برای شورش و انقلاب) بر جای می ماند؟
◽️پدران بنیانگذار آمریکا نیز همین #حق_انقلاب لاک را مشروعیت بخشیده اند.
منبع: کافه اندیشه
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
🌐جان لاک فیلسوف لیبرال و حق انقلاب و شورش علیه استبداد🌐
📍لاک معتقد است مبنای دولت مشروع در شرایط مقتضی شورش را توجیه میکند.
نافرمانی مدنی از دیرباز در سنت فکری آنگلوساکسون بیشتر معمول بوده است یعنی قانونشکنی تعمدی به منظور پیشبرد آرمانی که حق تلقی می شد.لاک اما از انقلاب مسلحانه تمام عیار سخن میگوید.نافرمانی مدنی همچون انقلاب نمی تواند دولت را به کل ساقط کند و رویکردی اصلاحطلب دارد.
◽️اما انقلاب سیاسی چیست؟در دو حوزۀ گسترده تغییرات انقلابی روی می دهد:تغییر در کسانی که حکومت میکنند و تغییر در ساختارها و نهادهایی که فرایند سیاسی بر اساس آنان رخ میدهد در جامعه ایی که دیگر نهادهای موجود مشروعیت ندارند.
☑️از منظر لاک حکومت مناسب و مشروع دو شرط را محقق ساخته است:اول اینکه با ارجاع به قانون اساسی جامعه سیاسی،اعضای دولت،اشخاص مناسبی برای تصدی سیاسی مورد نظر باشد.دوم اینکه همچنان به این دولت «اعتماد» داشته باشند.بدون این اعتماد آن شکل قانونی برای آن قدرت سیاسی مشروعیت ندارد.پس در شرایطی زمینۀ شورش فراهم می شود که اکثریت اجتماع به قدرت رژیم بی اعتماد شده باشند.در این شرایط اگر صاحبان قدرت خود کنار نرودند و به زور به قدرت بچسبند و مردم را به چیزی نگیرند یک شورش یا انقلاب به وجود خواهد آمد.
لاک با تیزبینی تبینی نو از شورش ارائه میکند:شورش به دلیل این نیست که مردم قبلن کسی را پذیرفته بودند و اکنون دیگر آن را حکومت خود نمی دانند بلکه این حاکمان قبلی هستند که علیه مردم شورش کرده اند و به اعتماد آنان خیانت ورزیده اند.
لاک می گوید:
"نظریۀ اعطای قدرت به مردم برای تامین امنیت شان با یک امر قانونی جدید زمانی که قانونگذاران(سابق)با هجوم به مالکیتت آنها بر خلاف اعتمادشان عمل کنند،بهترین حصار دفاعی در مقابل شورش و محتملترین وسیله برای ممانعت از آن است".
📍لاک مبناهایی برای شورش توجیه پذیر دارد:
1️⃣-حکومت نتواند قانون طبیعی را اجرا کند.نقض حقوق طبیعی مثل نسل کشی نازی ها که اعمالیست که از جانب حکومت نامشروع است.مالکیتِ فرد در دید لاک به زندگی،آزادی و اموال اشاره دارد نه فقط بحث مادی دارایی ها.نقض این مالکیتها زمینه شورش را فراهم می آورد.هیچ حکومتی حق ندارد در امانت خیانت کند و قدرتی که به ایشان واگذار شده را دلبخواهی و مستبدانه استفاده کند.زیرا هیچ فردی در وضع طبیعی حق چنین اقدامی را ندارد و کل قدرتی که یک حکومت دارد،باید از ناحیۀ مردم باشد.البته او به روشنی می گوید هر سو مدیریت کوچکی به انقلاب منجر نمی شود.دیگری ناتوانی غیرمغرضانه است که به شورش می رسد.
