پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
همه بفکر ویروس‌های بیولوژیک هستند و دریغ از ویروس های ایدئولوژیک!!
فرایند آلایندگی دقیقاً همانند همدیگر است و این تشابه، یک فرصت خوب برای بررسی چگونگی ایجاد آلودگی و راه‌های درمان آن در اختیار ما قرار می‌دهد. ویروس‌های بیولوژیک حامل مواد ژنتیکی بوده و انواع ویروس‌های ایدئولوژیک، حاوی اطلاعات.هر کدام روشی برای ورود به بدن و ذهن دارند. ویروس‌های زیستی می‌توانند از طریق مجاری تنفسی، دهان، و حتا منافذ پوست وارد بدن شوند و انواع ایدئولوژیک آن از مسیر‌های شنیدن، دیدن و خواندن اطلاعات. اما ویروس‌ ها چگونه به کالبد و ذهن حمله می‌کنند؟‌ هر دو از طریق وجود نقص در قربانی به هدف میرسند ویروسهای زیستی از طریق نقص در عملکرد سیستم ایمنی بدن و انواع ایدئولوژیک از طریق نقص در سیستم پردازش و ادراک که ناشی از کمبود دانش و اطلاعات است. ویروس‌های ایدئولوژیک معمولاً با داستان‌ هایی آغاز می شوند که گروه‌های اجتماعی از وقوع آنها بی‌خبرند و امکان راستی‌آزمایی آنها وجود ندارد. این داستانها اغلب مسلّح به فریب‌های بزرگی هستند.معمول‌ترین مکانیزم فریب آنها استفاده از کمبودهای شخصی و شخصیتی و جغرافیایی است.


@flith
فکرش را بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما می‌گفت تا می‌توانیم دشمن بکشیم. این حرف از دهان یک کشیش در می‌آمد. یکی از هم‌قطارهای من به کشیش گفت مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیده‌اید؟ قتل مکن. من از آن موقع دیگر به این رداپوش‌ها اعتقاد ندارم.



#یوزف_وینکلر
@flith
#معرفی_کتاب

کتاب #انجمن_شاعران_مرده داستانِ این کتاب درباره‌ تغییر است. نانسی اچ.کلاین‌بام، روزنامه‌نگار و نویسنده آمریکایی است. او رمان‌های متعددی نوشته که بیشترشان در سینما مورد اقتباس قرار گرفته‌اند. فیلم «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 به کارگردانی پیتر ویر و پیش از چاپ رمان آن ساخته شد و توانست جایزه بهترین فیلم مراسم اسکار آن سال را به خود اختصاص دهد

👇👇👇
کتاب انجمن شاعران مرده

داستان کتاب انجمن شاعران مرده در سال 1959 و در آمریکا می‌گذرد. بیشتر اتفاقات این داستان در دبیرستانی به نام ولتون اتفاق می‌افتد. در دبیرستان ولتون قوانین خشک و سختگیرانه‌ای اجرا می‌شود و اساسنامه‌ دبیرستان بر چهار شعار استوار است:

سنت

افتخار

انضباط

سرافرازی

در گردهمایی که هم برای شروع سال تحصیلی جدید و هم برای صدمین سال تاسیس دبیرستان ترتیب داده شده بود، مدیر مدرسه – آقای نولان – که مدیر سختگیر و منظمی‌ست، جان کیتینگ را به عنوان معلم جدید ادبیات مدرسه معرفی می‌کند.
معلم جدید برخلاف اساسنامه و قواعد ثابت مدرسه رفتار کرده و دانش آموزان را به تالار تشریفات مدرسه می‌برد و عکس‌هایی را به آن‌ها نشان می‌دهد که شصت، هفتاد سال پیش در وجود داشته‌اند و به آنها گوشزد می‌کند که دیگر زنده نیستند. این اولین درس بچه‌های مدرسه ولتون است: «مرگ آگاهی». بعد از درس مرگ‌ آگاهی، معلم شعری برای آن‌ها می‌خواند تا اهمیت استفاده از فرصت‌ها و لحظه حال را به آنان یادآوری کند.

