خداوند اگر به کسی نعمت شارلاتانی و چاخانی و وقاحت داده باشد، در این مرز و بوم نانش تو روغن است و روی سبیل قیصر، نقاره میزند. تا این قماش اشخاص تاج سر ما هستند رنگ رستگاری را نخواهیم دید. خاک بر سرمان که تقصیر خودمان است.
#محمد_علی_جمالزاده
@flith
#محمد_علی_جمالزاده
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تلاش هایش به ملیت ایران ضربه زد ،تمام عمر از پانترکیسم گفت و بر ضد ملیت و سلطنت ، خصوصا سلطنت در ایران بود ، البته از تمجید سلطنت انگلستان برای بدست آوردن پناهندگی دست نکشید ! داستان تخیلی تجاوز جنسی اش را در روزنامه و مجلات پورنو گرافی چاپ کرده بود ، از پنکه سقفی در حال چرخشی که به او آویزانش کرده بودند و در همان حال به او تجاوز شده بود چه جوک ها که ساخته نشد ، اینک این شاعر چپ اندیش قبل از فهمیدن ازدنیا رفت ، رفقایش در سوگش کدام شعرش را خواهند خواند !!؟
#رضا_براهنی
@flith
#رضا_براهنی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مذهب با دیوار راز و نیاز میکند و مذهب دیگربه دیوار سنگ میزند دراورشلیم دیواری هست باستانی که یهودیان اعتقاد دارند از بقایای کاخ حضرت سلیمان است و نام ان کتل است هر سال هزاران نفر از یهودی و مسیحی به زیارت ان میروند با ان راز و نیاز میکنند و در جرز ان عریضه میگذارند درمکه دیواری هست که مسلمانان ان را جمره مینامند و اعتقاد دارند خانه ی شیطان درون ان است و هر سال تعداد بیشماری از مسلمانان به ان سنگ میزنند هر سال تعداد زیارت کنندگان به کتل و سنگ زنندگان به جمره رو به فزون است. هیچ خردمندی در جهان بادیوار رازو نیاز نمیکند وهیچ عاقلی به دیوار به خاطر نفرت سنگ نمیزند تنها مذهب است که خرد را زائل کرده که ادمی را واداربه عشق و تنفر از یک دیوار میکند به راهی که اکثر مردم میروند بیشتر شک کن مردم فقط تقلید کورکورانه میکنند ازمتمایز بودن نترس انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است
#صادق_هدایت
@flith
#صادق_هدایت
@flith
بمناسبت ششم فروردین زادروز #زرتشت نگاهی به کتاب چنین گفت زرتشتِ نیچه بیندازیم
هاشم رضی کتابی با عنوان «نیچه و کتاب چنين گفت زرتشت» دارد ولی در کلِ کتاب تنها چند صفحه به موضوع زرتشت و نیچه پرداخته و بدون بررسی دقیق، وجود ارتباط بین آن دو را نفی کرده و انتخاب نیچه را تنها از باب تمسخر میداند، جایی که میگوید:
«عنوان کتاب نیچه این توهم و پندار را به وجود آورده که نیچه مطالبی پیرامون فلسفه و افکار زرتشت نوشته است، در حالی که چنین نیست. نیچه ضدمذهب است، اخلاق را نکوهش میکند و سبب بندگی میداند. نیچه به هیچ مبدا و خدایی معتقد نیست، چون دین را هم سبب بندگی و نفی ارادهی قدرتی که در پی آن است می شناسد. به ضعفا و مردم عادی و یا پیروان اخلاق بنابر اصولی که توضیح میدهد نه تنها اعتقادی ندارد بلکه به دیدهی تحقیر مینگرد......// اما چه طور شد که نیچه عنوان کتاب خود و بیان فلسفهاش را از زبان پیامبری بیان کرد که درست نقطهی مقابلش بود، یعنی یک پیامبر که دین آورد که به آزادی و مساوات و حریت آدمی و خدا و جهان پسین و اصالت آدمی و اولویت نیکی در آدمی و دست آخر به اخلاق معتقد بود؟»
بطورِ کلی رضی در کتابش معتقد است که طنز و هزلی غریب در عنوان کتاب نیچه وجود دارد.