2️⃣-حکومت نتواند خیر عمومی را پیش ببرد.ناتوانی در تحقق خیر جمعی و یافتن راه حل برای ناخرسندی های وضع طبیعی آنگونه که مقصود کسانی بوده است که قرارداد اولیه را ایجاد کرده اند.حکومت باید از مالکیت فرد دفاع کند.حفاظت و سلامت کلِ جامعه هدف لاک است و خودی و غیرخودی مثل حکومتهای استبدادی در این دیدگاه بی معناست.
3️⃣- حکومت اعتماد را از دست بدهد.لاک صراحتن می گوید:"حکومت قدرت اجرای قانون طبیعی را بر پایۀ اعتمادِ اکثریت اجتماع اِعمال میکند."همچنین در صورت لزوم شهروندان تحت اِعمال قدرت ناحق،حق دارند در مقابل آن مقاومت کنند.مثلن از نمونه های اخیر به رومانی و آلمان شرقی علیه کمونیستها اشاره کرد.اگر دولت قدرت را مرجعیت دیگر مثل دولت خارجی واگذار کند و با قدرتی که مردم به او تفویض کرده اند،هر جور دلش می خواهد رفتار کند، مشروعیت خود را از دست می دهد.
4️⃣-حکومت نتواند در چهارچوب قوانین وضع شده عمل کند.قانون از دید لاک چهارچوبیست که حکومت حق تخطی از آن را ندارد.مثل تلاش برای ممانعت از تشکیل پارلمان یا ضبط کردن نا عادلانه مالکیت توسط قوه مجریه بدون تصدیق مجلس
===========
حق شورش و #انقلاب که جان لاک در نظر میگیرد چیزیست که توماس هابز با آن مخالف است.
⏹لاک میگوید:مردمی که بیشتر گرایش به رنج کشیدن دارند تا احقاق حقِ خود با مقاومت،آماده شورش نخواهند بود.نمونه های بی عدالتی موردی یا ظلم پراکنده بر یک فرد بدبخت مردم را به حرکت وا نمیدارد.اما اگر آنها بر اساس شواهد متقن به این اعتقاد برسند که این طرح ها با آزادی های آنان منافات داردو روند و گرایش امور تنها باعث بدگمانی و سوظن شدید در مورد نیات پلید حاکمان شود آنگاه چه شرمندگی( برای شورش و انقلاب) بر جای می ماند؟
◽️پدران بنیانگذار آمریکا نیز همین #حق_انقلاب لاک را مشروعیت بخشیده اند.
منبع: کافه اندیشه
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
روزی برای نادرشاه کبکی آوردند که یکی از پاهایش لنگ بود. فروشنده قیمت کبک را ۳۰۰ سکه طلا تعیین کرده بود که موجب تعجب همگان گردید! نادر علت قیمت بالای کبک را پرسید و فروشنده چنین پاسخ داد:
“این کبک با سایر کبکها تفاوت دارد! هنگامی که برای کبکها دام پهن میکنیم، این کبک را نزدیک دام رها میکنیم تا با صدای خوشی که دارد سایر کبکها را به سوی دام بکشد. تا امروز توانستهایم با کمک این کبک، کبکهای بسیاری را شکار کنیم”
نادر دستور داد تا کبک را بخرند! هنگامی که کبک را به دست نادر دادند ناگاه تیغی بر گردن کبک زد و سر از تنش جدا کرد! فروشنده که شاهد این ماجرا بود با شگفتی علت را پرسید. نادر پاسخ داد “هرکس دوستان خود را بفروشد باید سر از تنش جدا کرد...”
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
“این کبک با سایر کبکها تفاوت دارد! هنگامی که برای کبکها دام پهن میکنیم، این کبک را نزدیک دام رها میکنیم تا با صدای خوشی که دارد سایر کبکها را به سوی دام بکشد. تا امروز توانستهایم با کمک این کبک، کبکهای بسیاری را شکار کنیم”
نادر دستور داد تا کبک را بخرند! هنگامی که کبک را به دست نادر دادند ناگاه تیغی بر گردن کبک زد و سر از تنش جدا کرد! فروشنده که شاهد این ماجرا بود با شگفتی علت را پرسید. نادر پاسخ داد “هرکس دوستان خود را بفروشد باید سر از تنش جدا کرد...”