شکوفه‌های سرخ را
همین حالا که می‌توانی
از جا برچین
زمان کهن سال
آرام در گذر است
همین گل که کنون به روی تو لبخند می‌زند
فردا روز
عمرش فانی خواهد بود. (کتاب انجمن شاعران مرده – صفحه 32)

و در ادامه به کلمه لاتین کارپه دیم اشاره می‌کند: «کارپه دیم یعنی دم را غنیمت بشمار.» جان کیتینگ منظور خودش را اینگونه توضیح می‌دهد: «چون ما غذای کرم‌ها خواهیم شد، پسرها! چون فقط قراره تعداد محدودی از بهار و تابستان و پاییز رو تجربه کنیم. با این که باور کردنش سخته اما یک روز هر کدوم از ما از نفس خواهیم افتاد، تن‌مون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.»

انجمن شاعران مرده اسم گردهمایی است که پنهانی در زمان تحصیل کیتینگ بر پا می‌شد و دختران و پسران جوان مخفیانه در یک غار دور هم جمع می‌شدند و شعرهای مورد علاقه خود یا اشعاری را که خودشان سروده بودند می‌خواندند. حال بچه‌های مدرسه ولتون به فکر می‌افتند دوباره آن انجمن را برپا کنند که این کار باعث می‌شود به خود حرکتی بدهند و از سکون خارج شوند. باعث می‌شود سراغ کارهایی بروند که به آنها علاقه شدید دارند. در این رمان خانواده‌ها و مراکز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاکم هستند به طوری که بچه‌ها در مقابل رفتار تند آن‌ها تظاهر به اطاعت می‌کنند ولی دنبال دلبستگی‌های خود می‌روند.
انجمن شاعران مرده از آن دسته کتاب‌هایی هست که امید و تکاپو را در دل آدم زنده نگاه می‌دارد. عاشق شخصیت جان کیتینگ شدم که توانست شیوه درست زندگی کردن و تبدیل کردن لحظه‌ها به طلا را به خوبی به بچه‌ها یاد بدهد.
داستان سراسر پر از جمله‌های زیبا و ناب است و شعرهایی که در این رمان استفاده شده بسیار زیبا و امیددهنده هستند. این موضوع برای عاشقان ادبیات نکته مثبتی است و هر کسی کتاب را بخواند عاشق آن خواهد شد. ترجمه کتاب هم خوب بود ولی این رمان هم مثل بیشتر رمان‌ها در سایه مانده و دیده نشده است. به دوستان پیشنهاد می‌کنم کتاب را بخوانند و لذت ببرند.

@flith
👍1
پرواز فکر و اندیشه
#سده؛ روزیکه هوشنگ آتش را یافت. این آیین، بازتاب باور قدیمی و سنتی ایرانیان به پیروزی بر اهریمن است. مهم‌ترین نماد آن هم آتشی‌ست که فریدون پس از برانداختن ضحاک برافروخت و دگرباره ایران‌زمین را روشن ساخت. یادکرد و پاس‌داشت این آیین‌های پرطنین ملی، نویدی‌ست…
#جشن_سده، آغاز فرا رسیدن نور،
روشنایی و نوروز بر ایرانیان گرامی باد🔥🔥🔥🔥


بیارایید این آتش زردهشت
بگیرد همی زند و اوستا به مشت

نگهدار این فال جشن سده
همین فر نوروز و آتشکده


‏اشاره ‎#شاهنامه‌_فردوسی به کشف آتش و ‎#جشن_سده:

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
هم آن و هم این سنگ گردید خرد

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

که او را فروغی چنین هدیه داد
همین ‎#آتش آن گاه قبله نهاد

#فردوسی_بزرگ

‏از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
‎سده فرخ روز، دهم بهمن ماه

#فرخی_سیستانی

@flith
پرواز فکر و اندیشه
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمی دهند را تهیه کرده ام: . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه کسی را دوست بداریم . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در گمنامی از زندگی لذت ببریم . آنها به ما…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️پیش بینی بچه ها در سال 1966 برای سال 2000

چرا همیشه دولت ها، رسانه ها، والدین، مدارس و… جوری رفتار می کنن و تفسیر می کنن و نگاه می کنن که این فکر به بچه ها و نسل آینده القا بشه که همه چیز در جهت بدتر شدن پیش خواهد رفت؟
یعنی وقتی این بچه ها صحبت از ماشین می کنن، به عنوان چیزی که انسان رو نابود می کنه بهش نگاه می کنن و نه چیزی که زندگی انسان رو بهبود خواهد داد.
امروز همین نگاه رو هم در مورد هوش مصنوعی و 5G داریم.