حنایی کاشانی هم در «زرتشت نیچهی کیست» دربارهی انتخاب نام زرتشت از سوی نیچه چنین گفته است:" هایدگر میگوید که نام زرتشت Zarathustra در واقع با کلمات Trost و trauen و Zutrauen مرتبط است و به جای همین کلمهTrost کلمهی Hoffnung به زبان آلمانی وارد شده است." اما وقتی به هایدگر برای بررسی این موضوع مراجعه میکنیم موضوع به گونهی دیگری یافت میشود و با شگفتی باید گفت هایدگر هرگز چنین مطلبی نگفته است و اینجا لازم است که متن انگلیسی و ترجمه ای که حنایی کاشانی انجام داده است آورده شود:
That is why the "great longing" is in the same section also called "the longing of overfullness." "The great longing" lives mostly by virtue of that from which it draws the sole solace, that is, confidence. The older German work "Trost" (solace, compare: betroth, trust) has been replaced by the word "hope." "The great longing" that inspires Zarathustra attunes and determines him to his "greatest hope"
ولی ترجمه ای که حنایی کاشانی از این متن انجام داده است بدین شکل است:
كمال اشتياق بزرگ، غالبن به آن چیزی است که تسکین و تسلای خود را از آن کسب میکند، یعنی ،اطمینانش به آینده. به جای کلمهی قدیمیتر تسلی Trost ( مرتبط باtrauen، zutrauen) کلمهی «امید» به زبان ما
وارد شده است. اشتیاق بزرگ، با زرتشت [Zarathustra]که در «بزرگترین امید» ش از چنین اشتیاقی ملهم است، منطبق است و ذات او را تعریف میکند. اما چه چیزی زرتشت را به این امید میکشاند و او را بر آن چه حقی است؟
میبینید؟هایدگر به هیچ وجه سخنی در رابطه با بازی با کلمات و ارتباط کلمهی Zarathustra و کلمهی zutrauen نگفته و جملهی داخل پرانتز و کلمات trauen و zutrauen از سوی مترجم وارد شده. همچنین باید در نظر داشت که در زبان آلمانی حرف Z در کلمه ی zutrauren به صورت "تْست" تلفظ میشود ولی در Zarathustra به صورت "ز" و احتمالن عدم آشنایی کاشانی با زبان آلمانی و شباهت ظاهری این دو کلمه بدون در نظر گرفتن نوع خوانششان ایشان را به این پندار اشتباه وارد کرده است که نامZarathustra یک بازی آوایی است و دیگر هیچ!
نیچه با امیدهای ابر زمینی و توكل مخالفت میکند و نجات زمین را در پس کوشش برای آن میداند و در سوی دیگر، زرتشت نیز هیچ گاه از امیدهای ابرزمینی سخن نمیگوید،در گاهان آمده است که وقتی اهورامزدا با نالهی گاو روبرو میشود به دنبال راهحلی زمینی است تا بتواند در زمین داد او را بستاند، زرتشت همواره از مردمان میخواهد که مگذارند زمین را به تباهی بکشانند و تلاش برای زمین و ساختن جهانی نو را مشخصهی اشونان می داند. این که زرتشت آبادانی بر روی زمین و هر آنچه بر روی آن اتفاق می افتد را معلول انسان می داند بدین معنی است که انسان از نگاه او موجودی صاحب اختیار است و حتی وی را دارای قابلیت هایی می داند که اهورامزدا فاقد آن است به همین جهت اهورامزدا در پاسخ به نالهی گاو به دنبال انسانی می گردد که بتواند مشکل او را حل کند و پیروزی اهورامزدا بر اهريمن محقق نمیشود مگر با کوشش انسان کوشش انسان نیز نتیجه صاحب اختیار بودن او در زمین است که از نگاه زرتشت این نعمت به انسان بخشیده شده.