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه باید درباره آنفولانزا و راههای مقابله با آن بدانیم . تا کنون ۵۶ نفر جان باختند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
flu_and_you_farsi.pdf
2.9 MB
'مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا این پیدیاف ۶صفحهای فارسی در مورد آنفلوانزا رو گذاشته روی سایتش. دانلودش کنید و برای عزیزانتون هم بفرستید. خطر آنفلوانزا رو جدی بگیرید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تدبیر تو کشتار جوانان وطن بود
امید تو سوزاندن آهوی خُتن بود
آن دسته کلید تو ،بخورد بر در زندان بر زیر عبای تو دو صد قفل و رسن بود
آنی تو بکردی که نکرد هیچ مسلمان
جای عمر و شمر لعین بر تو حسن بود
رسن : ریسمان
#ابراهیم_روزبهانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امید تو سوزاندن آهوی خُتن بود
آن دسته کلید تو ،بخورد بر در زندان بر زیر عبای تو دو صد قفل و رسن بود
آنی تو بکردی که نکرد هیچ مسلمان
جای عمر و شمر لعین بر تو حسن بود
رسن : ریسمان
#ابراهیم_روزبهانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
《از خون جوانان وطن لاله دمیده》
با صدای #محمدرضا_هدایتی
سکانسی از سریال" #در_چشم_باد"
به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به یغما همه سیم و زر ایران
#عارف_قزوینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با صدای #محمدرضا_هدایتی
سکانسی از سریال" #در_چشم_باد"
به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به یغما همه سیم و زر ایران
#عارف_قزوینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درود بر شما یاران همراه
برای دوستانی که ما رو با رمان های صوتی همراهی میکنند ،کتاب طنز ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید نوشته آقای ایرج پزشکزاد رو آماده کردم که بعد از پایان کتاب پانزده جلدی و سنگین تاریخ طبری میچسبه
گوارای وجودتون😊❤️
برای دوستانی که ما رو با رمان های صوتی همراهی میکنند ،کتاب طنز ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید نوشته آقای ایرج پزشکزاد رو آماده کردم که بعد از پایان کتاب پانزده جلدی و سنگین تاریخ طبری میچسبه
گوارای وجودتون😊❤️
ماشاءالله خان در دربار هارون الرشید ۱
ایرج پزشکزاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کارگران مالیات بدهند اما سلبریتیها خیر؟!
منبع :افتاب یزد
نکته ظریف (چرا کارگران و کارمندان با حقوق های کم!! باید مالیات بدهند!! اما سلبریتی ها نه) اگر موضوع معافیت از مالیات باشد کارگران در اولویت این لیست قرار میگیرند ! امری که توسط دولتمردان مغفول مانده جناب اقای نوبخت
اخیرا این موضوع در فضای مجازی جنجال به پا کرده است. به دستور محمدباقر نوبخت در خصوص پیش نویس یکی از تبصره های لایحه بودجه ۹۹ که بر اساس یکی از بندهای آن «تمامی فعالیتهای انتشاراتی و مطبوعاتی، فرهنگی و هنری دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشمول ۵۰ درصد معافیت مالیاتی میباشند.» اما این بند با دستور نوبخت حذف شد و فعالیتهای مزبور کماکان از معافیت صد درصدی برخوردار خواهند بود.
حذف مالیات سلبریتیها درحالی است که کارگران با اینکه حقوق ناچیزی میگیرند باید 10 درصد مالیات بپردازند و کارمندان پیش از اینکه حقوقی دریافت کنند مالیات از حقوقشان کسر میشود. به نظر میرسد که دولت به جای این معافیتهای مالیاتی باید ساز و کاری را در نظر بگیرد که هر کس در هر جایگاهی خود را موظف به پرداخت مالیات بداند؛ اگر موضوع معافیت از مالیات باشد، کارگران در اولویت این لیست قرار میگیرند و این دقیقا موضوعی است که از نگاه مسئولین امر مغفول واقع شده است.