@flith
میگفت هیچ فرودگاهی اندازه فرودگاه امام اشک و خداحافظی تلخ نداشته، چون تنها فرودگاهیه که بیشتر مسافراش برای همیشه میروند.

@flith
👍1
⚫️ خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟

آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند و فکر کلاهی دگر کنم

من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم

معشوق #عشقی ای وطن ای عشق پاک من
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم

«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»
«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »

«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »
«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم »

#میرزاده_عشقی
@flith
‏جایی که منجلاب گوه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکهٔ آن انتقاد بشود قسمت های دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست. باید همه‌اش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلا پرت کرد. چیز اصلاح شدنی نمی بینم.


#صادق_هدایت

@flith
کپی از فیسبوک مرجان مرجانی


اثر تماشاگر ( Bystander Effect ) یعنی چه؟
چگونه پخش شدن مسئولیت روی رفتار ما تأثیر می‌گذارد؟
فرض کنید صبح زود در یک جاده‌ی خلوت در حال رانندگی هستید. در کنار جاده ماشینی حامل یک خانواده را می‌بینید که از جاده خارج شده و چپ کرده و به نظر می‌رسد که سرنشینان نیاز به کمک فوری دارند.
چقدر احتمال دارد که به آن‌ها کمک کنید یا با گروه‌های امداد تماس بگیرید؟
حالا فرض کنید همین اتفاق در طول روز در یک جاده‌ی شلوغ و پرترافیک می‌افتد. این بار عکس‌العمل شما چیست؟
آیا باز هم به کمک می‌شتابید و با گروه‌های امداد تماس می‌گیرید؟ یا با خودتان می‌گویید: «بالاخره در میان کسانی که از این‌جا عبور می‌کنند، کسی هست که بایستد و کمک کند.»
به نظر می‌رسد با زیاد شدن تعداد تماشاگران، احتمال و انگیزه‌ی کمک کردن کاهش پیدا می‌کند. این همان چیزی است که به عنوان اثر تماشاگر یا ‌Bystander Effect شناخته می‌شود.
بسیاری از ما، مردمِ موبایل به دست را دیده‌ایم که در رویدادها و سانحه‌ها، به عکس‌برداری و فیلم‌برداری مشغول می‌شوند و برای کمک پا پیش نمی‌گذارند (خصوصاً اگر حس کنند دیگران هستند و کمک خواهند کرد).
در بحث اثر تماشاگر، به قتلی در سال ۱۹۶۴ اشاره می‌کنیم (+) :
در آن سال، زنی آمریکایی به نام کیتی جنویز (Kitty Genovese) در خیابان مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت و با ضربات چاقو کشته شد.
حدود ۳۸ خانواده از پنجره‌ها شاهد این قتل بودند یا صدای فریادهای زن را می‌شنیدند،
اما جز یک مورد و آن هم با تأخیر، هیچ‌کس با پلیس تماس نگرفت
قاتل، توانست سر فرصت طعمه‌ی خود را آزار داده و به قتل برساند.
پس از این رویداد، برای نخستین بار در سال ۱۹۶۸ به پدیده‌ی اثر تماشاگر توجه شد.

https://t.me/flith/12519

@flith
بیانیه 25 شاعر و نویسنده در ارتباط با روز قدس: «ما از انقلاب فلسطین و مبارزه‌ی مستمر تمام خلق‌های جهان علیه سرمایه‌داری جهانی، امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل حمایت می‌کنیم و در راه‌پیمایی روز قدس در کنار همه‌ی مبارزان راه آزادی و دموکراسی شرکت خواهیم کرد، باشد که امپریالیسم آمریکا همچون سلطنت شاه روانه زباله‌دان تاریخ شود.» امضاءکنندگان: امیرحسین آریان‌پور، داریوش آشوری، داریوش شایگان، رضا براهنی، مهرداد بهار، غلامحسین ساعدی، باقر پرهام، اسماعیل خوئی، نجف دریابندری، سیمین دانشور، محمد قاضی، داریوش مهرجویی، احمد شاملو و غیره...