[نیچه در چنین گفت زرتشت،übermensch و بازگشت جاودانه را مطرح میکند. ابرانسان میوه باور به اراده انسان است که پس از نسلها، ابر انسان را میسازد. ایده ی ابرانسان جایگزینی بر باور به منجی در ادیان است، که زاینده اراده آسمان است ولی ابرانسان برخاسته از باور به اراده انسانی است.]
#رامین_زارعی
هاشم رضی کتابی با عنوان «نیچه و کتاب چنين گفت زرتشت» دارد ولی در کلِ کتاب تنها چند صفحه به موضوع زرتشت و نیچه پرداخته و بدون بررسی دقیق، وجود ارتباط بین آن دو را نفی کرده و انتخاب نیچه را تنها از باب تمسخر میداند، جایی که میگوید:
«عنوان کتاب نیچه این توهم و پندار را به وجود آورده که نیچه مطالبی پیرامون فلسفه و افکار زرتشت نوشته است، در حالی که چنین نیست. نیچه ضدمذهب است، اخلاق را نکوهش میکند و سبب بندگی میداند. نیچه به هیچ مبدا و خدایی معتقد نیست، چون دین را هم سبب بندگی و نفی ارادهی قدرتی که در پی آن است می شناسد. به ضعفا و مردم عادی و یا پیروان اخلاق بنابر اصولی که توضیح میدهد نه تنها اعتقادی ندارد بلکه به دیدهی تحقیر مینگرد......// اما چه طور شد که نیچه عنوان کتاب خود و بیان فلسفهاش را از زبان پیامبری بیان کرد که درست نقطهی مقابلش بود، یعنی یک پیامبر که دین آورد که به آزادی و مساوات و حریت آدمی و خدا و جهان پسین و اصالت آدمی و اولویت نیکی در آدمی و دست آخر به اخلاق معتقد بود؟»
بطورِ کلی رضی در کتابش معتقد است که طنز و هزلی غریب در عنوان کتاب نیچه وجود دارد.
حنایی کاشانی هم در «زرتشت نیچهی کیست» دربارهی انتخاب نام زرتشت از سوی نیچه چنین گفته است:" هایدگر میگوید که نام زرتشت Zarathustra در واقع با کلمات Trost و trauen و Zutrauen مرتبط است و به جای همین کلمهTrost کلمهی Hoffnung به زبان آلمانی وارد شده است." اما وقتی به هایدگر برای بررسی این موضوع مراجعه میکنیم موضوع به گونهی دیگری یافت میشود و با شگفتی باید گفت هایدگر هرگز چنین مطلبی نگفته است و اینجا لازم است که متن انگلیسی و ترجمه ای که حنایی کاشانی انجام داده است آورده شود:
That is why the "great longing" is in the same section also called "the longing of overfullness." "The great longing" lives mostly by virtue of that from which it draws the sole solace, that is, confidence. The older German work "Trost" (solace, compare: betroth, trust) has been replaced by the word "hope." "The great longing" that inspires Zarathustra attunes and determines him to his "greatest hope"
ولی ترجمه ای که حنایی کاشانی از این متن انجام داده است بدین شکل است:
كمال اشتياق بزرگ، غالبن به آن چیزی است که تسکین و تسلای خود را از آن کسب میکند، یعنی ،اطمینانش به آینده. به جای کلمهی قدیمیتر تسلی Trost ( مرتبط باtrauen، zutrauen) کلمهی «امید» به زبان ما
وارد شده است. اشتیاق بزرگ، با زرتشت [Zarathustra]که در «بزرگترین امید» ش از چنین اشتیاقی ملهم است، منطبق است و ذات او را تعریف میکند. اما چه چیزی زرتشت را به این امید میکشاند و او را بر آن چه حقی است؟
میبینید؟هایدگر به هیچ وجه سخنی در رابطه با بازی با کلمات و ارتباط کلمهی Zarathustra و کلمهی zutrauen نگفته و جملهی داخل پرانتز و کلمات trauen و zutrauen از سوی مترجم وارد شده. همچنین باید در نظر داشت که در زبان آلمانی حرف Z در کلمه ی zutrauren به صورت "تْست" تلفظ میشود ولی در Zarathustra به صورت "ز" و احتمالن عدم آشنایی کاشانی با زبان آلمانی و شباهت ظاهری این دو کلمه بدون در نظر گرفتن نوع خوانششان ایشان را به این پندار اشتباه وارد کرده است که نامZarathustra یک بازی آوایی است و دیگر هیچ!