دنیای وارونه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کارگران مالیات بدهند اما سلبریتیها خیر؟!
منبع :افتاب یزد
نکته ظریف (چرا کارگران و کارمندان با حقوق های کم!! باید مالیات بدهند!! اما سلبریتی ها نه) اگر موضوع معافیت از مالیات باشد کارگران در اولویت این لیست قرار میگیرند ! امری که توسط دولتمردان مغفول مانده جناب اقای نوبخت
اخیرا این موضوع در فضای مجازی جنجال به پا کرده است. به دستور محمدباقر نوبخت در خصوص پیش نویس یکی از تبصره های لایحه بودجه ۹۹ که بر اساس یکی از بندهای آن «تمامی فعالیتهای انتشاراتی و مطبوعاتی، فرهنگی و هنری دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشمول ۵۰ درصد معافیت مالیاتی میباشند.» اما این بند با دستور نوبخت حذف شد و فعالیتهای مزبور کماکان از معافیت صد درصدی برخوردار خواهند بود.
حذف مالیات سلبریتیها درحالی است که کارگران با اینکه حقوق ناچیزی میگیرند باید 10 درصد مالیات بپردازند و کارمندان پیش از اینکه حقوقی دریافت کنند مالیات از حقوقشان کسر میشود. به نظر میرسد که دولت به جای این معافیتهای مالیاتی باید ساز و کاری را در نظر بگیرد که هر کس در هر جایگاهی خود را موظف به پرداخت مالیات بداند؛ اگر موضوع معافیت از مالیات باشد، کارگران در اولویت این لیست قرار میگیرند و این دقیقا موضوعی است که از نگاه مسئولین امر مغفول واقع شده است.
دنیای وارونه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
«همۀ اهل ایران عیال منند!»
محبوبیت کریمخان زند در تاریخ ایران بینظیر است. چرا کریمخان، این شاه بیتاج که خود را «وکیل رعایا» میخواند، چنین محبوب بود و ماند؟ کریمخان لر بود، متولد ملایر. همۀ بزرگیاش در سادگیاش بود. او پیچیده نبود، بیغل و غش و از جهت شخصیت فرقی با عوام نداشت، حتی درس نخوانده بود و بیسواد بود. اما همان سادگی عوام را تا درجۀ شاهی با خود حمل کرده بود و همین از او شخصیتی بینظیر ساخته بود. اینکه او تاج بر سر نمینهاد، از تظاهر و ریا نبود، بلکه سیرت شاهانه را بر سیمای ملوکانه ترجیح میداد. اگر بر زیلو مینشست، تزویر نبود. اگر ردایی ساده بر دوش و شالی مندرس بر کمر داشت، از زهدفروشی نبود، روح مردانگی را از خودآرایی عاری میدانست. او جنگاوری بود که خود را پدر رعیت و پدر مردم میدانست. چونان حکیم و جامعهشناسی خودآموخته اهل تدابیر عملی بود.
کریمخان اصلاً آدم متشرعی نبود. شیعه بود و ارادت دینی داشت. سکه ضرب کرده بود و بر سکه نوشته بود: «تا زر و سیم در جهان باشد / سکۀ صاحبالزمان باشد» و مُهر و نشانش این جمله بود: «یا من هو بمن رجاهُ کریم». اما بسیار اهل میگساری و طرب بود و از پیچاندن بازو در کمرگاه زیبارویان لولیوش خسته نمیشد.
آنچه کریمخان را اسطورهای ستایشبرانگیز کرد مردمداری و سخاوتش نسبت به زیردستانش بود. این مرد از آزمندی سیاسی و اقتصادی به دور بود و دستش در جیب رعیت نبود.