روزنامه‌ی اطلاعات، مرداد 1358

@flith
روایت دکتر #شفیعی_کدکنی از تلاش تاریخی انگلیس در هند و پاکستان برای از بین بردن زبان فارسی و تسلط زبان‌های محلی!
شفیعی کدکنی در این ۶ دقیقه به خوبی می‌گوید که چرا انگلیس و از آن‌طرف روسیه سال‌ها برای برجسته کردن زبان‌های محلی تلاش کردند و می‌کنند"

‏حمله به زبان ملى، زمينه سازى براى حمله به يگانگى ملى و يكپارچگى سرزمينى ماست. زيان فارسى ستونى از هويت ايرانى است. بدون آن اين بنا فرو مى ريزد. ايران مانند ليبى و افغانستان و پاكستان، كشور اقوام متحد نيست. كشور ملت "ايران" است.

#هوشیار_باشیم
@flith
📚جلال آل‌احمد كتاب «غرب زدگي» را نوشت و خيامي كارخانه «ايران خودرو» را ساخت

كدام يك به حال مردم ايران مفيد تر بودند؟

▪️از ادعاهای اصلی آل‌احمد در کتاب«غربزدگی» این است که غربی‌ها در جنگ‌های صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آل‌احمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهان‌سومی فرض بنیادین نظریه‌هایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر می‌کند چنین و چنان است.او بر همین مبنا مطالبۀ اصلی‌اش را مطرح می‌کند. می‌گوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟

⬛️کلیدواژۀ آل‌احمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی می‌داند. بزرگ‌ترین مشکل او این است که ماشین را غربی‌ها ساخته‌اند. می‌گوید ماشین طلسمی است که غربی‌ها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه می‌داند؟ می‌گوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت می‌گوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمی‌شود. می‌گوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی می‌پرسیم چگونه؟ پاسخ می‌دهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من این‌کاره نیستم...»

◾️آل‌احمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! می‌گوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومی‌سازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگ‌برگشته‌ای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوع‌آورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راه‌وچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آل‌احمدِ همه‌چیزدان متن «غرب‌زدگی» را می‌نوشت، برادران خیامی ایران‌خودرو را پایه‌گذاری می‌کردند و چشم‌وچراغ صنایع ایران شدند، البته آل‌احمد قطعاً به این غربزده‌ها به دیدۀ تحقیر می‌نگریست، و از نظر او مشتي ارازل و بيكاره و بي بخار بر ايران حاكم بودند!

آل‌احمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمان‌وریسمان به هم می‌بافد. او شعبده‌بازی است که در میانۀ نمایش فکر می‌کند پیامبر است! عصا می‌اندازد تا اژدها شود، اما نمی‌شود؛ عصا بر نیل می‌زند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمی‌خورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است!

مهدی تدینی

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بابات بفهمه خون به پا میکنه (مادر)

آبرومون رو بردی چرا نمیمیری از دستت راحت شیم (خواهر)

فکر نکن نمی فهمیم داری چه غلطی میکنی به موقعش حالیت میکنیم (برادر)

اصلا دیدی سر و شکل خواهرت رو نمیخواهی چیزی بهش بگی (زنداداش)

اگه بابات عرضه نداره خودم جلوی خواهرت رو بگیرم (شوهرخواهر)

با این سرووضع میره بیرون شوهرت بهش چیزی نمیگه (خاله)

تف به غیرتت مرد( عمو)

کشتمش تا حرف پشتم نباشه (پدر)

🚫در قتل های ناموسی شریک نباشیم همه مقصریم🚫

#دختر بودن و زندگی کردن تو این جامعه ی شجاعت تمام ناشدنی میخواد

خبر کوتاه بود و دردناک
"در یک روز عادی، یک مرد در اهواز سر همسر نوجوانش را بریده و آن را در شهر به نمایش گذاشته است"

مغزهای کوچک زنگ زده

@flith