نیچه با امیدهای ابر زمینی و توكل مخالفت میکند و نجات زمین را در پس کوشش برای آن میداند و در سوی دیگر، زرتشت نیز هیچ گاه از امیدهای ابرزمینی سخن نمیگوید،در گاهان آمده است که وقتی اهورامزدا با نالهی گاو روبرو میشود به دنبال راهحلی زمینی است تا بتواند در زمین داد او را بستاند، زرتشت همواره از مردمان میخواهد که مگذارند زمین را به تباهی بکشانند و تلاش برای زمین و ساختن جهانی نو را مشخصهی اشونان می داند. این که زرتشت آبادانی بر روی زمین و هر آنچه بر روی آن اتفاق می افتد را معلول انسان می داند بدین معنی است که انسان از نگاه او موجودی صاحب اختیار است و حتی وی را دارای قابلیت هایی می داند که اهورامزدا فاقد آن است به همین جهت اهورامزدا در پاسخ به نالهی گاو به دنبال انسانی می گردد که بتواند مشکل او را حل کند و پیروزی اهورامزدا بر اهريمن محقق نمیشود مگر با کوشش انسان کوشش انسان نیز نتیجه صاحب اختیار بودن او در زمین است که از نگاه زرتشت این نعمت به انسان بخشیده شده.
[نیچه در چنین گفت زرتشت،übermensch و بازگشت جاودانه را مطرح میکند. ابرانسان میوه باور به اراده انسان است که پس از نسلها، ابر انسان را میسازد. ایده ی ابرانسان جایگزینی بر باور به منجی در ادیان است، که زاینده اراده آسمان است ولی ابرانسان برخاسته از باور به اراده انسانی است.]
#رامین_زارعی
👍1
#دمی_با_شاهنامه
چنیناست کارِ سپهرِ بلند
گهی شاد دارد گهی مستمند
گر ایوان ما سر به کیوان کشید
همان زهرِ گیتی بباید چشید
اگر سال گردد هزارودویست
جز از خاکِ تیره تو را جای نیست
یکی سینهی شیر باشدْش جای
یکی چنگِ کرکس بود گر همای
ز شب روشنایی نجوید کسی
کجا بهره دارد ز دانش بسی
#فردوسی_بزرگ
@flith
چنیناست کارِ سپهرِ بلند
گهی شاد دارد گهی مستمند
گر ایوان ما سر به کیوان کشید
همان زهرِ گیتی بباید چشید
اگر سال گردد هزارودویست
جز از خاکِ تیره تو را جای نیست
یکی سینهی شیر باشدْش جای
یکی چنگِ کرکس بود گر همای
ز شب روشنایی نجوید کسی
کجا بهره دارد ز دانش بسی
#فردوسی_بزرگ
@flith
طی چهل سال، عمل و رفتار آدمها به من یاد داد که آنها میانهای با عقل ندارند!دُم سرخ رنگِ ستارهی دنبالهداری را به آنها نشان بده، دلِشان را از ترس پر کن، میبینی که آشفته و سراسیمه از خانههایِشان بیرون میریزند، و درهمبرهم چنان میدوند که قلمِ پایشان بشکند! ولی بیا و به آنها حرف معقولی بزن و به هزار دلیل ثابتش کن، میبینی که فقط به ریشات میخندند!