اواخر حکومتش مزارع فارس دچار آفت ملخ شد و در اصفهان نیز آفت سِن به جان کشتزارها افتاد. همین باعث شد قیمت گندم حدوداً ده برابر شود، از ۲۵ دینار به ۲۰۰ تا ۲۵۰ دینار رسید. کریمخان دستور داد در اصفهان ذخیرۀ دولتی گندم در چهار مکان در هر مکان با صد ترازو به مردم فروخته شود، هر من گندم دویست دینار و هر من جو صد دینار. برای احتیاط ذخیرۀ گندم شیراز را استفاده نکرد و دستور داد هر چه شتر و قاطر و اولاغ در دستگاه دولت است به آذربایجان و ری و قزوین برود و گندم آورد. با این انتقال قیمت هر من گندم به ۱.۴۰۰ دینار رسید.
کریمخان از مشاوران خود پرسید چه باید کرد. به او توصیه کردند دولت گندم را هر من ۱.۵۰۰ دینار بفروشد تا دولت هم سودی بکند. کریمخان از خشم بلندبلند خندید و گفت: «یک دکان حنّاطی [= گندمفروشی] هم برای ما بگشایید!... مانند شیر ژیان غرید و فرمود ما لشکر و رعیت خود را مانند اولاد خود دوست میداریم و همۀ اهل ایران عیال منند!» کریمخان مقرر کرد گندم هر من دویست و هر من جو صد دینار فروخته شود و ضرر آن از خزانۀ دولت تأمین شود (نقل از رستمالتواریخ).
از سخاوتمندی کریمخان بسیار گفتهاند. وقتی دیوار شهر شیراز را ۱۲.۰۰۰ کارگر میساختند، هنگام حفاری سکههای اشرفی فراوانی یافت شد. او به جای مصادرۀ سکه و به جیب زدن آن (به نام دولت و به کام خود)، سکهها را میان همان کارگران تقسیم کرد.
کریمخان جایی را که فتح میکرد غارت نمیکرد و میکوشید حقوق سربازانش را بدهد تا به اموال مردم دستدرازی نکنند. مردان جنگاور گاه مدتهای طولانی از خانه دورند و همین باعث میشود غریزۀ جنسی به آنها فشار آورد، نتیجه این است که همواره در تاریخ سربازان و لشکریان اگر فرصت مییافتند دامن به تجاوزگری به نوامیس مردم میآلودند. کریمخان برای جلوگیری از دستدرازی به زنهای منطقۀ جنگ همواره روسپیانی در سپاه خود همراه داشت. باز در رستمالتواریخ میخوانیم: «والاجاه کریمخان... در حضر و سفر با موکب خود، بر سبیل ضرورت، افواجِ فیوج [= کولیان] و فواحش بسیار به جهت لشکریان میداشت و لولیان شهرآشوب و دلربا و ارباب طرب با اردوی خود همهجا میبرد.»
از زندوستی کریمخان هم داستانها بسیار گفتهاند، از عشق او در ۷۵ سالگی به شاخنبات، از بیشفعالی جنسی او... اهل بزم و شراب هم بود، هر شب، در جنگ و صلح. اما او شادی و طرب را برای خود و دیگران میخواست. در روضةالصفای ناصری (جلد ۹، ص ۱۲۵) در این باره آمده است، او همیشه میکوشید رعیت او نیز کموبیش تا جایی که امکان دارد شاد باشد. شبها بر پشتبام به شهر گوش میداد، اگر صدای موسیقی و شادی میشنید، راضی بود، اما اگر صدای شادی نمیشنید روز بعد علت آن را جویا میشد.
پینوشت:
منابع: رستمالتواریخ، صفحات ۳۳۱؛ ۴۲۰-۴۲۲. «کریمخان زند»، عبدالحسین نوایی، ص ۲۲۸؛ «کریمخان زند و زمانۀ او»، پرویز رجبی، صفحات ۱۱۵-۱۲۷.
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
«همۀ اهل ایران عیال منند!»
محبوبیت کریمخان زند در تاریخ ایران بینظیر است. چرا کریمخان، این شاه بیتاج که خود را «وکیل رعایا» میخواند، چنین محبوب بود و ماند؟ کریمخان لر بود، متولد ملایر. همۀ بزرگیاش در سادگیاش بود. او پیچیده نبود، بیغل و غش و از جهت شخصیت فرقی با عوام نداشت، حتی درس نخوانده بود و بیسواد بود. اما همان سادگی عوام را تا درجۀ شاهی با خود حمل کرده بود و همین از او شخصیتی بینظیر ساخته بود. اینکه او تاج بر سر نمینهاد، از تظاهر و ریا نبود، بلکه سیرت شاهانه را بر سیمای ملوکانه ترجیح میداد. اگر بر زیلو مینشست، تزویر نبود. اگر ردایی ساده بر دوش و شالی مندرس بر کمر داشت، از زهدفروشی نبود، روح مردانگی را از خودآرایی عاری میدانست. او جنگاوری بود که خود را پدر رعیت و پدر مردم میدانست. چونان حکیم و جامعهشناسی خودآموخته اهل تدابیر عملی بود.
کریمخان اصلاً آدم متشرعی نبود. شیعه بود و ارادت دینی داشت. سکه ضرب کرده بود و بر سکه نوشته بود: «تا زر و سیم در جهان باشد / سکۀ صاحبالزمان باشد» و مُهر و نشانش این جمله بود: «یا من هو بمن رجاهُ کریم». اما بسیار اهل میگساری و طرب بود و از پیچاندن بازو در کمرگاه زیبارویان لولیوش خسته نمیشد.
آنچه کریمخان را اسطورهای ستایشبرانگیز کرد مردمداری و سخاوتش نسبت به زیردستانش بود. این مرد از آزمندی سیاسی و اقتصادی به دور بود و دستش در جیب رعیت نبود.
اواخر حکومتش مزارع فارس دچار آفت ملخ شد و در اصفهان نیز آفت سِن به جان کشتزارها افتاد. همین باعث شد قیمت گندم حدوداً ده برابر شود، از ۲۵ دینار به ۲۰۰ تا ۲۵۰ دینار رسید. کریمخان دستور داد در اصفهان ذخیرۀ دولتی گندم در چهار مکان در هر مکان با صد ترازو به مردم فروخته شود، هر من گندم دویست دینار و هر من جو صد دینار. برای احتیاط ذخیرۀ گندم شیراز را استفاده نکرد و دستور داد هر چه شتر و قاطر و اولاغ در دستگاه دولت است به آذربایجان و ری و قزوین برود و گندم آورد. با این انتقال قیمت هر من گندم به ۱.۴۰۰ دینار رسید.
کریمخان از مشاوران خود پرسید چه باید کرد. به او توصیه کردند دولت گندم را هر من ۱.۵۰۰ دینار بفروشد تا دولت هم سودی بکند. کریمخان از خشم بلندبلند خندید و گفت: «یک دکان حنّاطی [= گندمفروشی] هم برای ما بگشایید!... مانند شیر ژیان غرید و فرمود ما لشکر و رعیت خود را مانند اولاد خود دوست میداریم و همۀ اهل ایران عیال منند!» کریمخان مقرر کرد گندم هر من دویست و هر من جو صد دینار فروخته شود و ضرر آن از خزانۀ دولت تأمین شود (نقل از رستمالتواریخ).
از سخاوتمندی کریمخان بسیار گفتهاند. وقتی دیوار شهر شیراز را ۱۲.۰۰۰ کارگر میساختند، هنگام حفاری سکههای اشرفی فراوانی یافت شد. او به جای مصادرۀ سکه و به جیب زدن آن (به نام دولت و به کام خود)، سکهها را میان همان کارگران تقسیم کرد.