#برتولت_برشت
@flith
#برتولت_برشت
@flith
پرواز فکر و اندیشه
تلاش هایش به ملیت ایران ضربه زد ،تمام عمر از پانترکیسم گفت و بر ضد ملیت و سلطنت ، خصوصا سلطنت در ایران بود ، البته از تمجید سلطنت انگلستان برای بدست آوردن پناهندگی دست نکشید ! داستان تخیلی تجاوز جنسی اش را در روزنامه و مجلات پورنو گرافی چاپ کرده بود ، از…
اکثریت عظیم روشنفکرانی که میشناسم در جست و جوی چیزی نیستند و هیچ کاری نمی کنند و به درد کاری نمیخورند. همهشان بد تحصیل کردهاند،به طور جدی مطالعه نمیکنند، دربارهی علوم فقط پرحرفی میکننداز هنر هم کم سردر میآورند. همشان خودشان را میگیرند و با قیافه ی جدی، گنده گویی و فلسفه بافی میکنند؛حال آن که پیش چشم شان کارگرها غذا ندارند و چهل نفری در یک اتاق نامناسب میخوابند، توی ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاکی اخلاقی میلولند. پر واضح است که همهی حرفهای قشنگ مان فقط برای آن است که سر خودمان و دیگران شیره بمالیم!
#آنتوان_چخوف
@flith
#آنتوان_چخوف
@flith
اگر فیلم #روز_موش_خرما ی (Groundhog Day) اثر #هارولد_رامیس را دیده باشید حکایت ما ایرانیهاست شخصیت اصلی قصه فردا که بیدار می شود متوجه میشود که دقیقا در روز قبل است این ماجرا هر روز برایش تکرار میشود.به عبارت دیگر همه ما ایرانی ها در یک "تله زمانی" گرفتار شده ایم و فعلا هر روز محکوم به تکرار روز قبل هستیم. فراموش نکنید فرمانبری کورکورانه از قدرت فساد مطلق می آورد شما در قرن بیستم موقعی که به دیکتاتوری های بزرگی مثل شوروی استالینی یا آلمان هیتلری نگاه می کنید متوجه می شوید که خواسته اصلی حاکمان فرمانبری مطلق مردم از دستورات صادر شده است.انگار اگر ملتی کورکورانه همه دستورات حاکم را اجرا کند مسائل و بحران های کشور حل میشود.اما مشکل اینجاست که آن دستور و فرمانی که از طریق سازو کارهای دموکراتیک و علمی اتخاذ نشده و صرفا برآمده از ذهنیت یک فرد یا حلقه کم شمار اطرافیانش باشد،اساسا نمیتواند دستور درستی باشد و اگر مردم وادار به اجرای چنین دستوری شوند نه تنها مشکل حل نمیشود بلکه حادتر هم میشود. میخواهم نتیجه بگیرم که فرمانبری کردن و مشارکت کورکورانه مردم از دستورات غلط و صرفا به فساد و تباهی بیشتر جامعه منجر می شود .
@flith
@flith
خودآموز دیکتاتوران میگوید اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی فرهنگ او یعنی هویت او را در هم بشکن و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بودتا آنجا که میتوانی از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آن را از پای در بیاور.چون زمانی که ابزار راستی را در دست نداری، دروغگویی بزرگترین عامل پیروزی است. در واقع وقتی مدام به شما دروغ میگویند، حاصل آن نیست که شما این دروغها را باور میکنید، بلکه آن است که دیگر هیچکس، هیچ چیز را باور نمیکند. مردمی که دیگر نتوانند هیچ چیزی را باور کنند، قادر به داشتن هیچ عقیدهای نیستند.آنها نه تنها از قدرت عمل که حتا از توانایی اندیشیدن و قضاوت نیز محروماند. با چنین مردمی می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.
بیخود نگفته اند که سینما خاطره به وجود می آورد و تلویزیون فراموشی...
@flith
بیخود نگفته اند که سینما خاطره به وجود می آورد و تلویزیون فراموشی...
@flith
👍1
جلو گرسنه های بیچاره در طول سال هر چقدر غذای بخوری مشکلی نیست...
اما جلو روزه دارانی که خود تصمیم گرفتند چیزی نخورند، نباید چیزی خورد.