کریمخان جایی را که فتح میکرد غارت نمیکرد و میکوشید حقوق سربازانش را بدهد تا به اموال مردم دستدرازی نکنند. مردان جنگاور گاه مدتهای طولانی از خانه دورند و همین باعث میشود غریزۀ جنسی به آنها فشار آورد، نتیجه این است که همواره در تاریخ سربازان و لشکریان اگر فرصت مییافتند دامن به تجاوزگری به نوامیس مردم میآلودند. کریمخان برای جلوگیری از دستدرازی به زنهای منطقۀ جنگ همواره روسپیانی در سپاه خود همراه داشت. باز در رستمالتواریخ میخوانیم: «والاجاه کریمخان... در حضر و سفر با موکب خود، بر سبیل ضرورت، افواجِ فیوج [= کولیان] و فواحش بسیار به جهت لشکریان میداشت و لولیان شهرآشوب و دلربا و ارباب طرب با اردوی خود همهجا میبرد.»
از زندوستی کریمخان هم داستانها بسیار گفتهاند، از عشق او در ۷۵ سالگی به شاخنبات، از بیشفعالی جنسی او... اهل بزم و شراب هم بود، هر شب، در جنگ و صلح. اما او شادی و طرب را برای خود و دیگران میخواست. در روضةالصفای ناصری (جلد ۹، ص ۱۲۵) در این باره آمده است، او همیشه میکوشید رعیت او نیز کموبیش تا جایی که امکان دارد شاد باشد. شبها بر پشتبام به شهر گوش میداد، اگر صدای موسیقی و شادی میشنید، راضی بود، اما اگر صدای شادی نمیشنید روز بعد علت آن را جویا میشد.
پینوشت:
منابع: رستمالتواریخ، صفحات ۳۳۱؛ ۴۲۰-۴۲۲. «کریمخان زند»، عبدالحسین نوایی، ص ۲۲۸؛ «کریمخان زند و زمانۀ او»، پرویز رجبی، صفحات ۱۱۵-۱۲۷.
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
ماشاءالله خان در دربار هارونالرشید ۲
ایرج پزشکزاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خاتمی رفت
▪️بعد از انتشار هزاران تصویر و خبر از فاجعهای که در سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ اتفاق افتاد و سه روز بعد از پیام میرحسین موسوی که «ولیفقیه با اختیارات مطلقه» را مسئول این جنایت معرفی کرد سید محمد خاتمی گفت: «در همین مورد اخیر دولت باید بسیار سپاسگزار رهبری باشد که با موضع گیری خود امواج مخرب سازمان داده شده علیه دولت و ملت را به محاق بردند.».
جالبتر اینکه در این نشست، جمعی از ایثارگران جنگ به دیدار آقای خاتمی رفته بودند و سخنگوی مجمع ایثارگران پیش از سخنرانی ایشان به او گفت: «روزی که ما و رفقایمان رفتیم امنیت کشور را تأمین کنیم، فکر نمیکردیم روزی گلوله مغزمان را هدف بگیرد/آرام آرام داریم به مرگ تدریجی عادت میکنیم/استبداد سرکش و تام و تمام در هر بخش ایجاد شده/شخص شما نمیتوانید سکوت کنید و حضور نداشته باشید و همراه مردم نباشید...» (*وبسایت خاتمی)
▪️یکسال پیش همین جا در یادداشتی نوشتم: «خاتمی عزیز، نماد ما و نماد اصلاحاتی است که دیگر نه فشار از پایین میآورد نه توانی برای چانهزنی در بالا دارد. نه قرار تازهای دارد و نه تَکرار نیازمودهای. نه استراتژی منسجمی دارد نه تشکیلات مقتدری. از مبدأ شرکتِ بیشرط در انتخابات آغاز میکند و مقصدش "باری به هر جهت" است. دفاع از اصلاحاتِ موجود، دیگر دفاع از یک خاکریز نیست، بلکه خوشبینانه: پناهبردن به نوستالژی و رؤیاست...بدون رهایی از بندِ نظر و عمل خاتمی عزیز، نه به نشانه و نشانیِ تازهای میرسیم و نه به اصلاحِ اصلاحات...برای رهبر مادامَالعمری که حلقهی وصل تمام مفاسد کشور است انسجام ایرانیان اهمیتی ندارد، وگرنه آشتی ملی را به سُخره نمیگرفت. این "اصلاحاتِ تدریجی" نیست؛ رضایت به ویرانیِ تدریجیِ ایران است...».
حالا یکسال پس از آن یادداشت، آقای خاتمی ترجیح داده حتی صدای ایثارگرانی که از «استبداد سرکش و تام و تمام» با او درددل میکنند را با «سپاسگزاری بسیار از رهبری» پاسخ دهد.
▪️رفت و آمد رهبران سیاسی، تیترهایی است مثل «امام آمد» یا «شاه رفت». معنایی بیش از آمدن و رفتن یک نفر دارد و آغاز یا پایانِ یک دوره را نشان میدهد. خاتمی خرداد۷۶ آمد و «در حد توان و ظرفیتِ» خود برای نجات ایران کوشید، اما انتخاب نهائیاش در بزنگاهِ تاریخی آبان۹۸، پایان او بود. خاتمی رفت.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خاتمی رفت
▪️بعد از انتشار هزاران تصویر و خبر از فاجعهای که در سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ اتفاق افتاد و سه روز بعد از پیام میرحسین موسوی که «ولیفقیه با اختیارات مطلقه» را مسئول این جنایت معرفی کرد سید محمد خاتمی گفت: «در همین مورد اخیر دولت باید بسیار سپاسگزار رهبری باشد که با موضع گیری خود امواج مخرب سازمان داده شده علیه دولت و ملت را به محاق بردند.».
جالبتر اینکه در این نشست، جمعی از ایثارگران جنگ به دیدار آقای خاتمی رفته بودند و سخنگوی مجمع ایثارگران پیش از سخنرانی ایشان به او گفت: «روزی که ما و رفقایمان رفتیم امنیت کشور را تأمین کنیم، فکر نمیکردیم روزی گلوله مغزمان را هدف بگیرد/آرام آرام داریم به مرگ تدریجی عادت میکنیم/استبداد سرکش و تام و تمام در هر بخش ایجاد شده/شخص شما نمیتوانید سکوت کنید و حضور نداشته باشید و همراه مردم نباشید...» (*وبسایت خاتمی)
▪️یکسال پیش همین جا در یادداشتی نوشتم: «خاتمی عزیز، نماد ما و نماد اصلاحاتی است که دیگر نه فشار از پایین میآورد نه توانی برای چانهزنی در بالا دارد. نه قرار تازهای دارد و نه تَکرار نیازمودهای. نه استراتژی منسجمی دارد نه تشکیلات مقتدری. از مبدأ شرکتِ بیشرط در انتخابات آغاز میکند و مقصدش "باری به هر جهت" است. دفاع از اصلاحاتِ موجود، دیگر دفاع از یک خاکریز نیست، بلکه خوشبینانه: پناهبردن به نوستالژی و رؤیاست...بدون رهایی از بندِ نظر و عمل خاتمی عزیز، نه به نشانه و نشانیِ تازهای میرسیم و نه به اصلاحِ اصلاحات...برای رهبر مادامَالعمری که حلقهی وصل تمام مفاسد کشور است انسجام ایرانیان اهمیتی ندارد، وگرنه آشتی ملی را به سُخره نمیگرفت. این "اصلاحاتِ تدریجی" نیست؛ رضایت به ویرانیِ تدریجیِ ایران است...».
حالا یکسال پس از آن یادداشت، آقای خاتمی ترجیح داده حتی صدای ایثارگرانی که از «استبداد سرکش و تام و تمام» با او درددل میکنند را با «سپاسگزاری بسیار از رهبری» پاسخ دهد.
▪️رفت و آمد رهبران سیاسی، تیترهایی است مثل «امام آمد» یا «شاه رفت». معنایی بیش از آمدن و رفتن یک نفر دارد و آغاز یا پایانِ یک دوره را نشان میدهد. خاتمی خرداد۷۶ آمد و «در حد توان و ظرفیتِ» خود برای نجات ایران کوشید، اما انتخاب نهائیاش در بزنگاهِ تاریخی آبان۹۸، پایان او بود. خاتمی رفت.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️