#صادق_هدایت
كفِ نفس و روزهگرفتن يک مسئله فردی است. هر كسی حق دارد به خاطر ارضای خودآزاری يا به هر دليلی روزه بگيرد و خودش را تعذيب و شكنجه كند. روا نداشتنِ حقِ خوردن بر ديگران اما حد اعلای دگرآزاری است. رفتاری ساديستیتر از آن نيست كه ديگران را از حق خوردن منع كنيم و حتی آن را توهين تلقی كنيم. درک اين نكته كه چرا خوردن و نوشيدن ديگران در ملاء عام را نسبت به خود توهين تلقی كنيم دشوار است ولی میدانيم كه این باور سادومازوخيستی در كشورهای اسلامی واقعيت دارد. ماه رمضان فقط ماه مازوخيسم و خودآزاری نيست، ماه دگرآزاری و نوعی سادومازوخيسم فرهنگی و اجتماعی است كه فرد مسلمان هم زمان از شكنجه و تعذيب خود و ديگری لذت میبرد و كيف میكند!
@flith
اما جلو روزه دارانی که خود تصمیم گرفتند چیزی نخورند، نباید چیزی خورد.
#صادق_هدایت
كفِ نفس و روزهگرفتن يک مسئله فردی است. هر كسی حق دارد به خاطر ارضای خودآزاری يا به هر دليلی روزه بگيرد و خودش را تعذيب و شكنجه كند. روا نداشتنِ حقِ خوردن بر ديگران اما حد اعلای دگرآزاری است. رفتاری ساديستیتر از آن نيست كه ديگران را از حق خوردن منع كنيم و حتی آن را توهين تلقی كنيم. درک اين نكته كه چرا خوردن و نوشيدن ديگران در ملاء عام را نسبت به خود توهين تلقی كنيم دشوار است ولی میدانيم كه این باور سادومازوخيستی در كشورهای اسلامی واقعيت دارد. ماه رمضان فقط ماه مازوخيسم و خودآزاری نيست، ماه دگرآزاری و نوعی سادومازوخيسم فرهنگی و اجتماعی است كه فرد مسلمان هم زمان از شكنجه و تعذيب خود و ديگری لذت میبرد و كيف میكند!
@flith
پدرم حق داشت. وقتی خبر داوطلب شدن مرا شنید، عصبانی شد گفت : احمق، بگذار دیگر پسرهای فامیل بروند. ولی آنها آنقدر احمق نبودند که داوطلب شوند. پدرم یک کارگر بود. می خواهی یک چیزی را به تو بگویم؟ همیشه پسرهای کارگران هستند که در جنگ کشته می شوند.
#اوریانا_فالاچی
@flith
#اوریانا_فالاچی
@flith
ز دانا شنیدم یکی داستان
خرَد شد بر آن نیز همداستان
که آهستهْدل کم پشیمان بود
هم آشفته را هوش درمان بود
شتابندگی کارِ آهَرْمَنست
پشیمانی جان و رنجِ تنست
بفرمای و اکنون تو تیزی نکن
که تیزی پشیمانی آرد به بُن
#فردوسی_بزرگ
@flith
خرَد شد بر آن نیز همداستان
که آهستهْدل کم پشیمان بود
هم آشفته را هوش درمان بود
شتابندگی کارِ آهَرْمَنست
پشیمانی جان و رنجِ تنست
بفرمای و اکنون تو تیزی نکن
که تیزی پشیمانی آرد به بُن
#فردوسی_بزرگ
@flith
مشکلی که اغلب تا اواخر عمر بر ما آشکار نمی شود اینست که وقتی چیزهایی مانند عشق، معنا و انگیزه را می جوییم، تلویحا بر این موضوع اشاره داریم که آنها را پشت درختی یا زیر سنگی می توان یافت. حال آنکه موفق ترین انسانها می دانند که آنها خالق عشق خود، سازنده معنای زندگی خود و تولید کننده انگیزه های خود بوده اند. زندگی من بر پایه دو فلسفه جریان دارد، امروز درباره ی جهان بیشتر از دیروزم بدانم و از درد و رنج دیگران بکاهم. اگر بدانی آن دو چقدر تو را به پیش می راند، شگفت زده خواهی شد.
#نیل_دگرس_تایسون
@flith
#نیل_دگرس_تایسون
@flith
هنگامی که جامعهای به دروغگوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند صداقت به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت، حتا اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می شود!» در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید! شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید: یا به وزارت دروغ می پیوندید، یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید!
#آرنت
@flith
#آرنت
@flith